روزشمار زندگی دکتر موحد .pdf
669.6 KB
🙏روزشمار زندگی و آثار دکتر محمدعلی موحّد
به کوشش محمّد طاهری خسروشاهی دانشگاه تبریز
@movahed1302
@perslit
به کوشش محمّد طاهری خسروشاهی دانشگاه تبریز
@movahed1302
@perslit
طرح و خوشنویسی از طرافیان
" باز به چندین جنس از پرندگان شکاری تیز پرواز ( و تیز بین) گویند بعضی از اجناس آن ( مانند شاهین ) را برای شکار پرندگان و پستانداران کوچک تربیت می کنند "
🙏دایره المعارف فارسی مصاحب
تیز بینی شاهین به اندازه ای است که گویند از فاصله سي متري کلمات روزنامه را تشخیص می دهد !
چشمان پرنده لحظه ای آسوده نیست و حریصانه در هر سو بدنبال شکار است . از این رو برای آرامش , چشمانش را می بندند تا لحظه ای بیاساید .
"مایه ی آرام دل،چشم ِهوس بستن است
از تپش آسوده است باز ِ نظر دوخته
🙏کلیم کاشانی
" بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده ی من بر رخ زیبای تو باز است"
🙏حافظ
کلام کلیم جنبه سلبی دارد و فقط به چشم بستن از دنیا فرا می خواند . ولی سخن حافظ هم سلبی است و هم ایجابی . هم به چشم بستن و هم بازگشودن آن دعوت می کند .
تقابل در دوختن و باز نمودن دیدگان زیباست . " باز" را بصورت جناس تام آورده است . بسامد و زنگ زیبای حرف " ز " نیز گوش نواز است
@perslit
" باز به چندین جنس از پرندگان شکاری تیز پرواز ( و تیز بین) گویند بعضی از اجناس آن ( مانند شاهین ) را برای شکار پرندگان و پستانداران کوچک تربیت می کنند "
🙏دایره المعارف فارسی مصاحب
تیز بینی شاهین به اندازه ای است که گویند از فاصله سي متري کلمات روزنامه را تشخیص می دهد !
چشمان پرنده لحظه ای آسوده نیست و حریصانه در هر سو بدنبال شکار است . از این رو برای آرامش , چشمانش را می بندند تا لحظه ای بیاساید .
"مایه ی آرام دل،چشم ِهوس بستن است
از تپش آسوده است باز ِ نظر دوخته
🙏کلیم کاشانی
" بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده ی من بر رخ زیبای تو باز است"
🙏حافظ
کلام کلیم جنبه سلبی دارد و فقط به چشم بستن از دنیا فرا می خواند . ولی سخن حافظ هم سلبی است و هم ایجابی . هم به چشم بستن و هم بازگشودن آن دعوت می کند .
تقابل در دوختن و باز نمودن دیدگان زیباست . " باز" را بصورت جناس تام آورده است . بسامد و زنگ زیبای حرف " ز " نیز گوش نواز است
@perslit
هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم
هر گه که ياد روی تو کردم جوان شدم
من پير سال و ماه نيم يار بیوفاست
بر من چو عمر میگذرد پير از آن شدم
🙏حافظ از غزل ۳۲۱
در بین مردم هم مشهور است که پیری و جوانی به دل است .
ایهامی زیبا در کلمه " می گذرد" وجود دارد . همه می دانند که گذشتن ِ عمر بر آدمی ، او را پیر و فرتوت می سازد . ولی حافظ گذشتن ِ یار به تندی و از سر ِ بی اعتنایی از خود را دلیل پیری می داند !
هر چند این شِکوه و گله گزاری ساختگی و از روی تجاهل است ولی برای شاعر بهانه ای است تا باب گفت و گو و مغازله با محبوبش را باز کند .
