Tasnif Shaneh Bar Zolf-(IRMP3.IR)
Mohsen Keramati
تصنیف: شانه بر زلف پریشان زده ای
آلبوم: پنجه دشتی
شعر و آهنگ: عارف قزوینی
آواز: محسن کرامتی
تار: ارشد تهماسبی
شانه بر زلف پریشان زده ای به به به
دست بر منظرۀ جان زده ای به به به
آفتاب از چه طرف سر زده ای امروز که سر
به من بی سر و سامان زده ای به به به
صف دل ها همه بر هم زده ای ماشاءاله
تا به هم آن صف مژگان زده ای به به به
صبح از دست تو پیراهن طاقت زده چاک
تا سر از چاک گریبان زده ای به به به
من خراباتیم از چشم تو پیداست که دی
باده در خلوت رندان زده ای به به به
تو بدین چشم گر عابد به فریبی چه عجب
گول صد مرتبه شیطان زده ای به به به
تن یک لائی من بازوی تو سیلی عشق
تو مگر رستم دستان زده ای به به به
بود پیدا ز تک و پوی رقیب این که تواش
همچو سگ سنگ به دندان زده ای به به به
عارف این گونه سخن از دگران ممکن نیست
دست بالاتر از امکان زده ای به به به
@perslit
https://t.me/perslit
آلبوم: پنجه دشتی
شعر و آهنگ: عارف قزوینی
آواز: محسن کرامتی
تار: ارشد تهماسبی
شانه بر زلف پریشان زده ای به به به
دست بر منظرۀ جان زده ای به به به
آفتاب از چه طرف سر زده ای امروز که سر
به من بی سر و سامان زده ای به به به
صف دل ها همه بر هم زده ای ماشاءاله
تا به هم آن صف مژگان زده ای به به به
صبح از دست تو پیراهن طاقت زده چاک
تا سر از چاک گریبان زده ای به به به
من خراباتیم از چشم تو پیداست که دی
باده در خلوت رندان زده ای به به به
تو بدین چشم گر عابد به فریبی چه عجب
گول صد مرتبه شیطان زده ای به به به
تن یک لائی من بازوی تو سیلی عشق
تو مگر رستم دستان زده ای به به به
بود پیدا ز تک و پوی رقیب این که تواش
همچو سگ سنگ به دندان زده ای به به به
عارف این گونه سخن از دگران ممکن نیست
دست بالاتر از امکان زده ای به به به
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم غم تو دارم
سروده حافظ
کمانچه هابیل علی اوف در سه گاه
آواز و تنبک شجریان پدر و پسر
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
@perslit
https://t.me/perslit
سروده حافظ
کمانچه هابیل علی اوف در سه گاه
آواز و تنبک شجریان پدر و پسر
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
@perslit
https://t.me/perslit
🙏سیاهه ی عُمر
سروده: باستانی پاریزی
خوانش: آذر پژوهش
تار : فرهنگ شریف
به آلبوم، شبی تا سحر نظر کردم
بیادِ عمرِ گذشته، شبی سحر کردم
به یادبود عزیزان، دمی بسر بردم
شبی، دو مرتبه با عمرِ رفته سر کردم
مناظری ز حیات گذشته را دیدم
بدیدم آن همه و «دیده» پر گهر کردم
به کوه و باغ و در و دشت و بوستان رفتم
سفر، به قریه «پاریز» و بوم و بر کردم
قدم به دوره طفلی نهادم و از شوق
دوباره دیدنی، از مادر و پدر کردم
معلمان و مدیران و اوستادان را
به نظم رتبه، به یک صفحه مستقر کردم
بیادم آمد، شبهای امتحان که به جهد
به شوق «درس و هنر» ترک خواب و خور کردم
در امتحان گذراندم بهار عمر و خزان
به سخره گفت: چرا کار بیثمر کردم؟
به سوی سامان رفتند دیگران چون آب
منم که در «تهجو» ریگسان مقر کردم
ز عکس او که بجانم فکند آتش و رفت
به بوسهیی دهن تلخ پر شکر کردم
بیادم آمد آن شب که پیش او در باغ
نیاز بردم و از بخت شکوه سر کردم
به پای او سرِ تسلیم و بندگی سودم
به عشق او به دیار وفا سفر کردم
به گریه راز دل خود، چنان به او گفتم
که گِردِ نرگس او را ز اشک تَر کردم
