Forwarded from فریادِ مداد
هر کسی فکر میکند که میداند دیگران چگونه باید زندگی کنند ، اما هیچکس برای زندگیِ خود ایدهای ندارد !
✍🏼 #پائولو_کوئلیو
📸 علیرضا دولتی
@faryademedad📚✔
✍🏼 #پائولو_کوئلیو
📸 علیرضا دولتی
@faryademedad📚✔
بی سوادی عاطفی چیست؟
وقتی دچار بی حوصلگی ، غمگينی، ناراحتی و ... ميشوند نميتوانند توضيح دهند فقط ميگويند "حالم بده" يا "اعصابم خرُده".
اما اينكه اين حال گرفته شان ، ناشي از خستگي، احساس خجالت، طرد شدن از جمع دوستان، حسادت، حس تنفر، احساس گناه، شرمندگي و يا حقارت است
برايش مشخص و روشن نيست.
اين اصطلاح را در روانشناسي كوري عاطفي مينامند كه بين احساسات منفي خود نميتوانند تفكيكی قائل شوند يا به خوبي ببينند.
بعضي افراد نيز دچار بي سوادي عاطفي بوده و نميتوانند براي بيان احساس درون خود واژگان مناسب پيدا كنند.
آدمها نیاز دارند بشنوند که شما دوستشان دارید، چرا امروز ناراحتید، چرا جواب تلفن ها را نمیدهید و...
تمرین کنید احساستان را بیان کنید ...
#دكتر_هلاكويى
وقتی دچار بی حوصلگی ، غمگينی، ناراحتی و ... ميشوند نميتوانند توضيح دهند فقط ميگويند "حالم بده" يا "اعصابم خرُده".
اما اينكه اين حال گرفته شان ، ناشي از خستگي، احساس خجالت، طرد شدن از جمع دوستان، حسادت، حس تنفر، احساس گناه، شرمندگي و يا حقارت است
برايش مشخص و روشن نيست.
اين اصطلاح را در روانشناسي كوري عاطفي مينامند كه بين احساسات منفي خود نميتوانند تفكيكی قائل شوند يا به خوبي ببينند.
بعضي افراد نيز دچار بي سوادي عاطفي بوده و نميتوانند براي بيان احساس درون خود واژگان مناسب پيدا كنند.
آدمها نیاز دارند بشنوند که شما دوستشان دارید، چرا امروز ناراحتید، چرا جواب تلفن ها را نمیدهید و...
تمرین کنید احساستان را بیان کنید ...
#دكتر_هلاكويى
Omnipresent pinned «#تا_انتها_بخوانید 📚 ✍🏻 فرهنگ هوگه بعد از اینکه چندین سال پیاپی دانمارکی ها بهعنوان شادترین مردم جهان انتخاب شدند همه به فکر افتادند تا راز این خوشحالی و شادی را درک کنند. راز این شادی در یک فرهنگ قدیمی روژی و دانمارکی به اسم hyyge است. فرهنگ هوگه راز…»
بیایید با باورهاى سمى خداحافظى كنيم:
۱- باور اينكه قربانى هستيم.
۲- باور به اينكه ميتوانيم ديگران را تغيير دهيم.
۳- باور به اينكه اگر جاى فلانى بودم زندگى بهترى داشتم.
۴- انتظار داشتن از ديگران و باور به اينكه ديگران بايد مطابق انتظار ما رفتار كنند.
۵- باور به اينكه براى رسيدن به كمال و احساس شادى حتما به حضور فرد خاصى نياز داريم.
۶- اينكه هميشه لازم است ثابت كنيم كه ما درست می گوييم و حق با ماست.
۷- نگران بودن درباره اينكه ديگران در مورد ما چه فكرى می كنند.
۸- باور اينكه گذشته ما، آينده ما را رقم می زند.
بهتر بود میگفتم بیاید به بلوغ ، آرامش و موفقیت سلام کنیم ...
احمد_حلت
۱- باور اينكه قربانى هستيم.
