«انیستیتو پرسپکتیو» نخستین اندیشکدهٔ لُری است که با آگاهی از یک قرن حاشیهنشینی ساختاری، تبعیض منطقهای و غارت نظاممند منابع لرستانات شکل میگیرد. ما از این پیشفرض حرکت میکنیم که آنچه بر سر سرزمین لُرستانات آمده، صرفاً «توسعهنیافتگی» یا «عقبماندگی» نیست، بلکه محصول یک الگوی پایدار استعمار داخلی است: تمرکز قدرت در مرکز، استخراج منابع، انکار هویت و بیصدا کردن جامعه لُرستانات. پرسپکتیو پاسخی نظری و عملی به این وضعیت است؛ تلاشی برای آنکه لُرستانات نه موضوع مطالعهٔ دیگران، بلکه سوژهٔ اندیشیدن و تصمیمسازی بهدست خودِ لُرها باشد.
رسالت انیستیتو پرسپکتیو تولید دانشِ بومیِ جدی، سیاستپژوهی و تحلیل راهبردی دربارهٔ لرستانات است؛ از اقتصادِ منابع و عدالت فضایی گرفته تا فرهنگ، زبان، تاریخ و ساختارهای قدرت.
پرسپکتیو میکوشد روایت تازهای از لرستانات بسازد؛ روایتی که در آن لُر فقط «ملت حاشیه» نیست، بلکه بازیگری آگاه با حقِ تعریفکردن سرنوشت خویش است.
این اندیشکده خود را نه یک نهاد صرفاً نمادین، بلکه با پروژه «وار»، زیرساخت فکریِ آیندهٔ لرستانات میداند.
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
رسالت انیستیتو پرسپکتیو تولید دانشِ بومیِ جدی، سیاستپژوهی و تحلیل راهبردی دربارهٔ لرستانات است؛ از اقتصادِ منابع و عدالت فضایی گرفته تا فرهنگ، زبان، تاریخ و ساختارهای قدرت.
پرسپکتیو میکوشد روایت تازهای از لرستانات بسازد؛ روایتی که در آن لُر فقط «ملت حاشیه» نیست، بلکه بازیگری آگاه با حقِ تعریفکردن سرنوشت خویش است.
این اندیشکده خود را نه یک نهاد صرفاً نمادین، بلکه با پروژه «وار»، زیرساخت فکریِ آیندهٔ لرستانات میداند.
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
❤10👍2
متن زیر، مانیفستِ پروژهٔ «وار» در پرسپکتیو است، و وار در زبان لُری بهمعنای سرزمین است.
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
❤7🥰4👍1
مانیفست وار-2.pdf
259.4 KB
❤12👍2🥰2
perspective | پرسپکتیو pinned «متن زیر، مانیفستِ پروژهٔ «وار» در پرسپکتیو است، و وار در زبان لُری بهمعنای سرزمین است. @perspective_Lorestanat | پرسپکتیو»
«برنامهٔ جاری انستیتو پرسپکتیو»
در طول هفتهٔ پیشِرو، انستیتو پرسپکتیو در چارچوب پروژهٔ «وار» سه متن محوری را منتشر خواهد کرد:
_ترجمهٔ انگلیسی مانیفست پرسپکتیو؛
_مدخل «استعمار در لرستانات» بهمثابه تلاشی برای صورتبندی نظری تجربهٔ استعمار داخلی در جهان لری؛
_شعری از مهرداد علیپور دربارهٔ غارت و انتقال آب؛ که صورتبندی عاطفیِ خشونتِ ساختاری علیه منابع آبی لرستانات است و میکوشد تجربهٔ زیستهٔ مردم و حافظهٔ جمعیِ از دسترفتن رودها و چشمهها را به زبان تصویر، استعاره و اعتراض ترجمه کند.
جزئیات انتشار و لینک دسترسی، همزمان با انتشار هر بخش، در همین کانال اطلاعرسانی خواهد شد.
