Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🙏تسلی و سلام
برای پیرمحمّد احمدآبادی
سروده مهدی اخوان ثالث
یاد بود دکتر محمد مصدق
زاد روز ۲۹ اردیبهشت ۱۲۶۱
درگذشته ۱۴ اسفند ۱۳۴۵
دیدی دلا که یار نیامد
گرد آمد و سوار نیامد
بگداخت شمع و سوخت سراپای
و آن صبح زرنگار نیامد
آراستیم خانه و خوان را
و آن ضیف نامدار نیامد
دل را و شوق را و توان را
غم خورد و غمگسار نیامد
آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت
و آن کرده ها به کار نیامد
سوزد دلم به رنج و شکیبت
ای باغبان، بهار نیامد
بشکفت بس شکوفه و پژمرد
اما گلی ، به بار نیامد
خشکید چشم چشمه و دیگر
آبی به جویبار نیامد
ای شیر پیر بسته به زنجیر
کز بندت هیچ عار نیامد
سودت حصار و پیک نجاتی
سوی تو و آن حصار نیامد
زی تشنه کشتگاه نجیبت
جز ابر زهربار نیامد
یکی از آن قوافل پر باران
گهرنثار نیامد
ای نادر نوادر ایام
کت فر بخت یار نیامد
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صف کارزار نیامد
افسوس کان سفاین حُری
زی ساحل قرار نیامد
و آن رنج بی حساب تو، درداک
چون هیچ در شمار نیامد
وز سفله یاوران تو در جنگ
کاری به جز فرار نیامد
من دانم و دلت که غمان چند
آمد، ور آشکار نیامد
چندان که غم به جان تو بارید
باران به کوهسار نیامد
@perslit
https://t.me/perslit
برای پیرمحمّد احمدآبادی
سروده مهدی اخوان ثالث
یاد بود دکتر محمد مصدق
زاد روز ۲۹ اردیبهشت ۱۲۶۱
درگذشته ۱۴ اسفند ۱۳۴۵
دیدی دلا که یار نیامد
گرد آمد و سوار نیامد
بگداخت شمع و سوخت سراپای
و آن صبح زرنگار نیامد
آراستیم خانه و خوان را
و آن ضیف نامدار نیامد
دل را و شوق را و توان را
غم خورد و غمگسار نیامد
آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت
و آن کرده ها به کار نیامد
سوزد دلم به رنج و شکیبت
ای باغبان، بهار نیامد
بشکفت بس شکوفه و پژمرد
اما گلی ، به بار نیامد
خشکید چشم چشمه و دیگر
آبی به جویبار نیامد
ای شیر پیر بسته به زنجیر
کز بندت هیچ عار نیامد
سودت حصار و پیک نجاتی
سوی تو و آن حصار نیامد
زی تشنه کشتگاه نجیبت
جز ابر زهربار نیامد
یکی از آن قوافل پر باران
گهرنثار نیامد
ای نادر نوادر ایام
کت فر بخت یار نیامد
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صف کارزار نیامد
افسوس کان سفاین حُری
زی ساحل قرار نیامد
و آن رنج بی حساب تو، درداک
چون هیچ در شمار نیامد
وز سفله یاوران تو در جنگ
کاری به جز فرار نیامد
من دانم و دلت که غمان چند
آمد، ور آشکار نیامد
چندان که غم به جان تو بارید
باران به کوهسار نیامد
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏تسلی و سلام
برای دکتر محمد مصدق
سروده اخوان ثالث
اجرای گروه مضراب در همایون که مانند پیری با تجربه از فراز و نشیب روزگار حکایت دارد
دیدی دلا که یار نیامد
گرد آمد و سوار نیامد
بگداخت شمع و سوخت سراپای
و آن صبح زرنگار نیامد
آراستیم خانه و خوان را
و آن ضیف نامدار نیامد
دل را و شوق را و توان را
غم خورد و غمگسار نیامد
آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت
و آن کرده ها به کار نیامد
سوزد دلم به رنج و شکیبت
ای باغبان، بهار نیامد
بشکفت بس شکوفه و پژمرد
اما گلی،به بار نیامد
خشکید چشم چشمه و دیگر
آبی به جویبار نیامد
ای شیر پیر بسته به زنجیر
