در آستانۀ نوروز ۱۴۰۴ یاد هنرمندانی را که در سال ۱۴۰۳ چشم از جهان فروبستند گرامی میداریم.
از بالا چپ به راست:
رضا داوودنژاد، فرامرز اصلانی، سعید راد، زری خوشکام
فتحالله طاهری، محمدعلی بهمنی، هوشنگ حریرچیان، زهره حمیدی
پری صابری، صدرالدین حجازی، حسین توشه، ژاله علو
فریدون شهبازیان، حسین خانیبیک، ایرج رضایی، و منوچهر والیزاده
در آستانۀ نوروز ۱۴۰۴ یاد هنرمندانی را که در سال ۱۴۰۳ چشم از جهان فروبستند گرامی میداریم.
از بالا چپ به راست:
رضا داوودنژاد، فرامرز اصلانی، سعید راد، زری خوشکام
فتحالله طاهری، محمدعلی بهمنی، هوشنگ حریرچیان، زهره حمیدی
پری صابری، صدرالدین حجازی، حسین توشه، ژاله علو
فریدون شهبازیان، حسین خانیبیک، ایرج رضایی، و منوچهر والیزاده
https://t.me/perslit
@perslit
از بالا چپ به راست:
رضا داوودنژاد، فرامرز اصلانی، سعید راد، زری خوشکام
فتحالله طاهری، محمدعلی بهمنی، هوشنگ حریرچیان، زهره حمیدی
پری صابری، صدرالدین حجازی، حسین توشه، ژاله علو
فریدون شهبازیان، حسین خانیبیک، ایرج رضایی، و منوچهر والیزاده
در آستانۀ نوروز ۱۴۰۴ یاد هنرمندانی را که در سال ۱۴۰۳ چشم از جهان فروبستند گرامی میداریم.
از بالا چپ به راست:
رضا داوودنژاد، فرامرز اصلانی، سعید راد، زری خوشکام
فتحالله طاهری، محمدعلی بهمنی، هوشنگ حریرچیان، زهره حمیدی
پری صابری، صدرالدین حجازی، حسین توشه، ژاله علو
فریدون شهبازیان، حسین خانیبیک، ایرج رضایی، و منوچهر والیزاده
https://t.me/perslit
@perslit
❤️عشق شوری در نهاد ما نهاد
سروده: فخرالدین عراقی
آهنگساز: فریدون شهبازیان
آواز: علیرضا افتخاری
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
رمزی از اسرار باده کشف کرد
راز مستان جمله بر صحرا نهاد
قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
کاتشی در پیر و در برنا نهاد
از خمستان جرعهای بر خاک ریخت
جنبشی در آدم و حوا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد
جان وامق در لب عذرا نهاد
دم به دم در هر لباسی رخ نمود
لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد
چون نبود او را معین خانهای
هر کجا جا دید، رخت آنجا نهاد
بر مثال خویشتن حرفی نوشت
نام آن حرف آدم و حوا نهاد
حسن را بر دیدهٔ خود جلوه داد
منتی بر عاشق شیدا نهاد
هم به چشم خود جمال خود بدید
تهمتی بر چشم نابینا نهاد
یک کرشمه کرد با خود، آنچنانک:
فتنهای در پیر و در برنا نهاد
کام فرهاد و مراد ما همه
در لب شیرین شکرخا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان
خال فتنه بر رخ زیبا نهاد
وز پی برک و نوای بلبلان
رنگ و بویی در گل رعنا نهاد
تا تماشای وصال خود کند
نور خود در دیدهٔ بینا نهاد
تا کمال علم او ظاهر شود
این همه اسرار بر صحرا نهاد
شور و غوغایی برآمد از جهان
حسن او چون دست در یغما نهاد
چون در آن غوغا عراقی را بدید
نام او سر دفتر غوغا نهاد
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: فخرالدین عراقی
آهنگساز: فریدون شهبازیان
آواز: علیرضا افتخاری
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
رمزی از اسرار باده کشف کرد
راز مستان جمله بر صحرا نهاد
قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
کاتشی در پیر و در برنا نهاد
از خمستان جرعهای بر خاک ریخت
جنبشی در آدم و حوا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد
جان وامق در لب عذرا نهاد
دم به دم در هر لباسی رخ نمود
لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد
چون نبود او را معین خانهای
هر کجا جا دید، رخت آنجا نهاد