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
در طول هفتهٔ پیشِرو، انستیتو پرسپکتیو در چارچوب پروژهٔ «وار» سه متن محوری را منتشر خواهد کرد:
_ترجمهٔ انگلیسی مانیفست پرسپکتیو؛
_مدخل «استعمار در لرستانات» بهمثابه تلاشی برای صورتبندی نظری تجربهٔ استعمار داخلی در جهان لری؛
_شعری از مهرداد علیپور دربارهٔ غارت و انتقال آب؛ که صورتبندی عاطفیِ خشونتِ ساختاری علیه منابع آبی لرستانات است و میکوشد تجربهٔ زیستهٔ مردم و حافظهٔ جمعیِ از دسترفتن رودها و چشمهها را به زبان تصویر، استعاره و اعتراض ترجمه کند.
جزئیات انتشار و لینک دسترسی، همزمان با انتشار هر بخش، در همین کانال اطلاعرسانی خواهد شد.
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
❤13🥰3👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعری از مهرداد علیپور، شاعر اهل کهگیلویه و بویراحمد؛ در برابر غارت و انتقال آب که صورتبندی عاطفیِ خشونتِ ساختاری علیه منابع آبی لرستانات است و میکوشد تجربهٔ زیستهٔ مردم و حافظهٔ جمعیِ از غارت رودها و چشمهها را به زبان تصویر، استعاره و اعتراض ترجمه کند.
دولتِ مرکزی استعماری ایران، درون مرزهای رسمیِ خود، با مردم لر در لرستانات نه چون «شهروندِ برابر» بلکه چون «حاشیهای قابلِ استخراج» رفتار میکند، سرزمین به انباشتگاهِ منابع تقلیل مییابد و مردم به جمعیتی قابلِ مدیریت و پروژهها، بودجهها و نقشهها زبانی ظاهراً بیطرف و تکنیکی پیدا میکنند، اما این بیطرفی نقاب است: پشتِ آن، تصمیمی سیاسی خوابیده که تعیین میکند چه کسی از آب بنوشد و چه کسی تشنه بماند؛ چه کسی بماند و چه کسی مهاجرت کند؛ چه کسی دیده شود و چه کسی حذف…
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
دولتِ مرکزی استعماری ایران، درون مرزهای رسمیِ خود، با مردم لر در لرستانات نه چون «شهروندِ برابر» بلکه چون «حاشیهای قابلِ استخراج» رفتار میکند، سرزمین به انباشتگاهِ منابع تقلیل مییابد و مردم به جمعیتی قابلِ مدیریت و پروژهها، بودجهها و نقشهها زبانی ظاهراً بیطرف و تکنیکی پیدا میکنند، اما این بیطرفی نقاب است: پشتِ آن، تصمیمی سیاسی خوابیده که تعیین میکند چه کسی از آب بنوشد و چه کسی تشنه بماند؛ چه کسی بماند و چه کسی مهاجرت کند؛ چه کسی دیده شود و چه کسی حذف…
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
👍10❤5🥰4
perspective | پرسپکتیو
شعری از مهرداد علیپور، شاعر اهل کهگیلویه و بویراحمد؛ در برابر غارت و انتقال آب که صورتبندی عاطفیِ خشونتِ ساختاری علیه منابع آبی لرستانات است و میکوشد تجربهٔ زیستهٔ مردم و حافظهٔ جمعیِ از غارت رودها و چشمهها را به زبان تصویر، استعاره و اعتراض ترجمه کند.…
A poem by Mehrdad Alipour, a poet from Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad; standing against the plunder and transfer of water—an affective articulation of the structural violence inflicted upon the water resources of Luristanat. It seeks to translate the lived experience of the people and the collective memory of the plundering of rivers and springs into a language of imagery, metaphor, and protest.
