Omnipresent
14 subscribers
262 photos
138 videos
53 files
36 links
نکات کاربردی (♂♥️♀) روح نامه
Download Telegram
Forwarded from کتابخانه
از روزی که فهميدم نیازی به خوشبختی ندارم، خوشبختی در وجودم آشیان کرد.
آری، از همان روز که به خود قبولاندم که برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز ندارم.


📓 مائده های زمینی
✍🏻 #آندره_ژید

🆑 @BookTop
‏آلبرت اینشتین روزانه سه مایل و داروین هم روزانه سه نوبت 45 دقیقه ای پیاده روی می کرده اند. "پیاده روی از کلیدی ترین راه های ایده پردازی و خلاقیت است"



🆑 @Academic_Library
‏مرگ تمدن ‌ها زمانی فرا می‌رسد که بزرگان مردم، به پرسش‌های جدید آن‌ها، پاسخ‌های کهنه می‌دهند!!




#ویل_دورانت

📚 @Academic_Library
ما نه شبیه اونی شدیم که می‌خواستیم، نه شبیه اونی که می‌خواستن.. امان از این همه خواستن و نشدن..
#زبان_زندگی nvc شیوه ای ارتباطی است که مارا به #نثار_از_صمیم_قلب هدایت می کند .
@nvcir
Forwarded from ◀️MLI.English▶️
براى اينكه يه زخم خوب بشه ، بايد ديگه بهش دست نزنى . درد و غصه هاتون رو
هى دوره نكنيد براى خودتون 😇✋🏼
@mlienglish
Forwarded from CandoEnglish
#poem
#tale

👤📖 حکایتی از گلستان سعدی

دو درویش خراسانی، ملازم صحبت یکدگر سیاحت کردندی، یکی ضعیف بود که به هر دو شب افطار کردی و آن دگر قوی که روزی سه بار خوردی. قضا را بر در شهری به تهمت جاسوسی گرفتار آمدند و هر دو را به خانه کردند و درش گِل برآوردند، بعد از دو هفته معلوم شد که بی گناهند. در بگشادند. قوی را دیدند مُرده و ضعیف جان به سلامت برده. درین عجب بماندند، حکیمی گفت خلاف این عجب بودی، که آن یکی بسیار خوار بود، طاقت بی نوایی نداشت، هلاک شد. و آن دیگر خویشتندار بود، بر عادت خود صبر کرده و به سلامت بماند.

👤📖 A Tale From Gulestan

Two durwaishes of Khorasan who had entered into strict intimacy, travelled together: One who was infirm would fast for two days, and the other who was robust used to eat three times a day. It happened that they were seized at the gate of a city on suspicious of being spies, were both confined in the same room, and the door closed up with mud.

After a fortnight it was discovered that they were innocent. On opening the door, they found the strong man dead, and the infirm alive. They were astonished at the circumestance, but a philosopher said, that the contrary would have been wonderful, for the one who was a great eater, was not able to support abstinence; and the other who was weak, having his body in subjection, and being used to fasting, had happily escaped.

🔶️چو کم خوردن طبیعت شد کسی را
🔶️چو سختی پیشش آید، سهل گیرد

🔷️A person who had accustomed himself to eat sparingly,
🔷️When difficulty occurs, bears it easily;

🔶️وگر تن پرورست اندر فراخی
🔶️چو تنگی بیند، از سختی بمیرد

🔷️But if in time of prosperity he has been used to pamper himself,
🔷️When he meets with distress he sinks under it.

Tr. by " Major R.P. Andetson "

@candoEnglish
کتابخانه دانشگاهی:
🔻 #تا_انتها_بخوانید 📚

مغازه دار‌ محل، هر روز، صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو پارک میکند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند.

سوپرمارکتی، نصف بیشتر اجناس مغازه اش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است.

کارمند اداره، وسط ساعت کاری یا صبحانه میل میکند، یا به ناهار و نماز میرود و یا همزمان با مراجعه ارباب رجوع کانالهای تلگرام و اینستاگرامش را چک میکند.

