Telegram:@sonate1
احمد شاملو(قناری گفت)
قناری گفت: ــ کُرهی ما
کُرهی قفسها با ميلههای زرين و چينهدانِ چينی.
.
ماهی سُرخِ سفرهی هفتسيناش به محيطی تعبير کرد
که هر بهار
متبلور میشود.
.
کرکس گفت: ــ سيارهی من
سيارهی بیهم تائی که در آن
مرگ
مائده میآفريند.
.
کوسه گفت: ــ زمين
سفرهی برکتخيزِ اقيانوسها.
.
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستين اش از اشک تَر بود.
🙏سروده هوشنگ گلشیری
زاده ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان
درگذشته ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران
🙏خوانش احمد شاملو
@perslit
کُرهی قفسها با ميلههای زرين و چينهدانِ چينی.
.
ماهی سُرخِ سفرهی هفتسيناش به محيطی تعبير کرد
که هر بهار
متبلور میشود.
.
کرکس گفت: ــ سيارهی من
سيارهی بیهم تائی که در آن
مرگ
مائده میآفريند.
.
کوسه گفت: ــ زمين
سفرهی برکتخيزِ اقيانوسها.
.
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستين اش از اشک تَر بود.
🙏سروده هوشنگ گلشیری
زاده ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان
درگذشته ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران
🙏خوانش احمد شاملو
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺. . . و بهاری است نهانی، اگر داری دانی! (پیر هرات)
بهاران در بهاران
ساز و آواز علی تجویدی در افشاری
نوازنده ویلن، آهنگساز و پژوهشگر
زاده ۱۵ آبان ۱۲۹۸
درگذشته ۲۴ اسفند ۱۳۸۴
چند ساخته از استاد تجویدی:
*دیدی که رسواشددلم.دشتی.رهی.مرضیه
*عشق خود حاشا مکن.سه گاه
.معینی کرمانشاهی.مرضیه
*رفتم که رفتم.شوشتری.معینی کرمانشاهی.مرضیه
*آشفته حالی.شور.معینی کرمانشاهی.دلکش
*رفتم و بار سفر بستم.دشتی.نواب صفا.هایده
*سنگ خارا.بیات کرد.معینی کرمانشاهی.مرضیه
*آمد آمد با دلجویی.اصفهان.معینی کرمانشاهی.دلکش
*کودکی.مرکب خوانی.معینی کرمانشاهی.دلکش
*آتشی ز کاروان به جا مانده.شور.بیژن ترقی.دلکش
*قسمت من.سه گاه.معینی کرمانشاهی.دلکش
*سفر کرده.چهارگاه.معینی کرمانشاهی.دلکش
*بازگشته.اصفهان.معینی کرمانشاهی.دلکش
*بگو که هستی بگو.شور.بیژن ترقی.دلکش
*بدرقه.افشاری.بیژن ترقی.دلکش
*مرا عاشقی شیدا.سه گاه.منیر طه.بنان
*هستی سوز.ابوعطا.نواب صفا.دلکش
*صبرم عطا کن.سه گاه.بیژن ترقی.حمیرا
*یادت می آید.همایون.معینی کرمانشاهی.دلکش
*جدایی.دشتی.معینی کرمانشاهی.دلکش
*به پاس محبت.ماهور.معینی کرمانشاهی.دلکش
*پشیمانم.همایون.بیژن ترقی.حمیرا
@perslit
بهاران در بهاران
ساز و آواز علی تجویدی در افشاری
نوازنده ویلن، آهنگساز و پژوهشگر
زاده ۱۵ آبان ۱۲۹۸
درگذشته ۲۴ اسفند ۱۳۸۴
چند ساخته از استاد تجویدی:
*دیدی که رسواشددلم.دشتی.رهی.مرضیه
*عشق خود حاشا مکن.سه گاه
.معینی کرمانشاهی.مرضیه
*رفتم که رفتم.شوشتری.معینی کرمانشاهی.مرضیه
*آشفته حالی.شور.معینی کرمانشاهی.دلکش
*رفتم و بار سفر بستم.دشتی.نواب صفا.هایده
*سنگ خارا.بیات کرد.معینی کرمانشاهی.مرضیه
*آمد آمد با دلجویی.اصفهان.معینی کرمانشاهی.دلکش
*کودکی.مرکب خوانی.معینی کرمانشاهی.دلکش
*آتشی ز کاروان به جا مانده.شور.بیژن ترقی.دلکش
*قسمت من.سه گاه.معینی کرمانشاهی.دلکش
