به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا دردِ این جهان باشد
جنازهام چو ببینی، مگو فراق، فراق!
مرا وصال و ملاقات، آنزمان باشد
فرو شدن چو بدیدی، برآمدن بنگر
غروب، شمس و قمر را چرا زیان باشد
کدام دانه فرو رفت در زمین که نرُست
چرا به دانهی انسانت، این گمان باشد؟
🙏پوران شریعترضوی، خاموش شد . مراسم تشییع او در ساعت ۹:۰۰ صبح روز یکشنبه، ۲۸ بهمن ۱۳۹۷، از حسینیهی ارشاد آغاز میشود. خدایش بیامرزاد .
@perslit
گمان مبر که مرا دردِ این جهان باشد
جنازهام چو ببینی، مگو فراق، فراق!
مرا وصال و ملاقات، آنزمان باشد
فرو شدن چو بدیدی، برآمدن بنگر
غروب، شمس و قمر را چرا زیان باشد
کدام دانه فرو رفت در زمین که نرُست
چرا به دانهی انسانت، این گمان باشد؟
🙏پوران شریعترضوی، خاموش شد . مراسم تشییع او در ساعت ۹:۰۰ صبح روز یکشنبه، ۲۸ بهمن ۱۳۹۷، از حسینیهی ارشاد آغاز میشود. خدایش بیامرزاد .
@perslit
بهترین فرشتهها همین شیطان بود.
مرد و مردانه ایستاد و گفت:
«نه، سجده نمیکنم، تو را سجده میکنم اما این آدمکهای کثیفی را که از «گل متعفن» ساختهای، این موجود ضعیف و نکبتی را که برای شکمچرانیش خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواری و آخرت و حقشناسی و محبت و همه چیز و همه کس را فراموش میکند،
برای یک شکم انگور یا خرما یا گندم، گوسفندوار پوزهاش را به زمین فرو میبرد و چشمش را بر آسمان و بر تو میبندد، سجده نمیکنم،
این چرند بدچشم شکمچران پول دوست کاسبکار پست را سجده کنم ؟
کسی را که به خاطر تو، برای نشان دادن ایمان و اخلاصش به تو، یک دسته گندم زرد و پوسیده را به قربانگاه میآورد ؟
او را که به خاطر خوشگلی خواهرش حرف تو را زیرپا میگذارد، پدرش را لجن مال میکند ؟ برادرش را میکشد… ؟ نمیبینی اینها چه میکنند ؟ زمین را و زمان را به چه کثافتی کشاندهاند ؟
مسیح و یحیی و زکریا و علی را بیرحمانه و ددمنشانه میکشند، تنها به علت آنکه «میتوانند»، نه، تنها به علت آنکه «شخصیت بزرگ، روح بلند و انسان پرشکوه» تحملش برای «اشخاص حقیر، ارواح زبون و آدمکهای خوار و ذلیل» شکنجهآور است
و احساس بودن آنها عقدههای حقارت و پوچی را همچون ماران خوشهدار به خشم میآورد و دیواره جانشان را نیش میزنند و از شدت درد دیوانه و هار میشوند و آنگاه با کشتن و سوختن و پوست کندن و شمع آجین کردن آنها که بودنشان برای این زبونان جرم است آرام ميگیرند، لذت میبرند و شفا مییابند
و آنوقت سه میلیاردشان نوکر دوسه تا جانور خونخوار نامردی میشوند مثل نرون و چنگیز و تیمور و هلاکو و آشوربانیپال و خلیفه و قیصر و چومبه و متمدنهاش، استالین و هیتلر و نیکسون و هیث … همه بردگان رام و زبون فرعون یا قارون یا بلعم باعور!