بساز بفروش، تا چشم صاحبان آپارتمان را دور میبیند، لوله ها و کابینت را از جنس چینی نامرغوب میزند در حالی که پولش را پیشتر گرفته است.

کارمند بانک، از وسط جمعیتی که همه در نوبت هستند به فلان آشنای خود اشاره میزند تا فیش را خارج از نوبت بیاورد تا کارش راه بیوفتد!

استاد دانشگاه، هر جلسه بیست دقیقه دیر میاد و قبل از اتمام ساعت، کلاس را تمام میکند جالبتر اینکه مقالات پژوهشی دانشجویان را بنام خودش چاپ میکند.

دانشجو پول میدهد، تحقیق و پایان نامه را کپی شده میخرد و تحویل دانشگاه میدهد تا صاحب مدرک شود.

پزشک، بیمار را در بیمارستان درمان نمیکند تا در مطب خصوصی به او مراجعه کند و یا به همکار دیگر خود پاس میدهد تا بیمار جیب خالی از درمانگاه خارج شود.

همه اینها شب وقتی به خانه می آیند، هنگامی که تلگرام را باز میکنند از فساد، رانت، بی عدالتی، تبعیض و گرانی سخن میگویند و در اینستاگرام پستهای روشنفکری را لایک میکنند.
همه هم در ستایش از نظم و قانونمداری در اروپا و آمریکا یک خاطره دارند اما وقتی نوبت خودشان میرسد، آن میکنند که میخواهند.

جامعه با من و تو، ما میشود، قبل از دیگران به خودمان برسیم.
Forwarded from Deleted Account
دکتر الهی قمشه ای :
💠وقتی از آستانه ی پنجاه سالگیم گذشت.
فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود!

🔹هر چه برایم ارزش بود کم ارزش شد.
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظه حال، با اهمیت‌تر از شادی نیست.
حالا میفهمم دستاوردهایم معادل چیزهایی که در مسیر به دست آوردن همان دست آوردها از دست دادم نیستند.

حالا میفهمم استرس، تشویش، دلهره، ترس آزمون کنکور و استخدام، ترس نتیجه، اضطراب سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهره ی تنهایی، نگرانی از غربت، غصه های عصر جمعه، اول مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری و.. هرگز نه ماندگار بودند
نه ارزش لحظه های هدر رفته ام را داشتند.

🔹حالا میفهمم یک کبد سالم چندبرابر لیسانسم ارزشمند است.
کلیه هایم از تمامی کارهایم، دیسک کمرم از متراژ خانه، تراکم استخوانم از غروب های جمعه، روحم از تمام نگرانیهایم، زمانم از همه ی ناشناخته‌های آینده های نیامده ام،
شادیم از تمام لحظه های عبوسم،
امیدم از همه ی یاس هایم با ارزش تر بودند.

🔹حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند...
و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار فرزندم زنده بمانم ارزش تمام شغل های دنیا را دارد.

🔹یقین دارم آدم هایی که به معنی تمام قدر لحظه های بودنشان را میفهمند با غبار غم و تردید و غصه و ترس و چه شودها زندگی شان را حرام نکردند.
در حال، ماندند و ذهن شان را خالی، حسشان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار میکنند.

🔹به معنی حقیقی کلمه زنده اند،
زندگی میکنند و به معنی واقعی کلمه در آرامش میمیرند:
سرخوش، همچون فصلی از زندگی،
جزیی از زندگی و در مسیر زندگی...

🔸هیچگاه به دنبال خبرهای بد و حرفهای اعصاب خُردی نباشید. چون تمومی نداره. دنبال شادی باشید. بذارید ذهنتون نفس بکشه

@armaniidea
كانال گلچينى از ( بهترين ها )
کتابخانه دانشگاهی:
#تلنگر 📚

مردی از خانه اش راضی نبود، از دوستش که بنگاه املاک داشت خواست تا خانه اش را بفروشد.

