Eysham Modam Ast-(IRMP3.IR)
🙏عیشم مدام است
نی: محمد علی کیانی نژاد
دف: بیژن کامکار
به حلقه ذکر نی و دف وارد شوید و به همراهشان این سروده حافظ را زمزمه نمایید.
کلمه " مدام" ایهام دارد و به دو معناست:
۱ - پیوسته
۲ - شراب
عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیدهست
از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه
https://t.me/perslit
@perslit
نی: محمد علی کیانی نژاد
دف: بیژن کامکار
به حلقه ذکر نی و دف وارد شوید و به همراهشان این سروده حافظ را زمزمه نمایید.
کلمه " مدام" ایهام دارد و به دو معناست:
۱ - پیوسته
۲ - شراب
عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیدهست
از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه
https://t.me/perslit
@perslit
Audio
🙏شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را
مثنوی مولوی دفتر دوم ابیات ۲۷۴۹ به بعد
قاضیی بنشاندند و میگریست
گفت نایب قاضیا گریه ز چیست
این نه وقت گریه و فریاد تست
وقت شادی و مبارکباد تست
گفت اه چون حکم راند بیدلی
در میان آن دو عالم جاهلی
آن دو خصم از واقعهٔ خود واقفند
قاضی مسکین چه داند زان دو بند
جاهلست و غافلست از حالشان
چون رود در خونشان و مالشان
گفت خصمان عالماند و علتی
جاهلی تو لیک شمع ملتی
زانک تو علت نداری در میان
آن فراغت هست نور دیدگان
وان دو عالم را غرضشان کور کرد
علمشان را علت اندر گور کرد
جهل را بیعلتی عالم کند
علم را علت کژ و ظالم کند
تا تو رشوت نستدی بینندهای
چون طمع کردی ضریر و بندهای
از هوا من خوی را وا کردهام
لقمههای شهوتی کم خوردهام
چاشنیگیر دلم شد با فروغ
راست را داند حقیقت از دروغ
🙏واژه ها:
بی دل: در اینجا ناآگاه
القاضیُّ جاهلٌ بین العالِمَین: قاضی نادانی است میان دو آگاه
علّت: بیماری
علّتی: بیمار
ضَریر: نابینا
رِشوَت: رشوه
چاشنی گیر: مزه چش، آنکس که در سفره بزرگان و پادشاهان اندکی از هر غذا را می چشد تا اطمینان حاصل کند زهری در آنها نباشد
https://t.me/perslit
@perslit
مثنوی مولوی دفتر دوم ابیات ۲۷۴۹ به بعد
قاضیی بنشاندند و میگریست
گفت نایب قاضیا گریه ز چیست
این نه وقت گریه و فریاد تست
وقت شادی و مبارکباد تست
گفت اه چون حکم راند بیدلی
در میان آن دو عالم جاهلی
آن دو خصم از واقعهٔ خود واقفند
قاضی مسکین چه داند زان دو بند
جاهلست و غافلست از حالشان
چون رود در خونشان و مالشان
گفت خصمان عالماند و علتی
جاهلی تو لیک شمع ملتی
زانک تو علت نداری در میان
آن فراغت هست نور دیدگان
وان دو عالم را غرضشان کور کرد
علمشان را علت اندر گور کرد
جهل را بیعلتی عالم کند
علم را علت کژ و ظالم کند
تا تو رشوت نستدی بینندهای
چون طمع کردی ضریر و بندهای
از هوا من خوی را وا کردهام
لقمههای شهوتی کم خوردهام
چاشنیگیر دلم شد با فروغ
راست را داند حقیقت از دروغ
🙏واژه ها:
بی دل: در اینجا ناآگاه
القاضیُّ جاهلٌ بین العالِمَین: قاضی نادانی است میان دو آگاه
علّت: بیماری
علّتی: بیمار
ضَریر: نابینا
رِشوَت: رشوه
چاشنی گیر: مزه چش، آنکس که در سفره بزرگان و پادشاهان اندکی از هر غذا را می چشد تا اطمینان حاصل کند زهری در آنها نباشد
https://t.me/perslit
@perslit
4_6019404589558663431.MP4
15 MB
🙏ده اشتباه فاحش «دیالوگ نویسی» از نظر رابرت مککی؛ فیلمنامهنویس و منتقد آمریکایی!
