معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
🙏سروده: حافظ
🙏خوشنویسی: علی سلیمانی
@perslit
https://t.me/perslit
شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
🙏سروده: حافظ
🙏خوشنویسی: علی سلیمانی
@perslit
https://t.me/perslit
🙏هوای حال دلم را مپرس بارانی ست
سروده از دوست هنرمند و جراح عزیز جناب دکتر آقاجانی در غم از دست شدن استاد شجریان
هوای حال دلم را مپرس بارانی ست
که سینه از غمش ،آتشفشان وطوفانی
است
کسی که بزم حضورش سرور دلها بود
چسان دلم بپذیرد خزانش ارزانی است
تو می روی و سحرگاه عطر بیز بهار
زدستبرد خزان ،چون شب زمستانی است
کبوتری که به آفاق ،بال وصل رساند
چگونه صید چنین دامگاه پنهانی ست
ببین که مرغ سحر بغض در گلو دارد
زغن به حال طرب ،جغد در نواخوانی است
نسیم وصل ز باد صبا نمی آید
سرودصبح به گلزار در گرانجانی است
ز دود عود بلند است شکوه از بیداد
زبان عشق کجا کمتر از رجز خوانی ست
جهان به تیغ خشونت کجا شود آرام
عبوس چهره چرا شیوه مسلمانی است
هزار کشور دل در تصرف مهری است
گلاب صلح بیفشان ،که دشمنی فانی است
از این نغار که طبلش به آز می کوبد
سرود جمع نیاید، دف پریشانی است
درشت گویی و کم دانی و طلبکاری
نه راه عقل ،نه ایمان ،نه دین رحمانی است
به باغ شت زده ی جهل در لباس ریا
حلاوتی نه به کامی ،نه بذر رویانی است
بگو به زاهد پشیمینه پوش حق پندار
که حاصل همه عمرت نشان پیشانی است
از آن خمی که ز انگور نفرت آکنده است
طلوع روشن می نه ،غروب ظلمانی است
امان و آه ز جهلی که جامه اش قدسی است
در انجماد تفکر ،سراب شیطانی است
دریغ و درد که چشمان خون فشانم دید
که آفتاب رخت ،در غروب پایانی است
ز غم سرای جهان، امن عیش کمتر جوی
که نوش آن به تانی و نیش آن آنی است
کسی که زینت افطار، ربنایش بود
کنون روانه بزم عشای ربانی است
از این دیار هنرور خدای را مپسند
بنای مجلس عشاق رو به ویرانی ست
مگر ترنم باران لطف ،آب ،زند
و گرنه مرغ دلم آتشین و بریانی است
مگر وصال همایون یار دست دهد
که تاب داغ سیاووش کی به آسانی ست؟
خوشا به حال ملائک که با تو در رقصند
که بزم، محو غزل خوانی خراسانی ست
@perslit
سروده از دوست هنرمند و جراح عزیز جناب دکتر آقاجانی در غم از دست شدن استاد شجریان
هوای حال دلم را مپرس بارانی ست
که سینه از غمش ،آتشفشان وطوفانی
است
کسی که بزم حضورش سرور دلها بود
چسان دلم بپذیرد خزانش ارزانی است
تو می روی و سحرگاه عطر بیز بهار
زدستبرد خزان ،چون شب زمستانی است
کبوتری که به آفاق ،بال وصل رساند
چگونه صید چنین دامگاه پنهانی ست
ببین که مرغ سحر بغض در گلو دارد
زغن به حال طرب ،جغد در نواخوانی است
نسیم وصل ز باد صبا نمی آید
سرودصبح به گلزار در گرانجانی است
ز دود عود بلند است شکوه از بیداد
زبان عشق کجا کمتر از رجز خوانی ست
جهان به تیغ خشونت کجا شود آرام
عبوس چهره چرا شیوه مسلمانی است
هزار کشور دل در تصرف مهری است
گلاب صلح بیفشان ،که دشمنی فانی است
از این نغار که طبلش به آز می کوبد
سرود جمع نیاید، دف پریشانی است
درشت گویی و کم دانی و طلبکاری
نه راه عقل ،نه ایمان ،نه دین رحمانی است
به باغ شت زده ی جهل در لباس ریا
حلاوتی نه به کامی ،نه بذر رویانی است
بگو به زاهد پشیمینه پوش حق پندار
که حاصل همه عمرت نشان پیشانی است
از آن خمی که ز انگور نفرت آکنده است
طلوع روشن می نه ،غروب ظلمانی است
امان و آه ز جهلی که جامه اش قدسی است
در انجماد تفکر ،سراب شیطانی است
دریغ و درد که چشمان خون فشانم دید
که آفتاب رخت ،در غروب پایانی است
ز غم سرای جهان، امن عیش کمتر جوی
که نوش آن به تانی و نیش آن آنی است
کسی که زینت افطار، ربنایش بود
کنون روانه بزم عشای ربانی است
از این دیار هنرور خدای را مپسند
بنای مجلس عشاق رو به ویرانی ست
