دمی در هوای ادب پارسی
631 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
Forwarded from مصطفی ملکیان
🔆اهمیت توجه به «سکوت درون»

🔹هرچه ویژگی‌ای که امروز از آن به «سکوت درون تعبیر می‌کنیم» بیش تر شود ترس آدمیان از مرگ کاهش پیدا می‌کند. ما در واقع سه نوع سکوت برای انسان متصوریم. یکی سکوت با زبان بزرگ است مثل سکوت مستمعین در جلسه ی سخنرانی که دون‌پایه‌ترین نوع سکوت است. نوع دوم، سکوت با زبان کوچک است. گاهی در یک جمع، فرد با زبان بزرگ و در ظاهر ساکت است، در برابر دیگری یا دیگرانی که سخن می‌گویند، اما این فرد ساکت، مدام در حال تفکر و صحبت‌کردن با خود است. سکوت سوم به زمانی برمی‌گردد که تنها و یکه به‌سر می‌بریم. شما در چنین موقعیتی، در تنهایی ممکن است که محفوظات و خاطرات خود را مرور کنید، یا درباره‌ی آینده بیندیشید، یا سوار «سیاره‌ی آگاهی‌تان» بشوید و با مکانیسم تداعی معانی عمل می‌کنید.

🔹 یعنی مثلا از نگاه کردن به پرده‌ی اتاق‌تان و تأمل در رنگ قهوه‌ای آن، ذهن‌تان به سمت کفش قهوه‌ای‌تان می‌رود و از کفش‌تان به کفاش‌تان می‌رسید و .... از باب تداعی معانی، هر پدیده‌ای را با پدیده‌ی دیگر مرتبط می‌کنید. هرچه این سه کلام کم‌تر باشد شما از لحاظ اخلاقی حکم متفاوتی دارید. اما در این‌جا نگاه ما از منظر روان‌شناختی است و کاری با حکم اخلاقیِ سکوت نداریم. از منظر روان‌شناختی هرچه سیاله‌ی آگاهی در آدمی خاموش‌تر شود ترس از مرگ کم‌تر می‌شود. بنابراین کسانی که یوگا یا مدیتیشن می‌کنند و سکوت سوم را برای خود فراهم می‌آورند، ترس‌شان هم از مرگ کم‌تر می‌شود.

سخنرانی اضطراب مرگ - موسسه سروش مولانا

@mostafamalekian
اگر رفیق شفیقی درست پبمان باش
حریف ِخانه و گرمابه و گلستان باش
🙏حافظ
@perslit
Hoshyar Kasi Bayad
Ólafur Arnalds & Shajarian (Mash Up By Amir Maleki)
ور تیر ِ بلا بارد، دیوانه نپرهیزد . . ‌.

میکس آواز
محمد رضا شجریان و
Ólafur Arnalds
@perslit
نیامدی_حسن کسایی
@bazmemusighi
🙏 بیا !
سروده: سیمین بهبهانی
خوانش و نوای نی: استادحسن کسایی

ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا
شراب نور به رگهای شب دوید بیا

زبس به دامن شب اشک انتظارم ریخت
گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا

شهاب یاد تودر آسمان خاطر من
پیاپی از همه سو خط زر کشید بیا

ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم
زغصه رنگ من ورنگ شب پرید بیا

به گام های کسان می برم گمان که تویی
دلم زسینه برون شد زبس تپید بیا

نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت
کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا

به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار
به هوش باش که هنگام آن رسید بیا

امید خاطر سیمین دل شکسته تویی
مرا مخواه از ین بیش ناامید بیا

@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مکتب آوازی اصفهان
گوشه بهبهانی در دستگاه همایون
🙏معرفی و اجرای حسین تجلی
@perslit
😊 درود بر مهندسان عمران که همیشه مشغولند:

بیرون از خانه به کار ِ عمران ِ خاک و گل

و در خانه به کار ِ عمران ِ جان و دل
@perslit
Setarehye Sahar
Hossein Tajalli
ترانه ی بهبهانی، ستاره ی سحر
آواز: حسین تجلی
تنظیم و مسترینگ: عارف تجلی
شعر سید محمد سید
گیتار: پرویز جلیلی
سه تار:حمید سروری زاده
نی: مرتضی بهبهانی
@perslit
masavi esfahan
Mohammad Reza Shajarian/Mohammad Reza Shajarian
🙏غزل شمارهٔ ۴۲۷ دیوان شمس
 آلبوم: انتظار نوای نی
موسیقی: مثنوی بیات اصفهان
آواز: محمدرضا شجریان
نی: محمدعلی کیانی نژاد

در دل و جان خانه کردی عاقبت
هر دو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش در این عالم زنی
وانگشتی تا نکردی عاقبت

ای ز عشقت عالمی ویران شده
قصد این ویرانه کردی عاقبت

من تو را مشغول می‌کردم دلا
یاد آن افسانه کردی عاقبت

عشق را بی‌خویش بردی در حرم
عقل را بیگانه کردی عاقبت

یا رسول الله ستون صبر را
استن حنانه کردی عاقبت

شمع عالم بود لطف چاره گر
شمع را پروانه کردی عاقبت

یک سرم این سوست یک سر سوی تو
دوسرم چون شانه کردی عاقبت

دانه‌ای بیچاره بودم زیر خاک
دانه را دردانه کردی عاقبت

دانه‌ای را باغ و بستان ساختی
خاک را کاشانه کردی عاقبت

ای دل مجنون و از مجنون بتر
مردی و مردانه کردی عاقبت

کاسه سر از تو پر از تو تهی
کاسه را پیمانه کردی عاقبت

جان جانداران سرکش را به علم
عاشق جانانه کردی عاقبت

شمس تبریزی که مر هر ذره را
روشن و فرزانه کردی عاقبت
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏حافظ خوانی معلم هنرمند، عزیز قاسم زاده برای محمود شاددل که در ۸۶ سالگی در آسایشگاه سالمندان لاهیجان روزگار می‌گذراند. و عواید فروش مغازه‌ کتابفروشی خود را به کودکان مبتلا به سرطان (محک) تقدیم نموده است.

رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر يار خاکسار شدم
رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشير می‌زند همه را
کسی مقيم حريم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکايت ز نقش نيک و بد است
چو بر صحيفه هستی رقم نخواهد ماند

سرود مجلس جمشيد گفته‌اند اين بود
که جام باده بياور که جم نخواهد ماند

غنيمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند

توانگرا دل درويش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

بدين رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکويی اهل کرم نخواهد ماند

ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
@perslit
https://t.me/perslit
🙏‏چادری از زلزله‌زدگان کرمانشاه

شنیده‌ایم که محمود غزنوى، یک شب
شراب خوردوشبش جمله درسَمور گذشت
گداى گوشه ‏نشینى لب تنور گرفت
لب تنور بر آن بینواى عور گذشت‏
على الصّباح بزد نعره‏ اى، که اى محمود
شب سَمور گذشت و لب تنور گذشت‏

🙏شب یلدا هم می گذرد، چه در پوست سَمور، چه لخت و عور کنارِ تنور! 
@perslit
https://t.me/perslit
Kooche Banafsheh Ha-(IRMP3.IR)
Farhad
🙏كوچ بنفشه‌ها
از کتابِ ‌" از‌ زبان برگ "
سروده شفیعی کدکنی
با صدای فرهاد مهراد

در روزهای آخر اسفند
کوچ بنفشه‌های مهاجر
زیباست !

در نیم‌روز روشنِ اسفند
وقتی بنفشه‌ها را از سایه‌های سرد
در اطلس شمیم بهاران
با خاک و ریشه
ـ میهن سیارشان ـ
از جعبه‌های کوچک چوبی
در گوشۀ خیابان می‌آورند
جوی هزار زمزمه در من
می‌جوشد :

ای کاش . . .
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه‌ها
(در جعبه‌های خاک)
یک‌روز می‌توانست ،
همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران و، در آفتاب پاک !
@perslit
🙏خوش نویسی یداله کابلی