Within its own official borders, the central, colonial state of Iran does not treat the Lur people of Luristanat as “equal citizens,” but rather as an “extractable periphery.” The land is reduced to a reservoir of resources, and the people to a population to be managed. Projects, budgets, and maps acquire a seemingly neutral and technical language—but this neutrality is a mask: behind it lies a political decision that determines who gets to drink water and who must remain thirsty; who gets to stay and who is forced to migrate; who is seen and who is erased…
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
Within its own official borders, the central, colonial state of Iran does not treat the Lur people of Luristanat as “equal citizens,” but rather as an “extractable periphery.” The land is reduced to a reservoir of resources, and the people to a population to be managed. Projects, budgets, and maps acquire a seemingly neutral and technical language—but this neutrality is a mask: behind it lies a political decision that determines who gets to drink water and who must remain thirsty; who gets to stay and who is forced to migrate; who is seen and who is erased…
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
👍10❤4
استعمار_داخلی_لرستان_از_بعد_اقتصادی_توسعهی_نابرابر.pdf
217.3 KB
این متن، مدخلی است به حافظهای زخمی؛ حافظهای که در آن لر و لرستانات نه صرفاً بهعنوان جغرافیا، بلکه بهمثابه سوژهای تاریخی ظاهر میشوند که زیر فشار روایتهای مسلط خاموش ماندهاند. استعمار در اینجا تنها اشغال زمین نیست، بلکه تصرف معناست، جابهجایی زبان، بازنویسی تاریخ، و تبدیل شیوههای زیستن.
آنچه از لرستانات گرفته شد، فقط منابع یا قدرت سیاسی نبود، بلکه حق نامگذاری خویشتن و تداوم طبیعی روایت زندگی بود؛ گسستی که هنوز در ناخودآگاه جمعی صدا دارد.
این متن مقدمهای است که میکوشد پرده از منطق پنهان این فرایند بردارد.
عقلانیتی که تفاوت را به حاشیه میراند و خشونت را در قالب نظم توجیه میکند. روایت استعمار لرستانات، دعوتی است به بازاندیشی در تاریخ؛ نه برای بازتولید رنج، بلکه برای بازیابی سوژگی و امکان روایت دوباره.
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
آنچه از لرستانات گرفته شد، فقط منابع یا قدرت سیاسی نبود، بلکه حق نامگذاری خویشتن و تداوم طبیعی روایت زندگی بود؛ گسستی که هنوز در ناخودآگاه جمعی صدا دارد.
این متن مقدمهای است که میکوشد پرده از منطق پنهان این فرایند بردارد.
عقلانیتی که تفاوت را به حاشیه میراند و خشونت را در قالب نظم توجیه میکند. روایت استعمار لرستانات، دعوتی است به بازاندیشی در تاریخ؛ نه برای بازتولید رنج، بلکه برای بازیابی سوژگی و امکان روایت دوباره.
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
👍10❤3🥰2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه مقاله «مدخل استعمار داخلی در لرستانات» را اینجا بشنوید:
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
❤11👍3
Forwarded from واویره لٛوڒ | حافظه لُر
فیلم سینمایی خشخاش نیز گلی است. محصول سال ۱۹۶۶. بخشی از این فیلم در ایران فیلمبرداری شده است. در این فیلم باند مواد مخدر که در مرز ایران و افغانستان حضور دارند، لباس لُری بختیاری بر تن دارند.
@Lurishsongs
@Lurishsongs
❤7👍2
Forwarded from واویره لٛوڒ | حافظه لُر
🔰 افتخار به بازنمایی بدوی از لُرها در فضای مجازی
یول برینر، بازیگر مشهور سینما، در لباس لُری
حتماً شما هم در شبکههای اجتماعی با ویدئوهایی روبهرو شدهاید که در آن چند اسبسوار با لباس لُری بختیاری به خودروهای جیپ نظامی حمله میکنند و آنها را از پا درمیآورند. این تصاویر معمولاً با موسیقی حماسی لُری میکس میشوند و با لحنی افتخارآمیز در فضای مجازی لُری دستبهدست میگردند. اما واقعیت پشت این صحنهها چیست؟
این ویدئوها نه مستندند و نه بازنمایی یک رخداد تاریخی؛ بلکه سکانسهایی از یک فیلم سینماییاند. «خشخاش نیز گلی است» (The Poppy Is Also a Flower) فیلمی جاسوسی و ضد مواد مخدر است که در سال ۱۹۶۶ بهصورت مشترک توسط آمریکا، فرانسه و اتریش و برای پخش تلویزیونی ساخته شد. این اثر تحت نظارت سازمان ملل متحد و در قالب مجموعهای از ویژهبرنامهها تولید شد که هدفشان تبلیغ و مشروعیتبخشی به فعالیتهای این نهاد بود.
