Moosa Va Shaban-(IRMP3.IR)
Shahram Nazeri
🙏موسی و شبان
از مثنوی مولوی
آواز شهرام ناظری
سه تار جلال ذوالفنون
نی بهزاد فروهری
@perslit
https://t.me/perslit
از مثنوی مولوی
آواز شهرام ناظری
سه تار جلال ذوالفنون
نی بهزاد فروهری
@perslit
https://t.me/perslit
🙏علی اشرف نوبتی
( تخلص پرتو کرمانشاهی)
شاعری است که به دو زبان فارسی و کُردی سروده دارد
زاده ۶ مهر ۱۳۱۰ کرمانشاه
درگذشته ۵ بهمن ١۴٠٠
🙏سروده نخست:
چون حبابی دیده وا کردیم در دریای هیچ
عمر بگذشت ای دریغا بر سر سودای هیچ
در میان جنگلی از آهن و دود وغبار
شهر هیچستان ما را بین و این غوغای هیچ
جعبه شهر فرنگ است وبه هر سازی در آن
صورتک هایی که می خندند برسیمای هیچ
بر سر آمال خود بی دست وپایان پایمال
وانکه را دست است و پا بنهاده بر سودای هیچ
مهر بی مهری نهاده بر جبین ها داغ ها
در فسون لفظ ها پنهان شده معنای هیچ
خسته از نیرنگ وافسون چشم ها وگوش ها
تا که می کوبد بر این طبل بلند آوای هیچ
آی باران گر همه در دانه داری زینهار
جز گل حسرت نخواهی چید از این صحرای هیچ
شمع من مستانه می رقصی در آغوش نسیم
باش تا از روزنی سر بر کند فردای هیچ
خود گریزی خسته ام آیا پناهی مانده است
ای کدامین کوچه ی متروک و ای دنیای هیچ
شعر ما پرتو در این آشفته بازار ریا
هم چو تشریفی است کاویزند بر بالای هیچ
🙏سروده دوم:
گفتی خدا نخواست نگفتی چرا نخواست
ماهم نخواستیم، خدا خواست یا نخواست
ای دوست از فسانه تقدیر لب ببند
مهمان ما نصیب ز خوان قضا نخواست
با ما مکن ستیزه که ما را گناه نکشت
ای مدعی الهه معنی تو را نخواست
کشتی شکسته ای که به طوفان عنان سپرد
پرتو هدایت از مدد ناخدا نخواست
🙏سروده سوم:
ای از نوا در هر سری افکنده شوری
عشاق را از خاوران چون بحر نوری
آوای تو در گوش جان پیچد به شب ها
همچون درای کاروان از راه دوری
از آن دهان دلنشین هر بیت حافظ
شاخه گلی ماند به گلدان بلوری
چون واکنی لب با صبوری کن صبوری
آتش زنی بر خرمن هر ناصبوری
گلبانگ چاووشانه ات چون خیزد از دل
گویی کند با عاشقی نجوا چگوری
پیغام راز آورده ای از لحن داوود
یا خود کلیم دیگری از کوه طوری
رسته گل آواز تو ای رامش جان
چون چشمه ساری در کویر سوت و کوری
ای نغمه ات پرورده ی شهد و ملاحت
هم شور شیرینی و هم شیرین شوری
اکنون که معراج هنر شد جلوه گاهت
زیبد عقابی بودن و اوج غروری
هر چند در ایام ما قدر هنر را
زر در ترازو باید و بازوی زوری
باری به جان فریاد باید زد که این شب
خواب سموری دارد و پای تنوری
در شعر پرتو گو شجریان هم نگنجد
جانا تو خود جانمایه ی هر شعر و شوری
🙏سروده چهارم:
تا جلوه کرد بر سر،موی سپید ما را
آیینه هر چه کوشید دیگر ندید ما را
نقش خیال خویشیم بر لوح آفرینش
گفتی که دید ما را هر کس شنید ما را
رفت آن شب شراب و آن شور و حال مستی
حتی خیال آن هم از سر پرید ما را
چون موج خود گریزی تا بی کران رمیدیم
هر ساحل از کناری دامن کشید ما را
