Ey Namat ~ UpMusic
Alireza Eftekhari ~ UpMusic
🌺ترانه "ای نامت" از آلبوم نیلوفرانه
سروده قیصر امین پور
آهنگ عباس خوشدل در مایه دشتی
رهبری ارکستر فریدون شهبازیان
خواننده علیرضا افتخاری
ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است
تو نسیم خوش نفسی من کویر خار و خسم
گر به فریادم نرسی من چو مرغی در قفسم
تو با منی اما من از خودم دورم
چو قطره از دریا من از تو مهجورم
ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است
با یادت ای بهشت من آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من با دل و جان آشناست
با یادت ای بهشت من آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من با دل و جان آشناست
چگونه فریادت نزنم چرا دم از یادت نزنم در اوج تنهایی
اگر زمین ویرانه شود جهان همه بیگانه شود تویی که با مایی
ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است
@perslit
https://t.me/perslit
سروده قیصر امین پور
آهنگ عباس خوشدل در مایه دشتی
رهبری ارکستر فریدون شهبازیان
خواننده علیرضا افتخاری
ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است
تو نسیم خوش نفسی من کویر خار و خسم
گر به فریادم نرسی من چو مرغی در قفسم
تو با منی اما من از خودم دورم
چو قطره از دریا من از تو مهجورم
ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است
با یادت ای بهشت من آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من با دل و جان آشناست
با یادت ای بهشت من آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من با دل و جان آشناست
چگونه فریادت نزنم چرا دم از یادت نزنم در اوج تنهایی
اگر زمین ویرانه شود جهان همه بیگانه شود تویی که با مایی
ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است
@perslit
https://t.me/perslit
مرد ِ خـدا که جامه ِ تقوا طلب کند
خواهی سپید جامه و خواهی سیاه باش
🙏از غزل منسوب به حافظ
خورخه ماریو برگولیو
زاده ۱۷ دسامبر ۱۹۳۶ آرژانتین
درگذشته ۲۱ آوریل ۲۰۲۵ واتیکان
از ۲۰۱۳ تا زمان مرگ بعنوان "پاپ فرانسیس"، رئیس کلیسای کاتولیک و حاکم واتیکان
@perslit
https://t.me/perslit
خواهی سپید جامه و خواهی سیاه باش
🙏از غزل منسوب به حافظ
خورخه ماریو برگولیو
زاده ۱۷ دسامبر ۱۹۳۶ آرژانتین
درگذشته ۲۱ آوریل ۲۰۲۵ واتیکان
از ۲۰۱۳ تا زمان مرگ بعنوان "پاپ فرانسیس"، رئیس کلیسای کاتولیک و حاکم واتیکان
@perslit
https://t.me/perslit
مرد ِ خـدا که جامه ِ تقوا طلب کند
خواهی سپید جامه و خواهی سیاه باش
🙏از غزل منسوب به حافظ
خورخه ماریو برگولیو
زاده ۱۷ دسامبر ۱۹۳۶ آرژانتین
درگذشته ۲۱ آوریل ۲۰۲۵ واتیکان
از ۲۰۱۳ تا زمان مرگ بعنوان "پاپ فرانسیس"، رئیس کلیسای کاتولیک و حاکم واتیکان
پاپ فرانسیس را نه بهخاطر جایگاه دینی، بلکه بهدلیل مرام اخلاقی و اندیشه والای انسانی، میتوان تقدیر نمود.
نخستین پاپی بود که برای ادای احترام و ایجاد نزدیکی بین ادیان، در معابد غیر مسیحی حضور یافت.
بخاطر برخی جنایات کلیسای کاتولیک در طول تاریخ، مانند کشتار کودکان بومی در مدارس تحت پوشش کلیسا در کانادا، رسماً عذرخواهی کرد.
پای ۱۲ زندانی را به نشانه احترام، شست و بوسید که در میان آنها برای نخستینبار دو زن و جوانی مسلمان نیز حضور داشتند.