*سفر کرده.چهارگاه.معینی کرمانشاهی.دلکش
*بازگشته.اصفهان.معینی کرمانشاهی.دلکش
*بگو که هستی بگو.شور.بیژن ترقی.دلکش
*بدرقه.افشاری.بیژن ترقی.دلکش
*مرا عاشقی شیدا.سه گاه.منیر طه.بنان
*هستی سوز.ابوعطا.نواب صفا.دلکش
*صبرم عطا کن.سه گاه.بیژن ترقی.حمیرا
*یادت می آید.همایون.معینی کرمانشاهی.دلکش
*جدایی.دشتی.معینی کرمانشاهی.دلکش
*به پاس محبت.ماهور.معینی کرمانشاهی.دلکش
*پشیمانم.همایون.بیژن ترقی.حمیرا
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از آن به دیر ِ مغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
🔥از غزل ۲۲ حافظ
ایرانیان باستان از آتش پرستاری می کردند تا همواره پابرجا بماند. چرا که آتش راستی آزما بود و بدی را از بین می برد. به آنها در برابر درندگان امنیت می داد و روشنایی می بخشید و به کار پختن می آمد.
🔥حافظ می گوید من نیز مانند نیاکانم آتشی جاودانه را در دلم زنده نگاه داشته ام.
@perslit
https://t.me/persli
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
🔥از غزل ۲۲ حافظ
ایرانیان باستان از آتش پرستاری می کردند تا همواره پابرجا بماند. چرا که آتش راستی آزما بود و بدی را از بین می برد. به آنها در برابر درندگان امنیت می داد و روشنایی می بخشید و به کار پختن می آمد.
🔥حافظ می گوید من نیز مانند نیاکانم آتشی جاودانه را در دلم زنده نگاه داشته ام.
@perslit
https://t.me/persli
🔥گذر کردن سیاوش از آتش
سودابه همسر کیکاووس و نامادری سیاوش، پس از اینکه از دست یافتن به سیاوش ناامید می شود به او تهمت ِ ناپاکی می زند. سیاوش به رسم زمانه، برای اثبات بیگناهی با نام یزدان پاک به میان آتش می رود و به سلامت بیرون می شود.
حال ِ سیاوش از زبان دانای توس شنیدنی است:
به نیروی یزدان نیکی دِهِش
کزین کوه آتش بیابم رَهِش
🔥شاهنامه بخش یکم پیرایش جلال خالقی مطلق صفحه ۳۲۲ بیت ۴۹۴ نشر سخن
* دِهِش: بخشش
*رَهِش: رهایی
@perslit
https://t.me/persli
سودابه همسر کیکاووس و نامادری سیاوش، پس از اینکه از دست یافتن به سیاوش ناامید می شود به او تهمت ِ ناپاکی می زند. سیاوش به رسم زمانه، برای اثبات بیگناهی با نام یزدان پاک به میان آتش می رود و به سلامت بیرون می شود.
حال ِ سیاوش از زبان دانای توس شنیدنی است:
به نیروی یزدان نیکی دِهِش
کزین کوه آتش بیابم رَهِش
🔥شاهنامه بخش یکم پیرایش جلال خالقی مطلق صفحه ۳۲۲ بیت ۴۹۴ نشر سخن
* دِهِش: بخشش
*رَهِش: رهایی
@perslit
https://t.me/persli
چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط ها داد سودای زر اندوزی
🙏حافظ
خرده: براده و ریزه های زر که پرچم های گل را به آن مانند کرده است .
از بهر خدا چون قارون و چون غنچه مباش
همه سرمایه ات را همین امروز به میدان بیاور و بکار بگیر
@perslit
که قارون را غلط ها داد سودای زر اندوزی
🙏حافظ
خرده: براده و ریزه های زر که پرچم های گل را به آن مانند کرده است .
از بهر خدا چون قارون و چون غنچه مباش
همه سرمایه ات را همین امروز به میدان بیاور و بکار بگیر
@perslit
🙏مجسمه ای تاثیرگذار در ژاپن
مردی چاق که موبایل در دست دارد و بر روی الاکلنگ نشسته، از دخترکی کوچک که با خود کتاب دارد سبک تر است!
