Dawood Azad - wWw.NakaMan.iR
Dawood Azad - wWw.NakaMan.iR
🙏شدم رسوا که میبینم توام دیوانه میخواهی
ساز و آواز داود آزاد
شدم رسوا که میبینم توام دیوانه میخواهی
به شمعت سوزم و دانم توام پروانه می خواهی
نیم عاقل نیم عاشق کیام هیچم تو آگاهی
که گاهی آشنا خواهی گهی بیگانه می خواهی
کجا پویم که را جویم همی دانم همی گویم
که خود مجنون و لیلایی مرا افسانه می خواهی
تو هستی درد و درمانم تو هستی سرمایه جانم
مرا ای گنج پنهانم چرا ویرانه می خواهی
بساط آفرینش گشت دام راه مشتاقان
نمی بینم دگر صیدی که گویم دانه می خواهی
تو را ای نوربخش از تو به جز حسرت چه پیدا شد
که گه سر در بیابانی گهی کاشانه می خواهی
*مرا ای گنج پنهانم چرا ویرانه می خواهی؟
جواب در همان سوال نهفته . چرا که گنج را در ویرانه پنهان می کنند:
تا گنج ِ غمت در دل ِ ویرانه مقیم است
پیوسته مرا کنج خرابات مقام است(حافظ)
@perslit
https://t.me/perslit
ساز و آواز داود آزاد
شدم رسوا که میبینم توام دیوانه میخواهی
به شمعت سوزم و دانم توام پروانه می خواهی
نیم عاقل نیم عاشق کیام هیچم تو آگاهی
که گاهی آشنا خواهی گهی بیگانه می خواهی
کجا پویم که را جویم همی دانم همی گویم
که خود مجنون و لیلایی مرا افسانه می خواهی
تو هستی درد و درمانم تو هستی سرمایه جانم
مرا ای گنج پنهانم چرا ویرانه می خواهی
بساط آفرینش گشت دام راه مشتاقان
نمی بینم دگر صیدی که گویم دانه می خواهی
تو را ای نوربخش از تو به جز حسرت چه پیدا شد
که گه سر در بیابانی گهی کاشانه می خواهی
*مرا ای گنج پنهانم چرا ویرانه می خواهی؟
جواب در همان سوال نهفته . چرا که گنج را در ویرانه پنهان می کنند:
تا گنج ِ غمت در دل ِ ویرانه مقیم است
پیوسته مرا کنج خرابات مقام است(حافظ)
@perslit
https://t.me/perslit
🌸دمی با تاریخچه نوروز ۱ 🌸
گروهی از پژوهشگران و تاریخدان ها بر این باورند که نوروز را جمشید،شاه پیشدادی،بنیان نهاده است.
این باور در شاهنامه ی فردوسی،نوشته های خیام نیشابوری و ابوریحان بیرونی به چشم می خورد.
نخستین روز فروردین روزی است که جمشید پس از چند سده جنگ با دیوان، زمین را از شر آنان پاک کرد و آن روز را عید شادی نهاد.این روز اعتدال بهاری است و طول روز و شب در ایران زمین به اندازه یکدیگر میشود. پس اعتدال و سازش در میان شب و روز برقرار است. سرما و گرما که نماد بدی هستند در این روز راهی ندارند و این ها از نشانه های دادگری جمشیدی است.
فردوسی می سراید:
جهان انجمن شد بر تخت او
شگفتی فروماند از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار
ز رنج و زبدشان نبد آگهی
میان بسته دیوان بسان رهی
در حبیب السیر آمده است:« در روزی که خسرو کوالب مواکب خورشید در درجه اول از حمل که بیت الشرف اوست نزول نمود، جمشید به احضار اکابر اشراف فرمان داد.» حبیب السیر ص ج ۱ ص ۱۷۸٫
ثعالبی در "تاریخ غرر الاخبار ملوک الفرس و سیرهم" آورده است:«سپس فرمان داد ارابه از عاج و چوب ساج بسازند و گستردنی دیبا بر آن بیافکنند. برآن سوار شد و به اهریمنان فرمان داد که آن را به دوش کشند و میان آسمان و زمین برند. تا او را از دماوند در هوا یکروزه به بابل رسانند. این به روز اورمزد بود از فروردین ماه که نخستین روز بهار است و نخستین روز سال که زمانه جوان شود و زمین پس از آن که فرو مرده بود جان گیرد. مردم گفتند این روزی نو، و عیدی سعید ونیرومندیی چشمگیر و پادشاهیی شگرف است. این روز را عید بزرگ شمردند و نوروز نام نهادند.»
بسیاری از تاریخ نگاران همچون طبری و مسعودی در نوشته های خود آورده اند که این روزی بود که جم گردونه ای ساخت و بر فراز ایران گذر کرد و به همین روی آن را روز نو نامیدند:« پس (جمشید) دستور داد گردونه ای از آبگینه بسازند و بر دوش شیاطین نهاد و بران نشست و در هوا از شهر خود به بابل رفت. و آن روز هرمزد ( روز نخست) روز از فروردین ماه بود. مردم از این شگفتی آن روز را نوروز نام نهادند و جمشید دستور داد آن روز تا پنج روز پس از آن را جشن گیرند.