کز بندت هیچ عار نیامد
سودت حصار و پیک نجاتی
سوی تو و آن حصار نیامد
زی تشنه کشتگاه نجیبت
جز ابر زهربار نیامد
یکی از آن قوافل پر باران
گهرنثار نیامد
ای نادر نوادر ایام
کت فر بخت یار نیامد
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صف کارزار نیامد
افسوس کان سفاین حُری
زی ساحل قرار نیامد
و آن رنج بی حساب تو، درداک
چون هیچ در شمار نیامد
وز سفله یاوران تو در جنگ
کاری به جز فرار نیامد
من دانم و دلت که غمان چند
آمد، ور آشکار نیامد
چندان که غم به جان تو بارید
باران به کوهسار نیامد
@perslit
https://t.me/perslit
برای دکتر محمد مصدق
سروده اخوان ثالث
اجرای گروه مضراب در همایون که مانند پیری با تجربه از فراز و نشیب روزگار حکایت دارد
دیدی دلا که یار نیامد
گرد آمد و سوار نیامد
بگداخت شمع و سوخت سراپای
و آن صبح زرنگار نیامد
آراستیم خانه و خوان را
و آن ضیف نامدار نیامد
دل را و شوق را و توان را
غم خورد و غمگسار نیامد
آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت
و آن کرده ها به کار نیامد
سوزد دلم به رنج و شکیبت
ای باغبان، بهار نیامد
بشکفت بس شکوفه و پژمرد
اما گلی،به بار نیامد
خشکید چشم چشمه و دیگر
آبی به جویبار نیامد
ای شیر پیر بسته به زنجیر
کز بندت هیچ عار نیامد
سودت حصار و پیک نجاتی
سوی تو و آن حصار نیامد
زی تشنه کشتگاه نجیبت
جز ابر زهربار نیامد
یکی از آن قوافل پر باران
گهرنثار نیامد
ای نادر نوادر ایام
کت فر بخت یار نیامد
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صف کارزار نیامد
افسوس کان سفاین حُری
زی ساحل قرار نیامد
و آن رنج بی حساب تو، درداک
چون هیچ در شمار نیامد
وز سفله یاوران تو در جنگ
کاری به جز فرار نیامد
من دانم و دلت که غمان چند
آمد، ور آشکار نیامد
چندان که غم به جان تو بارید
باران به کوهسار نیامد
@perslit
https://t.me/perslit
💧ما ز دریاییم و دریا می رویم
🙏استاد محمد جعفر مصفا خاموش شد
کتابهای مصفا به ویژه
"با پیر بلخ"
"تفکر زائد"
و "انسان در اسارت فکر"
همگی برداشتهایی نو و انسان مدارانه از مثنوی مولوی را در بر دارند . که دوستداران مولوی هرگز از خواندشان بی نیاز نیستند.
قدر استاد مصفا در جامعه ما ناشناخته است
شاید وقتی دیگر 😢
@perslit
🙏استاد محمد جعفر مصفا خاموش شد
کتابهای مصفا به ویژه
"با پیر بلخ"
"تفکر زائد"
و "انسان در اسارت فکر"
همگی برداشتهایی نو و انسان مدارانه از مثنوی مولوی را در بر دارند . که دوستداران مولوی هرگز از خواندشان بی نیاز نیستند.
قدر استاد مصفا در جامعه ما ناشناخته است
شاید وقتی دیگر 😢
@perslit
🙏محمدجعفر مصفا
نویسنده، مترجم و مولویشناس
زاده ۱۳۱۲
درگذشتهٔ ۱۳سفند۱۳۹۷
🙏تالیفات:
تفکر زائد
آگاهی
نامهای به ندیدهام
رابطه
با پیر بلخ
انسان در اسارت فکر
هله!
زندگی و مسائل
🙏ترجمهها از نوشته های کریشنامورتی:
حضور در هستی
نگاه در سکوت
فراسوی خشونت
شادمانی خلاق
شرح زندگی
شعله حضور و مدیتیشن
تعالیم کریشنامورتی
سکون و حرکت
عشق و تنهایی
🙏ترجمه ها از نوشته های کارن هورنای:
تضادهای درونی ما
شخصیت عصبی زمانه ما
عصبیت و رشد آدمی
خودکاوی
@perslit
نویسنده، مترجم و مولویشناس
زاده ۱۳۱۲
درگذشتهٔ ۱۳سفند۱۳۹۷
🙏تالیفات:
تفکر زائد
آگاهی
نامهای به ندیدهام
رابطه
با پیر بلخ
انسان در اسارت فکر
هله!
