دمی در هوای ادب پارسی
631 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
AUD-20250818-WA0009.
2.9 MB
🌺دمی با حافظ و
آواز و ضرب مرشد محمد مرادی

آن کیست کز رویِ کرم، با ما وفاداری کند؟
بر جایِ بدکاری چو من، یک دَم نکوکاری کند

اول به بانگِ نای و نی، آرد به دل پیغامِ وی
وانگه به یک پیمانه مِی، با من وفاداری کند

دلبر که جان فرسود از او، کامِ دلم نَگْشود از او
نومید نتْوان بود از او، باشد که دلداری کند

گفتم گره نَگْشوده‌ام، زان طُرِّه تا من بوده‌ام
گفتا مَنَش فرموده‌ام، تا با تو طَرّاری کند

پشمینه‌پوشِ تندخو، از عشق نشنیده‌است بو
از مَستیَش رمزی بگو، تا تَرکِ هشیاری کند

چون من گدایِ بی‌نشان، مشکل بُوَد یاری چُنان
سلطان کجا عیشِ نهان، با رندِ بازاری کند؟

زان طُرِّهٔ پُرپیچ و خَم، سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم، هر کس که عیّاری کند؟

شد لشکرِ غم بی عدد، از بخت می‌خواهم مدد
تا فخرِ دین عَبدُالصَّمَد، باشد که غمخواری کند

با چشمِ پُرنیرنگِ او، حافظ مکن آهنگِ او
کان طُرِّهٔ شبرنگِ او، بسیار طَرّاری کند

@perslit
https://t.me/perslit
6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مناظره خیام و مولوی
درباره خدا ، عشق ، زندگی

خیام
زاده ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی نیشابور
درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی نیشابور

مولوی
زاده ۱۵ مهر ۵۸۶ هجری خورشید بلخ
درگذشته ۴ دی ۶۵۲ هجری خورشیدی قونیه
@perslit
https://t.me/perslit
5
📗 ایران چه حرفی برای گفتن دارد؟
🖊نوشته محمدعلی اسلامی ندوشن
📚نشر سرو سخنگو

فراموش نکنیم که این دستاوردِ عظیمِ فرهنگیِ گذشته، از خطّ و تذهیب و بنا و نقش و قالی، تا برسد به کلام و کتاب، حاصلِ مغز و بازوی مردمی است که در شرایط بسیار نامساعد، یعنی ناایمنی و جنگ و ناهنجاریهای سیاسی و کشاکشِ مداوم، آن را پدید آورده‌اند؛
جز شکیبایی و بزرگمنشی و ایمان و هوشمندی، چه چیز می‌توانست پشتوانه‌ی آن باشد؟
@perslit
https://t.me/perslit
5
🙏شکرگزار ِ طبیبان ِ تن و جان ، هر دو باشیم.

"حِسّ ِ دنیا نردبان ِ این جهان
حِسّ ِ دینی نردبان ِ آسمان
صحّت این حس بجویید از طبیب
صحّت آن حس بجویید از حبیب"
🙏مثنوی مولوی
@perslit
https://t.me/perslit
بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک ِ سروری به دشواریست
@perslit
https://t.me/perslit
🌲سرو ابرکوه استان یزد
کهن ترین موجود زنده ایران

🌲این سرو با سن حدود ۵۵۰۰ سال و با بلندی حدود بین بیست و پنج تا سی متر و قطر تنه ۴/۵ متر و پیرامون حدود ۱۱/۵ متر کهن ترین درخت ایران و آسیا و جزو ده کهن ترین، درختان دنیاست.

🌲در " نزهت القلوب" نوشته حمدالله مستوفی در سال ۷۴۰ هجری قمری می خوانیم:
«آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد. چنانچه سرو کشمیر و بلخ شهرتی داشته و اکنون این از آنها بلندتر و بزرگتر است.»

🌲مارکوپولو در خاطرات سفرش به ایران از سرو ابرکوه نام برده است.

