پریشان‌خوانی
360 subscribers
232 photos
24 videos
1 file
293 links
پاره‌نوشته‌های محمدرضا مروارید
در باب کتاب و فرهنگ

ارتباط با ادمین
info@postbook.ir
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌈 کتاب 《شهر از نو》از زبان نوید پورمحمدرضا
@post_book
🔅 بازخوانی شعر بلند محمدکاظم کاظمی
🌈 به بهانه دل‌شکستگی اين روزهای مهمانان افغانستانی ما

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت

طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفره‌ای که تهی بود، بسته خواهد شد

و در حوالی شب‌های عید، همسایه!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه!

همان غریبه که قلّک نداشت، خواهد رفت
و کودکی که عروسک نداشت، خواهد رفت

منم تمام افق را به رنج گردیده
منم که هر که مرا دیده، در گذر دیده

منم که نانی اگر داشتم، از آجر بود
و سفره ام - که نبود- از گرسنگی پُر بود

به هر چه آینه، تصویری از شکست من است
به سنگ سنگ بناها، نشان دست من است

اگر به لطف و اگر قهر، می شناسندَم
تمام مردم این شهر می شناسندَم

من ایستادم، اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم، اگر دهر ابن‌ملجم شد


چگونه باز نگردم، که سنگرم آنجاست
چگونه؟ آه، مزار برادرم آنجاست

چگونه باز نگردم که مسجد و محراب
و تیغ، منتظر بوسه بر سرم آنجاست

اقامه بود و اذان بود آنچه اینجا بود
قیام بستن و الله‌اکبرم آنجاست

شکسته بالی‌ام اینجا شکست طاقت نیست
کرانه‌ای که در آن خوب می‌پرم، آنجاست

مگیر خرده که؛ یک پا و یک عصا دارم
مگیر خرده، که آن پای دیگرم آنجاست

شکسته می‌گذرم امشب از کنار شما
و شرمسارم از الطاف بی‌شمار شما

من از سکوت شب سردتان خبر دارم
شهید داده‌ام، از دردتان خبر دارم

تو هم به سان من از یک ستاره سر دیدی
پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی

تویی که کوچه‌ی غربت سپرده‌ای با من
و نعش سوخته بر شانه برده‌ای با من

تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم
تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم

اگر چه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت
و چند بُتّه‌ی مستوجب درو هم داشت

اگرچه تلخ شد آرامش همیشه‌ی‌تان
اگرچه کودک من سنگ زد به شیشه‌تان

اگرچه متهم جرم مستند بودم
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم

دم سفر مپسندید نا‌امید مرا
ولو دروغ، عزیزان! بِحِل کنید مرا

تمام آنچه ندارم، نهاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت

به این امام قسم، چیز دیگری نبرَم
به جز غبار حرم، چیز دیگری نبرَم

خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان
و مستجاب شود باقی دعاهاتان

همیشه قلّک فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان - هرکه هست - آجر باد