@perslit
هر گه که ياد روی تو کردم جوان شدم
من پير سال و ماه نيم يار بیوفاست
بر من چو عمر میگذرد پير از آن شدم
🙏حافظ از غزل ۳۲۱
در بین مردم هم مشهور است که پیری و جوانی به دل است .
ایهامی زیبا در کلمه " می گذرد" وجود دارد . همه می دانند که گذشتن ِ عمر بر آدمی ، او را پیر و فرتوت می سازد . ولی حافظ گذشتن ِ یار به تندی و از سر ِ بی اعتنایی از خود را دلیل پیری می داند !
هر چند این شِکوه و گله گزاری ساختگی و از روی تجاهل است ولی برای شاعر بهانه ای است تا باب گفت و گو و مغازله با محبوبش را باز کند .
@perslit
موضوع غم انگیز در خصوص زندگى ؛
کوتاه بودن آن نیست . . .
بلکه غمانگیز آن است که ما زندگى را ،
خیلى دیر شروع مى کنیم . . .
🙏 برتولت برشت
چو باد عزم سر کوی يار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دين
نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر اين کار و بار خواهم کرد
به يادچشم توخود راخراب خواهم ساخت
بنای عهد قديم استوار خواهم کرد
صباکجاست که اين جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گيسوی يار خواهم کرد
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
طريق رندی و عشق اختيار خواهم کرد
@perslit
کوتاه بودن آن نیست . . .
بلکه غمانگیز آن است که ما زندگى را ،
خیلى دیر شروع مى کنیم . . .
🙏 برتولت برشت
چو باد عزم سر کوی يار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دين
نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر اين کار و بار خواهم کرد
به يادچشم توخود راخراب خواهم ساخت
بنای عهد قديم استوار خواهم کرد
صباکجاست که اين جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گيسوی يار خواهم کرد
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
طريق رندی و عشق اختيار خواهم کرد
@perslit
مرضیه
مینای شکسته
🙏مینای شکسته
شعر : رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگ : همایون خرم
موسیقی : گوشه عراق از دستگاه ماهور
خواننده : بانو مرضیه
دیوانه ز دست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کند این نی با نای شکسته
دیوانه زدست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کند این نی با نای شکسته
من یوسف راه توام
افتاده به چاه توام
ارزان مفروشم
پیش تو خموشم اگر
چون باده ی کهنه دگر
افتاده زجوشم ، افتاده زجوشم
با چهره و سیمای شکسته
با قامت و بالای شکسته
بر کوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگرحرمت دلهای شکسته
برکوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
چه خواهد شد که نوشی می ز مینای شکسته
چه خواهد شد که نوشی می ز مینای شکسته
با چهره و سیمای شکسته
باقامت و بالای شکسته
بر کوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
بر کوی تو روکرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
چه خواهد شدکه نوشی می ز مینای شکسته
چه خواهد شدکه نوشی می ز مینای شکسته
@perslit
https://t.me/perslit
شعر : رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگ : همایون خرم
موسیقی : گوشه عراق از دستگاه ماهور
خواننده : بانو مرضیه
دیوانه ز دست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کند این نی با نای شکسته
