🌈 شهرها و آدميزادهها
🔻 گرچه تمام گفتوگوهای رمان «استانبول استانبول» در سلول شماره چهل از يک زندان در زيرِ زمين استانبول میگذرد، اما آن چهار نفری که برای گريز از درد شکنجه، با فراموشی زمان و مکان، به واگويی قصههای خود میپردازند، آنقدر ديده و شنيده و تجربه دارند که رنگينکمانی از دنياهايی متفاوت را در اختيار دوستانشان بگذارند . . . ده قصه برای ده روزِ پرحاشيه، حاصل کتابی است نوشته «برهان سونمز» نويسنده متولد 1965 ترکيه، که برنده جایزه واسلاو هاول شده است.
🔸 «استانبول استانبول» که دربردارنده نکتههايی نغز در باب شهر و جامعه و انسان است، تاکنون به 17 زبان ترجمه شده، و دو برگردان فارسی هم دارد که يکی به کوشش «تهمينه زاردشت» از سوی انتشارات آگه، و ديگری با همت «مژگان دولتآبادی» از سوی انتشارات نوشآفرين عرضه شده است.
🔸 برشهای زير از اين رمان خواندنی، گزينشی با برگردان خانم تهمينه زاردشت است:
🔹 حقيقت از رگ گردن به آدم نزديکتره، يا بايد قبولش کنن يا رگشونو بزنن.
🔹 نه با فکر کردن به درد که با فکر نکردن به درد میتوانيم به مقاومت ادامه بدهيم.
🔹 دريا و آسمون قبلِ آدميزاد بودن، اما شهر دنياييه که آدميزاد خلقش کرده. میفهمی آدميزاده که شهرو به دنيا آورده و مثل گل که محتاج آبه، شهر هم محتاج آدميزاده. زيبايی شهر مثل زيبايی طبيعت به بودنشه. سنگای کج و کوله تبديل میشن به درِ معبد و مرمرهای شکسته به مجسمه.
🔹 آدميزاد تنها موجوديه که خودش برای خودش بس نيست. پرنده فقط پرندهاس، زادوولد میکنه، پرواز میکنه. درخت فقط سبز میشه و ميوه میده، آدميزاد ياد گرفته خيال ببافه . . . همهچيزو عوض میکنه. هر چی بيشتر عوض میکنه زمان سريعتر میگذره، هر چی زمان سريعتر میگذره، افسار آرزوهاش از دستش در میره. ديروز تمامشدهاس و امروز ناشناختهاس.
🔹 درد که میکشی زمان کش نمیآيد، عمق پيدا میکند.
🔹 شناختن هر شهری سه روز طول میکشد و فهميدنش سه نسل.
🔹 آدميزاد همراه با شهر خودش را هم میسازد و مثل سنگ مرمرينی خودش را تراش میدهد.
🔹 وقتی عيسی مردهای را زنده میکرد، به جسدی جان نداده بود، بلکه جاودانگی را ياد انسانی داده بود که يادش رفته بود جاودانی است.
🔹 کوچهها و خيابونای استانبول انگار تمومی ندارن. مثل بيابون. بين جايی که خورشيد بالا مياد و جايی که پايين میره، کلی دنياس که با همديگه فرق دارن. توی استانبول از يه طرف احساس میکنی تمام دنيا توی مشت توئه و از طرف ديگه انگار گم شدی. هر روز نگاهت به خودت عوض میشه، همون طوری که نگاهت به شهر عوض میشه.
🔹 خوبی هم مثل بدی واگير داره.
🔹 وقتی ساعت همه عقبه، چه فرقی میکنه که فقط ساعت تو يکی درست باشه؟
🔹 آدميزاد هر چه قدرتمندتر شد، سايهاش بيشتر کش آمد، و هر چه بيشتر به سايهاش چشم دوخت، خوبی را بيشتر از ياد برد.
🔹 . . . اونا عکسايی را که از استانبول روی ديوار خونههاشون زدن بيشتر از کوچههايی دوست دارن که هر روز ازشون رد میشن.
🔹 توی استانبول نون و آزادی دو تا آرزو هستن که هر کدوم اسير اون يکيه. يا به خاطر نون آزادیتو میذاری کنار يا به اميد آزادی از نونت میگذری.
