Forwarded from مصطفی ملکیان
✅نوشته اختصاصی استاد ملکیان در باب دکتر موحد (چاپ شده در روزنامه ایران)
🔆حقجويي در دو عرصهی واقعيت و ارزش
✍️ مصطفی ملکیان
🔹در يك تقسيمبندي بسيار كلي، اجمالي و طبعاً سهلگيرانه و تسامحآميز، متفكران را ميتوان به دو گروه تقسيم كرد: متفكران فردگرا، كه بيش از هر چيز دغدغهی نجات افراد را دارند، و متفكران جامعهگرا، كه اهتمامشان عمدتاً معطوف به صلاح جامعه است. فردگرايان اصلاح جامعه را يا هدفي بلند پروازانه و غير واقعبينانه ميدانند يا هدفي ميانگارند كه جز به وسيله و بهواسطهی نجات يافتگي يكانيكان افراد جامعه امكان حصول ندارد و، به هر تقدير، برآناند كه عقلانيت عملي حكم ميكند كه به فرهنگ دروني افراد، يعني به باورها، احساسات و عواطف و خواستهها، ارزشها و آرمانهاي آنان بپردازيم و در جهت تصحيح و بهبودبخشي آن بكوشيم. جامعهگرايان اين تصحيح و بهبودبخشي فرهنگ دروني افراد را يا هدفي غير ضرور ميدانند يا هدفي ميانگارند كه جز به مدد به صلاح آمدن نهادهاي اجتماعي، بويژه نهادهاي سياست، اقتصاد و حقوق، امكانپذير نيست و، در هر حال معتقداند كه اقتضاي عقلانيت عملي اين است كه بهاصلاح نهادهاي اجتماعي همت بگماريم و زمينهی جمعي زندگيی خوب و خوش و ارزشمند را براي همه فراهم آوريم.
🔹استاد دكتر محمدعلي موّحد- كه عمراش به درازاي آرزوي شاگردان و دوستداراناش باد!- به شهادت كارنامهی فكري و قلمياش، در هر دو گروه مذكور جاي گرفته است: هم دغدغهی نجات افراد را دارد و هم به صلاح جامعه اهتمام ميورزد. و، باز، به شهادت همانكارنامه، در باب هر يك از اين دو امر خطير موضعي دارد. صلاحجامعه را، بيش و پيش از هرچيز، در گرو تحقق عدالت میداند، که چیزی جز پاس داشت حقوق نیست؛و نجات فرد را در گرو التزام نظری و عملی به آموزههاي عرفاني ميداند، كه چيزي جز دويدن در پي آواز حق نيست. موضعاش در امور اجتماعي در برابر مواضعي قرار ميگيرد كه يكي از آرمانهاي ديگر اجتماعي، مانند آزادي، برادري و برابري، را برتر از عدالت مينشانند؛ و موضعاش در امور فردي در تقابل است با مواضعي كه مكاتب يكسره عقلگرا يا يكسره نقلگرا را بر تجربهگرايي و شهودگرايي عرفاني ترجيح ميدهند.
🔹در ميان بيش از 30 اثر نشر يافته از استاد دكتر موّحد، 12 اثر، كمابيش و با واسطه يا بيواسطه، با فكرت عدالت و حق سروكار دارند: مختصر حقوق مدني، ديباچهاي بر حقوق مدني، در خانه اگر كس است، در هواي حق و عدالت، نفتِ ما و مسائل حقوقي آن، درسهايي از داوريهاي نفتي (دفتر اول: قانون حاكم، دفتر دوم: مليكردن و غرامت)، خواب آشفتهی نفت، ياد گذشته و انديشهی آينده در تاريخ ايران و صنعت نفت ايران، مبالغهی مستعار (يا: هياهو بر سر هيچ)، ترجمهی عدالت و انرژي (از ايوان ايليچ) و ترجمهی خزران (از آرتور كستلر) و 12 اثر با فكرت عرفان و حق: ترجمهی بهگود گیتا، تصحيح و تعليق مقالات شمستبريزي، تصحيح و تعليق مثنوي معنوي مولانا، تصحيح و تعليق ابتداءنامهی سلطان ولد، تصحيح و تعليق رساله در مناقب خداوندگار سپهسالار، قصهی قصهها، باغ سبز، خٌمي از شراب رباني، اسطرلاب حق، شمس تبريزي، شرح فصوص الحكم محيالدين ابن عربي، تصحيح و تعليق حديقةالحقيقه احمدجام.
