دمی در هوای ادب پارسی
630 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با استاد کریم زمانی درباره فیلم مست عشق ۱

@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با استاد کریم زمانی درباره فیلم مست عشق ۲

@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ساز و آواز در دستگاه شور

آواز : حسین قوامی
تار: جلیل شهناز
شعر: فرصت شیرازی

ما رند وخراباتی و دیوانه و مستیم
پوشیده چه گوییم همینیم که هستیم
زان باده که در روز ازل قسمت ما شد
پیداست که تا شام ابد سرخوش و مستیم
دوشینه شکستیم به یک توبه دوصد جام
امروز به یک جام دوصد توبه شکستیم
یکباره زهر سلسله پیوند بریدیم
دل تا که به زنجیر سر زلف تو بستیم
بگذشته زسر پا به ره عشق نهادیم
برخاسته ازجان به غم یار نشستیم
در نقطه ی وحدت سرتسلیم نهادیم
و از دایره ی کثرت موهوم برستیم
@perslit
https://t.me/perslit
@saz_avaz - Shoushtari
Dardashti
‌سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا
آن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا

از من امروز جدا می‌شود آن یار عزیز
همچو جانی که شود از تن بیمار جدا

گر جدا مانم از او خون مرا خواهد ریخت
دل خون گشته جدا، دیده خونبار جدا

زیر دیوار سرایش تن کاهیده من
همچو کاهیست که افتاده ز دیوار جدا

من که یک بار به وصل تو رسیدم همه عمر
کی توانم که شوم از تو به یک بار جدا؟

دوستان، قیمت صحبت بشناسید، که چرخ
دوستان را ز هم انداخته بسیار جدا

غیر آن مه، که هلالی به وصالش نرسید
ما در این باغ ندیدیم گل از خار جدا

آواز  : یونس دردشتی
تار  : فرهنگ شریف
ویولون  : علی تجویدی

دستگاه  ، آواز : شوشتری
شعر : هلالی جغتایی
@perslit
https://t.me/perslit
🎤 دمی با دکتر مصطفی ملکیان
در باب زندگی، مصاحبه از حسام شوشتری

🔶پرسش:
[به نظر شما در زندگی] روی هم رفته نیکی ها بیشتر از شرور است یا اینکه شرور بیشتر از نیکی‎ها هستند؟


🔶پاسخ :
من فکر می کنم خیلی به دیدگاه آدم بستگی دارد و من نمی توانم دیدگاه واحدی را بگویم. من می گویم که:


1️⃣ اولاً آیا جهان است که به ما درد و رنج میدهد یا تلقی از ما جهان است که به ما درد و رنج می دهد؟ این یک بحث فلسفی بسیار جدی ای است. آیا جهان به شما درد و رنج وارد می کند یا اینکه جهان معصوم است و تلقي شما از جهان است که به جهان درد و رنج وارد می کند؟

2️⃣ثانیاً اینکه آیا شما به لذت گرایی سنجیده قائلید یا به لذت گرایی افسار گسیخته؟ اگر به لذت گرایی سنجیده قائل باشید، خیلی از درد و رنجها چون مقدمه ی بسیاری از لذت ها است از آنها انتزاع شر نمی شود اما اگر به لذت گرایی آنی قائل باشید، آن وقت هر درد و رنجی شر تلقی می شود و آن وقت در محاسبه لحاظ میشود که بالاخره شرور بیشتر اند یا نیکی‎ها. فرض کنید من به اپیکور قائل باشم و معتقد باشم که اکنون من درد و رنجی را می پذیرم به خاطر آنکه دو سال دیگر لذت بزرگی عایدم می شود؛ خب در اینجا این درد و رنجها را من شر تلقی نمی کنم اما اگر مثل آنتیسیس باشم و بگویم که اصلا آینده مهم نیست؛ زندگی خوش، زندگی ای است که هر آن آن بدون درد و رنج باشد، خب در اینجا هر درد و رنجی طبیعت شر تلقی می شود.

