پریشان‌خوانی
360 subscribers
232 photos
24 videos
1 file
293 links
پاره‌نوشته‌های محمدرضا مروارید
در باب کتاب و فرهنگ

ارتباط با ادمین
info@postbook.ir
Download Telegram
🌈خواندن روايت‌های #رضا_اميرخانی با آن رسم‌الخطِ کذايی‌اش، مثل رانندگی در بزرگراهی است که سرتاسر آن را دست‌انداز کاشته باشند؛ برای همين است که به جای هشت ساعت بايد ده ساعت وقت بگذاری و #نيم_دانگ_پيونگ_يانگ را تمام کنی، اما خواندن روايت دلچسب نويسنده از #کره_شمالی، به تحمل نگارش واژه‌هايی مثل فوت‌باليست و فرمان‌ده و زای‌مان و کم‌بود و ام‌روز و ره‌بر و ده‌ها از اين قبيل، می‌ارزد.
خوبی نوشته‌هايش اين است که همان نيم‌دانگ از شش دانگ واقعيتِ کره را که ديده، خوب ديده و بدون حاشيه‌پردازی خوب روايت کرده است. خودش درست گفته است که: «بنا ندارم شبه يک گردش‌گر، شرح مستوفا بدهم از بازديدها، تکرار آن‌چه در شبکه‌ی جهانی در دست‌رس است، کار من نيست. با يک جست‌وجو می‌شود به‌ش رسيد...من چيزی را می‌نويسم که اولا مربوط به نگاه خودم باشد و در ثانی به کار مخاطب بيايد. باقی نه در وظيفه‌ی من است و [نه] در حوصله‌ی مخاطب».(ص42)
#نيم_دانگ_پيونگ_يانگ روايت دو سفر به کشوری تحت حاکميت ديکتاتوریِ حزبی است که کمتر چيزی از آن می‌دانيم و نويسنده با زيرکیِ ستودنی‌اش توانسته است به اندکی از لايه‌های آن دست يابد و برای ما ترسيم کند.
@post_book
🖤 روح آن آزاده‌مرد در بهشت آرام باد
@post_book
🔹 با آرزوی رحمت و غفران برای مرحوم رضا بابايی، گفتار او در باره کتاب «ديانت و عقلانيت» بازنشر می‌شود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیانت و عقلانیت؛ نوشته رضا بابایی
🌈 برشی از یادداشت‌های خواندنی یک جوان مصری در سفر به ایران
🔻 روز نوزدهم: مشهد امام رضا

🔹جماعت، آرام در مسجد نشسته و گوش به سخنران پيش از شروع نماز سپرده بودند. مردی اذان سر داد و بدون هيچ فاصله‌ای، برای نماز اقامه گفت. هر يک نمازگزاران يک مُهر تربت حسينی پيش رو گذاشت تا بر آن سجده کند و آن‌گاه نماز شروع شد. بر خلاف آن‌چه خطبای متعصب سنی‌مذهب و آن هم متأسفانه با استناد به رفتارهای شاذّ گروهی نادان، می‌گويند، در هيچ يک از مساجد سراسر ايران کسی را نديدم که بر روی تصوير حسين سجده کند يا آن را در برابر خود قرار دهد. سه رکعت تمام شد و همه در جای خود آرام نشسته، به تلاوت قرآن يا خواندن زيارتنامه مخصوص امام رضا مشغول شدند. کسی از جای خودش تکان نخورد، من هم يکی از همان کتاب‌ها را از کسی گرفتم و به خواندن پرداختم و از خدا خواستم که هميشه دخترم را که بيشترين کسی است که برايش دعا می‌کنم، از همه بدی‌ها حفظ کند. نماز ديگری اقامه شد که نفهميدم برای چيست. اين بار چهار رکعت نماز خوانديم. گويا نماز عشا است که آن را با نماز مغرب يک‌جا می‌خوانند.
