دمی در هوای ادب پارسی
630 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
📚معجزه کتاب

به نقشه جهان که نگاه می کنم، متوجه می شوم بسیارند سرزمین هایی که تا آخرین روزهایِ زندگی پایم به آنجا باز نخواهد شد، اما نکتهء جالب اینجاست که تقریبا از همه ی این سرزمین های دور و نزدیک خاطره دارم. انگار با شهرها، خیابان ها و حتی کوچه های آنجا آشناییِ دیرینه دارم.

هنوز بچه بودم که برایِ اردویِ تابستانی همراه با کریستین اندرسون، از جیرفت به دانمارک رفتم و در خیابان هایِ کپنهاک با دخترکِ کبریت فروشی آشنا شدم که جوجه اردکِ زشتی در دست داشت و با پریِ دریایی به لباس جدیدِ پادشاه می خندید.

در بازگشت به وطن، همراه با احمدِ شاملو به مراسمِ عروسیِ دخترای ننه دریا با پسرای عمو صحرا رفتم، کمی بعد با صمد بهرنگی به کچلِ کفترباز خندیدم و با اندوهِ پسرکِ لبوفروش غصه خوردم.
مرادیِ کرمانی من را از جیرفت به سیرچ دعوت کرد و با لهجه ی شیرینش گفت:
هم ولایتی"شما که غریبه نیستید"،
آنجا بود که با بچه های قالیبافِ خانه، سرم را بر نازبالش گذاشته و در قصه هایِ مجید با قاشق چای خوری، مربای شیرین خوردم.

با دولت آبادی به کلیدر رفتم و آنجا بود که دور از چشم گُل ممد، دل به عشقِ مارال سپردم و در روزگارِ سپری شدهء مردمِ سالخورده، جایِ خالیِ سلوچ را پیدا کردم.

مزارعِ آمریکا را وجب به وجب با جان اشتاین بک گشتم تا خوشه های خشم را به نظاره بنشینم.
با جک لندن و سپید دندانش به آلاسکا رفتم تا این که از دور پیرمردی را در دریا دیدم که کنارِ همینگوِی نشسته و از مشکلاتش در  صیدِ ماهی صحبت می کند.

سه شنبه ها همراه با میچ آلبوم به ملاقاتِ موری رفتم، خشم و هیاهو را در گور به گورِ فاکنر آموختم، با چارلز دیکنز تمامِ انگلستان را گشتم تا این که سرانجام در لندن با خواهران برونته آشنا شدم و از آنجا همراه با جورج اورول به قلعهء حیوانات سر زدم، حس عجیبی بود، احساس می کردم ۱۹۸۴ سال در آن قلعه زندگی کرده ام.

کازانتزاکیس من را با یونان آشنا کرد تا این که در سواحلِ کرت با زوربای یونانی هم پیاله شدم، با سیلونه به ایتالیایِ دوست داشتنی و فونتامارا رفتم و به مهمانیِ نان و شراب دعوت شدم و شبی در کنارِ اوریانا فالاچی نامه به کودکی که هرگز زاده نشد را خواندم.

کلمبیایِ مارکز را زمانی شناختم که بعد از صد سال تنهایی، عشق در سال های وبا را تجربه کردم. سرزمین پرو را در سال های سگی با یوسا شناختم و در مونیخ با هاینریش بُل به عقاید یک دلقک خندیدم، چند روزی هم در استکهلم مهمانِ فردریک بکمن بودم و در آنجا با مردی به نام اوه آشنا شدم.
ویکتور هوگو من را با بینوایانِ پاریس و گوژپشتی آشنا کرد که خاطراتِ آخرین روزِ یک محکوم را نجوا می کرد.
بالزاک در میانِ دهقانانِ فرانسه من را با زنِ زیبای سی ساله یی آشنا کرد و رومن رولان شبی من را به کنسرت موسیقیِ ژان کریستف در شانزه لیزه دعوت نمود، هر چند با وجودِ شیوعِ طاعون، با آلبر کامو هم چندان بیگانه نبودم.

من در تمام جبهه هایِ جنگ به همراه مرل جنگیدم و در "نبردِ من"، هیتلر را بهتر شناختم، با هانا آرنت به دادگاهِ اورشلیم رفتم تا با چهره واقعیِ توتالیتاریسم بهتر آشنا شوم.
جومپا لاهیری را در کلکته ملاقات کردم و تا بمبئی با هم عاشقانه های تاگور را زمزمه کردیم. تمامِ جزایرِ ژاپن را با موراکامی گشت زدم تا این که بعد از جنگلِ نروژی، کافکا را در کرانه دیدم.
در ریگ های روان سیدنی با استیو تولتز آشنا شدم و گفتم هرچه باداباد. جنایاتِ روسیه تزاری را در جنگ و صلح و آناکارنینای تولستوی شناختم و  یک شب در مسکو مثل یک اَبله با داستایوسکی که هنوز یک جوان خام بود، قمار بازی کردم، اما او دائم از جنایت و مکافاتِ برادران کارامازوفِ سخن می گفت و من مجبور شدم با چخوف در باغِ آلبالو به میهمانی مادرِ ماکسیم گورکی بروم.