بر مثال خویشتن حرفی نوشت
نام آن حرف آدم و حوا نهاد
حسن را بر دیدهٔ خود جلوه داد
منتی بر عاشق شیدا نهاد
هم به چشم خود جمال خود بدید
تهمتی بر چشم نابینا نهاد
یک کرشمه کرد با خود، آنچنانک:
فتنهای در پیر و در برنا نهاد
کام فرهاد و مراد ما همه
در لب شیرین شکرخا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان
خال فتنه بر رخ زیبا نهاد
وز پی برک و نوای بلبلان
رنگ و بویی در گل رعنا نهاد
تا تماشای وصال خود کند
نور خود در دیدهٔ بینا نهاد
تا کمال علم او ظاهر شود
این همه اسرار بر صحرا نهاد
شور و غوغایی برآمد از جهان
حسن او چون دست در یغما نهاد
چون در آن غوغا عراقی را بدید
نام او سر دفتر غوغا نهاد
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤️عشق شوری در نهاد ما نهاد
سروده: فخرالدین عراقی
آهنگساز: فریدون شهبازیان
آواز: علیرضا افتخاری
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
رمزی از اسرار باده کشف کرد
راز مستان جمله بر صحرا نهاد
قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
کاتشی در پیر و در برنا نهاد
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: فخرالدین عراقی
آهنگساز: فریدون شهبازیان
آواز: علیرضا افتخاری
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
رمزی از اسرار باده کشف کرد
راز مستان جمله بر صحرا نهاد
قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
کاتشی در پیر و در برنا نهاد
@perslit
https://t.me/perslit
دَر وادیِ عِشقْ جُسْتُجو لازم نیست
alirezajahanara2018
در وادی ِ عشق جستجو لازم نیست
وز بهر ِ وصال گفتگو لازم نیست
معشوق همانجاست که دل هست مقیم
زین بیش به گشت ِ کو به کو لازم نیست
🙏سروده از رحیم جهان آرا
زاده چهارم مرداد ۱۳۴۱
درگذشته هشتم فروردین ۱۳۹۸
🙏اجرای با هوش مصنوعی از علیرضا جهان آرا
https://t.me/perslit
@perslit
وز بهر ِ وصال گفتگو لازم نیست
معشوق همانجاست که دل هست مقیم
زین بیش به گشت ِ کو به کو لازم نیست
🙏سروده از رحیم جهان آرا
زاده چهارم مرداد ۱۳۴۱
درگذشته هشتم فروردین ۱۳۹۸
🙏اجرای با هوش مصنوعی از علیرضا جهان آرا
https://t.me/perslit
@perslit
دوش شدم تا سَحَر گرم تماشای عشق
alirezajahanara2018
دوش شدم تا سحر گرم تماشای عشق
درک نمودم بسی راز ز سیمای عشق
یک ملک از آسمان سوی زمین پر کشید
جان مرا بر گرفت برد به دنیای عشق
گفت که باید ز خود وا رهی وماشوی
گر بود اندر سرت آتش سودای عشق
دیده ی دل باز کن تا که بیابی درآن
خون همه عاشقان ریخته در پای عشق
گفتمش ای یار من محرم اسرارمن
چیست بمن بازگوی در پس معنای عشق
گفت چه دانی که چیست تاکه رهی نسپری
یا نکنی خویش را غرق به دریای عشق
عشق مساویست با حاصل جمع وجود
مرگ مساویست با بودن منهای عشق
🙏سروده از رحیم جهان آرا
زاده چهارم مرداد ۱۳۴۱
در گذشته هشتم فروردین ۱۳۹۸
🙏اجرای با هوش مصنوعی از علیرضا جهان آرا
@perslit
https://t.me/perslit
درک نمودم بسی راز ز سیمای عشق
یک ملک از آسمان سوی زمین پر کشید
جان مرا بر گرفت برد به دنیای عشق
گفت که باید ز خود وا رهی وماشوی
گر بود اندر سرت آتش سودای عشق
دیده ی دل باز کن تا که بیابی درآن
خون همه عاشقان ریخته در پای عشق
گفتمش ای یار من محرم اسرارمن
چیست بمن بازگوی در پس معنای عشق
گفت چه دانی که چیست تاکه رهی نسپری
یا نکنی خویش را غرق به دریای عشق
عشق مساویست با حاصل جمع وجود
مرگ مساویست با بودن منهای عشق
🙏سروده از رحیم جهان آرا
زاده چهارم مرداد ۱۳۴۱
در گذشته هشتم فروردین ۱۳۹۸
🙏اجرای با هوش مصنوعی از علیرضا جهان آرا
