دمی در هوای ادب پارسی pinned «🌙شرح بیت اول غزل ۱۳۱ حافظ بیاکه تُرک ِ فَلَک خوان ِ روزه غارت کرد هلال ِ عید به دور ِ قدح اشارت کرد 🌙تُرک ِ فَلَک: فَلَک ِ تُرک: فلک ِ غارتگر 🌙خوان ِ روزه: سفره ی روزه: بساط ِ روزه. اشاره به اینکه در ماه رمضان میهمانی ِ خدا برپا است (ضیافت الله) و همچنین…»
Mohammad Motamedi Tasnife Bodan Va Sorooda [ musicmedia.ir ] 320
Mohammad Motamedi [ musicmedia.ir ]
🙏تصنیف بودن و سرودن
سروده شفیعی کدکنی
آهنگساز مجید درخشانی
خواننده محمد معتمدی
موسیقی بیات ترک
صبح آمده ست برخیز
بانگ خروس گوید
وین خواب و خستگی را
در شط شب رها کن
مستان نیم شب را
رندان تشنه لب را
بار دگر به فریاد
در کوچه ها صدا کن
خواب دریچه ها را
با نعره ی سنگ بشکن
بار دگر به شادی
دروازه های شب را
رو بر سپیده وا کن
بانگ خروس گوید
فریاد شوق بفکن
زندان واژه ها را دیوار و باره بشکن
و آواز عاشقان را
مهمان کوچه ها کن
زین بر نسیم بگذار
تا بگذری از این بحر
وز آن دو روزن صبح
در کوچه باغ مستی
باران صبحدم را
بر شاخه ی اقاقی
ایینه ی خدا کن
بنگر جوانه ها را آن ارجمند ها را
کان تار و پود چرکین
باغ عقیم دیروز
اینک جوانه آورد
بنگر به نسترن ها
بر شانه های دیوار
خواب بنفشگان را
با نغمه ای در آمیز
و اشراق صبحدم را
در شعر جویباران
از بودن و سرودن
تفسیری آشنا کن
بیداری زمان را
با من بخوان به فریاد
ور مرد خواب و خفتی
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
https://t.me/perslit
@perslit
سروده شفیعی کدکنی
آهنگساز مجید درخشانی
خواننده محمد معتمدی
موسیقی بیات ترک
صبح آمده ست برخیز
بانگ خروس گوید
وین خواب و خستگی را
در شط شب رها کن
مستان نیم شب را
رندان تشنه لب را
بار دگر به فریاد
در کوچه ها صدا کن
خواب دریچه ها را
با نعره ی سنگ بشکن
بار دگر به شادی
دروازه های شب را
رو بر سپیده وا کن
بانگ خروس گوید
فریاد شوق بفکن
زندان واژه ها را دیوار و باره بشکن
و آواز عاشقان را
مهمان کوچه ها کن
زین بر نسیم بگذار
تا بگذری از این بحر
وز آن دو روزن صبح
در کوچه باغ مستی
باران صبحدم را
بر شاخه ی اقاقی
ایینه ی خدا کن
بنگر جوانه ها را آن ارجمند ها را
کان تار و پود چرکین
باغ عقیم دیروز
اینک جوانه آورد
بنگر به نسترن ها
بر شانه های دیوار
خواب بنفشگان را
با نغمه ای در آمیز
و اشراق صبحدم را
در شعر جویباران
از بودن و سرودن
تفسیری آشنا کن
بیداری زمان را
با من بخوان به فریاد
ور مرد خواب و خفتی
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
https://t.me/perslit
@perslit
@shafiei_kadkani
ـــــــــــــــــــــــ
🙏اسمِ اعظمِ الاهی «نان» است.
حکایت:
سایلی پرسید از آن شوریدهحال
گفت «اگر نامِ مِهینِ ذوالجلال،
میشناسی بازگوی ای مردِ نیک»
گفت: «نان است، این بِنَتوان گفت لیک»
مرد گفتش «احمقی و بیقرار
کِی بوَد نامِ مِهین نان، شرم دار!»