🔹بدين قرار، ميتوان گفت كه استاد موحد رهرو اقليم عدالت و عرفان است. در پهنهی عدالت، پاس حق ارزش شناختي (axiological) را دارد، كه ارزش برين و ارزش ارزشها است؛ و در پهنهی عرفان، پرواي حق وجودشناختي (ontological) را دارد، كه حقيقت عليا و حقيقةالحقائق است.
آنچه گفتم اندكي است از بسا بسيارها كه دربارهی استاد بزرگ، موحد عزيزما، ميتوان گفت. اما جلوههاي اين حقجويي در شخصيت و منش او از شمار امورياند كه، به تعبير ویتگنشتاین، نميتوانشان گفت و بايدشان نشان داد. و اين يعني تا نبيني نداني.
https://t.me/arshiv_arshiv/56
➖روزنامه ایران ،27 آذر 97
@mostafamalekian
🔆حقجويي در دو عرصهی واقعيت و ارزش
✍️ مصطفی ملکیان
🔹در يك تقسيمبندي بسيار كلي، اجمالي و طبعاً سهلگيرانه و تسامحآميز، متفكران را ميتوان به دو گروه تقسيم كرد: متفكران فردگرا، كه بيش از هر چيز دغدغهی نجات افراد را دارند، و متفكران جامعهگرا، كه اهتمامشان عمدتاً معطوف به صلاح جامعه است. فردگرايان اصلاح جامعه را يا هدفي بلند پروازانه و غير واقعبينانه ميدانند يا هدفي ميانگارند كه جز به وسيله و بهواسطهی نجات يافتگي يكانيكان افراد جامعه امكان حصول ندارد و، به هر تقدير، برآناند كه عقلانيت عملي حكم ميكند كه به فرهنگ دروني افراد، يعني به باورها، احساسات و عواطف و خواستهها، ارزشها و آرمانهاي آنان بپردازيم و در جهت تصحيح و بهبودبخشي آن بكوشيم. جامعهگرايان اين تصحيح و بهبودبخشي فرهنگ دروني افراد را يا هدفي غير ضرور ميدانند يا هدفي ميانگارند كه جز به مدد به صلاح آمدن نهادهاي اجتماعي، بويژه نهادهاي سياست، اقتصاد و حقوق، امكانپذير نيست و، در هر حال معتقداند كه اقتضاي عقلانيت عملي اين است كه بهاصلاح نهادهاي اجتماعي همت بگماريم و زمينهی جمعي زندگيی خوب و خوش و ارزشمند را براي همه فراهم آوريم.
🔹استاد دكتر محمدعلي موّحد- كه عمراش به درازاي آرزوي شاگردان و دوستداراناش باد!- به شهادت كارنامهی فكري و قلمياش، در هر دو گروه مذكور جاي گرفته است: هم دغدغهی نجات افراد را دارد و هم به صلاح جامعه اهتمام ميورزد. و، باز، به شهادت همانكارنامه، در باب هر يك از اين دو امر خطير موضعي دارد. صلاحجامعه را، بيش و پيش از هرچيز، در گرو تحقق عدالت میداند، که چیزی جز پاس داشت حقوق نیست؛و نجات فرد را در گرو التزام نظری و عملی به آموزههاي عرفاني ميداند، كه چيزي جز دويدن در پي آواز حق نيست. موضعاش در امور اجتماعي در برابر مواضعي قرار ميگيرد كه يكي از آرمانهاي ديگر اجتماعي، مانند آزادي، برادري و برابري، را برتر از عدالت مينشانند؛ و موضعاش در امور فردي در تقابل است با مواضعي كه مكاتب يكسره عقلگرا يا يكسره نقلگرا را بر تجربهگرايي و شهودگرايي عرفاني ترجيح ميدهند.