نخستین پاپی بود که نام فرانسیس را با الهام از نام قدیس فرانسیس آسیزی که نماد همدردی با محرومان بود، انتخاب کرد و بهجای کاخ مجلل واتیکان، زندگی ساده در اقامتگاه سانتا مارتا را برگزید.
نامه تاریخی «’Laudato Si» را به عنوان نخستین سند رسمی کلیسا درباره بحرانهای محیط زیستی و مسئولیت انسان در قبال آن منتشر کرد.
از سیاستهای ضد مهاجرتی برخی کشورها صراحتاً انتقاد کرد و در اقدامی نمادین در راستای حمایت از پناهجویان در سفر به جزیرهٔ لسبوس یونان و بازدید از کمپهای آوارگان سوریه، ۱۲ نفر از آنها را با خود به واتیکان برد.
نخستین پاپ از فرقه یسوعیان (ژزوئیت) در تاریخ کلیسای کاتولیک بود و پس از ۱۲۰۰ سال، بهعنوان پاپ غیر اروپایی انتخاب شد.
علاقه شخصاش به فوتبال، بستنی و رقص تانگو را که جزء سنتهای اصیل زادگاهش، آرژانتین است، نه انکار میکرد و نه پنهان مینمود و نه زشت میشمرد.
علیرغم مخالفت با همجنسگرایی، بر لزوم مواجهه اخلاقمدارانه و همدلانه با دگرباشان جنسی (LGBTQ) تأکید میکرد.
گزارش آزار راهبهها از سوی کشیشان و سوء استفاده های جنسی مقامات کلیسا را الزامی کرد و تابوی بیان آن را شکست.
در اقدامی بیسابقه، با آیتالله سیستانی، مرجع تقلید شیعه و شیخ احمد الطیب امام اهل سنت الازهر دیدار کرد و با الطیب، سند برادری انسانها را بهعنوان نخستین تفاهمنامه اسلام و مسیحیت برای برقراری صلح جهانی امضا نمود.
برای نخستینبار به بانوان اجازه داد که جزء خادمان محراب در مراسم عشای ربانی قرار گیرند و به این ترتیب، جایگاه زنان در سلسله مراتب کلیسا را ارتقا بخشید.
در اقدامی اعجابانگیز، مجازات اعدام را ناقض کرامت انسانی اعلام کرد.
با اعلام اینکه «حتی یک آتئیست (خداناباور) که کار نیک انجام میدهد، به بهشت میرود» شرط ایمان برای پذیرش عمل صالح را لغو کرد.
نخستین پاپی بود که در راستای دمکراتیزه کردن کلیسا و توسعه محتوایی آن، به صورت رسمی از غیر روحانیون برای مشارکت در تصمیمگیریهای مهم کلیسا دعوت کرد و علم و دانش غیرکلیسایی را بیش از همیشه رسمیّت بخشید.
بارها نسبت به جنایات ظالمانه رژیم صهیونیستی نسبت به فلسطینیان با شدیدترین لحنی واکنش نشان داد.
«خانهٔ خانوادهٔ ابراهیمی» را که شامل مسجد، کلیسا و کنیسه در یک محوطه و کنار هم بود، به عنوان نمادی از تعامل عملی ادیان، در ابوظبی تأسیس کرد.
@perslit
https://t.me/perslit
خواهی سپید جامه و خواهی سیاه باش
🙏از غزل منسوب به حافظ
خورخه ماریو برگولیو
زاده ۱۷ دسامبر ۱۹۳۶ آرژانتین
درگذشته ۲۱ آوریل ۲۰۲۵ واتیکان
از ۲۰۱۳ تا زمان مرگ بعنوان "پاپ فرانسیس"، رئیس کلیسای کاتولیک و حاکم واتیکان
پاپ فرانسیس را نه بهخاطر جایگاه دینی، بلکه بهدلیل مرام اخلاقی و اندیشه والای انسانی، میتوان تقدیر نمود.