۲- باور به اينكه ميتوانيم ديگران را تغيير دهيم.
۳- باور به اينكه اگر جاى فلانى بودم زندگى بهترى داشتم.
۴- انتظار داشتن از ديگران و باور به اينكه ديگران بايد مطابق انتظار ما رفتار كنند.
۵- باور به اينكه براى رسيدن به كمال و احساس شادى حتما به حضور فرد خاصى نياز داريم.
۶- اينكه هميشه لازم است ثابت كنيم كه ما درست می گوييم و حق با ماست.
۷- نگران بودن درباره اينكه ديگران در مورد ما چه فكرى می كنند.
۸- باور اينكه گذشته ما، آينده ما را رقم می زند.
بهتر بود میگفتم بیاید به بلوغ ، آرامش و موفقیت سلام کنیم ...
احمد_حلت
Forwarded from کتابخانه دانشگاهی
#تلنگر 📚
زنی به مشاور خانواده گفت:
من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛
همه حسرت زندگی ما رو میخورند.
سراسر محبّت, شادی, توجّه, گذشت و هماهنگی.
امّا سؤالی از شوهرم پرسیدم که جواب او مرا سخت نگران کرده است.
پرسیدم اگر من و مادرت در دریا همزمان در حال غرق شدن باشیم
چه کسی را نجات خواهی داد؟
و او بیدرنگ جواب داد: معلوم است, مادرم را ؛
چون مرا زاییده و بزرگ کرده و زحمتهای زیادی برایم کشیده!
از آن روز تا حالا خیلی عصبی و ناراحتم به من بگویید چکار کنم؟
مشاور جواب داد:
شنا یاد بگیرید!
همیشه در زندگی روی پای خود بایستید حتی با داشتن همسر خوب!
به جای بالا بردن انتظار خود از دیگران ،توانایی خود را افزایش دهید ...
#کاترین_پاندر
📚 @Academic_Library
زنی به مشاور خانواده گفت:
من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛
همه حسرت زندگی ما رو میخورند.
سراسر محبّت, شادی, توجّه, گذشت و هماهنگی.
امّا سؤالی از شوهرم پرسیدم که جواب او مرا سخت نگران کرده است.
پرسیدم اگر من و مادرت در دریا همزمان در حال غرق شدن باشیم
چه کسی را نجات خواهی داد؟
و او بیدرنگ جواب داد: معلوم است, مادرم را ؛
چون مرا زاییده و بزرگ کرده و زحمتهای زیادی برایم کشیده!
از آن روز تا حالا خیلی عصبی و ناراحتم به من بگویید چکار کنم؟
مشاور جواب داد:
شنا یاد بگیرید!
همیشه در زندگی روی پای خود بایستید حتی با داشتن همسر خوب!
به جای بالا بردن انتظار خود از دیگران ،توانایی خود را افزایش دهید ...
#کاترین_پاندر
📚 @Academic_Library
Forwarded from دکتر الهی قمشه ای
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"پاره سخن"
عنوان: بشنو از نی
همراه با موسیقی
برگرفته از:
One Through Love
کانال رسمی حسین الهی قمشه ای
@drelahighomshei
عنوان: بشنو از نی
همراه با موسیقی
برگرفته از:
One Through Love
کانال رسمی حسین الهی قمشه ای
@drelahighomshei
Forwarded from کتابخانه دانشگاهی
⚡️خطرناک ترین جمله ...
گفته می شود خطرناک ترین جمله این است:
«من همینم که هستم.»
در این جمله کوتاه می توانیم
غرور، لجاجت،
خودرایی، خودخواهی،
درجا زدن و به تدریج راندن آدم ها از اطراف خود را حس کنیم.
اگر من و شما هم به طور غیرمستقیم یا ناخواسته این جمله در ذهن مان نقشی دارد،
باید بسیار مراقب باشیم که
از دام رکود، سکون و فسیل شدن رهایی یابیم.
انسان های بزرگ حتی از کودکان هم درس می گیرند.