نظر به ماه فلک بستم وز روزنِ عشق
به تابناکی آیندهام، نظر کردم
قرار آتیه با تار زلف او بستم
به مُهر بوسهاش «امضای معتبر» کردم
بشوخی آن سر گیسو گرفتم و گفتم:
که روز خویش ازین شب سیاهتر کردم
هنوزم آن همه خاطرات در یاد است
خواطری که در آن، عمر را هدر کردم
ولی طراوتِ عکسِ گذشتهام میگفت:
به هر حساب، در این ماجرا ضرر کردم
به هر دری که شدم، بینتیجه برگشتم
دری گشوده نشد، خویش دربدر کردم
سیاههایست ز عمر، آلبوم و من هر سال
زعکس تازه چو عمرش سیاهتر کردم
حیاتِ ما، همه غیر از فسانه چیزی نیست
من این فسانه در این جزوه مختصر کردم
@perslit
سروده: باستانی پاریزی
خوانش: آذر پژوهش
تار : فرهنگ شریف
به آلبوم، شبی تا سحر نظر کردم
بیادِ عمرِ گذشته، شبی سحر کردم
به یادبود عزیزان، دمی بسر بردم
شبی، دو مرتبه با عمرِ رفته سر کردم
مناظری ز حیات گذشته را دیدم
بدیدم آن همه و «دیده» پر گهر کردم
به کوه و باغ و در و دشت و بوستان رفتم
سفر، به قریه «پاریز» و بوم و بر کردم
قدم به دوره طفلی نهادم و از شوق
دوباره دیدنی، از مادر و پدر کردم
معلمان و مدیران و اوستادان را
به نظم رتبه، به یک صفحه مستقر کردم
بیادم آمد، شبهای امتحان که به جهد
به شوق «درس و هنر» ترک خواب و خور کردم
در امتحان گذراندم بهار عمر و خزان
به سخره گفت: چرا کار بیثمر کردم؟
به سوی سامان رفتند دیگران چون آب
منم که در «تهجو» ریگسان مقر کردم
ز عکس او که بجانم فکند آتش و رفت
به بوسهیی دهن تلخ پر شکر کردم
بیادم آمد آن شب که پیش او در باغ
نیاز بردم و از بخت شکوه سر کردم
به پای او سرِ تسلیم و بندگی سودم
به عشق او به دیار وفا سفر کردم
به گریه راز دل خود، چنان به او گفتم
که گِردِ نرگس او را ز اشک تَر کردم
نظر به ماه فلک بستم وز روزنِ عشق
به تابناکی آیندهام، نظر کردم
قرار آتیه با تار زلف او بستم
به مُهر بوسهاش «امضای معتبر» کردم
بشوخی آن سر گیسو گرفتم و گفتم:
که روز خویش ازین شب سیاهتر کردم
هنوزم آن همه خاطرات در یاد است
خواطری که در آن، عمر را هدر کردم
ولی طراوتِ عکسِ گذشتهام میگفت:
به هر حساب، در این ماجرا ضرر کردم
به هر دری که شدم، بینتیجه برگشتم
دری گشوده نشد، خویش دربدر کردم
سیاههایست ز عمر، آلبوم و من هر سال
زعکس تازه چو عمرش سیاهتر کردم
حیاتِ ما، همه غیر از فسانه چیزی نیست
من این فسانه در این جزوه مختصر کردم
@perslit
🌺محمد ابراهیم باستانی پاریزی ادیب و مورخ ایرانی
زاد روز سوم دی ماه ۱۳۰۴ پاریز از توابع سیرجان استان کرمان
درگذشته ۵ فروردین ۱۳۹۳
در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشتهٔ تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت. پس از پایان تحصیلات دوره لیسانس، به کرمان بازگشت و در دبیرستانهای این شهر به تدریس مشغول شد. وی سال ۱۳۳۷ در آزمون دکترای تاریخ دانشگاه تهران پذیرفته شد و به تهران بازگشت.
وی کار خود را در دانشگاه تهران از سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجله داخلی دانشکده ادبیات شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ استاد تمام وقت آن دانشگاه بود و به عنوان نویسنده یا مترجم از زبانهای عربی و فرانسه مقالات بیشماری در روزنامهها و مجلاتی مانند کیهان، اطلاعات، خواندنیها، یغما، راهنمایکتاب، آینده، کلک و بخارا چاپ کرده است.باستانی پاریزی بیش از شصت عنوان کتاب نوشته یا ترجمه نموده است.