نخستین پاپی بود که برای ادای احترام و ایجاد نزدیکی بین ادیان، در معابد غیر مسیحی حضور یافت.
بخاطر برخی جنایات کلیسای کاتولیک در طول تاریخ، مانند کشتار کودکان بومی در مدارس تحت پوشش کلیسا در کانادا، رسماً عذرخواهی کرد.
پای ۱۲ زندانی را به نشانه احترام، شست و بوسید که در میان آنها برای نخستینبار دو زن و جوانی مسلمان نیز حضور داشتند.
نخستین پاپی بود که نام فرانسیس را با الهام از نام قدیس فرانسیس آسیزی که نماد همدردی با محرومان بود، انتخاب کرد و بهجای کاخ مجلل واتیکان، زندگی ساده در اقامتگاه سانتا مارتا را برگزید.
نامه تاریخی «’Laudato Si» را به عنوان نخستین سند رسمی کلیسا درباره بحرانهای محیط زیستی و مسئولیت انسان در قبال آن منتشر کرد.
از سیاستهای ضد مهاجرتی برخی کشورها صراحتاً انتقاد کرد و در اقدامی نمادین در راستای حمایت از پناهجویان در سفر به جزیرهٔ لسبوس یونان و بازدید از کمپهای آوارگان سوریه، ۱۲ نفر از آنها را با خود به واتیکان برد.
نخستین پاپ از فرقه یسوعیان (ژزوئیت) در تاریخ کلیسای کاتولیک بود و پس از ۱۲۰۰ سال، بهعنوان پاپ غیر اروپایی انتخاب شد.
علاقه شخصاش به فوتبال، بستنی و رقص تانگو را که جزء سنتهای اصیل زادگاهش، آرژانتین است، نه انکار میکرد و نه پنهان مینمود و نه زشت میشمرد.
علیرغم مخالفت با همجنسگرایی، بر لزوم مواجهه اخلاقمدارانه و همدلانه با دگرباشان جنسی (LGBTQ) تأکید میکرد.
گزارش آزار راهبهها از سوی کشیشان و سوء استفاده های جنسی مقامات کلیسا را الزامی کرد و تابوی بیان آن را شکست.
در اقدامی بیسابقه، با آیتالله سیستانی، مرجع تقلید شیعه و شیخ احمد الطیب امام اهل سنت الازهر دیدار کرد و با الطیب، سند برادری انسانها را بهعنوان نخستین تفاهمنامه اسلام و مسیحیت برای برقراری صلح جهانی امضا نمود.
برای نخستینبار به بانوان اجازه داد که جزء خادمان محراب در مراسم عشای ربانی قرار گیرند و به این ترتیب، جایگاه زنان در سلسله مراتب کلیسا را ارتقا بخشید.
در اقدامی اعجابانگیز، مجازات اعدام را ناقض کرامت انسانی اعلام کرد.
با اعلام اینکه «حتی یک آتئیست (خداناباور) که کار نیک انجام میدهد، به بهشت میرود» شرط ایمان برای پذیرش عمل صالح را لغو کرد.
نخستین پاپی بود که در راستای دمکراتیزه کردن کلیسا و توسعه محتوایی آن، به صورت رسمی از غیر روحانیون برای مشارکت در تصمیمگیریهای مهم کلیسا دعوت کرد و علم و دانش غیرکلیسایی را بیش از همیشه رسمیّت بخشید.
بارها نسبت به جنایات ظالمانه رژیم صهیونیستی نسبت به فلسطینیان با شدیدترین لحنی واکنش نشان داد.
«خانهٔ خانوادهٔ ابراهیمی» را که شامل مسجد، کلیسا و کنیسه در یک محوطه و کنار هم بود، به عنوان نمادی از تعامل عملی ادیان، در ابوظبی تأسیس کرد.