زندگی و مسائل
🙏ترجمهها از نوشته های کریشنامورتی:
حضور در هستی
نگاه در سکوت
فراسوی خشونت
شادمانی خلاق
شرح زندگی
شعله حضور و مدیتیشن
تعالیم کریشنامورتی
سکون و حرکت
عشق و تنهایی
🙏ترجمه ها از نوشته های کارن هورنای:
تضادهای درونی ما
شخصیت عصبی زمانه ما
عصبیت و رشد آدمی
خودکاوی
@perslit
🎄۱۵ اسفند ماه روز درخت کاری
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
🎄حافظ
دوستی، اگر چه درخت پهناوری باشد باز هم نیازمند نگهداری است
دشمنی، اگر چه نهال کوچکی باشد برکندنش سزاوارتر است.
" به بار آوردن" ایهام دارد:
۱- نتیجه دادن ( اینجا)
۲- میوه دادن در تناسب با درخت( ایهام تناسب)
@perslit
https://t.me/perslit
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
🎄حافظ
دوستی، اگر چه درخت پهناوری باشد باز هم نیازمند نگهداری است
دشمنی، اگر چه نهال کوچکی باشد برکندنش سزاوارتر است.
" به بار آوردن" ایهام دارد:
۱- نتیجه دادن ( اینجا)
۲- میوه دادن در تناسب با درخت( ایهام تناسب)
@perslit
https://t.me/perslit
Telegram
دمی در هوای ادب پارسی
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
الا یا ایهاالساقی_شجریان
@bazmemusighi
"الا یا ایها الساقی"
سروده: حافظ
نوا: پرویز مشکاتیان در پرده های افشاری
آوا: محمدرضا شجریان
الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشايد
ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم
جرس فرياد میدارد که بربنديد محملها
به می سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هايل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشيد آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غايب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنيا و اهملها
@perslit
سروده: حافظ
نوا: پرویز مشکاتیان در پرده های افشاری
آوا: محمدرضا شجریان
الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشايد
ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم
جرس فرياد میدارد که بربنديد محملها
به می سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هايل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشيد آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غايب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنيا و اهملها
@perslit
زن در شاهنامه
🙏هشتم مارس روز جهانی زن
🙏شاهنامه کتابی است که زن در سراسر آن حضور دارد.
برعکس ایلیاد هومر که در آن سیمای زن، پریده رنگ و کم اهمیت است !
زن در ایلیاد، آتش فاجعه را برمی افروزد و خود کنار می نشیند ، این گونه است که زیبایی شوم و تباه کننده هلن، موجد جنگ است.
🙏در دوران پهلوانی شاهنامه، حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رنگارنگی به ماجراها می بخشد.
این زن هایند که به داستان های شاهنامه آب و رنگ بخشیده اند. اگر تهمینه نبود مرگ سهراب آن قدر موثر و غم انگیز جلوه نمی کرد !
همین گونه است مرگ فرود اگر جریره نبود و مرگ سیاوش اگر فرنگیس نبود و مرگ اسفندیار اگر کتایون نبود و مرگ رستم و تراژدی زال، اگر رودابه نبود!
🙏سیمای تراژیک زن در شاهنامه به
نجیب ترین و پاکیزه ترین نحو یعنی به عنوان مادر و همسر جلوه می کند، نه به عنوان معشوقه !
در تمام داستانهای شاهنامه حضور زن را می بینیم. در تمام دوران پهلوانی، از سودابه که بگذریم، یک زن پتیاره دیده نمی شود.
اکثر زنان شاهنامه نمونه بارز زنِ تمام عیارند که در عین برخورداری از فرزانگی و بزرگ منشی، از جوهر زنانگی و زیبایی نیز به نحو سرشار بهره مندند.
🙏زن خوب در شاهنامه، زنی است که زیبایی و رعنایی را با آهستگی و فرزانگی، و شرم را با خواهش جمع داشته باشد. شرم، نخستین صفت زن است.
آوای نرم ، نشانه ادب و آزرم است و آهستگی نشانه بزرگ منشی.
🙏صفت دوم، خرد و فرزانگی است.
از این لحاظ زن همپایه مرد است، زیرا برای مرد نیز خردمندی مهم ترین صفت شناخته شده است. در کنار آهستگی و خردمندی و شرم و شایستگی، چاره گری و زبان آوری نیز صفت مقبولی است.
