من آدمهای زیادی رو از دست دادم، موقع رفتن همشون سردم شد، دست و پام یخ کرد، معده درد و حالت تهوع گرفتم و دلم لرزید، موقع رفتن تک تک آدمهای زندگیم آهنگ غمگین گذاشتم و رفتم زیر پنجره اتاقم و پتو رو دورم پیچیدم تا شاید گرم شم و دلم کمتر یخ بزنه بعد رفتنشون تموم تنم درد میکنه، هر بار مطمعن بودم که دارم میمیرم اما نمردم ولی هر آدمی یه تیکه از قلبم رو با خودش برد، الان فقط یه مقدار کمی از قلبم باقی مونده، آخرین نفری که بره این مقدار کم هم با خودش میبره و من برای آخرین بار میرم زیر پتو و میگم مامان مردم.
دانشگاه و مدارس رو مجازی نکنید اسکلا من دو ماه دیگه با مامانم تو یه خونه بمونم عقلمو از دست میدم.
این بار دیگه نه قاصدک فوت کردم نه وقتی ماه کامل دیدم آرزو کردم نه راجبش با کسی حرف زدم. گفتم به جهنم و رها کردم.
جیگر شیر میخواهد
پاک ماندن در جامعه ای
که فساد از نفس هم به
انسان نزدیک تر است
این تربیت پدرم است؛
و من چنان بمانم
که شکر برای اصالت من
ذکر هر روزش باشد!🩵🪼
پاک ماندن در جامعه ای
که فساد از نفس هم به
انسان نزدیک تر است
این تربیت پدرم است؛
و من چنان بمانم
که شکر برای اصالت من
ذکر هر روزش باشد!🩵🪼