دیوانه زدست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کند این نی با نای شکسته
من یوسف راه توام
افتاده به چاه توام
ارزان مفروشم
پیش تو خموشم اگر
چون باده ی کهنه دگر
افتاده زجوشم ، افتاده زجوشم
با چهره و سیمای شکسته
با قامت و بالای شکسته
بر کوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگرحرمت دلهای شکسته
برکوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
چه خواهد شد که نوشی می ز مینای شکسته
چه خواهد شد که نوشی می ز مینای شکسته
با چهره و سیمای شکسته
باقامت و بالای شکسته
بر کوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
بر کوی تو روکرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
چه خواهد شدکه نوشی می ز مینای شکسته
چه خواهد شدکه نوشی می ز مینای شکسته
@perslit
https://t.me/perslit
🙏گوشه عراق در دستگاه ماهور بالاترین قسمت آن است . خواننده هم از جگر فریاد می زند و یاری می خواهد
با شنیدن این گونه آواز ها تازه می یابیم چگونه داود پیامبر با موسیقی و آواز خوش مردم را به سوی خدا می خوانده است
@perslit
https://t.me/perslit
با شنیدن این گونه آواز ها تازه می یابیم چگونه داود پیامبر با موسیقی و آواز خوش مردم را به سوی خدا می خوانده است
@perslit
https://t.me/perslit
Telegram
دمی در هوای ادب پارسی
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
🙏باغبان مثنوی
یادمان نکو داشت هفتاد سال خدمات
فرهنگی و ادبی استاد محمدعلی موحد
دانشگاه تهران ۲۷ آذرماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۴
@perslit
یادمان نکو داشت هفتاد سال خدمات
فرهنگی و ادبی استاد محمدعلی موحد
دانشگاه تهران ۲۷ آذرماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۴
@perslit
به رغمِ مدعیانی که منعِ عشق کنند
جمالِ چهره ی تو حجتِ مُوّجه ماست
حافظ
🙏مدعیان ما را از عشق تو باز می دارند و منع می کنند . ولی ما برای عاشقی دلیلی روشن و آشکار در دست داریم . صورت زیبای تو که ما را شیدا و واله ی خودش کرده بهترین دلیل برای عاشق بودن ِ ماست .
در ترکیب " حجت موجه " ایهامی زیبا نهفته و به دو معنی بکار گرفته شده : 1- دلیل و برهانِ آشکار وروشن 2- دلیلی که از وجه ( به معنی چهره و صورت) گرفته شده باشد .
@perslit
جمالِ چهره ی تو حجتِ مُوّجه ماست
حافظ
🙏مدعیان ما را از عشق تو باز می دارند و منع می کنند . ولی ما برای عاشقی دلیلی روشن و آشکار در دست داریم . صورت زیبای تو که ما را شیدا و واله ی خودش کرده بهترین دلیل برای عاشق بودن ِ ماست .
در ترکیب " حجت موجه " ایهامی زیبا نهفته و به دو معنی بکار گرفته شده : 1- دلیل و برهانِ آشکار وروشن 2- دلیلی که از وجه ( به معنی چهره و صورت) گرفته شده باشد .
@perslit
شراب حقيقت.mp3
13.5 MB
🙏شراب حقیقت
آواز عزیز قاسم زاده بر روی سروده سروش در پرده های راست پنجگاه
در گفتگوی خویشم و در جستجوی خویش
هیچ آرزوم نیست به جز آرزوی خویش
در غربتم، سپرده به بیگانگان وطن
هنگام رجعت است زغربت به کوی خویش
عمریست بر کناره دریا نشسته ام
تا آب رفته باز رسانم به جوی خویش
آیینه وار روی به بیگانه تا به کی؟
آیینه ای به دست کنم روبروی خویش
ما را به غمگساری خصمان امید نیست
“لا تقنطو”ی خویشم و “لا تحزنو” ی خویش
با شیخ شهر گوی که ظالم به چه فتاد
تا سنگ تجربت نزند بر سبوی خویش
نا شسته روی و پشت به محراب و بی حضور