🌲سرو یکی از نمادهای مهم ایرانی است و می توان در همه جا مثل فرش و کاشیکاری و نقاشی و نقوش سنگی ایرانی سراغش را گرفت.

🌲سعدی از سروی حکایت می گوید که در جان و دل ما ریشه دارد. باقی سرو ها ریشه در خاک و  گِل دارند:

پای سرو بوستانی در گِل است
سرو ما را پای معنی در دل است

🌲حافظ هم همت سرو را ستوده که همواره پا برجای است:

نه هر درخت تحمّل کند جفایِ خزان
غلامِ همتِ سروم که این قدم دارد
@perslit
https://t.me/perslit
4
🌲سرو یکی از نمادهای مهم ایرانی است و  می توان در همه جا مثل فرش و کاشیکاری و نقاشی و نقوش سنگی ایرانی سراغش را گرفت.

🌲سعدی از سروی حکایت می گوید که در جان و دل ما ریشه دارد. باقی سرو ها ریشه در خاک و  گِل دارند:

پای سرو بوستانی در گِل است
سرو ما را پای معنی در دل است

🌲حافظ هم همت سرو را ستوده که همواره پا برجای است:

نه هر درخت تحمّل کند جفایِ خزان
غلامِ همتِ سروم که این قدم دارد
@perslit
https://t.me/perslit
3👍3
http://www.sardroud.blogfa.com
zelli
سروده : فصیح الزمان شیرازی
آواز : ظلی
سه تار : احمد عبادی
موسیقی : دستگاه شور


همه هست آرزویم ، که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم ، برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ، ننموده ای و بینم
همه جا به هر زبانی ، بود از تو گفت و گویی

غم و درد و رنج محنت ، همه مستعد قتلم
تو ببر سر از تن من ، ببر از میانه گویی

به ره تو بس که نالم ، ز غم تو بس که مویم
شده ام ز ناله نالی ، شده ام ز مویه مویی

همه خوش دل این که مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

بنموده تیره روزم ، ستم سیاه چشمی
بنموده مو سپیدم ، صنم سپید رویی

چه شود که راه یابد ، سوی آب تشنه کامی
چه شود که کام جوید ، ز لب تو کام جویی

شود این که از ترحم ، دمی ای سحاب رحمت
من خوش لب هم آخر ، ز تو تر کنم گلویی

بشکست اگر دل من ، به فدای چشم مستت
سر خم می سلامت ، شکند اگر سبویی
@perslit
https://t.me/perslit
BYAT ASFHAN RZA GHLY MYRZA
RZA GHLY MYRZA ZLY
آواز بیات اصفهان از : رضا قلی میرزا ظلی

زاده ۱۲۸۵ تهران
درگذشته۱۳۲۴ تهران (۳۹ سال)

شعر : فرصت‌الدوله شیرازی
زاده ۱۲۳۳ شیراز
درگذشته ۱۲۹۹ شیراز

پیانو : مشیر همایون شهردار
زاده ۱۲۶۴ تهران
درگذشته ۱۱ بهمن ۱۳۴۸ تهران

درآمد :
تحریر درآمد +
دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست
پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
جامه دران :
تحریر جامه دران +
بت روی تو پرستیم و ملامت شنویم
بت پرستی اگر این است که این مذهب ماست + تحریر بیات اصفهان
بیات راجه :
تحریر بیات راجه +
شرب می با لب شیرین تو ما راست حلال
بی خبر زاهد از این ذوق که در مشرب ماست
تحریر عشاق
بیات راجه و فرود :
نیست جز وصف رخ و زلف تو ما را سخنی
در همه سال و مه این قصه ی روز و شب ماست
+ تحریر بیات اصفهان
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دل سودایی، می‌رفت به بُستان‌ها
بی‌خویشتنم کردی، بوی گُل و ریحان‌ها