سرانه آمار ِ مطالعه در ژاپن ۹۰ دقیقه در روز، و حداقل تیراژ ِ (شمارگان) کتاب حدود پانزده هزار نسخه است!
مولوی می گوید آدمی با فهمیدن است که فربه و وزین می شود .
آدمی فربه شود از راه گوش
جانور فربه شود از حلق و نوش!
🙏مثنوی مولوی دفتر ششم بیت ۲۹۱
@perslit
مردی چاق که موبایل در دست دارد و بر روی الاکلنگ نشسته، از دخترکی کوچک که با خود کتاب دارد سبک تر است!
سرانه آمار ِ مطالعه در ژاپن ۹۰ دقیقه در روز، و حداقل تیراژ ِ (شمارگان) کتاب حدود پانزده هزار نسخه است!
مولوی می گوید آدمی با فهمیدن است که فربه و وزین می شود .
آدمی فربه شود از راه گوش
جانور فربه شود از حلق و نوش!
🙏مثنوی مولوی دفتر ششم بیت ۲۹۱
@perslit
برنامه رادیویی چهارشنبه سوری.mp3
27.9 MB
ویژه برنامه رادیویی آشنایی با رسوم چهارشنبه سوری، با اجرای استادان اسماعیل مهرتاش، محمد منتشری و محمد رضا شجریان، که در دهه ۵۰ خورشیدی اجرا شده است .
@perslit
https://t.me/perslit
@perslit
https://t.me/perslit
Forwarded from مصطفی ملکیان
لیست_کتاب_های_معرفی_شده_در_موضوع.pdf
966.1 KB
☘️ نوروز 98 چه کتاب هایی بخوانیم ؟
🔹📚لیست کتاب های معرفی شده توسط استاد مصطفی ملکیان
📎با موضوع «هنر زندگی»
#باز_نشر
@mostafamalekian
🔹📚لیست کتاب های معرفی شده توسط استاد مصطفی ملکیان
📎با موضوع «هنر زندگی»
#باز_نشر
@mostafamalekian
بوی نو شدن می آید ولی تو همان رفیق کهنه ِ من باش!
به یاد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنای عهد ِ قدیم استوار خواهم کرد
🙏حافظ
خراب: ویران و بی نام و نشان، در برابر و تقابل با "بنا" و "استوار"
ایهام در "عهد قدیم" :
۱ - دوران قدیم
۲ - پیمان نخستین با رفیق اعلی
آب و باران زیاد، بناهای بلند و پابرجای ساخته شده از خشت و گل را خراب می سازد. گویی حافظ در تناسب چشم و خراب همین را هم مراد داشته است.
شاعر ناکام فرخی یزدی بخوبی به این مضمون پرداخته است:
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
@perslit
https://t.me/perslit
به یاد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنای عهد ِ قدیم استوار خواهم کرد
🙏حافظ
خراب: ویران و بی نام و نشان، در برابر و تقابل با "بنا" و "استوار"
ایهام در "عهد قدیم" :
۱ - دوران قدیم
۲ - پیمان نخستین با رفیق اعلی
آب و باران زیاد، بناهای بلند و پابرجای ساخته شده از خشت و گل را خراب می سازد. گویی حافظ در تناسب چشم و خراب همین را هم مراد داشته است.
شاعر ناکام فرخی یزدی بخوبی به این مضمون پرداخته است:
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
@perslit
https://t.me/perslit
🙏از این کتاب [دورهی چهارجلدی جنگ و صلح تولستوی ] دَه هزار نسخه بهسرمایهی محمود کاشیچی مدیر مؤسسه مطبوعاتی گوتمبرگ در شرکت چاپ خیام به طبع رسید.
سال ۱۳۳۹ خورشیدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
😳گریز از کتاب خوانی را آگاه باشید:
☑️جنگ و صلح (و نه ملت عشق )
☑️دَه هزار نسخه (و نه ۸۰۰ نسخه)
☑️سال ۱۳۳۹ (و نه ۱۳۹۹)
☑️در کشوری با ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر جمعیت (و نه ۸۵ میلیون نفر )
و . . .