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿داستان سیزده بدر
🌿برگرفته از کتاب «مقالات»
نوشته حسین الهی قمشه ای
🌿خوانش: فریدون فرح اندوز
https://t.me/perslit
@perslit
🌿برگرفته از کتاب «مقالات»
نوشته حسین الهی قمشه ای
🌿خوانش: فریدون فرح اندوز
https://t.me/perslit
@perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🙏دمی با قطب الدین صادقی درباره فرهنگ
زاده ۱۳۳۱ سنندج
تحصیل کرده هنرهای نمایشی از دانشگاه سوربن
کتاب ها: یادگار زریران، بیان بدنی بازیگر، سیمرغ ، مویه جم
نمایشنامهها: هراس، عروسی داریم و عروسی، میر نوروزی، چُمری میر میدان
@perslit
https://t.me/perslit
زاده ۱۳۳۱ سنندج
تحصیل کرده هنرهای نمایشی از دانشگاه سوربن
کتاب ها: یادگار زریران، بیان بدنی بازیگر، سیمرغ ، مویه جم
نمایشنامهها: هراس، عروسی داریم و عروسی، میر نوروزی، چُمری میر میدان
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌺دمی در کردستان
تصویر برداری از جلال حسینی
موسیقی بر گرفته از ترانه کردی "هروایه" در مایه افشاری از محمد میرزایی
آواز از سجاد مهربانی
@perslit
https://t.me/perslit
تصویر برداری از جلال حسینی
موسیقی بر گرفته از ترانه کردی "هروایه" در مایه افشاری از محمد میرزایی
آواز از سجاد مهربانی
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌺سعدی خوانی با دانشجوی ادبیات فارسی
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است؟
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است
دگر به خُفیه نمیبایدم شراب و سماع
که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگ است
به خشم رفتهٔ ما را که میبرد پیغام؟
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
بکش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است
ملامت از دل سعدی فرو نشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود؟ که خودرنگ است
@perslit
https://t.me/perslit
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است؟
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است
دگر به خُفیه نمیبایدم شراب و سماع
که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگ است
به خشم رفتهٔ ما را که میبرد پیغام؟
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
بکش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است
ملامت از دل سعدی فرو نشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود؟ که خودرنگ است
@perslit
https://t.me/perslit
❤1
خیام نامه
درباره روزگار، فلسفه و شعر خیام
تالیف محمد رضا قنبری
انتشارات زوار
چاپ دوم پاییز ۱۳۸۴
@perslit
https://t.me/perslit
درباره روزگار، فلسفه و شعر خیام
تالیف محمد رضا قنبری
انتشارات زوار
چاپ دوم پاییز ۱۳۸۴
@perslit
https://t.me/perslit
YSG 261
t.m/avaygolpa
از برنامه یک شاخه گل ۲۶۱
غزل سروده فروغی بسطامی
موسیقی در مایه بیات ترک
آواز اکبر گلپایگانی
ویلن حبیب اله بدیعی
تنبک امیر ناصر افتتاح
خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشد
آیینه صفت محو تماشای تو باشد
صاحب نظر آن است که در صورت معنی
چشم از همه بربندد و بینای تو باشد
آن سحر که چشم همه را بسته به یک بار
سحری است که در نرگس شهلای تو باشد
آن نافه که بویش همه را خون به جگر کرد
در چین سر زلف چلیپای تو باشد
چون طرهٔ بیتاب تو آرام نگیرد
هر دل که سراسیمهٔ سیمای تو باشد
در مستی آن باده خماری ندهد دست
کز چشمهٔ لعل طرب افزای تو باشد
