Omnipresent
14 subscribers
262 photos
138 videos
53 files
36 links
نکات کاربردی (♂♥️♀) روح نامه
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
دکتر الهی قمشه ای :
💠وقتی از آستانه ی پنجاه سالگیم گذشت.
فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود!

🔹هر چه برایم ارزش بود کم ارزش شد.
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظه حال، با اهمیت‌تر از شادی نیست.
حالا میفهمم دستاوردهایم معادل چیزهایی که در مسیر به دست آوردن همان دست آوردها از دست دادم نیستند.

حالا میفهمم استرس، تشویش، دلهره، ترس آزمون کنکور و استخدام، ترس نتیجه، اضطراب سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهره ی تنهایی، نگرانی از غربت، غصه های عصر جمعه، اول مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری و.. هرگز نه ماندگار بودند
نه ارزش لحظه های هدر رفته ام را داشتند.

🔹حالا میفهمم یک کبد سالم چندبرابر لیسانسم ارزشمند است.
کلیه هایم از تمامی کارهایم، دیسک کمرم از متراژ خانه، تراکم استخوانم از غروب های جمعه، روحم از تمام نگرانیهایم، زمانم از همه ی ناشناخته‌های آینده های نیامده ام،
شادیم از تمام لحظه های عبوسم،
امیدم از همه ی یاس هایم با ارزش تر بودند.

🔹حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند...
و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار فرزندم زنده بمانم ارزش تمام شغل های دنیا را دارد.

🔹یقین دارم آدم هایی که به معنی تمام قدر لحظه های بودنشان را میفهمند با غبار غم و تردید و غصه و ترس و چه شودها زندگی شان را حرام نکردند.
در حال، ماندند و ذهن شان را خالی، حسشان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار میکنند.

🔹به معنی حقیقی کلمه زنده اند،
زندگی میکنند و به معنی واقعی کلمه در آرامش میمیرند:
سرخوش، همچون فصلی از زندگی،
جزیی از زندگی و در مسیر زندگی...

🔸هیچگاه به دنبال خبرهای بد و حرفهای اعصاب خُردی نباشید. چون تمومی نداره. دنبال شادی باشید. بذارید ذهنتون نفس بکشه

@armaniidea
كانال گلچينى از ( بهترين ها )
کتابخانه دانشگاهی:
#تلنگر 📚

مردی از خانه اش راضی نبود، از دوستش که بنگاه املاک داشت خواست تا خانه اش را بفروشد.

دوستش یک آگهی نوشت و آنرا برایش خواند: خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام قرار گرفته، تراس بزرگ مشرف به کوهستان، اتاق های دلباز و پذیرایی و ناهار خوری وسیع.

صاحبخانه تا متن آگهی را شنید، گفت: این خانه فروشی نیست، در تمام مدت عمرم میخواستم جایی داشته باشم مثل این خانه ای که تو تعریفش را کردی.

خیلی وقت ها نعمت هایی که در اختیار داریم را نمی بینیم چون به بودنشان عادت کرده ایم...!
Forwarded from CandoEnglish
اگر بدانیم که افکارمان چقدر قدرتمند است هرگز فکر منفی نمی کنیم.

@candoEnglish
کتابخانه دانشگاهی:
#تا_انتها_بخوانید 📚

«وقتی که الاغ شدم»

تابستان سال ۱۳۸۹ بود. در حال رانندگی بودم حواسم نبود، یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت هی الاغ حواست کجاست.

همانطور با سرعت رفت پشت چراغ قرمز ایستاد.

چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم . شیشه‌های هر دو تامون پائین بود. یواشکی از کنارچشماش به من نگاه میکرد.
منم مستقیم بهش نگاه کردم و گفتم :
آقا میدونستی الاغ ماده هست و خرها، نر هستند. تو باید به من میگفتی خر.

دوم اینکه اگه من الاغم، حتما تو هم حضرت سلیمان هستی چون الان داری زبان الاغها رو میفهمی که باهات صحبت میکنم.