نمونه بارز زنان کدبانو و چاره گر و سخندان، سیندخت٬ زن مهراب کابلی و مادر رودابه است.
این زن در جریان عشق دخترش با زال٬ چنان پختگی و تدبیر به خرج می دهد و چنان ظرافت را با زیرکی می آمیزد که مشکل ازدواج زال و رودابه به همت او آسان می شود و کشورش از بلایی بزرگ که تا آستانه اش آمده٬ نجات می یابد.
🙏عشق در شاهنامه در عین برهنگی، پاک و نجیبانه است.
رابطه زن و مرد بی آن که به تکلّف و تصّنع گراییده باشد٬ از تمدن و فرهنگ آن قدر مایه دارد که بتواند با ظرافت و پاکیزگی همراه باشد. در دوران پهلوانی شاهنامه، تنها یک مورد می بینیم که عشق به کام نمی رسد و آن عشق ناگهانی و نافرجام سهراب به گردآفرید است؛ و تنها در یک مورد، عشق، ناپاک و نارواست و آن عشق سودابه به سیاوش است.
📗"آواها و ایماها"
✍دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
@perslit
🙏هشتم مارس روز جهانی زن
🙏شاهنامه کتابی است که زن در سراسر آن حضور دارد.
برعکس ایلیاد هومر که در آن سیمای زن، پریده رنگ و کم اهمیت است !
زن در ایلیاد، آتش فاجعه را برمی افروزد و خود کنار می نشیند ، این گونه است که زیبایی شوم و تباه کننده هلن، موجد جنگ است.
🙏در دوران پهلوانی شاهنامه، حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رنگارنگی به ماجراها می بخشد.
این زن هایند که به داستان های شاهنامه آب و رنگ بخشیده اند. اگر تهمینه نبود مرگ سهراب آن قدر موثر و غم انگیز جلوه نمی کرد !
همین گونه است مرگ فرود اگر جریره نبود و مرگ سیاوش اگر فرنگیس نبود و مرگ اسفندیار اگر کتایون نبود و مرگ رستم و تراژدی زال، اگر رودابه نبود!
🙏سیمای تراژیک زن در شاهنامه به
نجیب ترین و پاکیزه ترین نحو یعنی به عنوان مادر و همسر جلوه می کند، نه به عنوان معشوقه !
در تمام داستانهای شاهنامه حضور زن را می بینیم. در تمام دوران پهلوانی، از سودابه که بگذریم، یک زن پتیاره دیده نمی شود.
اکثر زنان شاهنامه نمونه بارز زنِ تمام عیارند که در عین برخورداری از فرزانگی و بزرگ منشی، از جوهر زنانگی و زیبایی نیز به نحو سرشار بهره مندند.
🙏زن خوب در شاهنامه، زنی است که زیبایی و رعنایی را با آهستگی و فرزانگی، و شرم را با خواهش جمع داشته باشد. شرم، نخستین صفت زن است.
آوای نرم ، نشانه ادب و آزرم است و آهستگی نشانه بزرگ منشی.
🙏صفت دوم، خرد و فرزانگی است.
از این لحاظ زن همپایه مرد است، زیرا برای مرد نیز خردمندی مهم ترین صفت شناخته شده است. در کنار آهستگی و خردمندی و شرم و شایستگی، چاره گری و زبان آوری نیز صفت مقبولی است.
نمونه بارز زنان کدبانو و چاره گر و سخندان، سیندخت٬ زن مهراب کابلی و مادر رودابه است.
این زن در جریان عشق دخترش با زال٬ چنان پختگی و تدبیر به خرج می دهد و چنان ظرافت را با زیرکی می آمیزد که مشکل ازدواج زال و رودابه به همت او آسان می شود و کشورش از بلایی بزرگ که تا آستانه اش آمده٬ نجات می یابد.
🙏عشق در شاهنامه در عین برهنگی، پاک و نجیبانه است.
رابطه زن و مرد بی آن که به تکلّف و تصّنع گراییده باشد٬ از تمدن و فرهنگ آن قدر مایه دارد که بتواند با ظرافت و پاکیزگی همراه باشد. در دوران پهلوانی شاهنامه، تنها یک مورد می بینیم که عشق به کام نمی رسد و آن عشق ناگهانی و نافرجام سهراب به گردآفرید است؛ و تنها در یک مورد، عشق، ناپاک و نارواست و آن عشق سودابه به سیاوش است.