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حافظ ، نامی از استادش نبرده ولی در غزلی او را با ترکیبات "شیرین سخن" و "نادره گفتار" وصف نموده است:
"آن که در طرزِ غزل، نکته به حافظ آموخت
یارِ شیرین سخنِ نادره گفتارِ من است"
ملک الشعرا بهار در ستایش سعدی، غزلی از سعدی را تضمین کرده و صفات استاد ِ حافظ را نیز بر آنها اضافه نموده است.
سعدیا چون تو کجا نادرهگفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخلِ شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟
هیچم ار نیست، تمنای توأم باری هست
"مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توأم کاری هست"...
@perslit
https://t.me/perslit
"آن که در طرزِ غزل، نکته به حافظ آموخت
یارِ شیرین سخنِ نادره گفتارِ من است"
ملک الشعرا بهار در ستایش سعدی، غزلی از سعدی را تضمین کرده و صفات استاد ِ حافظ را نیز بر آنها اضافه نموده است.
سعدیا چون تو کجا نادرهگفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخلِ شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟
هیچم ار نیست، تمنای توأم باری هست
"مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توأم کاری هست"...
@perslit
https://t.me/perslit
حافظ ، نامی از استادش نبرده ولی در غزلی او را با ترکیبات "شیرین سخن" و "نادره گفتار" وصف نموده است:
"آن که در طرزِ غزل، نکته به حافظ آموخت
یارِ شیرین سخنِ نادره گفتارِ من است"
ملک الشعرا بهار در ستایش سعدی، غزلی از سعدی را تضمین کرده و صفات استاد ِ حافظ را نیز بر آنها اضافه نموده است.
سعدیا چون تو کجا نادره گفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخلِ شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟
هیچم ار نیست، تمنای توأم باری هست
"مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توأم کاری هست"
لطفِ گفتار تو شد دامِ رهِ مرغِ هوس
به هوس، بال زد و گشت گرفتار قفس
پایبندِ تو ندارد سر دمسازیِ کس
موسِی اینجا بنهد رَخت به امّید قَبَس
"به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقهٔ زلفِ تو گرفتاری هست"
بی گلستان تو در دست، به جز خاری نیست
به ز گفتار تو بیشائبه، گفتاری نیست
فارغ از جلوهٔ حسنت در و دیواری نیست
ای که در دارِ ادب، غیر تو دَیّاری نیست
"گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست"
دل ز باغ سخنت، وَردِ کرامت بوید
پیرو مسلکِ تو راه سلامت پوید
دولت نام تو حاشا که تمامت جوید
کاب گفتار تو دامان قیامت شوید
"هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیده است تو را بر مَنَش انکاری هست"
روز نَبْوَد که به وصف تو سخن سر نکنم
شب نباشد که ثنای تو مکرر نکنم
منکِر فضل تو را نهی ز منکَر نکنم
نزد اَعْمیٰ، صفت مِهرِ مُنَوّر نکنم
"صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟
همه دانند که در صحبتِ گل، خاری هست"
هرکه را عشق نباشد، نتوان زنده شمرد
وانکه جانش ز محبت اثری یافت، نَمُرد
تربت پارس چو جان، جسم تو در سینه فشرد
لیک در خاک وطن، آتش عشقت نَفِسُرد
"باد، خاکی ز مقام تو بیاورد و بِبُرد
آب هر طِیب که در طبلهٔ عطاری هست"
سعدیا نیست به کاشانهٔ دل غیر تو کس
تا نفس هست به یاد تو برآریم نفس
ما به جز حشمت و جاه تو نداریم هوس
ای دَمِ گرمِ تو آتش زده در ناکس و کس
"نه منِ خامطمع، عشق تو میورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست"
کامِ جان، پُر شکر از شعر چو قند تو بُوَد
بیتَ معمورِ ادب، طبعِ بلند تو بود
زنده، جانِ بشر از حکمت و پند تو بود
سعدیا! گردن جانها به کمند تو بود
"من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست"
راستی دفتر سعدی به گلستان مانَد
طیِّباتش به گل و لاله و ریحان مانَد
اوست پیغمبر و آن نامه به فُرقان مانَد
وانکه او را کند انکار، به شیطان مانَد
"عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان مانَد
داستانی است که بر هر سر بازاری هست"
@perslit
https://t.me/perslit
"آن که در طرزِ غزل، نکته به حافظ آموخت
یارِ شیرین سخنِ نادره گفتارِ من است"
ملک الشعرا بهار در ستایش سعدی، غزلی از سعدی را تضمین کرده و صفات استاد ِ حافظ را نیز بر آنها اضافه نموده است.