سوم اینکه اصلا حواسم به تو نبود تو عالم خودم بودم. یک لبخندی زد و سه بار گفت معذرت میخوام.

منم تو ماشین شکلات داشتم براش پرت کردم تو ماشینش. با اشاره اون ، هر دو تا کناری ایستادیم و الان که با هم دوستیم یادمون نمیره که یک الاغ ما رو با هم آشنا کرد. 

 این ماجرا میخواد بگه که کلمه ای در زبان انگلیسی هست به نام reactive یعنی واکنش. و کلمه دیگری هست به نام creative یعنی خلاقیت. 

اگر دقت کنیم با جا به جائی حرف cc یک واکنش تبدیل میشه به یک خلاقیت. یعنی میشد این موضوع تبدیل شه به یک دعوای خیابانی که آخرش هم منجر میشد به آشتی.

هم وقتمون رو میگرفت هم هزینه ساز بود. 

رئیسم میگفت وقتی آخرش تو کلانتری باهم آشتی میکنیم چرا الان آشتی نکنیم. میلیونها انسان در جنگ جهانی دوم کشته شدن ولی امروز کل اروپا هوای هم رو دارن و متحدن.

۱- آخر هر جنگی صلحه 
۲- عاقل کسی است که از تهدید فرصت میسازه ما هر دو تامون عاقل بودیم 
۳- فحش دادن دلیل کسانی است که حق با آنها نیست 
۴- وقتی کسی عصبانیت میکنه یعنی تونسته برتو چیره بشه!
‏تجربه به من آموخت؛
وقتی در احتیاط افراط شود و در بیان فضیلت زیاده روی شود، بدان که این سرپوشی است برای یک جرم!!


📓 امثال و حکم
✍🏻 #دهخدا

🆑 @Academic_Library
اگر عقیده ای مخالف با عقاید تان، شما را عصبانی میکند و میرنجاند، نشانه این است که شما در درونتان متوجه شده اید که دلیل مناسبی برای آنچه به آن عقیده دارید ندارید!


#برتراند_راسل

📚 @Academic_Library
کتابخانه دانشگاهی:
#تا_انتها_بخوانید 📚

با وقتی که صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کنید
چه کارهایی می‌شود کرد؟!

در روان‌شناسی رسانه اصطلاحی هست به نام "ترس از بی‌خبری". یعنی می‌ترسید چیزی رخ داده باشد و شما در جریان نباشید. یکی از دلایل اینکه مدام به شبکه‌های اجتماعی سر می‌زنیم همین است. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد در بریتانیا هر بزرگ‌سال میانگین روزی دو ساعت در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخد. در این گزارش می‌خواهیم ببینیم با این وقت چه می‌شود کرد؟

اول) می‌شود خوابید
تقریبا همه می‌دانند که بهتر است روزی حدود ۸ ساعت بخوابند. اما نتایج تحقیقی که شورای خواب بریتانیا انجام داده، ۷۴ درصد بریتانیایی‌ها شب‌ها کمتر از ۷ ساعت می‌خوابند. همچنین ۹ درصد جمعیت تقریبا هر شب پیش از خواب سراغ شبکه‌های اجتماعی می‌روند. و این زمانی است که در واقع از خواب‌شان می‌زنند.
خواب کامل شبانه فواید بی‌شمار دارد. کسی که درست و به اندازه می‌خوابد پرانرژی‌تر است، بهتر تمرکز می‌کند، و حتی روانش سالم‌تر است. البته شبکه‌های اجتماعی تنها عامل کم‌خوابی نیست. اما اگر روزی دو ساعت بیشتر وقت داشتیم، احتمال اینکه بیشتر بخوابیم بیشتر بود.