📗"آواها و ایماها"
✍دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
@perslit
کسانی که سقف "هستی" خویش را بر ستون توجه و نگاه این وآن می نهند، زندگی فرو ریختنی و لرزانی را در حضور دیگران تجربه می کنند.
زیستن در حضور دیگران، زیستنی تلخ و ناگوار است، زیرا نگاه های دیگران، امری پایدار و همیشگی نیست.
روزی فرا می رسد که از کانون توجه جمع بیرون می آید و در سرمای تنهایی بر خود خواهد لرزید، بی آن که لباسی از خویشتن، بر قامت"خود" کرده باشد.
انسان میان تهی، بزرگترین رنجش، رنج تنهایی و دیده نشدن است. زیرا برای احساس زنده بودن و زیستن، محتاج تصدیق دیگران است.
📚 "روان درمانى اگزيستانسيال"
✍اروین یالوم، زاده ۱۹۳۱میلادی، واشینگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا,روانپزشک وجودگرا (اگزیستانسیالیست) و نویسنده
در هوای آنکه گویندت زهی
بستهای در گردن جانت زهی
📚 مثنوی دفتر سوم بیت ۲۲۴۰
✍ جلال الدین محمد ، زاده ۵۸۶ خورشیدی ، در بلخ معروف به مولوی
مولوی می گوید رشته ای خیالی و موهوم از "قبول خلق" برای خودت بافته ای و با آن جانت را اسیر و گرفتار ساخته ای
" زه" را بصورت "جناس تام" و به دو معنی آورده : ۱.آفرین، احسنت و مرحبا
۲. رشتۀ باریک تابیده از رودۀ گوسفند، ابریشم یا فلز
@perslit
https://t.me/perslit
زیستن در حضور دیگران، زیستنی تلخ و ناگوار است، زیرا نگاه های دیگران، امری پایدار و همیشگی نیست.
روزی فرا می رسد که از کانون توجه جمع بیرون می آید و در سرمای تنهایی بر خود خواهد لرزید، بی آن که لباسی از خویشتن، بر قامت"خود" کرده باشد.
انسان میان تهی، بزرگترین رنجش، رنج تنهایی و دیده نشدن است. زیرا برای احساس زنده بودن و زیستن، محتاج تصدیق دیگران است.
📚 "روان درمانى اگزيستانسيال"
✍اروین یالوم، زاده ۱۹۳۱میلادی، واشینگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا,روانپزشک وجودگرا (اگزیستانسیالیست) و نویسنده
در هوای آنکه گویندت زهی
بستهای در گردن جانت زهی
📚 مثنوی دفتر سوم بیت ۲۲۴۰
✍ جلال الدین محمد ، زاده ۵۸۶ خورشیدی ، در بلخ معروف به مولوی
مولوی می گوید رشته ای خیالی و موهوم از "قبول خلق" برای خودت بافته ای و با آن جانت را اسیر و گرفتار ساخته ای
" زه" را بصورت "جناس تام" و به دو معنی آورده : ۱.آفرین، احسنت و مرحبا
۲. رشتۀ باریک تابیده از رودۀ گوسفند، ابریشم یا فلز
@perslit
https://t.me/perslit
دف و نی تکه ۵ آلبوم عشق ۲.mp3
10.3 MB
خدا را محتسب ما را به فرياد دف و نی بخش
که ساز شرع از اين افسانه بیقانون نخواهد شد
🙏حافظ
ای محتسب تو را به خدا این همه سخت مگیر، داد ِ دف و نی را که فریاد برآورده اند بده. ما را نیز به همراه آنها و برای آهنگ خوششان ببخش چرا که پایه دین با این کارها سست نخواهد شد.
فریاد :
۱-بانگ بلند موسیقی
۲-ناله ی دادخواهی دف و نی از بس که آنها را شکسته ای
ساز :
۱-ابزار موسیقی
۲-ساختار و نظام
قانون :
۱-ناموس و قاعده و شرع
۲-ابزار موسیقی کمابیش مانند سنتور
طنزی در بیت نهفته. حافظ برای میانجیگری، گناهکار دیگری را واسطه قرار داده!! و محستب را به صدای خوشی سوگند می دهد که او حرامش می داند!!