@perslit
گروهی از پژوهشگران و تاریخدان ها بر این باورند که نوروز را جمشید،شاه پیشدادی،بنیان نهاده است.
این باور در شاهنامه ی فردوسی،نوشته های خیام نیشابوری و ابوریحان بیرونی به چشم می خورد.
نخستین روز فروردین روزی است که جمشید پس از چند سده جنگ با دیوان، زمین را از شر آنان پاک کرد و آن روز را عید شادی نهاد.این روز اعتدال بهاری است و طول روز و شب در ایران زمین به اندازه یکدیگر میشود. پس اعتدال و سازش در میان شب و روز برقرار است. سرما و گرما که نماد بدی هستند در این روز راهی ندارند و این ها از نشانه های دادگری جمشیدی است.
فردوسی می سراید:
جهان انجمن شد بر تخت او
شگفتی فروماند از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار
ز رنج و زبدشان نبد آگهی
میان بسته دیوان بسان رهی
در حبیب السیر آمده است:« در روزی که خسرو کوالب مواکب خورشید در درجه اول از حمل که بیت الشرف اوست نزول نمود، جمشید به احضار اکابر اشراف فرمان داد.» حبیب السیر ص ج ۱ ص ۱۷۸٫
ثعالبی در "تاریخ غرر الاخبار ملوک الفرس و سیرهم" آورده است:«سپس فرمان داد ارابه از عاج و چوب ساج بسازند و گستردنی دیبا بر آن بیافکنند. برآن سوار شد و به اهریمنان فرمان داد که آن را به دوش کشند و میان آسمان و زمین برند. تا او را از دماوند در هوا یکروزه به بابل رسانند. این به روز اورمزد بود از فروردین ماه که نخستین روز بهار است و نخستین روز سال که زمانه جوان شود و زمین پس از آن که فرو مرده بود جان گیرد. مردم گفتند این روزی نو، و عیدی سعید ونیرومندیی چشمگیر و پادشاهیی شگرف است. این روز را عید بزرگ شمردند و نوروز نام نهادند.»
بسیاری از تاریخ نگاران همچون طبری و مسعودی در نوشته های خود آورده اند که این روزی بود که جم گردونه ای ساخت و بر فراز ایران گذر کرد و به همین روی آن را روز نو نامیدند:« پس (جمشید) دستور داد گردونه ای از آبگینه بسازند و بر دوش شیاطین نهاد و بران نشست و در هوا از شهر خود به بابل رفت. و آن روز هرمزد ( روز نخست) روز از فروردین ماه بود. مردم از این شگفتی آن روز را نوروز نام نهادند و جمشید دستور داد آن روز تا پنج روز پس از آن را جشن گیرند.
@perslit
🌸دمی با تاریخچه نوروز ۲ 🌸
ابوریحان بیرونی که در سده ی سوم پژوهش های بسیاری در آیین های ایرانی و هندی داشته دیدگاه دیگری دارد:« …. این روز نخستین روزی بود که جمشید مروارید از دریا بیرون آورد، پیش از او کسی مروارید نمی شناخت و این روز به دخول آفتاب در برج حمل نزدیک بود و مردم آن را جشن می گرفتند و شادمانی کردند…»
برگردان آثار الباقیه ص ۵۶۳
این جشن پس از دو نیمه شدن جمشید به دست ضحاک ماردوش به فراموشی سپرده شد. اما با روی کار آمدن آفریدون، بنیانگذار شاهی کیانیان، نوروز را به شیوه جمشید جشن گرفتند. در پی تلاش کیانیان نوروز ریشه گرفت و به همین دلیل به آن نوروز کیانی می گوید.
کنون شاه در جام گیتی نمای
به پیش جهان آفرین شد به پای
چه مایه خروشید و کرد آفرین
به جشن کیان هرمزد فروردین
" شاهنامه فردوسی"
میترایی ها به شوند همزمانی آیین داد در روز نخست فررودین و روزی که خورشید در اعتدال است آن روز را جشن می گرفتند.برپایه ی باور گذشتگان ما نخستین روز از فروردین روز بازگشت فروهر مردگان به زمین است.
ایرانیان کهن از بیست و پنجم اسپند ماه تا روز نخست فروردین آماده پذیرایی از این فروهر درگذشتگان می شدند تا در نخستین روز سال نو که طبیعت، زندگی دوباره از سر می گیرد به زمین بیایند. در بسیارى از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاریخ طبرى، شاهنامه فردوسى و آثار بیرونى، نوروز به جمشید، شاه افسانه اى و در پاره اى دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز در سال دانسته اند.شماری از مورخان مانند بناکتی و ابن بلخی این روز را روز به شاهی رسیدن جمشید تاجگذاری او می دانند:« ( جمشید) در تحویل آفتاب به نقطه حمل دران سرای بر تخت نشست و آن روز نوروز نام نهادند.»