🙏دیگر خود دانید
@perslit
سال ۱۳۳۹ خورشیدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
😳گریز از کتاب خوانی را آگاه باشید:
☑️جنگ و صلح (و نه ملت عشق )
☑️دَه هزار نسخه (و نه ۸۰۰ نسخه)
☑️سال ۱۳۳۹ (و نه ۱۳۹۹)
☑️در کشوری با ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر جمعیت (و نه ۸۵ میلیون نفر )
و . . .
🙏دیگر خود دانید
@perslit
Audio
🌺بهار آمد
سروده: سایه
آواز: تهرانی
نوا: در پرده های ماهور که از امید و آرزو حکایت دارد
بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم
به پای سرو آزادی، سر و دستی برافشانیم
به عهد گل، زبان سوسن آزاد بگشاییم
که ما خود درد این خون خوردن خاموش میدانیم
نسیم عطرگردان بوی خون عاشقان دارد
بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم
شرار ارغوان واخیز خون نازنینان است
سمندروار جانها بر سر این شعله بنشانیم
جمال سرخْگل در غنچه پنهان است ای بلبل
سرودی خوش بخوان کز مژدة صبحش بخندانیم
گلی کز خندهاش گیتی، بهشت عدن خواهد شد
ز رنگ و بوی او رمزی به گوش دل فرو خوانیم
سحر کز باغ پیروزی نسیم آرزو خیزد
چه پرچمهای گلگون کاندر آن شادی برقصانیم
به دست رنج هر ناممکنی ممکن شود آری
بیا تا حلقة اقبال محرومان بجنبانیم
الا ای ساحل امید سعی عاشقان دریاب
که ما کشتی در این توفان به سودای تو میرانیم
دلا در یال آن گلگون گردونتاز چنگانداز
مبادا کز نشیب این شب سنگین فرومانیم
شقایق خوش رهی در پردة خون میزند، سایه
چه بیراهیم اگر همخوانی این نغمه نتوانیم
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: سایه
آواز: تهرانی
نوا: در پرده های ماهور که از امید و آرزو حکایت دارد
بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم
به پای سرو آزادی، سر و دستی برافشانیم
به عهد گل، زبان سوسن آزاد بگشاییم
که ما خود درد این خون خوردن خاموش میدانیم
نسیم عطرگردان بوی خون عاشقان دارد
بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم
شرار ارغوان واخیز خون نازنینان است
سمندروار جانها بر سر این شعله بنشانیم
جمال سرخْگل در غنچه پنهان است ای بلبل
سرودی خوش بخوان کز مژدة صبحش بخندانیم
گلی کز خندهاش گیتی، بهشت عدن خواهد شد
ز رنگ و بوی او رمزی به گوش دل فرو خوانیم
سحر کز باغ پیروزی نسیم آرزو خیزد
چه پرچمهای گلگون کاندر آن شادی برقصانیم
به دست رنج هر ناممکنی ممکن شود آری
بیا تا حلقة اقبال محرومان بجنبانیم
الا ای ساحل امید سعی عاشقان دریاب
که ما کشتی در این توفان به سودای تو میرانیم
دلا در یال آن گلگون گردونتاز چنگانداز
مبادا کز نشیب این شب سنگین فرومانیم
شقایق خوش رهی در پردة خون میزند، سایه
چه بیراهیم اگر همخوانی این نغمه نتوانیم
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏نمایشگاه ایران مهد تمدن در هلند
@perslit
@perslit
Forwarded from گلچين
🌷🌹جباریت، محصول تودههای جبار
(بازنشر یک ایمیل)
دوستان سلام. این نوروز توفیق یافتم تا خواندن کتاب «نقد و تحلیل جباریت» نوشته «مانس اشپربر» را تمام کنم. این روانشناس آلمانی این کتاب را در سن ۳۲ سالگی و در دهه ۳۰ میلادی (۷۰ سال پیش) یعنی پیش از آن که هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او حتی در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیشبینی کرده است که کسی مثل هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. وقتی این کتاب منتشر شد نویسندهاش نه تنها مجبور شد برای مصون ماندن از خشم نازیها به زندگی پنهانی روی آورد بلکه حتی کمونیستهای پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند و پیروانشان حتی از دست زدن به این کتاب هم پرهیز میکردند.
