مگر نه اینکه خودش قول داده بود بانیِ نابودیام باشد؟ مگر پیشتر مرا به زوال نکشانده بود؟ او خانمانبراندازترین چیزیست که تا امروز آرزویش را داشتهام.بیباک - fearless
محکومم روزهایم را در خدمت او بگذرانم، بیآنکه بر بالینش باشم. در سایهاش زندگی کنم، بیآنکه هرگز دیده شوم. عاشق دختری باشم که پیش از آنکه ملکه شود، جانم را برایش میدادم.بیباک - fearless
همیشه بیباکانه در آن چشمهای اقیانوسی غرق میشدم، اما حالا، نمیتوانم غرق شوم وقتی او لنگرم نباشد.
بیباک - fearless
کسی جز خودم را مقصر نمیدانم. من این بلا را بر سر او آوردم، بر سر ما، و بر سر این تمنا که او از آنِ تمام فرداهای من باشد.
بیباک - fearless
من همان هیولایی هستم که به شکارش رفتم. همان دیوی که او را به این تباهی سپرد. و میترسم وقتی دیگر برای او نجنگم، برای اینکه لایقش باشم، به هیولایی به مراتب بدتر بدل شوم.بیباک - fearless
چرا نمیتوانستیم همانجا، در آن دشت شقایق بمانیم؟ اگر میخواست ملکه باشد، حاضر بودم باقی عمرم را برایش تاج گل بسازم... تا ملکهی من باشد. نه ملکهی کیت. نه ملکهی ایلیا. ملکهی من.بیباک - fearless
راستش برایم مهم نیست چه فکری دربارهی من میکند، دیگر اعتباری هم برای از دست دادن ندارم.
بیباک - fearless
قرار بود تا دم مرگ کنار من باشد، نه مرد دیگری. قرار بود در این دنیا دوستش بدارم و در رستاخیز به سویش برخیزم. اما حالا به پادشاهی بسته شده و من چیزی جز مجری قتلش نیستم.بیباک - fearless
_اگه حتی نفست بهش بخوره، کاری میکنم اون آخرین نفس عمرت باشه.
بیباک - fearless
از بین تمام جاهایی که تصور میکنم بشینم، تخت پادشاهی آخرینشان است. سیاهچال؟ بله. لبهی تیغ؟ قطعا.
بیباک - fearless
آدمهای معمولی فرمان نمیدهند، آنها سر خم میکنند.
بیباک - fearless
اشرافزادگان با نگاهشان زخم میزنند؛ خنده در گلویم میخشکد؛ شادی از برابر آیندهام میگریزد. چون من، خودِ نماد ضعفم.
بیباک - fearless
این مرگ تدریجی ماست؛ هر روز کنار هم بودن و هرگز با هم نبودن.
بیباک - fearless
متاسفم که هربار چشمات رو میبندی مجبور میشی اون لحظه رو دوباره زندگی کنی.
بیباک - fearless
❤2
- شاهزاده، واقعا شاعر قابلی شدی!
+ و تو هم الهه شعر منی، عزیزم.
بیباک - fearless
❤2
_میدونی، من یه ابدیت دیگه رو برای خودمون تصور کرده بودم. جایی خیلی دور از اینجا. ولی اگه این تمام چیزیه که داریم... پس از همینش هم نهایت استفاده رو میبریم. من میشم محافظت. رقیبت. رازی که زیر این بید منتظرت میمونه.بیباک - fearless
❤2
شاید جایی در اعماق دلم، برای همین جهنمی که در آن بزرگ شدم دلتنگ شده بودم، یا شاید چون این مردم را میفهمم.
بیباک - fearless
❤1