@post_book
🌈 انديشه‌های يک تکه چوب

در کارگاه درودگری
به سرنوشت خويش می‌انديشد:
مهد کودک؟ .. شايد
آشپزخانه؟ .. شايد
کتابخانه؟ .. شايد
ولی مهم اين است که به زندان نخواهد رفت
چوب نازک‌تر از آن است
که اين کار مهم را انجام دهد

✍🏻 احمد مطر
@post_book
🌈 برگی از دفتر خیابان ارگ مشهد
محدوده حرم را حرمت نهادند و در فاصله‌ای از آن، گذرگاهی، نماد مدرنيته، آراستند و همه نهادهای زيستن در یک شهر را در آن جای دادند و این گونه بود که «خیابان ارگ مشهد» شکل گرفت.
داستان پيدايش این گذرگاه نوین شهری، در طول نزدیک یک قرن، سینه‌به‌سینه بازگو شد و در خاطره‌ها ماند و اینک برگی از آن دفتر در سند ارزشمندی که رضا سليمان‌نوری آن را پديد آورده، گرد آمده است.
خیابان ارگ، که به گواهیِ اين کتاب روزگاری قلب تپنده اجتماعی شهر بوده و بازیِ مدرنيسمِ شهروندان در آن جريان داشته است، چندی است که در شتاب مدرنيته، از حرکت بازايستاده و امروزه تنها خاطره‌ای از آن به جای مانده و خود در غوغای زمانه به تاريخ پيوسته و حتی اندک نشان‌های هويتیِ آن نيز که می‌تواند راهی ميان گذشته و آينده بگشايد، در حال نابودی است و تنها عزمی استوار و همتی بلند می‌خواهد تا اين پيوند را بار ديگر برقرار کند و با شوکی شفابخش، خيابان ارگ را، اگر نه به عنوان آينه تمام‌نمای مشهد، دست‌کم به سان قطب گردشگری شهر در آورد و ظرفيت‌های فراوانش را دوباره به کار گيرد. کتاب سليمان‌نوری مرجع ارزنده‌ای برای دغدغه‌مندان این عرصه است.
🌈 «یادداشت‌های بغداد» روایتی است زنانه و هنرمندانه از وحشتِ زیستن در زیر آتش خانمان‌سوز جنگ و له شدن در زیر پای غول تحریم، کتابی برای آشنایی با زوایای پنهان ملت عراق که به رغم همسایگی، چیز زیادی از آنها نمی‌دانیم. «نُها الراضی» نقاش و سفالگر مدرنیست عراقی است که تجربه زیسته خود از دو جنگ آمریکا بر ضد عراق را بازگفته و در لابلای نوشته‌های روزانه‌اش نکات خواندنی بسیاری را با ما به اشتراک گذاشته است.
@post_book
🌈 بخش‌هایی از کتاب «يادداشت‌های بغداد»:

🔹ظاهراً در دنیا فقط برای یک قلدر جا هست.
🔹کاش الآن جای جنگ شراب بود.
🔹دوباره رفتیم و به ادیبه سر زدیم؛ هنوز نمی‌داند خانه‌اش چطور سرپاست. او بین وحشت از شوهر و بمباران گیر افتاده. قطعاً بدترین‌های همه دنیا سر او آمده.
🔹چقدر آدم قدر چیزهایی را که دارد نمی‌داند!
🔹چه چیزی باعث شده امریکایی‌ها باور کنند که شکست‌ناپذیرند؟ در تاریخ کوتاه‌شان بیش از سهم‌شان اشتباه و خطا داشته‌اند.
🔹مردم این روزها بضاعت مریض شدن ندارند.
🔹غرب انگار فقط سه تصویر از اعراب دارد: تروریست، شیخ‌های نفتی و زنانی که از فرق سر تا نوک پا سياه پوشيده‌اند. حتی مطمئن نیستم که بدانند آدم‌های معمولی هم این‌جا زندگی می‌کنند.
🔹اولین شقایق‌های نعمانی درآمده‌اند. بذرشان را پارسال از امریکا گرفتم؛ سفیدند. يعنی می‌تواند نشانه صلح باشد؟ به هر حال، يک چيز خوب از امریکا این‌جا رشد کرده.
🔹باغبانی تنها تسلی‌ام است. خاصیت درمانی‌اش فوق‌العاده است. هیچ همنشینی آرامش‌بخش‌تر از گياهان نيست. وقت‌هایی که خشمگینم سراغ گیاهانم می‌روم و هرس‌شان می‌کنم و وقت‌هایی که امیدوارم گیاه می‌کارم.