📗 کتاب: " داستان"
ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی
✍ نویسنده: رابرت مککی
🔃 مترجم: محمد گذر آبادی
📚 نشر: هرمس
"هر روز بدنبال پاسخی برای پرسش ابدی ارسطو در کتاب خود بنام اخلاق هستیم: چگونه باید زندگی را گذراند؟
بشر از دیر باز پرسش ارسطو را به چهار طریق پاسخ گفته است: فلسفه، علم، دین، هنر .... به منبعی باز می گردیم که هنوز به آن اعتقاد داریم: هنر داستان گویی"
📗صفحه ۹ ترجمه فارسی
بسیاری بر این عقیدهاند که پس از ارسطو، رابرت مککی بزرگترین استاد درامنویسی در جهان است. در اهمیت جایگاه او در سینمای معاصر همین بس که بدانیم تاکنون بیش از پنجاههزار نفر در سراسر جهان در سمینارهای سهروزهی او شرکت کردهاند. کتاب «داستان» او به بیش از بیست زبان ترجمه شده و جزو پرفروشترین کتابها در زمینهی فیلمنامهنویسی است.
https://t.me/perslit
@perslit
📗 کتاب: " داستان"
ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی
✍ نویسنده: رابرت مککی
🔃 مترجم: محمد گذر آبادی
📚 نشر: هرمس
"هر روز بدنبال پاسخی برای پرسش ابدی ارسطو در کتاب خود بنام اخلاق هستیم: چگونه باید زندگی را گذراند؟
بشر از دیر باز پرسش ارسطو را به چهار طریق پاسخ گفته است: فلسفه، علم، دین، هنر .... به منبعی باز می گردیم که هنوز به آن اعتقاد داریم: هنر داستان گویی"
📗صفحه ۹ ترجمه فارسی
بسیاری بر این عقیدهاند که پس از ارسطو، رابرت مککی بزرگترین استاد درامنویسی در جهان است. در اهمیت جایگاه او در سینمای معاصر همین بس که بدانیم تاکنون بیش از پنجاههزار نفر در سراسر جهان در سمینارهای سهروزهی او شرکت کردهاند. کتاب «داستان» او به بیش از بیست زبان ترجمه شده و جزو پرفروشترین کتابها در زمینهی فیلمنامهنویسی است.
https://t.me/perslit
@perslit
به ترتیب:
محمد رضا حکیمی
احمد آرام
محمود حسابی
🙏احمد آرام
زاده ۷ فروردین ۱۲۸۱ محله چاله میدان تهران
درگذشته ۱۴ فروردین ۱۳۷۷ ایالات متحده آمریکا دفن شده در قطعه هنرمندان بهشت زهرا
🙏تحصیلات: پزشکی و حقوق از دارالفنون
🙏آثار: تالیف حدود چهل جلد کتاب درسی و آموزشی
ترجمه بیش از یکصد و چهل اثر از زبانهای انگلیسی فرانسه و عربی . وی در ترجمه کتابها، دقت میکرد تا معادلهای فارسی مناسب برای واژههای خارجی بیابد و از اصطلاحات و واژههای فرنگی استفاده نکند. خود وی در این باره میگوید:
"من در زمینه طب کتابی ترجمه کردهام که حدود ۱۲۰۰ صفحه دارد. در این کتاب سعی کردهام حتی یک کلمه فرنگی نیاورم. البته کار بسیار مشکلی است، ولی من این کار را انجام دادم."
