🌸دمی با تاریخچه نوروز ۳ 🌸
در زمان جمشید جشن نوروز با چیدن هفت نماد بهاری میدان بزرگ میانه شهر برگزار می شد.
یازده روز نخست فروردین در دوران هخامنشیان، (فرورتیشن Farvartishn) ویژه انجام مراسم نوروز بود.
شاهنشاه در نخستین روز سال نو موبدان، بزرگان، مقامات دولتى و فرماندهان ارشد نظامى، دانشمندان و نمایندگان سرزمین هاى دیگر را مى پذیرفت و ضمن سپاسگزارى از اهورامزدا، گزارش کارهاى سال کهنه و برنامه هاى دولت براى سال نو و دیدگاه خویش را بیان مى کرد که در برابر دیدگان همگان قرار گیرد.
سپس شاهنشاه پیشکش ها را دریافت مى کرد که نمونه آن در کنده کارى هاى ارگ پارسه( تخت جمشید )دیده مى شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار مى شد و افسرانى که قهرمان پاسداری از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش مى گرفتند و مقامات تازه و داوران نو معرفى مى شدند.ادامه برگزاری آیین های از زمان جمشید تا دوران داریوش مشخص نیست. درود نوروزی یکی از مهمترین مراسم روز نخست سال بود در این روز پادشاه پس از انجام مراسم نو کردن سال بزرگان را به حضور می پذیرفت. این رسم گرچه از دوران جمشید به جای مانده بود اما در دوران پادشاهی داریوش که در گسترش آیین هاى نوروزى تلاش زیادی کرد به اوج خود رسید.
مهمترین سندی که در انجام این مراسم وجود دارد در دیوار پلکان شرقی ارگ پارسه( تخت جمشید) نگاشته شده است که بارعام شاه را مینمایاند.داریوش یکم هخامنشی در مراسم نوروز (هفت سال پس از آغاز فرمانروایىش) تصمیم خود را در زمینه ساخت سنگ نبشته بیستون بازگو کرد.
بزرگترین آرزوى داریوش که در این سنگ نبشته آمده است، این است که خداوند ایران را از آفت دروغ و خشکسالى و لشکر دشمن مصون بدارد.پس از پایان ساخت تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین هاى رسمى نوروز، باشکوه بى مانندى در آنجا برگزار مى شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید،چهارده روز به درازا مى کشید.
مردم عادى در تالار صد ستون و سران ایالات و مقامات تراز اول در تالارهاى دیگر این کاخ حضور مى یافتند.این مراسم در دوران پس از هخامنشیان به ویژه در دوران ساسانیان به شیوه گذشته برگزار می شد. دانش زیادی از چگونگی برگزاری نوروز در دوران اشکانیان وجود ندارد.
اما در دوران ساسانیان آیین نوروز جمشیدی به شیوه جمشید با در نظر گرفتن برخی دگرگونی های زمانی برگزار می شد.
از چند روز پیش از آغاز سال نو شاه اعلام می کرد برای دادخواهی جلوس می کند. هرکسی دادی داشت در این روز میگفت و به آن رسیدگی می شد:
«آیین ساسانیان درین ایام چنین بود که پادشاه به روز نوروز اغاز می کرد و اعلام می نمود که برایشان جلوس کرده که به ایشان نیکی کند. »
" آثار الباقیه ص۲۸
@perslit
در زمان جمشید جشن نوروز با چیدن هفت نماد بهاری میدان بزرگ میانه شهر برگزار می شد.
یازده روز نخست فروردین در دوران هخامنشیان، (فرورتیشن Farvartishn) ویژه انجام مراسم نوروز بود.
شاهنشاه در نخستین روز سال نو موبدان، بزرگان، مقامات دولتى و فرماندهان ارشد نظامى، دانشمندان و نمایندگان سرزمین هاى دیگر را مى پذیرفت و ضمن سپاسگزارى از اهورامزدا، گزارش کارهاى سال کهنه و برنامه هاى دولت براى سال نو و دیدگاه خویش را بیان مى کرد که در برابر دیدگان همگان قرار گیرد.