"تاریخ بناکتی ص ۲۹"
در میان روزهای سال نو چند روز بیشتر از سایر روزها اهمیت دارد، در این میان نخستین و ششمین روز از سال نو مهمترین ها هستند . نخستین روز فروردین ماه هر ساله علاوه بر این که زمین در گردش خود به دور خورشید از مدار اعتدال فروردین گذشته و برج حمل (فروردین) تحویل می شود روز ویژه ی اهورمزدا بوده است و ششمین روز فروردین ماه زاد روز اشو زرتشت،پیام اور ایرانیان،میباشد.
در ادبیات کهن ایرانیان آمده است که اورمزد(اهورامزدا)گیتی را در شش چَهره(گاهنبار)افرید و هر چهره پنج روز به طول انجامید.نخست آسمان،سپس آب،زمین،گیاهان،جانوران و در پایان ادمی را آفرید و چون افرینش آدمی در گاهنبار پایان سال رخ داده است،جشنی بزرگ به نام نوروز با شکوه هرچه تمام تر برپا میشود.به سخنی دیگر در این جشن آدمی زایش خود را جشن میگیرد..
@perslit
ابوریحان بیرونی که در سده ی سوم پژوهش های بسیاری در آیین های ایرانی و هندی داشته دیدگاه دیگری دارد:« …. این روز نخستین روزی بود که جمشید مروارید از دریا بیرون آورد، پیش از او کسی مروارید نمی شناخت و این روز به دخول آفتاب در برج حمل نزدیک بود و مردم آن را جشن می گرفتند و شادمانی کردند…»
برگردان آثار الباقیه ص ۵۶۳
این جشن پس از دو نیمه شدن جمشید به دست ضحاک ماردوش به فراموشی سپرده شد. اما با روی کار آمدن آفریدون، بنیانگذار شاهی کیانیان، نوروز را به شیوه جمشید جشن گرفتند. در پی تلاش کیانیان نوروز ریشه گرفت و به همین دلیل به آن نوروز کیانی می گوید.
کنون شاه در جام گیتی نمای
به پیش جهان آفرین شد به پای
چه مایه خروشید و کرد آفرین
به جشن کیان هرمزد فروردین
" شاهنامه فردوسی"
میترایی ها به شوند همزمانی آیین داد در روز نخست فررودین و روزی که خورشید در اعتدال است آن روز را جشن می گرفتند.برپایه ی باور گذشتگان ما نخستین روز از فروردین روز بازگشت فروهر مردگان به زمین است.
ایرانیان کهن از بیست و پنجم اسپند ماه تا روز نخست فروردین آماده پذیرایی از این فروهر درگذشتگان می شدند تا در نخستین روز سال نو که طبیعت، زندگی دوباره از سر می گیرد به زمین بیایند. در بسیارى از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاریخ طبرى، شاهنامه فردوسى و آثار بیرونى، نوروز به جمشید، شاه افسانه اى و در پاره اى دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز در سال دانسته اند.شماری از مورخان مانند بناکتی و ابن بلخی این روز را روز به شاهی رسیدن جمشید تاجگذاری او می دانند:« ( جمشید) در تحویل آفتاب به نقطه حمل دران سرای بر تخت نشست و آن روز نوروز نام نهادند.»
"تاریخ بناکتی ص ۲۹"
در میان روزهای سال نو چند روز بیشتر از سایر روزها اهمیت دارد، در این میان نخستین و ششمین روز از سال نو مهمترین ها هستند . نخستین روز فروردین ماه هر ساله علاوه بر این که زمین در گردش خود به دور خورشید از مدار اعتدال فروردین گذشته و برج حمل (فروردین) تحویل می شود روز ویژه ی اهورمزدا بوده است و ششمین روز فروردین ماه زاد روز اشو زرتشت،پیام اور ایرانیان،میباشد.
در ادبیات کهن ایرانیان آمده است که اورمزد(اهورامزدا)گیتی را در شش چَهره(گاهنبار)افرید و هر چهره پنج روز به طول انجامید.نخست آسمان،سپس آب،زمین،گیاهان،جانوران و در پایان ادمی را آفرید و چون افرینش آدمی در گاهنبار پایان سال رخ داده است،جشنی بزرگ به نام نوروز با شکوه هرچه تمام تر برپا میشود.به سخنی دیگر در این جشن آدمی زایش خود را جشن میگیرد..
@perslit
🌸دمی با تاریخچه نوروز ۳ 🌸
در زمان جمشید جشن نوروز با چیدن هفت نماد بهاری میدان بزرگ میانه شهر برگزار می شد.
یازده روز نخست فروردین در دوران هخامنشیان، (فرورتیشن Farvartishn) ویژه انجام مراسم نوروز بود.
شاهنشاه در نخستین روز سال نو موبدان، بزرگان، مقامات دولتى و فرماندهان ارشد نظامى، دانشمندان و نمایندگان سرزمین هاى دیگر را مى پذیرفت و ضمن سپاسگزارى از اهورامزدا، گزارش کارهاى سال کهنه و برنامه هاى دولت براى سال نو و دیدگاه خویش را بیان مى کرد که در برابر دیدگان همگان قرار گیرد.
