پپرونی
395 subscribers
838 photos
88 videos
71 links
Download Telegram
لابه‌لای جملاتش نوشته بود:
من فکر می‌کنم ادامه‌ی چشمان تو هستم.
چند قدم تا جنون.
چای، تاریکی و ادبیات، زشتی‌ها را کم‌رنگ می‌کنند.
و قسم به تمام کسانی که به اشک‌هایشان مصلوب شدند.
دلم می‌خواست یکی سنگم‌‌و به سینه بزنه.
و چون تو مرا دوست داری دنیا بزرگ‌تر، آسمان وسیع‌تر، دریا آبی‌تر، گنجشک‌ها آزادتر و من هزار بار زیباتر شده‌ام...

- سعاد الصباح
دلم خون بود. می‌خواستم حرف بزنم، درددل کنم، اما دهانم باز نمی‌شد.

- فئودور داستایوفسکی
تنهایی خطرناک است، اعتیادآور است. وقتی متوجه شدید که چقدر آرامش در آن وجود دارد، دیگر دلتان نمی‌خواهد با دیگران باشید.

- کارل گوستاو یونگ
وقتی تصمیم می‌گیری یک احساس را به سرانجامی به نام "ازدواج" برسانی، اولین حرکت مفید این است که از خودت بپرسی، آیا واقعاً باور داری که تا سنین پیری از سخن گفتن با این زن لذت خواهی برد؟ سخن گفتن و نه همخوابگی! تمامی مسائل دیگر در ازدواج موقت و گذرا است. تا زمانی که دو نفر حرفی برای گفتن و گوشی برای شنیدن دارند، می‌شود به عمر ارتباطشان امید داشت.

- فریدریش نیچه؛ انسانی بسیار انسانی
تمام احتیاجات، خلاصه شد در نیاز به آغوشی برای گریستن.
از آدم ها بُت نسازید؛ این خیانت است. هم به خودتان، هم به خودشان! خدایی می‌شوند که خدایی کردن نمی‌دانند و شما در آخر، می‌شوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته.

- نیچه
در آغوش می‌فشارمت، گویی فردایی ندارم.