گفت «در قحطِ نِشابور، ای عجب
میگذشتم، گرْسِنِه، چل روز و شب
نه شنودم هیچجا بانگِ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
من بدانستم که نان نامِ مهینْست
نقطهٔ جمعیّت و بنیادِ دینْست
عطّار، مصیبتنامه،
به مقدمه، تصحیح و تعلیقات
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
ابیات ۵۱۹۴–۵۱۸
پینوشت:
نامِ مِهین: اسم اعظم الاهی که عقیده داشتند هرکس بر او وقوف داشته باشد، هر مقصود او برآورده میشود.
بِنَتوان گفت: نمیتوان گفت
نامِ مِهینْست: نام مِهین است.
بیناد دینْست: بنیاد دین است.
قحطِ نِشابور: از اوایل قرن پنجم تا اواسط قرن ششم قحط سالهای متعدد در نیشابور گزارش شده است که معلوم نیست عطار به کدام یک اشارت دارد.
https://t.me/perslit
@perslit
ـــــــــــــــــــــــ
🙏اسمِ اعظمِ الاهی «نان» است.
حکایت:
سایلی پرسید از آن شوریدهحال
گفت «اگر نامِ مِهینِ ذوالجلال،
میشناسی بازگوی ای مردِ نیک»
گفت: «نان است، این بِنَتوان گفت لیک»
مرد گفتش «احمقی و بیقرار
کِی بوَد نامِ مِهین نان، شرم دار!»
گفت «در قحطِ نِشابور، ای عجب
میگذشتم، گرْسِنِه، چل روز و شب
نه شنودم هیچجا بانگِ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
من بدانستم که نان نامِ مهینْست
نقطهٔ جمعیّت و بنیادِ دینْست
عطّار، مصیبتنامه،
به مقدمه، تصحیح و تعلیقات
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
ابیات ۵۱۹۴–۵۱۸
پینوشت:
نامِ مِهین: اسم اعظم الاهی که عقیده داشتند هرکس بر او وقوف داشته باشد، هر مقصود او برآورده میشود.
بِنَتوان گفت: نمیتوان گفت
نامِ مِهینْست: نام مِهین است.
بیناد دینْست: بنیاد دین است.
قحطِ نِشابور: از اوایل قرن پنجم تا اواسط قرن ششم قحط سالهای متعدد در نیشابور گزارش شده است که معلوم نیست عطار به کدام یک اشارت دارد.
https://t.me/perslit
@perslit
ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست
بیا بیا که غلام توام بیا ای دوست
اگر جهان همه دشمن شود ز دامن تو
به تیغ مرگ شود دست من رها ای دوست
سرم فدای قفای ملامتست چه باک
گرم بود سخن دشمن از قفا ای دوست
به ناز اگر بخرامی جهان خراب کنی
به خون خسته اگر تشنهای هلا ای دوست
چنان به داغ تو باشم که گر اجل برسد
به شرعم از تو ستانند خونبها ای دوست
وفای عهد نگه دار و از جفا بگذر
به حق آن که نیم یار بیوفا ای دوست
هزار سال پس از مرگ من چو بازآیی
ز خاک نعره برآرم که مرحبا ای دوست
غم تو دست برآورد و خون چشمم ریخت
مکن که دست برآرم به ربنا ای دوست
اگر به خوردن خون آمدی هلا برخیز
و گر به بردن دل آمدی بیا ای دوست
بساز با من رنجور ناتوان ای یار
ببخش بر من مسکین بینوا ای دوست
حدیث سعدی اگر نشنوی چه چاره کند
به دشمنان نتوان گفت ماجرا ای دوست
https://t.me/perslit
@perslit
بیا بیا که غلام توام بیا ای دوست
اگر جهان همه دشمن شود ز دامن تو
به تیغ مرگ شود دست من رها ای دوست
سرم فدای قفای ملامتست چه باک
گرم بود سخن دشمن از قفا ای دوست
به ناز اگر بخرامی جهان خراب کنی
به خون خسته اگر تشنهای هلا ای دوست
چنان به داغ تو باشم که گر اجل برسد
به شرعم از تو ستانند خونبها ای دوست
وفای عهد نگه دار و از جفا بگذر
به حق آن که نیم یار بیوفا ای دوست
هزار سال پس از مرگ من چو بازآیی
ز خاک نعره برآرم که مرحبا ای دوست
غم تو دست برآورد و خون چشمم ریخت
مکن که دست برآرم به ربنا ای دوست
اگر به خوردن خون آمدی هلا برخیز
و گر به بردن دل آمدی بیا ای دوست