آری، من از نورم، ذاتم از آتش پاک و زلال بیدود است، من این لجنهای مجسم پلید پست را سجده کنم ....؟ »
🙏هبوط_ علی شریعتی
@perslit
مرد و مردانه ایستاد و گفت:
«نه، سجده نمیکنم، تو را سجده میکنم اما این آدمکهای کثیفی را که از «گل متعفن» ساختهای، این موجود ضعیف و نکبتی را که برای شکمچرانیش خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواری و آخرت و حقشناسی و محبت و همه چیز و همه کس را فراموش میکند،
برای یک شکم انگور یا خرما یا گندم، گوسفندوار پوزهاش را به زمین فرو میبرد و چشمش را بر آسمان و بر تو میبندد، سجده نمیکنم،
این چرند بدچشم شکمچران پول دوست کاسبکار پست را سجده کنم ؟
کسی را که به خاطر تو، برای نشان دادن ایمان و اخلاصش به تو، یک دسته گندم زرد و پوسیده را به قربانگاه میآورد ؟
او را که به خاطر خوشگلی خواهرش حرف تو را زیرپا میگذارد، پدرش را لجن مال میکند ؟ برادرش را میکشد… ؟ نمیبینی اینها چه میکنند ؟ زمین را و زمان را به چه کثافتی کشاندهاند ؟
مسیح و یحیی و زکریا و علی را بیرحمانه و ددمنشانه میکشند، تنها به علت آنکه «میتوانند»، نه، تنها به علت آنکه «شخصیت بزرگ، روح بلند و انسان پرشکوه» تحملش برای «اشخاص حقیر، ارواح زبون و آدمکهای خوار و ذلیل» شکنجهآور است
و احساس بودن آنها عقدههای حقارت و پوچی را همچون ماران خوشهدار به خشم میآورد و دیواره جانشان را نیش میزنند و از شدت درد دیوانه و هار میشوند و آنگاه با کشتن و سوختن و پوست کندن و شمع آجین کردن آنها که بودنشان برای این زبونان جرم است آرام ميگیرند، لذت میبرند و شفا مییابند
و آنوقت سه میلیاردشان نوکر دوسه تا جانور خونخوار نامردی میشوند مثل نرون و چنگیز و تیمور و هلاکو و آشوربانیپال و خلیفه و قیصر و چومبه و متمدنهاش، استالین و هیتلر و نیکسون و هیث … همه بردگان رام و زبون فرعون یا قارون یا بلعم باعور!
آری، من از نورم، ذاتم از آتش پاک و زلال بیدود است، من این لجنهای مجسم پلید پست را سجده کنم ....؟ »
🙏هبوط_ علی شریعتی
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏خیام خوانی در پرده های شوشتری
آواز: محمد معتمدی
نی: هوشمند عبادی
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند* در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بیخبری
*نمودند یعنی آنچه به شب کرده بودی در روز آشکار ساختند
مولوی می گوید دزدی به شب قفل دکانی را می برید رهگذری به او رسید
_ اینجا چه می کنی ؟
_ کمانچه می کشم !
_ پس صدایش کو ؟
_ صبح در خواهد آمد !
@perslit
https://t.me/perslit
آواز: محمد معتمدی
نی: هوشمند عبادی
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند* در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بیخبری
*نمودند یعنی آنچه به شب کرده بودی در روز آشکار ساختند
مولوی می گوید دزدی به شب قفل دکانی را می برید رهگذری به او رسید
_ اینجا چه می کنی ؟
_ کمانچه می کشم !
_ پس صدایش کو ؟
_ صبح در خواهد آمد !
@perslit
https://t.me/perslit
درب های حسینیه ارشاد واقع در خیابان شریعتی که زمانی پایگاه دکتر شریعتی بود برای تشییع پوران شریعت رضوی همسر شریعتی باز نشد !
🙏مذهب علیه مذهب !
@perslit
🙏مذهب علیه مذهب !
