دمی در هوای ادب پارسی
631 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
جشن_سده_انجمن_ایران_شناسی_1324_خورشیدی.pdf
3.8 MB
جشن سده
انجمن ایران شناسی ۱۳۲۴ خورشیدی تحقیق از
ابراهیم پورداود
محمد دبیرسیاقی
ذبیح الله صفا
هانری کربن
محمد جواد مشکور
محمد معین
@perslit
دهم_بهمن_جشن_سده_در_روستای_چم_در.mov
4.1 MB
دهم بهمن جشن سده
روستای چم در تفت یزد
@perslit
تاریخچه_کوتاه_از_جشن_سده_کهن_ترین.mov
9 MB
تاریخچه کوتاه
از جشن سده
کهن ترین جشن ایرانی
@perslit
شورمستی
کاوه دیلمی
کاوه دیلمی
زادهٔ ۱۳۱۹ در رشت 
درگذشتهٔ ۱۰ بهمن ۱۳۹۷
خوانندهٔ آواز ایرانی و شاگرد غلامحسین بنان نیز به استاد پیوست .
🙏روان شان به مینو دل آسوده باد

🙏تصنیف شور مستی
سروده فریدون مشیری
ساخته روح الله خالقی
تنظیم گلنوش خالقی
آواز کاوه دیلمی

در من این شور مستی خداییست 
مستی ام از شراب شما نیست 
از نگاهی چنین مست مست ام 
گر تو مستم بگیری روا نیست 
راه, تاریکِ تاریک, میخانه بسته 
من, تنهای تنها, غمگین,شکسته
از نگاه تابانش گرچه دورم امشب 
جام جانم از عشق او بوَد لبالب 
داد از این شب غم, بی سحر نماند
تا رسم به شور مستی 
دیده بسته ام به راهش 
ریزد از نگاه مست اش 
شور و مستی خدایی
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هم‌خوانی دانش‌آموزان مدرسه وحدت آبمورد کهگیلویه و بویراحمد
@perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🙏اگر به صد سال آینده می اندیشید انسان تربیت کنید .

🙏دکتر حسن عشایری عصب شناس
در کنگره کودکی، توسعه و سیاست گذاری اجتماعی
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چو شادی بِکاهی، بکاهد روان
خرد گردد اندر میان ناتوان

📗شاهنامه فردوسی دانای توس
پادشاهی بهرام بیت ۲۰
پیرایش جلال خالقی مطلق
انتشارات سخن ج ۴ ص ۴۱۴
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏زنده یاد رحیم معینی کرمانشاهی

در دانشگاهِ ایالتیِ پرتلند ۱۹۹۸ گویی به پشواز مولانا سروده اند ( عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش)

پرده پرده آن قدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را

 خویشِ خویشِ من مرا و هر چه من ها بود سوخت
کُشتم آن خویش و زِ خاکش پروریدم خویش را

خویشِ خویشِ من هم اینک از در صلح آمده است
بس که گوش از غیر بستم تا شنیدم خویش را
 
معنی این خویش را از خویش خویش خود بپرس
خویش بینی را گَزیدم تا گُزیدم خویش را
 
مِی شدم، ساقی شدم، ساغر شدم، مستی شدم
تا زِ تاکستان هستی خوشه چیدم خویش را
 
سردی کاشانه را با آه، گرمی داده ام
راه بر خورشید بستم تا دمیدم خویش را
 
اشک و من با یک ترازو قدر هم بشناختیم
ارزش من بین که با گوهر کشیدم خویش را

بزم سازان جهان، می از سبوی پر خورند
من تهی پیمانه بودم، سر کشیدم خویش را

برده داران زمان ها، چوب حراجم زدند
دستِ اول تا برآمد خود خریدم خویش را
 
شمعم و با سوختن تا آخرین دَم زنده ام
قطره قطره سوختم تا آفریدم خویش را

هوی هویِ بزمِ درویشان ِ کرمانشه خوش است
چون به دالاهو رسیدم، وارسیدم خویش را
@perslit
https://t.me/perslit
Audio
سروده: غزل مولوی از دیوان شمس
ساز: سه تار عبادی در پرده های شور
خوانش و پانویسی: جهان

عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
@perslit
https://t.me/perslit
سروده: غزل مولوی از دیوان شمس
ساز: سه تار عبادی در پرده های شور
خوانش و پانویسی: جهان

عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
خون انگوری* نخورده باده شان هم خون خویش

هر کسی اندر جهان مجنون لیلایی شدند
عارفان لیلای خویش و دم به دم مجنون خویش

ساعتی* میزان آنی ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

گر تو فرعون منی ازمصر* تن بیرون کنی
در درون حالی ببینی موسی و هارون خویش

لنگری از گنج مادون بسته‌ای بر پای جان
تا فروتر* می‌روی هر روز با قارون خویش

یونسی* دیدم نشسته بر لب دریای عشق
گفتمش چونی جوابم داد بر قانون خویش

گفت بودم اندر این دریا غذای ماهیی
پس چو حرف نون خمیدم تا شدم ذاالنون خویش

زین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذر
چون ز چونی دم زند آن کس که شد بی‌چون خویش

باده غمگینان خورند و ما ز می خوشدل تریم
رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش

خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال
هر غمی کاو گرد ما گردید شد در خون خویش*

باده گلگونه‌*ست بر رخسار بیماران غم
ما خوش از رنگ خودیم و چهره گلگون خویش

من نیم موقوف نفخ صور* همچون مردگان
هر زمانم عشق جانی می‌دهد ز افسون خویش

در بهشت استبرق* سبزست و خلخال* و حریر*
عشق نقدم می‌دهد از اطلس و اکسون* خویش

دی منجم گفت دیدم طالعی داری تو سعد
گفتمش آری ولیک از ماه روزافزون خویش

مه که باشد با مه ما کز جمال و طالعش
نحس اکبر* سعد اکبر گشت بر گردون خویش

 خون انگوری: شراب

ساعتی...‌ : الگو خودت هستی در خودت گام بزن تا برسی

مصر: ایهام دارد و به دو معنی آمده. ۱_شهر و ناحیه. ۲_دیار معروف.
می گوید اگر از وجودت منیت و خویشتن پرستی را بیرون کنی همان دم با موسی و برادرش هارون دیدار خواهی کرد

قارون: پسر عموی ثروت اندوز موسی که با نفرین موسی به همراه گنجینه هایش در قعر زمین فرو شد و هنوز هم در حال فرو رفتن است . حافظ هم از گنج ِ روان (فرو رونده در زمین) می گوید:
خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرين
افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

یونس: ذالنون، پیامبر ِ صاحب ِ ماهی. نون به زبان عربی یعنی ماهی. یونس در دریا خوراک ماهی شد ولی در آخر رهایی یافت. ماهی نشانه نفس است که یکدم از جنبش نمی ایستد.‌ می گوید ابتدا اسیر نفس بودم پس مانند حرف ن خمیده شدم.‌ در خود فرو رفتم تا یونس ِخودم شدم بر ماهی چیره شدم و رهایی یافتم

"گرد" و "گردید" را در تجانس آورده. هر غمی که نزدیک ما شود خونش به هدر رفته و نابود است

گلگونه: سُرخاب که زنان بر گونه مالند

نفخ صور : دمیدن ِ اسرافیل در شیپور تا همه مردگان دوباره زنده شوند

استبرق: دیبای درشت

خلخال: حلقۀ فلزی که زنان برای زینت به مچ پای خود می‌اندازند

حریر: دیبای نرم، پرنیان

اکسون: جامه سیاه قیمتی

نحس اکبر: زحل یا کیوان را پاسبان آسمان می خواندند و آن را نحس اکبر می دانستند. مشتری یا اورمزد را سعد اکبر و فرخنده می دانستند.
@perslit
https://t.me/perslit
قمار عاشقانه
علامه ذوالفنون مروجی سبزواری
قمار عاشقانه
تو مگو کز این نثارم ز شما چه سود دارم
تو ز سود بی‌نیازی بده و خسارتی کن!