این کتاب توسط کریم قصیم به زبان فارسی ترجمه و در سال ۱۳۶۳ توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است. به علت استقبال از کتاب، ظرف یک سال به چاپ سوم رسید و پس از چاپ سوم همین کتاب در سال ۱۳۶۴ بود که پس از سه سال فعالیت، انتشارات دماوند تعطیل شد.
اشپربر در این کتاب، که متنی بسیار روان و جذاب دارد، با تحلیل روانشناختی شخصیت و رفتار جباران نشان میدهد که جباران به خودی خود جبار نمیشوند بلکه آنها محصول رفتار تودههایی هستند که خلقوخوی جباریت بخشی از وجود آنهاست. برای آن که جباریت و دیکتاتوری برای همیشه از جامعهای رخت بربندد باید روحیه جباریت تودهها از بین برود (یادمان نرود که ما ایرانیها رابطه خوبی با موجودات ضعیف تر از خودمان نداریم. ببینید بچه هایمان خیلی راحت به سوی گربهها و سگها سنگ میاندازند، سوارها به پیادهها رحم نمیکنند، همهمان در موضع شغلی خودمان حکومت میکنیم. بقال حاکم است نانوا حاکم است رانند تاکسی حاکم است. مامور پلیس و قاضی و همهوهمه در موضع شغلی خود میخواهیم حکومت کنیم. وقتی در خیابان دزد را میگیریم به جای آن که تحویل پلیساش بدهیم اول به او کتک مفصلی میزنیم، پلیسمان وقتی خطاکاری را دستگیر میکند اول او را میزند و این مثالها الیماشاءالله وجود دارد. اینها همه نشانههای جباریت نهفتهای است که در همه ما وجود دارد).
اشپربر نشان میدهد که چگونه شخصیت روانی یک جبار به تدریج و در طول زمان تحول مییابد و او را از یک زندگی معمولی محروم میکند بهگونهای که جبار به تدریج دچار سادیسم (دیگر آزاری) و در مراحل بعدی دچار مازوخیسم (خودآزاری) میشود. در واقع از نظر اشپربر، جباران بیمارانی هستند که بیماریشان در هیاهوی تودهها، برای خودشان و برای دیگران مخفی میماند و به همین علت فرصت درمان نیز از آنها ستانده میشود.
اشپربر با دسته بندی انواع ترس نشان میدهد که جباران دچار «ترس تهاجمی» هستند و در واقع بخش بزرگی از رفتار آنها ناشی از این نوع ترس است. اشپربر معتقد است اعتیاد به دشمن تراشی و ایده «دشمن انگاری هر کس با ما نیست» از سوی جباران محصول ترس عمیقی است که در وجود آنها نهفته است. او از قول افلاطون مینویسد «هر کس میتواند شایسته صفت شجاع باشد الا فرد جبار». و بعد خودش به زیبایی و با تحلیل روانشناختی نشان میدهد که این سخن افلاطون چقدر دقیق است. در واقع نشان میدهد که جباریت ویژگی است که جایگزین فقدان شجاعت میشود. و این رفتار در همه سطوح قدرت (پدر، معلم، رئیس اداره، پلیس محله و ....) نمود دارد. اما وقتی احاد توده های شخصیتاً جبار در عالم واقع با یکی از جباران همراهی میکنند و او را حمایت میکنند، از او یک حاکم به تمام معنی دیکتاتور میسازند.
اشپربر نشان میدهد که چگونه ترس در طول زمان به نفرت تبدیل میشود و آنگاه تودهها برای ارضای حس نفرتشان از عدهای، جباری را یاری میکنند تا آنان را نابود کند. و بعد دوباره زمانی میرسد که تودهها به علت نفرت از همین جبار، او را به کمک جبار دیگری به چوبهدار میسپارند.
او به زیبایی نشان میدهد که چگونه جباران با ساده کرده مسائل پیچیده زندگی، راه حلهای عامه پسند ــ اما غیر قابل اجرا ــ میدهند و اصلا هم نگران عدم قابلیت اجرای این ایدههای خود نیستند چرا که آموخته اند وقتی راه حلشان به نتیجه نرسید بهراحتی میتوانند با انداختن مسئولیت این ناکامی به گردن دیگران (دشمنان فرضی)، این ناکامی را تبدیل به فرصتی کنند تا نشان دهند که دشمنانشان چقدر قدرتمنداند و نمیگذارند تا آنها به اهدافشان برسند.