سپس شاهنشاه پیشکش ها را دریافت مى کرد که نمونه آن در کنده کارى هاى ارگ پارسه( تخت جمشید )دیده مى شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار مى شد و افسرانى که قهرمان پاسداری از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش مى گرفتند و مقامات تازه و داوران نو معرفى مى شدند.ادامه برگزاری آیین های از زمان جمشید تا دوران داریوش مشخص نیست. درود نوروزی یکی از مهمترین مراسم روز نخست سال بود در این روز پادشاه پس از انجام مراسم نو کردن سال بزرگان را به حضور می پذیرفت. این رسم گرچه از دوران جمشید به جای مانده بود اما در دوران پادشاهی داریوش که در گسترش آیین هاى نوروزى تلاش زیادی کرد به اوج خود رسید.
مهمترین سندی که در انجام این مراسم وجود دارد در دیوار پلکان شرقی ارگ پارسه( تخت جمشید) نگاشته شده است که بارعام شاه را مینمایاند.داریوش یکم هخامنشی در مراسم نوروز (هفت سال پس از آغاز فرمانروایىش) تصمیم خود را در زمینه ساخت سنگ نبشته بیستون بازگو کرد.
بزرگترین آرزوى داریوش که در این سنگ نبشته آمده است، این است که خداوند ایران را از آفت دروغ و خشکسالى و لشکر دشمن مصون بدارد.پس از پایان ساخت تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین هاى رسمى نوروز، باشکوه بى مانندى در آنجا برگزار مى شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید،چهارده روز به درازا مى کشید.
مردم عادى در تالار صد ستون و سران ایالات و مقامات تراز اول در تالارهاى دیگر این کاخ حضور مى یافتند.این مراسم در دوران پس از هخامنشیان به ویژه در دوران ساسانیان به شیوه گذشته برگزار می شد. دانش زیادی از چگونگی برگزاری نوروز در دوران اشکانیان وجود ندارد.
اما در دوران ساسانیان آیین نوروز جمشیدی به شیوه جمشید با در نظر گرفتن برخی دگرگونی های زمانی برگزار می شد.
از چند روز پیش از آغاز سال نو شاه اعلام می کرد برای دادخواهی جلوس می کند. هرکسی دادی داشت در این روز میگفت و به آن رسیدگی می شد:
«آیین ساسانیان درین ایام چنین بود که پادشاه به روز نوروز اغاز می کرد و اعلام می نمود که برایشان جلوس کرده که به ایشان نیکی کند. »
" آثار الباقیه ص۲۸
@perslit
🌸دمی با تاریخچه نوروز ۴ 🌸
در روز نوروز، مردم نخست به دیدن سالخوردگان خانواده، بیماران و ازکارافتادگان و مزار نیاکان و بزرگان مى رفتند و اداى احترام مى کردند. سپس بازدیدهای نوروزی آغاز مى شد.
پیش از دید و بازدیدها، در هنگام نو شدن سال هر کس از خدا مى خواست که در سال نو روان او را پاک و آرام نگه دارد.پیش از نوروز همگان در پاکیزه کردن شهر،خانه و ابزار زندگی میکوشند و رخت کهنه از تن به در میکنند.شیرینی و آجیل های نوروزی تهیه میکنند و برای آغاز سال نو اماده میشوند.بیشتر خانواده های زرتشتی در یزد،خوراکی های سنتی نیز اماده میکننند و بر سر خوان نوروز میگذارند.روشن کردن آتش در سپیده دم نوروز، یکی از قدیمترین آیینهای نوروزی ایران باستان، امروزه در قاسم آباد یزد برگزار میشود. در تاریکی سپیده دم صبح نوروز، خانههای قدیمی محله قاسم آباد یزد یکی بعد از دیگری روشن میشوند.
هر خانواده و در پیشاپیش آنان زنان، سبزه، ظرفی پر از آب، یک سینی میوه که "ودرین" نامیده میشود، گلدانی از مورد و شمشاد، آتشدان و یک چراغ روغنی به بالای بام میبرند و در کنار هیزمهای از قبل آماده شده میگذارند. هنگامی که سال نو میشود پیرمردان پیر زنان بر روی بام خانه ها با ساز و دف،این مژده را به مردم شهر میدهند پس از اینکه سال نو شد و روز اورمزد و فروردین ماه آغاز گشت رسم بر این هست که بالای سر درگاه هر خانهای که در آن زندگی وجود دارد یک شاخه مورد، سرو یا شمشاد را آویزان میکنند. در پاشنه در خانه آویشن و سنجد میریزند که نشانه عشق و دوستی هست و بدون اینکه کسی با شما سخنی بگوید با زبان بی زبانی به شما خوش آمد گفته میشود.
