⭕️ هشت آزمایش ذهنی جهت شناخت راه آینده
نکته مهم در تمام این آزمایشات این است که واقعا خود را در فضای این آزمایشات تصور کنید تا جوابگو باشد و بتوانید واقعا پی به خواسته ی درونی خود ببرید.
🌴۱- جامعه ای را فرض کنید که در آن تمام شغل ها از سه جهت درآمد مادی،شهرت و منزلت اجتماعی کاملا یکسان است،یعنی شما چه پزشک باشی، چه استاد دانشگاه باشی، چه سوپر شهرداری باشی، چه بنا باشی و چه رییس جمهور باشی از سه جهت فوق کاملا برابر هستید،در چنین جامعه ای شما به دنبال چه شغلی میروید؟
🌴۲- فرض کنید در یک جامعه ای انسان نامرئی شوید، وشما همه را ببینید ولی کسی شما را نمیبیند،در چنین جامعه ای دست به چه کارهایی میزنید؟مثلا آیا دست به کارهای اخلاقی میزنید؟
🌴۳- تصور کنید خداوند در مقابل شما نشسته است و از شما میخواهد یک آرزو کنید تا آن را برآورده کند، ولی باید توجه داشته باشید فقط یک آرزو میتوانید بکنید و بعد از اینکه آرزوی دلخواهتان را کردید دیگر راهی برای بازگشت ندارید،در چنین حالتی شما از خدا چه میخواهید؟آرزو میکنید که رییس جمهور شوید؟انیشتین شوید؟ارسطو شوید یا . . .
🌴۴- اگر قرار باشد شما را تا آخر عمرتان به یک جزیره دور افتاده تبعید کنند و در آنجا جز شما کسی نباشد،و فرض کنید به شما سه ارفاق کنند:
یکی اینکه بگویند شما میتوانید از اینجا یک کتاب انتخاب کنید و با خود به جزیره ببرید،دراین صورت چه کتابی را انتخاب میکنید؟
دیگر اینکه شما میتوانید در آنجا یک کار هنری انجام دهید و وسایل مورد نیاز را از اینجا با خود ببرید،شما کدام یک را انتخاب میکنید؟
و دیگر اینکه به شما اجازه داده میشود یک انسان را از اینجا به همراه خود ببرید،حال شما چه انسانی با چه ویژگی های را انتخاب میکنی؟
🌴۵- اگر به شما بگویند یکی از اشخاص تاریخی را که خودتان درک کرده اید یا در تاریخ خوانده اید،هستی حاضر است جای شما را با آنها عوض کند،شما حاضرید به جای کدام شخص باشید؟
توجه داشته باشید نه اینکه فقط در یکی از جنبه های آن شخص به جای آن باشید بلکه در تمام جنبه ها با تمام خوبی ها و بدی های شخص.
🌴۶- این آزمایش معروف به نوشته سنگ قبر است و از ابداعات نیچه میباشد.روی سنگ قبر خود آنچه را که میخواستید باشید بنویسید و زیرش آنچه که الان هستید را بنویسید،مثلا بنویسید کسی که اینجا ارامیده است میخواست معلم شود اما فروشنده شد،میخواست بخشنده باشد اما بخیل شد و . . . بعد روی آنچه که الان هستید خط بکشید و یک زندگی جدیدی را بر اساس آنچه میخواستید باشید را آغاز کنید.
🌴۷ - فرض کنید یک کسی که قولش صادق است به شما بگوید تنها یک سال تا پایان عمرتان باقی مانده است
و شما هم باور کنید،حال در این یک سال به سراغ چه کاری میروید؟
خب بعد این یک سال را کمتر بکنید مثلا شش ماه،همینطور کمتر تا ۲۴ ساعت،ببینید در این فرصت دست به چه کاری میزنید؟کارهایی که بنظرتان می آید در آن ۲۴ ساعت انجام دهید و بعد از دنیا بروید آن ها فریاد درون شماست.این همان چیزی است که شما در تمام زندگی باید بروید به دنبالش.
🌴۸- گفته اند یک کشتی به علت سنگینی بارش در حال غرق شدن بود و ناخدا از مسافرین خواست که مقداری از وسایلشان را در دریا بیندازند تا بار کشتی سبک شود،بعد از اینکه هر کس مقداری از وسایلش را به دریا انداخت باز ناخدا از مردم درخواست کرد که مقداری دیگر از وسایلشان را در دریا بیندازند تا بار کشتی سبک تر شود،بعد از چندین مرتبه تکرار این ماجرا عالمی که در آنجا بود در عین حالی که کتاب هایش را به دریا می ریخت گفت این ها از جانم عزیزتر بودند.