سپس شاهنشاه پیشکش ها را دریافت مى کرد که نمونه آن در کنده کارى هاى ارگ پارسه( تخت جمشید )دیده مى شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار مى شد و افسرانى که قهرمان پاسداری از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش مى گرفتند و مقامات تازه و داوران نو معرفى مى شدند.ادامه برگزاری آیین های از زمان جمشید تا دوران داریوش مشخص نیست. درود نوروزی یکی از مهمترین مراسم روز نخست سال بود در این روز پادشاه پس از انجام مراسم نو کردن سال بزرگان را به حضور می پذیرفت. این رسم گرچه از دوران جمشید به جای مانده بود اما در دوران پادشاهی داریوش که در گسترش آیین هاى نوروزى تلاش زیادی کرد به اوج خود رسید.
مهمترین سندی که در انجام این مراسم وجود دارد در دیوار پلکان شرقی ارگ پارسه( تخت جمشید) نگاشته شده است که بارعام شاه را مینمایاند.داریوش یکم هخامنشی در مراسم نوروز (هفت سال پس از آغاز فرمانروایىش) تصمیم خود را در زمینه ساخت سنگ نبشته بیستون بازگو کرد.
بزرگترین آرزوى داریوش که در این سنگ نبشته آمده است، این است که خداوند ایران را از آفت دروغ و خشکسالى و لشکر دشمن مصون بدارد.پس از پایان ساخت تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین هاى رسمى نوروز، باشکوه بى مانندى در آنجا برگزار مى شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید،چهارده روز به درازا مى کشید.
مردم عادى در تالار صد ستون و سران ایالات و مقامات تراز اول در تالارهاى دیگر این کاخ حضور مى یافتند.این مراسم در دوران پس از هخامنشیان به ویژه در دوران ساسانیان به شیوه گذشته برگزار می شد. دانش زیادی از چگونگی برگزاری نوروز در دوران اشکانیان وجود ندارد.
اما در دوران ساسانیان آیین نوروز جمشیدی به شیوه جمشید با در نظر گرفتن برخی دگرگونی های زمانی برگزار می شد.
از چند روز پیش از آغاز سال نو شاه اعلام می کرد برای دادخواهی جلوس می کند. هرکسی دادی داشت در این روز میگفت و به آن رسیدگی می شد:
«آیین ساسانیان درین ایام چنین بود که پادشاه به روز نوروز اغاز می کرد و اعلام می نمود که برایشان جلوس کرده که به ایشان نیکی کند. »
" آثار الباقیه ص۲۸
@perslit
در زمان جمشید جشن نوروز با چیدن هفت نماد بهاری میدان بزرگ میانه شهر برگزار می شد.
یازده روز نخست فروردین در دوران هخامنشیان، (فرورتیشن Farvartishn) ویژه انجام مراسم نوروز بود.
شاهنشاه در نخستین روز سال نو موبدان، بزرگان، مقامات دولتى و فرماندهان ارشد نظامى، دانشمندان و نمایندگان سرزمین هاى دیگر را مى پذیرفت و ضمن سپاسگزارى از اهورامزدا، گزارش کارهاى سال کهنه و برنامه هاى دولت براى سال نو و دیدگاه خویش را بیان مى کرد که در برابر دیدگان همگان قرار گیرد.
سپس شاهنشاه پیشکش ها را دریافت مى کرد که نمونه آن در کنده کارى هاى ارگ پارسه( تخت جمشید )دیده مى شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار مى شد و افسرانى که قهرمان پاسداری از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش مى گرفتند و مقامات تازه و داوران نو معرفى مى شدند.ادامه برگزاری آیین های از زمان جمشید تا دوران داریوش مشخص نیست. درود نوروزی یکی از مهمترین مراسم روز نخست سال بود در این روز پادشاه پس از انجام مراسم نو کردن سال بزرگان را به حضور می پذیرفت. این رسم گرچه از دوران جمشید به جای مانده بود اما در دوران پادشاهی داریوش که در گسترش آیین هاى نوروزى تلاش زیادی کرد به اوج خود رسید.
مهمترین سندی که در انجام این مراسم وجود دارد در دیوار پلکان شرقی ارگ پارسه( تخت جمشید) نگاشته شده است که بارعام شاه را مینمایاند.داریوش یکم هخامنشی در مراسم نوروز (هفت سال پس از آغاز فرمانروایىش) تصمیم خود را در زمینه ساخت سنگ نبشته بیستون بازگو کرد.
بزرگترین آرزوى داریوش که در این سنگ نبشته آمده است، این است که خداوند ایران را از آفت دروغ و خشکسالى و لشکر دشمن مصون بدارد.پس از پایان ساخت تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین هاى رسمى نوروز، باشکوه بى مانندى در آنجا برگزار مى شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید،چهارده روز به درازا مى کشید.
مردم عادى در تالار صد ستون و سران ایالات و مقامات تراز اول در تالارهاى دیگر این کاخ حضور مى یافتند.این مراسم در دوران پس از هخامنشیان به ویژه در دوران ساسانیان به شیوه گذشته برگزار می شد. دانش زیادی از چگونگی برگزاری نوروز در دوران اشکانیان وجود ندارد.
اما در دوران ساسانیان آیین نوروز جمشیدی به شیوه جمشید با در نظر گرفتن برخی دگرگونی های زمانی برگزار می شد.