صد صوفی صافی به یکی جرعه کند مست
هر باده که در جام ز مینای تو باشد
خاک قدمش تاج سر تاجوران است
مردی که سرش خاک کف پای تو باشد
تو خود چه متاعی که به بازار محبت
هر لحظه سری در سر سودای تو باشد
من روی ندیدم به همه کشور خوبی
کاو خوبتر از طلعت زیبای تو باشد
من بر سر آنم که گرفتار نباشم
الا به بلایی که ز بالای تو باشد
پیدا بود از حال پریشان فروغی
کاشفتهٔ گیسوی سمنسای تو باشد
@perslit
https://t.me/perslit
غزل سروده فروغی بسطامی
موسیقی در مایه بیات ترک
آواز اکبر گلپایگانی
ویلن حبیب اله بدیعی
تنبک امیر ناصر افتتاح
خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشد
آیینه صفت محو تماشای تو باشد
صاحب نظر آن است که در صورت معنی
چشم از همه بربندد و بینای تو باشد
آن سحر که چشم همه را بسته به یک بار
سحری است که در نرگس شهلای تو باشد
آن نافه که بویش همه را خون به جگر کرد
در چین سر زلف چلیپای تو باشد
چون طرهٔ بیتاب تو آرام نگیرد
هر دل که سراسیمهٔ سیمای تو باشد
در مستی آن باده خماری ندهد دست
کز چشمهٔ لعل طرب افزای تو باشد
صد صوفی صافی به یکی جرعه کند مست
هر باده که در جام ز مینای تو باشد
خاک قدمش تاج سر تاجوران است
مردی که سرش خاک کف پای تو باشد
تو خود چه متاعی که به بازار محبت
هر لحظه سری در سر سودای تو باشد
من روی ندیدم به همه کشور خوبی
کاو خوبتر از طلعت زیبای تو باشد
من بر سر آنم که گرفتار نباشم
الا به بلایی که ز بالای تو باشد
پیدا بود از حال پریشان فروغی
کاشفتهٔ گیسوی سمنسای تو باشد
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آن زلف شکسته را ز رخ یک سو زن
بر هر دو طرف مزن تو بر یک سوزن
گر آتش عشق تو وزد یک سوزن
یک سو همه مرد سوزد و یک سو زن
سروده: مَهسَتی* گنجهای
زاده ۲۳ اردیبهشت ۴۶۸ خورشیدی
درگذشته ۲۵ خرداد ۵۳۹ خورشیدی
آرامگاه گنجه، جمهوری آذربایجان
*مَهسَتی: ماه بانو ساخته شده از دو واژهٔ "مَه" (مخفف ماه) و "سَتّی" (مخفف واژه عربی «سَیِّدَتی»؛ به معنی «بانوی من» )
خوانش : علی آبان
@perslit
https://t.me/perslit
بر هر دو طرف مزن تو بر یک سوزن
گر آتش عشق تو وزد یک سوزن
یک سو همه مرد سوزد و یک سو زن
سروده: مَهسَتی* گنجهای
زاده ۲۳ اردیبهشت ۴۶۸ خورشیدی
درگذشته ۲۵ خرداد ۵۳۹ خورشیدی
آرامگاه گنجه، جمهوری آذربایجان
*مَهسَتی: ماه بانو ساخته شده از دو واژهٔ "مَه" (مخفف ماه) و "سَتّی" (مخفف واژه عربی «سَیِّدَتی»؛ به معنی «بانوی من» )
خوانش : علی آبان
@perslit
https://t.me/perslit
آیین نکوداشت هشتادمین زادروز بهاءالدین خرمشاهی، ادیب، حافظپژوه و مترجم، با عنوان «دل خرم» چهارشنبه ۲۷فروردینماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۱ در کتابخانه مرکز اسناد فرهنگستان زبان و ادب فارسی در محله داوودیه، بلوار کتابخانه ملی فرهنگستان برپا میشود.
در این نشست علیاشرف صادقی، محمود عابدی، حسین معصومی همدانی و محمدجعفر یاحقی، ازاعضای پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، درباره جوانب گوناگون فعالیتهای علمی و ادبی بهاءالدین خرمشاهی سخن میگویند. بهاءالدین خرمشاهی، نویسنده، مترجم، طنزپرداز، فرهنگنویس، حافظپژوه، شاعر و همچنین یکی از قرآنپژوهان و مترجمان قرآن کریم به زبان فارسی است. او تالیفاتی در حافظشناسی و تفسیر شعرهای او دارد و پژوهش در شعر و زندگی حافظ شیرازی حوزه تخصصی کار پژوهشی اوست. خرمشاهی تاکنون چندین کتاب درباره حافظ نوشته که در آن میان کتاب «حافظنامه» در زمینه شرح الفاظ، اعلام، مفهومهای کلیدی و بیتهای دشوار حافظ بیش از همه شهرت دارد.