انسانهای مهربان، حتی اساتید خبره و با تجربه، بیشتر از واژه «نمی دانم» استفاده می کنند.
دانشمندان توانمند در بسیاری از موارد می گویند:
«در تخصص من نیست»
و انسان های وارسته بیشتر اوقات سکوت می کنند و می گویند:
«نظر شما چیست؟»
گفته می شود خطرناک ترین جمله این است:
«من همینم که هستم.»
در این جمله کوتاه می توانیم
غرور، لجاجت،
خودرایی، خودخواهی،
درجا زدن و به تدریج راندن آدم ها از اطراف خود را حس کنیم.
اگر من و شما هم به طور غیرمستقیم یا ناخواسته این جمله در ذهن مان نقشی دارد،
باید بسیار مراقب باشیم که
از دام رکود، سکون و فسیل شدن رهایی یابیم.
انسان های بزرگ حتی از کودکان هم درس می گیرند.
انسانهای مهربان، حتی اساتید خبره و با تجربه، بیشتر از واژه «نمی دانم» استفاده می کنند.
دانشمندان توانمند در بسیاری از موارد می گویند:
«در تخصص من نیست»
و انسان های وارسته بیشتر اوقات سکوت می کنند و می گویند:
«نظر شما چیست؟»
Forwarded from کتابخانه دانشگاهی
📚 اشتباهی که بنجامین فرانکلین
هرگز فراموش نکرد!
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام؛ و اساسى به من خندیدند...
اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه میکردم. سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبينى، نااميدى، كمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند ...
📚 @Academic_Library
هرگز فراموش نکرد!
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام؛ و اساسى به من خندیدند...
اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه میکردم. سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبينى، نااميدى، كمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند ...
📚 @Academic_Library
Forwarded from ویدلش | weedlashiha
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معلمشون برای اینکه بین بچه ها ارتباط مثبتی ایجاد کنه هر هفته یه نفرو به عنوان مسئول استقبال تعیین میکنه، هر روز صبح که میان مدرسه باید به انتخاب بچه های دیگه باهاشون دست بده یا بغلشون کنه یا حرکات آکروباتیک دیگه انجام بده
تو ایران هم... [ بغض میکند]
Aqua
@weed_lash
تو ایران هم... [ بغض میکند]
Aqua
@weed_lash
Forwarded from کتابخانه دانشگاهی
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد،
ولی او میخواهد خوشبختتر از دیگران باشد و این مشکل است،
زیرا او دیگران را خوشبختتر از آنچه
هستند، تصور میکند!
#مونتسکیو
📚 @Academic_Library
ولی او میخواهد خوشبختتر از دیگران باشد و این مشکل است،
زیرا او دیگران را خوشبختتر از آنچه
هستند، تصور میکند!
#مونتسکیو
📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه
تا هجده سالگی روزی پنجاه بار به جا و به موقع به فرزندتون بگید تو خیلی خوبی
(نه تو باهوشی، تو خوشگلی، تو زرنگی تو پرنسسی، فقط بگید تو خیلی خوبی).
روزی یکبار بهش بگید" نمی دونم" تا بفهمه ندونستن بد نیست و حداقل هفته ای یکبار ازش معذرت بخواید تا بدونه تنها او نیست که کار اشتباه میکنه
🔹این پیام برای دوستانی که بچه کوچک دارند عالی است :
راه های نگهداشتن عزت نفس در کودک:
1- شب هر کاری دارید کنار بزارید و برایش قصه بگید
2- اشتباهاش رو راحت ببخشید
3- خوبی هاشو بزرگ کنید
4- به حرفاش خوب گوش بدید
5- بی دلیل بغلش کنید
6- مقایسه اش نکنید
7- "اگه این کارو نکنی وای بحالت" رو نگید
8- گاهی باهاش کارتونهایی که دوست داره ببینید
9- بهش نگید" تو دیگه بزرگ شدی بچگی نکن"
10- اگر اشتباه کردید راحت عذرخواهی کنید.