دوستش یک آگهی نوشت و آنرا برایش خواند: خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام قرار گرفته، تراس بزرگ مشرف به کوهستان، اتاق های دلباز و پذیرایی و ناهار خوری وسیع.

صاحبخانه تا متن آگهی را شنید، گفت: این خانه فروشی نیست، در تمام مدت عمرم میخواستم جایی داشته باشم مثل این خانه ای که تو تعریفش را کردی.

خیلی وقت ها نعمت هایی که در اختیار داریم را نمی بینیم چون به بودنشان عادت کرده ایم...!
Forwarded from CandoEnglish
اگر بدانیم که افکارمان چقدر قدرتمند است هرگز فکر منفی نمی کنیم.

@candoEnglish
کتابخانه دانشگاهی:
#تا_انتها_بخوانید 📚

«وقتی که الاغ شدم»

تابستان سال ۱۳۸۹ بود. در حال رانندگی بودم حواسم نبود، یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت هی الاغ حواست کجاست.

همانطور با سرعت رفت پشت چراغ قرمز ایستاد.

چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم . شیشه‌های هر دو تامون پائین بود. یواشکی از کنارچشماش به من نگاه میکرد.
منم مستقیم بهش نگاه کردم و گفتم :
آقا میدونستی الاغ ماده هست و خرها، نر هستند. تو باید به من میگفتی خر.

دوم اینکه اگه من الاغم، حتما تو هم حضرت سلیمان هستی چون الان داری زبان الاغها رو میفهمی که باهات صحبت میکنم.

سوم اینکه اصلا حواسم به تو نبود تو عالم خودم بودم. یک لبخندی زد و سه بار گفت معذرت میخوام.

منم تو ماشین شکلات داشتم براش پرت کردم تو ماشینش. با اشاره اون ، هر دو تا کناری ایستادیم و الان که با هم دوستیم یادمون نمیره که یک الاغ ما رو با هم آشنا کرد. 

 این ماجرا میخواد بگه که کلمه ای در زبان انگلیسی هست به نام reactive یعنی واکنش. و کلمه دیگری هست به نام creative یعنی خلاقیت. 

اگر دقت کنیم با جا به جائی حرف cc یک واکنش تبدیل میشه به یک خلاقیت. یعنی میشد این موضوع تبدیل شه به یک دعوای خیابانی که آخرش هم منجر میشد به آشتی.

هم وقتمون رو میگرفت هم هزینه ساز بود. 

رئیسم میگفت وقتی آخرش تو کلانتری باهم آشتی میکنیم چرا الان آشتی نکنیم. میلیونها انسان در جنگ جهانی دوم کشته شدن ولی امروز کل اروپا هوای هم رو دارن و متحدن.

۱- آخر هر جنگی صلحه 
۲- عاقل کسی است که از تهدید فرصت میسازه ما هر دو تامون عاقل بودیم 
۳- فحش دادن دلیل کسانی است که حق با آنها نیست 
۴- وقتی کسی عصبانیت میکنه یعنی تونسته برتو چیره بشه!
‏تجربه به من آموخت؛
وقتی در احتیاط افراط شود و در بیان فضیلت زیاده روی شود، بدان که این سرپوشی است برای یک جرم!!


📓 امثال و حکم
✍🏻 #دهخدا

🆑 @Academic_Library
اگر عقیده ای مخالف با عقاید تان، شما را عصبانی میکند و میرنجاند، نشانه این است که شما در درونتان متوجه شده اید که دلیل مناسبی برای آنچه به آن عقیده دارید ندارید!


#برتراند_راسل

📚 @Academic_Library
کتابخانه دانشگاهی:
#تا_انتها_بخوانید 📚

با وقتی که صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کنید
چه کارهایی می‌شود کرد؟!