3️⃣ثالثاً این هم که چقدر ما جهان را پر از شر و یا کمتر از شر ببینیم، تأثیر دارد. شما اگر انسانها را مجبور ببینید درد و رنج را در جهان می بینید اما شر را در جهان نمی بینید. کما اینکه آتش دست شما را می سوزاند اما شری در کار نیست چون برای آتش اراده ای قائل نیستید. هر چه انسانها را مختارتر ببینید آن وقت درد و رنج هایی را که به شما می رسد، به شر تلقی می کنید.

4️⃣رابعاً اینکه آیا ما در این جهان آمده ایم که بدون انانیت زندگی کنیم یا اینکه جهان با همین انانیت ما باید به ما درد و رنجی وارد نکند؟اگر کسی بگوید که این جهان، جهانی است که درد و رنج هایش به خاطر آن است که نتوانسته ایم انانیت خودمان را از بین ببریم اما اگر گفته شد که بنا نیست که ما نفى انانیت کنیم و جهان خوب جهانی است که در همین جهان هم آدمهای انانیت دار هم درد و رنج نبرند، جهان را پر درد و رنج تر خواهیم دید. این همان دیدگاهی است که امروزه جان هیک از آن به این تعبیر می کند که آیا جهان، زایشگاه روح آدمی است یا آسایشگاه جسم آدمی است؟ اگر بناست که جهان آسایشگاه جسم آدمی باشد که باید بگوییم که جهان، بسیار جهان پر شری است اما اگر بناست که جهان زایشگاه روح آدمی باشد و آن وقت می بینید که بسیاری از درد و رنجها خیر اند چرا که به زایمان روح تو کمک می‎کنند.

5️⃣خامساً اینکه آیا آن امیالی که در ما پدید می‎آید، مقصرشان را هستی می دانیم یا خودمان؟ مثلا شما میل به علم دارید و میل به ثروت هم دارید ولی این دو باهم قابل ارضاء نیست. آیا در اینجا که فرضا دو میل متعارض دارید، مقصر خودتان هستید یا هستی؟ اگر مقصر را هستی بدانید، در آن صورت شر جهان را بسیار زیاد می بینید؛ چون ما خیلی از این امیال متعارض در درونمان داریم ولی اگر بگویید تقصیر خود من است که نتوانستم فیلترینگی برای امیال خودم بگذارم و امیال متعارض را همگی با هم عمل نکنم، در اینجا خودتان را مقصر می دانید و درد و رنج جهان را شر انتزاع نمی کنید. در اینکه بالاخره روی هم رفته شر جهان بیشتر است یا خیر جهان، خیلی از مسائل فلسفی را باید وارسی کرد و از این نظر جواب واحدی نمی توان داد.
@perslit
https://t.me/perslit
گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد
گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید

گفتم زمانِ عِشرت دیدی که چون سر آمد؟
گفتا خموش حافظ کـاین غصّه هم سر آید!

❤️امروزه هم مردم می گویند جایی که دلمان خوش است همانجا بهترین آب و هواست.

از مولوی هم بخوانیم که :


گفت معشوقی به عاشق کای فتی
تو به غربت دیده‌ای بس شهرها

پس کدامین شهر ز آنها خوشترست
گفت آن شهری که در وی دلبرست

هرکجا باشد شه ما را بساط
هست صحرا گر بود سم الخیاط

هر کجا که یوسفی باشد چو ماه
جنت است ارچه که باشد قعر چاه

*فَتی: جوانمرد و کریم
**سَمُّ الخیاط: سوراخ سوزن
@perslit
https://t.me/perslit
آئین نکو داشت رضا طباطبایی
استاد آواز ایرانی در مکتب اصفهان
در فرهنگسرای ارسباران
سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۱۸
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۵۷ روز با این پرنده ، براستی ضریب کارایی و بهره وری او چند برابر آدم های معمولی است؟

حجم کار انجام شده در دو ماه تقسیم بر وزن پرنده!!
@perslit
https://t.me/perslit
شکاریم یکسر همه پیش مرگ‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترنم‌ یک بیت

از برنامه یک شاخه گل ۲۶۱
غزل سروده فروغی بسطامی
گوشه "دوگاه" در "مایه بیات ترک"
آواز اکبر گلپایگانی
ویلن حبیب اله بدیعی

خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشد
آیینه صفت محو تماشای تو باشد
صاحب نظر آن است که در صورت معنی
چشم از همه بربندد و بینای تو باشد
آن سحر که چشم همه را بسته به یک بار
سحری است که در نرگس شهلای تو باشد
آن نافه که بویش همه را خون به جگر کرد
در چین سر زلف چلیپای تو باشد
چون طرهٔ بی‌تاب تو آرام نگیرد
هر دل که سراسیمهٔ سیمای تو باشد
در مستی آن باده خماری ندهد دست
کز چشمهٔ لعل طرب افزای تو باشد
صد صوفی صافی به یکی جرعه کند مست
هر باده که در جام ز مینای تو باشد
خاک قدمش تاج سر تاجوران است
مردی که سرش خاک کف پای تو باشد
تو خود چه متاعی که به بازار محبت
هر لحظه سری در سر سودای تو باشد
من روی ندیدم به همه کشور خوبی
کاو خوب‌تر از طلعت زیبای تو باشد
من بر سر آنم که گرفتار نباشم
الا به بلایی که ز بالای تو باشد
پیدا بود از حال پریشان فروغی
کاشفتهٔ گیسوی سمن‌سای تو باشد
@perslit
https://t.me/perslit
Track 2
🎼 ساز و آواز در دستگاه شور
برگزیده از برگ سبز برنامه شماره ۱۴۴

🎼سروده: ؟

🎼آواز : ناصر مسعودی
زاده ۶ فروردین ۱۳۱۴ محله صیقلان رشت

🎼سه تار: احمد عبادی
زاده ۱۲۸۵ خورشیدی در فراهان
درگذشته ۱۷ اسفند ۱۳۷۱ در تهران

من عاشقم دیوانه‌ام، از خویشتن بیگانه‌ام
او شمع و من پروانه‌ام، دیوانه‌ام، دیوانه‌ام
آیید و زنجیرم کنید، با عقل تدبیرم کنید
وز عشق او سیرم کنید، دیوانه ام، دیوانه‌ام
نی نی خطا گفتم خطا، بگذار تا سوزد مرا
پا تا به سر، سر تا به پا، دیوانه‌ام، دیوانه‌ام
ایـن سینه‌ی پر سوز من، وین اشک شب افروز من
آن شام من، این روز من، دیوانه‌ام، دیوانه‌ام
افروختم، افروختم، آتش گرفتم سوختم
تا عاشقی آموختم، دیوانه‌ام، دیوانه‌ام
آسیمه سر، آسیمه دل، پای خرد مانده به گل
عقل از تمنایش خجل، دیوانه‌ام، دیوانه‌ام
آوخ که شب نزدیک شد، راه طلب تاریک شد
تاریک و ره باریک شد، دیوانه‌ام، دیوانه‌ام

@perslit
https://t.me/perslit
دمی در هوای ادب پارسی pinned «شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد ، اما صفا دارد حسین ☑️ سروده شهریار در کلام شهریار " صفا " به دومعنی آمده: ۱- پاکی و اخلاص ۲- محل صفا در تناسب با مروه حافظ گویی داستان…»
دمی در هوای ادب پارسی pinned «🔹اگر « مسیح » یا « حسین » این زمانه بودند چه سرنوشتی داشتند؟ رمان «مسیح باز مصلوب» ، روایت تلاش ِ روستای ِ یونانی‌نشین ِ تحت اشغال عثمانی، برای بازسازی ماجرای مسیح در یک نمایش ( تعزیه) است.‌ مانولیوس ( بازیگر نقش مسیح ) چنان در نقش خود فرو می رود که عَلَم…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

❤️سروده از ؟
❤️آواز کیان بابانزاده در مایه اصفهان
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏دمی با قطب الدین صادقی درباره هنرهای نمایشی

زاده ۱۳۳۱ سنندج
تحصیل کرده هنرهای نمایشی از دانشگاه سوربن

کتاب ها: یادگار زریران، بیان بدنی بازیگر، سیمرغ ، مویه جم

نمایشنامه‌ها: هراس، عروسی داریم و عروسی، میر نوروزی، چُمری میر میدان
@perslit
https://t.me/perslit