سعدیا چون تو کجا نادره گفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخلِ شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟
هیچم ار نیست، تمنای توأم باری هست
"مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توأم کاری هست"
لطفِ گفتار تو شد دامِ رهِ مرغِ هوس
به هوس، بال زد و گشت گرفتار قفس
پایبندِ تو ندارد سر دمسازیِ کس
موسِی اینجا بنهد رَخت به امّید قَبَس
"به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقهٔ زلفِ تو گرفتاری هست"
بی گلستان تو در دست، به جز خاری نیست
به ز گفتار تو بیشائبه، گفتاری نیست
فارغ از جلوهٔ حسنت در و دیواری نیست
ای که در دارِ ادب، غیر تو دَیّاری نیست
"گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست"
دل ز باغ سخنت، وَردِ کرامت بوید
پیرو مسلکِ تو راه سلامت پوید
دولت نام تو حاشا که تمامت جوید
کاب گفتار تو دامان قیامت شوید
"هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیده است تو را بر مَنَش انکاری هست"
روز نَبْوَد که به وصف تو سخن سر نکنم
شب نباشد که ثنای تو مکرر نکنم
منکِر فضل تو را نهی ز منکَر نکنم
نزد اَعْمیٰ، صفت مِهرِ مُنَوّر نکنم
"صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟
همه دانند که در صحبتِ گل، خاری هست"
هرکه را عشق نباشد، نتوان زنده شمرد
وانکه جانش ز محبت اثری یافت، نَمُرد
تربت پارس چو جان، جسم تو در سینه فشرد
لیک در خاک وطن، آتش عشقت نَفِسُرد
"باد، خاکی ز مقام تو بیاورد و بِبُرد
آب هر طِیب که در طبلهٔ عطاری هست"
سعدیا نیست به کاشانهٔ دل غیر تو کس
تا نفس هست به یاد تو برآریم نفس
ما به جز حشمت و جاه تو نداریم هوس
ای دَمِ گرمِ تو آتش زده در ناکس و کس
"نه منِ خامطمع، عشق تو میورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست"
کامِ جان، پُر شکر از شعر چو قند تو بُوَد
بیتَ معمورِ ادب، طبعِ بلند تو بود
زنده، جانِ بشر از حکمت و پند تو بود
سعدیا! گردن جانها به کمند تو بود
"من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست"
راستی دفتر سعدی به گلستان مانَد
طیِّباتش به گل و لاله و ریحان مانَد
اوست پیغمبر و آن نامه به فُرقان مانَد
وانکه او را کند انکار، به شیطان مانَد
"عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان مانَد
داستانی است که بر هر سر بازاری هست"
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💔فستیوال کوچه
در سوگ حادثه اسکله بندر عباس
حالِ خونین دلان که گوید باز؟
وز فلک خونِ خُم که جوید باز؟
شرمش از چشمِ مِی پرستان باد
نرگسِ مست اگر بروید باز
جز فَلاطونِ خُم نشینِ شراب
سِرِّ حکمت به ما که گوید باز؟
هر که چون لاله کاسه گَردان شد
زین جفا رُخ به خون بشوید باز
نَگُشایَد دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز
بس که در پرده چنگ گفت سخن
بِبُرَش موی تا نَمویَد باز
گِردِ بیتُ الحَرامِ خُم حافظ
گر نمیرد به سَر بپوید باز
@perslit
https://t.me/perslit
در سوگ حادثه اسکله بندر عباس
حالِ خونین دلان که گوید باز؟
وز فلک خونِ خُم که جوید باز؟
شرمش از چشمِ مِی پرستان باد