https://t.me/perslit
@perslit
محمد رضا حکیمی
احمد آرام
محمود حسابی
🙏احمد آرام
زاده ۷ فروردین ۱۲۸۱ محله چاله میدان تهران
درگذشته ۱۴ فروردین ۱۳۷۷ ایالات متحده آمریکا دفن شده در قطعه هنرمندان بهشت زهرا
🙏تحصیلات: پزشکی و حقوق از دارالفنون
🙏آثار: تالیف حدود چهل جلد کتاب درسی و آموزشی
ترجمه بیش از یکصد و چهل اثر از زبانهای انگلیسی فرانسه و عربی . وی در ترجمه کتابها، دقت میکرد تا معادلهای فارسی مناسب برای واژههای خارجی بیابد و از اصطلاحات و واژههای فرنگی استفاده نکند. خود وی در این باره میگوید:
"من در زمینه طب کتابی ترجمه کردهام که حدود ۱۲۰۰ صفحه دارد. در این کتاب سعی کردهام حتی یک کلمه فرنگی نیاورم. البته کار بسیار مشکلی است، ولی من این کار را انجام دادم."
https://t.me/perslit
@perslit
📗 کتاب: "داستان"
ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی
✍ نویسنده: رابرت مککی
🔃 مترجم: محمد گذر آبادی
📚 نشر: هرمس
"هر روز بدنبال پاسخی برای پرسش ابدی ارسطو در کتاب خود بنام اخلاق هستیم: چگونه باید زندگی را گذراند؟
بشر از دیر باز پرسش ارسطو را به چهار طریق پاسخ گفته است: فلسفه، علم، دین، هنر .... به منبعی باز می گردیم که هنوز به آن اعتقاد داریم: هنر داستان گویی"
📗صفحه ۹ ترجمه فارسی
بسیاری بر این عقیدهاند که پس از ارسطو، رابرت مککی بزرگترین استاد درامنویسی در جهان است. در اهمیت جایگاه او در سینمای معاصر همین بس که بدانیم تاکنون بیش از پنجاههزار نفر در سراسر جهان در سمینارهای سهروزهی او شرکت کردهاند. کتاب «داستان» او به بیش از بیست زبان ترجمه شده و جزو پرفروشترین کتابها در زمینهی فیلمنامهنویسی است.
https://t.me/perslit
@perslit
ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی
✍ نویسنده: رابرت مککی
🔃 مترجم: محمد گذر آبادی
📚 نشر: هرمس
"هر روز بدنبال پاسخی برای پرسش ابدی ارسطو در کتاب خود بنام اخلاق هستیم: چگونه باید زندگی را گذراند؟
بشر از دیر باز پرسش ارسطو را به چهار طریق پاسخ گفته است: فلسفه، علم، دین، هنر .... به منبعی باز می گردیم که هنوز به آن اعتقاد داریم: هنر داستان گویی"
📗صفحه ۹ ترجمه فارسی
بسیاری بر این عقیدهاند که پس از ارسطو، رابرت مککی بزرگترین استاد درامنویسی در جهان است. در اهمیت جایگاه او در سینمای معاصر همین بس که بدانیم تاکنون بیش از پنجاههزار نفر در سراسر جهان در سمینارهای سهروزهی او شرکت کردهاند. کتاب «داستان» او به بیش از بیست زبان ترجمه شده و جزو پرفروشترین کتابها در زمینهی فیلمنامهنویسی است.