از چند روز پیش از آغاز سال نو شاه اعلام می کرد برای دادخواهی جلوس می کند. هرکسی دادی داشت در این روز میگفت و به آن رسیدگی می شد:
«آیین ساسانیان درین ایام چنین بود که پادشاه به روز نوروز اغاز می کرد و اعلام می نمود که برایشان جلوس کرده که به ایشان نیکی کند. »
" آثار الباقیه ص۲۸
@perslit
🌸دمی با تاریخچه نوروز ۴ 🌸
در روز نوروز، مردم نخست به دیدن سالخوردگان خانواده، بیماران و ازکارافتادگان و مزار نیاکان و بزرگان مى رفتند و اداى احترام مى کردند. سپس بازدیدهای نوروزی آغاز مى شد.
پیش از دید و بازدیدها، در هنگام نو شدن سال هر کس از خدا مى خواست که در سال نو روان او را پاک و آرام نگه دارد.پیش از نوروز همگان در پاکیزه کردن شهر،خانه و ابزار زندگی میکوشند و رخت کهنه از تن به در میکنند.شیرینی و آجیل های نوروزی تهیه میکنند و برای آغاز سال نو اماده میشوند.بیشتر خانواده های زرتشتی در یزد،خوراکی های سنتی نیز اماده میکننند و بر سر خوان نوروز میگذارند.روشن کردن آتش در سپیده دم نوروز، یکی از قدیمترین آیینهای نوروزی ایران باستان، امروزه در قاسم آباد یزد برگزار میشود. در تاریکی سپیده دم صبح نوروز، خانههای قدیمی محله قاسم آباد یزد یکی بعد از دیگری روشن میشوند.
هر خانواده و در پیشاپیش آنان زنان، سبزه، ظرفی پر از آب، یک سینی میوه که "ودرین" نامیده میشود، گلدانی از مورد و شمشاد، آتشدان و یک چراغ روغنی به بالای بام میبرند و در کنار هیزمهای از قبل آماده شده میگذارند. هنگامی که سال نو میشود پیرمردان پیر زنان بر روی بام خانه ها با ساز و دف،این مژده را به مردم شهر میدهند پس از اینکه سال نو شد و روز اورمزد و فروردین ماه آغاز گشت رسم بر این هست که بالای سر درگاه هر خانهای که در آن زندگی وجود دارد یک شاخه مورد، سرو یا شمشاد را آویزان میکنند. در پاشنه در خانه آویشن و سنجد میریزند که نشانه عشق و دوستی هست و بدون اینکه کسی با شما سخنی بگوید با زبان بی زبانی به شما خوش آمد گفته میشود.
اولین دیدار نوروزی از خانواده ای اغاز میشود که در سال قبل درگذشته ای داشته است. این مراسم که نو عید نامیده میشود، در سکوت برگزار میگردد. بر روی سفره نوروزی که مهمانان گرداگرد آن مینشینند، نگاره ی درگذشته در کنار سبزه نوروزی جای دارد.رسم بر این است که هنگام نو شدن سال و هنگام رفتن به خانه ی کسی،میزبان گلاب آینه بیاورد تا میهمان کمی گلاب کف دستش بریزد و در اینه بنگرد.یکی از شیرینیهای مخصوصی که حتما بر خوان نوروزی خود میگذارند کماج است.
کماج شیرینی کیک مانندی است که به شیوه سنتی تهیه میشود. در آیین های باستانی ایران برای هر جشن «خوانی یا سفره ای » گسترده می شد که دارای انواع خوراکی ها بود. سفره نوروزی «هفت سین» نام دارد و می بایست از دیگر سفره ها رنگین تر باشد. سفره هفت سین مــعــمـولاً چـند ســاعــت مانــده به ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه ای بلندتر از سطح زمین چیده می شد.همچنین کسی بنام میزدپان برای پخش کردن خوراکی ها در کنار سفره گماشته می شد.
@perslit
در روز نوروز، مردم نخست به دیدن سالخوردگان خانواده، بیماران و ازکارافتادگان و مزار نیاکان و بزرگان مى رفتند و اداى احترام مى کردند. سپس بازدیدهای نوروزی آغاز مى شد.
پیش از دید و بازدیدها، در هنگام نو شدن سال هر کس از خدا مى خواست که در سال نو روان او را پاک و آرام نگه دارد.پیش از نوروز همگان در پاکیزه کردن شهر،خانه و ابزار زندگی میکوشند و رخت کهنه از تن به در میکنند.شیرینی و آجیل های نوروزی تهیه میکنند و برای آغاز سال نو اماده میشوند.بیشتر خانواده های زرتشتی در یزد،خوراکی های سنتی نیز اماده میکننند و بر سر خوان نوروز میگذارند.روشن کردن آتش در سپیده دم نوروز، یکی از قدیمترین آیینهای نوروزی ایران باستان، امروزه در قاسم آباد یزد برگزار میشود. در تاریکی سپیده دم صبح نوروز، خانههای قدیمی محله قاسم آباد یزد یکی بعد از دیگری روشن میشوند.
