دمی در هوای ادب پارسی
631 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
🙏يك مضمون و چند شاعر
شاعر مردمان را به سخره مي گيرد كه هر سال يكبار به انتظار يلدا مي نشينند . و از ماه رخساري بيخبرند كه دو زلف بلند و سياه به مانند يلدا دارد .

هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
🙏خواجو کرمانی

در سال اگر شبی‌ست یلدا
در یک مهِ آن صنم دو یلداست
🙏رضاقلیخان هدایت

گردش سال فقط یک شب یلدا دارد
یار من بین که به یک ماه دو یلدا دارد
🙏؟


يلدا گجسي بير دي ايلده بيراولي يلدا
شب يلدايكي است درسال يكبار یلداميشه
يارب بونجه سِرّ دي بير ايدا ايكي يلدا
خدايا اين چه سري است يكماه و دو يلدا
🙏شاعر آذری
@perslit
https://t.me/perslit
گردش ِ سال فقط يك شب ِ يلدا دارد
من بدون ِ تو هزاران شب ِ يلدا دارم
@perslit
«در شب یلدا که شب کارزار روشنایی و تاریکی است، کسی نمی‌خوابد؛ ایرانیان گرد هم می‌آیند تا به نیروی عشق و نیروی مـهر، بـه نور دل بدهند تا به جنگ‌ سیاه‌ترین‌ و شوم‌ترین شب سال برود. خوراکی‌های شب‌چره را بر‌ سفره‌ی کرسی‌ می‌گسترانند و تا صبح شعر می‌خوانند، قصه می‌گویند، فال‌ حافظ می‌گیرند و بیدارمی‌مانند تا بیداری آنها کمکی باشد هرچند اندک به فرشته‌ی پیمان،‌ فرشته‌ی‌ راستی، فرشته‌ی نظم. همه نگران و منتظرند تا نتیجه‌ی‌ این‌ کارزار را با دمیدن صبح و دیده شدن نخستین‌ فروغ، جشن بگیرند»
🙏سخن دکتر ژاله آموزگار که در مقاله خانم سیما سلطانی نقل شده از بخارا، ش۵۷ ٬ص۲۷۹-۲۷۸
@perslit
Audio
🙏حافظ خوانی
غزل شماره ۳۸۰
خوانش مهدی رحیمی

بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
که من دلشده این ره نه به خود می‌پویم 

در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند
آن چه استاد ازل گفت بگو می‌گویم
 
من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست
که از آن دست که او می‌کشدم می‌رویم
 
دوستان عیب من بی‌دل حیران مکنید
گوهری دارم و صاحب نظری می‌جویم 

گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است
مکنم عیب کز او رنگ ریا می‌شویم
 
خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است
می‌سرایم به شب و وقت سحر می‌مویم 

حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی
گو مکن عیب که من مشک ختن می‌بویم
@perslit
🙏شب یلدا در شاهنامه

فردوسی در پایان داستان اورمزد ساسانی درشاهنامه ضمن اشاره به گذرا بودن این جهان ، دگر بار از خواننده می خواهد که به این جهان گذرا و فانی دل نبندد و سپس اشاره ای به فرا رسیدن شب یلدا یا چله دارد و اینکه می باید این شب بلند را گرامی داشت :

چنین بود تا بود گردان سپهر
گهی پر ز درد و گهی پر ز مهر
تو گر باهشی مشمر او را به دوست
کجا* دست یابد بدردت پوست!
شب اورمزد** آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می

* کجا : در اینجا یعنی که
**شب اورمزد : اورمزد یا هرمزد نام نخستین روز ماه در ایران باستان است . شب نخستین روز از ماه دی : شب چله
@perslit
https://t.me/perslit
Audio
🙏شب یلدا با استاد الهی قمشه ای
@perslit
https://t.me/perslit
🙏گنبد مسجد شیخ لطف الله اصفهان

🙏استاد محمدرضای اصفهانی به سفارش شاه عباس ، و بنام‌ پدر زن شاه ( شیخ لطف الله جبل عاملی ) با کاشی معرق رنگی ، فلسفه ای می گوید که ساعت ها فرنگیان را در زیر گنبدش به تماشا می گیرد !