https://t.me/perslit
@perslit
@BOTEHRAN
هوای زمزمه هایت /همایون شجریان
🎼 هوای زمزمه هایت
خواننده: همایون شجریان
آهنگ: غلامرضاصادقی
اشعار: حسین منزوی و هوشنگ ابتهاج
✨کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت
که تشنه مانده دلم
در هوای زمزمه هایت
تهیست دستم اگر نه برای هدیه به عشقت
آخ چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت
✨به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه
هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز
به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایت
✨هوای روی تو دارم نمی گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم
چه باک اگر به دل بی غمان نبردم راه
غم شکسته دلانم که می گسارندم
https://t.me/perslit
@perslit
خواننده: همایون شجریان
آهنگ: غلامرضاصادقی
اشعار: حسین منزوی و هوشنگ ابتهاج
✨کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت
که تشنه مانده دلم
در هوای زمزمه هایت
تهیست دستم اگر نه برای هدیه به عشقت
آخ چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت
✨به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه
هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز
به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایت
✨هوای روی تو دارم نمی گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم
چه باک اگر به دل بی غمان نبردم راه
غم شکسته دلانم که می گسارندم
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏چهار مضراب بیات اصفهان ساخته استاد غلامحسین بیگجه خانی اجرای داود آزاد
۲۴ فروردین سالروز درگذشت استاد بیگجه خانی از بزرگان مکتب تار تبریز
https://t.me/perslit
@perslit
۲۴ فروردین سالروز درگذشت استاد بیگجه خانی از بزرگان مکتب تار تبریز
https://t.me/perslit
@perslit
Audio
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم ترا
شعر فروغی بسطامی
آواز جواد ذبیحی
در مایه بیات ترک
کی رفتهای زدل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
چشمم به صد مجاهده آیینهساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را
بالای خود در آینهٔ چشم من ببین
تا با خبر زعالم بالا کنم تو را
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبلهگاه مؤمن و ترسا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
زیبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را
با خیل غمزه گر به وثاقم گذر کنی
میر سپاه شاه صفآرا کنم تو را
جم دستگاه ناصردین شاه تاجور
کز خدمتش سکندر و دارا کنم تو را
شعرت ز نام شاه، فروغی شرف گرفت
زیبد که تاج تارک شعرا کنم تو را
https://t.me/perslit
@perslit
شعر فروغی بسطامی
آواز جواد ذبیحی
در مایه بیات ترک
کی رفتهای زدل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
چشمم به صد مجاهده آیینهساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را
بالای خود در آینهٔ چشم من ببین
تا با خبر زعالم بالا کنم تو را
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبلهگاه مؤمن و ترسا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
زیبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را
با خیل غمزه گر به وثاقم گذر کنی
میر سپاه شاه صفآرا کنم تو را
جم دستگاه ناصردین شاه تاجور
کز خدمتش سکندر و دارا کنم تو را
شعرت ز نام شاه، فروغی شرف گرفت
زیبد که تاج تارک شعرا کنم تو را
https://t.me/perslit
@perslit
برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
بیمغز بود سر که نهادیم پیش خلق
دیگر فروتنی به در کبریا کنیم
دارالفنا کرای مرمت نمیکند
بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم
دارالشفای توبه نبستهست در هنوز
تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم
روی از خدا به هر چه کنی شرک خالص است
توحید محض کز همه رو در خدا کنیم
پیراهن خلاف به دست مراجعت
یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم
چند آید این خیال و رود در سرای دل
تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم
چون برترین مقام ملک دون قدر ماست
چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم
سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم
بستن قبا به خدمت سالار و شهریار
امیدوارتر که گنه در عبا کنیم
سعدی گدا بخواهد و منعم به زر خرد
ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم
یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت
در خورد توست و در خور ما هر چه ما کنیم
🙏مواعظ سعدی
*کِرای: کرایه
https://t.me/perslit
@perslit
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
بیمغز بود سر که نهادیم پیش خلق
دیگر فروتنی به در کبریا کنیم
دارالفنا کرای مرمت نمیکند
بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم
دارالشفای توبه نبستهست در هنوز
تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم
روی از خدا به هر چه کنی شرک خالص است
توحید محض کز همه رو در خدا کنیم
پیراهن خلاف به دست مراجعت
یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم
چند آید این خیال و رود در سرای دل
تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم
چون برترین مقام ملک دون قدر ماست
چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم
سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم
بستن قبا به خدمت سالار و شهریار
امیدوارتر که گنه در عبا کنیم
سعدی گدا بخواهد و منعم به زر خرد
ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم
یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت
در خورد توست و در خور ما هر چه ما کنیم
🙏مواعظ سعدی
*کِرای: کرایه
https://t.me/perslit
@perslit
Telegram
دمی در هوای ادب پارسی
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
تمام فهم ما از دين و ايمان، فقط شنيدن داستان ِ آن بوده است.اما صورت ِ ایمان را ندیده ایم.
