دمی در هوای ادب پارسی
630 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
26.amr
109.8 KB
سروده: غزل شماره ۲۶ حافظ
خوانش: علی موسوی گرمارودی

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
@perslit
4_5960692824709006110.mp4
18.4 MB
خدمات میرزا حسن رشدیه
نویسنده:شرمین نادری
مجری:احترام برومند

"یاد بعضی نفرات
روشنم می دارد
اعتصام یوسف،حسن رشدیه
قوتم می بخشد
راه می اندازد و اجاق کهن سرد سرایم گرم می آید
از گرمی عالی دمشان
یاد بعضی نفرات
رزق روحم شده است
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد"
🙏نیما یوشیج
@perslit
4_5958781894974767721.mp4
62.9 MB
رشدیه؛پدر آموزش نوین
تهیه شده در کانون پرورش فکری کودکان استان آذربایجان شرقی

🙏منابع:
1-سوانح عمر (شرح زندگانی میرزا حسن رشدیه)-شمس الدین رشدیه-نشر تاریخ ایران-1362
2-تاریخ ادبیات کودکان-جلد سوم-محمد هادی محمدی؛زهره قائینی-موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان-نشر چیستا-1390-صفحه 192و 193
3-مدارس جدید در دوره قاجاریه (بانیان و پیشروان)-اقبال قاسمی پویا-مرکز نشر دانشگاهی-1377-صفحه 188
@perslit
4_5949762485128005424.mp4
4.9 MB
🙏ترانه «میرزا کوچک خان»
سروده: فولکلور گیلان
موسیقی: محمد میرزمانی
خواننده: ناصر مسعودی

🙏متن ترانه:
چقد جنگلا خوسی؛ ملت واسی
خستا نبوسی؟
می جان جانانا
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
خدا دانه؛ که من نتانم خفتن از ترسِ دشمن
می دیل آویزانا
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
چرا زودتر نایی؟
تندتر نایی؟
تنها بنایی؛ گیلان، ویرانا…
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
بیا ای روح و روان
تی ریش قربان؛ به هم نوانان
تی کاس، چومانا
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
اما رشت جغلان
ایسیم؛ تی قربان کنیم امی جانا
تی پا جیر؛ قربانا

🙏برگردان ترانه:
چقدر در جنگل می‌خوابی به خاطر مردم؟ خسته نشدی ای جان جانانم؟ با توام، میرزا کوچک خان! خدا می‌داند که من از ترس دشمن خواب نمی‌توانم، دل آویزان و نگرانم، با توام، میرزا کوچک خان! چرا زودتر نمی‌آیی؟ تندتر نمی‌آیی؟ گیلان ویران را تنها گذاشته‌ای، با توام میرزا کوچک خان! ما بچه‌های رشت، به فرمان تو‌ایم، جانمان را به پایت قربان می‌کنیم، با توام میرزا کوچک خان!
@perslit
1
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
🙏قصص ۷۴

و [ياد كن‌] روزى را كه ندايشان مى‌كند و مى‌فرمايد: «آن شريكان كه مى‌پنداشتيد كجايند؟»


بعد از خدای هر چه پرستند هیچ نیست
بی دولت انکه بر همه، هیچ اختیار کرد
🙏سعدی
@perslit
AUD-20201213-WA0007.
164.1 KB
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام
پرصدای ساربانان بینی و بانگ جرس

محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار
کز فراقت سوختم ای مهربان فریاد رس

من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب
گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس

عشرت شبگیر کن می نوش کاندر راه عشق
شبروان را آشنایی‌هاست با میر عسس

عشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباز
زان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس

دل به رغبت می‌سپارد جان به چشم مست یار
گر چه هشیاران ندادند اختیار خود به کس

طوطیان در شکرستان کامرانی می‌کنند
و از تحسر دست بر سر می‌زند مسکین مگس

نام حافظ گر برآید بر زبان کلک دوست
از جناب حضرت شاهم بس است این ملتمس
@perslit
نصراله کسراییان عکاس پر آوازه ایرانی کتاب فروشی‌اش را بست و یک متن در باره آن نوشت:

