Omnipresent
14 subscribers
262 photos
138 videos
53 files
36 links
نکات کاربردی (♂♥️♀) روح نامه
Download Telegram
" سخنی دوستانه با برخی روشنفکران "

آنچه در این روزگار برخی روشنفکران ایرانی گاه و بیگاه در انکار رسالت احمد می گویند و اتهاماتی چون دروغ گویی و عوام فریبی و ظلم و تجاوز و گاه شهرت طلبی که بر او وارد می کنند و اینکه قرآن را بافته های محمد با همکاری بعضی عجمیان چون سلمان و دیگران می شناسند واشکالات ادبی و فلسفی و حقوقی و اجتماعی که بر آن می شمرند، به نظر نگارنده بیشتر واکنشی است نسبت به ظلمها و تجاوزات و دروغها و فریبها و جهالتها و تفسیرهای ناموزون که از مدعیان اسلام در طول تاریخ دیده و شنیده اند و از سخنانشان بیش از تحقیقات خردمندانه و عالمانه، رایحۀ بُغض و عدوات، آزردگی و انتقام جویی به مشام می رسد.
نگارنده براین باوراست که اگر ایشان با صدق و اخلاص به آستان خرد و حقیقت، فارغ از تعصبات زمان و بدیهای این و آن بار دیگر در زندگی احمد و قرآن او و تأثیرات شگرفی که در اعتلای تمدن بشری داشته و شخصیت های بزرگ که در دامن خود پرورده، نگاهی از نو دراندازند، ای بسا که عیب را بر مسلمانی ما نهند.
نظامی در حکایتی از زردشتیان خردمند که هر چند خدا پرستند، به ظاهر آتش پرست خوانده شده اند، مسلمانان روزگارِ خویش را چنین ملامت کرده است:

جهان زآتش پرستی شد چنان گرم
که بادا زین مسلمانی تو را شرم
مسلمانیم ما، او گبر نام است
گر این گبری، مسلمانی کدام است

برگرفته از کتاب " در صحبت قرآن "
به قلم حسین الهی قمشه ای
😡😒
این دو تعریف رو به خاطر بسپارید
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨﯽ :
ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﮐﯿﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ :
ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ..
7⃣
چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند
درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟

مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می
خوانند، ده سال قبل شروع شد.
می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی
ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به
عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده
دیگر "بدشانس" هستند؟

آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از
افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند
خواستم با من تماس بگیرند.
صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در
طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را
زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من
شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع
غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و
کردارشان نهفته است.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر
بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی
برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.

با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این
مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی
است یا نه.
به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه
ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند
عکس در آن هست.
به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار
دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که
این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت."
این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار
درشت چاپ شده بود.
با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس
بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب
افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از
افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در
توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.

در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز
بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.

برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت
بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان
خوب را از دست می دهند.

آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند
و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.

افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در
نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در
جستجوی آنها هستند می بینند.
آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت
ایجاد می کنند.

اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت
دارند،
ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم
های مثبت می گیرند.
ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها
رضایت بخش است،
و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش
اقبالی بدل می کند.

در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از
این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.

از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف
انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک
آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.

این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را
دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به
آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.
یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح
کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم
های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و
شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.
و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم.

چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند:
به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه
مثبت دارد.
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات
روزمره را بشکنید.
هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی
کنید.
با افکار مثبت زندگی کنید، زیرا افکار، شخصیت و
سرنوشت انسان را رقم میزند.
جمله زیبای جین سیمون»
منتظر باش اما معطل نشو!
تحمل کن اما توقف نکن!
قاطع باش اما لجباز نباش!
صریح باش اما گستاخ نباش!
بگو آری اما نگو حتما!
بگو نه اما نگو ابداً!
شکست بخور اما دوباره تلاش کن!
که اگر چنین کنی بی تردید موفقی
در بازی زندگی
یاد می گیری
اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه
مثل آویختن به طنابی
پوسیده ست .

یاد می گیری ,
نزدیک ترین ها به تو گاهی
میتوانند دورترین ها باشند .

ياد مى گيرى که باید آنقدر از خودت برای روز مبادا پس
انداز داشته باشی تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل
کنی و راه بیفتی بروی .
و در جایی که شنیده و فهمیده نمی شوی نمانی.

