دمی در هوای ادب پارسی
631 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دل سودایی، می‌رفت به بُستان‌ها
بی‌خویشتنم کردی، بوی گُل و ریحان‌ها

گَه نعره زدی بلبل! گَه جامه دریدی گل!
با یاد تو افتادم، از یاد برفت آن‌ها

🌷دمی با سعدی و
معلمان آواز آقایان عبدالحسینی و احمدوند در پرده های بیات اصفهان
@perslit
https://t.me/perslit
5
تکنوازی سه تار _نوا
لطفی
دمی با حافظ
سه تار و آواز از محمد رضا لطفی در دستگاه نوا

سَمَن‌بویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانند
پری‌رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند

به فِتراکِ جفا دل‌ها چو بربندند، بربندند
ز زلفِ عَنبرین جان‌ها چو بگشایند، بفشانند

به عمری یک نَفَس با ما چو بنشینند، برخیزند
نهالِ شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانند

سرشکِ گوشه‌گیران را چو دریابند، دُر یابند
رخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند

ز چشمم لَعْلِ رُمّانی چو می‌خندند، می‌بارند
ز رویم رازِ پنهانی چو می‌بینند، می‌خوانند

دوایِ دَردِ عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند، بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند، می‌رانند

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرند
که با این دَرد اگر دربند درمانند، در مانند
@perslit
https://t.me/perslit
2
Ro Sar Beneh Be Balin Shahram Nazeri- (Mestersong.ir)
ساز و آواز: رو سر بنه به بالین از آلبوم "صدای سخن عشق"

سروده: غزل شماره ۲۰۳۹ دیوان شمس بقولی آخرین سروده مولوی که در شب مرگش سروده است

تنبور:سید خلیل عالی نژاد
آواز: شهرام ناظری

سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرکِ منِ خرابِ شب‌گردِ مبتلا کن

ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین رَهِ سلامت، تَرکِ رَهِ بلا کن

ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیده
بر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن

خیره‌کَشی‌ست ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کَسَش نگوید: «تدبیرِ خون‌بها کن»

بر شاهِ خوب‌رویان، واجب وفا نباشد
ای زردرویِ عاشق، تو صبر کن وفا کن

دردی‌ست غیرِ مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن

در خواب دوش پیری، در کویِ عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عَزم سویِ ما کن

گر اژدهاست بر رَه، عشقی‌ست چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفعِ اژدها کن

بس کن که بی‌خودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیهِ بوالعَلا کن
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهان عشق است و دیگر زَرق‌سازی
همه بازیست الّا عشق بازی
مشو چون خر به‌خورد و خواب خرسند!!
اگر خود گربه باشد‌، دل درو بند
به عشق گُربه گر خود چیر باشی
از آن بهتر که با خود شیر باشی
*زَرق: رنگ و ریاکاری ، زرق و برق توام بکار می رود
🙏از خسرو و شیرین سروده نظامی
@perslit
https://t.me/perslit
👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی در صدف خویش گهر ساختن است
در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است
مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست
از همین خاک جهان دگری ساختن است

🙏سروده ِ :
علامه محمد اقبال لاهوری
زاده ۱۲۵۶ پنجاب
درگذشته ۱۳۱۷ پنجاب
متفکر، شاعر، فیلسوف و سیاستمدار پاکستانی

🙏خوانش ِ :
ثمینه باغچه‌بان
زاده چهار فروردین ۱۳۰۶ تبریز
درگذشته ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
نویسندهٔ کودک و نوجوان و آموزگار
دختر جبار باغچه بان (بنیان‌گذار آموزش ناشنوایان در ایران) و ادامه دهنده راه وی
نویسنده کتابهای «پل چوبی»، «نوروزها و بادبادک‌ها»، «جم جمک برگ خزون» و «آفتاب مهتاب چه رنگه»
از بنیان‌گذاران «شورای کتاب کودک»
@perslit
https://t.me/perslit
👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با عبدالحسین آژرنگ مترجم و ویراستار
درباره چهار انقلاب بزرگ فرهنگی
@perslit
https://t.me/perslit
2
🙏دمی در سِفلِه گی ِ دنیا
با خاقانی و حافظ