حال ما در زندگی باید ببینیم که چه چیزهایی داریم که حاضریم جانمان را بدهیم ولی آن چیزها را از دست ندهیم.مثلا بعضی ها حاضر نیستند به هیچ وجهی صداقت ،شفقت،احسان و . . .خود را در زندگی از دست بدهند حتی به قیمت جانشان.
✍ جمع آوری شده از درس گفتارهای پراکنده مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
نکته مهم در تمام این آزمایشات این است که واقعا خود را در فضای این آزمایشات تصور کنید تا جوابگو باشد و بتوانید واقعا پی به خواسته ی درونی خود ببرید.
🌴۱- جامعه ای را فرض کنید که در آن تمام شغل ها از سه جهت درآمد مادی،شهرت و منزلت اجتماعی کاملا یکسان است،یعنی شما چه پزشک باشی، چه استاد دانشگاه باشی، چه سوپر شهرداری باشی، چه بنا باشی و چه رییس جمهور باشی از سه جهت فوق کاملا برابر هستید،در چنین جامعه ای شما به دنبال چه شغلی میروید؟
🌴۲- فرض کنید در یک جامعه ای انسان نامرئی شوید، وشما همه را ببینید ولی کسی شما را نمیبیند،در چنین جامعه ای دست به چه کارهایی میزنید؟مثلا آیا دست به کارهای اخلاقی میزنید؟
🌴۳- تصور کنید خداوند در مقابل شما نشسته است و از شما میخواهد یک آرزو کنید تا آن را برآورده کند، ولی باید توجه داشته باشید فقط یک آرزو میتوانید بکنید و بعد از اینکه آرزوی دلخواهتان را کردید دیگر راهی برای بازگشت ندارید،در چنین حالتی شما از خدا چه میخواهید؟آرزو میکنید که رییس جمهور شوید؟انیشتین شوید؟ارسطو شوید یا . . .
🌴۴- اگر قرار باشد شما را تا آخر عمرتان به یک جزیره دور افتاده تبعید کنند و در آنجا جز شما کسی نباشد،و فرض کنید به شما سه ارفاق کنند:
یکی اینکه بگویند شما میتوانید از اینجا یک کتاب انتخاب کنید و با خود به جزیره ببرید،دراین صورت چه کتابی را انتخاب میکنید؟
دیگر اینکه شما میتوانید در آنجا یک کار هنری انجام دهید و وسایل مورد نیاز را از اینجا با خود ببرید،شما کدام یک را انتخاب میکنید؟
و دیگر اینکه به شما اجازه داده میشود یک انسان را از اینجا به همراه خود ببرید،حال شما چه انسانی با چه ویژگی های را انتخاب میکنی؟
🌴۵- اگر به شما بگویند یکی از اشخاص تاریخی را که خودتان درک کرده اید یا در تاریخ خوانده اید،هستی حاضر است جای شما را با آنها عوض کند،شما حاضرید به جای کدام شخص باشید؟
توجه داشته باشید نه اینکه فقط در یکی از جنبه های آن شخص به جای آن باشید بلکه در تمام جنبه ها با تمام خوبی ها و بدی های شخص.
🌴۶- این آزمایش معروف به نوشته سنگ قبر است و از ابداعات نیچه میباشد.روی سنگ قبر خود آنچه را که میخواستید باشید بنویسید و زیرش آنچه که الان هستید را بنویسید،مثلا بنویسید کسی که اینجا ارامیده است میخواست معلم شود اما فروشنده شد،میخواست بخشنده باشد اما بخیل شد و . . . بعد روی آنچه که الان هستید خط بکشید و یک زندگی جدیدی را بر اساس آنچه میخواستید باشید را آغاز کنید.
🌴۷ - فرض کنید یک کسی که قولش صادق است به شما بگوید تنها یک سال تا پایان عمرتان باقی مانده است
و شما هم باور کنید،حال در این یک سال به سراغ چه کاری میروید؟
خب بعد این یک سال را کمتر بکنید مثلا شش ماه،همینطور کمتر تا ۲۴ ساعت،ببینید در این فرصت دست به چه کاری میزنید؟کارهایی که بنظرتان می آید در آن ۲۴ ساعت انجام دهید و بعد از دنیا بروید آن ها فریاد درون شماست.این همان چیزی است که شما در تمام زندگی باید بروید به دنبالش.
🌴۸- گفته اند یک کشتی به علت سنگینی بارش در حال غرق شدن بود و ناخدا از مسافرین خواست که مقداری از وسایلشان را در دریا بیندازند تا بار کشتی سبک شود،بعد از اینکه هر کس مقداری از وسایلش را به دریا انداخت باز ناخدا از مردم درخواست کرد که مقداری دیگر از وسایلشان را در دریا بیندازند تا بار کشتی سبک تر شود،بعد از چندین مرتبه تکرار این ماجرا عالمی که در آنجا بود در عین حالی که کتاب هایش را به دریا می ریخت گفت این ها از جانم عزیزتر بودند.