هر خانواده و در پیشاپیش آنان زنان، سبزه، ظرفی پر از آب، یک سینی میوه که "ودرین" نامیده میشود، گلدانی از مورد و شمشاد، آتشدان و یک چراغ روغنی به بالای بام میبرند و در کنار هیزمهای از قبل آماده شده میگذارند. هنگامی که سال نو میشود پیرمردان پیر زنان بر روی بام خانه ها با ساز و دف،این مژده را به مردم شهر میدهند پس از اینکه سال نو شد و روز اورمزد و فروردین ماه آغاز گشت رسم بر این هست که بالای سر درگاه هر خانهای که در آن زندگی وجود دارد یک شاخه مورد، سرو یا شمشاد را آویزان میکنند. در پاشنه در خانه آویشن و سنجد میریزند که نشانه عشق و دوستی هست و بدون اینکه کسی با شما سخنی بگوید با زبان بی زبانی به شما خوش آمد گفته میشود.
اولین دیدار نوروزی از خانواده ای اغاز میشود که در سال قبل درگذشته ای داشته است. این مراسم که نو عید نامیده میشود، در سکوت برگزار میگردد. بر روی سفره نوروزی که مهمانان گرداگرد آن مینشینند، نگاره ی درگذشته در کنار سبزه نوروزی جای دارد.رسم بر این است که هنگام نو شدن سال و هنگام رفتن به خانه ی کسی،میزبان گلاب آینه بیاورد تا میهمان کمی گلاب کف دستش بریزد و در اینه بنگرد.یکی از شیرینیهای مخصوصی که حتما بر خوان نوروزی خود میگذارند کماج است.
کماج شیرینی کیک مانندی است که به شیوه سنتی تهیه میشود. در آیین های باستانی ایران برای هر جشن «خوانی یا سفره ای » گسترده می شد که دارای انواع خوراکی ها بود. سفره نوروزی «هفت سین» نام دارد و می بایست از دیگر سفره ها رنگین تر باشد. سفره هفت سین مــعــمـولاً چـند ســاعــت مانــده به ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه ای بلندتر از سطح زمین چیده می شد.همچنین کسی بنام میزدپان برای پخش کردن خوراکی ها در کنار سفره گماشته می شد.
@perslit
🌸دمی با تاریخچه نوروز ۵ 🌸
نکتهٔ درخور نگرش در مورد هفت سینهای باستانی و کهن که از زمان باستان تا امروز از سوی نیاکان ما بر خوان نوروزی مینهادند این است که هفت سینها باید دارای این پنج ویژگی باشند:
1)نام آنها پارسی باشد
2)با واج واژه سین آغاز شود
3)دارای ریشه گیاهی باشد
4)خوردنی باشد
5)نام آنها ترکیبی نباشد
سیر:
سیر، نشانه اهورامزدا است و نماد مبارزه با زشتی و پلشتی. همچنین نماد زدودن چشم زخم است که باید حتماً بر سر سفره نهاده شود. به باور ایرانیان بوی سیر دیوان را میگریزاند.به گونه ای سیر نگهبان سفره و پاسدار نیکی سال نو بوده است.
سبزه:
سبزه نشانه امساسپند اردیبهشت است و نماد آبهای پاک.
سبزه از اجزای اصلی سفره شمرده میشود و معمولاً ازگندم، یونجه، ماش یا عدس سبزشده است که ممکن است بر کوزه سبز کنند. شاید زیباترین ویژگی سفره هفتسین را میتوان به وجود سبزه آن دانست، به این دلیل که سبزه با رنگ و طراوت خود دلها را شادمان میسازد و با نگریستن به آن طلوع سال جدید را زیباتر میکند. در ایران باستان رسم بر این بود که ۲۵ روز پیش از نوروز در کاخ پادشاهان ۱۲ ستون از خشت خام برپا میساختند و بر هرکدام یک نوع غله میکاشتند و بر این باور بودند اگر سبزهها خوب بروید سال پر برکتی است. دانههایی که امروزه کشت میشود بیشتر گندم و عدس است.
سیب:
سیب، نشانه سپندارمزد امشاسپند است و نماد باروریست.
معمولا سیب را مادر یا پدربزرگ خانواده بر سفره هفتسین میچیند.سیب نماد مهر و مهرورزی در سفره ی سال نو است.
سمنو:
سمنو، نشانه شهریور امشاسپند است. نماد خواربار، زایش گیاهی و بارور شدن گیاهان، فراوانی خوراک و غذاهای خوب و پر نیرو است.
سمنو از جوانههای تازه رسیده گندم تهیه میشود.
سنجد:
سنجد، نشانه خرداد امشاسپند است، و نماد دلبستگی.
سنجد که عطر برگ و شکوفههای آن محرک عشق و مهر است و از مقدمات اصلی زایندگی به شمار میآید، باید بر سر خوان نوروزی نمایان باشد. وجود سنجد در سفره نوروزی نشان ادامه ی زندگی است.
سرکه:
سرکه، نشانه فرشته امرداد است، و نماد جاودانگی و شکیبایی.
همچنین سرکه بر سفره ی هفت سین نماد شادی میباشد.