مگر ترنم باران لطف ،آب ،زند
و گرنه مرغ دلم آتشین و بریانی است
مگر وصال همایون یار دست دهد
که تاب داغ سیاووش کی به آسانی ست؟
خوشا به حال ملائک که با تو در رقصند
که بزم، محو غزل خوانی خراسانی ست
@perslit
4_5836781579405363216.mp4
23.3 MB
🙏سروده: غزل ۵۲ دیوان عطار
نوا: مثنوی خوانی در سه گاه
اواز: محمد رضا شجریان
تار: محمد رضا لطفی
نی: عبدالنقی افشار نیا
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست
سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ زهاد میباید شکست
وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پایبست
ساقیا در ده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست غم در سر نشست
تو بگردان دور تا ما مردوار
دور گردون زیر پای آریم پست
مشتری را خرقه از سر برکشیم
زهره را تا حشر گردانیم مست
پس چو عطار از جهت بیرون شویم
بی جهت در رقص آییم از الست
@perslit
نوا: مثنوی خوانی در سه گاه
اواز: محمد رضا شجریان
تار: محمد رضا لطفی
نی: عبدالنقی افشار نیا
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست
سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ زهاد میباید شکست
وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پایبست
ساقیا در ده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست غم در سر نشست
تو بگردان دور تا ما مردوار
دور گردون زیر پای آریم پست
مشتری را خرقه از سر برکشیم
زهره را تا حشر گردانیم مست
پس چو عطار از جهت بیرون شویم
بی جهت در رقص آییم از الست
@perslit
4_5985555694600849532.mp4
13.6 MB
🙏هروایه
نوا: نوای محلی قدیمی کردی در مایه افشاری با تنظیم کیخسرو پور ناظری
سروده: رحیم معینی کرمانشاهی
اواز: شهرام ناظری ، اجراهای قدیمی از شهیدی و داریوش و شاهرخ
ز جهان دل برکندم تا شوری پیدا کردم
ز جهان دل برکندم، تا شوری پیدا کردم
تو سیه گیسو کردی، چون مجنون صحرا گردم
هروایه هروایه یارم ولیم توریایه اری خدا چه بکم دلبر دل و کی دایه
("همینطوریه ، یارم از من روی برگردان شده ( قهر کرده ) - ای خدا چی کار کنم دلبرم دل به کی داده؟")
ز تو گر دل برگیرم، دیگر از غم می میرم
به خدا دور از رویت، از جان شیرین سیرم
هروایه هروایه یارم ولیم توریایه اری خدا چه بکم دلبر دل و کی دایه
شب هجران جای می، خوناب دل می نوشم
ز خیالت برخیزد، بوی گل از آغوشم
هروایه هروایه یارم ولیم توریایه اری خدا چه بکم دلبر دل و کی دایه
ز جهان دل برکندم، تا شوری پیدا کردم
تو سیه گیسو کردی، چون مجنون صحرا گردم
@perslit
نوا: نوای محلی قدیمی کردی در مایه افشاری با تنظیم کیخسرو پور ناظری
سروده: رحیم معینی کرمانشاهی
اواز: شهرام ناظری ، اجراهای قدیمی از شهیدی و داریوش و شاهرخ
ز جهان دل برکندم تا شوری پیدا کردم
ز جهان دل برکندم، تا شوری پیدا کردم
تو سیه گیسو کردی، چون مجنون صحرا گردم
هروایه هروایه یارم ولیم توریایه اری خدا چه بکم دلبر دل و کی دایه
("همینطوریه ، یارم از من روی برگردان شده ( قهر کرده ) - ای خدا چی کار کنم دلبرم دل به کی داده؟")
ز تو گر دل برگیرم، دیگر از غم می میرم
به خدا دور از رویت، از جان شیرین سیرم
هروایه هروایه یارم ولیم توریایه اری خدا چه بکم دلبر دل و کی دایه
شب هجران جای می، خوناب دل می نوشم
ز خیالت برخیزد، بوی گل از آغوشم
هروایه هروایه یارم ولیم توریایه اری خدا چه بکم دلبر دل و کی دایه
ز جهان دل برکندم، تا شوری پیدا کردم
تو سیه گیسو کردی، چون مجنون صحرا گردم
@perslit
VID-20201224-WA0049.mp4
539.3 KB
🔴لحظه وداع غواصان قبل از عملیات کربلای ۴
چهارم دی ماه ۱۳۶۵ روزی که غواصان برای عملیات کربلای ۴ به آب زدند و ۳۰ سال بعد با دستهای بسته بازگشتند.