نرگسِ مست اگر بروید باز
جز فَلاطونِ خُم نشینِ شراب
سِرِّ حکمت به ما که گوید باز؟
هر که چون لاله کاسه گَردان شد
زین جفا رُخ به خون بشوید باز
نَگُشایَد دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز
بس که در پرده چنگ گفت سخن
بِبُرَش موی تا نَمویَد باز
گِردِ بیتُ الحَرامِ خُم حافظ
گر نمیرد به سَر بپوید باز
@perslit
https://t.me/perslit
Penhan Cho Del {webahang.ir}
Homayoun Shajarian
پنهان چو دل
غزل ۱۳۷۷شمس
همایون شجریان
ای بامن وپنهان چودل ازدل سلامت میکنم
توکعبهای هرجاروم قصدمقامت میکنم
هرجاکه هستی حاضری ازدوردرما ناظری
شب خانه روشن میشودچون یادنامت میکنم
گه همچوبازآشنابردست توپرمیزنم
گه چون کبوترپرزنان آهنگ بامت میکنم
گرغایبی هردم چراآسیب بردل میزنم
ورحاضری پس من چرادرسینه دامت میکنم
دوری به تن لیک ازدلم اندردل توروزنیست
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت میکنم
ای آفتاب ازدورتوبرمافرستی نورتو
ای جان هر مهجورتوجان راغلامت میکنم
من آینه دل رازتو این جاصقالی می دهم
من گوش خود رادفتر لطف کلامت میکنم
درگوش تودرهوش توو اندردل پرجوش تو
اینها چه باشد تومنی وین وصف عامت میکنم
ای دل نه اندرماجرامیگفت آن دلبرتورا
هر چند ازتو کم شود ازخود تمامت میکنم
ای چاره درمن چارهگرحیران شو ونظارهگر
بنگر کزاین جمله صوراین دم کدامت میکنم
گه راست مانندالف گه کژچوحرف مختلف
یک لحظه پخته میشوی یک لحظه خامت میکنم
گرسالها ره میروی چون مهرهای دردست من
چیزی که رامش میکنی زان چیزرامت میکنم
ای شه حسامالدین حسن میگوی باجانان که من
جان راغلاف معرفت بهرحسامت میکنم
@perslit
https://t.me/perslit
غزل ۱۳۷۷شمس
همایون شجریان
ای بامن وپنهان چودل ازدل سلامت میکنم
توکعبهای هرجاروم قصدمقامت میکنم
هرجاکه هستی حاضری ازدوردرما ناظری
شب خانه روشن میشودچون یادنامت میکنم
گه همچوبازآشنابردست توپرمیزنم
گه چون کبوترپرزنان آهنگ بامت میکنم
گرغایبی هردم چراآسیب بردل میزنم
ورحاضری پس من چرادرسینه دامت میکنم
دوری به تن لیک ازدلم اندردل توروزنیست
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت میکنم
ای آفتاب ازدورتوبرمافرستی نورتو
ای جان هر مهجورتوجان راغلامت میکنم
من آینه دل رازتو این جاصقالی می دهم
من گوش خود رادفتر لطف کلامت میکنم
درگوش تودرهوش توو اندردل پرجوش تو
اینها چه باشد تومنی وین وصف عامت میکنم
ای دل نه اندرماجرامیگفت آن دلبرتورا
هر چند ازتو کم شود ازخود تمامت میکنم
ای چاره درمن چارهگرحیران شو ونظارهگر
بنگر کزاین جمله صوراین دم کدامت میکنم
گه راست مانندالف گه کژچوحرف مختلف
یک لحظه پخته میشوی یک لحظه خامت میکنم
گرسالها ره میروی چون مهرهای دردست من
چیزی که رامش میکنی زان چیزرامت میکنم
ای شه حسامالدین حسن میگوی باجانان که من
جان راغلاف معرفت بهرحسامت میکنم
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏دوازدهم اردیبهشت گرامی داشت روز معلم
نیست بر لوح ِ دلم، جز الف ِ قامت ِدوست
چکنم حرف دگر یاد نداد استادم
@perslit
https://t.me/perslit
نیست بر لوح ِ دلم، جز الف ِ قامت ِدوست
چکنم حرف دگر یاد نداد استادم