🔹در ميان بيش از 30 اثر نشر يافته از استاد دكتر موّحد، 12 اثر، كمابيش و با واسطه يا بيواسطه، با فكرت عدالت و حق سروكار دارند: مختصر حقوق مدني، ديباچهاي بر حقوق مدني، در خانه اگر كس است، در هواي حق و عدالت، نفتِ ما و مسائل حقوقي آن، درسهايي از داوريهاي نفتي (دفتر اول: قانون حاكم، دفتر دوم: مليكردن و غرامت)، خواب آشفتهی نفت، ياد گذشته و انديشهی آينده در تاريخ ايران و صنعت نفت ايران، مبالغهی مستعار (يا: هياهو بر سر هيچ)، ترجمهی عدالت و انرژي (از ايوان ايليچ) و ترجمهی خزران (از آرتور كستلر) و 12 اثر با فكرت عرفان و حق: ترجمهی بهگود گیتا، تصحيح و تعليق مقالات شمستبريزي، تصحيح و تعليق مثنوي معنوي مولانا، تصحيح و تعليق ابتداءنامهی سلطان ولد، تصحيح و تعليق رساله در مناقب خداوندگار سپهسالار، قصهی قصهها، باغ سبز، خٌمي از شراب رباني، اسطرلاب حق، شمس تبريزي، شرح فصوص الحكم محيالدين ابن عربي، تصحيح و تعليق حديقةالحقيقه احمدجام.
🔹بدين قرار، ميتوان گفت كه استاد موحد رهرو اقليم عدالت و عرفان است. در پهنهی عدالت، پاس حق ارزش شناختي (axiological) را دارد، كه ارزش برين و ارزش ارزشها است؛ و در پهنهی عرفان، پرواي حق وجودشناختي (ontological) را دارد، كه حقيقت عليا و حقيقةالحقائق است.
آنچه گفتم اندكي است از بسا بسيارها كه دربارهی استاد بزرگ، موحد عزيزما، ميتوان گفت. اما جلوههاي اين حقجويي در شخصيت و منش او از شمار امورياند كه، به تعبير ویتگنشتاین، نميتوانشان گفت و بايدشان نشان داد. و اين يعني تا نبيني نداني.
https://t.me/arshiv_arshiv/56
➖روزنامه ایران ،27 آذر 97
@mostafamalekian
امروز ۲۷ آذر ۱۳۹۷ مراسم بزرگداشت استاد محمدعلی موحد در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. هیچ تجلیلی فینفسه بر موحد نمیافزاید اما به حکم مادح خورشید مداح خود است، شعور و بینش برگزارکنندگان این مجلس گرامی را نشان میدهد.
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعیکدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانهدرشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعیکدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی میگذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا میفرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچکداشت دیگری نمیبینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمیدانند.
@perslit
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعیکدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانهدرشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعیکدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی میگذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا میفرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچکداشت دیگری نمیبینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمیدانند.
@perslit
بین رنج بردن و هیچ ، به ما حق انتخاب داده اند ؛
من رنج را برداشته ام . . .
🙏ویلیام فاکنر
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
🙏حافظ
زهی در کوی عشقت مسکن دل
چه میخواهی ازین خون خوردن دل
چکیده خون دل بر دامن جان
گرفته جان پرخون دامن دل
از آن روزی که دل دیوانهٔ توست
به صد جان من شدم در شیون دل
منادی میکنند در شهر امروز
که خون عاشقان در گردن دل
چو رسوا کرد ما را درد عشقت
همی کوشم به رسوا کردن دل
چو عشقت آتشی در جان من زد
برآمد دود عشق از روزن دل
زهی خال و زهی روی چو ماهت
که دل هم دام جان هم ارزن دل
مکن جانا دل ما را نگهدار
که آسان است بر تو بردن دل
چو گل اندر هوای روی خوبت
به خون درمیکشم پیراهن دل
بیا جانا دل عطار کن شاد
که نزدیک است وقت رفتن دل
🙏عطار
@perslit
من رنج را برداشته ام . . .