«کتاب ویستا» واقع در سعادت‌آباد، تعطیل شد.
نه از آن‌ها که نیامدند گله داریم، نه از آن‌ها که کتاب نمی‌خوانند، از آن‌ها هم که آمدند یا به اشکال مختلف کمک‌مان کردند، سپاس‌گزاریم.
چند سال سوبسید دادیم و تلاش کردیم سرپا نگاهش داریم، نشد.
تصمیم برای تعطیل کردنش، تصمیمی دشوار بود، به ویژه برای همسرم که تا آخرین لحظه برای بازنگاه‌داشتن‌اش اصرار داشت.
دیری نخواهد گذشت که همه کتابفروشی‌ها بجز آنهایی که کتاب، کاغذ و محصولات فرهنگی از ارگان‌ها، ادارات و دولت دریافت می‌کنند به همین روز خواهند افتاد و مجبور به ترک کار و کسب شان خواهند شد. من نمی‌گویم به خاطر کتاب فروش بلکه به خاطر آینده فرزندانتان کتاب بخرید تا در آینده فرزندان بی‌سواد و دولتمردان نادان نداشته باشیم.
ملتی که پرتیراژترین کتاب‌هایش آشپزی و تعبیر خواب باشد تنها در اندیشه خوردن و خوابیدن است.
@perslit
VID-20201213-WA0068.mp4
14.2 MB
🙏 تصنیف آذربایجان
سروده رهی معیری
ساخته روح اله خالقی
با صدای غلامحسین بنان
بد نیست بدانیم یک گوشه در موسیقی ایرانی در دستگاه ماهور بنام آذربایجانی داریم


آرزوی ما تویی تو/قبله دلها تویی تو
جان بی تو آرامی ندارد/کارام جان ما تویی تو
عاشقم ای مه به رویت/سرخوشم ای گل به بویت
مجنون تر از مجنون منم من/زیباتر از لیلی تویی تو
می ده به یاران کهن/ای ماه من
می ده که عمر دشمنان طی شد/دور نشاط و نوبت می شد
شب سحر شد/مهر از افق جلوه گر شد
آه دل درویشان/سوزنده چون آذر شد
مطرب به شهناز شوری عیان کن/آهنگ آذربایجان کن
بر خاک تبریز/اشکی فرو ریز/از فتنه گردون فغان کن
برگو که عشقت آذر به جان ها زد/وین شعله آتش بر خانمانها زد
منزلگه شیران تویی/جان و سر ایران تویی
فرخنده باد ایام تو/کز نام تو
آشفته خاطر دشمن دون شد/می در گلوی مدعی خون شد
آرزوی ما تویی، تو قبله دلها تویی، تو
جان بی تو آرامی ندارد کآرام جان ما تویی،تو
عاشقم ای مه به رویت سر خوشم ای گل ز بویت
مجنون تر از مجنون منم من زیبا تر از لیلا تویی، تو(2)
می ده به یاران کهن، ای ماه من
می ده که عمر دشمنان طی شد
دور نشاط و نوبت می شد(2)
@perslit
VID-20201214-WA0014.mp4
9.5 MB
🙏مستان سلام ائیلر سنه، مستان سلامت می‌کنند

(فقط سلام ِ مستان است که بی غرض و بی طمع بیان می شود دیگران از پی ِ حیله و فکر و خیالی بدنبال سلام و ّآشنایی اند از مثنوی بخوانیم که:
آدمی خوارند اغلب مردمان
از سلام علیکشان کم جو امان
خانهٔ دیوست دلهای همه
کم پذیر از دیو ِمردم دمدمه)

آهنگ: رَبابی در چهارگاه
شعر: جلال‌الدین محمد ‎مولوی و حکیم ملامحمد فضولی
موسیقی: حسام ناصری، ماهان میرعرب
با صدای: عالیم قاسیم‌اف و علیرضا قربانی
@perslit
https://t.me/perslit
«در شب یلدا که شب کارزار روشنایی و تاریکی است، کسی نمی‌خوابد؛ ایرانیان گرد هم می‌آیند تا به نیروی عشق و نیروی مـهر، بـه نور دل بدهند تا به جنگ‌ سیاه‌ترین‌ و شوم‌ترین شب سال برود. خوراکی‌های شب‌چره را بر‌ سفره‌ی کرسی‌ می‌گسترانند و تا صبح شعر می‌خوانند، قصه می‌گویند، فال‌ حافظ می‌گیرند و بیدارمی‌مانند تا بیداری آنها کمکی باشد هرچند اندک به فرشته‌ی پیمان،‌ فرشته‌ی‌ راستی، فرشته‌ی نظم. همه نگران و منتظرند تا نتیجه‌ی‌ این‌ کارزار را با دمیدن صبح و دیده شدن نخستین‌ فروغ، جشن بگیرند»
🙏سخن دکتر ژاله آموزگار که در مقاله خانم سیما سلطانی نقل شده از بخارا، ش۵۷ ٬ص۲۷۹-۲۷۸
@perslit
4_5974518234240518083.mp4
994 KB
از غم عشقت دل شیدا شکست
شیشه می در شب یلدا شکست
.
موسیقی: سه گاه
سرایش و آهنگ سازی: علی اکبر شیدا
@perslit
https://t.me/perslit
معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
🙏سروده: حافظ
🙏خوشنویسی: علی سلیمانی
@perslit
https://t.me/perslit
🙏هوای حال دلم را مپرس بارانی ست
سروده از دوست هنرمند و جراح عزیز جناب دکتر آقاجانی در غم از دست شدن استاد شجریان