🙏دمی با شمس و مولانا از زبان مروجی‌سبزواری
@perslit
عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
خون ِ انگوری نخورده باده شان هم خون خویش

هر کسی اندر جهان مجنون ِ لیلایی شدند
عارفان لیلای خویش و دم به دم مجنون خویش

🙏از غزلیات دیوان شمس سروده مولوی
@perslit
https://t.me/perslit
Nime Shab Divaneii Khosh Migerist(Dorgardani Az Homayoun Be Rastpanjgah)
Mohsen Keramati @MiraseAvaz
🙏دور گردانی و پرده گردانی
از دستگاه همایون به
دستگاه راست پنجگاه
آواز محسن کرامتی

نیم شب دیوانه‌ای خوش می‌گریست
گفت این عالم بگویم من که چیست

حقه‌ای* سر برنهاده، ما در او
می‌پزیم* از جهل خود سودا در او

چون سر این حقه برگیرد اجل
هر که پر دارد بپرد تا ازل

وانک او بی پر بود، در صد بلا
در میان حقه ماند مبتلا

مرغ همت را به معنی بال ده
عقل را دل بخش و جان را حال ده

حقه: ظرف و قوطی کوچک
سودا پختن: خیالپردازی کردن، آرزوی دورودراز داشتن
(از منطق‌الطیر عطار)


گر تيغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهاديم الحکم لالله
(حافظ)

عاقبت رقیبم زد بوسه لعل جانان را
بُــرد اَهـرمَــن آخـر خـاتــم سـلیـمانـی*

خاتم سلیمانی: انگشتری سلیمان، فرزند داود پیامبر که اسم اعظم روی آن نقش شده بود و سلیمان با آن بر دیو و پری سلطه داشت و حکومت با شکوهی را برپا نموده بود . تا اینکه دیو انگشتری را به چنگ آورد و حکومت را از دست سلیمان بیرون کشید . پس از فساد زیادی که دیوان بر پا نمودند سلیمان با دانستن اسم اعظم دوباره حکومت را از دیوان پس گرفت:

اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش دار
که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود
(حافظ)
@perslit
Audio
🙏 مثنوی خوانی در دستگاه همایون
آواز مهدی اصغر پور

نیم شب دیوانه‌ای خوش می‌گریست
گفت این عالم بگویم من که چیست

حقه‌ای* سر برنهاده، ما در او
می‌پزیم* از جهل خود سودا در او

چون سر این حقه برگیرد اجل
هر که پر دارد بپرد تا ازل

وانک او بی پر بود، در صد بلا
در میان حقه ماند مبتلا

مرغ همت را به معنی بال ده
عقل را دل بخش و جان را حال ده

حقه: ظرف و قوطی کوچک
سودا پختن: خیالپردازی کردن، آرزوی دورودراز داشتن
(از منطق‌الطیر عطار)
@perslit
Audio
Qamarolmolouk Vaziri
🙏تصنیف ای نوع بشر
سروده: امیر جاهد
ساخته: علی اکبر شهنازی
موسیقی: بیات اصفهان
آواز: قمر الملوک وزیری

ای نوع بشر, تا کی به ابناء ِ بشر
سودی ندهی, ای نخل ِ بی بار و ثمر
مگر ز فردا خبر نداری
که جز به سر شور و شر نداری
چرا به جزحرص و آز شهوت
به سر هوای دگر نداری

ندانستی ای بی خرد در جهان قدر آدمیت
که از خلقت ِ آدمی در طبیعت چه بوده حکمت

که غیر ِ آزار ِ بینوایان
در آفرینش گهر نداری
بدان که جز جای ِ پای ِخالی
در این گذرگه اثر نداری
چه خون ها که با دست ِتو ریخت,
چه دلها ز قهر ِتو گسیخت

آخر ای بوالبشر
کی بُد این شور و شر
ز اسرار زندگی

تا به کی دسته یی
صاحب ِسیم و زر
قومی در بندگی

گرسنه گروهی به قرص جُوی جان سپرند
گروه ِ دگر حاصل رنج آنان شمرند
ببین هزاران فقیر و مفلوک
ملوک و مملوک ز حال ِ هم بی خبرند