🙏نی محمد موسوی
دف احمد خاک طینت
از آلبوم عشق ۲
@perslit
https://t.me/perslit
که ساز شرع از اين افسانه بیقانون نخواهد شد
🙏حافظ
ای محتسب تو را به خدا این همه سخت مگیر، داد ِ دف و نی را که فریاد برآورده اند بده. ما را نیز به همراه آنها و برای آهنگ خوششان ببخش چرا که پایه دین با این کارها سست نخواهد شد.
فریاد :
۱-بانگ بلند موسیقی
۲-ناله ی دادخواهی دف و نی از بس که آنها را شکسته ای
ساز :
۱-ابزار موسیقی
۲-ساختار و نظام
قانون :
۱-ناموس و قاعده و شرع
۲-ابزار موسیقی کمابیش مانند سنتور
طنزی در بیت نهفته. حافظ برای میانجیگری، گناهکار دیگری را واسطه قرار داده!! و محستب را به صدای خوشی سوگند می دهد که او حرامش می داند!!
🙏نی محمد موسوی
دف احمد خاک طینت
از آلبوم عشق ۲
@perslit
https://t.me/perslit
ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﻰ: ﺩﺭ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻯ ﻫﺴﺘﻴﻢ؟
ﭘﺎﺗﺮﻳﻚ: ﺍﻣﺮﻭﺯ!
ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ: ﺍﻭﻩ ... ! ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪی من ... !
از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده ست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
🙏حکیم خیام
https://t.me/perslit
@perslit
ﭘﺎﺗﺮﻳﻚ: ﺍﻣﺮﻭﺯ!
ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ: ﺍﻭﻩ ... ! ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪی من ... !
از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده ست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
🙏حکیم خیام
https://t.me/perslit
@perslit
کافکا : بیرون چه می بینی؟
از پنجره ی پشت سرش به بیرون نگاه کرد
درختها آسمان و قدری ابر را می بینم
و چند پرنده روی
شاخههای درخت . . .
هیچ چیز غیر عادی نیست درسته؟
درسته
ولی اگر میدونستی فردا صبح دیگر نمیتوانی اینها را ببینی
همه چیز ناگهان
در نظرت جلوه می کرد و ارزشمند میشد، نه؟
📗کافکا در کرانه
✍نوشته هاروکی موراکامی
✍برگردان مهدی غبرائی
📗انتشارات نیلوفر
@perslit
از پنجره ی پشت سرش به بیرون نگاه کرد
درختها آسمان و قدری ابر را می بینم
و چند پرنده روی
شاخههای درخت . . .
هیچ چیز غیر عادی نیست درسته؟
درسته
ولی اگر میدونستی فردا صبح دیگر نمیتوانی اینها را ببینی
همه چیز ناگهان
در نظرت جلوه می کرد و ارزشمند میشد، نه؟
📗کافکا در کرانه
✍نوشته هاروکی موراکامی
✍برگردان مهدی غبرائی
📗انتشارات نیلوفر
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساقیا عشرت ِ امروز به فردا مفکن
یا ز دیوان ِ قضا خط امانی به من آر
🙏حافظ
☑️قضا: تقدیر و حکم الهی که در حق مخلوق واقع شود.
☑️دیوان ِ قضا: ادارۀ اجرای احکام شرعی
☑️خط ِ امان: (مقابل خط خون) .امان نامه . دست خط مقامات که دارنده اش را از تعقیب و آزار ماموران حکومتی در امان نگاه می داشته است
@perslit
یا ز دیوان ِ قضا خط امانی به من آر
🙏حافظ
☑️قضا: تقدیر و حکم الهی که در حق مخلوق واقع شود.
☑️دیوان ِ قضا: ادارۀ اجرای احکام شرعی
☑️خط ِ امان: (مقابل خط خون) .امان نامه . دست خط مقامات که دارنده اش را از تعقیب و آزار ماموران حکومتی در امان نگاه می داشته است
@perslit
بودا بر روی یک کلمه بسیار تاکید می کرد . این کلمه را برای ٤٢ سال تکرار کرد و روی آن پا فشرد :
"ساماس ساتی" (به یاد بیاور)
تو چیزهای زیادی به خاطر می آوری تا جایی که حتی می توانی تبدیل به یک دانشنامه شوی . ذهن تو قادر است تمامی محتویات همه کتاب های کتابخانه های جهان را به خاطر بیاورد . اما اینها آن چیزی نیست که تو باید به خاطر بیاوری .
