دمی در هوای ادب پارسی
631 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏دوازدهم اردیبهشت گرامی داشت روز معلم

نیست بر لوح ِ دلم، جز الف ِ قامت ِدوست
چکنم حرف دگر یاد نداد استادم
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏نمايشگاهی از کارهای پیکاسو

مکان: دكتر فاطمى، كاركر شمآلى، موزه هنرهاى معاصر

زمان:  تا ۱۳ فروردين، هر روز بجز روزهای تعطيل ساعت ۱۰ تا ۱۸
از ۱۴ فروردين تا ۳۱ ارديبهشت، هر روز بجز دوشنبه ها ساعت ۱۰ تا ۱۹
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خوی، دیار ِ شمس

بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را
به من آورید آخر صنم گریزپا را
به ترانه‌های شیرین به بهانه‌های زرین
بکشید سوی خانه مهِ خوبِ خوش‌لقا را
وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم
همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را
دم سخت گرم دارد که به جادوی و افسون
بزند گره بر آب او و ببندد او هوا را
به مبارکی و شادی چو نگار من درآید
بِنِشین نظاره می‌کن تو عجایب خدا را
چو جمال او بتابد چه بود جمال خوبان
که رخ چو آفتابش بکشد چراغ‌ها را
برو ای دلِ سبک‌رو به یمن به دلبر من
بِرِسان سلام و خدمت، تو عقیق بی‌بها را
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏نامه‌ به دوست
سروده: حافظ
آواز : بانو ملیحه مرادی
و
بانو مینا دریس

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامـه
اِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هِجـرک القیــــــامه
بدرستیکه من از دوری تو دنیا را قیامت می‌بینم

دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی هٰــــذا لَنا العلامـــه
آیا این اشکهای چشم من برایمان علامت نیست

هر چند کآزمودم از وی نبود ســــــودم
مَن جَرَّبَ المُجَرِّب حَلَّت به الندامــــــه
پشیمانی برای‌کسی که آزموده را ‌آزماید رواست

پرسیدم از طبیبی احـوال دوست گفتا
فی بُعدها عذابٌ
فـــی قُربها السلامه
در دوری ازاو رنج‌است و درنزدیکی به او سلامت

گفتم ملامت آید گر گِرد دوست گردم
و اللهُ مــــــا رَأینــــــا حُباً بِلا ملامـــــه
به‌خدا قسم هیچ عشقی رابدون ملامت ندیده‌ام

حافظ‌چوطالب‌آمدجامی‌به‌جان‌شیرین
حَتّیٰ یَذوق مِنهُ کأساً مِــن الکــــــرامه

تااینکه کاسه‌ای ‌از روی کرامت ازآن‌بنوشد
@perslit
https://t.me/perslit
GHAZAL 18 HAFEZ
Bahar Sadeghi
🌺غزل شمارهٔ ۱۸ حافظ
خوانش: بهار صادقی
سه تار : حمید سروری زاده

ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت

در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت

برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت

شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با رامیزقلی اوف و یک ترانه آذری
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودکان و جانوران کاملا در زمان حال زندگی می کنند. برایشان تاریخ و گذشته و آینده وجود ندارد.

بزرگتر ها یا آنقدر در گذشته سیر می کنند که افسردگی بگیرند و یا آنقدر در آینده می روند که اضطراب پیدا کنند و زمان حال از یادشان برود.

کودکان و جانوران بصورت "اجباری" و "غریزی" در زمان حال زندگی می کنند. ولی بزرگتر ها هم می توانند تمرین کنند و "اختیاری" و " آگاهانه" اندکی از زمان حال را دریابند.

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده‌ست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
🙏خیام

زندگي آب تنی كردن در حوضچه “اكنون” است.
رخت ها را بكنيم.
آب در يك قدمي است.
🙏سهراب سپهری
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خون ریختن به ناحق و با غیر ساختن
امروز می‌توانی ، فردا چه میکنی؟

از غزل : عماد خراسانی
موسیقی : گوشه داد از دستگاه ماهور از برنامه گلهای سبز ۲۸۷
سه تار: احمد عبادی
آواز: محمد رضا شجریان
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🙏دمی بر مزار و یاد محمد رضا لطفی

ترانه ای عاشقان
اجرای علی قمصری و همراهان
ساخته محمد رضا لطفی
سروده هوشنگ ابتهاج
موسیقی دستگاه شور