yon.ir/noiIt
🌈در حال رانندگی در جاده‌ای روستانی، ماشينم در گل‌ولای حاصل از آبياری قطعه زمينی کشاورزی فرو رفت، و در تلاش برای رهايی از اين مخصمه، پاره‌های گل نه تنها بر بدنه ماشين که تا شيشه‌ها و سقف هم پاشيد؛ بيرون که آمدم و به سوی شهر راندم، به اولين کارواش حاشيه شهر پناه بردم تا ماشين را با آن شکل و شمايل در خيابان‌های شهر به نمايش نگذارم.
🚘ماشين را به شويندگان سپردم و در گوشه‌ای نشستم. در هياهوی صدای فشار آب و زوزه جاروهای برقی، جوان‌های کارگر با آواز بلند هم را صدا می‌زدند و خاطره تعريف می‌کردند و در هر جمله‌شان يکديگر را به ناسزايی و بدوبيراهی می‌نواختند. خطاب‌هايشان چنان عادی بود که گويی واژه‌های رکيک و فحش‌های ناموسی و تعريف از مصرف مواد و پرداختن به تبهکاری و فساد، برايشان هيچ معنای بدی نداشت . . .
🌀خودروهای مختلف يکی يکی می‌آمدند و می‌رفتند و در رفتار جوانان هيچ تغييری پيدا نبود؛ تا اينکه زن و مردی در يک ماشين وارد شدند، مرد مشغول سفارش شستشوی خودرو شد و بانو پياده شد و بر سکّويی در کنار آن فضای مردانه نشست؛ نگاهی به دوروبَر انداخت و سرش را در گوشی‌اش فرو برد؛ هيچ چيز جز «ادب گفتاری» جوانان حاشيه شهر عوض نشد؛ ديگر نه از بدوبيراه خبری بود و نه از خاطرات راست و دروغ؛ فضا پاکيزه شد و نفسِ حضور بانويی که آرام و خاموش در گوشه‌ای نشسته بود، همه چيز را دگرگون کرد ... به فکر فضای مردانه ورزشگاه‌ها افتادم که آيا، با صرف نظر از احکام شرعی و الزامات قانونی و شرايط عرفی، آن‌جا هم با حضور بانوان ديگرگونه خواهد شد؟ و آيا اصلاً مگر صدور احکام و وضع قوانين و فراهم‌سازی شرايط عرفی، چيزی جز همين استواری رفتار و پاکيزگی گفتار را در نظر دارد؟
@post_book
🌈کمترین تحریری از یک آرزو این است
🌈آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی
@post_book
🌈 دن‌کيشوت‌های ايرانی
🔹دکتر بيژن عبدالکريمی
🔸نشر نقد فرهنگ زمستان 1397
🔻 «دن‌کيشوت‌های ايرانی» رمانی است تاريخی، با نگاهی مستقيم به يکی از گرايش‌هايی که به جای فکری يا دينی يا مذهبی ناميدن آن، بايد آن را برخاسته از اميال شخصی و خودبزرگ‌بينی‌های يکی دو نفر و ساده‌لوحی و زودباوری جماعتی دانست که به دنبال آنان راه افتادند و سال‌هايی چند، کشور و به‌خصوص محافل مذهبی آن را با چالش‌های بزرگی روبه‌رو کردند و پندارهای خود را چنان با آب و تاب به خورد گروهی از مردم دادند، و آنان را به صحنه آوردند که پای سياست را به رويارويی مسلحانه با مردم کشاندند.
🔻 هر کسی که خواسته باشد در باره شيخيه و بابيه و بهائيت و پيشينه و زمينه‌های رشد آن در بستر تاريخ کشور به اطلاعات ارزنده‌ای دست يابد، ناگزير است که به اين کتابی که در رو و پشت جلد آن، هيچ نشانی از اين موضوع ندارد رجوع کند و از قلم دکتر بيژن عبدالکريمی به داده‌های ارزشمندی دست يابد که نمی‌توان همه آن‌ها را به صورت يکپارچه و پياپی در جای ديگری خواند.
چهره‌پردازی‌های دقيق نويسنده از نقش‌آفرينان آغازين فرقه‌ای که با خودموعودپنداری و گزافه‌گويی‌های هدفمندشان توانستند با فريب گروهی از مردم، موجی خطرناک و درازدامن را در دل جامعه اسلامی و شيعی قرن نوزدهم ميلادی رها کنند، و ريزبينی‌های وی در ترسيم روابط و مناسبات ميان آنان، از امتيازاتی است که تنها در اين کتاب می‌توان يافت؛ هر چند نويسنده با تأکيد بر رمان بودن اثرش، در هيچ جای کتاب منبع و مأخذی را نياورده و بدين وسيله، آن را از قفسه کتاب‌های مرجع جدا کرده است.
http://uupload.ir/files/ik3i_001.jpg
🌈 انديشه و انديشه‌ورزی
🔸️ نوشته دکتر فرهنگ رجايی
🔹️ نشر فرهنگ جاويد 1398

کتاب می‌پرسد: انسان چگونه می‌تواند زندگی جمعی خويش را سامان دهد؟
و پاسخ می‌دهد: با انديشه‌ورزی.
ـ در چه مقوله‌ای؟
ـ قانون عقل جهانداری.
ـ انديشه‌ورزی برای چه؟
يافتن بينش درست.
... و اين بينش درست را در پرتو آرای نُه دانشور شرقی و غربی پی می‌گيرد... از حميد عنايت تا کِنِت تامسن.