🔹 قبلاً زندگی اين قدر سريع عوض نمیشد... اون دوره زمونه چيزای نو آروم از راه میرسيدن. آروم میاومدن تا بهشون عادتع کنيم. چيزای نو ما رو به هيجان میآوردن اما گيجمون نمیکردن... الآن اين طوريه؟ چيزای نو سريع میآن و با همون سرعت میرن. قبل از اينکه بتونن کهنه بشن از زندگیمون پاک شدن... حالا ديگه چيزای نو دنباله کهنهها نيستن چون هيچی کهنه نمیشه. همه چی زباله میشه.
🔹 وقتی آدميزاد آدميزاد نباشد، وقتی چيزی به اسم ظلم روی زمين نمانده باشد، زندگی چقدر زيبا میشود!
🔹 آدميزاد خوبشدنی نيس. نمیشه نجاتش داد. فقط ميشه از دستش فرار کرد... حتی اگه از دست آدما فرار کنيم، از دست خودمون کجا بريم؟ چطور میتونيم خودمونو از دست خودمون نجات بديم؟ انقلابيا يا سياسيا، معلما و واعظا، عوض اينکه دنبال جواب همين سؤال باشن، ور میزنن و سر خودشونم مثل بقيه کلا میذارن.
🔹 خدا طبيعت و زمين و آسمونو آفريد، عوضش شيطون هم صاحب آدميزاد شد و بهش ميوه درخت دانشو خوروند. آدميزاد صاحب دانش شد و تونست کارهايی بکنه که از دست بقيه موجودات برنمیاومد و وجود خودشو فهميد. فهميد و حيرون وجودش شد. به غير از خودش کسی رو دوست نداره حتی خدا رو. دخل و ربطش به خدا برای اينه که زندگی بعد مرگو میخواد. ترازوی کارهاش وجود خودشه. طبيعتو پايمال میکنه، موجودات زنده رو میکشه. وقتش که برسه خدا رو هم میکشه. برای همين دنيا رو بدی برداشته.
@post_book
🔻 گرچه تمام گفتوگوهای رمان «استانبول استانبول» در سلول شماره چهل از يک زندان در زيرِ زمين استانبول میگذرد، اما آن چهار نفری که برای گريز از درد شکنجه، با فراموشی زمان و مکان، به واگويی قصههای خود میپردازند، آنقدر ديده و شنيده و تجربه دارند که رنگينکمانی از دنياهايی متفاوت را در اختيار دوستانشان بگذارند . . . ده قصه برای ده روزِ پرحاشيه، حاصل کتابی است نوشته «برهان سونمز» نويسنده متولد 1965 ترکيه، که برنده جایزه واسلاو هاول شده است.
🔸 «استانبول استانبول» که دربردارنده نکتههايی نغز در باب شهر و جامعه و انسان است، تاکنون به 17 زبان ترجمه شده، و دو برگردان فارسی هم دارد که يکی به کوشش «تهمينه زاردشت» از سوی انتشارات آگه، و ديگری با همت «مژگان دولتآبادی» از سوی انتشارات نوشآفرين عرضه شده است.
🔸 برشهای زير از اين رمان خواندنی، گزينشی با برگردان خانم تهمينه زاردشت است:
🔹 حقيقت از رگ گردن به آدم نزديکتره، يا بايد قبولش کنن يا رگشونو بزنن.
🔹 نه با فکر کردن به درد که با فکر نکردن به درد میتوانيم به مقاومت ادامه بدهيم.
🔹 دريا و آسمون قبلِ آدميزاد بودن، اما شهر دنياييه که آدميزاد خلقش کرده. میفهمی آدميزاده که شهرو به دنيا آورده و مثل گل که محتاج آبه، شهر هم محتاج آدميزاده. زيبايی شهر مثل زيبايی طبيعت به بودنشه. سنگای کج و کوله تبديل میشن به درِ معبد و مرمرهای شکسته به مجسمه.
🔹 آدميزاد تنها موجوديه که خودش برای خودش بس نيست. پرنده فقط پرندهاس، زادوولد میکنه، پرواز میکنه. درخت فقط سبز میشه و ميوه میده، آدميزاد ياد گرفته خيال ببافه . . . همهچيزو عوض میکنه. هر چی بيشتر عوض میکنه زمان سريعتر میگذره، هر چی زمان سريعتر میگذره، افسار آرزوهاش از دستش در میره. ديروز تمامشدهاس و امروز ناشناختهاس.
🔹 درد که میکشی زمان کش نمیآيد، عمق پيدا میکند.
🔹 شناختن هر شهری سه روز طول میکشد و فهميدنش سه نسل.