اولین دیدار نوروزی از خانواده ای اغاز میشود که در سال قبل درگذشته ای داشته است. این مراسم که نو عید نامیده میشود، در سکوت برگزار میگردد. بر روی سفره نوروزی که مهمانان گرداگرد آن مینشینند، نگاره ی درگذشته در کنار سبزه نوروزی جای دارد.رسم بر این است که هنگام نو شدن سال و هنگام رفتن به خانه ی کسی،میزبان گلاب آینه بیاورد تا میهمان کمی گلاب کف دستش بریزد و در اینه بنگرد.یکی از شیرینیهای مخصوصی که حتما بر خوان نوروزی خود میگذارند کماج است.
کماج شیرینی کیک مانندی است که به شیوه سنتی تهیه میشود. در آیین های باستانی ایران برای هر جشن «خوانی یا سفره ای » گسترده می شد که دارای انواع خوراکی ها بود. سفره نوروزی «هفت سین» نام دارد و می بایست از دیگر سفره ها رنگین تر باشد. سفره هفت سین مــعــمـولاً چـند ســاعــت مانــده به ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه ای بلندتر از سطح زمین چیده می شد.همچنین کسی بنام میزدپان برای پخش کردن خوراکی ها در کنار سفره گماشته می شد.
@perslit
در روز نوروز، مردم نخست به دیدن سالخوردگان خانواده، بیماران و ازکارافتادگان و مزار نیاکان و بزرگان مى رفتند و اداى احترام مى کردند. سپس بازدیدهای نوروزی آغاز مى شد.
پیش از دید و بازدیدها، در هنگام نو شدن سال هر کس از خدا مى خواست که در سال نو روان او را پاک و آرام نگه دارد.پیش از نوروز همگان در پاکیزه کردن شهر،خانه و ابزار زندگی میکوشند و رخت کهنه از تن به در میکنند.شیرینی و آجیل های نوروزی تهیه میکنند و برای آغاز سال نو اماده میشوند.بیشتر خانواده های زرتشتی در یزد،خوراکی های سنتی نیز اماده میکننند و بر سر خوان نوروز میگذارند.روشن کردن آتش در سپیده دم نوروز، یکی از قدیمترین آیینهای نوروزی ایران باستان، امروزه در قاسم آباد یزد برگزار میشود. در تاریکی سپیده دم صبح نوروز، خانههای قدیمی محله قاسم آباد یزد یکی بعد از دیگری روشن میشوند.
هر خانواده و در پیشاپیش آنان زنان، سبزه، ظرفی پر از آب، یک سینی میوه که "ودرین" نامیده میشود، گلدانی از مورد و شمشاد، آتشدان و یک چراغ روغنی به بالای بام میبرند و در کنار هیزمهای از قبل آماده شده میگذارند. هنگامی که سال نو میشود پیرمردان پیر زنان بر روی بام خانه ها با ساز و دف،این مژده را به مردم شهر میدهند پس از اینکه سال نو شد و روز اورمزد و فروردین ماه آغاز گشت رسم بر این هست که بالای سر درگاه هر خانهای که در آن زندگی وجود دارد یک شاخه مورد، سرو یا شمشاد را آویزان میکنند. در پاشنه در خانه آویشن و سنجد میریزند که نشانه عشق و دوستی هست و بدون اینکه کسی با شما سخنی بگوید با زبان بی زبانی به شما خوش آمد گفته میشود.
اولین دیدار نوروزی از خانواده ای اغاز میشود که در سال قبل درگذشته ای داشته است. این مراسم که نو عید نامیده میشود، در سکوت برگزار میگردد. بر روی سفره نوروزی که مهمانان گرداگرد آن مینشینند، نگاره ی درگذشته در کنار سبزه نوروزی جای دارد.رسم بر این است که هنگام نو شدن سال و هنگام رفتن به خانه ی کسی،میزبان گلاب آینه بیاورد تا میهمان کمی گلاب کف دستش بریزد و در اینه بنگرد.یکی از شیرینیهای مخصوصی که حتما بر خوان نوروزی خود میگذارند کماج است.