سماق :
سماق، نشانه بهمن امشاسپند است.
سماق نماد عشق مهر و پیوند دلها است که بر سر سفره هفتسین نهاده میشود.
جز از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم دارد، در اين ميان تخم مرغ نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد.
آينه: نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد.
آب: نشانه برکت و پاکي در زندگى است .
اسپند، شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشک، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست.
این سین ها به نادرست بر خوان نوروزی گذاشته میشوند:
سکه': واژه ی معرب است. ریشه پارسی آن "چکه" است که در عربی به شوند ناتوانی در گفتن واج چ، آن را به گونه سکه گفته اند. همچنین سکه ریشه گیاهی ندارد.
'سپند (اسپند)': خوراکی نیست.
'سبزی پلو، سیرترشی، سیب زمینی': ترکیبی هستند'
ساعت، سیخ،...': ریشه گیاهی ندارند.
'سماور': نه خوراکی است و نه پارسی. ریشه واژه روسی است.
'سنبل': نه خوراکی است و نه پارسی. سنبل واژه ی عربی است و برابر پارسی آن "خوشه" میباشد.
ایرانیان همواره بر سر خوان نوروزی کتاب
گاهی دیوان حافظ و شاهنامه ی فردوسی و غیره
گذاشته میشود.شمعدان (در بعضی سنتها تعداد شمعها به تعداد فرزندان خانواده است)، تخم مرغ رنگی، میوه، گل،شیرینی، آجیل، نان، شیر، ماست، پنیر، گلاب، عسل، شکر،تنگ یا کاسهٔ آب (معمولاً حاوی برگ یا ماهی یا انار یا ترنجیا سایر مرکبات)، بیدمشک، بادبزن و سبزی خوردن نیز گاهی برای تزیین سفره به کار برده میشود.
تخم مرغ رنگ شده:نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تأکید بر این که بنیآدم اعضای یکدیگرند.
نان :بنیاد تغذیه است و در سفره نشانه برکت و روزی است
گندم:نماد روزی، فراوانی و برکت
شمع:به شمار اعضای خانواده برای آرزوی شادی و روشنایی زندگی آنهاست. شعله افروخته نماد روشنایی جاودانه است.
جامی پر از آب با چند قطره گلاب:نشانه تازگی و نماد باروری و وجود زندگی. چند برگ نارنج به نشانه آرزوی سرسبزی روی آب شناور است. وجود نارنج شناور در آب، نماد شناوری زمین در کیان است.
کوزهای پر از آب:نشانه درخواست باران و فراوانی آب است.
@perslit
نکتهٔ درخور نگرش در مورد هفت سینهای باستانی و کهن که از زمان باستان تا امروز از سوی نیاکان ما بر خوان نوروزی مینهادند این است که هفت سینها باید دارای این پنج ویژگی باشند:
1)نام آنها پارسی باشد
2)با واج واژه سین آغاز شود
3)دارای ریشه گیاهی باشد
4)خوردنی باشد
5)نام آنها ترکیبی نباشد
سیر:
سیر، نشانه اهورامزدا است و نماد مبارزه با زشتی و پلشتی. همچنین نماد زدودن چشم زخم است که باید حتماً بر سر سفره نهاده شود. به باور ایرانیان بوی سیر دیوان را میگریزاند.به گونه ای سیر نگهبان سفره و پاسدار نیکی سال نو بوده است.
سبزه:
سبزه نشانه امساسپند اردیبهشت است و نماد آبهای پاک.
سبزه از اجزای اصلی سفره شمرده میشود و معمولاً ازگندم، یونجه، ماش یا عدس سبزشده است که ممکن است بر کوزه سبز کنند. شاید زیباترین ویژگی سفره هفتسین را میتوان به وجود سبزه آن دانست، به این دلیل که سبزه با رنگ و طراوت خود دلها را شادمان میسازد و با نگریستن به آن طلوع سال جدید را زیباتر میکند. در ایران باستان رسم بر این بود که ۲۵ روز پیش از نوروز در کاخ پادشاهان ۱۲ ستون از خشت خام برپا میساختند و بر هرکدام یک نوع غله میکاشتند و بر این باور بودند اگر سبزهها خوب بروید سال پر برکتی است. دانههایی که امروزه کشت میشود بیشتر گندم و عدس است.
سیب:
سیب، نشانه سپندارمزد امشاسپند است و نماد باروریست.
معمولا سیب را مادر یا پدربزرگ خانواده بر سفره هفتسین میچیند.سیب نماد مهر و مهرورزی در سفره ی سال نو است.
سمنو:
سمنو، نشانه شهریور امشاسپند است. نماد خواربار، زایش گیاهی و بارور شدن گیاهان، فراوانی خوراک و غذاهای خوب و پر نیرو است.
سمنو از جوانههای تازه رسیده گندم تهیه میشود.
سنجد:
سنجد، نشانه خرداد امشاسپند است، و نماد دلبستگی.
سنجد که عطر برگ و شکوفههای آن محرک عشق و مهر است و از مقدمات اصلی زایندگی به شمار میآید، باید بر سر خوان نوروزی نمایان باشد. وجود سنجد در سفره نوروزی نشان ادامه ی زندگی است.