حال ما در زندگی باید ببینیم که چه چیزهایی داریم که حاضریم جانمان را بدهیم ولی آن چیزها را از دست ندهیم.مثلا بعضی ها حاضر نیستند به هیچ وجهی صداقت ،شفقت،احسان و . . .خود را در زندگی از دست بدهند حتی به قیمت جانشان.
✍ جمع آوری شده از درس گفتارهای پراکنده مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
285- ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
Dr. Soroush
ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
سروده: از غزل ۲۸۵ دیوان شمس
خوانش: عبدالکریم سروش
ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
وی آهوی معانی آمد گه چریدن
ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده
بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن
آمد تو را فتوحی روحی چگونه روحی
کو چون خیال داند در دیدهها دویدن
این دم حکم بیاید تعلیم نو نماید
بیگوش سر شنیدن بیدیده ماه دیدن
داند سبل ببردن هم مرده زنده کردن
هم تخت و بخت دادن هم بنده پروریدن
آن یوسف معانی و آن گنج رایگانی
خود را اگر فروشد دانی عجب خریدن
کو مشتری واقف در دو دم مخالف
در پرده ساز کردن در پردهها دویدن
ای عاشق موفق وی صادق مصدق
میبایدت چو گردون بر قطب خود تنیدن
در بیخودی تو خود را میجوی تا بیابی
زیرا فراق صعب است خاصه ز حق بریدن
لب را ز شیر شیطان میکوش تا بشویی
چون شسته شد توانی پستان دل مکیدن
ای عشق آن جهانی ما را همیکشانی
احسنت ای کشنده شاباش ای کشیدن
هم آفتاب داند از شرق رو نمودن
ار نی به مرکز او نتوان به تک رسیدن
خامش که شرح دل را گر راه گفت بودی
در کوه درفتادی چون بحر برطپیدن
تبریز شمس دین را هم ناگهان ببینی
وآنگه از او بیابی صبح ابد دمیدن
@perslit
سروده: از غزل ۲۸۵ دیوان شمس
خوانش: عبدالکریم سروش
ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
وی آهوی معانی آمد گه چریدن
ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده
بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن
آمد تو را فتوحی روحی چگونه روحی
کو چون خیال داند در دیدهها دویدن
این دم حکم بیاید تعلیم نو نماید
بیگوش سر شنیدن بیدیده ماه دیدن
داند سبل ببردن هم مرده زنده کردن
هم تخت و بخت دادن هم بنده پروریدن
آن یوسف معانی و آن گنج رایگانی
خود را اگر فروشد دانی عجب خریدن
کو مشتری واقف در دو دم مخالف
در پرده ساز کردن در پردهها دویدن
ای عاشق موفق وی صادق مصدق
میبایدت چو گردون بر قطب خود تنیدن
در بیخودی تو خود را میجوی تا بیابی
زیرا فراق صعب است خاصه ز حق بریدن
لب را ز شیر شیطان میکوش تا بشویی
چون شسته شد توانی پستان دل مکیدن
ای عشق آن جهانی ما را همیکشانی
احسنت ای کشنده شاباش ای کشیدن
هم آفتاب داند از شرق رو نمودن
ار نی به مرکز او نتوان به تک رسیدن
خامش که شرح دل را گر راه گفت بودی
در کوه درفتادی چون بحر برطپیدن
تبریز شمس دین را هم ناگهان ببینی
وآنگه از او بیابی صبح ابد دمیدن
@perslit
دمی در هوای ادب پارسی pinned «🌺 فریدون که بود؟ از آسمان آمده بود؟ یا اینکه گوهری زمینی داشت؟ از کجا بدانیم به راستی بوده است یا نه؟ شاید داستانش، افسانه و خیالپردازی است. آیا پرداختن به تاریخ ِ غبار آلود ِ گذشتگان، فایده ای هم در بردارد؟ دانای ِ توس در دو بیت به دهها سوال ِ آیندگان…»
دمی در هوای ادب پارسی pinned «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند 🙏بیت اول از غزل ۱۸۳ دیوان حافظ *دوش: دیشب. شب گذشته؛ از ابیات بعدی معلوم می شود که حافظ " شب قدر " را مراد دارد. *آب حیات: آب زندگانی؛ گویند چشمه ای است در ظلمت. هر که از آن بنوشد عمر…»
دمی در هوای ادب پارسی pinned «🌙شرح بیت اول غزل ۱۳۱ حافظ بیاکه تُرک ِ فَلَک خوان ِ روزه غارت کرد هلال ِ عید به دور ِ قدح اشارت کرد 🌙تُرک ِ فَلَک: فَلَک ِ تُرک: فلک ِ غارتگر 🌙خوان ِ روزه: سفره ی روزه: بساط ِ روزه. اشاره به اینکه در ماه رمضان میهمانی ِ خدا برپا است (ضیافت الله) و همچنین…»
AUD-20190627-WA0001.mp3
11.5 MB
دمی با محسن مخملباف
@perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سروده : حافظ