❤️یادشان جاودانه است
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایت های شیرین باز می ماند ز من
❤️حافظ
@perslit
چهارم دی ماه ۱۳۶۵ روزی که غواصان برای عملیات کربلای ۴ به آب زدند و ۳۰ سال بعد با دستهای بسته بازگشتند.
❤️یادشان جاودانه است
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایت های شیرین باز می ماند ز من
❤️حافظ
@perslit
🙏مقارنه یا مقابله یا همدمی
سیارههای زحل و مشتری، شامگاه دوشنبه اول دیماه ۱۳۹۹ معادل بیست و یکم دسامبر ۲۰۲۰، پس از نزدیک به هشت قرن، از دید ما، در نزدیکترین فاصله با یکدیگر قرار گرفتند.
به گفته اخترشناسان، همدمی(مقابله یا مقارنه) زحل(کیوان) و مشتری که از بزرگترین سیارات منظومه خورشیدی هستند پدیدهای با دورههای طولانی است و بندرت احتمال دارد افراد در طول زندگی خود شاهد چنین پدیدهای باشند.
بر اساس برآورد اخترشناسان، زحل و مشتری پیش از این تنها در ژوئیه سال ۱۶۲۳ میلادی (در زمان گالیله) تا این اندازه به هم نزدیک دیده شده بودند. اگرچه تماشای این مقارنه به دلیل نزدیکی بیش از اندازه به خورشید، تقریبا ناممکن بوده است.
به گفته دانشمندان، آخرین بار که مقارنه این دو سیاره مانند شامگاه دوشنبه به شکلی واضح قابل رصد بود به ماه مارس سال ۱۲۲۶ میلادی برمیگردد.
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ماه و رخ یار من مقابله بـود
🙏حافظ
واژه های اختر(ستاره ، بخت و اقبال) و
نظر و سعد(خجسته و مبارک) و مقابله و عبارت" در ره است" همگی از اصطلاحات اخترشناسی بوده اند.
مقابله: ایهام دارد ؛
۱- برابری
۲- از اصطلاحات نجوم است ، وقتی دو سیّاره در مقابل یکدیگر قرار بگیرند به صورتی که در هر طرفشان برجی از بروج دوازهگانه باشد ، غالباً ماه و خورشید چنین حالتی پیدا میکنند. در قدیم معتقد بودند که همهی اتّفاقات، تحتِ تأثیر ستارگان و سیّارات روی میدهند و شومی و مبارکی را ستارگان تعیین میکنند ، مثلاً هرگاه دوستارهیِ سعد حالت “مقارنه” پیدا کنند و در کنار هم قرار بگیرند “قرانِ سعدین” است و نشانهی خوشبختی است .
“در ره است” : یعنی پیش خواهد امد.
معنای بیت: پیش بینی میکنم که ستارهی بخت و اقبالم در حالتِ سعد و خوشبختی قرار خواهد گرفت، زیرا که دیشب دیدم “ماهِ آسمان” با “ماهِ رخ یار من” در حالت “مقابله” قرار گرفتهاند.