🔹شاید باید قبض‌هایمان را برای رئیس جمهور امریکا بفرستیم که «با مردم عراق جنگ ندارد».
🔹شیخه می‌گوید: تنها چيزی که غرب از ما می‌داند افسانه چهل دزد بغداد است. شاید حقیقتی در آن هست.
🔹صدام همچنان در تلویزیون ظاهر می‌شود. به نظرم این آدم قدرتمند احساس می‌کند ذاتاً مصون است. آيا تاريخ به‌ويژه تاريخ پر از خشونت ما، چيزی يادشان نداده؟
🔹شرایط برای نوشتن خیلی افسرده‌کننده است. مدام می‌گویی اوضاع بدتر این نمی‌شود و بعد می‌بینی که می‌شود.
🔹خلاقیت در دوران جنگ می‌میرد. ویرانگری اطراف مخرّب روان است.
🔹سعید يک اتاق از خان‌شان را در ازادی ماهی دو شانه تخم‌مرغ اجاره داده.
🔹آخرین جوکی که در باره صدام دارد در بازار پخش می‌شود این است: «صدام در جلسه‌ای از وزرايش می‌پرسد: ساعت چند است؟ يکی جواب می‌دهد: هر چه شما بفرمایید قربان!
🔹امروز صدام آمد تو تلویزیون و گفت.. چیزی به اسم من وجود ندارد، همه چیز مال حکومت است. راست می‌گويد؛ وقتی کل کشور را دارد، چه احتياجی دارد چيزها را به نام خودش کند؟
🔹یک نارسایی عجیب؛ بسیاری از نوزادان دارند لال متولد می‌شوند. احتمالاً این طوری برای‌شان بهتر است؛ فرصتی نخواهند داشت که علیه چيزی حرف بزنند.
🔹به‌اش گفتم به نظر می‌آيد دندان‌هایش بهترند و جواب داد: بله خودم دارم درمان‌شان می‌کنم. هر کدام‌شان که درد بگیرد، سوهان می‌زنم. پرسیدم: با چی؟ جواب داد: با هر چی؛ هر تکه سنگی کارم را راه می‌اندازد.
🔹هاجر حتی حاضر نیست پایش را از کشور بیرون بگذارد؛ چون معنی‌اش این است که باید با گذرنامه‌ای که این‌ها صادر می‌کنند این طرف و آن طرف برود و قسم خورده که تا وقتی این‌ها در قدرت‌اند چنین کاری نکند.
🔹آسیه می‌گوید در این سال‌ها احتمالاً بيش‌تر از بیست بشکه خون به فلسطین اهدا کرده، ديگر اين کار را نمی‌کند، چون همه به‌مان خيانت کرده‌اند و سخت است که آدم خونش را پس بگیرد.
🔹وقتی تو مغازه داشتم کپی می‌گرفتم، به پنجره نگاه کردم و چندتا گنجشک دیدم. یکی‌شان دم نداشت اما يکهو پر زد و رفت. به صاحب مغازه گفتم: پرنده‌هه دم نداشت چه طور می‌تواند پرواز کند؟ جواب داد: نگران نباش؛ کل جمعيت عراق در چنین وضعیتی هستند و دوام آورده‌اند. پرنده هم زنده می‌ماند.
🔹دیکتاتوری‌ها مردم را درسته قورت می‌دهند. نه فقط دیکتاتوری از نوع ما، بلکه هر نوع ديکتاتوری‌ای، من‌جمله مال شما. اضافه کردم: در واقع مال شما از همه بزرگ‌تر است، چون کل دنيا را قورت داده.
🔹چرا گذرنامه‌ها و مرزها را نمی‌شود ملغی کرد؟ شیادها بدون توجه به محدودیت‌ها، از پسش برمی‌آيند، مردم عادی رنج می‌کشند که نمی‌دانند چه طور کارشان را پیش ببرند.
🔹مهستی می‌‌گوید: آينده از آن بچه‌های نسل جدید است. نسلی که وجدان زیست‌محيطی دارد. پرسيدم: فکر می‌کنی اين‌ها فاسد نمی‌شوند؟ مردم وقتی به قدرت برسند فاسد می‌شوند.