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه ها پر خون کنید
وز خون دل چون لاله ها رخساره ها گلگون کنید
آمد یکی آتش سوار بیرون جهید از این حصار
تا بر دمد خورشید نو شب را ز خود بیرون کنید
چندین که از خم در سبو خون دل ما میرود
ای شاهدان بزم کین پیمانه ها پر خون کنید
دیدم به خواب نیمه شب، خورشید و مه را لب به لب
تعبیر این خواب عجب، ای صبح خیزان، چون کنید؟
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند
از زلف لیلی حلقه ای در گردن مجنون کنید
آمد یکی آتش سوار بیرون جهید از این حصار
تا بر دمد خورشید نو شب را ز خود بیرون کنید
@perslit
https://t.me/perslit
زاهد خودپرست و مغرور است و بر کارها و اعمال خودش تکیه دارد. قبله ای جز خود ندارد. خدا را هم برای نفس ِخودش می خواهد.

کشش ِ عاشق طبیعی و بخاطر دلبردگی است. عاشق بدون محاسبه گری از دایره تنگ خودپرستی بیرون می شود.

هلالی می گوید عاشق از بت پرستی هم سود می برد و از خود پرستی آزاد می شود. ولی زاهد از خدای واقعی هم بهره ای نمی برد و فقط خود پرست تر و مغرور تر می گردد.

دل ِ هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبله‌ایت باشد بِه از آن که خودپرستی
🙏سعدی

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز، به دارالسلام رفت
🙏حافظ

در بیت ِ حافظ "دارالسلام‌" هم اسم عام است و هم اسم خاص:

۱- سرای سلامت، وادی ایمن
۲- بهشت و پردیس و فردوس
@perslit
https://t.me/perslit
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوای تنبور در جنگل ابر ایران
و واکنش اسب های وحشی

اشتر به شعر عرب، در حالت است و طرب
گر ذوق نیست تو را، کژ طبع جانوری
🌺سعدی
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلستان سعدی
باب چهارم در فواید خاموشی
حکایت شمارهٔ ۵

جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی‌حرمتی همی‌کرد. گفت: اگر این نادان نبودی، کارِ وی با نادانان بدینجا نرسیدی.

دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانا می ستیزد با سبکسار

اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمی دل بجوید

دو صاحبدل نگه دارند مویی
همیدون سرکشی و آزرم‌جویی

و گر بر هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد، بگسلانند

یکی را زشت‌خویی داد دشنام
تحمّل کرد و گفت: ای خوب فرجام

بتر زآنم که خواهی گفتن، آنی
که دانم، عیب من چون من ندانی
@perslit
https://t.me/perslit
سوسن ِ چلچراغ ِ واژگون، گلی کمیاب که تنها در روستای داماش ِ گیلان و منطقه ای در جمهوری آذربایجان با عمری کوتاه در حدود دو ماه یافت می شود.

سوسن نماد ِ زبان آوری و گویایی است چرا که گویی چندین زبان دارد‌:

بسانِ سوسن اگر ده زبان شود حافظ
چو غنچه پیش ِ تواش مُهر در دهان باشد
🙏بیت هفتم از غزل ۱۶۰
@perslit
https://t.me/perslit
Saz Va Avaz
Mohammad Reza Shajarian
از آلبوم معمای هستی

سروده حافظ
آواز محمدرضا شجریان
سه تار محمدرضا لطفی
نی عبدالنقی افشارنیا
موسیقی در دستگاه شور


مرا می‌بینی و هر دَم زیادَت می‌کنی دَردَم
تو را می‌بینم و میلم زیادَت می‌شود هر دَم

به سامانم نمی‌پرسی، نمی‌دانم چه سر داری
به درمانم نمی‌کوشی، نمی‌دانی مگر دردم؟

نه راه است این که بُگذاری مرا بر خاک و بُگریزی
گُذاری آر و بازم پرس تا خاکِ رَهَت گردم

ندارم دستت از دامن، به جز در خاک و آن دَم هَم
که بر خاکم روان گَردی بگیرد دامنت گَردم

فرو رفت از غمِ عشقت دَمَم دَم می‌دهی تا کی؟
دَمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم

شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جُستم
رُخَت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردم

کشیدم در بَرَت ناگاه و شد در تابْ گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فِدا کردم

تو خوش می‌باش با حافظ، برو گو خصم جان می‌ده
چو گرمی از تو می‌بینم، چه باک از خصمِ دَم سَردم
@perslit
https://t.me/perslit