روشن است که حافظ از فرهنگ زمانه برای بیان احساساتِ عاشقانه بهره گرفته وگرنه او را با خرافات کاری نیست:
بگیرطرهّ یِ مه چهره ای وقصّه مخوان
که سعد ونحس ز تأثیرِ زهره وزحل است
@perslit
سیارههای زحل و مشتری، شامگاه دوشنبه اول دیماه ۱۳۹۹ معادل بیست و یکم دسامبر ۲۰۲۰، پس از نزدیک به هشت قرن، از دید ما، در نزدیکترین فاصله با یکدیگر قرار گرفتند.
به گفته اخترشناسان، همدمی(مقابله یا مقارنه) زحل(کیوان) و مشتری که از بزرگترین سیارات منظومه خورشیدی هستند پدیدهای با دورههای طولانی است و بندرت احتمال دارد افراد در طول زندگی خود شاهد چنین پدیدهای باشند.
بر اساس برآورد اخترشناسان، زحل و مشتری پیش از این تنها در ژوئیه سال ۱۶۲۳ میلادی (در زمان گالیله) تا این اندازه به هم نزدیک دیده شده بودند. اگرچه تماشای این مقارنه به دلیل نزدیکی بیش از اندازه به خورشید، تقریبا ناممکن بوده است.
به گفته دانشمندان، آخرین بار که مقارنه این دو سیاره مانند شامگاه دوشنبه به شکلی واضح قابل رصد بود به ماه مارس سال ۱۲۲۶ میلادی برمیگردد.
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ماه و رخ یار من مقابله بـود
🙏حافظ
واژه های اختر(ستاره ، بخت و اقبال) و
نظر و سعد(خجسته و مبارک) و مقابله و عبارت" در ره است" همگی از اصطلاحات اخترشناسی بوده اند.
مقابله: ایهام دارد ؛
۱- برابری
۲- از اصطلاحات نجوم است ، وقتی دو سیّاره در مقابل یکدیگر قرار بگیرند به صورتی که در هر طرفشان برجی از بروج دوازهگانه باشد ، غالباً ماه و خورشید چنین حالتی پیدا میکنند. در قدیم معتقد بودند که همهی اتّفاقات، تحتِ تأثیر ستارگان و سیّارات روی میدهند و شومی و مبارکی را ستارگان تعیین میکنند ، مثلاً هرگاه دوستارهیِ سعد حالت “مقارنه” پیدا کنند و در کنار هم قرار بگیرند “قرانِ سعدین” است و نشانهی خوشبختی است .
“در ره است” : یعنی پیش خواهد امد.
معنای بیت: پیش بینی میکنم که ستارهی بخت و اقبالم در حالتِ سعد و خوشبختی قرار خواهد گرفت، زیرا که دیشب دیدم “ماهِ آسمان” با “ماهِ رخ یار من” در حالت “مقابله” قرار گرفتهاند.
روشن است که حافظ از فرهنگ زمانه برای بیان احساساتِ عاشقانه بهره گرفته وگرنه او را با خرافات کاری نیست:
بگیرطرهّ یِ مه چهره ای وقصّه مخوان
که سعد ونحس ز تأثیرِ زهره وزحل است
@perslit
🙏مقارنه یا مقابله یا همدمی
سیارههای زحل(راست) و مشتری(چپ)، شامگاه دوشنبه اول دیماه ۱۳۹۹ معادل بیست و یکم دسامبر ۲۰۲۰، پس از نزدیک به هشت قرن، از دید ما، در نزدیکترین فاصله در جنوب اسپانیا دیده می شوند.
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ماه و رخ یار من مقابله بـود
🙏حافظ
واژه های اختر(ستاره ، بخت و اقبال) و
نظر و سعد(خجسته و مبارک) و مقابله و عبارت" در ره است" همگی از اصطلاحات اخترشناسی بوده اند
@perslit
سیارههای زحل(راست) و مشتری(چپ)، شامگاه دوشنبه اول دیماه ۱۳۹۹ معادل بیست و یکم دسامبر ۲۰۲۰، پس از نزدیک به هشت قرن، از دید ما، در نزدیکترین فاصله در جنوب اسپانیا دیده می شوند.