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏نمايشگاهی از کارهای پیکاسو
مکان: دكتر فاطمى، كاركر شمآلى، موزه هنرهاى معاصر
زمان: تا ۱۳ فروردين، هر روز بجز روزهای تعطيل ساعت ۱۰ تا ۱۸
از ۱۴ فروردين تا ۳۱ ارديبهشت، هر روز بجز دوشنبه ها ساعت ۱۰ تا ۱۹
@perslit
https://t.me/perslit
مکان: دكتر فاطمى، كاركر شمآلى، موزه هنرهاى معاصر
زمان: تا ۱۳ فروردين، هر روز بجز روزهای تعطيل ساعت ۱۰ تا ۱۸
از ۱۴ فروردين تا ۳۱ ارديبهشت، هر روز بجز دوشنبه ها ساعت ۱۰ تا ۱۹
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خوی، دیار ِ شمس
بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را
به من آورید آخر صنم گریزپا را
به ترانههای شیرین به بهانههای زرین
بکشید سوی خانه مهِ خوبِ خوشلقا را
وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم
همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را
دم سخت گرم دارد که به جادوی و افسون
بزند گره بر آب او و ببندد او هوا را
به مبارکی و شادی چو نگار من درآید
بِنِشین نظاره میکن تو عجایب خدا را
چو جمال او بتابد چه بود جمال خوبان
که رخ چو آفتابش بکشد چراغها را
برو ای دلِ سبکرو به یمن به دلبر من
بِرِسان سلام و خدمت، تو عقیق بیبها را
@perslit
https://t.me/perslit
بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را
به من آورید آخر صنم گریزپا را
به ترانههای شیرین به بهانههای زرین
بکشید سوی خانه مهِ خوبِ خوشلقا را
وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم
همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را
دم سخت گرم دارد که به جادوی و افسون
بزند گره بر آب او و ببندد او هوا را
به مبارکی و شادی چو نگار من درآید
بِنِشین نظاره میکن تو عجایب خدا را
چو جمال او بتابد چه بود جمال خوبان
که رخ چو آفتابش بکشد چراغها را
برو ای دلِ سبکرو به یمن به دلبر من
بِرِسان سلام و خدمت، تو عقیق بیبها را
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏نامه به دوست
سروده: حافظ
آواز : بانو ملیحه مرادی
و
بانو مینا دریس
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامـه
اِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هِجـرک القیــــــامه
بدرستیکه من از دوری تو دنیا را قیامت میبینم
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی هٰــــذا لَنا العلامـــه
آیا این اشکهای چشم من برایمان علامت نیست
هر چند کآزمودم از وی نبود ســــــودم
مَن جَرَّبَ المُجَرِّب حَلَّت به الندامــــــه
پشیمانی برایکسی که آزموده را آزماید رواست
پرسیدم از طبیبی احـوال دوست گفتا
فی بُعدها عذابٌ فـــی قُربها السلامه
در دوری ازاو رنجاست و درنزدیکی به او سلامت
گفتم ملامت آید گر گِرد دوست گردم
و اللهُ مــــــا رَأینــــــا حُباً بِلا ملامـــــه
بهخدا قسم هیچ عشقی رابدون ملامت ندیدهام
حافظچوطالبآمدجامیبهجانشیرین
حَتّیٰ یَذوق مِنهُ کأساً مِــن الکــــــرامه
تااینکه کاسهای از روی کرامت ازآنبنوشد
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: حافظ
آواز : بانو ملیحه مرادی
و
بانو مینا دریس