بساز با من رنجور ناتوان ای یار
ببخش بر من مسکین بینوا ای دوست
حدیث سعدی اگر نشنوی چه چاره کند
به دشمنان نتوان گفت ماجرا ای دوست
https://t.me/perslit
@perslit
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بلند آسمان جایگاه من است
افسانه هاشمی فرد بانوی ایرانی بر فراز اورست بام جهان تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۲۴
https://t.me/perslit
@perslit
افسانه هاشمی فرد بانوی ایرانی بر فراز اورست بام جهان تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۲۴
https://t.me/perslit
@perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با الحان عربی و لری و کردی
آواز و کمانچه فرج علیپور به همراه ارکستر
اجرا تابستان ۱۳۹۸
https://t.me/perslit
@perslit
آواز و کمانچه فرج علیپور به همراه ارکستر
اجرا تابستان ۱۳۹۸
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇮🇷 تصنیف: وطن من از آلبوم وطن
سروده: ملکالشعرای بهار
نوای: پرویز مشکاتیان در مایه افشاری
آوای: ایرج بسطامی
ای خطهٔ ایران ِ مِهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من
تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل مِحَن من
دردا و دریغا که چنان گشتی بیبرگ
کز بافته ی خویش نداری کفن من
و امروز همیگویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من
*مِهین: بزرگتر و بزرگترین متضاد کِهین
*مِحَن: بلاها و محنت ها
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: ملکالشعرای بهار
نوای: پرویز مشکاتیان در مایه افشاری
آوای: ایرج بسطامی
ای خطهٔ ایران ِ مِهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من
تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل مِحَن من
دردا و دریغا که چنان گشتی بیبرگ
کز بافته ی خویش نداری کفن من
و امروز همیگویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من
*مِهین: بزرگتر و بزرگترین متضاد کِهین
*مِحَن: بلاها و محنت ها
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چو شادی بِکاهی، بکاهد روان
خرد گردد اندر میان ناتوان
📗شاهنامه فردوسی دانای توس
پادشاهی بهرام بیت ۲۰
پیرایش جلال خالقی مطلق
انتشارات سخن ج ۴ ص ۴۱۴
@perslit
https://t.me/perslit
خرد گردد اندر میان ناتوان
📗شاهنامه فردوسی دانای توس
پادشاهی بهرام بیت ۲۰
پیرایش جلال خالقی مطلق
انتشارات سخن ج ۴ ص ۴۱۴
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرطان وطن!
سروده: مجتبی کاشانی شاعر،مشاور صنعتی و نیکوکار مدرسه ساز
اجرای: استاد عثمان محمد پرست نوازنده دوتار خراسانی
و خیر مدرسه ساز
زاده ۱۳۰۷
درگذشته ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
تو مپندار که در فکر تنم نگران سرطان وطنم
او که بیمار شود ما همه نیز من که بیمار شوم، یک بدنم
وطنم از تن من خسته تر است درک کن درد مرا از سُخنم
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: مجتبی کاشانی شاعر،مشاور صنعتی و نیکوکار مدرسه ساز
اجرای: استاد عثمان محمد پرست نوازنده دوتار خراسانی
و خیر مدرسه ساز
زاده ۱۳۰۷
درگذشته ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
تو مپندار که در فکر تنم نگران سرطان وطنم
او که بیمار شود ما همه نیز من که بیمار شوم، یک بدنم
وطنم از تن من خسته تر است درک کن درد مرا از سُخنم
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الله مدد!
