دمی در هوای ادب پارسی
629 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
مناجات_محمد معتمدی
@bazmemusighi
مناجات: ای خدا این وصل را هجران مکن
سروده: مولوی از دیوان شمس 
غزل شمارهٔ ۲۰۲۰
آواز: محمد معتمدی
موسیقی: مثنوی مایه بیات ترک


ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن

باغ جان را تازه و سرسبز دار
قصد این مستان و این بستان مکن

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن
خلق را مسکین و سرگردان مکن

جمع و شمع خویش را برهم مزن
دشمنان را کور کن شادان مکن

بر درختی که آشیان مرغ توست
شاخ مشکن مرغ را پران مکن

گر چه دزدان خصم روز روشنند
آنچ می‌خواهد دل ایشان مکن

کعبه اقبال این حلقه است و بس
کعبه اومید را ویران مکن

این طناب خیمه را برهم مزن
خیمه توست آخر ای سلطان مکن

نیست در عالم ز هجران تلخ تر
هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن
@perslit
https://t.me/perslit
کمترین تصویر از یک زندگانی
آب، نان، آواز !
ور فزون‌تر خواهی از آن
گاه ‌گه پرواز
ور فزون‌تر خواهی از آن شادی آغاز
ور فزون‌تر، باز هم خواهی ...
بگویم، باز؟
آنچنان بر ما به نان و آب،
اینجا تنگ‌سالی شد
که کس در فکر آوازي نخواهد بود
وقتی آوازی نباشد
شوق پروازی نخواهد بود....

محمد رضا شفیعی کدکنی
@perslit
https://t.me/perslit
دمی در هوای ادب پارسی pinned «🌙میزان فطریه شاعران چقدر است؟ بگیر فطره‌ام، اما مخور برادر جان که من در این رمضان قوتِ غالبم غم بود 🌙مهدی اخوان ثالث در هر رمضان فرصت من کم بوده‌ست این رحمتِ وارفته، محرّم بوده‌ست از فطریه‌ام مستحقی شاد نشد عمری‌ست که قوت غالبم غم بوده‌ست 🌙اصغر عظیمی مهر…»
سایه ای بر دل ریشم فکن ای گنج روان
که من این خانه به سودای تو ویران کردم

❤️ می دانیم گنج را در ویرانه و خرابه پنهان می کردند.
حافظ هم می گوید خانه‌ دلم را ویران و بی نام و نشان و مجروح کردم تا تو را ببینم و در سایه ات باشم‌.
@perslit
https://t.me/perslit
زنبور عسل ها چنان مست و مدهوش گل شده اند که از جان شان بیخبر مانده اند!!

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بیخبر آید
@perslit
https://t.me/perslit
دمی در هوای ادب پارسی pinned «⭕️ هشت آزمایش ذهنی جهت شناخت راه آینده نکته مهم در تمام این آزمایشات این است که واقعا خود را در فضای این آزمایشات تصور کنید تا جوابگو باشد و بتوانید واقعا پی به خواسته ی درونی خود ببرید. 🌴۱- جامعه ای را فرض کنید که در آن تمام شغل ها از سه جهت درآمد مادی،شهرت…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
... پسران عبدالمطلب!
نبینم در خون مسلمانان فرو رفته اید - و دستها را بدان آلوده - و گویید امیر مؤمنان را کشته اند!
بدانید جز کشنده من نباید کسی به خون من کشته شود.
بنگرید!
اگر من از این ضربت او مُردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مَبُرید که من از رسول خدا (ص) شنیدم می فرمود: "بپرهیزید از بریدن اندام مرده هر چند سگ دیوانه باشد."
🙏از نامه ۴۷ نهج برگردان جعفر شهیدی ص ۳۲۰ نشر انقلاب اسلامی

بجز از علي که گويد به پسر، که قاتل من
چو اسير تست اکنون، به اسيرکن مدارا
🙏شهریار
@perslit
https://t.me/perslit
آن دم که سپیده سر زد و گلگون شد
در سنگر محراب علی در خون شد
ناگه ز زمین و آسمان خون جوشید
عالم ز فراق شیر حق مجنون شد

🙏سروده رحیم جهان آرا
زاده چهارم مرداد ۱۳۴۱
در گذشته هشتم فروردین ۱۳۹۸
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این "اشرف مخلوقات" چقدر بخودش و زمین و آسمان و دیگر آفریننده ها بیداد و ستم کرده!
آفریدگارش چقدر بهش باریکلا و مرحبا گفته بود و او را نماینده خودش گماشته بود.

"داروین" بیراه نمی گفت، میمون دم بریده ای که یاد گرفته روی دو پا راه برود!

کارگزاران ِ پروردگار هشدار داده بودند که از این آفریننده ی ستمکار و نادان، تنها خونریزی و کشتار و بیداد و ستم بر می آید.
ولی پروردگار فرموده شاهنامه آخرش خوشه، درست میشه

هر انسانی که زاده می شود نشان می دهد هنوز پروردگار به انسان امید دارد.
@perslit
https://t.me/perslit
Davood Azad [WikiSeda]
Davood Azad [WikiSeda]
ترانه: از پرده برون آمد
سروده: عراقی 
ساز و آواز: داود آزاد
 

از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
هم پردهٔ ما بدرید، هم توبهٔ ما بشکست

بنمود رخ زیبا، گشتیم همه شیدا
چون هیچ نماند از ما آمد بر ما بنشست

زلفش گرهی بگشاد بند از دل ما برخاست
جان دل ز جهان برداشت وندر سر زلفش بست

در دام سر زلفش ماندیم همه حیران
وز جام می لعلش گشتیم همه سرمست

از دست بشد چون دل در طرهٔ او زد چنگ
غرقه زند از حیرت در هرچه بیابد دست

چون سلسلهٔ زلفش بند دل حیران شد
آزاد شد از عالم وز هستی ما وارست

دل در سر زلفش شد، از طره طلب کردم
گفتا که: لب او خوش اینک سرما پیوست

با یار خوشی بنشست دل کز سر جان برخاست
با جان و جهان پیوست دل کز دو جهان بگسست

از غمزهٔ روی او گه مستم و گه هشیار
وز طرهٔ لعل او گه نیستم و گه هست

می‌خواستم از اسرار اظهار کنم حرفی
ز اغیار نترسیدم گفتم سخن سر بست
@perslit
https://t.me/perslit
هر روز، روز معلم است.

به هر اداره ای که می رویم؛
کارمند نشسته و ارباب رجوع ایستاده!
به جز کلاس درس...
که ارباب رجوع نشسته و معلم ایستاده.

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست
بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو
کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع
در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست
این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع
در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست
ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع
بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است
با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو
چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع
@perslit
https://t.me/perslit
دمی در هوای ادب پارسی pinned «🌙شرح بیت اول غزل ۱۳۱ حافظ بیاکه تُرک ِ فَلَک خوان ِ روزه غارت کرد هلال ِ عید به دور ِ قدح اشارت کرد 🌙تُرک ِ فَلَک: فَلَک ِ تُرک: فلک ِ غارتگر 🌙خوان ِ روزه: سفره ی روزه: بساط ِ روزه. اشاره به اینکه در ماه رمضان میهمانی ِ خدا برپا است (ضیافت الله) و همچنین…»