🔹 آدميزاد همراه با شهر خودش را هم میسازد و مثل سنگ مرمرينی خودش را تراش میدهد.
🔹 وقتی عيسی مردهای را زنده میکرد، به جسدی جان نداده بود، بلکه جاودانگی را ياد انسانی داده بود که يادش رفته بود جاودانی است.
🔹 کوچهها و خيابونای استانبول انگار تمومی ندارن. مثل بيابون. بين جايی که خورشيد بالا مياد و جايی که پايين میره، کلی دنياس که با همديگه فرق دارن. توی استانبول از يه طرف احساس میکنی تمام دنيا توی مشت توئه و از طرف ديگه انگار گم شدی. هر روز نگاهت به خودت عوض میشه، همون طوری که نگاهت به شهر عوض میشه.
🔹 خوبی هم مثل بدی واگير داره.
🔹 وقتی ساعت همه عقبه، چه فرقی میکنه که فقط ساعت تو يکی درست باشه؟
🔹 آدميزاد هر چه قدرتمندتر شد، سايهاش بيشتر کش آمد، و هر چه بيشتر به سايهاش چشم دوخت، خوبی را بيشتر از ياد برد.
🔹 . . . اونا عکسايی را که از استانبول روی ديوار خونههاشون زدن بيشتر از کوچههايی دوست دارن که هر روز ازشون رد میشن.
🔹 توی استانبول نون و آزادی دو تا آرزو هستن که هر کدوم اسير اون يکيه. يا به خاطر نون آزادیتو میذاری کنار يا به اميد آزادی از نونت میگذری.
🔹 قبلاً زندگی اين قدر سريع عوض نمیشد... اون دوره زمونه چيزای نو آروم از راه میرسيدن. آروم میاومدن تا بهشون عادتع کنيم. چيزای نو ما رو به هيجان میآوردن اما گيجمون نمیکردن... الآن اين طوريه؟ چيزای نو سريع میآن و با همون سرعت میرن. قبل از اينکه بتونن کهنه بشن از زندگیمون پاک شدن... حالا ديگه چيزای نو دنباله کهنهها نيستن چون هيچی کهنه نمیشه. همه چی زباله میشه.
🔹 وقتی آدميزاد آدميزاد نباشد، وقتی چيزی به اسم ظلم روی زمين نمانده باشد، زندگی چقدر زيبا میشود!
🔹 آدميزاد خوبشدنی نيس. نمیشه نجاتش داد. فقط ميشه از دستش فرار کرد... حتی اگه از دست آدما فرار کنيم، از دست خودمون کجا بريم؟ چطور میتونيم خودمونو از دست خودمون نجات بديم؟ انقلابيا يا سياسيا، معلما و واعظا، عوض اينکه دنبال جواب همين سؤال باشن، ور میزنن و سر خودشونم مثل بقيه کلا میذارن.
🔹 خدا طبيعت و زمين و آسمونو آفريد، عوضش شيطون هم صاحب آدميزاد شد و بهش ميوه درخت دانشو خوروند. آدميزاد صاحب دانش شد و تونست کارهايی بکنه که از دست بقيه موجودات برنمیاومد و وجود خودشو فهميد. فهميد و حيرون وجودش شد. به غير از خودش کسی رو دوست نداره حتی خدا رو. دخل و ربطش به خدا برای اينه که زندگی بعد مرگو میخواد. ترازوی کارهاش وجود خودشه. طبيعتو پايمال میکنه، موجودات زنده رو میکشه. وقتش که برسه خدا رو هم میکشه. برای همين دنيا رو بدی برداشته.
@post_book
🌈 نشانهای عشق در زندگی یک انسان همیشه منتقد
🔸 اُوه مرد ۵۹سالهای است سوئدی که در همه زندگیاش با ظاهری آرام و درونی آشفته و ناراضی از همه جامعه زیسته است و سربرتافتنهای گاه و بیگاه این و آن از هنجارهای اجتماعی را تاب نمیآورد و سکوت همیشگیاش تنها وقتی میشکند که در برابر رفتارهای به زعم او نامناسب مردم واکنش نشان میدهد.
🔸 چهل سال پیش، ازدواج، زندگی او را از این یکنواختی و ناخرسندی بیرون آورده و تنها حضور همسرش زندگی را برای او قابل تحمل کرده است:
🔹 "اگر کسی ازش میپرسید زندگی تو قبلا چگونه بوده، پاسخ میداد تا قبل از اینکه زنش پا به زندگی بگذارد اصلا زندگی نمیکرده و از وقتی تنهایش گذاشت دیگر زندگی نمیکند..."