نوا : در پرده های بیات زند( بیات ترک)
ِآواز : محمدرضا شجریان
تار : فرهنگ شریف
ضرب : جهانگیر ملک
عیشم مدام* است از لعل* دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
ای بخت سرکش* تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیدهست
از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه
* مُدام : ایهام دارد : ۱-شراب ۲- پـیـوستـه، همیشگی
*لّعل : سنگ با ارزش قرمز رنگ، استعاره از لبِ یار و شـرابِ ناب
*“بختِ سرکش” ایهام دارد . ۱- بخت و اقبالِ بلند ۲- بخت و اقبال نافرمان
* استـَغفرُالله (از خدا آمرزش می خواهم. پناه برخدا می برم ) چند جا به کار می رود. ۱- نـفی و انـکـار ۲- بیان خشم ۳- بیان تعجب ۴- درخواست آمرزش
حافظ برای اغراق در زشت کاری ِ زاهدان زیاد شرح نمی دهد و شنونده را در انتظار می گذارد. گاهی فقط می گوید " آن کارِ دیگر" :
واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می کنند آن کار دیگر می کنند
@perslit
نوا : در پرده های بیات زند( بیات ترک)
ِآواز : محمدرضا شجریان
تار : فرهنگ شریف
ضرب : جهانگیر ملک
عیشم مدام* است از لعل* دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
ای بخت سرکش* تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیدهست
از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه
* مُدام : ایهام دارد : ۱-شراب ۲- پـیـوستـه، همیشگی
*لّعل : سنگ با ارزش قرمز رنگ، استعاره از لبِ یار و شـرابِ ناب
*“بختِ سرکش” ایهام دارد . ۱- بخت و اقبالِ بلند ۲- بخت و اقبال نافرمان
* استـَغفرُالله (از خدا آمرزش می خواهم. پناه برخدا می برم ) چند جا به کار می رود. ۱- نـفی و انـکـار ۲- بیان خشم ۳- بیان تعجب ۴- درخواست آمرزش
حافظ برای اغراق در زشت کاری ِ زاهدان زیاد شرح نمی دهد و شنونده را در انتظار می گذارد. گاهی فقط می گوید " آن کارِ دیگر" :
واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می کنند آن کار دیگر می کنند
@perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوا : کار عمل در پرده های شوشتری
سروده : حافظ از غزل های ۴۱۷ و ۴۱۸
آواز : حسین علیشاپور
تار : علیرضاهیربد
تنبک : محمدرضا شرایلی
عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه
@perslit
https://t.me/perslit
سروده : حافظ از غزل های ۴۱۷ و ۴۱۸
آواز : حسین علیشاپور
تار : علیرضاهیربد
تنبک : محمدرضا شرایلی
عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه
@perslit
https://t.me/perslit
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
🙏حافظ
شکسته نستعلیق
خط پریا ابراهیمی
@perslit
https://t.me/perslit
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
🙏حافظ
شکسته نستعلیق
خط پریا ابراهیمی
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی همگان بسر شود بی تو بسرنمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
سروده : مولوی دیوان شمس
نوا : بيات ترک ( بیات زند)
آواز : غلامحسین بنان
تار : ابراهيم سرخوش
@perslit
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
سروده : مولوی دیوان شمس
نوا : بيات ترک ( بیات زند)
آواز : غلامحسین بنان
تار : ابراهيم سرخوش
@perslit
دمی در هوای ادب پارسی pinned «شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد ، اما صفا دارد حسین ☑️ سروده شهریار در کلام شهریار " صفا " به دومعنی آمده: ۱- پاکی و اخلاص ۲- محل صفا در تناسب با مروه حافظ گویی داستان…»
❤️یاد کنیم از عزیزانی که دیگر با ما سخن نمی گویند
❤️ آنها همواره کنار ما هستند ولی چون به جایگاهی رفیع توجه یافته اند دیگر با ما سخن نمی دارند
❤️چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد .
که با کس دگرم نیست برگ گفت و شنید
🙏 حافظ
@perslit
❤️ آنها همواره کنار ما هستند ولی چون به جایگاهی رفیع توجه یافته اند دیگر با ما سخن نمی دارند
❤️چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد .
که با کس دگرم نیست برگ گفت و شنید
🙏 حافظ
@perslit