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامـه
اِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هِجـرک القیــــــامه
بدرستیکه من از دوری تو دنیا را قیامت میبینم
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی هٰــــذا لَنا العلامـــه
آیا این اشکهای چشم من برایمان علامت نیست
هر چند کآزمودم از وی نبود ســــــودم
مَن جَرَّبَ المُجَرِّب حَلَّت به الندامــــــه
پشیمانی برایکسی که آزموده را آزماید رواست
پرسیدم از طبیبی احـوال دوست گفتا
فی بُعدها عذابٌ فـــی قُربها السلامه
در دوری ازاو رنجاست و درنزدیکی به او سلامت
گفتم ملامت آید گر گِرد دوست گردم
و اللهُ مــــــا رَأینــــــا حُباً بِلا ملامـــــه
بهخدا قسم هیچ عشقی رابدون ملامت ندیدهام
حافظچوطالبآمدجامیبهجانشیرین
حَتّیٰ یَذوق مِنهُ کأساً مِــن الکــــــرامه
تااینکه کاسهای از روی کرامت ازآنبنوشد
@perslit
https://t.me/perslit
GHAZAL 18 HAFEZ
Bahar Sadeghi
🌺غزل شمارهٔ ۱۸ حافظ
خوانش: بهار صادقی
سه تار : حمید سروری زاده
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
@perslit
https://t.me/perslit
خوانش: بهار صادقی
سه تار : حمید سروری زاده
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودکان و جانوران کاملا در زمان حال زندگی می کنند. برایشان تاریخ و گذشته و آینده وجود ندارد.
بزرگتر ها یا آنقدر در گذشته سیر می کنند که افسردگی بگیرند و یا آنقدر در آینده می روند که اضطراب پیدا کنند و زمان حال از یادشان برود.
کودکان و جانوران بصورت "اجباری" و "غریزی" در زمان حال زندگی می کنند. ولی بزرگتر ها هم می توانند تمرین کنند و "اختیاری" و " آگاهانه" اندکی از زمان حال را دریابند.
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدهست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
🙏خیام
زندگي آب تنی كردن در حوضچه “اكنون” است.
رخت ها را بكنيم.
آب در يك قدمي است.
🙏سهراب سپهری
@perslit
https://t.me/perslit
بزرگتر ها یا آنقدر در گذشته سیر می کنند که افسردگی بگیرند و یا آنقدر در آینده می روند که اضطراب پیدا کنند و زمان حال از یادشان برود.
کودکان و جانوران بصورت "اجباری" و "غریزی" در زمان حال زندگی می کنند. ولی بزرگتر ها هم می توانند تمرین کنند و "اختیاری" و " آگاهانه" اندکی از زمان حال را دریابند.
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدهست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
🙏خیام
زندگي آب تنی كردن در حوضچه “اكنون” است.
رخت ها را بكنيم.
آب در يك قدمي است.
🙏سهراب سپهری
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خون ریختن به ناحق و با غیر ساختن
امروز میتوانی ، فردا چه میکنی؟
از غزل : عماد خراسانی
موسیقی : گوشه داد از دستگاه ماهور از برنامه گلهای سبز ۲۸۷
سه تار: احمد عبادی
آواز: محمد رضا شجریان
@perslit
https://t.me/perslit
امروز میتوانی ، فردا چه میکنی؟
از غزل : عماد خراسانی
موسیقی : گوشه داد از دستگاه ماهور از برنامه گلهای سبز ۲۸۷
سه تار: احمد عبادی
آواز: محمد رضا شجریان
@perslit
https://t.me/perslit