بی حاصلی از این بیش باشد که را، که صیاد
زندانی قفس کرد از شاخ بید ما را
نقش آفرین هستی هر نقش زد عبث بود
صد بار اگر شکست و باز آفرید ما را
چون غنچه ای فسرده دور از پسند گلچین
شرمنده ی خزانیم کز شاخه چید ما را
تیری به چله داریم ز آزادگی چو آرش
گر از گذشت ایام قامت خمید ما را
جز باده ی کهن از هر کهنگی بریدیم
کان هم در این زمانه از خود برید ما را
دریا سراب اگر شد در چشم ما عجب نیست
هر روز با فریبی دادند امید ما را
دردا که عمر طی شد در اضطراب عالم
هر کس که مشکلی داشت دل می تپید ما را
ما خود ز گمرهانیم پرتو به راه مقصود
بیچاره آن که عمری از پی دوید ما را
@perslit
https://t.me/perslit
Telegram
دمی در هوای ادب پارسی
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
AUD-20220302-WA0067ساز و آواز بداهه
علی یوسف وند حمید سروری
🙏بیاد شاعر علی اشرف نوبتی
( تخلص پرتو کرمانشاهی)
زاده ۶ مهر ۱۳۱۰ کرمانشاه
درگذشته ۵ بهمن ۱۴۰۰
آواز : علی یوسف وند
سه تار : حمید خان سروری
موسیقی : دستگاه همایون که از فراز و نشیب روزگار حکایت می کند و شکیبایی و بردباری می آموزد
اجرا : ۱۴۰۰/۱۲/۱۰ خورشیدی
آسمان تیره شد از گرد سواری که نبود
سبزه پژمرد ز دیدار بهاری که نبود
گریه ها خون شد و آویخت به دامان ریا
لاله رویید به بالین مزاری که نبود
عهد و پیمانی اگر بود ز خاطر ها رفت
آنچه برجاست بود قول و قراری که نبود
نه وطن داشت سر یاری و نه هموطنی
چه امیدی است ز دیار و دیاری که نبود
در پی گوهر مقصود به خود پیچیدیم
همچو گرداب به امید کناری* که نبود
دست و پایی که زدیم از پی آزادیها
تنگ تر کرد بما راه فراری که نبود
قصه تیر هوایی است کمانداری ما
عمر طی شد به کمینگاه شکاری که نبود
چون غروب از شفق آموز که "پرتو" هر روز
آرد از پرده برون نقش و نگاری که نبود
*کنار ( اینجا) : کرانه ؛ ساحل
@perslit
https://t.me/perslit
( تخلص پرتو کرمانشاهی)
زاده ۶ مهر ۱۳۱۰ کرمانشاه
درگذشته ۵ بهمن ۱۴۰۰
آواز : علی یوسف وند
سه تار : حمید خان سروری
موسیقی : دستگاه همایون که از فراز و نشیب روزگار حکایت می کند و شکیبایی و بردباری می آموزد
اجرا : ۱۴۰۰/۱۲/۱۰ خورشیدی
آسمان تیره شد از گرد سواری که نبود
سبزه پژمرد ز دیدار بهاری که نبود
گریه ها خون شد و آویخت به دامان ریا
لاله رویید به بالین مزاری که نبود
عهد و پیمانی اگر بود ز خاطر ها رفت
آنچه برجاست بود قول و قراری که نبود
نه وطن داشت سر یاری و نه هموطنی
چه امیدی است ز دیار و دیاری که نبود
در پی گوهر مقصود به خود پیچیدیم
همچو گرداب به امید کناری* که نبود
دست و پایی که زدیم از پی آزادیها
تنگ تر کرد بما راه فراری که نبود
قصه تیر هوایی است کمانداری ما
عمر طی شد به کمینگاه شکاری که نبود
چون غروب از شفق آموز که "پرتو" هر روز
آرد از پرده برون نقش و نگاری که نبود
*کنار ( اینجا) : کرانه ؛ ساحل
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چقدر مشتاق این مردان هستیم.