گَه نعره زدی بلبل! گَه جامه دریدی گل!
با یاد تو افتادم، از یاد برفت آن‌ها

🌷دمی با سعدی و
معلمان آواز آقایان عبدالحسینی و احمدوند در پرده های بیات اصفهان
@perslit
https://t.me/perslit
5
تکنوازی سه تار _نوا
لطفی
دمی با حافظ
سه تار و آواز از محمد رضا لطفی در دستگاه نوا

سَمَن‌بویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانند
پری‌رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند

به فِتراکِ جفا دل‌ها چو بربندند، بربندند
ز زلفِ عَنبرین جان‌ها چو بگشایند، بفشانند

به عمری یک نَفَس با ما چو بنشینند، برخیزند
نهالِ شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانند

سرشکِ گوشه‌گیران را چو دریابند، دُر یابند
رخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند

ز چشمم لَعْلِ رُمّانی چو می‌خندند، می‌بارند
ز رویم رازِ پنهانی چو می‌بینند، می‌خوانند

دوایِ دَردِ عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند، بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند، می‌رانند

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرند
که با این دَرد اگر دربند درمانند، در مانند
@perslit
https://t.me/perslit
2
Ro Sar Beneh Be Balin Shahram Nazeri- (Mestersong.ir)
ساز و آواز: رو سر بنه به بالین از آلبوم "صدای سخن عشق"

سروده: غزل شماره ۲۰۳۹ دیوان شمس بقولی آخرین سروده مولوی که در شب مرگش سروده است

تنبور:سید خلیل عالی نژاد
آواز: شهرام ناظری

سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرکِ منِ خرابِ شب‌گردِ مبتلا کن

ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین رَهِ سلامت، تَرکِ رَهِ بلا کن

ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیده
بر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن

خیره‌کَشی‌ست ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کَسَش نگوید: «تدبیرِ خون‌بها کن»

بر شاهِ خوب‌رویان، واجب وفا نباشد
ای زردرویِ عاشق، تو صبر کن وفا کن

دردی‌ست غیرِ مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن

در خواب دوش پیری، در کویِ عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عَزم سویِ ما کن

گر اژدهاست بر رَه، عشقی‌ست چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفعِ اژدها کن

بس کن که بی‌خودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیهِ بوالعَلا کن
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهان عشق است و دیگر زَرق‌سازی
همه بازیست الّا عشق بازی
مشو چون خر به‌خورد و خواب خرسند!!
اگر خود گربه باشد‌، دل درو بند
به عشق گُربه گر خود چیر باشی
از آن بهتر که با خود شیر باشی
*زَرق: رنگ و ریاکاری ، زرق و برق توام بکار می رود
🙏از خسرو و شیرین سروده نظامی
@perslit
https://t.me/perslit
👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی در صدف خویش گهر ساختن است
در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است
مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست
از همین خاک جهان دگری ساختن است

🙏سروده ِ :
علامه محمد اقبال لاهوری
زاده ۱۲۵۶ پنجاب
درگذشته ۱۳۱۷ پنجاب
متفکر، شاعر، فیلسوف و سیاستمدار پاکستانی

🙏خوانش ِ :
ثمینه باغچه‌بان
زاده چهار فروردین ۱۳۰۶ تبریز
درگذشته ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
نویسندهٔ کودک و نوجوان و آموزگار
دختر جبار باغچه بان (بنیان‌گذار آموزش ناشنوایان در ایران) و ادامه دهنده راه وی
نویسنده کتابهای «پل چوبی»، «نوروزها و بادبادک‌ها»، «جم جمک برگ خزون» و «آفتاب مهتاب چه رنگه»
از بنیان‌گذاران «شورای کتاب کودک»
@perslit
https://t.me/perslit
👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با عبدالحسین آژرنگ مترجم و ویراستار
درباره چهار انقلاب بزرگ فرهنگی
@perslit
https://t.me/perslit
2
🙏دمی در سِفلِه گی ِ دنیا
با خاقانی و حافظ