بی روی تو خورشید جهان‌سوز مباد
هم بی‌تو چراغ عالم افروز مباد
با وصل تو کس چو من بد آموز مباد
روزی که ترا نبینم آن روز مباد
🙏رودکی سمرقندی
@perslit
https://t.me/perslit
Forwarded from چهل سالگی
ما عجله داریم. صبر، کلید گمشده‌ی دنیای مدرن است.
فیلم را رد می‌کنیم تا به جای حساسش برسد و فیلم زود تمام می‌شود. عجله داریم زود به خانه برسیم اما در خانه هم زود شام را بخوریم، زود حرفها را بزنیم و سریع اخبار را مرور کنیم. فست‌فود سریعتر از قیمه حاضر می‌شود. هواپیما سریعتر از قطار می‌رود. مایکروویو جای اجاق را گرفته است و دستگاه چاپِ لواش جای تنور را. اینجا طعم را گم می‌کنیم. جای دیگر احساس را و شناخت را.
عجله داریم کتاب تمام شود. محصول را برداشت کنیم. درس تمام شود. بازنشسته شویم. عجله داریم تا از عمرمان بهترین استفاده را کنیم اما عمر تمام می‌شود.
انسانِ مدرن چیزی بنام شکیبایی را نمی‌پسندد. انسان مدرن نمی‌تواند ساعتها به آسمان خیره بماند. نمی‌تواند روزهای متوالی، جوانه زدن برگ را به تماشا بنشیند. نمی‌تواند طول عمر خروس را تحمل کند و زود به کشتارگاه می‌سپاردش.
باید از سرعت زندگی کاست. باید آرامتر نفس کشید. باید با طمانیه قدم برداشت. این مائیم که طول عمر خود را تعیین می‌کنیم.
علی عباسی
@chelsalegi
Forwarded from چهل سالگی
رنه مگریت نقاش سورئالیست بلژیکی ، یک پیپ را نقاشی کرد و زیرش به فرانسه نوشت این یک پیپ نیست! ... منظورش هم این بود که در سورئالیسم ، هر چیزی که می بینید الزاما" دلالت به همان چیزی که به واقع هست ، نمی کند!
در اوضاع سورئال دنیای امروز که مفاهیم را تلویزیون و اینترنت برایمان تعریف می کند ، و مشخص می کند که کی چی هست و چی نیست ، کی معروف است! کی خوشگل است! کی سیاست مدار است! کی بشر دوست است! کی تروریست است! می توانید مطمئن باشید که تروریست ها هم همان هایی هستند که توی تلویزیون نشان تان می دهند! .. همانطور که خوشگلها ، جیگرها ، معروفها و بشردوست ها را تلویزیون نشان تان می دهد! .. همانطور که آزادی خواهان ، خیرخواهان ، امامزاده ها را او نشان تان می دهد! و البته دزدها ، مجرم ها ، قالتاق ها ، آدمکش ها هم همانهایی هستند که او نشان تان می دهد! و نه مطلقا هیچ کس دیگری!! ... در دنیای رسانه ها آن کس که با یونیفورم می کشد، آنکس که بنام قانون می کشد ، بنام قدرت می کشد ، با تفنگ دوربین دار می کشد، با بمب ناپالم و اتم و زهرمار می کشد، صد هزار صد هزار می کشد آدمکش نیست!!! ... او خیرخواه شماست!! او می خواهد جهان بهتری برای شما بسازد!!! و نه این آشغالی که ساخته اند و او ادعا می کند دیگران ساخته اند! .... او تروریست نیست! همانطور که نقاشی رنه مگریت تصویر یک پیپ نیست! ... شک نکنید! ... کلا به هر چیزی حتی به حلال زاده گی ! به مردانگی ! به نجابت خودتان هم که شک می کنید بکنید ولی به تلویزیون و صاحبان تلویزیون شک نکنید!!!
@chelsalegi
در راه، بوالفَرَج ِ بُستي* را ديدم، خُلقاني* پوشيده و مشکَكي* در گردن.
و راه بر من بگرفت، گفت" قریب بيست روز است در سُتورگاه* آب مي كشم. مرا شفاعتي بكن که دانم دلِ خواجه ی بزرگ خوش شده باشد و جز به زبان ِ تو راست نیاید."