اجرای: استاد عثمان محمد پرست نوازنده دوتار خراسانی
و خیر مدرسه ساز
زاده ۱۳۰۷
درگذشته ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
@perslit
https://t.me/perslit
اجرای: استاد عثمان محمد پرست نوازنده دوتار خراسانی
و خیر مدرسه ساز
زاده ۱۳۰۷
درگذشته ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجرای گروهی مقام نوایی در حضور استاد عثمان محمد پرست نوازنده دوتار خراسانی
و خیر مدرسه ساز
زاده ۱۳۰۷
درگذشته ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
@perslit
https://t.me/perslit
و خیر مدرسه ساز
زاده ۱۳۰۷
درگذشته ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
@perslit
https://t.me/perslit
Ahooye Zakhmi-(IRMP3.IR)
Rasoul Najafian
ترانه: آهوی زخمی
خواننده: رسول نجفیان
ترانه سرا: ابوحَفص سُغدی موسیقیدان و شاعر پارسیگوی پایان سده سوم و آغاز سده چهارم است.او از پیشگامان ادب پس از اسلام و نخستین سرایندگان شعر پارسی بود و اختراعِ سازِ شهرود نیز از او است. ابوحفص سغدی فرهنگی هم نوشته که اثری از آن نیست.
آهوی زخمی در دشت چگونه رهدا
مانده او تنها تنها ز پا می فتدا
آهوان رفتند در خون به خدنگ رها
دشت بی یاران وایم چو دوزخ بودا
تیر زهر آگین بر پا شده است و رها
از دلش اما بنگر چه خون می چکدا
تیغ دشمن نوش بگذار هزاران شودا
وای از آن خاری کز یار بر دل خلدا
پای رفتن نیست دیگر به کجا رودا
کو سرای دوست که او سر نهدا
عشق و هجرانی وایش چه ها می کشدا
بر لبش لبخند در دل چه خون می خوردا
چشمه بی آهو زین پس چه تشنه بودا
دشت بی آهو وایم چه طوفان شودا
آهوی زخمی در دشت چگونه بودا
او ندارد یار بی یار چگونه بودا
@perslit
https://t.me/perslit
خواننده: رسول نجفیان
ترانه سرا: ابوحَفص سُغدی موسیقیدان و شاعر پارسیگوی پایان سده سوم و آغاز سده چهارم است.او از پیشگامان ادب پس از اسلام و نخستین سرایندگان شعر پارسی بود و اختراعِ سازِ شهرود نیز از او است. ابوحفص سغدی فرهنگی هم نوشته که اثری از آن نیست.
آهوی زخمی در دشت چگونه رهدا
مانده او تنها تنها ز پا می فتدا
آهوان رفتند در خون به خدنگ رها
دشت بی یاران وایم چو دوزخ بودا
تیر زهر آگین بر پا شده است و رها
از دلش اما بنگر چه خون می چکدا
تیغ دشمن نوش بگذار هزاران شودا
وای از آن خاری کز یار بر دل خلدا
پای رفتن نیست دیگر به کجا رودا
کو سرای دوست که او سر نهدا
عشق و هجرانی وایش چه ها می کشدا
بر لبش لبخند در دل چه خون می خوردا
چشمه بی آهو زین پس چه تشنه بودا
دشت بی آهو وایم چه طوفان شودا
آهوی زخمی در دشت چگونه بودا
او ندارد یار بی یار چگونه بودا
@perslit
https://t.me/perslit
🌷ترانه مازنی لاره لاره
با صدای ابوالحسن خوشرو
نمِ وارِش بشه بهار بِواره
تی نازِ گیسِ ره شه وار بِواره
هَلی داره تِتی عاروس هم بود
حنابندونِ کَکی تی مار بِواره
هی لاره لاره جان لاره لاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
شه شور گیسِ جا بِسازه کیمه
می سینه تَش گیرنه می دل پِر هیمه
می چشا چشم خِرنه تی قابِ آینه
می جانِ فرش هاکِن نقشِ قدیمه
هی لاره لاره جان لاره لاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
با تِتی ره خِشه ماره بَمونده
تِتی تا کی خِشه یاره بَمونده
مجنونِ قد تا اِفرا رِساینه
وقتب ساره خِشه بِلبِل بخونده