هوای حال دلم را مپرس بارانی ست
‎که سینه از غمش ،آتشفشان وطوفانی
است
‎کسی که بزم حضورش سرور دلها بود
‎چسان دلم بپذیرد خزانش ارزانی است
تو می روی و سحرگاه عطر بیز بهار
زدستبرد خزان ،چون شب زمستانی است
‎کبوتری که به آفاق ،بال وصل رساند
‎چگونه صید چنین دامگاه پنهانی ست
ببین که مرغ سحر بغض در گلو دارد
زغن به حال طرب ،جغد در نواخوانی است
نسیم وصل ز باد صبا نمی آید
سرودصبح به گلزار در گرانجانی است
ز دود عود بلند است شکوه از بیداد
زبان عشق کجا کمتر از رجز خوانی ست
جهان به تیغ خشونت کجا شود آرام
عبوس چهره چرا شیوه مسلمانی است
هزار کشور دل در تصرف مهری است
گلاب صلح بیفشان ،که دشمنی فانی است
از این نغار که طبلش به آز می کوبد
سرود جمع نیاید، دف پریشانی است
درشت گویی و کم دانی و طلبکاری
نه راه عقل ،نه ایمان ،نه دین رحمانی است
به باغ شت زده ی جهل در لباس ریا
حلاوتی نه به کامی ،نه بذر رویانی است
بگو به زاهد پشیمینه پوش حق پندار
که حاصل همه عمرت نشان پیشانی است
از آن خمی که ز انگور نفرت آکنده است
طلوع روشن می نه ،غروب ظلمانی است
امان و آه ز جهلی که جامه اش قدسی است
در انجماد تفکر ،سراب شیطانی است
‎دریغ و درد که چشمان خون فشانم دید
‎که آفتاب رخت ،در غروب ‌پایانی است
‎ز غم سرای جهان، امن عیش کمتر جوی
‎که نوش آن به تانی و نیش آن آنی است
‎کسی که زینت افطار، ربنایش بود
‎کنون روانه بزم عشای ربانی است
‎از این دیار هنرور خدای را مپسند
‎بنای مجلس عشاق رو به ویرانی ست
‎مگر ترنم باران لطف ،آب ،زند
‎و گرنه مرغ دلم آتشین و بریانی است
‎مگر وصال همایون یار دست دهد
‎که تاب داغ سیاووش کی به آسانی ست؟
‎خوشا به حال ملائک که با تو در رقصند
‎که بزم، محو غزل خوانی خراسانی ست
@perslit
4_5836781579405363216.mp4
23.3 MB
🙏سروده: غزل ۵۲ دیوان عطار
نوا: مثنوی خوانی در سه گاه
اواز: محمد رضا شجریان
تار: محمد رضا لطفی
نی: عبدالنقی افشار نیا


عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست

سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست

تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست

پردهٔ پندار می‌باید درید
توبهٔ زهاد می‌باید شکست

وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پای‌بست

ساقیا در ده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست غم در سر نشست

تو بگردان دور تا ما مردوار
دور گردون زیر پای آریم پست

مشتری را خرقه از سر برکشیم
زهره را تا حشر گردانیم مست

پس چو عطار از جهت بیرون شویم
بی جهت در رقص آییم از الست
@perslit
4_5985555694600849532.mp4
13.6 MB
🙏هروایه

نوا: نوای محلی قدیمی کردی در مایه افشاری با تنظیم کیخسرو پور ناظری
سروده: رحیم معینی کرمانشاهی
اواز: شهرام ناظری ، اجراهای قدیمی از شهیدی و داریوش و شاهرخ

ز جهان دل برکندم تا شوری پیدا کردم
ز جهان دل برکندم، تا شوری پیدا کردم
تو سیه گیسو کردی، چون مجنون صحرا گردم

هروایه هروایه یارم ولیم توریایه اری خدا چه بکم دلبر دل و کی دایه
("همینطوریه ، یارم از من روی برگردان شده ( قهر کرده ) - ای خدا چی کار کنم دلبرم دل به کی داده؟")

ز تو گر دل برگیرم، دیگر از غم می میرم
به خدا دور از رویت، از جان شیرین سیرم

هروایه هروایه یارم ولیم توریایه اری خدا چه بکم دلبر دل و کی دایه

شب هجران جای می، خوناب دل می نوشم
ز خیالت برخیزد، بوی گل از آغوشم

هروایه هروایه یارم ولیم توریایه اری خدا چه بکم دلبر دل و کی دایه

ز جهان دل برکندم، تا شوری پیدا کردم
تو سیه گیسو کردی، چون مجنون صحرا گردم
@perslit