دمی در هوای ادب پارسی
631 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
سامانه نشر مجلات علمی دانشگاه تهران با بیش از 51 هزار مقاله در لینک زیر در دسترس است

https://journals.ut.ac.ir/
@perslit
مجله‌ی وزین بخارا ازین پس در سایت فیدیبو در دسترس علاقه‌مندان است.
@mihannameh
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد علی اکبر شهنازی در کارهایش صلابت و نرمی، حماسه و بزم، چابکی و روانی، اندیشه و احساس را به گونه ای یکپارچه بهم در آمیخته است که یک آن شنونده را رها نمی سازد.

دمی با یاد استاد و با تار بانو بهاره فیاضی، بیات اصفهان را نیوشا باشید.
@perslit
VID-20201204-WA0071.mp4
15.2 MB
🙏ترانه: من از روز ازل دیوانه بودم
سروده: رهی معیری
ساخته: مرتضی محجوبی در سه گاه
خوانده: غلامحسین بنان

من از روز ازل دیوانه بودم
دیوانه روی تو سرگشته کوی تو
سرخوش از باده ی مستانه بودم
در عشق و مستی افسانه بودم
نالان از تو شد چنگ و عود من
تار موی تو تار و پود من
بی باده مدهوشم ساغر نوشم ز چشمه نوش تو
مستی دهد ما را گل رخسارا بهار آغوش تو
چو به ما نگری غم دل ببری کز باده نوشین تری
سوزم همچون گل از سودای دل
دل، رسوای تو من رسوای دل
گرچه به خاک و خون کشیدی مرا روزی که دیدی مرا
باز آ که در شام غمم صبح امیدی مرا صبح امیدی مرا
@perslit
https://t.me/perslit
1
موسیقی علی اکبر خان، موسیقی فکر و فلسفه و عرفان است.

ایشان تصویر دیگری از موسیقی ارایه نمود که بسیار متفاوت بود .

در صورت استاد فروغ ایمان و عرفان درخشان بود .‌

ایشان سال ۱۳۶۳ به دیار باقی شتافت سالهای اخر را در ابسرد بسر می برد .‌

🙏روان شان شاد باد
به کسانی که چشم بر انتخابات بیگانگان دوخته اند باید گفت
دوستی و مدارا با مردم بهترین سیاست است .‌
بهترین پادشاه و سلطان هم خداست که حکومتش به سر نمی آید.

دوستی گزین که هیچ ملول نشود
سلطانی گزین که هیچ معزول نشود
🙏پیر هرات خواجه عبدالله انصاری


نهالی که عرفای خراسانی مانند شیخ خرقانی و بایزید بسطامی و ابوسعید ابوالخیر و خواجه عبداالله انصاری و سنایی و عطار نشانده و ابیاری کرده بودند در نهایت با همت محمد جلال الدین مولوی میوه های بی شمار به بار آورد.
@perslit
Audio
صدا:ابوالفضل حسن زاده
🙏حکایت ششم از گلستان سعدی باب اول در سیرت پادشاهان
خوانش: ابوالفضل حسن زاده
Mirza Kochak khan
Naser Masuodi
🙏ترانه «میرزا کوچک خان»
سروده: فولکلور گیلان
موسیقی: محمد میرزمانی
خواننده: ناصر مسعودی

🙏متن ترانه:
چقد جنگلا خوسی؛ ملت واسی
خستا نبوسی؟
می جان جانانا
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
خدا دانه؛ که من نتانم خفتن از ترسِ دشمن
می دیل آویزانا
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
چرا زودتر نایی؟
تندتر نایی؟
تنها بنایی؛ گیلان، ویرانا…
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
بیا ای روح و روان
تی ریش قربان؛ به هم نوانان
تی کاس، چومانا
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
اما رشت جغلان
ایسیم؛ تی قربان کنیم امی جانا
تی پا جیر؛ قربانا

🙏برگردان ترانه:
چقدر در جنگل می‌خوابی به خاطر مردم؟ خسته نشدی ای جان جانانم؟ با توام، میرزا کوچک خان! خدا می‌داند که من از ترس دشمن خواب نمی‌توانم، دل آویزان و نگرانم، با توام، میرزا کوچک خان! چرا زودتر نمی‌آیی؟ تندتر نمی‌آیی؟ گیلان ویران را تنها گذاشته‌ای، با توام میرزا کوچک خان! ما بچه‌های رشت، به فرمان تو‌ایم، جانمان را به پایت قربان می‌کنیم، با توام میرزا کوچک خان!
@perslit
🙏حکایت ششم از گلستان سعدی باب اول در سیرت پادشاهان صدای ابوالفضل حسن زاده

یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده تا به جایی که خلق از مکاید فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند چون رعیت کم شد ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.