خیز ای فقیهِ مدرسه نو کن وضوی خویش
اکنون که آبروی شریعت بریختی
برگرد سوی خانه پی آبروی خویش
ما نیز جامه های کرامت رفو کنیم
تا جامه عاریت نکنیم از عدوی خویش
شرط است کز سراب شریعت چو بگذرم
تر سازم از شراب حقیقت گلوی خویش
@perslit
آواز عزیز قاسم زاده بر روی سروده سروش در پرده های راست پنجگاه
در گفتگوی خویشم و در جستجوی خویش
هیچ آرزوم نیست به جز آرزوی خویش
در غربتم، سپرده به بیگانگان وطن
هنگام رجعت است زغربت به کوی خویش
عمریست بر کناره دریا نشسته ام
تا آب رفته باز رسانم به جوی خویش
آیینه وار روی به بیگانه تا به کی؟
آیینه ای به دست کنم روبروی خویش
ما را به غمگساری خصمان امید نیست
“لا تقنطو”ی خویشم و “لا تحزنو” ی خویش
با شیخ شهر گوی که ظالم به چه فتاد
تا سنگ تجربت نزند بر سبوی خویش
نا شسته روی و پشت به محراب و بی حضور
خیز ای فقیهِ مدرسه نو کن وضوی خویش
اکنون که آبروی شریعت بریختی
برگرد سوی خانه پی آبروی خویش
ما نیز جامه های کرامت رفو کنیم
تا جامه عاریت نکنیم از عدوی خویش
شرط است کز سراب شریعت چو بگذرم
تر سازم از شراب حقیقت گلوی خویش
@perslit
Forwarded from مصطفی ملکیان
✅نوشته اختصاصی استاد ملکیان در باب دکتر موحد (چاپ شده در روزنامه ایران)
🔆حقجويي در دو عرصهی واقعيت و ارزش
✍️ مصطفی ملکیان
🔹در يك تقسيمبندي بسيار كلي، اجمالي و طبعاً سهلگيرانه و تسامحآميز، متفكران را ميتوان به دو گروه تقسيم كرد: متفكران فردگرا، كه بيش از هر چيز دغدغهی نجات افراد را دارند، و متفكران جامعهگرا، كه اهتمامشان عمدتاً معطوف به صلاح جامعه است. فردگرايان اصلاح جامعه را يا هدفي بلند پروازانه و غير واقعبينانه ميدانند يا هدفي ميانگارند كه جز به وسيله و بهواسطهی نجات يافتگي يكانيكان افراد جامعه امكان حصول ندارد و، به هر تقدير، برآناند كه عقلانيت عملي حكم ميكند كه به فرهنگ دروني افراد، يعني به باورها، احساسات و عواطف و خواستهها، ارزشها و آرمانهاي آنان بپردازيم و در جهت تصحيح و بهبودبخشي آن بكوشيم. جامعهگرايان اين تصحيح و بهبودبخشي فرهنگ دروني افراد را يا هدفي غير ضرور ميدانند يا هدفي ميانگارند كه جز به مدد به صلاح آمدن نهادهاي اجتماعي، بويژه نهادهاي سياست، اقتصاد و حقوق، امكانپذير نيست و، در هر حال معتقداند كه اقتضاي عقلانيت عملي اين است كه بهاصلاح نهادهاي اجتماعي همت بگماريم و زمينهی جمعي زندگيی خوب و خوش و ارزشمند را براي همه فراهم آوريم.
🔹استاد دكتر محمدعلي موّحد- كه عمراش به درازاي آرزوي شاگردان و دوستداراناش باد!- به شهادت كارنامهی فكري و قلمياش، در هر دو گروه مذكور جاي گرفته است: هم دغدغهی نجات افراد را دارد و هم به صلاح جامعه اهتمام ميورزد. و، باز، به شهادت همانكارنامه، در باب هر يك از اين دو امر خطير موضعي دارد. صلاحجامعه را، بيش و پيش از هرچيز، در گرو تحقق عدالت میداند، که چیزی جز پاس داشت حقوق نیست؛و نجات فرد را در گرو التزام نظری و عملی به آموزههاي عرفاني ميداند، كه چيزي جز دويدن در پي آواز حق نيست. موضعاش در امور اجتماعي در برابر مواضعي قرار ميگيرد كه يكي از آرمانهاي ديگر اجتماعي، مانند آزادي، برادري و برابري، را برتر از عدالت مينشانند؛ و موضعاش در امور فردي در تقابل است با مواضعي كه مكاتب يكسره عقلگرا يا يكسره نقلگرا را بر تجربهگرايي و شهودگرايي عرفاني ترجيح ميدهند.