ترنس یانگ کارگردانی فیلم را بر عهده داشت و بازیگرانی چون یول برینر، عمر شریف، الی والاک، انجی دیکینسون، سنتا برگر، استیون بوید، ترور هاوارد، ریتا هیورث و مارچلو ماسترویانی در آن حضور دارند. روایت فیلم نیز با صدای گریس کلی، شاهدخت موناکو، انجام میشود.
داستان فیلم در نواحی مرزی ایران و افغانستان میگذرد؛ منطقهای که از نظر جغرافیایی و فرهنگی کیلومترها با لرستانات و زیستجهان مردم لُر فاصله دارد. پرسش اصلی دقیقاً همینجاست: چرا اعضای باند مواد مخدر در این فیلم لباس لُری بختیاری بر تن دارند؟
پاسخ را باید در تداوم یک الگوی آشنا جستوجو کرد: خشونت نمادین در بازنمایی لُرها. همان منطقی که پیشتر در اشعار ملکالشعرای بهار، فیلم «دختر لُر» و «آقای لُر به شهر میرود» عمل کرده بود، در اینجا نیز تکرار میشود. با الصاق لباس لُری بختیاری به پیکرهی باند مواد مخدر، فیلم میکوشد تصویری کلیشهای از لُرها بهعنوان مردمانی خشن، قانونگریز و بیگانه با تمدن شهری بسازد؛ تصویری که نه ریشه در واقعیت دارد و نه بیطرف است، بلکه بخشی از یک سنت دیرپا در تحقیر و حاشیهرانی فرهنگی است.
• دیار
@Lurishsongs
یول برینر، بازیگر مشهور سینما، در لباس لُری
حتماً شما هم در شبکههای اجتماعی با ویدئوهایی روبهرو شدهاید که در آن چند اسبسوار با لباس لُری بختیاری به خودروهای جیپ نظامی حمله میکنند و آنها را از پا درمیآورند. این تصاویر معمولاً با موسیقی حماسی لُری میکس میشوند و با لحنی افتخارآمیز در فضای مجازی لُری دستبهدست میگردند. اما واقعیت پشت این صحنهها چیست؟
این ویدئوها نه مستندند و نه بازنمایی یک رخداد تاریخی؛ بلکه سکانسهایی از یک فیلم سینماییاند. «خشخاش نیز گلی است» (The Poppy Is Also a Flower) فیلمی جاسوسی و ضد مواد مخدر است که در سال ۱۹۶۶ بهصورت مشترک توسط آمریکا، فرانسه و اتریش و برای پخش تلویزیونی ساخته شد. این اثر تحت نظارت سازمان ملل متحد و در قالب مجموعهای از ویژهبرنامهها تولید شد که هدفشان تبلیغ و مشروعیتبخشی به فعالیتهای این نهاد بود.
ترنس یانگ کارگردانی فیلم را بر عهده داشت و بازیگرانی چون یول برینر، عمر شریف، الی والاک، انجی دیکینسون، سنتا برگر، استیون بوید، ترور هاوارد، ریتا هیورث و مارچلو ماسترویانی در آن حضور دارند. روایت فیلم نیز با صدای گریس کلی، شاهدخت موناکو، انجام میشود.