چرخ ِ سیاه کاسه، خوان ساخت شبروان را
نان ِ سپید ِ او مَه، نان ریزهاش اختر
🙏از سروده قصیده خاقانی
افضل‌الدین بدیل بن علی خاقانی شروانی
زاده ۴۸۶ خورشیدی در شروان (قفقاز کنونی)
درگذشته ۵۶۱ خورشیدی در تبریز


بی برو از خانه ٔ گردون بِدَر و نان مطلب
کاین سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را
🙏از سروده غزل حافظ
خواجه شمسُ‌الدّینْ محمّدِ حافظِ
زاده‌ ۷۰۵ خورشیدی در شیراز
درگذشته ۷۶۸ خورشیدی در شیراز

سیه کاسه : سیاه کاسه ، کسی که کاسه اش را چندان بکار نگرفته تا سیاه شده ،  کنایه از مردم بخیل ، سفله و ممسک
@perslit
https://t.me/perslit
👍42
🌷دمی با صائب
و غزل شمارهٔ ۱۹۵۰
         
نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
راهی به خلوت دل جانانم آرزوست

چندین هزار دیده حیرانم آرزوست
دیگر نظاره رخ جانانم آرزوست

تا چند در سفینه توان بود تخته بند؟
چون موج، یک سراسر عمانم آرزوست

طوفان چه دست و پای زند در دل تنور؟
بیرون ز خویشتن دو سه جولانم آرزوست

تا خنده بر بساط فریب جهان کنم
چون صبح، یک دهن لب خندانم آرزوست

قانع به ریزه چینی انجم نیم چو ماه
از خوان آفتاب، لب نانم آرزوست

زین بوستان که پرده خارست هر گلش
چون غنچه جمع کردن دامانم آرزوست

چون مور اگر چه نیست مرا اعتبار خاک
مسند ز روی دست سلیمانم آرزوست

تا زین جهان مرده رهایی دهد مرا
یک زنده دل ز جمله یارانم آرزوست

رنج سفر ز ریگ بیابان فزونترست
وجه کفاف و کلبه ویرانم آرزوست

سنگین شد از کنار پدر خواب راحتم
چون ماه مصر سیلی اخوانم آرزوست

دربانی بهشت به رضوان حلال باد
آیینه داری رخ جانانم آرزوست

در چشم من سواد جهان خون مرده ای است
زین خون مرده چین دامانم آرزوست

بی آرزو دلی است، اگر مرحمت کنند
چیزی که از قلمرو امکانم آرزوست

صائب دلم سیاه شد از تنگنای شهر
پیشانی گشاد بیابانم آرزوست
@perslit
https://t.me/perslit
8🔥1🥰1
آدمی هر روز بر سر عنوان ها و مقام ها و تایتل ها ( بقول مولوی الواح ) با دیگران در جنگ و ستیز است.

چون شب هنگام و وقت خواب می رسد همه آنها را رها کرده و به اصل خود می پیوندد.

به هنگام خواب ، زندانی با زندان بان و سلطان با درباریان برابرند:

هر شبی از دام ِ تن ارواح را
می‌رهانی می‌کَنی الواح را

می‌رهند ارواح هر شب زین قفس
فارغان ، نه حاکم و محکوم ِ کَس

شب ز زندان بی‌خبر ، زندانیان
شب ز دولت بی‌خبر ، سُلطانیان
@perslit
https://t.me/perslit
8👍1
اگر انسان از اندیشیدن به مرگ بگریزد، از اندیشیدن به زندگی نیز می‌گریزد.
زیرا مرگ است که به لحظات زندگی معنا می‌بخشد.
تنها کسی که می‌داند روزی خواهد مرد، می‌تواند حقیقتاً زیستن را آغاز کند.
🙏مارتین هایدگر

و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت و اگر خنج نبود لطمه می خورد به قانون درخت و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت
🙏سهراب سپهری
@perslit
https://t.me/perslit
👍2❤‍🔥11
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با غلامحسین امیرخانی
چهره ِ ماندگار ِ خوشنویسی
زاده ۱۸ بهمن ۱۳۱۸ خورشیدی طالقان
@perslit
https://t.me/perslit
5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اُشتر به شعر ِ عرب، در حالت است و طرب
گر ذوق نیست تو را، کژ طبع جانوری
🌺سعدی
@perslit
https://t.me/perslit
4🔥1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نام
بی‌بی فاطمه استرآبادی
(بی‌بی‌خانم استرآبادی وزیری)