نويسنده با يادکرد تجربه‌های زيسته خود با هر يک از اين دانشوران نگاه آنان را بازمی‌کاود؛ و نمونه را پيرامون حميد عنايت می‌نويسد:

🔸️ جذابيت حميد عنايت (1311-1361) برای من در بعدازظهر پاييزی سال 1351 آغاز شد. در آن موقع، در سرازيری خيابان غربی داخل محوطه دانشگاه تهران، يعنی مابين کتابخانه مرکزی و دانشکده حقوق و علوم سياسی، بر روی سنگ پرچين پله‌هايی نشسته بودم که به محوطه مقابل دانکشده حقوق منتهی می‌شود. استادی که آرام و متين از دانشکده بيرون می‌آمد، نظرم را جلب کرد. او به سوی پله‌ها و رو به من در حرکت بود. وقتی نزديکم رسيد برخاسته و عرض اب کردم. با مهربانی ايستاد و لبخندزنان خود را معرفی کرد و با آرامش گفت: «من حميد عنايت هستم.» بعد، از کيستی‌ام پرسيد و اين‌که چی می‌کنم. نکته قابل توجه اين‌که از قيل‌وقال مدرسه نپرسيد، بلکه از آخرين کتابی که خوانده‌ام و از سؤالاتی که برای يافتن آن‌ها تشنه هستم پرسيد.
حد و ميزان دست‌وپاچه شدنم قابل توصيف نيست، اما فروتنی توأم با حضور آمرانه ايشان هم شادم کرده بود و هم جرئتم داد که از کتاب «فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطه ايران» (1340) که آن روزها می‌خواندم بگويم.
با کمال دقت به حرف‌هايم گوش داد. چنان توجه او برايم تشويق‌آميز بود که هنوز فکر می‌کنم واقعی‌ترين تجربه زندگی‌ام بوده است. اين واقعه پنجره‌ای به معلّمی و بالاتر از آن، به ضخسيت انسانی وی برايم باز کرد که موجب شد در درس‌هايی که در دانشگاه ارائه می‌داد شرکت کنم و سلوک و رفتارش را از نزديک زير نظر داشته باشم.
@post_book
🌈 باز هم از کتابِ
🔹انديشه و انديشه‌ورزی
🔻نوشته دکتر فرهنگ رجايی

🔹زمانی در دوران دانشجويی در يکی از سلسله گفت‌وگوهايم با استاد بزرگ سياست و روابط بين‌الملل اينيس کلاد (1922-2013) بود که تعامل فکری زير رخ داد:
برای استاد ابتدا دعای معروف به «آرامش» را که منسوب به حضرت مسيح(ع) است، عرض کردم، که اين چنين است:

«خداوندا، به من شهامت عطا کن تا آنچه را که در گستره توانايی من است تغيير بدهم؛
صبرم عطا کن تا آنچه را که قادر نيستم تغيير بدهم، تحمّل کنم؛
و به من حکمت عطا کن تا تفاوت آن‌ها را تشخيص دهم.»

در خود احساس غروری داشتم که حرف بامعنايی زده‌ام. کلاد با چهره آرام و کلام حکمت‌آلود هميشگی‌اش گفت: «من با اين دعا يک مسئله دارم!»

من که يکّه خورده بودم، بی‌صبرانه گوش می‌دادم. او که تعجب را در چهره من ديده بود، صدايش را حتی لطيف‌تر کرد و چنين ادامه داد:
«مفروض اين دعا اين است که همه چيز بايد تغيير کند که بعضی در توان ما هست و برخی نيست، در حالی که بسياری چيزها را نبايد تغيير داد. در واقع، آنچه جوامع انسانی را قوام، استواری، و تداوم می‌بخشد، داشتن به‌اندازه، به‌جا و به‌موقع از مقداری محافظه‌کاری است.» و در ادامه از من خواست که قدری آثار فيلسوف ايرلندی ادموند بِرک (1729-1797) را بخوانم. بعدها نه فقط برک را خواندم که در درس‌های خود وی را تدريس کردم، به فضيلت برخورداری از فهم درستی از محافظه‌کاری آشنا شدم، منتهی همان طور که کلاد يادآور شد، «به‌اندازه، به‌جا و به‌موقع» و اين بصيرت کلاد نه فقط در مورد محافظه‌کاری که در باره هه ابعاد زندگی صادق است.
@post_book
🌈فرازهاي از تاريخ پرچالش اسلام آغازين
🔹روزبه يوسفی
🔸نشر نقد فرهنگ 1398
🔻در زمانه‌ای که گزارش‌هايی خاص از تاريخ اسلام از يک سو بن‌مايه شبيه‌سازی‌های سياسی و اجتماعی برخی، و از سوی ديگر دست‌مايه تمسخر و استهزای برخی ديگر است، بازخوانی روايت‌های اين تاريخ پرچالش اقدام خجسته‌ای است که در اين کتاب صورت گرفته است.
تنها نگاهی به فهرست اين اثر اهميت خواندن آن را به ما نشان می‌دهد:
1. چرا تاريخ اسلام آغازين مهم است؟
2. آيا می‌توان به منابع تاريخی اسلام اعتماد کرد؟
3. تأملی در علل چندهمسری پيامبر و سن عايشه
4. مبانی نظری تحليل نسبت به مسلمانان و يهوديان
5. تبعيد يهوديان بنی‌قينقاع و چرايی چند ترور مخالفان يهودی
6. اخراج يهوديان بنی‌نضير از مدينه
7. بازنگری در ماجرای کشتار يهوديان بنی‌قريظه
8. آنچه در خيبر گذشت
9. تأملی در باب حمله مسلمانان به کاروان‌های قريش
10. نقد و بررسی حديث «الائمة من قريش»
11. واکاوی رخداد جنگ‌های ردّه در زمان ابوبکر
12. تحليلی نو بر شورش‌های عليه عثمان
13. کنکاشی در چگونگی و چرايی حَکميّت
14. چرا امام علی(ع) به دادخواهی قتل عثمان رسيدگی نکرد؟
15. موقعيت عقيدتی پيکارگران بر ضد امام علی(ع)
16. بازنگری در آمار تلفات جنگی (جمل، صفين، نهروان و کربلا)
17. بازنگری در چگونگی مجازات ابن‌ملجم
18. صلح امام حسن(ع)؛ آيا امام خلافت را به پول فروخت؟
19. گزارش قابل تأمل در باب ازدواج‌های پرشمار امام حسن(ع)
20. انگيزه‌ها و زمينه‌های اجتماعی رخداد کربلا
21. بازتفسير قيام امام حسين(ع) و رخداد کربلا در بستر تاريخ اسلام
22. تشيع آغازين در پويه تاريخ