چرخ ِ سیاه کاسه، خوان ساخت شبروان را
نان ِ سپید ِ او مَه، نان ریزهاش اختر
🙏از سروده قصیده خاقانی
افضل‌الدین بدیل بن علی خاقانی شروانی
زاده ۴۸۶ خورشیدی در شروان (قفقاز کنونی)
درگذشته ۵۶۱ خورشیدی در تبریز


بی برو از خانه ٔ گردون بِدَر و نان مطلب
کاین سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را
🙏از سروده غزل حافظ
خواجه شمسُ‌الدّینْ محمّدِ حافظِ
زاده‌ ۷۰۵ خورشیدی در شیراز
درگذشته ۷۶۸ خورشیدی در شیراز

سیه کاسه : سیاه کاسه ، کسی که کاسه اش را چندان بکار نگرفته تا سیاه شده ،  کنایه از مردم بخیل ، سفله و ممسک
@perslit
https://t.me/perslit
👍42
🌷دمی با صائب
و غزل شمارهٔ ۱۹۵۰
         
نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
راهی به خلوت دل جانانم آرزوست

چندین هزار دیده حیرانم آرزوست
دیگر نظاره رخ جانانم آرزوست

تا چند در سفینه توان بود تخته بند؟
چون موج، یک سراسر عمانم آرزوست

طوفان چه دست و پای زند در دل تنور؟
بیرون ز خویشتن دو سه جولانم آرزوست

تا خنده بر بساط فریب جهان کنم
چون صبح، یک دهن لب خندانم آرزوست

قانع به ریزه چینی انجم نیم چو ماه
از خوان آفتاب، لب نانم آرزوست

زین بوستان که پرده خارست هر گلش
چون غنچه جمع کردن دامانم آرزوست

چون مور اگر چه نیست مرا اعتبار خاک
مسند ز روی دست سلیمانم آرزوست

تا زین جهان مرده رهایی دهد مرا
یک زنده دل ز جمله یارانم آرزوست

رنج سفر ز ریگ بیابان فزونترست
وجه کفاف و کلبه ویرانم آرزوست

سنگین شد از کنار پدر خواب راحتم
چون ماه مصر سیلی اخوانم آرزوست

دربانی بهشت به رضوان حلال باد
آیینه داری رخ جانانم آرزوست

در چشم من سواد جهان خون مرده ای است
زین خون مرده چین دامانم آرزوست

بی آرزو دلی است، اگر مرحمت کنند
چیزی که از قلمرو امکانم آرزوست

صائب دلم سیاه شد از تنگنای شهر
پیشانی گشاد بیابانم آرزوست
@perslit
https://t.me/perslit
8🔥1🥰1
آدمی هر روز بر سر عنوان ها و مقام ها و تایتل ها ( بقول مولوی الواح ) با دیگران در جنگ و ستیز است.

چون شب هنگام و وقت خواب می رسد همه آنها را رها کرده و به اصل خود می پیوندد.

به هنگام خواب ، زندانی با زندان بان و سلطان با درباریان برابرند:

هر شبی از دام ِ تن ارواح را
می‌رهانی می‌کَنی الواح را

می‌رهند ارواح هر شب زین قفس
فارغان ، نه حاکم و محکوم ِ کَس

شب ز زندان بی‌خبر ، زندانیان
شب ز دولت بی‌خبر ، سُلطانیان
@perslit
https://t.me/perslit
8👍1
اگر انسان از اندیشیدن به مرگ بگریزد، از اندیشیدن به زندگی نیز می‌گریزد.
زیرا مرگ است که به لحظات زندگی معنا می‌بخشد.
تنها کسی که می‌داند روزی خواهد مرد، می‌تواند حقیقتاً زیستن را آغاز کند.
🙏مارتین هایدگر

و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت و اگر خنج نبود لطمه می خورد به قانون درخت و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت
🙏سهراب سپهری
@perslit
https://t.me/perslit
👍2❤‍🔥11
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با غلامحسین امیرخانی
چهره ِ ماندگار ِ خوشنویسی
زاده ۱۸ بهمن ۱۳۱۸ خورشیدی طالقان
@perslit
https://t.me/perslit
5