🔸 با مرگ همسر، تصمیم به خودکشی میگیرد، اما هر بار که دست به کار میشود حضور خانوادهای که بهتازگی همسایه او شدهاند وی را سرگرم میکند، بانویی ایرانی که با رفتارهای ساده اما گرم خود بار دیگر بارقه زندگی را به جان اُوه میتاباند... پلو زعفرانی و کاسه آش ایرانی اولین جرقههای این زندگی دوباره است.
🔸 تا کنون میلیونها نسخه از رمان "مردی به نام اُوه" اولین نوشته فردریک بکمن، در زبانهای گوناگون به فروش رفته و ترجمه فارسی آن نیز با برگردان فرناز تیمورازف از طرف نشر نون انتشار یافته است.
🔻مجله اشپیگل در باره این کتاب نوشته است:
🔹 کسی که از این رمان خوشش نیاید بهتر است هیچ کتابی نخواند.
@post_book
🔸 اُوه مرد ۵۹سالهای است سوئدی که در همه زندگیاش با ظاهری آرام و درونی آشفته و ناراضی از همه جامعه زیسته است و سربرتافتنهای گاه و بیگاه این و آن از هنجارهای اجتماعی را تاب نمیآورد و سکوت همیشگیاش تنها وقتی میشکند که در برابر رفتارهای به زعم او نامناسب مردم واکنش نشان میدهد.
🔸 چهل سال پیش، ازدواج، زندگی او را از این یکنواختی و ناخرسندی بیرون آورده و تنها حضور همسرش زندگی را برای او قابل تحمل کرده است:
🔹 "اگر کسی ازش میپرسید زندگی تو قبلا چگونه بوده، پاسخ میداد تا قبل از اینکه زنش پا به زندگی بگذارد اصلا زندگی نمیکرده و از وقتی تنهایش گذاشت دیگر زندگی نمیکند..."
🔸 با مرگ همسر، تصمیم به خودکشی میگیرد، اما هر بار که دست به کار میشود حضور خانوادهای که بهتازگی همسایه او شدهاند وی را سرگرم میکند، بانویی ایرانی که با رفتارهای ساده اما گرم خود بار دیگر بارقه زندگی را به جان اُوه میتاباند... پلو زعفرانی و کاسه آش ایرانی اولین جرقههای این زندگی دوباره است.
🔸 تا کنون میلیونها نسخه از رمان "مردی به نام اُوه" اولین نوشته فردریک بکمن، در زبانهای گوناگون به فروش رفته و ترجمه فارسی آن نیز با برگردان فرناز تیمورازف از طرف نشر نون انتشار یافته است.
🔻مجله اشپیگل در باره این کتاب نوشته است:
🔹 کسی که از این رمان خوشش نیاید بهتر است هیچ کتابی نخواند.
@post_book
🌈 شِکر جهان را تغيير داد
روايتی از سِحر، چاشنی، بردگی، آزادی و علم
🔻 اين نام طولانیِ کتابی کوتاه اما خواندنی است، نوشته دو شيفته تاريخ، برای بررسی اين پرسش که: آيا میتوان تاريخ را بر مبنای عناصر غذايی دنبال کرد؟
🔸 بررسی مناسک مذهبی هندوان، مطالعه در آيينهای اروپايی قرون وسطا، پژوهش در سوداگریهای بازرگانان مسلمان در درازنای جاده ابريشم، و دنبال کردن سفر پر تب و تاب کريستف کلمب نويسندگان را به اين نتيجه رسانده است که آری؛ میتوان تاريخر ا چنين خواند.
🔸 مبنای نگارش اين کتاب، توليد مادهای شيرين از گياه نيشکر است که کِشت آن به رونق بردهداری کمک شايانی کرده، و همين امر خودبهخود به رويش انقلاب انجاميده است.
🔸 در اين کتاب، يک نکته و يک تصوير، بيش از هر چيز ديگری نظر مرا به خود جلب کرد؛ آنجا که در زيرنويس عکسی از سرِ يک گراز وحشی در يک سينی پذيرايی نوشته است:
🔹 «در سال 1420م يک سرآشپز در بخشی از ايتاليای کنونی نوشت: « بايد يک طرف سر يک گراز وحشی (مثل اين) با سُسی مرکب از جعفری، سبز و طرف ديگر آن بايد با ورقی طلايی پوشيده شده باشد. نجيبزادگان قرون وسطا دوست داشتند غذایشان از نظر رنگ و بو، جلوههای خاص داشته باشد (مثلاً غذا طوری چيده شده باشد انگار خوراکی ديگری است). چاشنیها گران بودند و از شرق میآمدند و اين بخش ضروری ضيافت هر نجيبزادهای محسوب میشد. شکر هم جزء اين چاشنیها بود، هر چند جزء نادرترين و گرانترين آنها نبود.»