در روان‌شناسی رسانه اصطلاحی هست به نام "ترس از بی‌خبری". یعنی می‌ترسید چیزی رخ داده باشد و شما در جریان نباشید. یکی از دلایل اینکه مدام به شبکه‌های اجتماعی سر می‌زنیم همین است. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد در بریتانیا هر بزرگ‌سال میانگین روزی دو ساعت در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخد. در این گزارش می‌خواهیم ببینیم با این وقت چه می‌شود کرد؟

اول) می‌شود خوابید
تقریبا همه می‌دانند که بهتر است روزی حدود ۸ ساعت بخوابند. اما نتایج تحقیقی که شورای خواب بریتانیا انجام داده، ۷۴ درصد بریتانیایی‌ها شب‌ها کمتر از ۷ ساعت می‌خوابند. همچنین ۹ درصد جمعیت تقریبا هر شب پیش از خواب سراغ شبکه‌های اجتماعی می‌روند. و این زمانی است که در واقع از خواب‌شان می‌زنند.
خواب کامل شبانه فواید بی‌شمار دارد. کسی که درست و به اندازه می‌خوابد پرانرژی‌تر است، بهتر تمرکز می‌کند، و حتی روانش سالم‌تر است. البته شبکه‌های اجتماعی تنها عامل کم‌خوابی نیست. اما اگر روزی دو ساعت بیشتر وقت داشتیم، احتمال اینکه بیشتر بخوابیم بیشتر بود.

دوم) می‌شود #ورزش کرد
به جای اینکه تصویر ورزش کردن دیگران را لایک بزنیم، می‌توانیم ورزش کنیم. متخصصان توصیه می‌کنند هر کس روزی حدود نیم ساعت ورزش و نرمش کند. در حالیکه آمار نشان می‌دهد سرانه ورزش در بریتانیا هفته‌ای ۴۸ دقیقه است. برای اینکه به توصیه متخصصان عمل کنیم، حتی لازم نیست شبکه‌های اجتماعی را کنار بگذاریم. کافی است کمی کمتر وقت صرفش کنیم.
اگر هر روز کمی ورزش کنید، بسیار زودتر از آنکه فکر می‌کنید وضع جسمانی‌تان بهتر می‌شود.

سوم) می‌شود #کتاب خواند
میانگین سرعت خواندن ۳۰۰ کلمه در دقیقه است. اگر هر روز آن دو ساعتی را که صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کنیم کتاب می‌خواندیم، علامه می‌شدیم. مثلا "کشتن مرغ مقلد" را سه روزه می‌خواندیم. حتی کتابی قطور مثل "جنگ و صلح" را می‌شود ده روزه تمام کرد.
از این مهمتر، نتایج یک تحقیق دانشگاه میشیگان نشان می‌دهد اگر روزی نیم ساعت کتاب بخوانید، حدود دو سال بیشتر عمر می‌کنید. همین امروز موبایل را بگذارید زمین و کتاب بردارید.

چهارم) می‌شود غذا پخت
شبکه‌های اجتماعی پر از عکس خوراکی است، اما اگر دقت کنید بیشتر عکس‌ها از خوردنی‌هایی است که خود عکاس آماده نکرده. آمار نشان می‌دهد که بریتانیایی‌ها برای عکس گرفتن از غذا بیشتر وقت می‌گذارند تا پختن غذا. حدود نیمی از کل غذاهای آماده که در اروپا خورده می‌شود را بریتانیایی‌ها می‌خورند. و میانگین روزی ۹ پوند برایش هزینه می‌کنند. گذشته از این، بریتانیایی‌ها به‌طور متوسط هفته‌ای ۴۴ پوند بیرون غذا می‌خورند.
به جای تماشای عکس غذای دیگران، می‌توانید غذایی سالم درست کنید.