تو فقط باید یک چیز را به خاطر بیاوری آن هم خودت هستی .
"ساماس ساتی" یعنی:
"خودت،را به یادبیاور."
🙏اوشو
یکی گفت که اینجا چیزی فراموش کرده ام. (خداوندگار)فرمود که در عالم یک چیزست که آن فراموش کردنی نیست اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست و اگر جمله را بجای آری و یادداری و فراموش نکنی و آنرا فراموش کنی هیچ نکرده باشی . همچنانکه پادشاهی ترا به ده فرستاد برای کاری معین، تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنانست که هیچ نگزاردی پس آدمی درین عالم برای کاری آمده است و مقصود آنست چون آن نمیگزارد پس هیچ نکرده باشد.
📗"فیه ما فیه" تصحیح فروزانفر نشر امیر کبیر ص ۱۴
https://t.me/perslit
@perslit
"ساماس ساتی" (به یاد بیاور)
تو چیزهای زیادی به خاطر می آوری تا جایی که حتی می توانی تبدیل به یک دانشنامه شوی . ذهن تو قادر است تمامی محتویات همه کتاب های کتابخانه های جهان را به خاطر بیاورد . اما اینها آن چیزی نیست که تو باید به خاطر بیاوری .
تو فقط باید یک چیز را به خاطر بیاوری آن هم خودت هستی .
"ساماس ساتی" یعنی:
"خودت،را به یادبیاور."
🙏اوشو
یکی گفت که اینجا چیزی فراموش کرده ام. (خداوندگار)فرمود که در عالم یک چیزست که آن فراموش کردنی نیست اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست و اگر جمله را بجای آری و یادداری و فراموش نکنی و آنرا فراموش کنی هیچ نکرده باشی . همچنانکه پادشاهی ترا به ده فرستاد برای کاری معین، تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنانست که هیچ نگزاردی پس آدمی درین عالم برای کاری آمده است و مقصود آنست چون آن نمیگزارد پس هیچ نکرده باشد.
📗"فیه ما فیه" تصحیح فروزانفر نشر امیر کبیر ص ۱۴
https://t.me/perslit
@perslit
Telegram
دمی در هوای ادب پارسی
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Hamraheh Khod Naseemeh Saba Mibarad Mara
Banan
🙏بوسه نسیم
سروده رهی معیری
پیانو جواد معروفی
آواز غلامحسین بنان
همراه خود نسیم صبا می برد مرا
یا رب چو بوی گل به کجا می برد مرا؟
با بال شوق ذره به خورشید می رسد
پرواز دل به سوی خدا می برد مرا
گفتم که بوی عشق که را می برد ز خویش؟
مستانه گفت دل که مرا می برد مرا
برگ خزان رسیده بی طاقتم رهی
یک بوسه نسیم ز جا می برد مرا
@perslit
سروده رهی معیری
پیانو جواد معروفی
آواز غلامحسین بنان
همراه خود نسیم صبا می برد مرا
یا رب چو بوی گل به کجا می برد مرا؟
با بال شوق ذره به خورشید می رسد
پرواز دل به سوی خدا می برد مرا
گفتم که بوی عشق که را می برد ز خویش؟
مستانه گفت دل که مرا می برد مرا
برگ خزان رسیده بی طاقتم رهی
یک بوسه نسیم ز جا می برد مرا
@perslit
گلپا شریف.mp3
11.5 MB
سروده هایی از:
تورج نگهبان و مهرداد اوستا
تار: فرهنگ شریف
آواز: اکبر گلپایگانی
تو هم دیگر وفا با ما نداری
که با غم ها مرا تنها گذاری
🙏تورج نگهبان
شاعر، ترانهسرا، نویسنده
زاده: ۶ اردیبهشت ۱۳۱۱ اهواز
درگذشته: ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ کالیفرنیا
با من بگو تا کیستی؟
مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو
خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟
اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو
راندم چو از مهرت سخن
گفتی بسوز و دم مزن
دیگر بگو از جان من
جانا چه میخواهی؟ بگو
گیرم نمیگیری دگر
زآشفته ی عشقت خبر
بر حال من گاهی نگر
با من سخن گاهی بگو
ای گل پی هر خس مرو
در خلوت هر کس مرو
گویی که دانم, پس مرو
گر آگه از راهی بگو
غمخوار دل ای مه نه ای
از درد من آگه نه ای
ولله نه ای, بالله نه ای
از دردم آگاهی بگو؟
بر خلوت دل سرزده