🔸 کتاب را شرکت توسعه نيشکر و صنايع جانبی ترجمه و تنظيم کرده و نشر چشمه آن را چاپ کرده است.
@post_book
روايتی از سِحر، چاشنی، بردگی، آزادی و علم
🔻 اين نام طولانیِ کتابی کوتاه اما خواندنی است، نوشته دو شيفته تاريخ، برای بررسی اين پرسش که: آيا میتوان تاريخ را بر مبنای عناصر غذايی دنبال کرد؟
🔸 بررسی مناسک مذهبی هندوان، مطالعه در آيينهای اروپايی قرون وسطا، پژوهش در سوداگریهای بازرگانان مسلمان در درازنای جاده ابريشم، و دنبال کردن سفر پر تب و تاب کريستف کلمب نويسندگان را به اين نتيجه رسانده است که آری؛ میتوان تاريخر ا چنين خواند.
🔸 مبنای نگارش اين کتاب، توليد مادهای شيرين از گياه نيشکر است که کِشت آن به رونق بردهداری کمک شايانی کرده، و همين امر خودبهخود به رويش انقلاب انجاميده است.
🔸 در اين کتاب، يک نکته و يک تصوير، بيش از هر چيز ديگری نظر مرا به خود جلب کرد؛ آنجا که در زيرنويس عکسی از سرِ يک گراز وحشی در يک سينی پذيرايی نوشته است:
🔹 «در سال 1420م يک سرآشپز در بخشی از ايتاليای کنونی نوشت: « بايد يک طرف سر يک گراز وحشی (مثل اين) با سُسی مرکب از جعفری، سبز و طرف ديگر آن بايد با ورقی طلايی پوشيده شده باشد. نجيبزادگان قرون وسطا دوست داشتند غذایشان از نظر رنگ و بو، جلوههای خاص داشته باشد (مثلاً غذا طوری چيده شده باشد انگار خوراکی ديگری است). چاشنیها گران بودند و از شرق میآمدند و اين بخش ضروری ضيافت هر نجيبزادهای محسوب میشد. شکر هم جزء اين چاشنیها بود، هر چند جزء نادرترين و گرانترين آنها نبود.»
🔸 کتاب را شرکت توسعه نيشکر و صنايع جانبی ترجمه و تنظيم کرده و نشر چشمه آن را چاپ کرده است.
@post_book
🌈 عشق، کار و منزلت در عصر مدرن
آلندوباتن را به عنوان فیلسوف زندگی میشناسیم که در همه کتابهایش فلسفه را به متن حیات روزمره آدمیان کشانده و سفر، هنر، عشق و کار را با چشمی فیلسوفانه نگریسته است.
این کتاب ترجمهای است از هفت سخنرانی وی در جاهای مختلف.
🔻 بسیاری از عقاید ما در بارهی عشق برگرفته از رمانهایی است که خواندهایم، فیلمایی که دیدهایم یا آهنگهایی که شنیدهایم... ادمهایی هم هستند که اگر در بارهی عشق نشنیده بودند هرگز عاشق نمیشدند.
🔻 در هیچ کجای دنیا، هیچگاه، هیچ کسی در شرایط تحقیرآمیز موفق به آموزش چیزی به دیگری نشده.
🔻 جامعهای که این ایده را تبلیغ میکند که همه میتوانند خارقالعاده باشندو بعد به دلیل ماهیت سیستم، این امکان را از همه، جز معدودی سلب میکند، آدمها را احمق فرض کرده است.
🔻 در بطن همهی جوامع بشری پرستش موجودی غیربشری...مرسوم بوده است، در چامعه ما چنین چیزی وجود ندارد و به باور من این یکی از دلایل اضطراب منزلت در ما است.
🔻اگر دستمان شکسته باشد و وبال گردنمان، همه میبینند و کمکمان میکنند، اما گر گوشهای از روحمان آزرده و شکسته باشد هیچ کس نمیبیند.
