Omnipresent
14 subscribers
262 photos
138 videos
53 files
36 links
نکات کاربردی (♂♥️♀) روح نامه
Download Telegram
حکایت:🛁

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسیدم:

شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان، فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.



روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد.

نتیجه:
1- راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست.

2- در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی
🔧🔨
3- راه حل همیشه جلوی چشم نیست. مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک لامپ از آن استفاده نمی کنیم.
💡⚡️⚠️
خوشبختی در سه جمله است:
تجربه از دیروز ،
استفاده از امروز،
امید به فردا.

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی را تباه میکنیم:
حسرت دیروز ،
اتلاف امروز
ترس از فردا
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

چگونه احساس خوشبختی کنیم؟

سال‌هاست که دانشمندان و پژوهشگران غربی در پی کشف چگونگی دستیابی به خوشبختی و حفظ آن هستند.
به‌تازگی یکی از پژوهشگران آلمانی ثابت کرده است که با به‌کارگیری شگردهایی، می‌توان خوشبخت‌زندگی کردن را آموخت.

میشائلا بروهم ـ بادری، پژوهشگر نهاد آلمانی روانکاوی مثبت، معتقد است که خوشبختی آموختنی است. او به کسانی که دایم ناراضی هستند توصیه می‌کند، برای خود شرایطی فراهم آورند که احساس موفقیت به آن‌ها دست دهد. مثلاً در محل کار خود وظایف بیشتری را به‌عهده بگیرند، یا وان حمام را تمیز کنند، یا به گلدان‌های باغچه برسند یا به فعالیت‌های ورزشی بپردازند.

به گفته‌ی این پژوهشگر، رسیدن به هدف در مغز باعث ترشح ماده‌ی دوپامین که به "هورمون خوشبختی" معروف شده می‌شود.

به‌عبارت دیگر کسی که منفعل است و کاری انجام نمی‌دهد، فرصت تجربه‌ی حس خوش خوشبختی را نیز از خود می‌گیرد. بروهم ـ بادری می‌گوید: «کسی که روی مبل می‌نشیند و تکان نمی‌خورد تلاش نمی‌کند که به موفقیت دست یابد و در نتیجه دوپامین هم در مغز ترشح نمی‌شود.»

کارول رایف، روانکاو آمریکایی، در این رابطه می‌گوید که تامین ۶ اصل به‌طور کلی حس خوشبختی را در انسان برمی‌انگیزاند:
اعتماد به نفس
ارتباطات اجتماعی
استقلال
داشتن هدف در زندگی
شرکت در فعالیت‌های سازنده
و تکامل فردی.

🆑 @Academic_Library
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر می شد"صدا" را دید..!🍃


Colours/Neil Harbisson
#رادیو_صدای_زمین
@sedayezamin
این سه کلید درکامپیوتر مهم اند، اما در زندگی مهمتر!

👈🏼 کنترل کردن خودمان
👈🏼 پیدا کردن راه حل جایگزین
👈🏼 حذف موقعیت هایی که به شما تنش و انرژی منفی میدهند.


🆑 @Academic_Library
بیایید با باورهاى سمى خداحافظى كنيم:

۱- باور اينكه قربانى هستيم.
۲- باور به اينكه ميتوانيم ديگران را تغيير دهيم.
۳- باور به اينكه اگر جاى فلانى بودم زندگى بهترى داشتم.
۴- انتظار داشتن از ديگران و باور به اينكه ديگران بايد مطابق انتظار ما رفتار كنند.
۵- باور به اينكه براى رسيدن به كمال و احساس شادى حتما به حضور فرد خاصى نياز داريم.
۶- اينكه هميشه لازم است ثابت كنيم كه ما درست می گوييم و حق با ماست.
۷- نگران بودن درباره اينكه ديگران در مورد ما چه فكرى می كنند.
۸- باور اينكه گذشته ما، آينده ما را رقم می زند.

بهتر بود می‌گفتم بیایید به بلوغ ، آرامش و موفقیت سلام کنیم ...


👤 #احمد_حلت
۱۵ مورد از کم‌هزینه‌ترین لذت‌های دنیا:

۱- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
۲ - سعی کنیم بیشتر بخندیم.
۳- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
۴ - با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
۵ - گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
۶ - بیشتر از خدا تشکر کنیم و با او حرف بزنیم.
۷ - در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت کنیم.
۸- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
۹- لذت عطسه کردن را حس کنیم.
۱۰- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.
۱۱- زمزمه کنیم و آواز بخوانیم.
۱۲- سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر‌به‌فرد با بقیه فرق داشته باشیم.
۱۳- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
۱۴- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
۱۵- برای انجام کارهایی که ماه‌ها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم!

امروز فقط ۲ تاشو امتحان کنید !✌🏻
💬

ما تربیت نشدیم !

تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگ‌ترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرف‌شنو باشیم، صبح‌ها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و …

اما ساده‌ترین و ضروری‌ترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.

کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم …

در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوه‌های نقد را به ما نیاموختند.
داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳می‌گوید: «اگر می‌خواهید بدانید کشوری توسعه می‌یابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانه‌های آن کشور نروید. اینها را به‌راحتی می‌توان خرید یا دزدید یا کپی کرد. می‌توان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیش‌بینی کنید، بروید در دبستان‌ها؛ ببینید آنجا چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛ ببینید چگونه آموزش می‌دهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطر‌پذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت می‌کنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»

از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است.

آیا باید در جوانی یا میان‌سالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!

به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی می‌کند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.

هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر می‌رویم و وقتی به خانه برمی‌گردیم، چند خط نمی‌توانیم دربارۀ آنچه دیده‌ایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیده‌ایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.

جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم می‌گفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری می‌کردم تا بچه‌ها قبل از اینکه به نگاه‌های سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.»

می‌گفت: «کسی که به کلاس‌های طراحی می‌رود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیق‌تر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت می‌رود تا در طراحی پیشرفت کند.»

اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم.
انسانی که نمی‌‌تواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشی‌های غارنشینان نشان می‌دهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.

بسیارند پدرانی که نمی‌دانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یک‌بار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمی‌دهد.

عجایب را در آسمان‌ها می‌جوییم، ولی یک‌بار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشده‌ایم.

نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.

👤 #رضا_بابایی
✍🏻 روانشناس

🆑 @Academic_Library
روزی
جایی
دقیقه ای
خودت را باز خواهی یافت
و آن وقت
یا لبخند خواهی زد
یا اشک خواهی ریخت!


👤 #پابلو_نرودا

🆑 @Academic_Library
زندگی هرگز به" اگر "و " اما " های تو پاسخ نمی دهد ...

زندگی هیچ نمیگوید؛
نشانت میدهد ... پس ؛
"سلطان" باید ها باش
نه "بنده" شاید ها ...


#الهی_قمشه_ایی

🆑 @Academic_Library
کاش خواندن کتاب هم حرام اعلام می شد،
تا ملت حداقل در خفا به کتاب خوانی روی می آوردند !
Forwarded from کتابخانه
از روزی که فهميدم نیازی به خوشبختی ندارم، خوشبختی در وجودم آشیان کرد.
آری، از همان روز که به خود قبولاندم که برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز ندارم.


📓 مائده های زمینی
✍🏻 #آندره_ژید

🆑 @BookTop
‏آلبرت اینشتین روزانه سه مایل و داروین هم روزانه سه نوبت 45 دقیقه ای پیاده روی می کرده اند. "پیاده روی از کلیدی ترین راه های ایده پردازی و خلاقیت است"



🆑 @Academic_Library
‏مرگ تمدن ‌ها زمانی فرا می‌رسد که بزرگان مردم، به پرسش‌های جدید آن‌ها، پاسخ‌های کهنه می‌دهند!!




#ویل_دورانت

📚 @Academic_Library
ما نه شبیه اونی شدیم که می‌خواستیم، نه شبیه اونی که می‌خواستن.. امان از این همه خواستن و نشدن..
#زبان_زندگی nvc شیوه ای ارتباطی است که مارا به #نثار_از_صمیم_قلب هدایت می کند .
@nvcir
Forwarded from ◀️MLI.English▶️
براى اينكه يه زخم خوب بشه ، بايد ديگه بهش دست نزنى . درد و غصه هاتون رو
هى دوره نكنيد براى خودتون 😇✋🏼
@mlienglish
Forwarded from CandoEnglish
#poem
#tale

👤📖 حکایتی از گلستان سعدی

دو درویش خراسانی، ملازم صحبت یکدگر سیاحت کردندی، یکی ضعیف بود که به هر دو شب افطار کردی و آن دگر قوی که روزی سه بار خوردی. قضا را بر در شهری به تهمت جاسوسی گرفتار آمدند و هر دو را به خانه کردند و درش گِل برآوردند، بعد از دو هفته معلوم شد که بی گناهند. در بگشادند. قوی را دیدند مُرده و ضعیف جان به سلامت برده. درین عجب بماندند، حکیمی گفت خلاف این عجب بودی، که آن یکی بسیار خوار بود، طاقت بی نوایی نداشت، هلاک شد. و آن دیگر خویشتندار بود، بر عادت خود صبر کرده و به سلامت بماند.

👤📖 A Tale From Gulestan

Two durwaishes of Khorasan who had entered into strict intimacy, travelled together: One who was infirm would fast for two days, and the other who was robust used to eat three times a day. It happened that they were seized at the gate of a city on suspicious of being spies, were both confined in the same room, and the door closed up with mud.

After a fortnight it was discovered that they were innocent. On opening the door, they found the strong man dead, and the infirm alive. They were astonished at the circumestance, but a philosopher said, that the contrary would have been wonderful, for the one who was a great eater, was not able to support abstinence; and the other who was weak, having his body in subjection, and being used to fasting, had happily escaped.

🔶️چو کم خوردن طبیعت شد کسی را
🔶️چو سختی پیشش آید، سهل گیرد

🔷️A person who had accustomed himself to eat sparingly,
🔷️When difficulty occurs, bears it easily;

🔶️وگر تن پرورست اندر فراخی
🔶️چو تنگی بیند، از سختی بمیرد

🔷️But if in time of prosperity he has been used to pamper himself,
🔷️When he meets with distress he sinks under it.

Tr. by " Major R.P. Andetson "

@candoEnglish