پنجم) می‌شود به کارهای نکرده رسید
اگر روزی دو ساعت بیشتر وقت داشته باشیم، می‌توانیم به کارهایی برسیم که همیشه می‌خواسته‌ایم یا می‌خواهیم انجام بدهیم ولی نشده یا نمی‌شود. آن وقتی که صرف دیدن و خواندن درباره کارهایی که خانواده و دوست و دوست‌های دوست‌هایمان می‌کنیم، می‌توانیم صرف کارهایی بکنیم که دوست داریم بکنیم و نکرده‌ایم: کلاس زبان، کلاس رقص، کوه‌نوردی، بافتنی و ده‌ها کار دیگر.
وقتــے
تحصیل کرده هستید
کـــه بتوانید
تقریبا هر حرفـے را بشنوید 
بدون آنکـــ عصبانــے شوید
یا اعتماد به نفستان را
از دست بدهید ...

👤 #وینستون_چرچیل

🆑 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

سندروم اردک چیست؟

در این نوشته قصد داریم در مورد سندروم اردک با شما صحبت کنیم ، شاید شما یا اطرافیانتان نشانه هایی از آن را دارا باشید!

اصطلاح سندروم اردک توسط پژوهشگران دانشگاه استنفورد بعد از بررسی پست های مجازی چند دانشجو که خودکشی کرده بودند ابداع شد.

اگر به شنا کردن اردک در آب توجه کنیم ما تنها قسمتی از بدن او را می بینیم که به آرامی بر روی آب درحال حرکت است، درحالی که متوجه تقلای این اردک که با تلاش پاهای خود را تکان می دهد تا حرکت کند، نمی شویم.
 دانشجویانی هم که خودکشی کرده بودند تصاویری شاد یا نقل قول هایی امید بخش از خود منتشر کرده بودند که به ظاهر نشان می داد آنان بسیار شاد و خوشبخت هستند در صورتی که خارج از شبکه های مجازی و در دنیای واقعی با مشکلات روحی زیاد دست و پنجه نرم می کردند.

در واقع مبتلایان به « سندرم اردک» کسانی هستند که تلاش می کنند همواره تصویری شاد و خوشبخت از خود در فضای مجازی نشان دهند در صورتی که در دنیای واقعی با مشکلات زیادی مواجه هستند.

اگر کمی به فضای مجازی دقت کنید متوجه میشوید که متاسفانه افراد زیادی در آن مبتلا به سندروم اردک هستند که به صورت افراطی سعی در شاد نشان دادن خودشان و عکس یا فیلم گذاشتن از خوش گذرانی هایشان هستند و این تصویری دور از واقعیت را به افراد نشان میدهد که تبعات روانی و اجتماعی منفی برای جامعه به همراه دارد.

📚 @Academic_Library
یک قاعده‌ی کلی در مورد هرگونه عشقی وجود دارد، چه عشق به زندگی باشد، چه عشق به یک انسان دیگر، به یک حیوان، و یا یک گل.

من هنگامی می‌توانم دوست بدارم که عشق من «درخور» معشوق باشد و با نیازها و طبیعت او «همخوانی» داشته باشد. عشق من به گیاهی که به آب کم نیاز دارد، خود را در این نشان می‌دهد که تنها همان‌قدر که نیاز دارد به آن آب بدهم.

اگر درباره‌ی آنچه که برای گیاهان سودمند است، یک پیش‌باوری دارم، مثلا این که همه‌ی گیاهان به آب فراوان نیاز دارند، گیاه را خراب خواهم کرد و از بین خواهم برد، چون نمی‌توانم آن را چنان که بایسته‌ی اوست دوست بدارم.

پس فقط دوست داشتن و «بهترین آرزوها» را برای یک موجود زنده‌ی دیگر داشتن، کافی نیست. تا ندانم #نیاز یک گیاه، یک حیوان، یک کودک، یک مرد، و یا یک زن چیست، و تا نتوانم خود را از پیش فرض‌ام در این‌ باره که بهترین چیز برای دیگران چیست و از «میل‌ام به کنترل دیگران»، رها کنم، عشق من ویرانگر است.

#اریک_فروم

برگرفته از کتاب هنر عشق ورزیدن