Forwarded from پنجره ایران و جهان: کانال دانایی زیبایی نیکویی (مهدی خاوه)
💥 ز#ندگی از #۶۰ #سالگی #آغاز میشود!
👤جمله ای از قول یک فرانسوی که در جایی خواندم
باورم نمیشد که این جمله معنی داری باشد. مگر ممکن است؟
فکر کردم که حتما برای دلخوشی است و روحیه دادن و از این حرف های امیدوار کننده.
این جمله در ذهنم ماند تا نوبت به شصت سالگی خودم رسید.
اگر باور داشته باشیم که زندگی یعنی آزادی و یا به تعبیر دیگر آزادی یعنی زندگی، میبینم که سرآغاز واقعی این آزادی میتواند در ۶۰ سالگی باشد.
- آزادی از بندِ؛ خود باور نداشتن ، پایان امر و نهی ، آغاز مهربانی با خود، قبول شخصیتی که هستی و رهایی از تلاش برای تغییر آن!
این اولین احساس آزادی است. آرامش و پذیرش آنچه که هستی و نه سرزنش، و نه به رخ کشیدن خطاهایی که مرتکب شدی.
- آزادی از اجبار به کارکردن، مگر برای سرگرمی و لذت بردن.
- آزادی از اجبار به خوردن مگر در حد زیستن و سلامت ماندن.
آزاد شدن از تمایلات بیش از حد به جنس متفاوت،
مگر برای استغنای روح و روان.
این آزادی ها، آدم را به دنیای جدیدی سوق میدهد که میتواند سرآغاز زندگی باشد.
آن هایی که قبل از ۶۰ سالگی دار فانی را وداع میکنند هیچوقت لذت این آزادی را نمی چشند.
- تومیتوانی باردیگر خنده های جوانی را در چینهای پیشانیت ببینی!
- آزادی که تا هروقت بخواهی بیدار بمانی و تا هروقت بخواهی بخوابی و با هر دوستی اوقات مان را بگذرانی و هر برنامه ای را تماشا کنی و به آهنگ های مورد علاقه دوره جوانی مان کرارا گوش دهی.
- به دور و نزدیک سفر کنی، کنار ساحل تا مدت ها قدم بزنی و با صدای امواج نجوا کنی و خاطرات عاشقانه جوانیت را در طنین این صداها زنده کنی...
- هیچکس نمیتواند اینها را از تو بگیرد، زیرا که زندگی نوینی را آغاز کرده ای.
- تواین آزادی را با عبور از مرز ۶۰ سالگی بدست اورده ای. تو واقعا آزادی...
- تو دیگر بخاطر از دست دادن یک موقعیت کاری یا مالی پریشان نمی شوی، تو دیگر گرفتار آينه نیستی وبه داشتن و یا نداشتن مو و طاسی سرت اهمیت نمیدهی. حتی به آن به عنوان یک موهبت نگاه میکنی و می پذیری که شانه ملال است و سشوار باعث اتلاف انرژی!
- تو در ۶۰ سالگی میفهمی که پایه زندگی محبت است نه ثروت، دوست داشتن است نه حسد. میپذیری که زیبایی در سادگی است نه تجمل گرایی...
- آنچه که جمع کرده ای چندان به کارَت نمی آید و بخشش آنهاست که زندگی ات را سرشار از تراوت میکند. تو به این زندگی خوش آمدی!
- تو در ۶۰ سالگی از قید تمام درگیری هایی که زندگی را به کام خود میکشد آزاد میشوی، وقت آن است که این زندگی را شروع کنی...
- تو در ۶۰ سالگی با محبت به دیگران لذت می آفرینی .
- میفهمی که اگر کسی را دوست داری واقعی است
- میفهمی که زندگی وسود آن در راستی وصداقت است
و میفهمی که زندگی کوتاه است و فرصت زندگی کم....
@IranAndWorldWindow
👤جمله ای از قول یک فرانسوی که در جایی خواندم
باورم نمیشد که این جمله معنی داری باشد. مگر ممکن است؟
فکر کردم که حتما برای دلخوشی است و روحیه دادن و از این حرف های امیدوار کننده.
این جمله در ذهنم ماند تا نوبت به شصت سالگی خودم رسید.
اگر باور داشته باشیم که زندگی یعنی آزادی و یا به تعبیر دیگر آزادی یعنی زندگی، میبینم که سرآغاز واقعی این آزادی میتواند در ۶۰ سالگی باشد.
- آزادی از بندِ؛ خود باور نداشتن ، پایان امر و نهی ، آغاز مهربانی با خود، قبول شخصیتی که هستی و رهایی از تلاش برای تغییر آن!
این اولین احساس آزادی است. آرامش و پذیرش آنچه که هستی و نه سرزنش، و نه به رخ کشیدن خطاهایی که مرتکب شدی.
- آزادی از اجبار به کارکردن، مگر برای سرگرمی و لذت بردن.
- آزادی از اجبار به خوردن مگر در حد زیستن و سلامت ماندن.
آزاد شدن از تمایلات بیش از حد به جنس متفاوت،
مگر برای استغنای روح و روان.
این آزادی ها، آدم را به دنیای جدیدی سوق میدهد که میتواند سرآغاز زندگی باشد.
آن هایی که قبل از ۶۰ سالگی دار فانی را وداع میکنند هیچوقت لذت این آزادی را نمی چشند.
- تومیتوانی باردیگر خنده های جوانی را در چینهای پیشانیت ببینی!
- آزادی که تا هروقت بخواهی بیدار بمانی و تا هروقت بخواهی بخوابی و با هر دوستی اوقات مان را بگذرانی و هر برنامه ای را تماشا کنی و به آهنگ های مورد علاقه دوره جوانی مان کرارا گوش دهی.
- به دور و نزدیک سفر کنی، کنار ساحل تا مدت ها قدم بزنی و با صدای امواج نجوا کنی و خاطرات عاشقانه جوانیت را در طنین این صداها زنده کنی...
- هیچکس نمیتواند اینها را از تو بگیرد، زیرا که زندگی نوینی را آغاز کرده ای.
- تواین آزادی را با عبور از مرز ۶۰ سالگی بدست اورده ای. تو واقعا آزادی...
- تو دیگر بخاطر از دست دادن یک موقعیت کاری یا مالی پریشان نمی شوی، تو دیگر گرفتار آينه نیستی وبه داشتن و یا نداشتن مو و طاسی سرت اهمیت نمیدهی. حتی به آن به عنوان یک موهبت نگاه میکنی و می پذیری که شانه ملال است و سشوار باعث اتلاف انرژی!
- تو در ۶۰ سالگی میفهمی که پایه زندگی محبت است نه ثروت، دوست داشتن است نه حسد. میپذیری که زیبایی در سادگی است نه تجمل گرایی...
- آنچه که جمع کرده ای چندان به کارَت نمی آید و بخشش آنهاست که زندگی ات را سرشار از تراوت میکند. تو به این زندگی خوش آمدی!
- تو در ۶۰ سالگی از قید تمام درگیری هایی که زندگی را به کام خود میکشد آزاد میشوی، وقت آن است که این زندگی را شروع کنی...
- تو در ۶۰ سالگی با محبت به دیگران لذت می آفرینی .
- میفهمی که اگر کسی را دوست داری واقعی است
- میفهمی که زندگی وسود آن در راستی وصداقت است
و میفهمی که زندگی کوتاه است و فرصت زندگی کم....
@IranAndWorldWindow
Forwarded from پنجره ایران و جهان: کانال دانایی زیبایی نیکویی (مهدی خاوه)
زندگی کردن را باید،
از لبخند صادقانه کودک آموخت ...
هیچ کودکی،
نگران وعده بعدی غذایش نیست
زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد؛
ای کاش من هم مثل او
به خدایم ایمان داشتم!
✨
@IranAndWorldWindow
از لبخند صادقانه کودک آموخت ...
هیچ کودکی،
نگران وعده بعدی غذایش نیست
زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد؛
ای کاش من هم مثل او
به خدایم ایمان داشتم!
✨
@IranAndWorldWindow
Forwarded from پنجره ایران و جهان: کانال دانایی زیبایی نیکویی (مهدی خاوه)
دوست خوب غم رو از بين نميبرد!
اماكمك ميكندمحكم سرپاباشيم
درست مثل چتر خوب كه
بارون رامتوقف نمیکند
اما به ما كمك ميكندراحت زير باران قدم بزنيم
#ويكتور_هوگو
✨
@IranAndWorldWindow
اماكمك ميكندمحكم سرپاباشيم
درست مثل چتر خوب كه
بارون رامتوقف نمیکند
اما به ما كمك ميكندراحت زير باران قدم بزنيم
#ويكتور_هوگو
✨
@IranAndWorldWindow
Forwarded from پنجره ایران و جهان: کانال دانایی زیبایی نیکویی (مهدی خاوه)
تنها 31 دقیقه تا #سوئد #فاصله داریم!
اگر 3 دقیقه برای خواندن این متن و 1 دقیقه جهت انتشار آن برای دوستانتان وقت بگذارید.
یارانه هر فرد 45 هزار تومان است.
با این مبلغ میتوان هر سه جلد کتاب بیشعوری (خاویر کرمنت) بعلاوه کتاب دوقرن سکوت (عبدالحسین زرین کوب) را خریداری کنید.
شما میتوانید با پول سه کیلو ماست یک جلد کتاب فلسفی مثل "چنین گفت زرتشت"(نیچه) و با پول دو کیلو ماست "اگزیستانسیالیسم"(سارتر) یا مثنوی مولوی و گلستان سعدی را تهیه کنید.
شما میتوانید 5هزار تومن از پول لوازم آرایشی خودرا برای خرید کتاب ترانه های خیام(صادق هدایت) کنار بگذارید و هم از ادبیات و هم از فلسفه ای که در آن موج میزند استفاده کنید.
آیا میدانید شما با پول دوتا آبمیوه میتوانید کتاب مثنوی معنوی مولوی را بخرید؟
بسیار میتوان از این مثالها به کار برد
پس برای عدم مطالعه مشکلات مالی را نمیتوان بهانه کرد زیرا که امروزه میتوان با هزینه ای معادل یک آدامس pdf کتابها را تهیه نمود.
اما مشکل وقت:
هر فرد جوان و میانسال بین 6تا8 ساعت به استراحت و خواب نیاز دارد. اما اغلب ما 9 ساعت میخوابیم و یک ساعت پس از آن را در رختخواب سپری میکنیم.
آیا میدانستید اگر هر شب قبل از خواب 17 دقیقه وقت بگذارید سرانه ی مطالعه ی ایران به ژاپن و اگر 31 دقیقه وقت بگذارید سرانه ی مطالعه ی کشور را به سوئد می رسانید. آیا میدانستید چه رابطه ی محکمی بین مطالعه و سطح فرهنگ جوامع برقرار است؟
اگر همین حالا کانال ها و پیج هایی را که جُک قومیتی و جنسیتی منتشر میکنند را ازگوشی خود پاک کنیم و در چند کانال خوب و مفید عضو شویم همزمان چند کار بزرگ را انجام داده ایم:
از نفاق و در نتیجه تجزیه ی کشور جلو گیری میکنیم.
به فرهنگمان کمک میکنیم و نگاه های جنسیتی و تحقیر کننده را از بین میبریم.
به معلومات خودمان می افزاییم و به دیگران انتقال میدهیم.
✨
@IranAndWorldWindow
اگر 3 دقیقه برای خواندن این متن و 1 دقیقه جهت انتشار آن برای دوستانتان وقت بگذارید.
یارانه هر فرد 45 هزار تومان است.
با این مبلغ میتوان هر سه جلد کتاب بیشعوری (خاویر کرمنت) بعلاوه کتاب دوقرن سکوت (عبدالحسین زرین کوب) را خریداری کنید.
شما میتوانید با پول سه کیلو ماست یک جلد کتاب فلسفی مثل "چنین گفت زرتشت"(نیچه) و با پول دو کیلو ماست "اگزیستانسیالیسم"(سارتر) یا مثنوی مولوی و گلستان سعدی را تهیه کنید.
شما میتوانید 5هزار تومن از پول لوازم آرایشی خودرا برای خرید کتاب ترانه های خیام(صادق هدایت) کنار بگذارید و هم از ادبیات و هم از فلسفه ای که در آن موج میزند استفاده کنید.
آیا میدانید شما با پول دوتا آبمیوه میتوانید کتاب مثنوی معنوی مولوی را بخرید؟
بسیار میتوان از این مثالها به کار برد
پس برای عدم مطالعه مشکلات مالی را نمیتوان بهانه کرد زیرا که امروزه میتوان با هزینه ای معادل یک آدامس pdf کتابها را تهیه نمود.
اما مشکل وقت:
هر فرد جوان و میانسال بین 6تا8 ساعت به استراحت و خواب نیاز دارد. اما اغلب ما 9 ساعت میخوابیم و یک ساعت پس از آن را در رختخواب سپری میکنیم.
آیا میدانستید اگر هر شب قبل از خواب 17 دقیقه وقت بگذارید سرانه ی مطالعه ی ایران به ژاپن و اگر 31 دقیقه وقت بگذارید سرانه ی مطالعه ی کشور را به سوئد می رسانید. آیا میدانستید چه رابطه ی محکمی بین مطالعه و سطح فرهنگ جوامع برقرار است؟
اگر همین حالا کانال ها و پیج هایی را که جُک قومیتی و جنسیتی منتشر میکنند را ازگوشی خود پاک کنیم و در چند کانال خوب و مفید عضو شویم همزمان چند کار بزرگ را انجام داده ایم:
از نفاق و در نتیجه تجزیه ی کشور جلو گیری میکنیم.
به فرهنگمان کمک میکنیم و نگاه های جنسیتی و تحقیر کننده را از بین میبریم.
به معلومات خودمان می افزاییم و به دیگران انتقال میدهیم.
✨
@IranAndWorldWindow
Forwarded from شُمال آفیشیال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دانش آموز ۱۷ ساله امریکایی مسلط به ۲۳ زبان دنیا، در جواب مجری تلوزیونی که به او گفت زبان مورد علاقه شما کدام است میگه:
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت برسر پیمانه شد
💢 @GILODEYLAM
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت برسر پیمانه شد
💢 @GILODEYLAM
Forwarded from دیالوگ هایی که به یاد می ماند
نه هیچ انسانی دوست توست و نه هیچ انسانی دشمن توست؛
بلکه هر انسانی معلم توست.
پس غرور و تعصب را کنار بگذار
و آنچه را که هر انسانی باید به تو آموزش دهد یاد بگیر
تا تمام درسهایت را بیاموزی و آزاد و رها شوی.
رنج برای پیشرفت انسان ضروری نیست ؛
رنج حاصل تخلف از قانون معنویت است,
اما تنها عده ی اندکی از انسانها می توانند روح خفته ی خود را بدون رنج برخیزانند.
#اسکاول_شین
@dialogbeyadmandani
بلکه هر انسانی معلم توست.
پس غرور و تعصب را کنار بگذار
و آنچه را که هر انسانی باید به تو آموزش دهد یاد بگیر
تا تمام درسهایت را بیاموزی و آزاد و رها شوی.
رنج برای پیشرفت انسان ضروری نیست ؛
رنج حاصل تخلف از قانون معنویت است,
اما تنها عده ی اندکی از انسانها می توانند روح خفته ی خود را بدون رنج برخیزانند.
#اسکاول_شین
@dialogbeyadmandani
@ahmdnn
یه سوال خوب❓ که در طول روز آدم باید از خودش بپرسه اینه که واقعا" داره وقتش رو خرج میکنه یا سرمایه گذاری 🤔؟
یه سوال خوب❓ که در طول روز آدم باید از خودش بپرسه اینه که واقعا" داره وقتش رو خرج میکنه یا سرمایه گذاری 🤔؟
Forwarded from احسان ْ نورى
🖌محسن رنانی
✔️استاد دانشگاه
✅ آی معلمهای عزیز ، لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم ، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان بیشتر شد، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتی مان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد. پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم.
✅پس لطفا به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.
✅باور کنید اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت، و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود، و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست، هیچ چیزی از خلقت کم نمی شود؛ اما اگر آنها زندگی کردن را و عشق ورزیدن را و عزت نفس را و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالیها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.
✅لطفاً برای بچههای ما شعر بخوانید، به آنها موسیقی بیاموزید، بگذارید با هم آواز بخوانند، اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند، بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند و وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند. لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید.
✅ اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند، دین را در مغز آنان تزریق نکنید، فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید، زبان شان را برای نقد آزاد بگذارید، آنان را از وحشت آنچه شما مقدس میپندارید به لکنت زبان نیندازید. بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.
✅اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دستکم هوای هم را داشته باشیم، نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههای خود را به کلاسها نبرید. ترا به خدا در کلاسهایتان خدایی کنید نه ناخدایی. شاید خدا به شما و ما رحم کند و از این زندان خودساخته رهایمان سازد.
@baratchiant
✔️استاد دانشگاه
✅ آی معلمهای عزیز ، لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم ، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان بیشتر شد، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتی مان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد. پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم.
✅پس لطفا به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.
✅باور کنید اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت، و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود، و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست، هیچ چیزی از خلقت کم نمی شود؛ اما اگر آنها زندگی کردن را و عشق ورزیدن را و عزت نفس را و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالیها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.
✅لطفاً برای بچههای ما شعر بخوانید، به آنها موسیقی بیاموزید، بگذارید با هم آواز بخوانند، اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند، بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند و وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند. لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید.
✅ اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند، دین را در مغز آنان تزریق نکنید، فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید، زبان شان را برای نقد آزاد بگذارید، آنان را از وحشت آنچه شما مقدس میپندارید به لکنت زبان نیندازید. بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.
✅اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دستکم هوای هم را داشته باشیم، نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههای خود را به کلاسها نبرید. ترا به خدا در کلاسهایتان خدایی کنید نه ناخدایی. شاید خدا به شما و ما رحم کند و از این زندان خودساخته رهایمان سازد.
@baratchiant
Forwarded from Psychedelia Music E-Zine (Naser)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬🎥 A Single Life انیمیشن دیدنی که سال 2014 توسط ماریکه بلائو، ژوریس اوپریس و جاب راجوین ساخته شده و تا کنون در بیش از 200 فستیوال مختلف نمایش داده شده و جوایز متعددی کسب کرده
@Psymez
@Psymez
English:
❤️ Greetings
A lady worked at a meat distribution factory. One day, when she finished with her work schedule, she went into the meat cold room (Freezer) to inspect something, but in a moment of misfortune, the door closed and she was locked inside with no help in sight.
Although she screamed and knocked with all her might, her cries went unheard as no one could hear her. Most of the workers had already gone, and outside the cold room it's impossible to hear what was going on inside.
Five hours later, whilst she was at the verge of death, the security guard of the factory eventually opened the door.
She was miraculously saved from dying that day.
When she later asked the security guard how he had come to open the door, which wasn't his usual work routine.
His explanation: 'I've been working in this factory for 35 years, hundreds of workers come in and out every day, but you're one of the few who greet me in the morning and say goodbye to me every night when leaving after work. Many treat me as if I'm invisible.
Today, as you reported for work, like all other days, you greeted me in your simple manner 'Hello'. But this evening after working hours, I curiously observed that I had not heard your 'Bye, see you tomorrow..
Hence, I decided to check around the factory. I look forward to your 'hi' and 'bye' every day because they remind me that I am someone.
By not hearing your farewell today, I knew something had happened. That's why I was searching every where for you."
❤️ Greetings
A lady worked at a meat distribution factory. One day, when she finished with her work schedule, she went into the meat cold room (Freezer) to inspect something, but in a moment of misfortune, the door closed and she was locked inside with no help in sight.
Although she screamed and knocked with all her might, her cries went unheard as no one could hear her. Most of the workers had already gone, and outside the cold room it's impossible to hear what was going on inside.
Five hours later, whilst she was at the verge of death, the security guard of the factory eventually opened the door.
She was miraculously saved from dying that day.
When she later asked the security guard how he had come to open the door, which wasn't his usual work routine.
His explanation: 'I've been working in this factory for 35 years, hundreds of workers come in and out every day, but you're one of the few who greet me in the morning and say goodbye to me every night when leaving after work. Many treat me as if I'm invisible.
Today, as you reported for work, like all other days, you greeted me in your simple manner 'Hello'. But this evening after working hours, I curiously observed that I had not heard your 'Bye, see you tomorrow..
Hence, I decided to check around the factory. I look forward to your 'hi' and 'bye' every day because they remind me that I am someone.
By not hearing your farewell today, I knew something had happened. That's why I was searching every where for you."
#بریده_ای_از_یک_کتاب
#فلسفه_هانا_آرنت
پاریشیا_آلتنبرند_جانسون
دروغ همیشه پذیرفتنی تر از واقعیت است و با عقل بیشتر جور در می آید، چون دروغ گو این مزیت بزرگ را دارد که پیشاپیش می داند که مخاطبان آرزومند یا منتظر شنیدن چه هستند.
حال آن که واقعیت این خصلت اضطراب آور را دارد که ما را با چیزی غیر منتظره روبرو می کند که آماده اش نبوده ﺍﻳﻢ.
#فلسفه_هانا_آرنت
پاریشیا_آلتنبرند_جانسون
دروغ همیشه پذیرفتنی تر از واقعیت است و با عقل بیشتر جور در می آید، چون دروغ گو این مزیت بزرگ را دارد که پیشاپیش می داند که مخاطبان آرزومند یا منتظر شنیدن چه هستند.
حال آن که واقعیت این خصلت اضطراب آور را دارد که ما را با چیزی غیر منتظره روبرو می کند که آماده اش نبوده ﺍﻳﻢ.