مولوی می گوید گوشم داستان مردان ِ پاک را شنید و مست شد ولی آرزو دارم چشمم هم آنها را ببیند و مست شود:
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قِسم ِ چشم؟ صورت ایمانم آرزوست
حافظ همزبان با بیژن امید دارد حال که به دست افراسیاب به چاه افکنده شده، مگر به یاری رستم از آن تاریکی رهایی یابد:
شاه ِ ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت
دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم
@perslit
https://t.me/perslit
مولوی می گوید گوشم داستان مردان ِ پاک را شنید و مست شد ولی آرزو دارم چشمم هم آنها را ببیند و مست شود:
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قِسم ِ چشم؟ صورت ایمانم آرزوست
حافظ همزبان با بیژن امید دارد حال که به دست افراسیاب به چاه افکنده شده، مگر به یاری رستم از آن تاریکی رهایی یابد:
شاه ِ ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت
دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دمی با سخنان دکتر علیرضا قیامتی
دبیر همایش بین المللی شاهنامه در گذرگاه جاده ابریشم
@perslit
https://t.me/perslit
دبیر همایش بین المللی شاهنامه در گذرگاه جاده ابریشم
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواجه مگو که من منم من نه منم نه من منم
گر تو تویی و من منم من نه منم نه من منم
عا شق زار او منم بی دل و یا ر او منم
با غ و بهار او منم من نه منم نه من منم
یار و نگار او منم غنچه و خار او منم
بر سر دار او منم من نه منم نه من منم
لاله عذار او منم چاره ی کار او منم
حسن و جوار او منم من نه منم نه من منم
باغ شدم ز ورد او داغ شدم ز گرد او
زاغ شدم ز درد او من نه منم نه من منم
آب گذشت از سرم بخت برفت از برم
ماه بریخت اخترم من نه منم نه من منم
لاف زدم ز جام او گام شدم ز گام او
عشق چه گفت نام او من نه منم نه من منم
روح مرا حیات ازو ذات مرا صفات ازو
فقر مرا زکات از او من نه منم نه من منم
جان مرا جمال ازو نفس مرا جلال ازو
عشق مرا کمال ازو من نه منم نه من منم
غرق شدم ز روح او بحر شدم ز نوح او
تا برسد فتوح او من نه منم نه من منم
دولت شید او منم باز سپید او منم
راه امید او منم من نه منم نه من منم
گفت برو تو شمس دین هیچ مگو از آن واین
تا شودت گمان یقین من نه منم نه من منم
@perslit
https://t.me/perslit
گر تو تویی و من منم من نه منم نه من منم
عا شق زار او منم بی دل و یا ر او منم
با غ و بهار او منم من نه منم نه من منم
یار و نگار او منم غنچه و خار او منم
بر سر دار او منم من نه منم نه من منم
لاله عذار او منم چاره ی کار او منم
حسن و جوار او منم من نه منم نه من منم
باغ شدم ز ورد او داغ شدم ز گرد او
زاغ شدم ز درد او من نه منم نه من منم
آب گذشت از سرم بخت برفت از برم
ماه بریخت اخترم من نه منم نه من منم
لاف زدم ز جام او گام شدم ز گام او
عشق چه گفت نام او من نه منم نه من منم
روح مرا حیات ازو ذات مرا صفات ازو
فقر مرا زکات از او من نه منم نه من منم
جان مرا جمال ازو نفس مرا جلال ازو
عشق مرا کمال ازو من نه منم نه من منم
غرق شدم ز روح او بحر شدم ز نوح او
تا برسد فتوح او من نه منم نه من منم
دولت شید او منم باز سپید او منم
راه امید او منم من نه منم نه من منم
گفت برو تو شمس دین هیچ مگو از آن واین
تا شودت گمان یقین من نه منم نه من منم
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عاشق به هر سو که می نگرد فقط محبوب را می بیند، شکوفه بهاری هم او را به سوی لبخند یار می کشاند
🌹شکوفه
سروده: پرویز وکیلی
ساخته: عطاء اله خرم
مایه: اصفهان
خواننده: ویگن
اجرا: سال ۱۳۳۸
شکوفه می رقصد از باد بهاری
شده سر تا سر دشت سبز و گلناری
شکوفه های بی قرار روز آفتابی
به صبا بوسه دهند با لب سرخابی
ای شکوفه خنده ی تو جلوه ها دارد
آن روی زيبا نظری سوی ما دارد
دلداده بلبل دارد سخن ها
آراید از ساز و سخن بزم چمن ها
پروانه در بزم طرب آمده تنها
باد بهاری با بیقراری
شکوفه پرپر کند و لاله پریشان
به هر طرف دست صبا گشته گل افشان
شکوفه می رقصد از باد بهاری
شده سر تا سر دشت سبز و گلناری
عطر جان پرور گل می برد هوشم
نغمه مرغ چمن کرده خاموشم
ای شکوفه خنده ی تو جلوه ها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد ...