زين قصه هفت گنبد افلاک پرصداست
کوته نظر ببين که سخن مختصر گرفت
🙏حافظ
@perslit
🌹 لاله واژگون _ لاله نگون سار
گونه ای کمیاب که شایسته است در نگهداری آن بکوشیم. رویش در استان چهارمحال و بختیاری و بیشتر کوهستان های ایران

گویند این گل شاهد بوده چگونه گلوی سیاوش با خنجر آشنا شد و سر از تنش جدا گردید. از آن پس اندوهگین و گلگون رخسار، سر به زیر افکنده و به آرامی بر بی گناهی سیاوش اشک می ریزد.

چو سرو ِ سیاوش نگون سار دید
سراپرده ی دشت خون سار دید
بیفکند سر را ز اندُه نِگون
بشد زان سپس لاله ی واژگون
@perslit
https://t.me/perslit
🌹 لاله واژگون _ لاله نگون سار
گونه ای کمیاب که شایسته است در نگهداری آن کوشا باشیم. رویش در استان چهارمحال و بختیاری و بیشتر کوهستان های ایران

گویند این گل شاهد بوده چگونه گلوی سیاوش با خنجر آشنا شد و سرش از تن جدا گردید. از آن پس اندوهگین و گلگون رخسار، سر به زیر افکنده و به آرامی بر بی گناهی سیاوش اشک می ریزد.


چو این گفته بشنید کاووس شاه
سر نامدارش نگون شد ز گاه

بر و جامه بدرید و رخ را بکند
به خاک اندر آمد ز تخت بلند

برفتند با مویه ایرانیان
بدان سوگ بسته به زاری میان

همه دیده پرخون و رخساره زرد
زبان از سیاوش پر از یادکرد

چو طوس و چو گودرز و گیو دلیر
چو شاپور و فرهاد و رهام شیر

همه جامه کرده کبود و سیاه
همه خاک بر سر بجای کلاه

که از شهر ایران برآمد خروش
همی خاک تیره برآمد به جوش

تهمتن چو بشنید زو رفت هوش
ز زابل به زاری برآمد خروش

شاهنامه فردوسی
داستان سیاوش
@perslit
https://t.me/perslit
🙏۲۵ دسامبر، زادروز عیسی مسیح گرامی باد.
با آرزوی صلح و آرامش برای دنیایِ درون‌ و دنیایِ بیرونِ همه آدمی زادگان

"هر که شمشیر کشد به شمشیر کشته می شود" از عیسی مسیح
🙏انجیل متی باب ۲۶ آیه ۵۲

🙏گویی حکیم ناصرخسرو به این کلام بلند نظر داشته که در قصیده ای آن را چنین پرورانده است:

چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
این تیغ نه از بهر ستمکاران کردند
انگور نه از بهر نبید است به چرخشت
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شدو بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که «که را کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟»
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

@perslit
https://t.me/perslit
دَرد است که آدمی را رهبر است.
در هر کاری که هست، تا او را دردِ آن کار و هوسِ و عشقِ آن کار در درون نخیزد، او قصدِ آن کار نکند و آن کار بی‌درد او را میسَّر نشود، خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نُجوم و غیره.
تا مریم را دردِ زِه *۱ پیدا نشد، قصد آن درختِ بخت نکرد که: فَاَجَاءَهَا الْمَخَاضُ اِلی جِذْعِ النَّخْلَةِ . . .*۲. او را آن درد به درخت آورد و درختِ خُشک، میوه‌دار شد.
تَن همچو مریم است. و هر یکی عیسی داریم. اگر ما را درد پیدا شود، عیسیِ ما بزاید و اگر درد نباشد، عیسی هم از آن راهِ نهانی که آمد، باز به اصل خود پیوندد، اِلّا ما محروم مانیم و از او بی‌بهره.