یاد می گیری
دیوار خوب ست
سایه درخت مطلوب است
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست

👤 #ریچارد_وایزمن
✍🏻 روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر
@presentable
شما میتوانید لینک کانال را برای کسانی که دوست دارید بفرستید👆
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این انیمیشن بسیارجالب و آموزنده‌است
Omnipresent pinned a video
تکه_ای_از_کتاب

یکی از دلایلی که ثروتمندان، ثروتمندتر و فقرا، فقیرتر می شوند و طبقه متوسط در قرض و بدهی غوطه ور هستند آن است که مسائل پولی در خانه آموزش داده می شود نه در مدرسه.
بیشتر ما مسائل مالی را از والدین خود یاد میگیریم، حال آنکه یک پدر بی پول چه مطلبی را درباره پول می تواند به فرزندش بیاموزد جز اینکه دائم این نصیحت را تکرار کند که در مدرسه بمان و سخت درس بخوان و کودک احتمالا با نمره های عالی اما با برنامه ریزی و ذهنیت مالی یک فرد فقیر فارغ التحصیل خواهد شد.

#پدر_پولدار_پدر_فقیر
#رابرت_کیوساکی
Forwarded from Book_tips (M F)
نمی‌تونی،
برای همه به اندازه کافی باشی،

ولی می‌تونی برای کسی که دوستت داره، به اندازه کافی باشی.

@book_tips 🐞
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه دلیلی برای خندیدن پیدا کنید.
ممکنه خندیدن باعث نشه تو زندگی بیشتر عمر کنید، اما حتما باعث میشه تو عمرتون بیشتر زندگی کنید!


📚 @Academic_Library
Forwarded from Book_tips (M F)
روابط صادقانه شبیه آب هستش،

بدون رنگ، بدون شکل و بدون فضا،


ولی همچنان برای زندگی بسیار حیاتی است.


@book_tips 🐞
اگر بخواهی نعمتی در تو زیاد شود،
باید آنرا ستایش کنی.
حتی وقتی گیاهی راستایش کنی،
بهتر رشد میکند
تقدیر کنید،
ستایش کنید، تأیید کنید
تا نعمتهای خدا بسوی شما سرازیر شود

👤دکتر الهی قمشه‌‌ای

💟 @Topmemory1
اگر همیشه راست بگویید ،
هیچ‌گاه نیازی نیست چیزی را به‌خاطر بسپارید!


#مارک_تواین
ﮐﻔﺸﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯه ﭘﺎﯼ من است شاید ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻓﺮﺩﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺸﺎﺭ بیاوﺭﺩ. ﻫﯿﭻ ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﻟﻌﻤﻞ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﮐﺮﺩﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻫﺎ ﺑﺎﺷد...


🕴ﮐﺎﺭﻝ ﮔﻮﺳﺘﺎﻭ ﯾﻮﻧﮓ

@TinyMoviez
‏متأسفانه بسیاری از ما فکر می‌کنیم که
اگر خودمان را به آتش بکشیم
تا دیگران گرم شوند
چه انسان شریفی هستیم...🔥

دکتر فرهنگ هلاکویی
زیاد خوب بودن! مثل داشتن یه کروموزوم اضافه است؛ اونوقت ...
متني قابل تأمل ...

من مي توانم خوب،بد،خائن،وفادار،فرشته خو يا شيطان صفت باشم،
من مي توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم،
من مي توانم سكوت كنم ، نادان يا داناباشم،
زيرا من يك انسانم و اينها صفات انساني است.
و تو هم به ياد داشته باش، من نبايد چيزي باشم كه تو مي خواهي
من را خودم از خودم ساخته ام ،تو را ديگري بايد برايت بسازد.
وتوهم به ياد داشته باش: مني كه من از خود ساخته ام ،آمال من است ،
تويي كه تو از من مي سازي آرزوهايت يا كمبودهايت هستند.

#گاندی
🌎🌍🌏

دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.

یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.

در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است.

با خودم شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم.

غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام!


شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.

من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته.

شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم.

شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.

شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.

شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند.

مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…

مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی حرکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخاستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست…

بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم:

کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است.

کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی.

کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی.

کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.

آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که:

عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.


نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ.

بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد…

#محمدرضا_شعبانعلی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیوانگی یعنی کاری را دوباره و دوباره انجام دادن و انتظار نتایج متفاوت داشتن!

#آلبرت_اینشتین

@seemorghbook