اشپربر البته تحلیلاش را معطوف به شخصیت سیاسی خاصی نمیکند اما برخی مثالهایش را از رفتار دیکتاتورهای زمانهاش (استالین و هیتلر) میآورد. بااینحال، زیبایی این کتاب به این است که وقتی نام هیتلر و استالین را حذف میکنیم و نام هر دیکتاتور دیگری را میگذاریم میبینیم چقدر تحلیل تازه است، گویا اشپربر آن را همین دیروز و برای تحلیل رفتار دیکتاتورهای این زمانه نوشته
است. (..... )
محسن رنانی - ۸ فروردین ۱۳۸۹
http://telegram.me/bavarh
(بازنشر یک ایمیل)
دوستان سلام. این نوروز توفیق یافتم تا خواندن کتاب «نقد و تحلیل جباریت» نوشته «مانس اشپربر» را تمام کنم. این روانشناس آلمانی این کتاب را در سن ۳۲ سالگی و در دهه ۳۰ میلادی (۷۰ سال پیش) یعنی پیش از آن که هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او حتی در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیشبینی کرده است که کسی مثل هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. وقتی این کتاب منتشر شد نویسندهاش نه تنها مجبور شد برای مصون ماندن از خشم نازیها به زندگی پنهانی روی آورد بلکه حتی کمونیستهای پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند و پیروانشان حتی از دست زدن به این کتاب هم پرهیز میکردند.
این کتاب توسط کریم قصیم به زبان فارسی ترجمه و در سال ۱۳۶۳ توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است. به علت استقبال از کتاب، ظرف یک سال به چاپ سوم رسید و پس از چاپ سوم همین کتاب در سال ۱۳۶۴ بود که پس از سه سال فعالیت، انتشارات دماوند تعطیل شد.
اشپربر در این کتاب، که متنی بسیار روان و جذاب دارد، با تحلیل روانشناختی شخصیت و رفتار جباران نشان میدهد که جباران به خودی خود جبار نمیشوند بلکه آنها محصول رفتار تودههایی هستند که خلقوخوی جباریت بخشی از وجود آنهاست. برای آن که جباریت و دیکتاتوری برای همیشه از جامعهای رخت بربندد باید روحیه جباریت تودهها از بین برود (یادمان نرود که ما ایرانیها رابطه خوبی با موجودات ضعیف تر از خودمان نداریم. ببینید بچه هایمان خیلی راحت به سوی گربهها و سگها سنگ میاندازند، سوارها به پیادهها رحم نمیکنند، همهمان در موضع شغلی خودمان حکومت میکنیم. بقال حاکم است نانوا حاکم است رانند تاکسی حاکم است. مامور پلیس و قاضی و همهوهمه در موضع شغلی خود میخواهیم حکومت کنیم. وقتی در خیابان دزد را میگیریم به جای آن که تحویل پلیساش بدهیم اول به او کتک مفصلی میزنیم، پلیسمان وقتی خطاکاری را دستگیر میکند اول او را میزند و این مثالها الیماشاءالله وجود دارد. اینها همه نشانههای جباریت نهفتهای است که در همه ما وجود دارد).
اشپربر نشان میدهد که چگونه شخصیت روانی یک جبار به تدریج و در طول زمان تحول مییابد و او را از یک زندگی معمولی محروم میکند بهگونهای که جبار به تدریج دچار سادیسم (دیگر آزاری) و در مراحل بعدی دچار مازوخیسم (خودآزاری) میشود. در واقع از نظر اشپربر، جباران بیمارانی هستند که بیماریشان در هیاهوی تودهها، برای خودشان و برای دیگران مخفی میماند و به همین علت فرصت درمان نیز از آنها ستانده میشود.