🔹در ميان بيش از 30 اثر نشر يافته از استاد دكتر موّحد، 12 اثر، كمابيش و با واسطه يا بيواسطه، با فكرت عدالت و حق سروكار دارند: مختصر حقوق مدني، ديباچهاي بر حقوق مدني، در خانه اگر كس است، در هواي حق و عدالت، نفتِ ما و مسائل حقوقي آن، درسهايي از داوريهاي نفتي (دفتر اول: قانون حاكم، دفتر دوم: مليكردن و غرامت)، خواب آشفتهی نفت، ياد گذشته و انديشهی آينده در تاريخ ايران و صنعت نفت ايران، مبالغهی مستعار (يا: هياهو بر سر هيچ)، ترجمهی عدالت و انرژي (از ايوان ايليچ) و ترجمهی خزران (از آرتور كستلر) و 12 اثر با فكرت عرفان و حق: ترجمهی بهگود گیتا، تصحيح و تعليق مقالات شمستبريزي، تصحيح و تعليق مثنوي معنوي مولانا، تصحيح و تعليق ابتداءنامهی سلطان ولد، تصحيح و تعليق رساله در مناقب خداوندگار سپهسالار، قصهی قصهها، باغ سبز، خٌمي از شراب رباني، اسطرلاب حق، شمس تبريزي، شرح فصوص الحكم محيالدين ابن عربي، تصحيح و تعليق حديقةالحقيقه احمدجام.
🔹بدين قرار، ميتوان گفت كه استاد موحد رهرو اقليم عدالت و عرفان است. در پهنهی عدالت، پاس حق ارزش شناختي (axiological) را دارد، كه ارزش برين و ارزش ارزشها است؛ و در پهنهی عرفان، پرواي حق وجودشناختي (ontological) را دارد، كه حقيقت عليا و حقيقةالحقائق است.
آنچه گفتم اندكي است از بسا بسيارها كه دربارهی استاد بزرگ، موحد عزيزما، ميتوان گفت. اما جلوههاي اين حقجويي در شخصيت و منش او از شمار امورياند كه، به تعبير ویتگنشتاین، نميتوانشان گفت و بايدشان نشان داد. و اين يعني تا نبيني نداني.
https://t.me/arshiv_arshiv/56
➖روزنامه ایران ،27 آذر 97
@mostafamalekian
🔆حقجويي در دو عرصهی واقعيت و ارزش
✍️ مصطفی ملکیان
🔹در يك تقسيمبندي بسيار كلي، اجمالي و طبعاً سهلگيرانه و تسامحآميز، متفكران را ميتوان به دو گروه تقسيم كرد: متفكران فردگرا، كه بيش از هر چيز دغدغهی نجات افراد را دارند، و متفكران جامعهگرا، كه اهتمامشان عمدتاً معطوف به صلاح جامعه است. فردگرايان اصلاح جامعه را يا هدفي بلند پروازانه و غير واقعبينانه ميدانند يا هدفي ميانگارند كه جز به وسيله و بهواسطهی نجات يافتگي يكانيكان افراد جامعه امكان حصول ندارد و، به هر تقدير، برآناند كه عقلانيت عملي حكم ميكند كه به فرهنگ دروني افراد، يعني به باورها، احساسات و عواطف و خواستهها، ارزشها و آرمانهاي آنان بپردازيم و در جهت تصحيح و بهبودبخشي آن بكوشيم. جامعهگرايان اين تصحيح و بهبودبخشي فرهنگ دروني افراد را يا هدفي غير ضرور ميدانند يا هدفي ميانگارند كه جز به مدد به صلاح آمدن نهادهاي اجتماعي، بويژه نهادهاي سياست، اقتصاد و حقوق، امكانپذير نيست و، در هر حال معتقداند كه اقتضاي عقلانيت عملي اين است كه بهاصلاح نهادهاي اجتماعي همت بگماريم و زمينهی جمعي زندگيی خوب و خوش و ارزشمند را براي همه فراهم آوريم.
