Prague | پِراگ
2.04K subscribers
127 photos
4 videos
27 links
جهانِ من تمام شد، جهانِ شما را به تماشا نشسته‌ام.

Twitter.com/_sayeh_99
Download Telegram
Forwarded from Mohammad Aleph
دیگر تقریبا با هیچکدام از دوستانم حرفی برای گفتن ندارم. همان احوال‌پرسی ساده هم سخت شده است. فشار روانی مزمن ظرفیت ارتباط را در انسان می‌کشد. وقتی بخش بزرگی از انرژی انسان به هضم حجم عظیم اتفاقات مداوم بیرونی، هراس و به طور کلی بقای صرف می‌شود دیگر برای کنجکاوی درباره دیگری، این چه گفت آن چه گفت، برنامه‌ریزی برای تجربه‌های مشترک و کلا چیزهایی که ارتباط آدم را زنده نگه می‌دارند انرژی چندانی نمی‌ماند. درد مشترک هم لزوما زبان مشترک نمی‌آفریند. روایت کردن هم سخت شده است. تجربه انسان بودن فقط در معنای زنده بودن خلاصه نمی‌شود‌، این بار روانی مداوم و تلاش برای بقا، قشر گسترده‌ای از جامعه را به مرز فروپاشی روانی رسانده است و «تجربه عظیم زیستن» را به «زنده بودن صرف» تقلیل داده است.
«دستِ خودم نبود! آن حرف پایم را شکست؛ دیگر نمی‌توانستم پا به پای او همراهش باشم. در میانه‌ی راه افتادم…»
سفر در خواب | شاهرخ مسکوب

@prague_7
‏چه روزهای کثیفی!
‏خورشید هر روز در چرک و خون طلوع می‌کند و در لجن مرداب غروب می‌کند. صبح‌ها دلم نمی‌خواهد بیدار شوم و شب‌ها نمی‌توانم درست بخوابم.
‏روزم در دل‌مشغولی و شبم در خواب و بیدار می‌گذرد‌.


• شاهرخ مسکوب.

@letterssto
Forwarded from Iamshakiba
سه تکه از فرح‌بخش‌ترین بخش‌ زندگی روزمره:
می‌گویی امیدواری که روزی تو را ببخشم.
من هم امیدوارم عزیز نامهربانم، بار نبخشیدن تو بر دوشم سنگینی می‌کند، روزی باید زمین بگذارمش و برم پی یک زندگی سبک‌تر.

@prague_7
«میخواهم رابطه‌ام را با تو تمام کنم اما نمی‌توانم زندگی بدون تو را تصور کنم و خیال می‌کنم اولین بار است که اینقدر در زندگی بی اراده شده‌ام. چه احمقانه دوباره به تو امید بستم.»

_نامه ماریا کاسارس به آلبر کامو
گاهی فکر می‌کردم زخمم تا ابد تازه می‌ماند. برایم محال بود بتوانم دوباره سبکی آن لحظه‌ای را حس کنم که دردها از تن می‌جهند و آرامش زیر پوست می‌خزد و می‌توان بی‌ترس و کابوس شب را سپری کرد. حالا که شب‌ها برایم معبد آرامی برای تجربه‌ی تنهایی است، فهمیده‌ام که می‌شود از زخم‌ها هم عبور کرد، از ترس‌ها و به‌خصوص از ترس‌ها. فهمیده‌ام که ترس‌ها اغلب تصمیم‌ها را بیهوده به تعویق می‌اندازند و اگر پرده‌ی ضخیم ترس‌ را کنار بزنی، جهان جور دیگری نگاهت می‌کند. فهمیده‌ام که لازم نیست گذشته را بپذیری، ولی انکار کردنش همیشه بی‌احترامی به آن بخش از رنج است که با خودت تا امروز آورده‌ای. فهمیده‌ام که لازم نیست همه‌ی آدم‌ها را بخشیده باشی تا آرامش به تو سلام کند. فقط مهم است که حقیقت را مثل گوشواره‌ای به گوش‌هایت بی‌آویزی و فراموشش نکنی. فهمیده‌ام که دنیا خیلی کوچک‌تر از رؤیاهای ماست ولی برای تحقق رؤیاها باید تمام دنیا را زیر پا گذاشت. مهم نیست قلبت چند بار شکسته باشد، مهم نیست چند بار افتاده باشی، مهم نیست در یاد کدام آدم‌ها مانده و از یاد چه کسانی رفته باشی، جهان فقط از حافظه‌ی تو برای رسیدن به آینده پرس‌وجو می‌کند.
 
Forwarded from Peredvizhniki (Таха)
Édouard Vuillard | Conversation, 1904
ششصدوبیست‌ونه- ۱۴۰۵/۰۷/۰۱

آن حالتی که از همه‌چیز (واقعا همه‌چیز) دل کنده‌ای ولی آن پشت‌مشت‌ها هنوز وسوسهٔ نامرئی و سمجی چسبیده باشد به بند دلت که شاید هنوز امیدی هست؛ همان‌‌.

#نم_داشت_برچسبش_افتاد

@rkha12
ناماریه!

@prague_7
«‏سانتاگ یک عمر دنبال کسی گشت که بتواند با او حرف بزند. چون چنین کسی را پیدا نکرد، تعداد زیادی کتاب و مقالهٔ عالی نوشت. گاهی جای خالیِ یک چیز با چیزی بهتر پُر می‌شود: جهان شلوغ است، جایِ خالی، خالی نمی‌ماند.»

توییتر/ ابراهیم سلطانی

@letterssto
Forwarded from Helplessness
Asemane Abri
Homayoun Shajarian
نبودی و نشنیدی دلم به گریه نشسته، میان خاطرات‌هایت…
چه کردی که پس از تو، به هر کجا که تو بودی، غمی نشسته به جایت.
@Helplessness_b
حالا من و تو اینجاییم مادر.
تو من را به دنیا آوردی. با این حال تو را نمی‌شناسم؛
درست مثل تو که من را نمی‌شناسی.

• نامه به مادرم / ژرژ سیمنون.

@letterssto
آکوردی برای صرف شام | رسول یونان

@prague_7
Forwarded from Mohammad Aleph
می‌گویند «یک انسان خوب بدون توانایی اعمال قدرت و خشونت فقط می‌تواند منتظر بماند تا شرور از خود رحم نشان دهد.» اخلاق و خوب بودن به تنهایی نمی‌تواند از انسان دفاع کند. اگر شر توانایی اعمال شرارت را دارد، خوبی فقط می‌تواند به انتظار این بماند که شر خودش «تصمیم» بگیرد تا از خود رحمی نشان بدهد. اخلاق شاید به فرد نشان بدهد که چیزی خوب است، اما این قدرت و توانایی اعمال زور در مقابل شرارت است که اجازه می‌دهد تا بتوانی از آن خوبی دفاع کنی.
به مجموعه‌ی پیوسته‌ای از شکست‌ها تبدیل شده‌ام. چندان که خود را تنها بازند‌ه‌ای میبینم در تمام نبردهای گذشته و آینده‌ی زندگی‌ام.

@prague_7
هر انتخابی، برابر با مجموعه‌ای از از دست دادن‌هاست.

@prague_7