( . . .چون شفاعتش كردم و به نزد مسعود غزنوی آوردندش .‌ . .)

با آن‌ جامه ی خَلَق* پیش آمد و زمین بوسه داد و بایستاد.
خواجه گفت "از ژاژ خاييدن* توبه كردي؟"
گفت: "اي خداوند! مَشك و سُتورگاه مرا توبه آورد!"

بوالفَرَج ِ بُستي: دانشمند و شاعر زمانه ی مسعود غزنوی
خُلقان: جامه ی فرسوده
مَشکَک: مشک کوچک
سُتورگاه: طویله، اصطبل
دلخوش: دلمشغول، نگران
خَلَق: فرسوده
ژاژ خاییدن: یاوه گویی

🙏"تاريخ بيهقي" نوشته ابوالفضل ِ بیهقی ِ دبیر ویرایش جعفر مدرس صادقی نشر مرکز خلاصه از صفحه ۱۶۰ به بعد
@perslit
www.iranseda.ir
www.iranseda.ir
🙏هر که رخسار تو بیند، به گلستان نرود
غزل سروده : شاه نعمت‌اله ولی 
آواز: شهرام ناظری در پرده های دشتی

هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
هر که درد تو کشد از پی درمان نرود

آنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشست
به تماشای گل و لاله و ریحان نرود

خضر اگر لعل روان بخش تو را دریابد
بار دیگر به سر چشمهٔ حیوان نرود

گر نه امید لقای تو بود در جنّت
هیچ عاشق به سوی روضهٔ رضوان نرود

مرد باید که ز شمشیر نگرداند روی
گر نه از خانه همان به که به میدان نرود

هوسم بود که در کیش غمت کشته شوم
لیکن این لاشه ضعیف است و به قربان نرود

در ازل بر دل ما عشق تو داغی بنهاد
نقش آن تا به ابد از دل سوزان نرود

چند گفتی به هوس از پی دل چند روی
عاشق دلشده چون از پی جانان نرود

نعمت‌اله ز الطاف تو گوید سخنی
عاشق آن است که جز در پی جانان نرود
@perslit
و پروردگارت را در بامدادان و شامگاهان در دلت به زارى و ترس و بدون بانگ برداشتن، ياد كن و از غافلان مباش‏
🙏سوره اعراف آیه ۲۰۵

دور مرو سفر مجو پیش تو است ماه تو
نعره مزن که زیر لب می‌شنود ز تو دعا
🙏دیوان شمس غزل شماره ۴۴
@perslit
حیرانی
شهرام ناظری
🙏تصنیف حیرانی
ساخته کیخسرو پورناظری
سروده ابوسعید ابوالخیر
اجرای گروه تنبور شمس
آواز شهرام ناظری

من مست جام باقی‌ام،دارم هوای عاشقی
حیران روی ساقی‌ام، دارم هوای عاشقی

ای جان و ای جانان من،دارم هوای عاشقی
ای وصل و ای هجران من، دارم هوای عاشقی

جان در بر جانانه شد، دل بر سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد، دارم هوای عاشقی

گه نور و گه نار آمدم، گه گل گهی خار آمدم
گه مست و هشیار آمدم، دارم هوای عاشقی

ای شاه درویشت منم، درویش دل ریشت منم
بیگانه و خویشت منم، دارم هوای عاشقی

دیوانه رویت منم، آشفته مویت منم
سرگشته کویت منم، دارم هوای عاشقی
@perslit
درِ چشم، بامدادان، به بهشت بَرگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی
🙏سعدی
@perslit
این مطرب ازکجاست که برگفت نام دوست
تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست
دل زنده می‌شود به امید وفای یار
جان رقص می‌کند به سماع کلام دوست
🙏سعدی


اگر کسی از موسیقی خوشش نیاد،
بهترین گزینه است برای جنایت ها و زشتی ها، زیرا موسیقی هارمونی است و هارمونی زیبایی است و کسی که زیبایی دوست ندارد، حتما زشتی ها را می پسندد.
🙏حسین الهی قمشه ای
@perslit