🔹کی آن قدر متمدن می‌شويم که بتوانيم به يکديگر اعتماد کنيم؟
🔹اگر سوئد متولد می‌شدم يا متعلق به يک کشور دموکرات بودم که با مردمش مثل آدم رفتار می‌کرد، آسان‌تر بود. اما حالا که اين طور نيستم، تلاشم را می‌کنم که در حد خودم بهترين باشم.
🔹دست آخر مردان هستند که جنگ را راه می‌اندازند، پس ديگر چه کاری است که صلح‌طلبی به يک عده زن محدود شود؟
🔹فال من اين است: همه در 25 سالگی بااستعدادند. سعی کنيد در پنجاه سالگی بااستعداد باشيد.
🔹اگر افراد بیشتری من را می‌شناختند، ديگر فکر نمی‌کردند عراق يعنی صدام.
🔹همه ما شکست‌هايمان را جشن می‌‌گيريم، خصلت ديکتاتوری همين است.
🔹دنيا قبل از تلفن همراه چه طور کار می‌کرد؟ ق.م معنای جديدی پيدا کرده.
@post_book
نها الراضی ((1941-2004)
🌈 ای سرور من!
گروه‌های بسیاری از بندگان سرکشَت
بر درِ خانه تو انبوه شده‌اند
و بانگ ناله و فریاد آنان به دعا در سرزمین‌های تو بلند گشته
و هر یک را آرزویی است
که صاحبش را نیازمندانه به سوی تو می‌کشاند
و قلبی است پرشور و از کف نهاده
از دلهره و ترس رانده شدن از درگاه تو
ولی تو آن درخواست‌شده‌ای هستی
که رخسار خواسته‌ها در نزدش سیاه نمی‌شود
و خطر افتادن به نابودی
به مهمانش آسیب نمی‌رساند
@post_book
🌈 از کشف الاسرار رشيدالدين ميبدی در تفسير سوره قدر
🔹ما در تعظيم شب قدر از آسمان قرآن فرستاديم
و به وحیِ پاک و پيغامِ راست، عالميان را از خيرات و برَکات و منزلت اين شب خبر داديم
🔹اندرين شب،
جنّات عَدن و فَراديس اَعلا درها باز نهاده
و ساکنان جنّة الخُلد بر کنگره‌ها نشسته
و ارواح انبیا و شهدا در عليّين فراطرَب آمده
نسيم روح ازليّت از جانبِ قرب به دل دوستان می‌دمد
و بادِ کرَم از هوای فردانيّت بر جان عاشقان می‌وزد
وز دوست خطاب می‌آيد که:
«لِيَقُم القانِتون؛ اَينَ المستغفرون؟»
🔹کجايند جوانمردانِ شب‌خيزان که در آرزوی مواصلتِ ما بی‌خواب و بی‌آرام بوده‌اند
و در راه عشق ما شربت بلا نوشيده‌اند؟
تا ما خستگیِ ايشان مرهَم نهيم
و اندرين شب قدر ایشان را با قدر و منزلت بازگردانيم.
🔹که امشب شب نواختن بندگان است
وقت قبول توبه عاصیان است
موسم و ميعاد آشتی‌جويان است
هنگام ناز عاشقان و راز محبان است
همه شب، داعيان را اجابت است
سائلان را عطيّت است
مجتهدان را معُونَت است
مطيعان را مَثوبَت است
عاصیان را مغفرت است
محبّان را کرامت است
@post_book
🌈زاد آخرت؛ ابوحامد محمد غزالی
🔹تصحيح: دکتر سلمان ساکت و مليحه گزی مارشک

🔻... ادب عالم آن است که فراخ‌حوصله و بُردبار و نیکوکار و نیکوخو باشد
و نشست و خاست با علما دارد
و با وقار و حُرمت و آهستگی بوَد
و پيوسته سر در پيش افگنده باشد؛ نه بر سبیلِ تکبّر، بلکه بر سبیلِ هيبت
و بر هیچ کس از خلق خدای تعالی تکبّر نکند، مگر بر ظالمان، تا ايشان را و ظلم ايشان را در چشم‌های ایشان حقیر و خوار بکند.