سرکه:
سرکه، نشانه فرشته امرداد است، و نماد جاودانگی و شکیبایی.
همچنین سرکه بر سفره ی هفت سین نماد شادی میباشد.
سماق :
سماق، نشانه بهمن امشاسپند است.
سماق نماد عشق مهر و پیوند دلها است که بر سر سفره هفتسین نهاده میشود.
جز از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم دارد، در اين ميان تخم مرغ نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد.
آينه: نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد.
آب: نشانه برکت و پاکي در زندگى است .
اسپند، شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشک، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست.
این سین ها به نادرست بر خوان نوروزی گذاشته میشوند:
سکه': واژه ی معرب است. ریشه پارسی آن "چکه" است که در عربی به شوند ناتوانی در گفتن واج چ، آن را به گونه سکه گفته اند. همچنین سکه ریشه گیاهی ندارد.
'سپند (اسپند)': خوراکی نیست.
'سبزی پلو، سیرترشی، سیب زمینی': ترکیبی هستند'
ساعت، سیخ،...': ریشه گیاهی ندارند.
'سماور': نه خوراکی است و نه پارسی. ریشه واژه روسی است.
'سنبل': نه خوراکی است و نه پارسی. سنبل واژه ی عربی است و برابر پارسی آن "خوشه" میباشد.
ایرانیان همواره بر سر خوان نوروزی کتاب
گاهی دیوان حافظ و شاهنامه ی فردوسی و غیره
گذاشته میشود.شمعدان (در بعضی سنتها تعداد شمعها به تعداد فرزندان خانواده است)، تخم مرغ رنگی، میوه، گل،شیرینی، آجیل، نان، شیر، ماست، پنیر، گلاب، عسل، شکر،تنگ یا کاسهٔ آب (معمولاً حاوی برگ یا ماهی یا انار یا ترنجیا سایر مرکبات)، بیدمشک، بادبزن و سبزی خوردن نیز گاهی برای تزیین سفره به کار برده میشود.
تخم مرغ رنگ شده:نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تأکید بر این که بنیآدم اعضای یکدیگرند.
نان :بنیاد تغذیه است و در سفره نشانه برکت و روزی است
گندم:نماد روزی، فراوانی و برکت
شمع:به شمار اعضای خانواده برای آرزوی شادی و روشنایی زندگی آنهاست. شعله افروخته نماد روشنایی جاودانه است.
جامی پر از آب با چند قطره گلاب:نشانه تازگی و نماد باروری و وجود زندگی. چند برگ نارنج به نشانه آرزوی سرسبزی روی آب شناور است. وجود نارنج شناور در آب، نماد شناوری زمین در کیان است.
کوزهای پر از آب:نشانه درخواست باران و فراوانی آب است.
@perslit
📗 Homo Deus: A Brief History of Tomorrow
📚 کتاب: انسان خداگونه
▪️عنوان اصلی: انسان خداگونه: مختصری بر تاریخ فردا
✍ نویسنده: یووال نوح هراری
🔃 مترجم: نیک گرگین
🎙 در ۶ فایل صوتی
«انسانها در قرن بیست و یکم تلاش میکنند مبدل به خدا(یان) شده و به مرگ و پیری غلبه کنند. انسان سعی میکند حیوانات، گیاهان و حتی انسانهایی را براساس میل و آرزوهای خودش خلق کند…. طبقه بیخاصیت (بی مصرف) هم به وجود خواهد آمد که شامل میلیاردها انسان خواهد بود.»
این بخشی از سخنان یوال نوح هراری، تاریخدان اسرائیلی و نویسنده کتاب پرفروش «انسان خداگونه» است که در آن به جهش تکنولوژی و دگرگونی بنیادی و انقلابی جامعه و انسان میپردازد.
🔃 ترجمه فارسی کتاب «انسان خداگونه» توسط جناب آقای گرگین مترجم کتاب «انسان خردمند» صورت گرفته است.
@perslit
📚 کتاب: انسان خداگونه
▪️عنوان اصلی: انسان خداگونه: مختصری بر تاریخ فردا
✍ نویسنده: یووال نوح هراری
🔃 مترجم: نیک گرگین
🎙 در ۶ فایل صوتی
«انسانها در قرن بیست و یکم تلاش میکنند مبدل به خدا(یان) شده و به مرگ و پیری غلبه کنند. انسان سعی میکند حیوانات، گیاهان و حتی انسانهایی را براساس میل و آرزوهای خودش خلق کند…. طبقه بیخاصیت (بی مصرف) هم به وجود خواهد آمد که شامل میلیاردها انسان خواهد بود.»
این بخشی از سخنان یوال نوح هراری، تاریخدان اسرائیلی و نویسنده کتاب پرفروش «انسان خداگونه» است که در آن به جهش تکنولوژی و دگرگونی بنیادی و انقلابی جامعه و انسان میپردازد.
🔃 ترجمه فارسی کتاب «انسان خداگونه» توسط جناب آقای گرگین مترجم کتاب «انسان خردمند» صورت گرفته است.
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏خیام خوانی بوشهری
@perslit
@perslit