@perslit
زاد روز سوم دی ماه ۱۳۰۴ پاریز از توابع سیرجان استان کرمان
درگذشته ۵ فروردین ۱۳۹۳
در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشتهٔ تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت. پس از پایان تحصیلات دوره لیسانس، به کرمان بازگشت و در دبیرستانهای این شهر به تدریس مشغول شد. وی سال ۱۳۳۷ در آزمون دکترای تاریخ دانشگاه تهران پذیرفته شد و به تهران بازگشت.
وی کار خود را در دانشگاه تهران از سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجله داخلی دانشکده ادبیات شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ استاد تمام وقت آن دانشگاه بود و به عنوان نویسنده یا مترجم از زبانهای عربی و فرانسه مقالات بیشماری در روزنامهها و مجلاتی مانند کیهان، اطلاعات، خواندنیها، یغما، راهنمایکتاب، آینده، کلک و بخارا چاپ کرده است.باستانی پاریزی بیش از شصت عنوان کتاب نوشته یا ترجمه نموده است.
@perslit
4_5881999746716928172.mp4
126.4 MB
🙏ریشههای کهن، برگهای نو
تار: داریوش طلایی
آواز: هادی حسینی
نی: هوشمند عبادی
تنبک: کاوه محمودیان
این اجرا که داریوش طلايی آن را به محمدرضا شجریان تقدیم کرده است، بخشی از کنسرتی است که شهریورماه ۱۳۹۸ در سالن پرسل روم لندن، اجرا شده است.
@perslit
تار: داریوش طلایی
آواز: هادی حسینی
نی: هوشمند عبادی
تنبک: کاوه محمودیان
این اجرا که داریوش طلايی آن را به محمدرضا شجریان تقدیم کرده است، بخشی از کنسرتی است که شهریورماه ۱۳۹۸ در سالن پرسل روم لندن، اجرا شده است.
@perslit
VID-20210329-WA0086.mp4
4.6 MB
🙏در شب هجر امید سحری ما را بس
سروده: قدسی مشهدی
ساخته: مجید درخشانی در بیات ترک
اجرا: یولدوز توردیوا اهل بخارا ازبکستان
همچو خورشید به عالم نظری ما را بس
نفس گرم و دل پر شرری ما را بس
خنده در گلشن گیتی به گل ارزانی باد
همچو شبنم به جهان چشم تری ما را بس
گر چه دانم که میسر نشود روز وصال
در شب هجر امید سحری ما را بس
اگر از دیده کوته نظران افتادیم
نیست غم صحبت صاحب نظری ما را بس
در جهانی که نباشد ز کسی نام و نشان
قدسی از گفته شیوا اثری ما را بس
@perslit
سروده: قدسی مشهدی
ساخته: مجید درخشانی در بیات ترک
اجرا: یولدوز توردیوا اهل بخارا ازبکستان
همچو خورشید به عالم نظری ما را بس
نفس گرم و دل پر شرری ما را بس
خنده در گلشن گیتی به گل ارزانی باد
همچو شبنم به جهان چشم تری ما را بس
گر چه دانم که میسر نشود روز وصال
در شب هجر امید سحری ما را بس
اگر از دیده کوته نظران افتادیم
نیست غم صحبت صاحب نظری ما را بس
در جهانی که نباشد ز کسی نام و نشان
قدسی از گفته شیوا اثری ما را بس
@perslit
4_5934995743319261881.mp4
17 MB
انیمیشن «اتل متل توتوله»
کارگردان: نورالدین زرینکلک
محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سال ۱۳۵۳
@perslit
کارگردان: نورالدین زرینکلک
محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سال ۱۳۵۳
@perslit
4_5966353282367488590.mp4
18.8 MB
🙏دمی با حاجی فیروز و کلام شاعرانهی کارو دردریان
▪️کاراپت دِردِریان با نام ادبی کارو
زاده۱۶ آبان ۱۳۰۶ همدان
درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ کالیفرنیا
نویسنده و شاعر ایرانی ارمنیتبار در شهر همدان متولد شد ولی در بروجرد و اراک نیز زندگی کرده بود. آنها بعد از مرگ پدر مدتی را در مراغه و تبریز میگذرانند و مدتی بعد به تهران کوچ میکنند. کارو از نسل نخست شاعران نیمایی است. کارو یکبار ازدواج کرد و از همسرش جدا شد. او سه فرزند دارد دو دختر و یک پسر. رمی، ربکا و رنه. ویگن خواننده ایرانی نیز برادر وی بود. او با برادرش رابطهٔ بسیار صمیمانهای داشت. کارو در چهارشنبه هجدهم ژوئیه ۲۰۰۶برابر با ۲۷ تیر ۱۳۸۶ در آسایشگاهی به نام «دهکده مریم» در ایالت کالیفرنیا دیده از جهان فروبست. پیکرش را پس از یک هفته نگهداری در سردخانه در روز چهارشنبه ۲۵ ژوئیه در گورستان گلندیل به خاک سپردند.