میلان کوندرا و ایوان کلیما را شبی در پراگ ملاقات کردم، بر ویرانه های کابل با خالد حسینی گریستم، با شافاک در قونیه به ملاقاتِ شمس رفته و چهل قانونِ عشق را آموختم و با دستمالی که از مولانا گرفتم، اشک های کیمیا خاتون را پاک کردم.
در برزیل یازده دقیقه کافی بود تا در کنار پائولو کوئلیو با کیمیاگر آشنا شوم. در زمینِ سوخته ی اهواز با احمد محمود همسایه بودم و هر روز در مدارِ صفر درجه، درختِ انجیرِ معابد را تماشا می کردم. در سالِ بلوا با سمفونیِ مردگانِ عباس معروفی آشنا شدم و پس از آن بود که همراه با شوهرِ آهو خانمِ افغانی سری به کرمانشاه زدم تا شادکامان درهء قره سو را بهتر بشناسم.

بله؛ این معجزهء کتاب است که آدمی بدون هزینه و رنج سفر می تواند دورترین نقاطِ دنیا را ببیند، گشت بزند و شیرین ترین خاطرات را با مارال، اسکارلت و آناکارنینا به یادگار داشته باشد...
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥جشن سده - دهم بهمن ماه - از زبان استاد ابراهیم پورداوود

از همان هنگامی که هوشنگ آتش را بدست آورد ایرانیان آتش را برپا نگاه داشته و آن را پاس داشتند.
آتش هم بکار پخت و پز و روشنایی می آمد و هم جانوران درنده را از آنان دور می ساخت.

حافظ هم به شیوه گذشتگان آتش را برپا داشته و دلش همواره لبریز از اتش عشق و محبت است:

از آن به دیر مغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
🙏بیت ۸ از غزل ۲۲ حافظ


🙏ابراهیم پورداوود
 زاده ۲۰ بهمن ۱۲۶۴رشت
درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۴۷ تهران
 ایران‌شناس ،استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران

https://t.me/perslit
@perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🙏دمی با علی قمصری و ترانه های بختیاری که از تاریخ می گویند
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانه مازندرانی رعنا

"دنگ سر" به محلی گفته میشود که در آنجا گندم و برنج را به آرد تبدیل می کنند.

اگر دنگ با کمک پا به حرکت درآید، به آن "پادنگ" می گویند.

اگر با جریان آب حرکت کند، به آن "اودنگ" یا آسیاب آبی می گویند.
https://t.me/perslit
@perslit
از سنگ تراش‌های کتیبه تاق‌بستان کرمانشاه
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلرخسار صفی شاعر تاجیک از دولتمند خالف می گوید.

دولتمند خالف
زاده ۲۶ اکتبر ۱۹۵۰ ( ۴ آبان ۱۳۲۸ ) در داغستان تاجیکستان
درگذشته ۱۸ فوریه ۲۰۲۴ ( ۲۹ بهمن ۱۴۰۲ ) در دوشنبه تاجیکستان

موسیقی‌دان و استاد فلک( موسیقی محلی جنوب تاجیکستان)
نوازنده ( دو تار و رباب) و خواننده
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 رنگ‌سه گاه

ساخته: بهاره فیاضی
تار: بهاره فیاضی
تنبک: گوهرناز مسائلی

https://t.me/perslit
@perslit
هیچکس و هیچ چیز، بر زنی که با خواندنِ کتاب و شعر، گوش دادن به موسیقی و نوشیدن قهوه حالش خوب می شود، پیروز نخواهد شد.

جبران خلیل جبران

@Jahane_Ghadim1
https://t.me/perslit
@perslit
کتاب وقتی باز است،
ذهنی است که حرف می‌زند.
وقتی بسته است،
دوستی است به‌ انتظار.
وقتی فراموش می‌شود، جانی‌است که می‌بخشاید،
وقتی نابود شود،
دلی است که می‌گرید...
https://t.me/perslit
@perslit
نویسنده
نعمت الله فاضلی
استاد بازنشسته انسان شناسی
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

📚چاپ
اول، پردیس دانش
زمستان ۱۴۰۲

در این کتاب کوچک کوشیده ام نوروز بزرگ را زبان بخشیده و به سخن درآورم نوروز تجربه زیسته هر ایرانی در هر جای جهان دیروز و امروز است. کوشیده ام «ایرانی» و «جهانی» و «امروزی» بودن نوروز را در قاب و قالب کلمات بریزم و شوق و شناخت نوروزی را چنان روایت کنم که ذهن و زبان و ضمیر خواننده را سرشار از اندیشه ورزی و نشاط معرفتی کند.