@perslit
https://t.me/perslit
در این نشست علیاشرف صادقی، محمود عابدی، حسین معصومی همدانی و محمدجعفر یاحقی، ازاعضای پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، درباره جوانب گوناگون فعالیتهای علمی و ادبی بهاءالدین خرمشاهی سخن میگویند. بهاءالدین خرمشاهی، نویسنده، مترجم، طنزپرداز، فرهنگنویس، حافظپژوه، شاعر و همچنین یکی از قرآنپژوهان و مترجمان قرآن کریم به زبان فارسی است. او تالیفاتی در حافظشناسی و تفسیر شعرهای او دارد و پژوهش در شعر و زندگی حافظ شیرازی حوزه تخصصی کار پژوهشی اوست. خرمشاهی تاکنون چندین کتاب درباره حافظ نوشته که در آن میان کتاب «حافظنامه» در زمینه شرح الفاظ، اعلام، مفهومهای کلیدی و بیتهای دشوار حافظ بیش از همه شهرت دارد.
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌺یکم اردیبهشت روز سعدی است
دمی با زیبایی شناسی سعدی
در کلام محمد رضا شفیعی کدکنی
شاهد آنجا که روَد، حرمت و عزّت بیند
ور برانند به قهرش پدر و مادر و خویش
پرِ طاووس در اوراقِ مَصاحِف* دیدم
گفتم: این مَنْزِلت از قدرِ تو میبینم بیش
گفت: خاموش که هر کس که جَمالی دارد
هر کجا پای نهد، دست ندارندش پیش
🙏از گلستان سعدی باب سوم حکایت ۲۷
* مصاحف: جمع ِ مُصْحَف.کتابها و کراسه ها و قرآنها
@perslit
https://t.me/perslit
دمی با زیبایی شناسی سعدی
در کلام محمد رضا شفیعی کدکنی
شاهد آنجا که روَد، حرمت و عزّت بیند
ور برانند به قهرش پدر و مادر و خویش
پرِ طاووس در اوراقِ مَصاحِف* دیدم
گفتم: این مَنْزِلت از قدرِ تو میبینم بیش
گفت: خاموش که هر کس که جَمالی دارد
هر کجا پای نهد، دست ندارندش پیش
🙏از گلستان سعدی باب سوم حکایت ۲۷
* مصاحف: جمع ِ مُصْحَف.کتابها و کراسه ها و قرآنها
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌺یکم اردیبهشت روز سعدی است
سروده : غزل شماره ۴۳۴ سعدی
بازخوانی : گروه شیدا
موسیقی : ابوعطا
آواز : امیر اثنی عشری
ما در خلوت به روی خلق ببستیم
از همه بازآمدیم و با تو نشستیم
هر چه نه پیوند یار بود بریدیم
وآنچه نه پیمان دوست بود شکستیم
مردم هشیار از این معامله دورند
شاید اگر عیب ما کنند که مستیم
مالک خود را همیشه غصه گدازد
ملک پری پیکری شدیم و برستیم
شاکر نعمت به هر طریق که بودیم
داعی دولت به هر مقام که هستیم
در همه چشمی عزیز و نزد تو خواریم
در همه عالم بلند و پیش تو پستیم
ای بت صاحب دلان مشاهده بنمای
تا تو ببینیم و خویشتن نپرستیم
دیده نگه داشتیم تا نرود دل
با همه عیاری از کمند نجستیم
تا تو اجازت دهی که در قدمم ریز
جان گرامی نهاده بر کف دستیم
دوستی آن است سعدیا که بماند
عهد وفا هم بر این قرار که بستیم
@perslit
https://t.me/perslit
سروده : غزل شماره ۴۳۴ سعدی
بازخوانی : گروه شیدا
موسیقی : ابوعطا
آواز : امیر اثنی عشری
ما در خلوت به روی خلق ببستیم
از همه بازآمدیم و با تو نشستیم
هر چه نه پیوند یار بود بریدیم
وآنچه نه پیمان دوست بود شکستیم
مردم هشیار از این معامله دورند
شاید اگر عیب ما کنند که مستیم
مالک خود را همیشه غصه گدازد
ملک پری پیکری شدیم و برستیم
شاکر نعمت به هر طریق که بودیم
داعی دولت به هر مقام که هستیم
در همه چشمی عزیز و نزد تو خواریم
در همه عالم بلند و پیش تو پستیم
ای بت صاحب دلان مشاهده بنمای
تا تو ببینیم و خویشتن نپرستیم
دیده نگه داشتیم تا نرود دل
با همه عیاری از کمند نجستیم
تا تو اجازت دهی که در قدمم ریز
جان گرامی نهاده بر کف دستیم
دوستی آن است سعدیا که بماند
عهد وفا هم بر این قرار که بستیم
@perslit
https://t.me/perslit
مقصود عاشقان دو عالم
محمد معتمدی
🌺 یکم اردیبهشت روز سعدی است
غزل شماره ۷ سعدی
آواز محمد معتمدی در دستگاه همایون
مقصود عاشقان دو عالم لقای توست
مطلوب طالبان به حقیقت رضای توست