دوم) می‌شود #ورزش کرد
به جای اینکه تصویر ورزش کردن دیگران را لایک بزنیم، می‌توانیم ورزش کنیم. متخصصان توصیه می‌کنند هر کس روزی حدود نیم ساعت ورزش و نرمش کند. در حالیکه آمار نشان می‌دهد سرانه ورزش در بریتانیا هفته‌ای ۴۸ دقیقه است. برای اینکه به توصیه متخصصان عمل کنیم، حتی لازم نیست شبکه‌های اجتماعی را کنار بگذاریم. کافی است کمی کمتر وقت صرفش کنیم.
اگر هر روز کمی ورزش کنید، بسیار زودتر از آنکه فکر می‌کنید وضع جسمانی‌تان بهتر می‌شود.

سوم) می‌شود #کتاب خواند
میانگین سرعت خواندن ۳۰۰ کلمه در دقیقه است. اگر هر روز آن دو ساعتی را که صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کنیم کتاب می‌خواندیم، علامه می‌شدیم. مثلا "کشتن مرغ مقلد" را سه روزه می‌خواندیم. حتی کتابی قطور مثل "جنگ و صلح" را می‌شود ده روزه تمام کرد.
از این مهمتر، نتایج یک تحقیق دانشگاه میشیگان نشان می‌دهد اگر روزی نیم ساعت کتاب بخوانید، حدود دو سال بیشتر عمر می‌کنید. همین امروز موبایل را بگذارید زمین و کتاب بردارید.

چهارم) می‌شود غذا پخت
شبکه‌های اجتماعی پر از عکس خوراکی است، اما اگر دقت کنید بیشتر عکس‌ها از خوردنی‌هایی است که خود عکاس آماده نکرده. آمار نشان می‌دهد که بریتانیایی‌ها برای عکس گرفتن از غذا بیشتر وقت می‌گذارند تا پختن غذا. حدود نیمی از کل غذاهای آماده که در اروپا خورده می‌شود را بریتانیایی‌ها می‌خورند. و میانگین روزی ۹ پوند برایش هزینه می‌کنند. گذشته از این، بریتانیایی‌ها به‌طور متوسط هفته‌ای ۴۴ پوند بیرون غذا می‌خورند.
به جای تماشای عکس غذای دیگران، می‌توانید غذایی سالم درست کنید.

پنجم) می‌شود به کارهای نکرده رسید
اگر روزی دو ساعت بیشتر وقت داشته باشیم، می‌توانیم به کارهایی برسیم که همیشه می‌خواسته‌ایم یا می‌خواهیم انجام بدهیم ولی نشده یا نمی‌شود. آن وقتی که صرف دیدن و خواندن درباره کارهایی که خانواده و دوست و دوست‌های دوست‌هایمان می‌کنیم، می‌توانیم صرف کارهایی بکنیم که دوست داریم بکنیم و نکرده‌ایم: کلاس زبان، کلاس رقص، کوه‌نوردی، بافتنی و ده‌ها کار دیگر.
وقتــے
تحصیل کرده هستید
کـــه بتوانید
تقریبا هر حرفـے را بشنوید 
بدون آنکـــ عصبانــے شوید
یا اعتماد به نفستان را
از دست بدهید ...

👤 #وینستون_چرچیل

🆑 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

سندروم اردک چیست؟

در این نوشته قصد داریم در مورد سندروم اردک با شما صحبت کنیم ، شاید شما یا اطرافیانتان نشانه هایی از آن را دارا باشید!

اصطلاح سندروم اردک توسط پژوهشگران دانشگاه استنفورد بعد از بررسی پست های مجازی چند دانشجو که خودکشی کرده بودند ابداع شد.

اگر به شنا کردن اردک در آب توجه کنیم ما تنها قسمتی از بدن او را می بینیم که به آرامی بر روی آب درحال حرکت است، درحالی که متوجه تقلای این اردک که با تلاش پاهای خود را تکان می دهد تا حرکت کند، نمی شویم.
 دانشجویانی هم که خودکشی کرده بودند تصاویری شاد یا نقل قول هایی امید بخش از خود منتشر کرده بودند که به ظاهر نشان می داد آنان بسیار شاد و خوشبخت هستند در صورتی که خارج از شبکه های مجازی و در دنیای واقعی با مشکلات روحی زیاد دست و پنجه نرم می کردند.