@perslit
▪️کاراپت دِردِریان با نام ادبی کارو
زاده۱۶ آبان ۱۳۰۶ همدان
درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ کالیفرنیا
نویسنده و شاعر ایرانی ارمنیتبار در شهر همدان متولد شد ولی در بروجرد و اراک نیز زندگی کرده بود. آنها بعد از مرگ پدر مدتی را در مراغه و تبریز میگذرانند و مدتی بعد به تهران کوچ میکنند. کارو از نسل نخست شاعران نیمایی است. کارو یکبار ازدواج کرد و از همسرش جدا شد. او سه فرزند دارد دو دختر و یک پسر. رمی، ربکا و رنه. ویگن خواننده ایرانی نیز برادر وی بود. او با برادرش رابطهٔ بسیار صمیمانهای داشت. کارو در چهارشنبه هجدهم ژوئیه ۲۰۰۶برابر با ۲۷ تیر ۱۳۸۶ در آسایشگاهی به نام «دهکده مریم» در ایالت کالیفرنیا دیده از جهان فروبست. پیکرش را پس از یک هفته نگهداری در سردخانه در روز چهارشنبه ۲۵ ژوئیه در گورستان گلندیل به خاک سپردند.
@perslit
Audio
قطعه: غم هات مبارک باد
سروده: مولوی غزل شمارهٔ ۶۲۳
آواز: خواننده افغانستانی زنده یاد احمد ظاهر
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شدهای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بیکینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همیگوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
@perslit
سروده: مولوی غزل شمارهٔ ۶۲۳
آواز: خواننده افغانستانی زنده یاد احمد ظاهر
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شدهای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بیکینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همیگوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
@perslit
Audio
Dr. Abdolkarim Soroush
قطعه: غم هات مبارک باد
سروده: مولوی غزل شمارهٔ ۶۲۳
خوانش: عبدالکریم سروش
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شدهای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بیکینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همیگوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
@perslit
سروده: مولوی غزل شمارهٔ ۶۲۳
خوانش: عبدالکریم سروش
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شدهای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بیکینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همیگوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
@perslit
VID-20210330-WA0077.mp4
16.4 MB
برای امام زمان از سید مهدی شجاعی
@perslit
@perslit
Pache Khizak [www.audiolib.ir]
Written By: Sadegh Chubak
📗 داستان کوتاه: پاچه خیزک
✍ نوشته: صادق چوبک
پاچه خیزک: نوعی بازی با آتش - نوعی فشفه که به دور خود می چرخد(فرهنگ فارسی معین)
کتابخانه صوتی
@perslit
✍ نوشته: صادق چوبک
پاچه خیزک: نوعی بازی با آتش - نوعی فشفه که به دور خود می چرخد(فرهنگ فارسی معین)
کتابخانه صوتی
@perslit
4_5992362831218017608.mp4
49.9 MB
🙏دمی گپ و ساز و آواز با خداوندگار موسیقی ایرانی استاد حسن کسایی و غزلی از یغمای جندقی
@perslit
https://t.me/perslit
@perslit
https://t.me/perslit
VID-20210401-WA0140.mp4
7.9 MB
🙏گرفتار شدن ِ شاهینی که به شکار جوجه های مرغ ِ مادر آمده است.
هنوزم ز خُردی به خاطر در است
که در لانـﮥ ماکیان برده دست
به منقارم آنسان به سختی گَزید
که اشکم چو خون از رگ آن دم جهید
پدر خنده بر گریه ام زد که هان!
وطن داری آموز از ماکیان
✍سروده: علی اکبر دهخدا
📗 از کتاب: چرند و پرند
ماکیان: خانوادهای از پرندگان اهلی، مانند مرغ خانگی و بوقلمون
@perslit
https://t.me/perslit
هنوزم ز خُردی به خاطر در است
که در لانـﮥ ماکیان برده دست
به منقارم آنسان به سختی گَزید
که اشکم چو خون از رگ آن دم جهید
پدر خنده بر گریه ام زد که هان!
وطن داری آموز از ماکیان
✍سروده: علی اکبر دهخدا
📗 از کتاب: چرند و پرند
ماکیان: خانوادهای از پرندگان اهلی، مانند مرغ خانگی و بوقلمون
@perslit
https://t.me/perslit