دمی در هوای ادب پارسی
630 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
NVBHARY (KZ BLBLAN)
MHSN NAMJV
چون است حال بستان ای باد نوبهاری
 کر بلبلان‌برآمد فریاد بی قراری

🎼سروده سعدی با ساز و آواز محسن‌نامجو
https://t.me/perslit
@perslit
ای مهربان‌تر از برگ در بوسه‌های باران
بیداری ستاره، در چشم جویباران
آیینه‌ی نگاهت، پیوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت، صبح ستاره‌باران
بازآ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران
ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز
کاین گونه فرصت از کف دادند بی‌شماران
گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم
بیرون نمی‌توان کرد حتی به روزگاران *
بیگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سر خیل شرمساران
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زین گونه یادگاران
وین نغمه‌ی محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی‌ست آواز باد و باران

🙏سروده محمد رضا شفیعی کدکنی

*در استقبال از سعدی:
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران

https://t.me/perslit
@perslit
Boose Baran ~ Musico.IR
MohammadReza Shajarian ~ Musico.IR
ترانه: بوسه های باران
سروده: محمد رضا شفیعی کدکنی ساخته: حسین علیزاده در دستگاه راست پنجگاه
تارحسین علیزاده
خوانندهمحمدرضا شجریان
کمانچهکیهان کلهر
تنبک و آوازهمایون شجریان


ای مهربان‌تر از برگ در بوسه‌های باران
بیداری ستاره، در چشم جویباران
آیینه‌ی نگاهت، پیوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت، صبح ستاره‌باران
بازآ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران
ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز
کاین گونه فرصت از کف دادند بی‌شماران
گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم
بیرون نمی‌توان کرد حتی به روزگاران *
بیگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سر خیل شرمساران
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زین گونه یادگاران
وین نغمه‌ی محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی‌ست آواز باد و باران

*در استقبال از سعدی:
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران

https://t.me/perslit
@perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اندک اندک جمع مستان می رسند.

فرامرز اصلانی هم از راه رسید و برای دوستان کافه نادری ساز و آواز را از سر گرفت ...

نادر پور، شاملو، فروغ، سهراب، بنان، پرویز یاحقی، اسداله ملک، سایه، کسایی ...

بودیم به یک شراب در محفل عمر
یک دور ز ما پیش ترک مست شدند

https://t.me/perslit
@perslit
دمی در هوای ادب پارسی pinned «🌙شرح بیت اول غزل ۱۳۱ حافظ بیاکه تُرک ِ فَلَک خوان ِ روزه غارت کرد هلال ِ عید به دور ِ قدح اشارت کرد 🌙تُرک ِ فَلَک: فَلَک ِ تُرک: فلک ِ غارتگر 🌙خوان ِ روزه: سفره ی روزه: بساط ِ روزه. اشاره به اینکه در ماه رمضان میهمانی ِ خدا برپا است (ضیافت الله) و همچنین…»
🌙خوشنویسی: مژگان قلی بیگی

🌙بیت اول غزل ۱۳۱ حافظ

بیاکه تُرک ِ فَلَک خوان ِ روزه غارت کرد
هلال ِ عید به دور ِ قدح اشارت کرد

https://t.me/perslit
@perslit
از کفم رها شد قرار دل
محمدرضا لطفی
ترانه از کفم رها

سه تار و آواز: محمدرضا لطفی
شعر و اهنگ: عارف قزوینی
موسیقی: افشاری

از کفم رها، شد قرار دل
نیست دست من، اختیار دل
هیز و هرزه گرد، ضد اهل درد
گشته زین در آن در مدار دل
بی شرف تر از دل مجو که نیست
غیر ننگ و عار، کار و بار دل
خجلتم کُشد، پیش چشم از آنک
بود بهر من در فشار دل
بس که هر کجا رفت و برنگشت
دیده شد سفید، ز انتظار دل
عمر شد حرام، باختم تمام
آبرو و نام، در قمار دل
بعد ازین ضرر، ابلهم مگر
خم کنم کمر زیر بار دل
هر دو ناکسیم، گر دگر رسیم
دل به کار من، من به کار دل
داغدار چون لاله اش کنم
تا به کی توان بود خار دل
همچو رستم از تیر غم کُنم
کور چشم اسفندیار دل
خون دل بریخت از دو چشم من
خوشدلم از این، انتحار دل
افتخار مرد در درستی است
وز شکستگی است اعتبار دل
عارف این قدر لاف تا به کی
شیر عاجز است از شکار دل
مقتدرترین خسروان شدند
محو در کف اقتدار دل
https://t.me/perslit
@perslit
گلهای تازه 85
رسانه گلبانگ شجریان
🌺گلهای تازه ۸۵

ساقی بیا در دستگاه شور

سروده: حافظ
خوانش: فخری نیکزاد
آواز: محمد رضا شجریان
تار: لطف اله مجد
ویلن: پرویز یاحقی
تنبک: امیر ناصر افتتاح