حذر کن که در روز حساب
ندایی رسد ز اهل ِکتاب

که ای ز پستی رسیده به وجود
حاصل از زاد و بود تو چه بود
در این دور خراب

جاهد از این معما بگذر
آخر از این لُغَزها چه اثر
جز طعن ِ شیخ و شاب
@perslit
ما نیز، زیستیم، خندیدیم، عشق ورزیدیم و روزی نیز درگذشتیم . . .
🙏جیمز جویس

یک چند بکودکی باستاد شدیم
یک چند باستادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
ازخاک درآمدیم و برباد شدیم
🙏حکیم خیام
@perslit
فرق است از آب ِخضر، که ظُلمات جای او است
تا آب ِ ما که منبعش الله اکبر است
🙏حافظ


گفته اند که خضر در دل ظلمات به چشمه آب حیات رسید و از آن نوشید و جاودانه شد
🙏قصص الانبیاء‌ تالیف ابواسحاق نیشابوری، صفحه ۳۳۸ به بعد


" آب" ایهام دارد :
۱_ آب جاری از چشمه رکنی در شیراز که در بیت قبل هم اشاره نموده است
۲_ آبرو و رونق

" الله اکبر " ایهام دارد :
۱_ کلمه توحید که موجب آبرو و رونق مسلمانی و نفی کننده همه قلدرها و گردنکشان است
۲_ تنگه الله اکبر در شیراز که سرچشمه آب رکنی است
۳_ ادوارد براون گفته هر کس از تنگه الله اکبر به شیراز بنگرد از مشاهده آنهمه زیبایی به هیجان آمده و بی اختیار خواهد گفت : الله اکبر!
🙏شیراز مهد شعر و عرفان، نوشته آر بری صفحه ۳۱ به بعد
@perslit
https://t.me/perslit
صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام یک منی
در بحر مایی و منی افتاده‌ام بیار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی
💧حافظ


💧واژه "منی" دوباره آمده با دو معنی (جناس تام)
💧ایهام در " برگ" در تناسب با ژاله

💧تجانس در واژگان "مایی" و " منی" و " می"
💧تجانس در واژگان "صبح" و " صبوح"

💧تقابل در واژگان " ژاله" و " بحر"
💧نسبت "ژاله" و "بحر" همان نسبت "من" است به "ما"
@perslit
https://t.me/perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تنها يک نفر را می شناسم که خرد به کار می‌گیرد و سنجیده رفتار می‌کند.
او خیاط من است.
زيرا هر بار که مرا می‌بیند.
دوباره از نو اندازه‌گیری می‌کند.
دیگران به همان اندازه گیری ها و شناخت های کهنه ی خود بسنده می کنند.



طبع ِ جهان کهنه دان، عاشق او کهنه دوز
تازه و تَرَّست عشق، طالب او تازه تر
عشق بَرَد جو به جو تا لب ِ دریای هو
کهنه خران را بگو اَسکی پاپوج کیمده وَر*

* هیچکس کفش کهنه را نگاه نمی دارد. (به زبان ترکی)

اَسکی: کهنه و فرسوده
پاپوج(ببج): پاپوش، کفش، پای افزار
کیمدَه وَر(وار): چه کسی دارد؟

🙏از غزل ۱۱۲۵ دیوان شمس تصحیح فروزانفر
@perslit
https://t.me/perslit
مجبور کردن آدم ها به یادگیری هرگز موفقیت آمیز نبوده است.

📙 "درآمدی بر تئوری انتخاب"
نوشته دکتر ویلیام گلسر بنیانگذار
تئوری انتخاب برگردان دکتر علی صاحبی
نشر سایه سخن



نشاط و عيش و جوانی چو گل غنيمت دان
که حافظا نبود بر رسول غير بلاغ

🙏سروده حافظ بر گرفته از سوره نحل آیه ۳۵ است " آيا جز ابلاغ ِ آشكار بر پيامبران وظيفه‏ اى است ؟"
@perslit
https://t.me/perslit