داستان فیلم در نواحی مرزی ایران و افغانستان میگذرد؛ منطقهای که از نظر جغرافیایی و فرهنگی کیلومترها با لرستانات و زیستجهان مردم لُر فاصله دارد. پرسش اصلی دقیقاً همینجاست: چرا اعضای باند مواد مخدر در این فیلم لباس لُری بختیاری بر تن دارند؟
پاسخ را باید در تداوم یک الگوی آشنا جستوجو کرد: خشونت نمادین در بازنمایی لُرها. همان منطقی که پیشتر در اشعار ملکالشعرای بهار، فیلم «دختر لُر» و «آقای لُر به شهر میرود» عمل کرده بود، در اینجا نیز تکرار میشود. با الصاق لباس لُری بختیاری به پیکرهی باند مواد مخدر، فیلم میکوشد تصویری کلیشهای از لُرها بهعنوان مردمانی خشن، قانونگریز و بیگانه با تمدن شهری بسازد؛ تصویری که نه ریشه در واقعیت دارد و نه بیطرف است، بلکه بخشی از یک سنت دیرپا در تحقیر و حاشیهرانی فرهنگی است.
• دیار
@Lurishsongs
❤15👍2🥰2
استعمار_داخلی_چیست_و_آیا_در_لرستانات_مصداق_دارد.pdf
373 KB
در این مقاله با پرهیز آگاهانه از خطابهپردازی و با تعلیقِ خشمِ اجتماعی در پرانتز میکوشیم مفهوم «استعمار داخلی» را نه بهمثابه یک برچسب ایدئولوژیک، بلکه بهعنوان یک چارچوب تحلیلیِ قابلآزمون تعریف کنیم و سپس بسنجیم آیا در لرستانات مصداق دارد یا خیر.
مسیر بحث از روشنسازی خودِ مفهوم استعمار و امکانِ «داخلی» بودنِ آن آغاز میشود، سپس قویترین استدلالهای موافقان و مخالفان (از منظر نسبتِ مرکزو پیرامون، بهرهکشی اقتصادی، تحمیل اداری-فرهنگی، و مکانیزمهای بازتولید نابرابری) بازسازی میگردد، و در نهایت با اتکا به شواهد تاریخی و نشانههای معاصر بهویژه در حوزههای منابع، توسعه، سیاستهای انتقال و مدیریت، و پیامدهای فرهنگی-اجتماعی
این پرسش دقیقاً به محک گذاشته میشود که آیا آنچه در لرستانات رخ داده و رخ میدهد را باید «توسعه نامتوازن» دانست یا صورتبندیِ ساختاریتری از سلطه و استخراج که با منطق استعمار (ولو درون مرزهای ملی) همریخت است.
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
مسیر بحث از روشنسازی خودِ مفهوم استعمار و امکانِ «داخلی» بودنِ آن آغاز میشود، سپس قویترین استدلالهای موافقان و مخالفان (از منظر نسبتِ مرکزو پیرامون، بهرهکشی اقتصادی، تحمیل اداری-فرهنگی، و مکانیزمهای بازتولید نابرابری) بازسازی میگردد، و در نهایت با اتکا به شواهد تاریخی و نشانههای معاصر بهویژه در حوزههای منابع، توسعه، سیاستهای انتقال و مدیریت، و پیامدهای فرهنگی-اجتماعی
این پرسش دقیقاً به محک گذاشته میشود که آیا آنچه در لرستانات رخ داده و رخ میدهد را باید «توسعه نامتوازن» دانست یا صورتبندیِ ساختاریتری از سلطه و استخراج که با منطق استعمار (ولو درون مرزهای ملی) همریخت است.
@perspective_Lorestanat | پرسپکتیو
👍9🥰4❤2👎1
علیه #حافظهکشی
وقتی دولت مرکزی در دورهٔ پهلوی اول رجال سیاسی لُر را یکییکی حذف کرد_با اعدام، ترورِ اداری، و قتلِ رسمی—هدفش بریدنِ رشتهٔ نمایندگی بود: قطعکردنِ امکانِ سخنگفتنِ یک سرزمین از زبانِ فرزندانِ خودش.