جان از درون به فاقه*۳ و طبع از برون به برگ
دیو از خورش به تخمه*۴ و جمشید ناشتا
اکنون بکن دوا که مسیح توبر زمی‌*۵ست
چون شد مسیح سوی فلک فوت شد دوا

*۱:درد زایش
*۲:تا درد زایش او را به سوى تنه درخت‏ خرمايى كشانيد گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموش‏ شده بودم .سوره مریم آیه ۲۳
*۳ فاقه:تنگدستی
*۴ تخمه:فساد در معده ناشی از پرخوری
*۵ زمی:زمین

🙏"فیه ما فیه"مولوی نشر امیر کبیر ص ۲۰
https://t.me/perslit
@perslit
🙏۲۵ دسامبر، زادروز عیسی مسیح گرامی باد

عیسی مسیح در ادب پارسی الگوی وارستگی از دنیاست.‌ به گفته شاعر آدمی در گهواره‌ زمین که مادر اوست پرورش می یابد. چون که رسید و بالنده شد شایسته است مانند عیسی راه سفر به سوی پدرش در آسمان را پیش بگیرد.

بود محبوس طفل شیرخواره
به نزد مادر اندر گاهواره
چو گشت او بالغ و مرد سفر شد
اگر مرد است همراه پدر شد
عناصر مر تو را چون ام سفلی است
تو فرزند و پدر آبای علوی است
از آن گفته است عیسی گاه اسرا
که آهنگ پدر دارم به بالا
تو هم جان پدر سوی پدر شو
به در رفتند همراهان به در شو
نسب چبود تناسب را طلب کن
به حق رو آور و ترک نسب کن
به بحر نیستی هر کو فرو شد
«فلا انساب»* نقد وقت او شد
هر آن نسبت که پیدا شد ز شهوت
ندارد حاصلی جز کبر و نخوت
اگر شهوت نبودی در میانه
نسب‌ها جمله می‌گشتی فسانه
چو شهوت در میانه کارگر شد
یکی مادر شد آن دیگر پدر شد
نمی‌گویم که مادر یا پدر کیست
که با ایشان به عزت بایدت زیست

* پس آنگاه كه در صور دميده شود ديگر ميانشان نسبت‏ خويشاوندى وجود ندارد و از حال يكديگر نمى ‏پرسند (از سوره مومنون آیه ۱۰۱)
🙏گلشن راز محمود شبستری

https://t.me/perslit
@perslit
"لب دريا برويم‌، تور در آب بيندازيم
و
بگيريم طراوت را از آب‌"

💧از "صدای پای آب" سروده سهراب سپهری

کنار گذاشتن عادت، هشیاری می آورد. شاعر هم آشنایی زدایی می کند:

نیاز آدمی تنها خوراک نیست،
دریا هم تنها ماهی ندارد.
@perslit
https://t.me/perslit
چهارم‌ دی ماه ، زادروز پدر شعر پارسی، رودکی است.آرامگاه شاعر در پنجکنت تاجیکستان

روی به محراب نهادن چه سود؟
دل به بخارا و بتان طراز
ایزد ما وسوسهٔ عاشقی
از تو پذیرد، نپذیرد نماز
🙏سروده‌ رودکی زاده ۲۳۷ خورشیدی


‏در قیامت ؛
چون نمازها را بیارند در ترازو نهند!
و روزه ها را همچنین ...!
اما چون ؛
محبت را بیارند، محبت در ترازو نگنجد!
پس اصل محبت است ...!
🙏فیه مافیه ⁩نشر امیر کبیر ص ۲۱۵ از مولوی زاده ۵۸۶ خورشیدی


عشقت رسدبه فرياد ور خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روايت
🙏حافظ زاده ۷۰۷ خورشیدی
https://t.me/perslit
@perslit
مرضیه و بنان _ بو
@tanehayeghadimi
بوی باغ و گلستان آید همی
بوی یار مهربان آید همی
از نثار گوهر یارم مرا
آب دریا تا میان آید همی
با خیال گلستانش خارزار
نرم تر از پرنیان آید همی
🙏مولوی با یاد رودکی