در واقع مبتلایان به « سندرم اردک» کسانی هستند که تلاش می کنند همواره تصویری شاد و خوشبخت از خود در فضای مجازی نشان دهند در صورتی که در دنیای واقعی با مشکلات زیادی مواجه هستند.

اگر کمی به فضای مجازی دقت کنید متوجه میشوید که متاسفانه افراد زیادی در آن مبتلا به سندروم اردک هستند که به صورت افراطی سعی در شاد نشان دادن خودشان و عکس یا فیلم گذاشتن از خوش گذرانی هایشان هستند و این تصویری دور از واقعیت را به افراد نشان میدهد که تبعات روانی و اجتماعی منفی برای جامعه به همراه دارد.

📚 @Academic_Library
یک قاعده‌ی کلی در مورد هرگونه عشقی وجود دارد، چه عشق به زندگی باشد، چه عشق به یک انسان دیگر، به یک حیوان، و یا یک گل.

من هنگامی می‌توانم دوست بدارم که عشق من «درخور» معشوق باشد و با نیازها و طبیعت او «همخوانی» داشته باشد. عشق من به گیاهی که به آب کم نیاز دارد، خود را در این نشان می‌دهد که تنها همان‌قدر که نیاز دارد به آن آب بدهم.

اگر درباره‌ی آنچه که برای گیاهان سودمند است، یک پیش‌باوری دارم، مثلا این که همه‌ی گیاهان به آب فراوان نیاز دارند، گیاه را خراب خواهم کرد و از بین خواهم برد، چون نمی‌توانم آن را چنان که بایسته‌ی اوست دوست بدارم.

پس فقط دوست داشتن و «بهترین آرزوها» را برای یک موجود زنده‌ی دیگر داشتن، کافی نیست. تا ندانم #نیاز یک گیاه، یک حیوان، یک کودک، یک مرد، و یا یک زن چیست، و تا نتوانم خود را از پیش فرض‌ام در این‌ باره که بهترین چیز برای دیگران چیست و از «میل‌ام به کنترل دیگران»، رها کنم، عشق من ویرانگر است.

#اریک_فروم

برگرفته از کتاب هنر عشق ورزیدن
Forwarded from اتچ بات
"داستانِ افتادن من از داستانم"

در دنیای فیلمسازی، تهیه آثار سفارشی امری مرسوم است.
اما در مورد ژوزف والاس، دانشجوی انیمیشن و عروسک گردان، این سفارش کمی متفاوت است.

والاس از سال ۲۰۰۷ ساخت انیمیشن را آغاز کرد و در جشنواره های جهانی خوش درخشید.
او از میان تمام آثارش، به یکی عشقی وصف ناپذیر دارد.
یک اثر سفارشی، اما نه به سفارش کمپانی های فیلمسازی بزرگ... بلکه به درخواست پدربزرگش!

انیمیشن "مردی که از افتادن می ترسید" اثری ساده و کوتاه است که تاکنون به ۴۰ کشور دنیا سفر کرده و جوایز بی شماری برای کارگردان به ارمغان آورده.

درخواست پدربزرگ، شاید جالب تر از انیمیشن باشد. پس از نمایش اثر، والاس از طرف او از تماشاگران میخواهد
"افتادن در آغوش ترس هایشان را تجربه کنند." نگرانی هایی که شاید هرگز واقعی نباشند اما زمان را می جَوند!



پ.ن: عنوان ابتدایی، نام داستانی ست از اورهان پاموک از کتاب "نام من سرخ"

🎥The Man Who Was Afraid of Falling/Joseph Wallace
#رادیو_صدای_زمین🍃
@sedayezamin
کتابخانه دانشگاهی:
🔹 در مورد فواید صحبت کردن با خود بیشتر بدانیم:

زمانی که فردی با خودش با صدای بلند حرف می‌زد اطرافیان با تاسف درباره سلامت روان وی قضاوت می‌کنند، اما این کار نشان دهنده جنبه‌های منحصربه فرد و هیجان انگیزی از فرد است

۱- آنها بهتر از دیگران می‌توانند احساسات خود را کنترل کنند.
۲- سازماندهی افکار مثبت و منفی دراین افراد به خوبی انجام می‌شود.
۳- همچنین آنها قابلیت برنامه ریزی دقیق تری برای کارهای خود دارند. 
۴- حافظه این افراد قوی است و در روابط اجتماعی و معاشرت‌ها موفق‌تر از سایرین ظاهر می‌شوند.