@perslit
تذرو
@Avayemehregan
🙏تذرو
سروده: بیژن ترقی
ساخته: علی تجویدی
آهنگ: در پرده های ماهور
آواز: محمد رضا شجریان
من تذروی خوش سرودم از دیار نغمه خوانی
رشتهبندِ گردن من این سرود آسمانی
بال من بگشا و از بندم رها کن
پایم از این رشتههای بسته وا کن
تا فضای آسمان بیکرانه
پر کنم با نغمههای جاودانه
بال من بگشا و از بندم رها کن
پایم از این رشتههای بسته وا کن
تا فراز کوه و صحرا دشت و دریا پر کشم
پر کشم، تا بیکرانها پرکشم
تا گریزم از نیاز آب و دانه، آشیانه پر کشم
پرکشم، تا بی نشانها پرکشم
پرکشم تا بگذرم از رنج و از درد زمانه
بال و پر شویم سحر در چشمه پاک ترانه
بال من بگشا و از بندم رها کن
پایم از این رشته های بسته واکن
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: بیژن ترقی
ساخته: علی تجویدی
آهنگ: در پرده های ماهور
آواز: محمد رضا شجریان
من تذروی خوش سرودم از دیار نغمه خوانی
رشتهبندِ گردن من این سرود آسمانی
بال من بگشا و از بندم رها کن
پایم از این رشتههای بسته وا کن
تا فضای آسمان بیکرانه
پر کنم با نغمههای جاودانه
بال من بگشا و از بندم رها کن
پایم از این رشتههای بسته وا کن
تا فراز کوه و صحرا دشت و دریا پر کشم
پر کشم، تا بیکرانها پرکشم
تا گریزم از نیاز آب و دانه، آشیانه پر کشم
پرکشم، تا بی نشانها پرکشم
پرکشم تا بگذرم از رنج و از درد زمانه
بال و پر شویم سحر در چشمه پاک ترانه
بال من بگشا و از بندم رها کن
پایم از این رشته های بسته واکن
@perslit
https://t.me/perslit
به گزارش ایسنا، این مراسم با عنوان «آنچه درباره نجف دریابندری نمیدانیم» با حضور چهرههای ادبی و هنری و با سخنرانی مژده دقیقی، رضا رضایی، شمیم مستقیمی و ماکان زهرایی، چهارشنبه اول اسفند ساعت ۱۸ در شهرکتاب مرکزی برگزار میشود.
🙏اول اسفند ساعت ۱۸ شهر کتاب مرکزی.خیابان شریعتی بالاتر از مطهری
@perslit
🙏اول اسفند ساعت ۱۸ شهر کتاب مرکزی.خیابان شریعتی بالاتر از مطهری
@perslit
🙏جهنم خالی است .تمام شیاطین روی زمین اند .
زاهد منی آلاتما جهنمده اوت اولماز!
اونلار کی یانیلار اوتی بیردان آپاریپ لار . . .
( ای زاهد فریبم مده!
در جهنم آتشی وجود ندارد!!
کسانی که می سوزند آتش را از اینجا برده اند!!!)
🙏 سروده به زبان آذری از معجز شبستری
ای دریده پوستین یوسفان
گرگ بر خیزی ازین خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو
میدرانند از غضب اعضای تو
خون نخسپد بعد مرگت در قصاص
تو مگو که مردم و یابم خلاص
🙏از مثنوی مولوی دفتر پنجم
مرگ هر یک ای پسر همرنگ اوست
پیش دشمن دشمن و بر دوست دوست
پیش ترک آیینه را خوش رنگی است
پیش زنگی آینه هم زنگی است
آنک میترسی ز مرگ اندر فرار
آن ز خود ترسانی ای جان هوش دار
روی زشت تست نه رخسار مرگ
جان تو همچون درخت و مرگ برگ
آن سخنهای چو مار و کژدمت
مار و کژدم گشت و میگیرد دُمَت
🙏از مثنوی مولوی دفتر سوم
@perslit
https://t.me/perslit
زاهد منی آلاتما جهنمده اوت اولماز!
اونلار کی یانیلار اوتی بیردان آپاریپ لار . . .
( ای زاهد فریبم مده!
در جهنم آتشی وجود ندارد!!
کسانی که می سوزند آتش را از اینجا برده اند!!!)