🙏ویلیام فاکنر
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
🙏حافظ
زهی در کوی عشقت مسکن دل
چه میخواهی ازین خون خوردن دل
چکیده خون دل بر دامن جان
گرفته جان پرخون دامن دل
از آن روزی که دل دیوانهٔ توست
به صد جان من شدم در شیون دل
منادی میکنند در شهر امروز
که خون عاشقان در گردن دل
چو رسوا کرد ما را درد عشقت
همی کوشم به رسوا کردن دل
چو عشقت آتشی در جان من زد
برآمد دود عشق از روزن دل
زهی خال و زهی روی چو ماهت
که دل هم دام جان هم ارزن دل
مکن جانا دل ما را نگهدار
که آسان است بر تو بردن دل
چو گل اندر هوای روی خوبت
به خون درمیکشم پیراهن دل
بیا جانا دل عطار کن شاد
که نزدیک است وقت رفتن دل
🙏عطار
@perslit
Forwarded from استاد دکتر محمدعلی موحّد (حسین مختاری)
استاد محمدعلی موحد:
مردم از این نظام آموزشی شکایت دارند که سترون و ناکارآمد است؛ شور و شوق جوانان را می کشد و شمع اشتیاق نوجوانان را خاموش میکند...
آنهایی که از این نظام آموزشی خلاص می شوند مریم میرزاخانی می شوند.
@movahed1302
مردم از این نظام آموزشی شکایت دارند که سترون و ناکارآمد است؛ شور و شوق جوانان را می کشد و شمع اشتیاق نوجوانان را خاموش میکند...
آنهایی که از این نظام آموزشی خلاص می شوند مریم میرزاخانی می شوند.
@movahed1302
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
🙏خواجوی کرمانی
خواجو مردمان را به سخره می گیرد که سالی یکبار به انتظار یلدا می نشینند .
شاعر پیوسته با ماه رخساری همنشین است که دو زلفش همانند یلداست بلند و سیاه !
(ایهام در ماه و مراعات النظیر در سال و ماه و شب)
🙏غزل خواجوی کرمانی
بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
دیگران را عیش و شادی گر چه در صحرا بود
عیش ما هر جا که یار آنجا بود آنجا بود
هر دلی کز مهر آن مه روی دارد ذره ای
در گداز آید چو موم ار فی المثل خارا بود
سنبلت زان رو به بالا سر فرود آورده است
تا چو بالای تو دایم کار او بالا بود
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
تنگ چشمان را نیاید روی زیبا در نظر
قیمت گوهر چه داند هر که نابینا بود
از نکورویان هر آنچ آید نکو باشد ولی
یار زیبا گر وفاداری کند زیبا بود
حال رنگ روی خواجو عرضه کردم بر طبیب
ناردان فرمود از آن لب گفت کان صفرا بود
@perslit
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
🙏خواجوی کرمانی
خواجو مردمان را به سخره می گیرد که سالی یکبار به انتظار یلدا می نشینند .
شاعر پیوسته با ماه رخساری همنشین است که دو زلفش همانند یلداست بلند و سیاه !
(ایهام در ماه و مراعات النظیر در سال و ماه و شب)
🙏غزل خواجوی کرمانی
بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
دیگران را عیش و شادی گر چه در صحرا بود
عیش ما هر جا که یار آنجا بود آنجا بود
هر دلی کز مهر آن مه روی دارد ذره ای
در گداز آید چو موم ار فی المثل خارا بود
سنبلت زان رو به بالا سر فرود آورده است
تا چو بالای تو دایم کار او بالا بود
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
تنگ چشمان را نیاید روی زیبا در نظر
قیمت گوهر چه داند هر که نابینا بود
از نکورویان هر آنچ آید نکو باشد ولی
یار زیبا گر وفاداری کند زیبا بود
حال رنگ روی خواجو عرضه کردم بر طبیب
ناردان فرمود از آن لب گفت کان صفرا بود
@perslit
🙏موزه استاد ابوالحسن صبا
که منزل پدری و محل سکونت استاد با همسر هنرمندش بانو منتخب صبا بوده . به نشانی تهران بهارستان ابتدای خیابان ظهر الاسلام نبش بن بست صبا . سازها و کارهای استاد و هنرهای منتخب صبا را به تماشا روید
🙏زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
صبا مانند نیما بدنبال زبانی نو بود بر پایه و برآمده از سنت
از شاگردان زبده صبا : علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و . . .