براساس تحقیقات هر فردی درطول ۲۴ ساعت حداقل به مدت سه دقیقه با خود حرف می‌زند که بیشتر این حرف‌ها حول محور دلجویی، دادن آرامش، سرزنش کردن، یادآوری کارها، حفظ کردن اطلاعات، تمرین گفتگوی خیالی با اشخاص دیگر و مواردی است که فرد نیاز دارد احساسات خود را کنترل کند و فردی دردسترس نیست تا از او نظرخواهی کند.

در زمانی که فرد احساس تنهایی می‌کند و به شدت درگیر احساسات است، به طور ناخودآگاه برای کنترل احساسات با خود صحبت می‌کند و در اکثر زمان‌ها این کار باعث آرامش، تصمیم گیری‌های صحیح و بهبود وضعیت روحی می‌شود.

 این یافته‌ها حاصل پژوهش دانشمندان علوم روانشناسی دانشگاه Bangor University در کشور ولز است.
کتابخانه دانشگاهی:
🔰نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش:

* او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند. به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر آدم شياد، انسانهاي درست و صديق هم وجود دارند.
* به او بگوييد در ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر با حمیتی نيز وجود دارد. به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن، دوستي هست.

* مي دانم كه وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد، اگر با كار و زحمت يك دلار كسب كند، بهتر از اين است كه پنج دلار از روي زمين پيدا كند.
* به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد.

* اگر مي توانيد به او نقش مهم كتاب در زندگي را آموزش دهيد.
* به او بگوييد كه تعمق كند:
به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان،
به گلهاي درون باغچه،
به زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند، ‌دقيق شود.

* به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر است مردود شود، اما با تقلب به قبولي نرسد.
* به پسرم ياد دهيد كه با ملايم ها، ‌ملايم و با گردن كشان، گردن كش باشد. به او بگوييد به باورهایش ايمان داشته باشد، ‌حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند.

* به پسرم ياد بدهيد كه همه حرفها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد، انتخاب كند.
* ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد، اگر مي توانيد به پسرم ياد دهيد كه در اوج اندوه تبسم كند.

* به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد.
* به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست.

* به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند، پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
* در كار تدريس به پسرم ملايمت بخرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد؛ بگذاريد كه شجاع باشد.
مشکل دنیا صرفه جویی است
هرکسی کاری را انجام می دهد که
برایش صرف می کند ...!



#الهی_قمشه_ای

📚 @Academic_Library
کتابخانه دانشگاهی:یک داستان نه چندان غیرواقعی

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می‌شد
وقتی می‌گفتند : چرا دیر می‌آیی؟
جواب می‌داد : یک ساعت بیشتر می‌خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی‌گیرم!
یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید.
مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می‌زد تا شاگردها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود .
یک روز از پچ پچ‌های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود

مرد هر زمان نمی‌توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آن ها می‌خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر میخواست!

یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند
مرد درحالیکه نشسته بود و دستی به موهای بلند و کم پشتش می‌کشید به فکر فرو رفت ،
باید کاری می کرد ، باید خودش را اصلاح می‌کرد!

ناگهان فکری به ذهنش رسید :
"او می توانست بازیگر باشد!"

از فردا صبح، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاس هایش را مرتب تشکیل می‌داد، و همه‌ی سفارشات مشتریانش را قبول می‌کرد!
او هر روز دو ساعت سر کار چرت می‌زد!
وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می‌رفت، دست هایش را به هم می‌مالید و با اعتماد به نفس بالا می‌گفت : خوب بچه‌ها درس جلسه‌ی قبل را مرور می‌کنیم!
سفارش‌های مشتریانش را قبول می‌کرد اما زمان تحویل بهانه‌های مختلفی می‌آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد : تا حالا چند بار مادرش مرده ، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده و ده‌ها بار به خواستگاری رفته بود ....

حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده!
مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!

اما او دیگر با خودش «صادق » نیست
او الان یک بازیگر است ، همانند بقيه مردم ...⚠️
یک_دقیقه_مطالعه 📚

"کاسپارف" شطرنج باز معروف در بازی شطرنج به یک آماتور باخت!

همه تعجب کردند و علت را جویا شدند؛ او گفت اصلاً در بازی با او نمیدانستم که آماتور است، برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت بودم؛ گاهی بخیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم. اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم ...

آنقدر در پی حرکتهای او بودم که مهره های خودم را گم کردم؛ بعد که مات شدم فهمیدم حرکت های او از سر بی مهارتی بود!!

بازی را باختم اما درس بزرگی گرفتم. «تمام حرکتها از سر حیله نیست آنقدر فریب دیده ایم و نقشه کشیده ایم که حرکت صادقانه را باور نداریم و مسیر را گم میکنیم..... و می بازیم!»

بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه‌هامون می‌کنیم این است که: «نیمه می‌شنویم، یک چهارم می‌فهمیم، هیچی فکر نمی‌کنیم، و دوبرابر واکنش نشان می دهیم»
✍🏻 چند نکته آموزنده

۱ - آرزو نکن شرایط ساده تر بود، آرزو کن تو قوی تر بودی. آرزوی مشکلات کمتر نکن، آرزو کن مهارت های بیشتری داشتی. آرزوی چالش های کمتر نکن، آرزو كن دانایی بیشتر را

۲ - چالش رهبری در این است که قوی باشی، اما نه گستاخ، مهربان باشی، اما نه ضعیف، جسور باشی، اما نه موجب آزار دیگران، متفکر باشی، اما نه تنبل، افتاده باشی، اما نه کمرو ،سربلند باشی، اما نه مغرور، شوخ طبع باشی اما نه بدون ملاحظه

۳ - بر هر حال باید رنج یکی از این دو را تحمل کنیم: درد منظم بودن یا درد تاسف

۴ - روزها گران قیمت هستند. زمانیکه یک روز را خرج میکنید، یک روز کمتر برای خرج کردن دارید. پس مطمئن شوید که روزهایتان رابه درستی خرج میکنید

۵ - انضباط پل بین اهداف و دستاوردها هستند

۶ - اگر تمایل به ریسک های غیر متعارف ندارید، مجبور خواهید بود با متعارفها کنار بیایید

۷ - انگیزه چیزی است که به شما قدرت شروع را می دهد، عادت چیزی است که شما را در راه نگه می دارد

۸ - موفقیت چیزی جز تمرین روزمره چند نظم ساده نیست

۹ - به جمع های ساده نپیوندید، رشد نخواهید کرد، جایی بروید که انتظارات و خواست های عملکردی بالا است

۱۰ - یاد بگیرید با چیزی که دارید خوشحال باشید و همزمان به دنبال تمام چیزهایی که میخواهید بروید.

👤 #جیم_ران

📚 @Academic_Library
اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه میابد یا نه اصلا سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده میکند نروید ؛ اینها را به راحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد ...

برای دیدن توسعه بروید :
در دبستانها و پیش دبستانی ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند.

اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق،  صبور، دارای روحیه گفتگو , تعامل ودارای روحیه مشارکت  و کار تیمی بار آورند , اینها انسانها وشخصیت هایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.


👤 #داگلاس_نورث
✍🏻 برنده نوبل اقتصاد
Forwarded from KAR_FANAVARI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦋🦋🦋
#عالی
📌 به جرات میگم بهترین و دقیق ترین تعریفی که تاکنون از عشق شنیدم همین است!

عشق واقعی یعنی عشق برای بخشیدن ، نه عشق برای بدست آوردن
@talashvala