🙏 سروده به زبان آذری از معجز شبستری
ای دریده پوستین یوسفان
گرگ بر خیزی ازین خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو
میدرانند از غضب اعضای تو
خون نخسپد بعد مرگت در قصاص
تو مگو که مردم و یابم خلاص
🙏از مثنوی مولوی دفتر پنجم
مرگ هر یک ای پسر همرنگ اوست
پیش دشمن دشمن و بر دوست دوست
پیش ترک آیینه را خوش رنگی است
پیش زنگی آینه هم زنگی است
آنک میترسی ز مرگ اندر فرار
آن ز خود ترسانی ای جان هوش دار
روی زشت تست نه رخسار مرگ
جان تو همچون درخت و مرگ برگ
آن سخنهای چو مار و کژدمت
مار و کژدم گشت و میگیرد دُمَت
🙏از مثنوی مولوی دفتر سوم
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"یسنا رهو" خواننده کودکسال از جشنواره موسیقی فجر امسال کنار گذاشته شد چرا که پنج ماه از نه سالگی او میگذرد
@perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏دوم اسفند ماه( ۲۱ فوریه )
"روز جهانی زبان مادری"
گرامی باد
"روز جهانی زبان مادری"
روز تلاش برای
گفت و گو
همزیستی
و پرهیز از "دیگر ستیزی"
@perslit
"روز جهانی زبان مادری"
گرامی باد
"روز جهانی زبان مادری"
روز تلاش برای
گفت و گو
همزیستی
و پرهیز از "دیگر ستیزی"
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏دوم اسفند ماه( ۲۱ فوریه )
"روز جهانی زبان مادری"
گرامی باد
🙏فیلمی از لحظه تصویب اصل پانزدهم قانون اساسی
@perslit
"روز جهانی زبان مادری"
گرامی باد
🙏فیلمی از لحظه تصویب اصل پانزدهم قانون اساسی
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعرم از نالهی عشاق غم انگيزتر است
داد از آن زخمه كه ديگر ره بيداد گرفت
🙏سروده: سایه
ساز: فرهنگ شریف
آواز: مخمد رضا شجریان
بیشتر واژه های بیت ایهام دارند و بجز معنای متداول، کاربردی موسیقیایی دارند.
"عشاق" و "غم انگیز" و "داد" و "بیداد" گوشه هایی در موسیقی ایرانی اند .
"زخمه" بجز ابزار زخم زدن ، نامی است برای مضراب تار .
"ره گرفتن" یا "ره زدن" آغاز نمودن است به نغمه ای جدید در موسیقی .
ساز و آواز به این بیت که می رسند در پرده های بیداد (گوشه ای در دستگاه همایون) می خوانند و می نوازند
فتنه چشم تو چندان ره بيداد گرفت
كه شكيب دل من دامن فرياد گرفت
آن كه آيينه صبح و قدح لاله شكست
خاك شب در دهن سوسن آزاد گرفت
آه از شوخی چشم تو، كه خونريز فلك
ديد اين شيوه مردم كشی و ياد گرفت
منم و شمع دل سوخته، يارب مددی
كه دگرباره شب آشفته شد و باد گرفت
شعرم از ناله عشاق غم انگيزتر است
داد از آن زخمه كه ديگر ره بيداد گرفت
سايه! ماكشته عشقيم، كه اين شيرين كار
مصلحت را، مدد از تيشه فرهاد گرفت
@perslit
داد از آن زخمه كه ديگر ره بيداد گرفت
🙏سروده: سایه
ساز: فرهنگ شریف
آواز: مخمد رضا شجریان
بیشتر واژه های بیت ایهام دارند و بجز معنای متداول، کاربردی موسیقیایی دارند.
"عشاق" و "غم انگیز" و "داد" و "بیداد" گوشه هایی در موسیقی ایرانی اند .
"زخمه" بجز ابزار زخم زدن ، نامی است برای مضراب تار .
"ره گرفتن" یا "ره زدن" آغاز نمودن است به نغمه ای جدید در موسیقی .