🔻 وقتی یاد گرفتید که شریک زندگیتان را به جای احمق محض، احمق دوستداشتنی ببینید درس بزرگی در بارهی عشق آموختهاید.
🔻تفکر در بارهی مرگ و آگاهی از مرگ یکی از ابزارهایی است که کمک میکند معنای زندگی به کانون توجه ما بدل شود.
🔻 اکنون آنچه نیاز داریم، وحدت پیامهای متعالی و سخنوران طراز اول است.
🔻 کار هنر این است که امید را به دلها برگرداند.
🔻 از هنر بهره بگیرید، تا غمهایتان تسکین یابد، که امیدوار شوید و شجاعت پیدا کنید.
🔻 ادیان هزینههای کلانی صرف ساختن این بناها کردهاند چون بر این باورند که بشر برای خوب و مهربان و بخشنده و وفادار ماندن به تذکر مدام نیاز دارد و معماری این مهم را بهخوبی انجام میدهد.
🔻 زیبایی حد واسط نظم و پیچیدگی است.
@post_book
آلندوباتن را به عنوان فیلسوف زندگی میشناسیم که در همه کتابهایش فلسفه را به متن حیات روزمره آدمیان کشانده و سفر، هنر، عشق و کار را با چشمی فیلسوفانه نگریسته است.
این کتاب ترجمهای است از هفت سخنرانی وی در جاهای مختلف.
🔻 بسیاری از عقاید ما در بارهی عشق برگرفته از رمانهایی است که خواندهایم، فیلمایی که دیدهایم یا آهنگهایی که شنیدهایم... ادمهایی هم هستند که اگر در بارهی عشق نشنیده بودند هرگز عاشق نمیشدند.
🔻 در هیچ کجای دنیا، هیچگاه، هیچ کسی در شرایط تحقیرآمیز موفق به آموزش چیزی به دیگری نشده.
🔻 جامعهای که این ایده را تبلیغ میکند که همه میتوانند خارقالعاده باشندو بعد به دلیل ماهیت سیستم، این امکان را از همه، جز معدودی سلب میکند، آدمها را احمق فرض کرده است.
🔻 در بطن همهی جوامع بشری پرستش موجودی غیربشری...مرسوم بوده است، در چامعه ما چنین چیزی وجود ندارد و به باور من این یکی از دلایل اضطراب منزلت در ما است.
🔻اگر دستمان شکسته باشد و وبال گردنمان، همه میبینند و کمکمان میکنند، اما گر گوشهای از روحمان آزرده و شکسته باشد هیچ کس نمیبیند.
🔻 وقتی یاد گرفتید که شریک زندگیتان را به جای احمق محض، احمق دوستداشتنی ببینید درس بزرگی در بارهی عشق آموختهاید.
🔻تفکر در بارهی مرگ و آگاهی از مرگ یکی از ابزارهایی است که کمک میکند معنای زندگی به کانون توجه ما بدل شود.
🔻 اکنون آنچه نیاز داریم، وحدت پیامهای متعالی و سخنوران طراز اول است.
🔻 کار هنر این است که امید را به دلها برگرداند.
🔻 از هنر بهره بگیرید، تا غمهایتان تسکین یابد، که امیدوار شوید و شجاعت پیدا کنید.
🔻 ادیان هزینههای کلانی صرف ساختن این بناها کردهاند چون بر این باورند که بشر برای خوب و مهربان و بخشنده و وفادار ماندن به تذکر مدام نیاز دارد و معماری این مهم را بهخوبی انجام میدهد.
🔻 زیبایی حد واسط نظم و پیچیدگی است.
@post_book
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیانت و عقلانیت؛ نوشته رضا بابایی
🌈 دین و نوسازی
بررسی تطبیقی میان دین و مدرنیزاسیون در ایران و مالزی
🔻 برآمدن دوباره ماهاتیر محمد پدر نوسازی مالزی به صحنه سیاست، فرصت مناسبی برای بازخوانی پیشینه آن کشور و یک پژوهش مقایسهای میان ایران و مالزی است؛ انتشار بهموقع این کتاب دستمایه ارزندهای را در اختیار مشتاقان این عرصه میگذارد.