و در مجامع، صَدر نجويد، که آن تکبّر باشد
و هزل و بازی عادت نکند، که هيبت وی از دل‌ها بشود
و با شاگردان، زندگانی به‌رفق کند
و کسی که از وی سؤال کند زَجر نکند
و اگر در سؤال وی خللی باشد، آن خلل به صلاح آرد و بر وی خشم نگيرد
و اگر چيزی نداند، ننگ ندارد که گويد ندانم

@post_book
🌈 زیارتِ شهر؛ تأملات نظری دانشوران علوم انسانی در باره فرهنگ، اجتماع، اندیشه و مدنیت شهر مشهد
🔹 به کوشش صدرا میردامادی و محمدجواد استادی
🔻سارا شریعتی
مکان مقدس مکانی است که کشف می‌شود و اختراع‌کردنی نیست. پس مکان مقدس را نمی‌توان ساخت... مکان مقدس همیشه مقدس است، حتی اگر آن را کشف نکنیم.
مکان مقدس را نباید وسعت بخشید، چون حرمتش از بین می‌رود. زمانی که تمام شهر را دینی و قدسی کنید ديگر برای دين و حرم حريمی نمی‌ماند و حرمت حرم را هم نمی‌توان حفظ کرد.
🔻جبار رحمانی
هويت شهر مانند موزاییک است و باید قسمت‌های مختلف آن را ببینیم، پس چيزی به عنوان مشهد يک‌دست و منسجم وجود ندارد، بلکه مشهد چهارراه فرهنگ‌های گوناگون است. در واقع کلان‌شهری مثل مشهد مانند دريايی است که رودخانه‌های مختلف به آن می‌ريزند و اين دریا بدون این رودخانه دریا نمی‌شود.
🔻حسین‌زاده بحرینی
ساکنان قدیمی جزئی از بافت تاریخی پیرامون حرم هستند و نباید بافت را در ساختمان‌ها خلاصه کنیم. وابستگی مردم و روابطی که با حرم دارند بسیار مهم است. این روایط و وابستگی‌ها علقه‌هایی فرهنگی است که شاید با موازین علمی قابل توجیه نباشد و ما اين وابستگی‌ها و علقه‌ها را با فشار قانون قطع کرده‌ایم، یعنی بخشی از بافت را با این توجیه که اگر آن منطقه ساکن دائم نداشته باشد بهتر مدیریت می‌شود از مردم بومی گرفته‌ایم.
🔻مصباحی مقدم
یکی از هدف‌گذاری‌های خوب آن زمان اين بود که منظر گنبد و حرم نباید گرفته شود؛ بنابراین بلندمرتبه‌سازی يا ممنوع بود یا به صورت پلکانی انجام شد. اما از سال 72 به این سو، تحولاتی رخ داد که اطراف حرم مطهر را زیر و رو کرد.
🔻هادی خانیکی
در تعریف مشهد نوعی ابهام، چندپارگی و نبود تقارن وجود دارد؛ یعنی نمی‌توانیم بگوییم مشهد چگونه شهری است، مدرن، پسامدرن، جهانی يآ ايرانی؛ زیرا مشهد سرشار از تعارض‌های درونی و بیرونی است.
مشهد در گذشته نه چندان دور با وجود تمام تحولات کالبدی و شتاب برای مدرن شدن، فضای تفکر، گفت‌وگو و ارتباطات و نوعی مقاومت در حوزه عمومی و فضای انسانی داشته است، اما امروزه با غیبت یا ضعف این حوزه‌های عمومی مواجه هستيم.. اگر چه شهر در حال رشد کردن و مدرن شدن است، مدام از روح و فضای شهری خودش فاصله می‌گيرد.
🔻علیرضا پیروزمند
شهر اسلامی شهری است که فرد در آن رو به همگرایی حرکت کند. یعنی انسان خودش را قدم به قدم فراموش کند و در حلقه بزرگ‌تر به ولایت امام و خدا ملحق شود و پیش برود.