ساز و آواز به این بیت که می رسند در پرده های بیداد (گوشه ای در دستگاه همایون) می خوانند و می نوازند
فتنه چشم تو چندان ره بيداد گرفت
كه شكيب دل من دامن فرياد گرفت
آن كه آيينه صبح و قدح لاله شكست
خاك شب در دهن سوسن آزاد گرفت
آه از شوخی چشم تو، كه خونريز فلك
ديد اين شيوه مردم كشی و ياد گرفت
منم و شمع دل سوخته، يارب مددی
كه دگرباره شب آشفته شد و باد گرفت
شعرم از ناله عشاق غم انگيزتر است
داد از آن زخمه كه ديگر ره بيداد گرفت
سايه! ماكشته عشقيم، كه اين شيرين كار
مصلحت را، مدد از تيشه فرهاد گرفت
@perslit
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
هان غره به خود مشو که مِی می نخوری
صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را
🙏در پیشگاه حکیم خیام
۱۳۹۵/۰۶/۲۲
https://t.me/perslit
@perslit
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
هان غره به خود مشو که مِی می نخوری
صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را
🙏در پیشگاه حکیم خیام
۱۳۹۵/۰۶/۲۲
https://t.me/perslit
@perslit
تا کی آخر چو بنفشه سرِغفلت در پیش
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
🙏حافظ
ای غنچه خوابیده چو نرگس نگران خیز
🙏اقبال لاهوری
@perslit
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
🙏حافظ
ای غنچه خوابیده چو نرگس نگران خیز
🙏اقبال لاهوری
@perslit
کهکشان راه شیری برفراز دریاچه ارومیه
گره ز دل بگشا وز سپهر ياد مكن
كه فكر هيچ مهندس چنين گره نگشاد
🙏غزل ٩٧ بيت ٢ از دیوان حافظ
" مهندس " در اصطلاح نجوم كنايه از منجم است، به اعتبار اينكه علم نجوم مبتني بر علم هندسه است، ودر بيت همین را مراد دارد.
دلتنگ مباش و چاره دلتنگي خود را از اوضاع فلكي و ستاره سعد و نحس مجو، زيرا هيچ منجمي نمي تواند با آگاهي بر اسرارفلك, گره غم و اندوه را از دل تو باز كند.
🙏بیت پیامی روشن و کارساز دارد .
اختیار ِ گره گشایی از دلت را داری پس آن را انجام بده.
ولی اختیار و توان ِ گشودن ِ راز خلقت را نداری پس به دنبال ِ آن مباش.
@perslit
https://t.me/perslit
گره ز دل بگشا وز سپهر ياد مكن
كه فكر هيچ مهندس چنين گره نگشاد
🙏غزل ٩٧ بيت ٢ از دیوان حافظ
" مهندس " در اصطلاح نجوم كنايه از منجم است، به اعتبار اينكه علم نجوم مبتني بر علم هندسه است، ودر بيت همین را مراد دارد.
دلتنگ مباش و چاره دلتنگي خود را از اوضاع فلكي و ستاره سعد و نحس مجو، زيرا هيچ منجمي نمي تواند با آگاهي بر اسرارفلك, گره غم و اندوه را از دل تو باز كند.
🙏بیت پیامی روشن و کارساز دارد .
اختیار ِ گره گشایی از دلت را داری پس آن را انجام بده.
ولی اختیار و توان ِ گشودن ِ راز خلقت را نداری پس به دنبال ِ آن مباش.
@perslit
https://t.me/perslit
مسجد جامع اصفهان
در کعبه ی کوی تو، هر آن کس که بیاید
از قبله ی ابروی تو، در عین ِ نماز است
🙏حافظ
واژه " عین" ایهام دارد:
۱_ چشمه و جوهر
۲_ چشم در ایهام تناسب با ابرو
@perslit
https://t.me/perslit
در کعبه ی کوی تو، هر آن کس که بیاید
از قبله ی ابروی تو، در عین ِ نماز است
🙏حافظ
واژه " عین" ایهام دارد:
۱_ چشمه و جوهر
۲_ چشم در ایهام تناسب با ابرو
@perslit
https://t.me/perslit
انسان امروز، انسان انتظارهای بیپایان است؛ گویی زندگی خود را هر روز صبح به روزی دیگر به تعویق میاندازد. آرزوهای او زنجیرهی پوچی است که تا بیپایان جهان ادامه مییابد.
📙 در انتظار گودو
📝 ساموئل بکت
عمر من شد فدیه فردای من
وای از این فردای ناپیدای من
صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق
نیست فردا گفتن از شرط طریق
📙مثنوی
📝مولوی
@perslit
https://t.me/perslit
📙 در انتظار گودو
📝 ساموئل بکت
عمر من شد فدیه فردای من
وای از این فردای ناپیدای من
صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق
نیست فردا گفتن از شرط طریق
📙مثنوی
📝مولوی
@perslit
https://t.me/perslit
انّی وُلدْتُ لکی أحبَّکْ ...