@perslit
که منزل پدری و محل سکونت استاد با همسر هنرمندش بانو منتخب صبا بوده . به نشانی تهران بهارستان ابتدای خیابان ظهر الاسلام نبش بن بست صبا . سازها و کارهای استاد و هنرهای منتخب صبا را به تماشا روید
🙏زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
صبا مانند نیما بدنبال زبانی نو بود بر پایه و برآمده از سنت
از شاگردان زبده صبا : علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و . . .
@perslit
موزه ي استاد صبا.pdf
728 KB
🙏موزه استاد ابوالحسن صبا
که منزل پدری و محل سکونت استاد با همسر هنرمندش بانو منتخب صبا بوده . به نشانی تهران بهارستان ابتدای خیابان ظهر الاسلام نبش بن بست صبا . سازها و کارهای استاد و هنرهای منتخب صبا را به تماشا روید
🙏زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
صبا مانند نیما بدنبال زبانی نو بود بر پایه و برآمده از سنت
از شاگردان زبده صبا : علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و . . .
@perslit
که منزل پدری و محل سکونت استاد با همسر هنرمندش بانو منتخب صبا بوده . به نشانی تهران بهارستان ابتدای خیابان ظهر الاسلام نبش بن بست صبا . سازها و کارهای استاد و هنرهای منتخب صبا را به تماشا روید
🙏زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
صبا مانند نیما بدنبال زبانی نو بود بر پایه و برآمده از سنت
از شاگردان زبده صبا : علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و . . .
@perslit
چهارگاه _سه تار
استاد ابوالحسن صبا
🙏استاد ابوالحسن صبا
تکنوازی سه تار در چهارگاه
زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
@perslit
https://t.me/perslit
تکنوازی سه تار در چهارگاه
زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
@perslit
https://t.me/perslit
GR-174-Banan@MousighiGolha-32K(1).mp3
14.2 MB
🙏بیاد استاد ابوالحسن صبا
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 174
خواننده : بنان
آواز : ياد آن شب که صبا بر سر ما گل مي ريخت ( باستانی پاریزی )
تصنیف و ضربی : بگریم خون که ناگه صبا رفت ( نواب صفا )
آهنگ : مهدی خالدی در سه گاه
اشعار متن : خواجوی کرمانی و مولانا و امیدی تهرانی
نوازندگان : محجوبي و وزيري تبار و حسين ياحقي و خالدي و جهان پناه و تجويدي و ايزدي و مستان و فتتاح
گویندگان : پیمان - روشنک
@perslit
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 174
خواننده : بنان
آواز : ياد آن شب که صبا بر سر ما گل مي ريخت ( باستانی پاریزی )
تصنیف و ضربی : بگریم خون که ناگه صبا رفت ( نواب صفا )
آهنگ : مهدی خالدی در سه گاه
اشعار متن : خواجوی کرمانی و مولانا و امیدی تهرانی
نوازندگان : محجوبي و وزيري تبار و حسين ياحقي و خالدي و جهان پناه و تجويدي و ايزدي و مستان و فتتاح
گویندگان : پیمان - روشنک
@perslit
Chaharmezrab (Bayat-e Tork)
Faramarz Payvar - Hossein Tehrani
🙏بیاد استاد ابوالحسن صبا
آلبوم سنتور و تنبک
اجرای فرامرز پایور حسین تهرانی
۳ چهار مضراب بیات ترک
@perslit
آلبوم سنتور و تنبک
اجرای فرامرز پایور حسین تهرانی
۳ چهار مضراب بیات ترک
@perslit