11- با فرزندتان بازی کنید
12- در سفر تلفن کنید و به او بگویید دلتان تنگ شده.
13- القای بینش: میدانم از عهده ی انجام آن بر میایی
14- مهم: روابطتان را با همسرتان ترمیم و تصحیح کنید.
هنگامی که کودک شما با صدای بلند چیزی را از شما درخواست میکند متقابلاَ شما با صدای بلند با او حرف نزنید.
صداها را رنگبندی کنید:
صدای آرام= آبی
صدای بلند= قرمز
مثلا بگویید: "این صدای بلند قرمز است و من به صداهای قرمز جواب نمیدهم"
یا اینکه "آفرین! الان این صدا آبی شد و من جواب میدهم."
بهیاد داشته باشید که لحن شما باید آرام باشد
تا کودک با آرامش حرف زدن با مخاطب را یاد بگیرد.
به هیچ وجه هنگام داد زدن کودک، شما هم داد نزنید.
#دکتر_هلاکویی
تا هجده سالگی روزی پنجاه بار به جا و به موقع به فرزندتون بگید تو خیلی خوبی
(نه تو باهوشی، تو خوشگلی، تو زرنگی تو پرنسسی، فقط بگید تو خیلی خوبی).
روزی یکبار بهش بگید" نمی دونم" تا بفهمه ندونستن بد نیست و حداقل هفته ای یکبار ازش معذرت بخواید تا بدونه تنها او نیست که کار اشتباه میکنه
🔹این پیام برای دوستانی که بچه کوچک دارند عالی است :
راه های نگهداشتن عزت نفس در کودک:
1- شب هر کاری دارید کنار بزارید و برایش قصه بگید
2- اشتباهاش رو راحت ببخشید
3- خوبی هاشو بزرگ کنید
4- به حرفاش خوب گوش بدید
5- بی دلیل بغلش کنید
6- مقایسه اش نکنید
7- "اگه این کارو نکنی وای بحالت" رو نگید
8- گاهی باهاش کارتونهایی که دوست داره ببینید
9- بهش نگید" تو دیگه بزرگ شدی بچگی نکن"
10- اگر اشتباه کردید راحت عذرخواهی کنید.
11- با فرزندتان بازی کنید
12- در سفر تلفن کنید و به او بگویید دلتان تنگ شده.
13- القای بینش: میدانم از عهده ی انجام آن بر میایی
14- مهم: روابطتان را با همسرتان ترمیم و تصحیح کنید.
هنگامی که کودک شما با صدای بلند چیزی را از شما درخواست میکند متقابلاَ شما با صدای بلند با او حرف نزنید.
صداها را رنگبندی کنید:
صدای آرام= آبی
صدای بلند= قرمز
مثلا بگویید: "این صدای بلند قرمز است و من به صداهای قرمز جواب نمیدهم"
یا اینکه "آفرین! الان این صدا آبی شد و من جواب میدهم."
بهیاد داشته باشید که لحن شما باید آرام باشد
تا کودک با آرامش حرف زدن با مخاطب را یاد بگیرد.
به هیچ وجه هنگام داد زدن کودک، شما هم داد نزنید.
#دکتر_هلاکویی
" سخنی دوستانه با برخی روشنفکران "
آنچه در این روزگار برخی روشنفکران ایرانی گاه و بیگاه در انکار رسالت احمد می گویند و اتهاماتی چون دروغ گویی و عوام فریبی و ظلم و تجاوز و گاه شهرت طلبی که بر او وارد می کنند و اینکه قرآن را بافته های محمد با همکاری بعضی عجمیان چون سلمان و دیگران می شناسند واشکالات ادبی و فلسفی و حقوقی و اجتماعی که بر آن می شمرند، به نظر نگارنده بیشتر واکنشی است نسبت به ظلمها و تجاوزات و دروغها و فریبها و جهالتها و تفسیرهای ناموزون که از مدعیان اسلام در طول تاریخ دیده و شنیده اند و از سخنانشان بیش از تحقیقات خردمندانه و عالمانه، رایحۀ بُغض و عدوات، آزردگی و انتقام جویی به مشام می رسد.