هر جا که شهریاری و سلطان و سروریست
محکوم حکم و حلقه به گوش گدای توست
بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک
شهری تمام غلغله و ماجرای توست
هر جا که پادشاهی و صدری و سروریست
موقوف آستان در کبریای توست
قومی هوای نعمت دنیا همی پزند
قومی هوای عقبی و ما را هوای توست
هر جا سریست خستهٔ شمشیر عشق تو
هر جا دلیست بستهٔ مهر و هوای توست
کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست
جاوید پادشاهی و دائم بقای توست
گر میکشی به لطف وگر میکشی به قهر
ما راضییم هرچه بود رای رای توست
امید هر کسی به نیازی و حاجتی است
امید ما به رحمت بیمنتهای توست
هر کس امیدوار به اعمال خویشتن
سعدی امیدوار به لطف و عطای توست
@perslit
https://t.me/perslit
غزل شماره ۷ سعدی
آواز محمد معتمدی در دستگاه همایون
مقصود عاشقان دو عالم لقای توست
مطلوب طالبان به حقیقت رضای توست
هر جا که شهریاری و سلطان و سروریست
محکوم حکم و حلقه به گوش گدای توست
بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک
شهری تمام غلغله و ماجرای توست
هر جا که پادشاهی و صدری و سروریست
موقوف آستان در کبریای توست
قومی هوای نعمت دنیا همی پزند
قومی هوای عقبی و ما را هوای توست
هر جا سریست خستهٔ شمشیر عشق تو
هر جا دلیست بستهٔ مهر و هوای توست
کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست
جاوید پادشاهی و دائم بقای توست
گر میکشی به لطف وگر میکشی به قهر
ما راضییم هرچه بود رای رای توست
امید هر کسی به نیازی و حاجتی است
امید ما به رحمت بیمنتهای توست
هر کس امیدوار به اعمال خویشتن
سعدی امیدوار به لطف و عطای توست
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موزه هنرهای ملی ایران
تهران،بهارستان،خ. بهارستان،خ. کمال الملک،
02133966149
@perslit
https://t.me/perslit
تهران،بهارستان،خ. بهارستان،خ. کمال الملک،
02133966149
@perslit
https://t.me/perslit
🙏قیصر امین پور
زاده دوم اردیبهشت ماه ۱۳۳۸ گتوند
درگذشته هشتم آبان ماه ۱۳۸۶ تهران
"می خواهمت چنانکه
شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه
لب تشنه آب را
محو توام چنانکه
ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده
دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه
درختان برای باد
با کودکان خفته
به گهواره تاب را
بایسته ای
چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه
بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی،
می آفرینمت
چونانکه
التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که
خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی
چه نیازی جواب را"
این هم بهترین فرازش :
"حتی اگر نباشی،
می آفرینمت
چونانکه
التهاب بیابان سراب را"
اشاره داره که انسان خودش یک نیمچه خداست
@perslit
https://t.me/perslit
زاده دوم اردیبهشت ماه ۱۳۳۸ گتوند
درگذشته هشتم آبان ماه ۱۳۸۶ تهران
"می خواهمت چنانکه
شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه
لب تشنه آب را
محو توام چنانکه
ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده
دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه
درختان برای باد
با کودکان خفته
به گهواره تاب را
بایسته ای
چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه
بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی،
می آفرینمت
چونانکه
التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که
خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی
چه نیازی جواب را"
این هم بهترین فرازش :
"حتی اگر نباشی،
می آفرینمت
چونانکه
التهاب بیابان سراب را"
اشاره داره که انسان خودش یک نیمچه خداست
@perslit
https://t.me/perslit