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
🙏حافظ با یاد رودکی

🙏بوی جوی مولیان
سروده رودکی
ساخته خالقی
آواز مرضیه و بنان

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درُشتی‌های او
زیرپایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا، شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
میر ماه ست و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏شب رودکی،شهر دوشنبه تاجیکستان
@perslit
🙏پنجم دی‌ماه ۱۳۱۷ خورشیدی زاد روز
«بهرام بیضایی»

«بهرام بیضایی، در «مرگ یزدگرد»، به تألیفِ جدیدی از تراژدی کهن دست یافته است. اساس این تألیف جدید بر ایجاد ایجاز در زبان، حذف روابط منثور کلامی، کاستن از منطق عقلایی مفردات بیان و افزودن بر هیجان و حس نمایشی از طریق شعری کردن صوری و بطنی زبان، تقلیل توضیحات و توصیف‌های اجرای صحنه‌ای به تقریب به هیچ، ادغامِ شخصیت‌ها در یکدیگر از طریق استفاده از نقاب کلامی، فرارَوی از جداسازی جنسی شخصیت‌ها برای بیان جنس
بنی نوع بشر، کاستن از عنصر «در زمانی» ابزار ادبی بیان و افزودن بر شیوه‌ی شیوای «همزمانی» قرار گرفته است.»
🖊 «رضا براهنی»
فرازِ نخستینِ مقاله‌ی ارزشمندِ
«پرسشی به نام مرگ یزدگرد»
۶۹/۷/۱۱ تهران
@perslit
🙏پنجم دی ماه، زاد روز "بهرام بیضایی"

️روزی باشد که دروغ‌ها راست به نظر آید، راست‌ها دروغ
روزی باشد که فنا بیاید
روزی باشد که دیوارها نایستد
روزی باشد که پاکی آماج تهمت شود
چشمه اشک شما خشک نشود
و تشویش قلب شما کاستی نگیرد
روزی باشد که راستی به هزار دست بمیرد
روزی باشد که راستی خود را به آتش بیفکند
روزی ـ که آن ـ امروز است.
🙏نمایشنامه ندبه

زن: بزکشان را ببین. بلندتبارانی چون شما از گرده ی ما تسمه ها کشیده اید. شما و همه ی آن نوجامگان نوکیسه. شما دمار از روزگار ما درآورده اید. فرق من و تو یک شمشیر است که تو بر کمر بسته ای.
سردار: زبانت ببر!
زن: و تو شمشیر را برای همین بسته ای!
بپرس‌اش شمار تازيان چند است؟ چه در سر دارند؟ سواره‌اند يا پياده؟ دور می‌شوند يا نزديک؟
درکار گذشتن‌اند يا ماندن؟ پيک است يا خبرچين يا پيش‌آهنگ؟
بپرس‌اش ويرانه چرا ميسازند؟!آتش چرا می‌زنند؟!سياه چرا می‌پوشند؟! و اين خدای که می‌گويند چرا چنين خشمگين است؟!
🙏نمایشنامه مرگ یزدگرد.

رستم : تو كه بدين خردی رستم را می آزمايی بگو نام چهاربن را شنيده ای؟
سياوش: آب و باد و خاك و آتش!
رستم : كدام چيره ترند؟
سياوش: هر دم يكى؛ چون تشنه اى آب، چون خونت بريزند خاك، چون درگذرى باد، و چون دلت بسوزد آتش.

🙏نمایشنامه سیاوش خوانی
@perslit
دیوان نمایش

#بهرام_بیضایی

جلد 1 ⬇️
اژدهاک
آرش
کارنامه ی بُندارِ بیدخش
عروسک ها
غروب در دیاری غریب
قصه ی ماه پنهان
پهلوان اکبر میمیرد
هشتمین سفر سندباد
دنیای مطبوعاتی آقای اسراری
سلطانْ مار
@perslit