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ماه و رخ یار من مقابله بـود
🙏حافظ
واژه های اختر(ستاره ، بخت و اقبال) و
نظر و سعد(خجسته و مبارک) و مقابله و عبارت" در ره است" همگی از اصطلاحات اخترشناسی بوده اند
@perslit
دمی در هوای ادب پارسی pinned «🌺استاد بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران) 🌺کارگردان ( فیلم و تئاتر ) و نویسنده ( فیلم نامه ، نمایشنامه و تحقیق ) و پژوهشگر ایرانی 🌺فیلم کوتاه عمو سیبیلو (۱۳۴۹) سفر (۱۳۵۱) گفتگو با باد (۱۳۷۷) قالی سخنگو (۱۳۸۵) 🌺فیلم بلند …»
🙏دماوند سپید پوش شد ۱۳۹۹/۱۰/۰۵
🙏قصیده دماوند از محمد تقی بهار
ای دیو سپید پای در بند!
ای گنبد گیتی! ای دماوند!
تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر ، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستوران
وین مردم نحس دیو مانند
چون گشت زمین ز جور گردون
سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشت
آن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاری
از گردش قرنها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو
بر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری
ای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسردهٔ زمینی
از درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه!
وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گوی
افسرده مباش، خوش همی خند
ای مادر سر سپید! بشنو
این پند سیاه بخت فرزند
از آتش آه خلق مظلوم
وز شعلهٔ کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ری
بارانش ز هول و بیم و آفند
بفکن ز پی این اساس تزویر
بگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا، که باید
از ریشه بنای ظلم برکند
زین بیخردان سفله بستان
داد دل مردم خردمند
@perslit
🙏قصیده دماوند از محمد تقی بهار
ای دیو سپید پای در بند!
ای گنبد گیتی! ای دماوند!
تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر ، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستوران
وین مردم نحس دیو مانند
چون گشت زمین ز جور گردون
سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشت
آن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاری
از گردش قرنها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو
بر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری
ای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسردهٔ زمینی
از درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه!
وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گوی
افسرده مباش، خوش همی خند
ای مادر سر سپید! بشنو
این پند سیاه بخت فرزند
از آتش آه خلق مظلوم
وز شعلهٔ کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ری
بارانش ز هول و بیم و آفند
بفکن ز پی این اساس تزویر
بگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا، که باید
از ریشه بنای ظلم برکند
زین بیخردان سفله بستان
داد دل مردم خردمند
@perslit
قصیده دماوندیه ملک الشعرای بهار
ایرج گرگین
✍قصیدیه دماوندیه
سروده محمد تقی بهار
خوانش ایرجگرگین
سروده محمد تقی بهار
خوانش ایرجگرگین
دمی در هوای ادب پارسی pinned «🔹اگر « مسیح » یا « حسین » این زمانه بودند چه سرنوشتی داشتند؟ رمان «مسیح باز مصلوب» ، روایت تلاش ِ روستای ِ یونانینشین ِ تحت اشغال عثمانی، برای بازسازی ماجرای مسیح در یک نمایش ( تعزیه) است. مانولیوس ( بازیگر نقش مسیح ) چنان در نقش خود فرو می رود که عَلَم…»
🙏دیدار خواهر با برادر ماند به قیامت!
