دمی در هوای ادب پارسی
631 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
"لب دريا برويم‌، تور در آب بيندازيم
و
بگيريم طراوت را از آب‌"

💧از "صدای پای آب" سروده سهراب سپهری

کنار گذاشتن عادت، هشیاری می آورد. شاعر هم آشنایی زدایی می کند:

نیاز آدمی تنها خوراک نیست،
دریا هم تنها ماهی ندارد.
@perslit
https://t.me/perslit
چهارم‌ دی ماه ، زادروز پدر شعر پارسی، رودکی است.آرامگاه شاعر در پنجکنت تاجیکستان

روی به محراب نهادن چه سود؟
دل به بخارا و بتان طراز
ایزد ما وسوسهٔ عاشقی
از تو پذیرد، نپذیرد نماز
🙏سروده‌ رودکی زاده ۲۳۷ خورشیدی


‏در قیامت ؛
چون نمازها را بیارند در ترازو نهند!
و روزه ها را همچنین ...!
اما چون ؛
محبت را بیارند، محبت در ترازو نگنجد!
پس اصل محبت است ...!
🙏فیه مافیه ⁩نشر امیر کبیر ص ۲۱۵ از مولوی زاده ۵۸۶ خورشیدی


عشقت رسدبه فرياد ور خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روايت
🙏حافظ زاده ۷۰۷ خورشیدی
https://t.me/perslit
@perslit
مرضیه و بنان _ بو
@tanehayeghadimi
بوی باغ و گلستان آید همی
بوی یار مهربان آید همی
از نثار گوهر یارم مرا
آب دریا تا میان آید همی
با خیال گلستانش خارزار
نرم تر از پرنیان آید همی
🙏مولوی با یاد رودکی

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
🙏حافظ با یاد رودکی

🙏بوی جوی مولیان
سروده رودکی
ساخته خالقی
آواز مرضیه و بنان

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درُشتی‌های او
زیرپایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا، شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
میر ماه ست و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏شب رودکی،شهر دوشنبه تاجیکستان
@perslit
🙏پنجم دی‌ماه ۱۳۱۷ خورشیدی زاد روز
«بهرام بیضایی»

«بهرام بیضایی، در «مرگ یزدگرد»، به تألیفِ جدیدی از تراژدی کهن دست یافته است. اساس این تألیف جدید بر ایجاد ایجاز در زبان، حذف روابط منثور کلامی، کاستن از منطق عقلایی مفردات بیان و افزودن بر هیجان و حس نمایشی از طریق شعری کردن صوری و بطنی زبان، تقلیل توضیحات و توصیف‌های اجرای صحنه‌ای به تقریب به هیچ، ادغامِ شخصیت‌ها در یکدیگر از طریق استفاده از نقاب کلامی، فرارَوی از جداسازی جنسی شخصیت‌ها برای بیان جنس
بنی نوع بشر، کاستن از عنصر «در زمانی» ابزار ادبی بیان و افزودن بر شیوه‌ی شیوای «همزمانی» قرار گرفته است.»
🖊 «رضا براهنی»
فرازِ نخستینِ مقاله‌ی ارزشمندِ
«پرسشی به نام مرگ یزدگرد»
۶۹/۷/۱۱ تهران
@perslit
🙏پنجم دی ماه، زاد روز "بهرام بیضایی"

️روزی باشد که دروغ‌ها راست به نظر آید، راست‌ها دروغ
روزی باشد که فنا بیاید
روزی باشد که دیوارها نایستد
روزی باشد که پاکی آماج تهمت شود
چشمه اشک شما خشک نشود
و تشویش قلب شما کاستی نگیرد
روزی باشد که راستی به هزار دست بمیرد
روزی باشد که راستی خود را به آتش بیفکند
روزی ـ که آن ـ امروز است.
🙏نمایشنامه ندبه