@post_book
گزارشی از خارطوم پایتخت سودان
🌈تحول مبانی مشروعیت خلافت
از آغاز تا فروپاشی عباسیان
🔹دکتر حاتم قادری
🔸نشر کتاب پارسه ۱۳۹۸

🔻کسانی که تاريخ مسلمين را مورد مطالعه قرار می‌دهند و با مباحثات عديده کلامی، فلسفی و فقهی، ادبی و جلسات پرشور مباحثه در بغداد و يآ در ديگر شهرهای مهم اسلامی آشنايی دارند، نمی‌توانند از اختلاف فرهنگ و تمدن در دو دوره اموی و عباسی اغماض کنند. نفوذ و فعاليت دبيران، حکما، پزشکان، ادبا و فقها و فراخيالیِ دوران عباسيان، به گونه‌ای است که عصر اموی را تا حد يک ميان‌پرده تاريخ اسلام تنزل می‌دهد. با از سرعت افتادن و توقف تقريبی فتوحات مسلمين، جامعه اسلامی در دورن خود گرفتار کشاکش‌ها و جريانات عديده‌ای شد که در مجموع بيانگر سطح و درجه رشد فرهنگی و تمدن آن روزگار است. بعيد به نظر می‌رسد که «فتوحات» و «تمدن‌سازی» را بتوان با هم حفظ کرد. (ص248)
@post_book
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸🔹 کتاب اندیشه و اندیشه‌ورزی
🔸🔹از زبان دکتر فرهنگ رجایی
@post_book
🙏 دعای حضرت علی علیه‌السلام، چون دشمن را آماده جنگ دید:

🔹خداوندا
سوی تو است که
دل‌ها روانه شده،
و گردن‌ها کشیده،
و دیده‌ها خیره،
و گام‌ها رهسپار،
و بدن‌ها نزار.

🔹خداوندا
دشمنیِ نهفته این قوم آشکار شده،
و دیگ‌های کینه‌هاشان به جوش آمده است.

🔹خداوندا
ما....
نبودنِ پیامبرمان
فزونی دشمن‌مان
و پراکندگی خواسته‌هامان را
به تو شکایت می‌آوریم.

🔹️پروردگارا
میان ما قوم ما به‌حق گشایش فرما
که بهترین گشایش‌آورانی
@post_book
🌈عبدالوهاب البياتي:

🔹شوارع المدينة
موحشة بعدك، حتى الموت

🔸خیابان‌های شهر
پس از تو
تا مرز مرگ دلگیر است.

🖊ترجمه از موسی اسوار
@post_book
🌈قیصر امین‌پور

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم
ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک‌خورده‌ایم

اگر داغ دل بود ، ما دیده‌ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده‌ایم

اگر دل دلیل است ، آورده‌ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده‌ایم

اگر دشنه دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده‌ایم !

گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم !

دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عُمری به سر برده‌ایم
@post_book