کماج شیرینی کیک مانندی است که به شیوه سنتی تهیه میشود. در آیین های باستانی ایران برای هر جشن «خوانی یا سفره ای » گسترده می شد که دارای انواع خوراکی ها بود. سفره نوروزی «هفت سین» نام دارد و می بایست از دیگر سفره ها رنگین تر باشد. سفره هفت سین مــعــمـولاً چـند ســاعــت مانــده به ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه ای بلندتر از سطح زمین چیده می شد.همچنین کسی بنام میزدپان برای پخش کردن خوراکی ها در کنار سفره گماشته می شد.
@perslit
🌸دمی با تاریخچه نوروز ۵ 🌸
نکتهٔ درخور نگرش در مورد هفت سینهای باستانی و کهن که از زمان باستان تا امروز از سوی نیاکان ما بر خوان نوروزی مینهادند این است که هفت سینها باید دارای این پنج ویژگی باشند:
1)نام آنها پارسی باشد
2)با واج واژه سین آغاز شود
3)دارای ریشه گیاهی باشد
4)خوردنی باشد
5)نام آنها ترکیبی نباشد
سیر:
سیر، نشانه اهورامزدا است و نماد مبارزه با زشتی و پلشتی. همچنین نماد زدودن چشم زخم است که باید حتماً بر سر سفره نهاده شود. به باور ایرانیان بوی سیر دیوان را میگریزاند.به گونه ای سیر نگهبان سفره و پاسدار نیکی سال نو بوده است.
سبزه:
سبزه نشانه امساسپند اردیبهشت است و نماد آبهای پاک.
سبزه از اجزای اصلی سفره شمرده میشود و معمولاً ازگندم، یونجه، ماش یا عدس سبزشده است که ممکن است بر کوزه سبز کنند. شاید زیباترین ویژگی سفره هفتسین را میتوان به وجود سبزه آن دانست، به این دلیل که سبزه با رنگ و طراوت خود دلها را شادمان میسازد و با نگریستن به آن طلوع سال جدید را زیباتر میکند. در ایران باستان رسم بر این بود که ۲۵ روز پیش از نوروز در کاخ پادشاهان ۱۲ ستون از خشت خام برپا میساختند و بر هرکدام یک نوع غله میکاشتند و بر این باور بودند اگر سبزهها خوب بروید سال پر برکتی است. دانههایی که امروزه کشت میشود بیشتر گندم و عدس است.
سیب:
سیب، نشانه سپندارمزد امشاسپند است و نماد باروریست.
معمولا سیب را مادر یا پدربزرگ خانواده بر سفره هفتسین میچیند.سیب نماد مهر و مهرورزی در سفره ی سال نو است.
سمنو:
سمنو، نشانه شهریور امشاسپند است. نماد خواربار، زایش گیاهی و بارور شدن گیاهان، فراوانی خوراک و غذاهای خوب و پر نیرو است.
سمنو از جوانههای تازه رسیده گندم تهیه میشود.
سنجد:
سنجد، نشانه خرداد امشاسپند است، و نماد دلبستگی.
سنجد که عطر برگ و شکوفههای آن محرک عشق و مهر است و از مقدمات اصلی زایندگی به شمار میآید، باید بر سر خوان نوروزی نمایان باشد. وجود سنجد در سفره نوروزی نشان ادامه ی زندگی است.
سرکه:
سرکه، نشانه فرشته امرداد است، و نماد جاودانگی و شکیبایی.
همچنین سرکه بر سفره ی هفت سین نماد شادی میباشد.
سماق :
سماق، نشانه بهمن امشاسپند است.
سماق نماد عشق مهر و پیوند دلها است که بر سر سفره هفتسین نهاده میشود.
جز از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم دارد، در اين ميان تخم مرغ نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد.
آينه: نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد.
آب: نشانه برکت و پاکي در زندگى است .
اسپند، شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشک، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست.
این سین ها به نادرست بر خوان نوروزی گذاشته میشوند:
سکه': واژه ی معرب است. ریشه پارسی آن "چکه" است که در عربی به شوند ناتوانی در گفتن واج چ، آن را به گونه سکه گفته اند. همچنین سکه ریشه گیاهی ندارد.