🔹استاد دكتر محمدعلي موّحد- كه عمراش به درازاي آرزوي شاگردان و دوستداراناش باد!- به شهادت كارنامهی فكري و قلمياش، در هر دو گروه مذكور جاي گرفته است: هم دغدغهی نجات افراد را دارد و هم به صلاح جامعه اهتمام ميورزد. و، باز، به شهادت همانكارنامه، در باب هر يك از اين دو امر خطير موضعي دارد. صلاحجامعه را، بيش و پيش از هرچيز، در گرو تحقق عدالت میداند، که چیزی جز پاس داشت حقوق نیست؛و نجات فرد را در گرو التزام نظری و عملی به آموزههاي عرفاني ميداند، كه چيزي جز دويدن در پي آواز حق نيست. موضعاش در امور اجتماعي در برابر مواضعي قرار ميگيرد كه يكي از آرمانهاي ديگر اجتماعي، مانند آزادي، برادري و برابري، را برتر از عدالت مينشانند؛ و موضعاش در امور فردي در تقابل است با مواضعي كه مكاتب يكسره عقلگرا يا يكسره نقلگرا را بر تجربهگرايي و شهودگرايي عرفاني ترجيح ميدهند.
🔹در ميان بيش از 30 اثر نشر يافته از استاد دكتر موّحد، 12 اثر، كمابيش و با واسطه يا بيواسطه، با فكرت عدالت و حق سروكار دارند: مختصر حقوق مدني، ديباچهاي بر حقوق مدني، در خانه اگر كس است، در هواي حق و عدالت، نفتِ ما و مسائل حقوقي آن، درسهايي از داوريهاي نفتي (دفتر اول: قانون حاكم، دفتر دوم: مليكردن و غرامت)، خواب آشفتهی نفت، ياد گذشته و انديشهی آينده در تاريخ ايران و صنعت نفت ايران، مبالغهی مستعار (يا: هياهو بر سر هيچ)، ترجمهی عدالت و انرژي (از ايوان ايليچ) و ترجمهی خزران (از آرتور كستلر) و 12 اثر با فكرت عرفان و حق: ترجمهی بهگود گیتا، تصحيح و تعليق مقالات شمستبريزي، تصحيح و تعليق مثنوي معنوي مولانا، تصحيح و تعليق ابتداءنامهی سلطان ولد، تصحيح و تعليق رساله در مناقب خداوندگار سپهسالار، قصهی قصهها، باغ سبز، خٌمي از شراب رباني، اسطرلاب حق، شمس تبريزي، شرح فصوص الحكم محيالدين ابن عربي، تصحيح و تعليق حديقةالحقيقه احمدجام.
🔹بدين قرار، ميتوان گفت كه استاد موحد رهرو اقليم عدالت و عرفان است. در پهنهی عدالت، پاس حق ارزش شناختي (axiological) را دارد، كه ارزش برين و ارزش ارزشها است؛ و در پهنهی عرفان، پرواي حق وجودشناختي (ontological) را دارد، كه حقيقت عليا و حقيقةالحقائق است.
آنچه گفتم اندكي است از بسا بسيارها كه دربارهی استاد بزرگ، موحد عزيزما، ميتوان گفت. اما جلوههاي اين حقجويي در شخصيت و منش او از شمار امورياند كه، به تعبير ویتگنشتاین، نميتوانشان گفت و بايدشان نشان داد. و اين يعني تا نبيني نداني.
https://t.me/arshiv_arshiv/56
➖روزنامه ایران ،27 آذر 97
@mostafamalekian
امروز ۲۷ آذر ۱۳۹۷ مراسم بزرگداشت استاد محمدعلی موحد در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. هیچ تجلیلی فینفسه بر موحد نمیافزاید اما به حکم مادح خورشید مداح خود است، شعور و بینش برگزارکنندگان این مجلس گرامی را نشان میدهد.