زن: بزکشان را ببین. بلندتبارانی چون شما از گرده ی ما تسمه ها کشیده اید. شما و همه ی آن نوجامگان نوکیسه. شما دمار از روزگار ما درآورده اید. فرق من و تو یک شمشیر است که تو بر کمر بسته ای.
سردار: زبانت ببر!
زن: و تو شمشیر را برای همین بسته ای!
بپرس‌اش شمار تازيان چند است؟ چه در سر دارند؟ سواره‌اند يا پياده؟ دور می‌شوند يا نزديک؟
درکار گذشتن‌اند يا ماندن؟ پيک است يا خبرچين يا پيش‌آهنگ؟
بپرس‌اش ويرانه چرا ميسازند؟!آتش چرا می‌زنند؟!سياه چرا می‌پوشند؟! و اين خدای که می‌گويند چرا چنين خشمگين است؟!
🙏نمایشنامه مرگ یزدگرد.

رستم : تو كه بدين خردی رستم را می آزمايی بگو نام چهاربن را شنيده ای؟
سياوش: آب و باد و خاك و آتش!
رستم : كدام چيره ترند؟
سياوش: هر دم يكى؛ چون تشنه اى آب، چون خونت بريزند خاك، چون درگذرى باد، و چون دلت بسوزد آتش.

🙏نمایشنامه سیاوش خوانی
@perslit
دیوان نمایش

#بهرام_بیضایی

جلد 1 ⬇️
اژدهاک
آرش
کارنامه ی بُندارِ بیدخش
عروسک ها
غروب در دیاری غریب
قصه ی ماه پنهان
پهلوان اکبر میمیرد
هشتمین سفر سندباد
دنیای مطبوعاتی آقای اسراری
سلطانْ مار
@perslit
دیوان نمایش-1@.pdf
9.8 MB
دیوان نمایش ۱
بهرام بیضایی
دیوان نمایش

#بهرام_بیضایی

جلد 2 ⬇️
ضیافت
میراث
چهار صندوق
ساحل نجات
دیوان بلخ
در حضور باد
گمشدگان
راه توفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی
@perslit
دیوان نمایش-2@.pdf
10.6 MB
دیوان نمایش ۲
بهرام بیضایی
Bahram Beyzai.mp3
27.9 MB
🙏در موقعیت تئاتر و سینما
سخنرانی بهرام بیضایی در سومین شب گوته
افرا.pdf
6.1 MB
نمایشنامه افرا
بهرام بیضایی
Simaye Zan Dar Asare Beyzaee .pdf
1.8 MB
سیمای زن در آثار بیضایی
Hitchcock Dar Ghab.pdf
10.8 MB
هیچکاک در قاب
بهرام بیضایی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"بهرام بیضایی "
به روایت سی سال و چهار ماه و دوازده روزی که مژده شمسایی او را می شناسد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناصر تقوایی از بهرام بیضایی می گوید .
پنجم دی زاد روز استاد بهرام بیضایی
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی : مقامی تربت جام
سروده : مولوی دیوان شمس غزل ۱۷۸۶
وزن : مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
دوتار : غلامحسین سمندری
آواز : محمد ابراهیم شریف زاده

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
ای شاخ‌ها آبست تو ای باغ بی‌پایان من

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها
ای آن پیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشه‌ام افلاک نی ای وصل تو کیوان من

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من
ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من
@perslit
Audio
موسیقی : مقامی تربت جام
سروده : مولوی دیوان شمس غزل ۱۷۸۶
وزن : مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
دوتار : غلامحسین سمندری
آواز : محمد ابراهیم شریف زاده

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
ای شاخ‌ها آبست تو ای باغ بی‌پایان من

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها
ای آن پیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشه‌ام افلاک نی ای وصل تو کیوان من

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من
ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من
@perslit
Saman_Boyan_تصنیف_سمن_بویان_.133.mp4
21.7 MB
🙏"سمن بویان" در پرده راست ساخته کیهان کلهر آواز محمدرضا و همایون شجریان

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند
رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند
ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند
ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند
@perslit