Omnipresent
14 subscribers
262 photos
138 videos
53 files
36 links
نکات کاربردی (♂♥️♀) روح نامه
Download Telegram
Forwarded from فرنگ نوشت
🔹عکس‌هایی از پله برقی در کشورهای مختلف

🔸سمت راست برای ایستادن
سمت چپ آزاد برای کسانی که می‌خواهند راه بروند.


@Farang_nevesht
Forwarded from Deleted Account
"قبل از آنکه کسی را التیام دهید از او بپرسید که آیا حاضر است از چیزهایی که او را بیمار کرده است دست بکشد."

- هیپوکراتس (بُقراط حکیم)
🔴 پسر این مرد هندی سال ۲۰۰۵ با موتور داخل یک چاله توی خیابون میفته و میمیره

از همون روز به بعد پدرش شروع به تعمیر و پر کردن چاله‌های خیابون با هزینه‌ی شخصی خودش میکنه
این پدر یک سبزی فروش ساده ست و درآمد چندانی نداره ولی تا امروز ۶۰۰ چاله رو تنهایی پر کرده...
•••••••••••••••••••
@nvcir
با دیدن خبر بالا(علی‌الخصوص در هند) یک‌باره یاد جمله‌ی معروف گاندی افتادم:
بیایید خودمان تغییری شویم
که در دنیا جستجویش می‌کنیم


#گاندی

#زبان‌زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺📺📺

فیلسوف و روانشناس مشهور جهان، کارل گوستاو یونگ، درباره خدا چه می‌گوید!؟

@NDEchanel
Audio
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺📺📺

📌 ما انسانها وقتی با هم هستیم، خوشحال‌تر، موفق‌تر و قدرتمند‌تریم. در واقع در کنار هم بودن، زندگی را زیباتر می‌سازد و شرکت هواپیمایی «KLM»، در این تبلیغ فوق‌العاده مشتریانش را به این کار تشویق می‌کند، این ویدیو را باید بارها و بارها دید!

📌 شهروندان یک جامعه و‌ مخاطبان یک برند، عامل بقای و تثبیت برندها هستند، بنابراین برندهای بزرگ در قبال جامعه مسئولیت ‌اجتماعی دارند و باید برای بهتر شدن فرهنگ جامعه و ارتقای آگاهی مخاطبانشان، استراتژی و برنامه‌ریزی داشته باشند و هزینه کنند.
#تبلیغات

@AR_NOSRATI
💥 معنای زندگی

فیلسوف یونانی دکتر پاپادروس در پایان کلاس درسش با این پرسش به سخنرانی خود خاتمه داد :

آیا كسی سؤالی دارد؟

یکی از شاگردانش به نام "رابرت فولگام" نویسندۀ مشهور در بین حضار بود.

پرسید : جناب آقای دكتر پاپادروس ، معنی زندگی چیست؟

بعضی از دانش‌جویان خندیدند!

اما پاپادروس، دانش‌جویان خود را به سکوت دعوت كرد، سپس كیف بغلی خود را از جیبش درآورد، داخل آن را گشت و آینۀ گرد و كوچکی را بیرون آورد و گفت :


موقعی كه بچه بودم جنگ بود ، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی می‌كردیم ، روزی در كنار جاده چند تکه آینۀ شکسته ، از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا كردم.

بزرگترین تکۀ آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ ، گِردش كردم.


همین آینه‌ای كه حالا در دست من است و ملاحظه می‌كنید.

سپس به‌عنوان یک اسباب‌بازی شروع كردم به بازی با آن و بازتاباندنِ نور خورشید به هر سوراخ و سُنبه و دَرز و شکافِ كمد و صندوق خانه و تاریک ترین جاهایی كه نور خورشید به آنها نمی‌رسید.

از این كه با كمک این آینه می‌توانستم ظلمانی‌ترین نقاط در اجسام و مکان‌های مختلف را نورانی كنم به‌ قدری شیفته و مجذوب شده بودم كه وصفش مشکل است.

در واقع، بازتاباندن نور به تاریک ترین نقاط اطرافم، بازی روزانۀ من شده بود.

آینه را نگه داشتم و در دوران بعدیِ زندگی نیز هر وقت كه بیکار می‌شدم آن را از جیبم در می‌آوردم و به بازی همیشگی خود ادامه می‌دادم.


بزرگ كه شدم دریافتم این كار یک بازی كودكانه نبود ، بلکه استعاره‌ای بر كارهایی بود كه احتمال داشت بتوانم در زندگی خود انجام دهم.

بعدها دریافتم كه من ، خود نور و یا منبع آن نیستم، بلکه نور و به عبارت دیگر، حقیقت، درک و دانش جایی دیگر است.

تنها در صورتی تاریک ترین نقاط عالم را نورانی خواهد كرد كه من بازتابش دهم.

من تکه‌ای از آینه‌ای هستم كه از طرح و شکل واقعی آن اطلاع چندان درستی ندارم.

با وجود این ، هرچه كه هستم ، می‌توانم نور را به تاریک ترین نقاط عالم ، به سیاه ترین نقاط ذهن انسانها منعکس كنم.

سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسانها گردم.

شاید دیگران نیز متوجه این كار شوند و همین كار را انجام دهند.

به‌ طور دقیق این همان چیزی است كه من به دنبال آن هستم.
این معنی زندگی من است.


دکتر بعد از پایان درس ، آینه را به دقت دوباره در دست گرفت و به كمک ستونی از نور آفتاب كه از پنجره به داخل سالن می‌تابید، پرتویی از آن را به صورتم و به دستهایم كه روی صندلی به هم گره خورده بودند، تاباند و گفت :

به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم.

به جایی که امید نیست ، امید ببریم.

به جایی که دروغ هست ، راستی ببریم.

به جایی که ظلم هست ، عدالت ببریم.

به جایی که کدورت هست ، مهر ببریم.

به جایی که جنگ هست ، صلح ببریم.

به جایی که پر از هیاهو و داد و بیداد است ، آرام و قرار ببریم.

به جایی که سستی و تنبلی است، شور و شوق و نشاط ببریم.

به جایی که پر رویی و بی ادبی حاکم است، مرام و معرفت و ادب ببریم.

به جایی که بیسوادی و بی هنری سیاهی ایجاد کرده، سواد و مهارت ببریم.

به جایی که یادگیری مرده است، دانایی و کارایی و زیستن و باهم زیستن را به ارمغان ببریم.
و ....

این معنای زندگی است....