نوروز نوشت هدیه ای ست برای هدیه دهندگان نوروزی هدیه ای آگاهی بخش و شوق انگیز نوروز نوشت نوشتن و اندیشیدن به زندگی و فرهنگ ایرانی است آنگونه که هست و آنگونه که تواند بود. جشن نوروز پنجره است؛ پنجره ای گشوده به عواطف،اندیشه، سیاست، اقتصاد و جامعه امروز و فردای ایران و ایرانی.

https://t.me/perslit
@perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«کانادا و یک فیلم به یاد ماندنی درباره‌ی مراسم سنتی خواستگاری ایرانی»

خواستگاری از سنت‌های قدیمی ایرانیان است؛ که در هر یک از مناطق و شهرهای ایران از آداب و مراحل خاصی برخوردار بوده است.

موسسه ملی فیلم کانادا در سال ۱۳۴۰، علاقمند به تهیه‌ی فیلم کوتاهی در زمینه‌ی یک خواستگاری ایرانی می‌شود.

ساخت این فیلم ارزشمند، بر عهده‌ی ابراهیم گلستان قرار می‌گیرد و هنرپیشگانی دارد که شاید برای شما هم جالب باشد.

شما در این فیلم کوتاه، می‌توانید فروغ فرخزاد، شاعر محبوب و تاثیرگذار ایرانی/ طوسی حائری (همسر احمد شاملو)، مترجم، اولین گوینده‌ی زن رادیوی ملی و دارای دکترای زبان فرانسه از دانشگاه سوربن/ پرویز داریوش، شاعر و مترجم بسیاری از رمان‌های بزرگ جهان، به زبان فارسی را در کنار یکدیگر و آن هم در دهه‌ی ۴۰ ببینید.

در این فیلم قرار بود جلال آل احمد نقش حاج آقا (پدر عروس) را بازی کند؛ که نهایتاً پرویز داریوش، آن را بازی کرد.

فروغ فرخزاد، علاوه بر دستیار کارگردان، بازیگر نقش خواهر داماد است.

طوسی حائری نیز در نقش مادر حسن (داماد) ظاهر می‌شود.
استادان دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران


ردیف نخست از راست: 2. دکتر جمال رضایی 8. استاد مجتبی مینوی 9. دکتر منوچهر مرتضوی 10. دکتر ماهیار نوابی 11. دکتر غلامرضا سلیم.

ردیف دوم از راست: 1.دکتر سیدجعفر شهیدی 2. دکتر مهدی محقق 3. دکتر ناصرالدین شاه‌حسینی 4.استاد ایرج افشار 6. دکتر عباس زریاب خویی 7. دکتر حسینقلی ستوده.

ردیف سوم از راست: 3. دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی 5. استاد محمدتقی دانش‌پژوه 6.دکتر فریدون بدره‌ای 7. استاد قدرت‌الله روشنی زعفرانلو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎵 نوای نوروزی در دستگاه‌ چهارگاه

سرنا نوازی : علی اکبر مهدی پور دهکردی
دهل: علی حیدری

https://t.me/perslit
@perslit
آهوی وحشی
7.9 MB
اهوی وحشی

سروده: حافظ در قالب مثنوی
خواننده: فرامرز اصلانی
زاده ۲۲ تیر ۱۳۳۳
درگذشته ۱ فروردین ۱۴۰۳

https://t.me/perslit
@perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اهوی وحشی

سروده: حافظ در قالب مثنوی
خواننده: فرامرز اصلانی
زاده ۲۲ تیر ۱۳۳۳
درگذشته ۱ فروردین ۱۴۰۳

https://t.me/perslit
@perslit
KARGR (SRVD ANGHLABY)
FRAMRZ ASLANY
ترانه: کارگر برای جهاد سازندگی ابتدای انقلاب

ترانه سرا: محمدعلی بهمنی
آهنگساز: صادق نوجوکی
خواننده: فرامرز اصلانی
زاده ۲۲ تیر ۱۳۳۳
درگذشته ۱ فروردین ۱۴۰۳

https://t.me/perslit
@perslit
افلاطون و پلاتیپوس به کافه می روند
(فهم فلسفه از راه لطیفه)

نویسندگان: توماس کت کارت و دانیل کلاین
برگردان: مهدی نمازیان
نشر: کتاب کوله پشتی
نوبت: چاپ اول سال ۱۳۹۹
شمارگان: ۱۰۰۰ نسخه
https://t.me/perslit
@perslit
Thomas_Cathcart,_Daniel_Klein_Plato_and_a_Platypus_Walk_into_a_Bar.pdf
45.2 MB
Thomas_Cathcart,_Daniel_Klein_Plato_and_a_Platypus_Walk_into_a_Bar.pdf