🔻عباس کاظمی
آنچه امروز در مشهد می‌بینیم نوعی بی‌قراری روح قدسی در برابر روح عرفیِ در حال گسترش است. روح عرفی بی‌قرار نیست و با حرم و امام رضا مشکلی ندارد، اما روح قدسی بی‌قرار است و با گسترش مال‌ها مخالف است.
🔻عماد افروغ
ما به دگرگونی روحی که در اثر دیدن گنبد در افراد ایجاد می‌شد، بی‌توجهی کرده‌ایم. مسائل فرهنگی، تاریخی، و هویتی ما تحت‌الشعاع برنامه‌های سیاست‌زده و اقتصادزده قرار کرفته است، به نام تمدن نعریف غلطی از تمدن و فعالیت‌های عمرانی داریم.
🔻محسن رنانی
صحن جامع رضوی را در نظر بگيرید؛ اگر شما تصویری از گوشه‌های مختلف مشهد داشته باشید و به دنیا نشان دهید، کسی متوجه نمی‌شود که اینجا کجاست؛ چرا که مانند تمامی مساجد ديگر است، در حالی که اين سرمایه‌ها می‌توانست نماد فرهنگی تاریخی ويژه‌ای برای مشهد و برای جمهوری اسلامی ایجاد کند.
🔻محمدامین قانعی‌فرد
اگر برای شهر برنامه‌ریزی کالبدی مناسبی داشته باشیم، اين برنامه‌ریزی کالبدی در شهروندان حس تعلق مکانی و جغرافیایی به محیطی خاص ایجاد می‌کند و آنها را به مشارکت می‌کشاند و وقتی آدم‌ها در کاری مشارکت می‌کنند، اين باعث می‌شود به هم اعتماد کنند.
🔻عبدالعزیز ساشادینا
همان طور که دکور و طراحی اتاق من نشان‌دهنده تفکر و آرمان من است، شهر نیز آرمان و تفکر ما را نشان می‌دهد.
🔻نعمت‌الله فاضلی
دوربین، عکس و فیلم مستند در حوزه مطالعات شهری بیشترین تأثیر را دارد و نقش رسانه در این حوزه بسیار مهم است. از تمام روش‌ها، از جمله برداشت میدانی و مصاحبه و ... باید برای دفاع از هویت شهر و کاهش روند تخریب استفاده کرد.
@post_book
🖤 زنی عاشق که غريقانه مُرد

آنگاه که می‌ميرم
نامم را بر سنگ گورم ننويسيد..
اما داستان عشق مرا بنويسيد
و بنگاريد: اينجا آرامگاه زنی است
که به برگی، عاشق بود!..
و درون دواتی غرق شد
و مُرد!...

🖊غادة السمان
🖌ترجمه دکتر عبدالحسين فرزاد
@post_book
🌈 از سیَر الملوک (سیاست‌نامه) خواجه نظام الملک

🔹هر روز راتبِ خوانِ فرعون چهار هزار گوسفند بوده است و چهار صد گاو و دویست شتر
و در خوردِ این، مرغ و ماهی و بوارد و قلایا و حلواها و هر چیز.
و همه اهل مصر و لشکر، بر خوان او هر روز طعام خوردندی، و چهار صد سال به خدایی دعوی کرد و این خوان می‌نهاد.
🔹چون موسی علیه‌السلام دعا کرد که «يا رب، فرعون را هلاک کن!»،
خدای عزّوجلّ دعای موسی را مستجاب کرد و گفت: «او را در آب هلاک کنم و همه خواسته او، و از آنِ لشکرِ او روزیِ تو و از آنِ امّتان تو گردانم»
و چند سال بر اين وعده بر آمد و فرعون هم در ضلالت با آن جلالت روزگار می‌گذاشت و موسی را علیه‌السلام شتاب گرفته بود که هر چه زودتر خدای عزّوجلّ فرعون را هلاک کند
و موسی را از صبر کردن طاقت برسید
و چهل روز روزه بداشت
و به کوه طور سینا شد
و در مناجات با خدای عزّوجلّ گفت: «يا رب، وعده دادی که فرعون را هلاک کنی، و او از آن کافری و دعوی هيچ کم نمی‌کند؛ پس کِی هلاک کنی او را؟»
از حق تعالی ندا آمد، گفت: «ای موسی، تو را می‌بايد که هر چه زودتر او را هلاک کنم، و هزار بار هزار بنده را می‌بايد که او را هرگز هلاک نکنم، از آن که هر روز نعمت از او می‌خورند و در عهد او آسايشی دارند. به عزّت من که تا او نان و نعمت بر خلق تمام می‌دارد، اگر او را هلاک کنم».