@perslit
https://t.me/perslit
🌹شکوفه
سروده: پرویز وکیلی
ساخته: عطاء اله خرم
مایه: اصفهان
خواننده: ویگن
اجرا: سال ۱۳۳۸
شکوفه می رقصد از باد بهاری
شده سر تا سر دشت سبز و گلناری
شکوفه های بی قرار روز آفتابی
به صبا بوسه دهند با لب سرخابی
ای شکوفه خنده ی تو جلوه ها دارد
آن روی زيبا نظری سوی ما دارد
دلداده بلبل دارد سخن ها
آراید از ساز و سخن بزم چمن ها
پروانه در بزم طرب آمده تنها
باد بهاری با بیقراری
شکوفه پرپر کند و لاله پریشان
به هر طرف دست صبا گشته گل افشان
شکوفه می رقصد از باد بهاری
شده سر تا سر دشت سبز و گلناری
عطر جان پرور گل می برد هوشم
نغمه مرغ چمن کرده خاموشم
ای شکوفه خنده ی تو جلوه ها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد ...
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹موسم گل
سروده: وحید دستگردی
ساخته: موسی معروفی در مایه دشتی
اجرا شده: قمرالملوک وزیری،
پوران، هنگامه اخوان، شهرزاد سپانلو و ایرج بسطامی
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: وحید دستگردی
ساخته: موسی معروفی در مایه دشتی
اجرا شده: قمرالملوک وزیری،
پوران، هنگامه اخوان، شهرزاد سپانلو و ایرج بسطامی
@perslit
https://t.me/perslit
همکار گرامی جناب مهندس شادبه در استقبال قصیده بهاریه سعدی سروده اند:
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دلست
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیحاند
نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار
خبرت هست که مرغان سحر میگویند
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار
هر که امروز نبیند اثر قدرت او
غالب آنست که فرداش نبیند دیدار
تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
که تواند که دهد میوهٔ الوان از چوب؟
یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار
@perslit
https://t.me/perslit
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دلست
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیحاند
نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار
خبرت هست که مرغان سحر میگویند
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار
هر که امروز نبیند اثر قدرت او
غالب آنست که فرداش نبیند دیدار
تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
که تواند که دهد میوهٔ الوان از چوب؟
یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ترانه: نوروز تو راهه
ساخته: ثمین باغچهبان زاده ۱۳۰۴ تبریز و درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول، آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی ، فرزند جبار باغچهبان بنیانگذار آموزشگاه ناشنوایان در ایران
بازخوانی: رها رحمتی
@perslit
https://t.me/perslit
ساخته: ثمین باغچهبان زاده ۱۳۰۴ تبریز و درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول، آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی ، فرزند جبار باغچهبان بنیانگذار آموزشگاه ناشنوایان در ایران
بازخوانی: رها رحمتی
@perslit
https://t.me/perslit
🌿سیزده بدر فرخنده باد.
در سیزده فقط گره نزنیم، گاهی هم گرهی باز کنیم.
🌿 از حافظ بخوانیم که کلید دلبری، همانا خوش خلقی و گشودن گره های ابروان است:
نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست
گره بگشود از ابرو و بر دل های یاران زد
🌿 از سهراب سپهری بخوانیم که بر خلاف درخت مو، بی گره باشیم:
روی قانون چمن پا نگذاریم.
در موستان گره ذائقه را باز کنیم.
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد.
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ، این همه سبز.
@perslit
https://t.me/perslit
در سیزده فقط گره نزنیم، گاهی هم گرهی باز کنیم.
🌿 از حافظ بخوانیم که کلید دلبری، همانا خوش خلقی و گشودن گره های ابروان است:
نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست
گره بگشود از ابرو و بر دل های یاران زد
🌿 از سهراب سپهری بخوانیم که بر خلاف درخت مو، بی گره باشیم:
روی قانون چمن پا نگذاریم.
در موستان گره ذائقه را باز کنیم.
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد.
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ، این همه سبز.
@perslit
https://t.me/perslit
Telegram
دمی در هوای ادب پارسی
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿سیزده بدر
ضربی خوانی در دستگاه همایون که استادش زنده یاد مرتضی احمدی است.
@perslit
https://t.me/perslit
ضربی خوانی در دستگاه همایون که استادش زنده یاد مرتضی احمدی است.
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💐 دمی با استادان سخن و آواز ، سعدی و شجریان:
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم
به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را
@perslit
https://t.me/perslit
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم
به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصنیف: گر به تو افتدم نظر
سروده: طاهره قره العین
ساخته: محمد رضا لطفی
تار: صهبا مطلبی
آواز: شایاندخت عابدینی منش
@perslit
https://t.me/perslitک
سروده: طاهره قره العین
ساخته: محمد رضا لطفی
تار: صهبا مطلبی
آواز: شایاندخت عابدینی منش
@perslit
https://t.me/perslitک