رجال ما را حذف کردند تا تاریخ بیچهره شود، حذفِ نامها تا روایت بیصاحب شود، تا #لرستانات بیسخنگو و بیپشتوانه بماند.
ما کشتار رجال سیاسیمان را مستند میکنیم، چون «حافظه» آخرین سنگرِ انسانِ بیقدرت است؛ و هر سلطهای، پیش از آنکه بدن را هدف بگیرد، حافظه را میزند. این همان لحظهای است که دولت، از مرزِ سیاست عبور میکند و به دستگاهِ «حافظهکُشی» بدل میشود: اول روایت را میکُشد، بعد انسان را؛ یا برعکس—فرقی ندارد، چون مقصد یکی است: حذف امکان روایت.
ما در برابر یک «تداوم» ایستادهایم: تداومِ همان منطقِ سلطه که شکل عوض میکند و زبان عوض میکند، اما جوهرش ثابت میماند. پهلوی با بمب و قشون، “مرکز” را چون حقیقتِ یگانه بر سرِ لرستانات فرو ریخت؛ جمهوری اسلامی با سپاه و زندان و اعدام و سرکوبِ خیابان، همان “مرکز” را در قامتِ تقدس و امنیت بازتولید کرد. یکی نامش را «ملتسازی» گذاشت، دیگری نامش را «حفظ نظام». هر دو، انسان را به مادهٔ خامِ پروژهٔ سیاسی تقلیل دادند. هر دو، «لرستانات» را همچون خطری مزمن دیدند: خطری که باید یا رام شود یا حذف.
@perspective_Lorestanat
وقتی دولت مرکزی در دورهٔ پهلوی اول رجال سیاسی لُر را یکییکی حذف کرد_با اعدام، ترورِ اداری، و قتلِ رسمی—هدفش بریدنِ رشتهٔ نمایندگی بود: قطعکردنِ امکانِ سخنگفتنِ یک سرزمین از زبانِ فرزندانِ خودش.
رجال ما را حذف کردند تا تاریخ بیچهره شود، حذفِ نامها تا روایت بیصاحب شود، تا #لرستانات بیسخنگو و بیپشتوانه بماند.
ما کشتار رجال سیاسیمان را مستند میکنیم، چون «حافظه» آخرین سنگرِ انسانِ بیقدرت است؛ و هر سلطهای، پیش از آنکه بدن را هدف بگیرد، حافظه را میزند. این همان لحظهای است که دولت، از مرزِ سیاست عبور میکند و به دستگاهِ «حافظهکُشی» بدل میشود: اول روایت را میکُشد، بعد انسان را؛ یا برعکس—فرقی ندارد، چون مقصد یکی است: حذف امکان روایت.
ما در برابر یک «تداوم» ایستادهایم: تداومِ همان منطقِ سلطه که شکل عوض میکند و زبان عوض میکند، اما جوهرش ثابت میماند. پهلوی با بمب و قشون، “مرکز” را چون حقیقتِ یگانه بر سرِ لرستانات فرو ریخت؛ جمهوری اسلامی با سپاه و زندان و اعدام و سرکوبِ خیابان، همان “مرکز” را در قامتِ تقدس و امنیت بازتولید کرد. یکی نامش را «ملتسازی» گذاشت، دیگری نامش را «حفظ نظام». هر دو، انسان را به مادهٔ خامِ پروژهٔ سیاسی تقلیل دادند. هر دو، «لرستانات» را همچون خطری مزمن دیدند: خطری که باید یا رام شود یا حذف.
@perspective_Lorestanat
❤16👍4
perspective | پرسپکتیو
علیه #حافظهکشی وقتی دولت مرکزی در دورهٔ پهلوی اول رجال سیاسی لُر را یکییکی حذف کرد_با اعدام، ترورِ اداری، و قتلِ رسمی—هدفش بریدنِ رشتهٔ نمایندگی بود: قطعکردنِ امکانِ سخنگفتنِ یک سرزمین از زبانِ فرزندانِ خودش. رجال ما را حذف کردند تا تاریخ بیچهره…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍1