هر که فریاد رس روز مصیبت خواهد
گو در ایام سلامت به جوانمردی کوش

بنده حلقه به گوش ار ننوازی برود
لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه به گوش

باری به مجلس او در کتاب شاهنامه همی‌خواندند در زوال مملکت ضحّاک و عهد فریدون وزیر ملک را پرسید هیچ توان دانستن که فریدون که گنج و ملک و حشم نداشت چگونه برو مملکت مقرر شد گفت آن چنان که شنیدی خلقی برو به تعصب گرد آمدند و تقویت کردند و پادشاهی یافت گفت ای ملک چو گرد آمدن خلقی موجب پادشاهیست تو مر خلق را پریشان برای چه می‌کنی مگر سر پادشاهی کردن نداری

همان به که لشکر به جان پروری
که سلطان به لشکر کند سروری

ملک گفت موجب گرد آمدن سپاه و رعیت چه باشد گفت پادشه را کرم باید تا برو گرد آیند و رحمت تا در پناه دولتش ایمن نشینند و ترا این هر دو نیست

نکند جور پیشه سلطانی
که نیاید ز گرگ چوپانی

پادشاهی که طرح ظلم افکند
پای دیوار ملک خویش بکند

ملک را پند وزیر ناصح موافق طبع مخالف نیامد روی از این سخن در هم کشید و به زندانش فرستاد. بسی بر نیامد که بنی عمّ سلطان به منازعت خاستند و ملک پدر خواستند، قومی که از دست تطاول او به جان آمده بودند و پریشان شده بر ایشان گرد آمدند و تقویت کردند تا ملک از تصرف این به در رفت و بر آنان مقرر شد.

پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر دست
دوستدارش روز سختی دشمن زور آورست

با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین
زان که شاهنشاه عادل را رعیت لشکرست
@perslit
سه فیلسوف زمانه­ که در تلاشند تا رابطه علم و دین را به‌ سامان کنند.

🙏سمت چپ، ایان گریم باربور (درگذشته ۲۰۱۳) با کتاب «علم و دین» شناخته می‌شود که بهاء‌الدین خرمشاهی ترجمه نموده است. او فیزیک خواند ولی دل‌بسته الهیات بود.بنظر او برای شناخت عالم هستی، از خداوند گرفته تا طبیعت و انسان، باید به همکاری میان علم و دین باور داشت. وی جایزه تمپلتون را هم به دست آورده بود. این جایزه که گفته می شود معادل نوبل است به هدف تحقیق در مرز بین علم و دین داده می‌شود. هیچ‌کس به اندازه ایان باربور نتوانسته میان علم و دین پیوستگی ایجاد کند.

🙏هولمز رولستون ( زاده ۱۹۳۳) همکار باربور در کنار او ایستاده، بهجت و سروری در چهره‌اش نهفته است. می گوید علم به دین نیاز دارد تا آن را انسانی نگه دارد.

🙏جان پوکینگ هورن ( زاده ۱۹۳۰) ایستاده در گوشه سمت راست فیزیکدان و الهی دان و کشیش مسیحی است .‌ نزدیک به ۳۰ اثر در رابطه علم و دین نوشته است. او هم جایزه تمپلتون را به دست آورده است. وی معتقد است که نمی توان دین را بکلی نفی کرد.
@perslit
https://t.me/perslit
📗 علم و دین
نوشته: ایان باربور
برگردان: بهاء‌الدین خرمشاهی
https://t.me/perslit
@perslit
VID-20201207-WA0125.mp4
6.1 MB
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
شعر سایه و ساز لطفی
@perslit
4_5918184704451808400.mp4
3.1 MB
سروده: ابوسعید ابوالخیر
آهنگ: محلی افغانی اجرای با سه تار