'سپند (اسپند)': خوراکی نیست.
'سبزی پلو، سیرترشی، سیب زمینی': ترکیبی هستند'
ساعت، سیخ،...': ریشه گیاهی ندارند.
'سماور': نه خوراکی است و نه پارسی. ریشه واژه روسی است.
'سنبل': نه خوراکی است و نه پارسی. سنبل واژه ی عربی است و برابر پارسی آن "خوشه" میباشد.
ایرانیان همواره بر سر خوان نوروزی کتاب
گاهی دیوان حافظ و شاهنامه ی فردوسی و غیره
گذاشته میشود.شمعدان (در بعضی سنتها تعداد شمعها به تعداد فرزندان خانواده است)، تخم مرغ رنگی، میوه، گل،شیرینی، آجیل، نان، شیر، ماست، پنیر، گلاب، عسل، شکر،تنگ یا کاسهٔ آب (معمولاً حاوی برگ یا ماهی یا انار یا ترنجیا سایر مرکبات)، بیدمشک، بادبزن و سبزی خوردن نیز گاهی برای تزیین سفره به کار برده میشود.
تخم مرغ رنگ شده:نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تأکید بر این که بنیآدم اعضای یکدیگرند.
نان :بنیاد تغذیه است و در سفره نشانه برکت و روزی است
گندم:نماد روزی، فراوانی و برکت
شمع:به شمار اعضای خانواده برای آرزوی شادی و روشنایی زندگی آنهاست. شعله افروخته نماد روشنایی جاودانه است.
جامی پر از آب با چند قطره گلاب:نشانه تازگی و نماد باروری و وجود زندگی. چند برگ نارنج به نشانه آرزوی سرسبزی روی آب شناور است. وجود نارنج شناور در آب، نماد شناوری زمین در کیان است.
کوزهای پر از آب:نشانه درخواست باران و فراوانی آب است.
@perslit
نکتهٔ درخور نگرش در مورد هفت سینهای باستانی و کهن که از زمان باستان تا امروز از سوی نیاکان ما بر خوان نوروزی مینهادند این است که هفت سینها باید دارای این پنج ویژگی باشند:
1)نام آنها پارسی باشد
2)با واج واژه سین آغاز شود
3)دارای ریشه گیاهی باشد
4)خوردنی باشد
5)نام آنها ترکیبی نباشد
سیر:
سیر، نشانه اهورامزدا است و نماد مبارزه با زشتی و پلشتی. همچنین نماد زدودن چشم زخم است که باید حتماً بر سر سفره نهاده شود. به باور ایرانیان بوی سیر دیوان را میگریزاند.به گونه ای سیر نگهبان سفره و پاسدار نیکی سال نو بوده است.
سبزه:
سبزه نشانه امساسپند اردیبهشت است و نماد آبهای پاک.
سبزه از اجزای اصلی سفره شمرده میشود و معمولاً ازگندم، یونجه، ماش یا عدس سبزشده است که ممکن است بر کوزه سبز کنند. شاید زیباترین ویژگی سفره هفتسین را میتوان به وجود سبزه آن دانست، به این دلیل که سبزه با رنگ و طراوت خود دلها را شادمان میسازد و با نگریستن به آن طلوع سال جدید را زیباتر میکند. در ایران باستان رسم بر این بود که ۲۵ روز پیش از نوروز در کاخ پادشاهان ۱۲ ستون از خشت خام برپا میساختند و بر هرکدام یک نوع غله میکاشتند و بر این باور بودند اگر سبزهها خوب بروید سال پر برکتی است. دانههایی که امروزه کشت میشود بیشتر گندم و عدس است.
سیب:
سیب، نشانه سپندارمزد امشاسپند است و نماد باروریست.
معمولا سیب را مادر یا پدربزرگ خانواده بر سفره هفتسین میچیند.سیب نماد مهر و مهرورزی در سفره ی سال نو است.
سمنو:
سمنو، نشانه شهریور امشاسپند است. نماد خواربار، زایش گیاهی و بارور شدن گیاهان، فراوانی خوراک و غذاهای خوب و پر نیرو است.