به دنیاآمدم تا دوستت داشته باشم ...
🙏محمود درویش شاعر و نویسنده فلسطینی
بر در ميخانه عشق ای ملک تسبيح گوی
کاندر آن جا طينت آدم مخمر میکنند
🙏حافظ
@perslit
https://t.me/perslit
به دنیاآمدم تا دوستت داشته باشم ...
🙏محمود درویش شاعر و نویسنده فلسطینی
بر در ميخانه عشق ای ملک تسبيح گوی
کاندر آن جا طينت آدم مخمر میکنند
🙏حافظ
@perslit
https://t.me/perslit
کسانی که سقف "هستی" خویش را بر ستون توجه و نگاه این وآن می نهند، زندگی فرو ریختنی و لرزانی را در حضور دیگران تجربه می کنند.
زیستن در حضور دیگران، زیستنی تلخ و ناگوار است، زیرا نگاه های دیگران، امری پایدار و همیشگی نیست.
روزی فرا می رسد که از کانون توجه جمع بیرون می آید و در سرمای تنهایی بر خود خواهد لرزید، بی آن که لباسی از خویشتن، بر قامت"خود" کرده باشد.
چنین شخصی،. تا زمانی می تواند حس بودن و زیستن داشته باشد که کسی او را نظاره کند و یا در خاطره ای حضور داشته باشد.
انسان میان تهی، بزرگترین رنج شان، رنج تنهایی و دیده نشدن است. زیرا برای احساس زنده بودن و زیستن، محتاج تصدیق دیگران است.
📗روان درمانى اگزيستانسيال
✍اروين يالوم
🙏کودکان به روز در کوچه بازی می کنند ولی شب هنگام به ناچار آنهمه را رها کرده و به سوی خانه اصلی خود رهسپار می شوند:
حق تعالی گفت کاین کسب جهان
پیش آن کسب است لعب کودکان
کودکان سازند در بازی دکان
سود نبود جز که تعبیر زمان
شب شود در خانه آید گرسنه
کودکان رفته بمانده یک تنه
این جهان بازیگهست و مرگ شب
باز گردی کیسه خالی پر تعب
📗مثنوی دفتر ۲ بیت۲۶۰۰به بعد
@perslit
https://t.me/perslit
زیستن در حضور دیگران، زیستنی تلخ و ناگوار است، زیرا نگاه های دیگران، امری پایدار و همیشگی نیست.
روزی فرا می رسد که از کانون توجه جمع بیرون می آید و در سرمای تنهایی بر خود خواهد لرزید، بی آن که لباسی از خویشتن، بر قامت"خود" کرده باشد.
چنین شخصی،. تا زمانی می تواند حس بودن و زیستن داشته باشد که کسی او را نظاره کند و یا در خاطره ای حضور داشته باشد.
انسان میان تهی، بزرگترین رنج شان، رنج تنهایی و دیده نشدن است. زیرا برای احساس زنده بودن و زیستن، محتاج تصدیق دیگران است.
📗روان درمانى اگزيستانسيال
✍اروين يالوم
🙏کودکان به روز در کوچه بازی می کنند ولی شب هنگام به ناچار آنهمه را رها کرده و به سوی خانه اصلی خود رهسپار می شوند:
حق تعالی گفت کاین کسب جهان
پیش آن کسب است لعب کودکان
کودکان سازند در بازی دکان
سود نبود جز که تعبیر زمان
شب شود در خانه آید گرسنه
کودکان رفته بمانده یک تنه
این جهان بازیگهست و مرگ شب
باز گردی کیسه خالی پر تعب
📗مثنوی دفتر ۲ بیت۲۶۰۰به بعد
@perslit
https://t.me/perslit
Audio
🙏غزل ۲۲۳ حافظ
خوانش مهدی رحیمی
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خيال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند
تا ابد سر نکشد و از سر پيمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکين من است
برود از دل من و از دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد و از پی ايشان نرود
@perslit
https://t.me/perslit
خوانش مهدی رحیمی
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خيال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند
تا ابد سر نکشد و از سر پيمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکين من است
برود از دل من و از دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد و از پی ايشان نرود
@perslit
https://t.me/perslit