اشپربر با دسته بندی انواع ترس نشان میدهد که جباران دچار «ترس تهاجمی» هستند و در واقع بخش بزرگی از رفتار آنها ناشی از این نوع ترس است. اشپربر معتقد است اعتیاد به دشمن تراشی و ایده «دشمن انگاری هر کس با ما نیست» از سوی جباران محصول ترس عمیقی است که در وجود آنها نهفته است. او از قول افلاطون مینویسد «هر کس میتواند شایسته صفت شجاع باشد الا فرد جبار». و بعد خودش به زیبایی و با تحلیل روانشناختی نشان میدهد که این سخن افلاطون چقدر دقیق است. در واقع نشان میدهد که جباریت ویژگی است که جایگزین فقدان شجاعت میشود. و این رفتار در همه سطوح قدرت (پدر، معلم، رئیس اداره، پلیس محله و ....) نمود دارد. اما وقتی احاد توده های شخصیتاً جبار در عالم واقع با یکی از جباران همراهی میکنند و او را حمایت میکنند، از او یک حاکم به تمام معنی دیکتاتور میسازند.
اشپربر نشان میدهد که چگونه ترس در طول زمان به نفرت تبدیل میشود و آنگاه تودهها برای ارضای حس نفرتشان از عدهای، جباری را یاری میکنند تا آنان را نابود کند. و بعد دوباره زمانی میرسد که تودهها به علت نفرت از همین جبار، او را به کمک جبار دیگری به چوبهدار میسپارند.
او به زیبایی نشان میدهد که چگونه جباران با ساده کرده مسائل پیچیده زندگی، راه حلهای عامه پسند ــ اما غیر قابل اجرا ــ میدهند و اصلا هم نگران عدم قابلیت اجرای این ایدههای خود نیستند چرا که آموخته اند وقتی راه حلشان به نتیجه نرسید بهراحتی میتوانند با انداختن مسئولیت این ناکامی به گردن دیگران (دشمنان فرضی)، این ناکامی را تبدیل به فرصتی کنند تا نشان دهند که دشمنانشان چقدر قدرتمنداند و نمیگذارند تا آنها به اهدافشان برسند.
اشپربر البته تحلیلاش را معطوف به شخصیت سیاسی خاصی نمیکند اما برخی مثالهایش را از رفتار دیکتاتورهای زمانهاش (استالین و هیتلر) میآورد. بااینحال، زیبایی این کتاب به این است که وقتی نام هیتلر و استالین را حذف میکنیم و نام هر دیکتاتور دیگری را میگذاریم میبینیم چقدر تحلیل تازه است، گویا اشپربر آن را همین دیروز و برای تحلیل رفتار دیکتاتورهای این زمانه نوشته
است. (..... )
محسن رنانی - ۸ فروردین ۱۳۸۹
http://telegram.me/bavarh
Telegram
گلچين
گلچيني از بهترينها
در زمینه های مختلف اجتماعی ،خبری،
فرهنگی ،هنری و......
در زمینه های مختلف اجتماعی ،خبری،
فرهنگی ،هنری و......
گلدی بهار
Shoket Aliakberov
🌺برای همه عزیزان مان که بهار آمد ولی سر از خاک بر نداشتند.
گلدی باهار ( بهار آمد )
خواننده بانو شوکت علی اکبروا
باغچا میزا گلدی باهار
یاشیل شالین سردی باهار
گل دئدیم گلمه دی یار . . .
به باغچه ما بهار سر زد و آمد
بهار شال سبزش را پهن کرد
گفتم یار بیا اما یار من نیامد
ای سوگلی زیبا من که چشمان آهو مانند داری
سر و راز مرا ندانستی ،ندانستی یار
با نغمه سرایی چمن ها و گلها شکفتند.
اما یار من نخندید و شکفته نشد
خودت گفتی پشت و پناه من باش و منتظرم باش،اما نیامدی یار ،نیامدی
راز مرا ندانستی ,ندانستی یار
@perslit
https://t.me/perslit
گلدی باهار ( بهار آمد )
خواننده بانو شوکت علی اکبروا
باغچا میزا گلدی باهار
یاشیل شالین سردی باهار
گل دئدیم گلمه دی یار . . .
به باغچه ما بهار سر زد و آمد
بهار شال سبزش را پهن کرد
گفتم یار بیا اما یار من نیامد
ای سوگلی زیبا من که چشمان آهو مانند داری
سر و راز مرا ندانستی ،ندانستی یار
با نغمه سرایی چمن ها و گلها شکفتند.
اما یار من نخندید و شکفته نشد
خودت گفتی پشت و پناه من باش و منتظرم باش،اما نیامدی یار ،نیامدی
راز مرا ندانستی ,ندانستی یار
@perslit
https://t.me/perslit