سمنو از جوانههای تازه رسیده گندم تهیه میشود.
سنجد:
سنجد، نشانه خرداد امشاسپند است، و نماد دلبستگی.
سنجد که عطر برگ و شکوفههای آن محرک عشق و مهر است و از مقدمات اصلی زایندگی به شمار میآید، باید بر سر خوان نوروزی نمایان باشد. وجود سنجد در سفره نوروزی نشان ادامه ی زندگی است.
سرکه:
سرکه، نشانه فرشته امرداد است، و نماد جاودانگی و شکیبایی.
همچنین سرکه بر سفره ی هفت سین نماد شادی میباشد.
سماق :
سماق، نشانه بهمن امشاسپند است.
سماق نماد عشق مهر و پیوند دلها است که بر سر سفره هفتسین نهاده میشود.
جز از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم دارد، در اين ميان تخم مرغ نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد.
آينه: نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد.
آب: نشانه برکت و پاکي در زندگى است .
اسپند، شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشک، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست.
این سین ها به نادرست بر خوان نوروزی گذاشته میشوند:
سکه': واژه ی معرب است. ریشه پارسی آن "چکه" است که در عربی به شوند ناتوانی در گفتن واج چ، آن را به گونه سکه گفته اند. همچنین سکه ریشه گیاهی ندارد.
'سپند (اسپند)': خوراکی نیست.
'سبزی پلو، سیرترشی، سیب زمینی': ترکیبی هستند'
ساعت، سیخ،...': ریشه گیاهی ندارند.
'سماور': نه خوراکی است و نه پارسی. ریشه واژه روسی است.
'سنبل': نه خوراکی است و نه پارسی. سنبل واژه ی عربی است و برابر پارسی آن "خوشه" میباشد.
ایرانیان همواره بر سر خوان نوروزی کتاب
گاهی دیوان حافظ و شاهنامه ی فردوسی و غیره
گذاشته میشود.شمعدان (در بعضی سنتها تعداد شمعها به تعداد فرزندان خانواده است)، تخم مرغ رنگی، میوه، گل،شیرینی، آجیل، نان، شیر، ماست، پنیر، گلاب، عسل، شکر،تنگ یا کاسهٔ آب (معمولاً حاوی برگ یا ماهی یا انار یا ترنجیا سایر مرکبات)، بیدمشک، بادبزن و سبزی خوردن نیز گاهی برای تزیین سفره به کار برده میشود.
تخم مرغ رنگ شده:نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تأکید بر این که بنیآدم اعضای یکدیگرند.
نان :بنیاد تغذیه است و در سفره نشانه برکت و روزی است
گندم:نماد روزی، فراوانی و برکت
شمع:به شمار اعضای خانواده برای آرزوی شادی و روشنایی زندگی آنهاست. شعله افروخته نماد روشنایی جاودانه است.
جامی پر از آب با چند قطره گلاب:نشانه تازگی و نماد باروری و وجود زندگی. چند برگ نارنج به نشانه آرزوی سرسبزی روی آب شناور است. وجود نارنج شناور در آب، نماد شناوری زمین در کیان است.
کوزهای پر از آب:نشانه درخواست باران و فراوانی آب است.
@perslit
📗 Homo Deus: A Brief History of Tomorrow
📚 کتاب: انسان خداگونه
▪️عنوان اصلی: انسان خداگونه: مختصری بر تاریخ فردا
✍ نویسنده: یووال نوح هراری
🔃 مترجم: نیک گرگین
🎙 در ۶ فایل صوتی
«انسانها در قرن بیست و یکم تلاش میکنند مبدل به خدا(یان) شده و به مرگ و پیری غلبه کنند. انسان سعی میکند حیوانات، گیاهان و حتی انسانهایی را براساس میل و آرزوهای خودش خلق کند…. طبقه بیخاصیت (بی مصرف) هم به وجود خواهد آمد که شامل میلیاردها انسان خواهد بود.»
این بخشی از سخنان یوال نوح هراری، تاریخدان اسرائیلی و نویسنده کتاب پرفروش «انسان خداگونه» است که در آن به جهش تکنولوژی و دگرگونی بنیادی و انقلابی جامعه و انسان میپردازد.