موسی گفت: «پس وعده تو کی تمام گردد؟»
گفت: «وعده من آن گاه وفا شود که او نان دادن از خلق باز گيرد؛ هر گَه که از نان دادن کم کردن گيرد، بدان که اجلش نزديک‌تر شود»
🔹اتفاق چنان افتاد که فرعون روزی با هامان گفت که: «موسی بنی‌اسرائيل را بر خویش جمع کرده و ما را رنجه می‌دارد، ندانم تا کار او با ما عاقبت به کجا خواهد کشيد. ذخاير آبادان بايد داشت تا هيچ وقتی بی‌استظهاری نباشيم، و از راتب هر روز نيمی کم بايد کرد و در وجه ذخایر نهاد، و هزار گوسفند و دويست گاو و صد شتر کم کردن».
و همچنین، هر دو سه روز کمتر می‌کرد و موسی عليه‌السلام می‌دانست که وعده حق تعالی نزدیک شد که توفير بسيار علامت زوال باشد و شوم بوَد.
چنين گويند خداوندانِ اخبار که آن روز که فرعون غرق شد، در مطبخ او دو ميش کشته شد.
@post_book
🌈حواريان، عيسی بن مريم را صلوات الله عليه گفتند: يا روح الله! در زمين، امروز مثل تو هست؟
گفت: آری، هر که سخن او ذکر است، و خاموشی او فکر، و نظر او عبرت، مثل من است.
🔹اين سخن که غزالی آن را در احياء العلوم آورده، يکی از ۳۰۳ روايتی است که طريف خالدی آن را در گزارش اسلامی سخنان مسيح برشمرده است.
🔹«انجيل به روايت مسلمانان» کتابی است از نويسنده‌ای زاده فلسطين و درس‌‌آموخته آکسفورد و شيکاگو و استاد کمبريج که به‌تازگی ترجمه فارسی آن انتشار يافته است.
🔹به گفته دکتر منصور معتمدی مترجم کتاب: «تخصص مؤلف حوزه تاريخ است و از اين رو، با نگاه تاريخی می‌کوشد منابع و چگونگی شکل‌گيری تصويرهای گوناگون حضرت عيسی(ع) در منابع اسلامی را بيابد و معرفی کند. بر همين اساس اقوال و اخبار را نه بر اساس موضوع يا مفهوم يا هر مبنای ديگری بلکه بر اساس زمان حيات مؤلفان مرتب کرده است تا نشان دهد فلان خبری که مؤلف در باره عيسی آورده، چه بسا تحت تأثير زمان و مکان خاصی شکل گرفته و نقل شده است.»
🔹نویسنده پس از مقدمه‌ای روشنگر، از مسيح‌گفته‌های همام بن منبّه (درگذشته ۱۳۱ هـ/ ۷۴۸م) شروع می‌کند و آن را تا گزارش‌های عبدالغنی نابلسی (درگذشته ۱۱۴۳ هـ/ ۱۷۳۱ م) پيش می‌آورد و در آغاز هر بخش نگاه ويژه عالمان مسلمان به سخنان مسيح را می‌کاود. به عنوان مثال، به باور خالدی، اگر در روايت‌های احمد بن حنبل، حال و هوای سخنان عيسی عمدتاً زهدآميز بوده، در متونی که جاحظ از مسيح به دست می‌دهد، نوعی طنز و ريشخند که مشخصه افراد نازک‌انديش يا طنزپرداز يا لازمه پاسخ اديبان زيرک است، به چشم می‌خورد.
🔹و اين گونه است که روايت مسلمانان از انجيل را می‌توان بازتابی از تحولات انديشه در هر عصری دانست؛ و اين امر با نگاه تاريخ‌نگارانه طريف خالدی همسويی بيشتری دارد.
@post_book
🔸دکتر طریف خالدی نویسنده کتاب انجیل به روایت مسلمانان