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعیکدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانهدرشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعیکدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی میگذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا میفرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچکداشت دیگری نمیبینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمیدانند.
@perslit
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعیکدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانهدرشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعیکدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی میگذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا میفرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچکداشت دیگری نمیبینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمیدانند.
@perslit
بین رنج بردن و هیچ ، به ما حق انتخاب داده اند ؛
من رنج را برداشته ام . . .
🙏ویلیام فاکنر
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
🙏حافظ
زهی در کوی عشقت مسکن دل
چه میخواهی ازین خون خوردن دل
چکیده خون دل بر دامن جان
گرفته جان پرخون دامن دل
از آن روزی که دل دیوانهٔ توست
به صد جان من شدم در شیون دل
منادی میکنند در شهر امروز
که خون عاشقان در گردن دل
چو رسوا کرد ما را درد عشقت
همی کوشم به رسوا کردن دل
چو عشقت آتشی در جان من زد
برآمد دود عشق از روزن دل
زهی خال و زهی روی چو ماهت
که دل هم دام جان هم ارزن دل
مکن جانا دل ما را نگهدار
که آسان است بر تو بردن دل
چو گل اندر هوای روی خوبت
به خون درمیکشم پیراهن دل
بیا جانا دل عطار کن شاد
که نزدیک است وقت رفتن دل
🙏عطار
@perslit
من رنج را برداشته ام . . .
🙏ویلیام فاکنر
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
🙏حافظ
زهی در کوی عشقت مسکن دل
چه میخواهی ازین خون خوردن دل
چکیده خون دل بر دامن جان
گرفته جان پرخون دامن دل
از آن روزی که دل دیوانهٔ توست
به صد جان من شدم در شیون دل
منادی میکنند در شهر امروز
که خون عاشقان در گردن دل
چو رسوا کرد ما را درد عشقت
همی کوشم به رسوا کردن دل
چو عشقت آتشی در جان من زد
برآمد دود عشق از روزن دل
زهی خال و زهی روی چو ماهت
که دل هم دام جان هم ارزن دل
مکن جانا دل ما را نگهدار
که آسان است بر تو بردن دل
چو گل اندر هوای روی خوبت
به خون درمیکشم پیراهن دل
بیا جانا دل عطار کن شاد
که نزدیک است وقت رفتن دل
🙏عطار
@perslit
Forwarded from استاد دکتر محمدعلی موحّد (حسین مختاری)
استاد محمدعلی موحد:
مردم از این نظام آموزشی شکایت دارند که سترون و ناکارآمد است؛ شور و شوق جوانان را می کشد و شمع اشتیاق نوجوانان را خاموش میکند...
آنهایی که از این نظام آموزشی خلاص می شوند مریم میرزاخانی می شوند.
@movahed1302
مردم از این نظام آموزشی شکایت دارند که سترون و ناکارآمد است؛ شور و شوق جوانان را می کشد و شمع اشتیاق نوجوانان را خاموش میکند...
آنهایی که از این نظام آموزشی خلاص می شوند مریم میرزاخانی می شوند.
@movahed1302
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
🙏خواجوی کرمانی
خواجو مردمان را به سخره می گیرد که سالی یکبار به انتظار یلدا می نشینند .
شاعر پیوسته با ماه رخساری همنشین است که دو زلفش همانند یلداست بلند و سیاه !
(ایهام در ماه و مراعات النظیر در سال و ماه و شب)
🙏غزل خواجوی کرمانی
بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
دیگران را عیش و شادی گر چه در صحرا بود
عیش ما هر جا که یار آنجا بود آنجا بود
هر دلی کز مهر آن مه روی دارد ذره ای
در گداز آید چو موم ار فی المثل خارا بود
سنبلت زان رو به بالا سر فرود آورده است
تا چو بالای تو دایم کار او بالا بود
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
تنگ چشمان را نیاید روی زیبا در نظر
قیمت گوهر چه داند هر که نابینا بود
از نکورویان هر آنچ آید نکو باشد ولی
یار زیبا گر وفاداری کند زیبا بود
حال رنگ روی خواجو عرضه کردم بر طبیب
ناردان فرمود از آن لب گفت کان صفرا بود
@perslit
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
🙏خواجوی کرمانی
خواجو مردمان را به سخره می گیرد که سالی یکبار به انتظار یلدا می نشینند .