🔃 ترجمه فارسی کتاب «انسان خداگونه» توسط جناب آقای گرگین مترجم کتاب «انسان خردمند» صورت گرفته است.
@perslit
📚 کتاب: انسان خداگونه
▪️عنوان اصلی: انسان خداگونه: مختصری بر تاریخ فردا
✍ نویسنده: یووال نوح هراری
🔃 مترجم: نیک گرگین
🎙 در ۶ فایل صوتی
«انسانها در قرن بیست و یکم تلاش میکنند مبدل به خدا(یان) شده و به مرگ و پیری غلبه کنند. انسان سعی میکند حیوانات، گیاهان و حتی انسانهایی را براساس میل و آرزوهای خودش خلق کند…. طبقه بیخاصیت (بی مصرف) هم به وجود خواهد آمد که شامل میلیاردها انسان خواهد بود.»
این بخشی از سخنان یوال نوح هراری، تاریخدان اسرائیلی و نویسنده کتاب پرفروش «انسان خداگونه» است که در آن به جهش تکنولوژی و دگرگونی بنیادی و انقلابی جامعه و انسان میپردازد.
🔃 ترجمه فارسی کتاب «انسان خداگونه» توسط جناب آقای گرگین مترجم کتاب «انسان خردمند» صورت گرفته است.
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏خیام خوانی بوشهری
@perslit
@perslit
نسیم فروردین_مرضیه
@bazmemusighi
🌺نسیم فروردین
خواننده: مرضیه
آهنگ: پرویز یاحقی
ترانه سرا: بیژن ترقی
نسیم فروردین وزان به بستان شد
ز نو عروس گل، چمن گلستان شد
بیا به بستان ببین گلستان شکوفه باران شد
در این بهار ای گل، تو از جفا بگذر
تو با مِی گلگون دلم بدست آور
چو لاله بگشا به خنده لب ها که لاله خندان شد
نگاه نرگس مست، بنفشه خندان است
ز نغمه ی بلبل به طرف باغ و چمن به عشوه آمد گل
گرفته نیلوفر، بنفشه را در بر
چو گیسوی جانان عروس گل به چمن بشد عبیر افشان
ساقی بی می یک دم منشین
ما را به بهار بی می مگذار جامی دگر آر
لاله دارد جامی در کف
گل های بهار بی باده و یار آید به چه کار؟
در جهان هستی ز مِی پرستی
غم از دل رود به دل نشاط آید
در گلزار و چمن چون گل خنده بزن ای زیبا گل من
ساقی بی می یک دم منشین
ما را به بهار بی می مگذار جامی دگر آر
لاله دارد جامی در کف
گل های بهار بی باده و یار آید به چه کار؟
نسیم فروردین وزان به بستان شد
ز نو عروس گل، چمن گلستان شد
@perslit
خواننده: مرضیه
آهنگ: پرویز یاحقی
ترانه سرا: بیژن ترقی
نسیم فروردین وزان به بستان شد
ز نو عروس گل، چمن گلستان شد
بیا به بستان ببین گلستان شکوفه باران شد
در این بهار ای گل، تو از جفا بگذر
تو با مِی گلگون دلم بدست آور
چو لاله بگشا به خنده لب ها که لاله خندان شد
نگاه نرگس مست، بنفشه خندان است
ز نغمه ی بلبل به طرف باغ و چمن به عشوه آمد گل
گرفته نیلوفر، بنفشه را در بر
چو گیسوی جانان عروس گل به چمن بشد عبیر افشان
ساقی بی می یک دم منشین
ما را به بهار بی می مگذار جامی دگر آر
لاله دارد جامی در کف
گل های بهار بی باده و یار آید به چه کار؟
در جهان هستی ز مِی پرستی
غم از دل رود به دل نشاط آید
در گلزار و چمن چون گل خنده بزن ای زیبا گل من
ساقی بی می یک دم منشین
ما را به بهار بی می مگذار جامی دگر آر
لاله دارد جامی در کف
گل های بهار بی باده و یار آید به چه کار؟
نسیم فروردین وزان به بستان شد
ز نو عروس گل، چمن گلستان شد
@perslit
tarke.eshgh{webahang.ir}
shahram.nazeri
🙏تصنیف «ترک عشق»
سروده: حافظ
خواننده و آهنگساز: شهرام ناظری
تنظیم: اردوان کامکار
اجرا: گروه کامکار ها
موسیقی: چهارگاه
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمیکنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمیکنم
هرگز نمیشود ز سر خود خبر مرا
تا در میان میکده سر بر نمیکنم
ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست برادر نمیکنم
این تقویم تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمیکنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت است