نگارنده براین باوراست که اگر ایشان با صدق و اخلاص به آستان خرد و حقیقت، فارغ از تعصبات زمان و بدیهای این و آن بار دیگر در زندگی احمد و قرآن او و تأثیرات شگرفی که در اعتلای تمدن بشری داشته و شخصیت های بزرگ که در دامن خود پرورده، نگاهی از نو دراندازند، ای بسا که عیب را بر مسلمانی ما نهند.
نظامی در حکایتی از زردشتیان خردمند که هر چند خدا پرستند، به ظاهر آتش پرست خوانده شده اند، مسلمانان روزگارِ خویش را چنین ملامت کرده است:
جهان زآتش پرستی شد چنان گرم
که بادا زین مسلمانی تو را شرم
مسلمانیم ما، او گبر نام است
گر این گبری، مسلمانی کدام است
برگرفته از کتاب " در صحبت قرآن "
به قلم حسین الهی قمشه ای
آنچه در این روزگار برخی روشنفکران ایرانی گاه و بیگاه در انکار رسالت احمد می گویند و اتهاماتی چون دروغ گویی و عوام فریبی و ظلم و تجاوز و گاه شهرت طلبی که بر او وارد می کنند و اینکه قرآن را بافته های محمد با همکاری بعضی عجمیان چون سلمان و دیگران می شناسند واشکالات ادبی و فلسفی و حقوقی و اجتماعی که بر آن می شمرند، به نظر نگارنده بیشتر واکنشی است نسبت به ظلمها و تجاوزات و دروغها و فریبها و جهالتها و تفسیرهای ناموزون که از مدعیان اسلام در طول تاریخ دیده و شنیده اند و از سخنانشان بیش از تحقیقات خردمندانه و عالمانه، رایحۀ بُغض و عدوات، آزردگی و انتقام جویی به مشام می رسد.
نگارنده براین باوراست که اگر ایشان با صدق و اخلاص به آستان خرد و حقیقت، فارغ از تعصبات زمان و بدیهای این و آن بار دیگر در زندگی احمد و قرآن او و تأثیرات شگرفی که در اعتلای تمدن بشری داشته و شخصیت های بزرگ که در دامن خود پرورده، نگاهی از نو دراندازند، ای بسا که عیب را بر مسلمانی ما نهند.
نظامی در حکایتی از زردشتیان خردمند که هر چند خدا پرستند، به ظاهر آتش پرست خوانده شده اند، مسلمانان روزگارِ خویش را چنین ملامت کرده است:
جهان زآتش پرستی شد چنان گرم
که بادا زین مسلمانی تو را شرم
مسلمانیم ما، او گبر نام است
گر این گبری، مسلمانی کدام است
برگرفته از کتاب " در صحبت قرآن "
به قلم حسین الهی قمشه ای
😡😒
این دو تعریف رو به خاطر بسپارید
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨﯽ :
ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﮐﯿﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ :
ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ..
این دو تعریف رو به خاطر بسپارید
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨﯽ :
ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﮐﯿﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ :
ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ..
7⃣
چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند
درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می
خوانند، ده سال قبل شروع شد.
می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی
ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به
عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده
دیگر "بدشانس" هستند؟
آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از
افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند
خواستم با من تماس بگیرند.
صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در
طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را
زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من
شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع
غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و
کردارشان نهفته است.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر
بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی
برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این
مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی
است یا نه.
به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه
ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند
عکس در آن هست.
به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار
دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که
این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت."
این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار
درشت چاپ شده بود.
با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس
بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب
افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از
افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در
توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.
در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز
بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.
برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت
بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان
خوب را از دست می دهند.
آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند
و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در
نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در
جستجوی آنها هستند می بینند.
آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت
ایجاد می کنند.
اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت
دارند،
ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم
های مثبت می گیرند.
ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها
رضایت بخش است،
و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش
اقبالی بدل می کند.
در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از
این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.
از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف
انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک
آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.
این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را
دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به
آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.
یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح
کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم
های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و
شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.
و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم.
چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند:
به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه
مثبت دارد.
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات
روزمره را بشکنید.
هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی
کنید.
با افکار مثبت زندگی کنید، زیرا افکار، شخصیت و
سرنوشت انسان را رقم میزند.
جمله زیبای جین سیمون»
منتظر باش اما معطل نشو!
تحمل کن اما توقف نکن!
قاطع باش اما لجباز نباش!
صریح باش اما گستاخ نباش!
بگو آری اما نگو حتما!
بگو نه اما نگو ابداً!
شکست بخور اما دوباره تلاش کن!
که اگر چنین کنی بی تردید موفقی
در بازی زندگی
یاد می گیری
اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه
مثل آویختن به طنابی
پوسیده ست .
یاد می گیری ,
نزدیک ترین ها به تو گاهی
میتوانند دورترین ها باشند .
ياد مى گيرى که باید آنقدر از خودت برای روز مبادا پس
انداز داشته باشی تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل
کنی و راه بیفتی بروی .
و در جایی که شنیده و فهمیده نمی شوی نمانی.
یاد می گیری
دیوار خوب ست
سایه درخت مطلوب است
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست
👤 #ریچارد_وایزمن
✍🏻 روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر
چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند
درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می
خوانند، ده سال قبل شروع شد.
می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی
ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به
عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده
دیگر "بدشانس" هستند؟
آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از
افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند
خواستم با من تماس بگیرند.
صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در
طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را
زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من
شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع
غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و
کردارشان نهفته است.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر
بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی
برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این
مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی
است یا نه.
به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه
ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند
عکس در آن هست.
به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار
دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که
این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت."
این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار
درشت چاپ شده بود.
با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس
بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب
افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از
افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در
توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.
در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز
بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.
برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت
بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان
خوب را از دست می دهند.
آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند
و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در
نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در
جستجوی آنها هستند می بینند.
آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت
ایجاد می کنند.
اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت
دارند،
ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم
های مثبت می گیرند.
ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها
رضایت بخش است،
و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش
اقبالی بدل می کند.
در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از
این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.
از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف
انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک
آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.
این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را
دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به
آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.
یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح
کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم
های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و
شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.
و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم.
چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند:
به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه
مثبت دارد.
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات
روزمره را بشکنید.
هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی
کنید.
با افکار مثبت زندگی کنید، زیرا افکار، شخصیت و
سرنوشت انسان را رقم میزند.
جمله زیبای جین سیمون»
منتظر باش اما معطل نشو!
تحمل کن اما توقف نکن!
قاطع باش اما لجباز نباش!
صریح باش اما گستاخ نباش!
بگو آری اما نگو حتما!
بگو نه اما نگو ابداً!
شکست بخور اما دوباره تلاش کن!
که اگر چنین کنی بی تردید موفقی
در بازی زندگی
یاد می گیری
اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه
مثل آویختن به طنابی
پوسیده ست .
یاد می گیری ,
نزدیک ترین ها به تو گاهی
میتوانند دورترین ها باشند .
ياد مى گيرى که باید آنقدر از خودت برای روز مبادا پس
انداز داشته باشی تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل
کنی و راه بیفتی بروی .
و در جایی که شنیده و فهمیده نمی شوی نمانی.
یاد می گیری
دیوار خوب ست
سایه درخت مطلوب است
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست
👤 #ریچارد_وایزمن
✍🏻 روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر