Omnipresent
14 subscribers
262 photos
138 videos
53 files
36 links
نکات کاربردی (♂♥️♀) روح نامه
Download Telegram
Forwarded from Haj arash trade channel
یکی از عوارض تنهایی، تضعیف سیستم ایمنی بدن است. ارتباط با دوستان یا کسی که به او علاقه دارید می تواند تا 60 درصد سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشد.

@facts_ir
Forwarded from عآلیجناب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید فرهنگ و شعور قاضی رو نوع برخوردش بامجرم و بچه مجرم برای نشوندن تو بغلش اول از پدرش اجازه میگیره و ببینید اخر سر چه حکمی میده !
امیدوارم تا زنده ایم این چیزارو تو کشورخودمون هم ببینیم

@Aalijnab
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوال:
چگونگی هنر خوب زیستن ؟!

و پاسخ جالب:
خانم دکتر فرنودی روانشناس ..

این حتما ببینید عالی 🌺❤️🌺
Forwarded from گیلین
برو سفر،
پول برمیگرده ولی زمان نه.

🆔 @Gilin_Gilin 👈
ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻴﻢ.ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﺷﻴﮑﺎﮔﻮ 🗣
Forwarded from Deleted Account
◀️آزمون قمار چیست؟



✏️من یک اسکناس ٢٠ دلاری دارم. آن را به هر قیمتی که بخواهید به شما می‌فروشم. فقط دقت کنید هر مبلغی را که می گویید باید پرداخت کنید.

✏️ پیشنهادها از یک دلار شروع می‌شود و با گام های یک دلاری بالا می رود، ولی نکته‌ای كه وجود دارد این است که افراد دیگر هم می‌توانند روی این اسکناس ٢٠ دلاری پیشنهاد قیمت دهند و اگر کسی توانست قیمت بالاتری از شما پیشنهاد داده و شما را شکست دهد شما همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرتان به من پول بدهید و در ازای آن چیزی دریافت نخواهید کرد..!

✏️افراد در ابتدا از اینکه می‌توانند یک اسکناس بیست دلاری را ۲ یا ۵ یا ۱۰ دلار بخرند هیجان‌ زده می‌شوند،پول مفت است، ولی در قیمت‌های ۱۷ و ۱۸ دلار یک جنگ تمام عیار بین پیشنهادهای دو نفر که می‌فهمند ممکن است در انتها مجبور شوند پول خیلی زیادی را برای هیچ پرداخت کنند در می‌گیرد.آن‌ها برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری می‌دهند.

✏️ ناگهان یکی برای یک اسکناس ۲۰ دلاری ۲۱ دلار پیشنهاد می‌دهد که در حقیقت منطقي است چون در این قیمت برنده ۱ دلار می‌بازد (با احتساب بیست دلاری که در یافت میکند) در حالی که بازنده ۲۰ دلار خواهد باخت. از اینجا همه چیز بالا می‌گیرد. جنگ برای برد تبدیل می‌شود به جنگ برای کمتر باختن، و باعث می‌شود تا پیشنهادها برای یک اسکناس ۲۰ دلاری به طور کاذب بالا برود. استاد مدیریت دانشگاه وارتون آدام گرنت می‌گوید که یک افسر ارتش یک بار حدود ۵۰۰ دلار برای یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت.

✏️طبق دانسته های روانشناسان، افراد بیشتر از آنکه از بردن لذت ببرند از باختن متنفرند. به این نکته «بیزاری از باخت» گفته می‌شود که یکی از عوامل اصلی ضرر در بورس و سایر بازارهای مالی است. شما هنگامی که در یک معامله سود می کنید به سرعت پوزیشن خود را می بندید و به آن اجازه رشد بیشتر نمیدهید و برعکس وقتی در ضرر هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن می دهید چون ناخوداگاه ذهن شما از ضرر متنفر است و البته همین بیزاری از باخت عامل اصلی حباب قیمتی نیز هست. واکنش فروشندگان و خریداران در دوره ی رکود نیز با همین آزمون قابل توصیف است.
English:
Value

A popular speaker started off a seminar by holding up a $20 bill. A crowd of 200 had gathered to hear him speak. He asked, “Who would like this $20 bill?”

200 hands went up.

He said, “I am going to give this $20 to one of you but first, let me do this.” He crumpled the bill up.

He then asked, “Who still wants it?”

All 200 hands were still raised.

“Well,” he replied, “What if I do this?” Then he dropped the bill on the ground and stomped on it with his shoes.

He picked it up, and showed it to the crowd. The bill was all crumpled and dirty.

“Now who still wants it?”

All the hands still went up.

“My friends, I have just showed you a very important lesson. No matter what I did to the money, you still wanted it because it did not decrease in value. It was still worth $20. Many times in our lives, life crumples us and grinds us into the dirt. We make bad decisions or deal with poor circumstances. We feel worthless. But no matter what has happened or what will happen, you will never lose your value. You are special – Don’t ever forget it!
@zhuanchannel
ما تربیت نشدیم.

تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگ‌ترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرف‌شنو باشیم، صبح‌ها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و …

اما ساده‌ترین و ضروری‌ترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.

کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم …

در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوه‌های نقد را به ما نیاموختند.
داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳می‌گوید: «اگر می‌خواهید بدانید کشوری توسعه می‌یابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانه‌های آن کشور نروید. اینها را به‌راحتی می‌توان خرید یا دزدید یا کپی کرد. می‌توان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیش‌بینی کنید، بروید در دبستان‌ها؛ ببینید آنجا چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛ ببینید چگونه آموزش می‌دهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطر‌پذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت می‌کنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»

از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است.

آیا باید در جوانی یا میان‌سالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!

به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی می‌کند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.

هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر می‌رویم و وقتی به خانه برمی‌گردیم، چند خط نمی‌توانیم دربارۀ آنچه دیده‌ایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیده‌ایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.

جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم می‌گفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری می‌کردم تا بچه‌ها قبل از اینکه به نگاه‌های سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.»

می‌گفت: «کسی که به کلاس‌های طراحی می‌رود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیق‌تر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت می‌رود تا در طراحی پیشرفت کند.»

اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم.
انسانی که نمی‌‌تواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشی‌های غارنشینان نشان می‌دهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.

بسیارند پدرانی که نمی‌دانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یک‌بار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمی‌دهد.

عجایب را در آسمان‌ها می‌جوییم، ولی یک‌بار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشده‌ایم.

نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.

#رضا_بابایی
#روانشناسی
Forwarded from کانال گیزمیز 💯 (🌍)
گویند : مرغیست به نام « آمین » !
مرغی آسمانی، در بلندترین نقطهٔ آسمان
آنجا که بخدا نزدیکتر است می پَرَد و سخن می گوید
او شنوا ترین موجود ِ جهان ِ هستی است
هر چیز را که می شنود، دوباره بنام فرد ِ گوینده
آنرا تکرار می کند و آمین می گوید

این است که همهٔ آیین ها می گویند
مراقب کلامت باش !
این است که می گویند
تنها صداست که می ماند
این است که می گویند
دیگران را دعا کنید !
این است که اگر دیگرانی را نفرین کنیم
روزی خود ِ ما دچار آن خواهیم بود

مرغ آمین
هر آنچه که بگوئیم را
با اسم خود ِ ما ، جمع می کند
و به خداوند اعلام می کند

آنگاه در انتهای جمله
آمین می گوید

پس همیشه برای همه خیر و خوبی بخواهیم.
برایتان بهترینها را آرزو دارم🙏

🆔 @GizmizTel 💯
ow.ly/3hNf30f6wzo
💠‏حرفهایی که گفتنشون سخته
ولی باید قدرت گفتن شون رو پیدا کنیم..

📡 @Bisto30
" نشان های سخنِ آشنا "

قضاوت های مشترك و جمعی انسان ها درباره یك شاعر
یا آواز خوان یا معمار یا نقاش بزرگ بهترین دلیل بر این است كه
آن شاعر متاعی آورده است كه هركس از هر دسته و طبقه
و جغرافیا و آب وهوا لطف و زیبایی آن را تشخیص می دهد.
اینها همه نشان یادها و خاطرات ازلی ماست که
در حقیقت همان فطرت و سرشت و نهاد
و طبع و خلق و خوی الهی آدمی است.
از دیگر نشان های سخن آشنا آن است که
ذوق سلیم بهانه ای بر آن نمی گیرد
و میل به هیچ تغییری در آن ندارد،
مانند موسیقی خوب و چهرۀ زیبارویان که
گویی طبق آرزوی ما آفریده شده اند:
نقاش رخت زطعنه ها آسوده است
کز هر چه تمام تر بوَد بنموده است
رخسار و لبت چنانکه باید بوده است
گویی که کسی به آرزو فرموده است
ابو سعید
چنانکه حکیم طوس نیز کمال زیبایی را
در نبودن بهانه بیان کرده است:
به دیدار او در زمانه نبود
بر او بر به خوبی بهانه نبود
برگرفته از کتاب " گنجینۀ آشنا "
به قلم حسین الهی قمشه ای

کانال رسمی حسین الهی قمشه ای
@drelahighomshei


http://www.drelahighomshei.com/gozideh_files/276.jpg
@selseleyemoyedost

این جهان کوهست و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا

#مثنوی_مولانا

کارهایی که در دنیا می کنیم, مثل صداهایی است که در دامنه کوه فریاد می زنیم, همشون به خود ما
باز می گردند.

⭕️⭕️
🌷🌷🌷
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارند. بنابراین برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند.

ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان برای بازگشت زمان بیشتری لازم بود. اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را نمی پسندیدند.
برای حل این مسئله، شرکت های ماهی گیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آنها ماهی ها را گرفته و روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.
اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند.
بنابراین شرکتهای ماهیگیری مخزنهایی را در قایقها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق، اما زنده بودند.
متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهیها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.
پس شرکتهای ماهیگیری باید این مسئله را بگونه ای حل می کردند.
آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید، چه پیشنهادی می دادید؟
رون هوبارد در اوایل سالهای ۱۹۵۰دریافت:
" بشر تنها در مواجهه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت می کند "

برای نگه داشتن ماهی تازه شرکتهای ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایقها استفاده می کنند اما حالا آنها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند.
کوسه چندتائی از ماهی ها را می خورد اما بیشتر ماهیها با وضعیتی بسیار سرزنده به مقصد می رسند، زیرا برای فرار از کوسه تلاش می کنند.
منافع و مزیتهای رقابت:
شما هر چه با هوش تر، مصرتر و با کفایت تر باشید از حل یک مسئله بیشتر لذت می برید. اگر به اندازه کافی مبارزه کنید و اگر به طور پیوسته در چالشها پیروز شوید، خوشبخت و خوشحال خواهید بود.
گاهی وقتها کوسه ها برای پیشرفت و توسعه لازمند.

توصیه :
به جای دوری کردن از مشکلات به میان آنها شیرجه بزنید. از بازی لذت ببرید.
اگر مشکلات و تلاشهایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید، ضعف شما را خسته می کند، به جای آن مشکل را تشخیص دهید.
"اگر به اهدافتان دست یافتید، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید"
مطالب زیبا👈@davayeroh
🌷🌷🌷