من ترک خاک بوسی این در نمیکنم
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: حافظ
خواننده و آهنگساز: شهرام ناظری
تنظیم: اردوان کامکار
اجرا: گروه کامکار ها
موسیقی: چهارگاه
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمیکنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمیکنم
هرگز نمیشود ز سر خود خبر مرا
تا در میان میکده سر بر نمیکنم
ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست برادر نمیکنم
این تقویم تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمیکنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت است
من ترک خاک بوسی این در نمیکنم
@perslit
https://t.me/perslit
سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
به دست مرحمت یارم در امیدواران زد
چو پیش صبح روشن شد که حال مهر گردون چیست
برآمد خندهای خوش بر غرور کامگاران زد
🌞حافظ
البرز مرکزی پگاه نوروزی عکس از دوست و همکار گرامی جناب مهدی حسینی
@perslit
به دست مرحمت یارم در امیدواران زد
چو پیش صبح روشن شد که حال مهر گردون چیست
برآمد خندهای خوش بر غرور کامگاران زد
🌞حافظ
البرز مرکزی پگاه نوروزی عکس از دوست و همکار گرامی جناب مهدی حسینی
@perslit
Tasnif Shaneh Bar Zolf-(IRMP3.IR)
Mohsen Keramati
تصنیف: شانه بر زلف پریشان زده ای
آلبوم: پنجه دشتی
شعر و آهنگ: عارف قزوینی
آواز: محسن کرامتی
تار: ارشد تهماسبی
شانه بر زلف پریشان زده ای به به به
دست بر منظرۀ جان زده ای به به به
آفتاب از چه طرف سر زده ای امروز که سر
به من بی سر و سامان زده ای به به به
صف دل ها همه بر هم زده ای ماشاءاله
تا به هم آن صف مژگان زده ای به به به
صبح از دست تو پیراهن طاقت زده چاک
تا سر از چاک گریبان زده ای به به به
من خراباتیم از چشم تو پیداست که دی
باده در خلوت رندان زده ای به به به
تو بدین چشم گر عابد به فریبی چه عجب
گول صد مرتبه شیطان زده ای به به به
تن یک لائی من بازوی تو سیلی عشق
تو مگر رستم دستان زده ای به به به
بود پیدا ز تک و پوی رقیب این که تواش
همچو سگ سنگ به دندان زده ای به به به
عارف این گونه سخن از دگران ممکن نیست
دست بالاتر از امکان زده ای به به به
@perslit
https://t.me/perslit
آلبوم: پنجه دشتی
شعر و آهنگ: عارف قزوینی
آواز: محسن کرامتی
تار: ارشد تهماسبی
شانه بر زلف پریشان زده ای به به به
دست بر منظرۀ جان زده ای به به به
آفتاب از چه طرف سر زده ای امروز که سر
به من بی سر و سامان زده ای به به به
صف دل ها همه بر هم زده ای ماشاءاله
تا به هم آن صف مژگان زده ای به به به
صبح از دست تو پیراهن طاقت زده چاک
تا سر از چاک گریبان زده ای به به به
من خراباتیم از چشم تو پیداست که دی
باده در خلوت رندان زده ای به به به
تو بدین چشم گر عابد به فریبی چه عجب
گول صد مرتبه شیطان زده ای به به به
تن یک لائی من بازوی تو سیلی عشق
تو مگر رستم دستان زده ای به به به
بود پیدا ز تک و پوی رقیب این که تواش
همچو سگ سنگ به دندان زده ای به به به
عارف این گونه سخن از دگران ممکن نیست
دست بالاتر از امکان زده ای به به به
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم غم تو دارم
سروده حافظ
کمانچه هابیل علی اوف در سه گاه
آواز و تنبک شجریان پدر و پسر
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
@perslit
https://t.me/perslit
سروده حافظ
کمانچه هابیل علی اوف در سه گاه
آواز و تنبک شجریان پدر و پسر
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
@perslit
https://t.me/perslit