حافظ صبور باش که در راه عاشقی
هر کس که جان نداد به جانان نمی رسد
🙏صبح امروز چهارشنبه دهم دی ماه ۱۳۹۹ حاجیه خانم منصوره صدر، فرزند آیت الله العظمی سید صدرالدین صدر، خواهر امام موسی صدر و مادر همسر سید محمد خاتمی در حرم عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد
خون شد دلم ز درد، به درمان نمیرسد
با خاک ره ز روی مذلت برابرم
آب رخم همیرود و نان نمیرسد
پیپارهای نمیکنم از هیچ استخوان
تا صدهزار زخم به دندان نمیرسد
سیرم ز جان خود به سر راستان ولی
بیچاره را چه چاره چو فرمان نمیرسد
از آرزوست گشته گرانبار غم دلم
آوخ که آرزوی من ارزان نمیرسد
یعقوب را دو دیده ز حسرت سپید گشت
وآوازهای ز مصر به کنعان نمیرسد
از حشمت اهل جهل به کیوان رسیدهاند
جز آه اهل فضل به کیوان نمیرسد
از دستبرد جور زمان اهل فضل را
این غصه بس که دست سوی جان نمی رسد
حافظ صبور باش که در راه عاشقی
هر کس که جان نداد به جانان نمیرسد
@perslit
حافظ صبور باش که در راه عاشقی
هر کس که جان نداد به جانان نمی رسد
🙏صبح امروز چهارشنبه دهم دی ماه ۱۳۹۹ حاجیه خانم منصوره صدر، فرزند آیت الله العظمی سید صدرالدین صدر، خواهر امام موسی صدر و مادر همسر سید محمد خاتمی در حرم عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد
خون شد دلم ز درد، به درمان نمیرسد
با خاک ره ز روی مذلت برابرم
آب رخم همیرود و نان نمیرسد
پیپارهای نمیکنم از هیچ استخوان
تا صدهزار زخم به دندان نمیرسد
سیرم ز جان خود به سر راستان ولی
بیچاره را چه چاره چو فرمان نمیرسد
از آرزوست گشته گرانبار غم دلم
آوخ که آرزوی من ارزان نمیرسد
یعقوب را دو دیده ز حسرت سپید گشت
وآوازهای ز مصر به کنعان نمیرسد
از حشمت اهل جهل به کیوان رسیدهاند
جز آه اهل فضل به کیوان نمیرسد
از دستبرد جور زمان اهل فضل را
این غصه بس که دست سوی جان نمی رسد
حافظ صبور باش که در راه عاشقی
هر کس که جان نداد به جانان نمیرسد
@perslit
🙏کوه نوردی بین گیلان و زنجان
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
از: چاووشی
سروده: مهدی اخوان ثالث
@perslit
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
از: چاووشی
سروده: مهدی اخوان ثالث
@perslit
5_6248748107928961026.mp4
36.6 MB
ابوعطا خوانی با حافظ
آواز محمد رضا شجریان
تار محمد رضا لطفی
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
معنی آب زندگی و روضه ارم
جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست
مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند
ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست
راز درون پرده چه داند فلک خموش
ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست
سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست
معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست
زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواسته کردگار چیست
@perslit
آواز محمد رضا شجریان
تار محمد رضا لطفی
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
معنی آب زندگی و روضه ارم
جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست
مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند
ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست
راز درون پرده چه داند فلک خموش
ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست
سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست
معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست
زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواسته کردگار چیست
@perslit
🙏مرگ روبر حسین کارگردان فرانسوی ایرانیتبار فیلم بینوایان
روبر حسین، بازیگر و کارگردان نامدار تئاتر و سینمای فرانسه روز پنجشنبه ۳۱ دسامبر (۱۱ دی) در سن ۹۳ سالگی در بیمارستانی در پاریس درگذشت.
وی که در پاریس به دنیا آمده بود فرزند امینالله حسین نوازنده تار و آهنگساز سرشناس زرتشتی اهل ایران و آنا مینوسکایا بازیگر اوکراینی به شمار میرفت.
او در دوران فعالیتش نقشهای زیادی در فیلمهای گوناگون ایفا کرد که آخرین آنها «محصول امید» (۲۰۱۹) نام داشت. وی با اجرای نقش «کنت دو پیرک» در سری فیلمهای «آنژلیک» به شهرتی ملی رسید و در ذهن بسیاری از همنسلان خود خاطرهساز شد.
@perslit
روبر حسین، بازیگر و کارگردان نامدار تئاتر و سینمای فرانسه روز پنجشنبه ۳۱ دسامبر (۱۱ دی) در سن ۹۳ سالگی در بیمارستانی در پاریس درگذشت.
وی که در پاریس به دنیا آمده بود فرزند امینالله حسین نوازنده تار و آهنگساز سرشناس زرتشتی اهل ایران و آنا مینوسکایا بازیگر اوکراینی به شمار میرفت.
او در دوران فعالیتش نقشهای زیادی در فیلمهای گوناگون ایفا کرد که آخرین آنها «محصول امید» (۲۰۱۹) نام داشت. وی با اجرای نقش «کنت دو پیرک» در سری فیلمهای «آنژلیک» به شهرتی ملی رسید و در ذهن بسیاری از همنسلان خود خاطرهساز شد.
@perslit