پیشه
نویسنده ، فعال حقوق زنان

زاده
۱۲۳۶ خورشیدی،نوکنده، استرآباد، مازندران، ایران

درگذشته
۱۳۰۰ خورشیدی ،تهران، ایران

پدر و مادر
محمدباقرخان انزانی
خدیجه ملاباجی

همسر
موسی‌خان وزیری

فرزندان
حسنعلی وزیری
مولود وزیری
علینقی وزیری
خدیجه افضل وزیری
علی‌اصغر وزیری
علیرضا وزیری
فتحعلی وزیری
@perslit
https://t.me/perslit
5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیدار
مولوی ِ جویای ِ عشق و وحدت با
نیچه ِ جویای ِ قدرت و ابرانسان
@perslit
https://t.me/perslit
5👍3👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیدار
خیام ِ پذیرنده نادانی با
داستایفسکی ِ آرمانگرا
@perslit
https://t.me/perslit
👏4👍1
ساقی اَگّرم مِیْ ندهی می‌میرم
ور ساغر مِیْ ز کف نهی می‌میرم

پیمانهٔ هر که پر شود می‌میرد
پیمانهٔ من چو شد تهی می‌میرم
🙏سروده از ابوسعید ابوالخیر و دیگران
@perslit
https://t.me/perslit
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از: برنامه‌ی گلها، گلهای رنگارنگ ۲۶۹
ترانه:خواهم که بر زلفت
سروده: شوریده شیرازی
آهنگ: علی اکبر شیدا در مایه دشتی
خواننده: محمد رضا شجریان
تنظیم برای ارکستر: فرامرز پایور
@perslit
https://t.me/perslit
5🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هر که شد مَحرمِ دل در حرمِ یار بِمانْد
وان که این کار ندانست در انکار بِمانْد
از صدایِ سخنِ عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبدِ دَوّار بِمانْد

سروده: از غزل شماره ۱۷۸ حافظ
آواز: گوشه یتیمک در مایه ابوعطا
خوانندگان: برادران سعیدی
سال ۱۳۷۴ پل چوبی اصفهان
@perslit
https://t.me/perslit
3❤‍🔥3🙏1
AUD-20251208-WA0007.
3.2 MB
🙏ما همواره با نوریم و با نور زندگی داریم.
🌞اگر روز است با خورشید
🌝و اگر شب است با ماه

"شمس و قمرم آمد در ماهور بابانو پریسا"

شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد
وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد

مستی سرم آمد نور نظرم آمد
چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد

آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد
وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد

امروز به از دینه ای مونس دیرینه
دی مست بدان بودم کز وی خبرم آمد

آن کس که همی‌جستم دی من به چراغ او را
امروز چو تنگ گل بر ره گذرم آمد

دو دست کمر کرد او بگرفت مرا در بر
زان تاج نکورویان نادر کمرم آمد

آن باغ و بهارش بین وان خمر و خمارش بین
وان هضم و گوارش بین چون گلشکرم آمد

از مرگ چرا ترسم کو آب حیات آمد
وز طعنه چرا ترسم چون او سپرم آمد

امروز سلیمانم کانگشتریم دادی
وان تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد

از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم
یا رب چه سعادت‌ها که زین سفرم آمد

وقتست که می نوشم تا برق زند هوشم
وقتست که برپرم چون بال و پرم آمد

وقتست که درتابم چون صبح در این عالم
وقتست که برغرم چون شیر نرم آمد

بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا
جایی که جهان آن جا بس مختصرم آمد
@perslit
https://t.me/perslit
❤‍🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درس بزرگی و
دمی با مولوی و امیر حسین ماحوزی

برای ماه و هنجارش که تا بر نشکند کارش
تو لطف آفتابی بین، که در شب ها نهان باشد
🙏از دیوان شمس غزل شمارهٔ ۵۶۸
@perslit
https://t.me/perslit
4❤‍🔥2👍1