در دیده به جای خواب آب است مرا
زیرا که به دیدنت شتاب است مرا
گویند بخواب تا به خوابش بینی
ای بیخبران چه جای خواب است مرا
@perslit
26.amr
109.8 KB
سروده: غزل شماره ۲۶ حافظ
خوانش: علی موسوی گرمارودی

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
@perslit
4_5960692824709006110.mp4
18.4 MB
خدمات میرزا حسن رشدیه
نویسنده:شرمین نادری
مجری:احترام برومند

"یاد بعضی نفرات
روشنم می دارد
اعتصام یوسف،حسن رشدیه
قوتم می بخشد
راه می اندازد و اجاق کهن سرد سرایم گرم می آید
از گرمی عالی دمشان
یاد بعضی نفرات
رزق روحم شده است
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد"
🙏نیما یوشیج
@perslit
4_5958781894974767721.mp4
62.9 MB
رشدیه؛پدر آموزش نوین
تهیه شده در کانون پرورش فکری کودکان استان آذربایجان شرقی

🙏منابع:
1-سوانح عمر (شرح زندگانی میرزا حسن رشدیه)-شمس الدین رشدیه-نشر تاریخ ایران-1362
2-تاریخ ادبیات کودکان-جلد سوم-محمد هادی محمدی؛زهره قائینی-موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان-نشر چیستا-1390-صفحه 192و 193
3-مدارس جدید در دوره قاجاریه (بانیان و پیشروان)-اقبال قاسمی پویا-مرکز نشر دانشگاهی-1377-صفحه 188
@perslit
4_5949762485128005424.mp4
4.9 MB
🙏ترانه «میرزا کوچک خان»
سروده: فولکلور گیلان
موسیقی: محمد میرزمانی
خواننده: ناصر مسعودی

🙏متن ترانه:
چقد جنگلا خوسی؛ ملت واسی
خستا نبوسی؟
می جان جانانا
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
خدا دانه؛ که من نتانم خفتن از ترسِ دشمن
می دیل آویزانا
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
چرا زودتر نایی؟
تندتر نایی؟
تنها بنایی؛ گیلان، ویرانا…
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
بیا ای روح و روان
تی ریش قربان؛ به هم نوانان
تی کاس، چومانا
ترا گوما؛ میرزا کوچیک خانا
اما رشت جغلان
ایسیم؛ تی قربان کنیم امی جانا
تی پا جیر؛ قربانا

🙏برگردان ترانه:
چقدر در جنگل می‌خوابی به خاطر مردم؟ خسته نشدی ای جان جانانم؟ با توام، میرزا کوچک خان! خدا می‌داند که من از ترس دشمن خواب نمی‌توانم، دل آویزان و نگرانم، با توام، میرزا کوچک خان! چرا زودتر نمی‌آیی؟ تندتر نمی‌آیی؟ گیلان ویران را تنها گذاشته‌ای، با توام میرزا کوچک خان! ما بچه‌های رشت، به فرمان تو‌ایم، جانمان را به پایت قربان می‌کنیم، با توام میرزا کوچک خان!
@perslit
1
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
🙏قصص ۷۴

و [ياد كن‌] روزى را كه ندايشان مى‌كند و مى‌فرمايد: «آن شريكان كه مى‌پنداشتيد كجايند؟»


بعد از خدای هر چه پرستند هیچ نیست
بی دولت انکه بر همه، هیچ اختیار کرد
🙏سعدی
@perslit
AUD-20201213-WA0007.
164.1 KB
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام
پرصدای ساربانان بینی و بانگ جرس

محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار
کز فراقت سوختم ای مهربان فریاد رس

من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب
گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس

عشرت شبگیر کن می نوش کاندر راه عشق
شبروان را آشنایی‌هاست با میر عسس

عشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباز
زان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس

دل به رغبت می‌سپارد جان به چشم مست یار
گر چه هشیاران ندادند اختیار خود به کس

طوطیان در شکرستان کامرانی می‌کنند
و از تحسر دست بر سر می‌زند مسکین مگس

نام حافظ گر برآید بر زبان کلک دوست
از جناب حضرت شاهم بس است این ملتمس
@perslit