گوش مان از تعریف ِ ایمان بهره برده ولی هنوز دیدار و مشاهده ِ ایمان را در نیافته ایم:
گوشم شنيد قصهي ايمان و مست شد
كو قسم ِ چشم؟ صورتِ ايمانم آرزوست
🙏از دیوان شمس غزل ۴۴۱
https://t.me/perslit
@perslit
گوش مان از تعریف ِ ایمان بهره برده ولی هنوز دیدار و مشاهده ِ ایمان را در نیافته ایم:
گوشم شنيد قصهي ايمان و مست شد
كو قسم ِ چشم؟ صورتِ ايمانم آرزوست
🙏از دیوان شمس غزل ۴۴۱
https://t.me/perslit
@perslit
Telegram
دمی در هوای ادب پارسی
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
@sonati444telegram
نسیم سحر_رضوی سروستانی
🙏نسیم سحر
سروده: ملک الشعرای بهار
ساخته: علی اکبر شهنازی در ابوعطا
خواننده: نورالدین رضوی سروستانی
نسیم سحر بر چمن گذر کن
زمن بلبل خسته را خبرکن
بگو آشیان را ز دیده ترکن
ز بیداد گل آه و ناله سرکن
شبی سحرکن
شبی سحرکن
سکوت شب و نوای بلبل
شکرخنده زد به چهرهٔ گل
کنار بستان به یاد مستان
بنوشی می بنوشی می
یار من گلزار من تویی تو
دلدار من تویی تو
همهجا همراه من تویی
دلخواه من تویی تو
روزی آهم گیرد دامنت سوزد با منت
روزی آهم گیرد دامنت سوزد با منت
گر شود دلم کوه درد و غم
چارهاش به یک جام می کنم
همچو فرهادش از ریشه برکنم
همچو فرهادش از ریشه برکنم
یار من گلزار من تویی تو
دلدار من تویی تو
همهجا همراه من تویی
دلخواه من تویی تو
https://t.me/perslit
@perslit
سروده: ملک الشعرای بهار
ساخته: علی اکبر شهنازی در ابوعطا
خواننده: نورالدین رضوی سروستانی
نسیم سحر بر چمن گذر کن
زمن بلبل خسته را خبرکن
بگو آشیان را ز دیده ترکن
ز بیداد گل آه و ناله سرکن
شبی سحرکن
شبی سحرکن
سکوت شب و نوای بلبل
شکرخنده زد به چهرهٔ گل
کنار بستان به یاد مستان
بنوشی می بنوشی می
یار من گلزار من تویی تو
دلدار من تویی تو
همهجا همراه من تویی
دلخواه من تویی تو
روزی آهم گیرد دامنت سوزد با منت
روزی آهم گیرد دامنت سوزد با منت
گر شود دلم کوه درد و غم
چارهاش به یک جام می کنم
همچو فرهادش از ریشه برکنم
همچو فرهادش از ریشه برکنم
یار من گلزار من تویی تو
دلدار من تویی تو
همهجا همراه من تویی
دلخواه من تویی تو
https://t.me/perslit
@perslit
همی میرَدَت عیسی از لاغری
تو در بند آنی که خر پروی
🙏بوستان سعدی باب ششم در قناعت
سعدی می فرماید جان و روح ِ تو از لاغری و نحیفی دارد می میرد ولی همه توجه و همّ و غم تو به پرورش تن و نفس خودت است و فقط به او خوراک می رسانی
در ادبیات از همراهی عیسی و خر او زیاد سخن رانده شده است. عیسی کنایه از روان و جان ِ آدمی است. خر کنایه از تن و نفس ِ آدمی است. تن آدمی با خوراک ِ روان بیگانه است و از آن بهره ای نمی برد:
خر عیسی گرش به مکه برند
چون بیاید هنوز خر باشد
🙏 گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تربیت
در سروده زیر بیاد شاهنامه از تقابل ِ دیو و جمشید سخن رانده می شود:
جان از درون به فاقه* و طبع از برون به برگ*
دیو از خورش به تخمه* و جمشید ناشتا
اکنون بکن دوا که مسیح توبر زمی*ست
چون شد مسیح سوی فلک فوت شد دوا
*فاقه: تنگدستی
*برگ: توشه
*تخمه: فساد در معده ناشی از پرخوری
*زمی: زمین
🙏"فیه ما فیه"مولوی تصحیح فروزانفر نشر امیر کبیر ص ۲۰