کتاب به مقایسه فرایند نوسازی ایران در سه دوره قاجار، پهلوی اول و پهلوی دوم و روند مدرنیزاسیون مالزی در سه دوره استعمار، استقلال و دوران ماهاتیر میپردازد و چگونگی رویارویی سنتهای دینی و مذهبی با حرکتهای نوین نوسازی را بهدقت و البته با کمی تکرار بررسی میکند، و تصریح میکند که:
🔹 موفقیت مالزی نمونهای توانمند را به دست میدهد که کشوری با اکثریت مسلمان میتواند بدون این که از نطر فرهنگی غربی شود و ارزشها و فرهنگ اسلام را زیر پا گذارد، مدرن شود و بهترین عادات لیبرال دموکراسی غربی را اتخاذ کند.
🔹 شاید ما با سیر تحولات نوسازی از دوران عباسمیرزا بدین سو آشنا باشیم و همسوییها و مبارزههای جامعه و رهبران مذهبی با آن را بشناسیم، و نقش نمایان روحانیون شیعه در دو سوی مشروطه و استبداد را بدانیم و پس از آن از اقدامات پهلویها در تضعیف نهاد روحانیت و عزم مرجعیت در تحکیم حوزههای علمیه اگاه باشیم، اما اطلاعاتی که در این کتاب از رویارویی سنتگرایان و نوگرایان مالزی در سه دوره یادشده آمده، و آگاهیهایی که از گفتمان سیاسی ماهاتیر محمد به دست میدهد، نکات تازهای است که با تکیه بر منابع و مآخذ فراوان عرضه شده است.
🔻 کتاب به کوشش نسیم نعمتیزاده و با مقدمه و نظارت حسن محدثی گیلوانی تهیه شده و از سوی انتشارات نقد فرهنگ نشر یافته است.
@post_book
بررسی تطبیقی میان دین و مدرنیزاسیون در ایران و مالزی
🔻 برآمدن دوباره ماهاتیر محمد پدر نوسازی مالزی به صحنه سیاست، فرصت مناسبی برای بازخوانی پیشینه آن کشور و یک پژوهش مقایسهای میان ایران و مالزی است؛ انتشار بهموقع این کتاب دستمایه ارزندهای را در اختیار مشتاقان این عرصه میگذارد.
کتاب به مقایسه فرایند نوسازی ایران در سه دوره قاجار، پهلوی اول و پهلوی دوم و روند مدرنیزاسیون مالزی در سه دوره استعمار، استقلال و دوران ماهاتیر میپردازد و چگونگی رویارویی سنتهای دینی و مذهبی با حرکتهای نوین نوسازی را بهدقت و البته با کمی تکرار بررسی میکند، و تصریح میکند که:
🔹 موفقیت مالزی نمونهای توانمند را به دست میدهد که کشوری با اکثریت مسلمان میتواند بدون این که از نطر فرهنگی غربی شود و ارزشها و فرهنگ اسلام را زیر پا گذارد، مدرن شود و بهترین عادات لیبرال دموکراسی غربی را اتخاذ کند.
🔹 شاید ما با سیر تحولات نوسازی از دوران عباسمیرزا بدین سو آشنا باشیم و همسوییها و مبارزههای جامعه و رهبران مذهبی با آن را بشناسیم، و نقش نمایان روحانیون شیعه در دو سوی مشروطه و استبداد را بدانیم و پس از آن از اقدامات پهلویها در تضعیف نهاد روحانیت و عزم مرجعیت در تحکیم حوزههای علمیه اگاه باشیم، اما اطلاعاتی که در این کتاب از رویارویی سنتگرایان و نوگرایان مالزی در سه دوره یادشده آمده، و آگاهیهایی که از گفتمان سیاسی ماهاتیر محمد به دست میدهد، نکات تازهای است که با تکیه بر منابع و مآخذ فراوان عرضه شده است.
🔻 کتاب به کوشش نسیم نعمتیزاده و با مقدمه و نظارت حسن محدثی گیلوانی تهیه شده و از سوی انتشارات نقد فرهنگ نشر یافته است.
@post_book
🌈 عرب و مدرنیته؛ پژوهشی در گفتمان مدرنیستها
🔹نخستین کتاب ترجمهشده از اندیشمند مراکشی، عبدالعزیز بلقزیز در شناخت ناز و کرشمههای دوسویه سنت و مدرنیته در جهان عرب.
🔹ترجمه سید محمد آلمهدی از انتشارات علمی فرهنگی
@post_book
🔹نخستین کتاب ترجمهشده از اندیشمند مراکشی، عبدالعزیز بلقزیز در شناخت ناز و کرشمههای دوسویه سنت و مدرنیته در جهان عرب.