هی لاره لاره جان لاره لاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
مِره بیار دیار ای یاری عیده
تی کار و زندگی بَیه تی حاصل
همه دونِن هلاکم کردی آخر
بِلاره باشه خون لاله گِل
هی لاره لاره جان لاره لاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
🌷برگردان ترانه
بارون نم نم صبر کرده تا بهار بباره
به روی گیسوی نازن بباره
شکوفه درخت آلوچه مثل عروس بود حنابندون پرنده ها بود
مژدگونیه ونوش چیه بهاره
از گیسوی قشنگت کلبه بسازه
سینه من آتیش میگیره و دلم پر از هیزمه
چشمام هرجا میچرخه قاب آینه ایت رومیبینه
جانم رو فرش زیر پاهات کن فرش نقش قدیمیه
مژدگونیه ونوش چیه،بهاره
با شکوفه هاش خوشه مثل مادرش میمونه
شکوفه تا کی خوشه تا وقتی که پیش یارش بمونه
قد مجنون مثل درخت افرا بلنده
ساره وقتی خوشه که بلبل بخونه
مژدگونی ونوش چیه، بهاره
منو بیار دیار خودت ای یار که عیده
کارو زندگیت حاصل شده
همه میدونن حالا که کم آوردی
بزار رنگ گل لاله مثل خون باشه
مژدگونی ونوش چیه، بهاره
@perslit
https://t.me/perslit
با صدای ابوالحسن خوشرو
نمِ وارِش بشه بهار بِواره
تی نازِ گیسِ ره شه وار بِواره
هَلی داره تِتی عاروس هم بود
حنابندونِ کَکی تی مار بِواره
هی لاره لاره جان لاره لاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
شه شور گیسِ جا بِسازه کیمه
می سینه تَش گیرنه می دل پِر هیمه
می چشا چشم خِرنه تی قابِ آینه
می جانِ فرش هاکِن نقشِ قدیمه
هی لاره لاره جان لاره لاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
با تِتی ره خِشه ماره بَمونده
تِتی تا کی خِشه یاره بَمونده
مجنونِ قد تا اِفرا رِساینه
وقتب ساره خِشه بِلبِل بخونده
هی لاره لاره جان لاره لاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
مِره بیار دیار ای یاری عیده
تی کار و زندگی بَیه تی حاصل
همه دونِن هلاکم کردی آخر
بِلاره باشه خون لاله گِل
هی لاره لاره جان لاره لاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
وَنوش مَشتِلِق چیه بهاره
🌷برگردان ترانه
بارون نم نم صبر کرده تا بهار بباره
به روی گیسوی نازن بباره
شکوفه درخت آلوچه مثل عروس بود حنابندون پرنده ها بود
مژدگونیه ونوش چیه بهاره
از گیسوی قشنگت کلبه بسازه
سینه من آتیش میگیره و دلم پر از هیزمه
چشمام هرجا میچرخه قاب آینه ایت رومیبینه
جانم رو فرش زیر پاهات کن فرش نقش قدیمیه
مژدگونیه ونوش چیه،بهاره
با شکوفه هاش خوشه مثل مادرش میمونه
شکوفه تا کی خوشه تا وقتی که پیش یارش بمونه
قد مجنون مثل درخت افرا بلنده
ساره وقتی خوشه که بلبل بخونه
مژدگونی ونوش چیه، بهاره
منو بیار دیار خودت ای یار که عیده
کارو زندگیت حاصل شده
همه میدونن حالا که کم آوردی
بزار رنگ گل لاله مثل خون باشه
مژدگونی ونوش چیه، بهاره
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🐛دگردیسی کرم ابریشم به پروانه
تو فرشته شوی ار جهد کنی از پی آنک
برگ توتست که گشتست به تدریج اطلس
🦋از قصیده سنایی غزنوی
باید که جمله جان شوی
تا لایق جانان شوی
🦋از غزل مولوی
@perslit
https://t.me/perslit
تو فرشته شوی ار جهد کنی از پی آنک
برگ توتست که گشتست به تدریج اطلس
🦋از قصیده سنایی غزنوی
باید که جمله جان شوی
تا لایق جانان شوی
🦋از غزل مولوی
@perslit
https://t.me/perslit