@perslit
https://t.me/perslit
تو در بند آنی که خر پروی
🙏بوستان سعدی باب ششم در قناعت
سعدی می فرماید جان و روح ِ تو از لاغری و نحیفی دارد می میرد ولی همه توجه و همّ و غم تو به پرورش تن و نفس خودت است و فقط به او خوراک می رسانی
در ادبیات از همراهی عیسی و خر او زیاد سخن رانده شده است. عیسی کنایه از روان و جان ِ آدمی است. خر کنایه از تن و نفس ِ آدمی است. تن آدمی با خوراک ِ روان بیگانه است و از آن بهره ای نمی برد:
خر عیسی گرش به مکه برند
چون بیاید هنوز خر باشد
🙏 گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تربیت
در سروده زیر بیاد شاهنامه از تقابل ِ دیو و جمشید سخن رانده می شود:
جان از درون به فاقه* و طبع از برون به برگ*
دیو از خورش به تخمه* و جمشید ناشتا
اکنون بکن دوا که مسیح توبر زمی*ست
چون شد مسیح سوی فلک فوت شد دوا
*فاقه: تنگدستی
*برگ: توشه
*تخمه: فساد در معده ناشی از پرخوری
*زمی: زمین
🙏"فیه ما فیه"مولوی تصحیح فروزانفر نشر امیر کبیر ص ۲۰
@perslit
https://t.me/perslit
Telegram
دمی در هوای ادب پارسی
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
دمی در هوای ادب پارسی pinned «همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروی 🙏بوستان سعدی باب ششم در قناعت سعدی می فرماید جان و روح ِ تو از لاغری و نحیفی دارد می میرد ولی همه توجه و همّ و غم تو به پرورش تن و نفس خودت است و فقط به او خوراک می رسانی در ادبیات از همراهی عیسی و خر او…»
4_6039344417611974850.mp4
2.2 MB
🙏آه از آن نگاه!
سروده: عبدالجبار کاکایی
خوانش: امین تارخ
آه از آن نگاه!
واژه می شوم
مرا مرور می کند
سنگ می شوم
مرا بلور می کند
شیشه می شوم
ز من عبور می کند
تا که پشت می کنم به آفتاب
مثل سایه رو به روی من ظهور می کند
آه از آن نگاه
عاقبت تمام هستی مرا
ذرّه ذرّه نور می کند.....
https://t.me/perslit
@perslit
سروده: عبدالجبار کاکایی
خوانش: امین تارخ
آه از آن نگاه!
واژه می شوم
مرا مرور می کند
سنگ می شوم
مرا بلور می کند
شیشه می شوم
ز من عبور می کند
تا که پشت می کنم به آفتاب
مثل سایه رو به روی من ظهور می کند
آه از آن نگاه
عاقبت تمام هستی مرا
ذرّه ذرّه نور می کند.....
https://t.me/perslit
@perslit
http://www.sardroud.blogfa.com
zelli
🙏سر تسلیم نهادیم به حکم و رایت
آواز بیات ترک
شعر سعدی
پیانو مشیر همایون
آواز میرزا رضا ظلی
سر تسلیم نهادیم به حکم و رایت
تا چه اندیشه کند حکم جهان آرایت
تو به هرجا که فرود آمدی و خیمه زدی
کس دیگر نتواند که بگیرد جایت
روزگاریست که سودای تو در سر دارم
مگرم سر برود تا برود سودایت
دیگری نیست که مهر تو در او شاید بست
هم در آیینه توان دید مگر همتایت
https://t.me/perslit
@perslit
آواز بیات ترک
شعر سعدی
پیانو مشیر همایون
آواز میرزا رضا ظلی
سر تسلیم نهادیم به حکم و رایت
تا چه اندیشه کند حکم جهان آرایت
تو به هرجا که فرود آمدی و خیمه زدی
کس دیگر نتواند که بگیرد جایت
روزگاریست که سودای تو در سر دارم
مگرم سر برود تا برود سودایت
دیگری نیست که مهر تو در او شاید بست
هم در آیینه توان دید مگر همتایت
https://t.me/perslit
@perslit