شاعر پیوسته با ماه رخساری همنشین است که دو زلفش همانند یلداست بلند و سیاه !
(ایهام در ماه و مراعات النظیر در سال و ماه و شب)
🙏غزل خواجوی کرمانی
بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
دیگران را عیش و شادی گر چه در صحرا بود
عیش ما هر جا که یار آنجا بود آنجا بود
هر دلی کز مهر آن مه روی دارد ذره ای
در گداز آید چو موم ار فی المثل خارا بود
سنبلت زان رو به بالا سر فرود آورده است
تا چو بالای تو دایم کار او بالا بود
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
تنگ چشمان را نیاید روی زیبا در نظر
قیمت گوهر چه داند هر که نابینا بود
از نکورویان هر آنچ آید نکو باشد ولی
یار زیبا گر وفاداری کند زیبا بود
حال رنگ روی خواجو عرضه کردم بر طبیب
ناردان فرمود از آن لب گفت کان صفرا بود
@perslit
🙏موزه استاد ابوالحسن صبا
که منزل پدری و محل سکونت استاد با همسر هنرمندش بانو منتخب صبا بوده . به نشانی تهران بهارستان ابتدای خیابان ظهر الاسلام نبش بن بست صبا . سازها و کارهای استاد و هنرهای منتخب صبا را به تماشا روید
🙏زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
صبا مانند نیما بدنبال زبانی نو بود بر پایه و برآمده از سنت
از شاگردان زبده صبا : علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و . . .
@perslit
که منزل پدری و محل سکونت استاد با همسر هنرمندش بانو منتخب صبا بوده . به نشانی تهران بهارستان ابتدای خیابان ظهر الاسلام نبش بن بست صبا . سازها و کارهای استاد و هنرهای منتخب صبا را به تماشا روید
🙏زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
صبا مانند نیما بدنبال زبانی نو بود بر پایه و برآمده از سنت
از شاگردان زبده صبا : علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و . . .
@perslit
موزه ي استاد صبا.pdf
728 KB
🙏موزه استاد ابوالحسن صبا
که منزل پدری و محل سکونت استاد با همسر هنرمندش بانو منتخب صبا بوده . به نشانی تهران بهارستان ابتدای خیابان ظهر الاسلام نبش بن بست صبا . سازها و کارهای استاد و هنرهای منتخب صبا را به تماشا روید
🙏زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
صبا مانند نیما بدنبال زبانی نو بود بر پایه و برآمده از سنت
از شاگردان زبده صبا : علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و . . .
@perslit
که منزل پدری و محل سکونت استاد با همسر هنرمندش بانو منتخب صبا بوده . به نشانی تهران بهارستان ابتدای خیابان ظهر الاسلام نبش بن بست صبا . سازها و کارهای استاد و هنرهای منتخب صبا را به تماشا روید
🙏زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
صبا مانند نیما بدنبال زبانی نو بود بر پایه و برآمده از سنت
از شاگردان زبده صبا : علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و . . .
@perslit
چهارگاه _سه تار
استاد ابوالحسن صبا
🙏استاد ابوالحسن صبا
تکنوازی سه تار در چهارگاه
زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
@perslit
https://t.me/perslit
تکنوازی سه تار در چهارگاه
زاد روز ۱۴ فروردین ۱۲۸۱
درگذشت ۲۹ آذر ۱۳۳۵
@perslit
https://t.me/perslit