🔹ترجمه سید محمد آلمهدی از انتشارات علمی فرهنگی
@post_book
عبدالاله بلقزیز؛ اندیشمند مراکشی و نویسنده کتاب عرب و مدرنیته
@post_book
@post_book
🌈 نام عبدالاله بلقزیز و کتابش عرب و مدرنيته به ميان آمد؛ بد نيست به کتاب پروپيمانی با نام «فرهنگ عرب در قرن بيستم» اشاره شود که به سرپرستی همين آقای بلقزیز و به قلم نويسندگان نامآور کشورهای مختلف عربی فراهم آمده است تا در فرهنگوارهای پرارج و قدر، (جدا از مرزهای جغرافيايی کشورهای مختلف عربی) همه زوايای فرهنگ و انديشه و هنر عرب در قرن بيستم را تحليل کند.
🔹 وی در فصلهايی جدا با دستهبندی و چينشی سنجيده، به انديشه سياسی، اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، تاريخی، فلسفی، و تربيتی کشورهای عربی در قرن بيستم پرداخته، و در دو فصل جداگانه نقد ادبی و زبانشناسی را پژوهيده است. آنگاه در جستارهايی پرمايه، شعر، رمان، داستان کوتاه، نمايشنامهنويسی، سينما، موسيقی، و هنرهای تجسمی را در پهنه جهان عرب بررسی کرده است.
🔹 کسانی را که به حوزه مطالعات جهان عرب، و حتی جهان اسلام علاقهمند هستند، از مراجعه به اين کتاب گريزی نيست.
🔸 کاش همتی پيدا شود و به ترجمه اين اثر فاخر ـ گو اين که خلاصهای از آن باشد ـ بپردازد.
🔸 و از اين مهمتر، کاش عزم و ارادهای پديد آيد، و با الگوبرداری از اين کتاب، به تدوين اثری همانند در سطح کشوری، يا حتی استانی و شهری، برای محدوده زمانی خاصی، مثلاً 1300 تا 1400 بينديشد.
🔺 تصوير اين پژوهش را در همان عکس بالا و در کنار کتاب عرب و مدرنيته ملاحظه فرماييد.
@post_book
🔹 وی در فصلهايی جدا با دستهبندی و چينشی سنجيده، به انديشه سياسی، اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، تاريخی، فلسفی، و تربيتی کشورهای عربی در قرن بيستم پرداخته، و در دو فصل جداگانه نقد ادبی و زبانشناسی را پژوهيده است. آنگاه در جستارهايی پرمايه، شعر، رمان، داستان کوتاه، نمايشنامهنويسی، سينما، موسيقی، و هنرهای تجسمی را در پهنه جهان عرب بررسی کرده است.
🔹 کسانی را که به حوزه مطالعات جهان عرب، و حتی جهان اسلام علاقهمند هستند، از مراجعه به اين کتاب گريزی نيست.
🔸 کاش همتی پيدا شود و به ترجمه اين اثر فاخر ـ گو اين که خلاصهای از آن باشد ـ بپردازد.
🔸 و از اين مهمتر، کاش عزم و ارادهای پديد آيد، و با الگوبرداری از اين کتاب، به تدوين اثری همانند در سطح کشوری، يا حتی استانی و شهری، برای محدوده زمانی خاصی، مثلاً 1300 تا 1400 بينديشد.
🔺 تصوير اين پژوهش را در همان عکس بالا و در کنار کتاب عرب و مدرنيته ملاحظه فرماييد.
@post_book
🌈 مجموعه تماشای شهر
〰 گزارشی از پنج شهر به روایت مسافران دوره قاجار
🔹 قهوه استانبول نیکو میسوزد
🔹 پاریس از دور نمایان شد
🔹 آسمان لندن زیاده میبارد
🔹 سنپترزبورگ موزکانچی دارد
🔹 بمبئی رقص الوان است
مجموعهای خواندنی که به همت علیاکبر شیروانی از میان انبوه سفرنامهها فراهم امده و با صورتی زیبا از سوی نشر اطراف عرضه شده است.
@post_book
〰 گزارشی از پنج شهر به روایت مسافران دوره قاجار
🔹 قهوه استانبول نیکو میسوزد
🔹 پاریس از دور نمایان شد
🔹 آسمان لندن زیاده میبارد
🔹 سنپترزبورگ موزکانچی دارد
🔹 بمبئی رقص الوان است
مجموعهای خواندنی که به همت علیاکبر شیروانی از میان انبوه سفرنامهها فراهم امده و با صورتی زیبا از سوی نشر اطراف عرضه شده است.
@post_book