یک شب درآ ساغر زده
آخر نگویی سرزده
از من چه کوتاهی بگو؟
من عاشق تنهاییام
سرگشته شیداییام
دیوانهای رسواییام
تو هرچه میخواهی بگو
🙏سروده محمدرضا رحمانی یاراحمدی
با نام هنری مهرداد اَوِستا
نویسنده و شاعر معاصر ایران
زاده ۲۰ بهمن ۱۳۰۸ بروجرد
درگذشته ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۰ تهران
قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران
@perslit
https://t.me/perslit
تورج نگهبان و مهرداد اوستا
تار: فرهنگ شریف
آواز: اکبر گلپایگانی
تو هم دیگر وفا با ما نداری
که با غم ها مرا تنها گذاری
🙏تورج نگهبان
شاعر، ترانهسرا، نویسنده
زاده: ۶ اردیبهشت ۱۳۱۱ اهواز
درگذشته: ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ کالیفرنیا
با من بگو تا کیستی؟
مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو
خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟
اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو
راندم چو از مهرت سخن
گفتی بسوز و دم مزن
دیگر بگو از جان من
جانا چه میخواهی؟ بگو
گیرم نمیگیری دگر
زآشفته ی عشقت خبر
بر حال من گاهی نگر
با من سخن گاهی بگو
ای گل پی هر خس مرو
در خلوت هر کس مرو
گویی که دانم, پس مرو
گر آگه از راهی بگو
غمخوار دل ای مه نه ای
از درد من آگه نه ای
ولله نه ای, بالله نه ای
از دردم آگاهی بگو؟
بر خلوت دل سرزده
یک شب درآ ساغر زده
آخر نگویی سرزده
از من چه کوتاهی بگو؟
من عاشق تنهاییام
سرگشته شیداییام
دیوانهای رسواییام
تو هرچه میخواهی بگو
🙏سروده محمدرضا رحمانی یاراحمدی
با نام هنری مهرداد اَوِستا
نویسنده و شاعر معاصر ایران
زاده ۲۰ بهمن ۱۳۰۸ بروجرد
درگذشته ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۰ تهران
قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران
@perslit
https://t.me/perslit
🙏نخوت زمستان به پایان می رسد. خدا پیمانش را فراموش نمی کند.
"... و زمين را پس از مرگ زنده می گرداند."
🙏از سوره روم آیه ۱۹
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
🙏از غزل ۱۶۶ حافظ
"جناس ِ قلب" و گوش نواز در واژگان "خار" و ""آخر"
@perslit
https://t.me/perslit
"... و زمين را پس از مرگ زنده می گرداند."
🙏از سوره روم آیه ۱۹
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
🙏از غزل ۱۶۶ حافظ
"جناس ِ قلب" و گوش نواز در واژگان "خار" و ""آخر"
@perslit
https://t.me/perslit
Telegram:@sonate1
احمد شاملو(قناری گفت)
قناری گفت: ــ کُرهی ما
کُرهی قفسها با ميلههای زرين و چينهدانِ چينی.
.
ماهی سُرخِ سفرهی هفتسيناش به محيطی تعبير کرد
که هر بهار
متبلور میشود.
.
کرکس گفت: ــ سيارهی من
سيارهی بیهم تائی که در آن
مرگ
مائده میآفريند.
.
کوسه گفت: ــ زمين
سفرهی برکتخيزِ اقيانوسها.
.
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستين اش از اشک تَر بود.
🙏سروده هوشنگ گلشیری
زاده ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان
درگذشته ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران
🙏خوانش احمد شاملو
@perslit
کُرهی قفسها با ميلههای زرين و چينهدانِ چينی.
.
ماهی سُرخِ سفرهی هفتسيناش به محيطی تعبير کرد
که هر بهار
متبلور میشود.
.
کرکس گفت: ــ سيارهی من
سيارهی بیهم تائی که در آن
مرگ
مائده میآفريند.
.
کوسه گفت: ــ زمين
سفرهی برکتخيزِ اقيانوسها.
.
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستين اش از اشک تَر بود.
🙏سروده هوشنگ گلشیری
زاده ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان
درگذشته ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران
🙏خوانش احمد شاملو
@perslit