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کارِ چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمعِ سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیرِ سالخورده جوانی ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارتِ شیرینِ دلفریب
گویی که پستهٔ تو سخن در شکر گرفت
بارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بود
عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت
هر سروقد که بر مَه و خور حسن می‌فروخت
چون تو درآمدی پیِ کاری دگر گرفت
زین قصه هفت گنبدِ افلاک پرصداست
کوته‌نظر ببین که سخن مختصر گرفت
حافظ تو این سخن ز که آموختی؟ که بخت
تعویذ کرد شعرِ تو را و به زر گرفت
https://t.me/perslit
@perslit
1
برای برگهای چنار که پنجه های شان را بسوی آسمان دراز کرده اند:

این درختانند همچون خاکیان
دستها بر کرده‌اند از خاکدان

سوی خلقان صد اشارت می‌کنند
وانک گوشستش عبارت می‌کنند

با زبان سبز و با دست دراز
از ضمیر خاک می‌گویند راز

🙏مثنوی مولوی دفتر اول
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز ۰۱ /۱۴۰۳/۰۲ نخستین روز اردیبهشت سال ۱۴۰۳ خورشیدی است. دوستانی با گرد آوردن ۰۱-۰۲-۰۳ گویی بر آنند که اینک با زمان ویژه و خاصی روبرو هستیم. حال انکه اینها قرارداد های بشری اند .

همه لحظات و آنات زندگی به راستی ویژه و مخصوص و برگشت ناپذیرند.

نگهدار فرصت که عالم دمی است
دمی پیش دانا به از عالمی است
🙏بوستان سعدی باب نهم
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشه‌ای بویی شنید

باغ زیبا و قدیمی با مساحت حدود ۳/۵ هکتار در محله ده ونک و درختان۱۵۰ تا ۲۵۰ ساله و حوض و آب نما و کوشک

نشانی: تهران، خیابان شیخ بهایی شمالی، ۲۰ متری پیروزان، کوچه شهید صابری،
"باغ ایرانی ده ونک"
@perslit
https://t.me/perslit
دمی در هوای ادب پارسی pinned «بنا به رسم کهن روز پنجشنبه یادی کنیم از عزیزانی که دیگر با ما سخن نمی گویند. آنها همواره در کنارمان هستند ولی چون به جایگاهی بلند توجه یافته اند دیگر با ما سخن نمی دارند. چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد که با کس ِ دگرم نیست برگ ِ گفت و شنید ❤️حافظ…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فلک خمیده نگاهش به من که با تن چون دوک
چگونه بار امانت نشانده اند به دوشم

شجریان بیتی از شهریار را با تار لطفی در دستگاه شور می خواند.

اگرچه رند و خراب و گدای خانه به دوشم
گدائی در عشقت به سلطنت نفروشم

اگرچه چهره به پشت هزار پرده بپوشی
توئی که چشمه نوشی من از تو چشم نپوشم

چو دیگجوش فقیران بر آتشم من و جمعی
گرسنه غم عشقند و عاشقند به جوشم

خراش سینه مگو، سیم ساز عاشق زخمی
که سینه‌ها بخراشد به زخمه‌های خروشم

به نیش ناوک مژگان بسازمش به امیدی
که لعل لب بچشاند مذاق چشمهٔ نوشم

فلک خمیده نگاهش به من که با تن چون دوک
چگونه بار امانت نشانده اند به دوشم

نه شمعی و نه چراغی در این سراچهٔ چشمم
نه پیکی و نه پیامی بر این دریچهٔ گوشم

کشیده کار به جایی که نام دیو، سلیمان
گرم نه دست به خاتم، چه سود از اینکه بکوشم

چرا سبوکش دُردی‌کشان عشق نباشم
مگر نه رندِ خرابات پیرِ باده‌فروشم

چنان به خمر و خمار تو خوابناکم و مدهوش
که مشکل آورد آشوب رستخیز به هوشم

صلای عشق به گوشم سروش داده به طفلی
هنوز گوش به فرمان آن صلای سروشم

تو شهریار بیان از سکوت نیم شب آموز
گمان مبر که گرم لب تکان نخورد خموشم
@perslit
https://t.me/perslit
🌺بعضی می گویند حالا که بهار شده خوب است به تماشای باغ و گلزار برویم.

برخی می گویند بهترین بهار، دل عارف است که هیچ وقت خزان نمی گیرد.

دسته اول ما را به سیر آفاق می خوانند و گروه دوم‌ ما را به سیر انفس و درون دعوت می کنند. که هر دو دیدنی و تماشایی است.

مرغ زیر‌‌ک نشود در چمنش نغمه سرای
هر بهاری که بدنبال خزانی دارد
🙏حافظ

دوستان گویند سعدی خیمه در گلزار زن
من گلی را دوست می دارم که در‌گلزار نیست
🙏سعدی

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
🙏مولوی

گو بهار ِ دل و جان باش و خزان باش ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و تست
🙏سایه
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با استاد کریم زمانی درباره فیلم مست عشق ۱

@perslit
https://t.me/perslit