Audio
🙏تصنیف "کلیدساز"
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
تصنیف کلید ساز و آواز آن را محمد رضا شجریان بهمراه تار اسماعیل مهرتاش در دهه چهل در نمایشنامه زنده در دستگاه همایون اجرا نموده اند.
شجریان در آن نمایش نقش کلیدساز را بازی کرده است .
اگه بخت تو بسته
اگه دلت شکسته
کلید قفل و مِجری* هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کجاست صندوق بسته
کجاست قفل شکسته
گر از واکردن در ناامیدی
بیار قفلو که بندازم کلیدی
دری گر بسته و ناسست گردد
به سر انگشت همت باز گردد
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
مشو غمگین اگه صندوقچه بسته
به دست بنده این دسته کلید است
اگر درخونه بسته
اگه قفلش شکسته
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
*مِجری: صندوقچه ی محکم فلزی یا چوبی
@perslit
https://t.me/perslit
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
تصنیف کلید ساز و آواز آن را محمد رضا شجریان بهمراه تار اسماعیل مهرتاش در دهه چهل در نمایشنامه زنده در دستگاه همایون اجرا نموده اند.
شجریان در آن نمایش نقش کلیدساز را بازی کرده است .
اگه بخت تو بسته
اگه دلت شکسته
کلید قفل و مِجری* هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کجاست صندوق بسته
کجاست قفل شکسته
گر از واکردن در ناامیدی
بیار قفلو که بندازم کلیدی
دری گر بسته و ناسست گردد
به سر انگشت همت باز گردد
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
مشو غمگین اگه صندوقچه بسته
به دست بنده این دسته کلید است
اگر درخونه بسته
اگه قفلش شکسته
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
*مِجری: صندوقچه ی محکم فلزی یا چوبی
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سه سرمشق ِ ساده ِ سلامتی
@perslit
@perslit
خیال خال تو باخود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
🙏 از غزل ۲۶۶ حافظ
محور بیت روی واژه "خال " است که اشاره به وحدت دارد :
بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است
که اصل مرکز دور محیط است
🙏محمود شبستری در گلشن راز
🙏هفت بار حرف " خ " را به کار گرفته است ( واج آرایی alliteration) حرف خ نیز مانند خال ِ محبوب ، یک نقطه بر چهره دارد .
@perslit
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
🙏 از غزل ۲۶۶ حافظ
محور بیت روی واژه "خال " است که اشاره به وحدت دارد :
بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است
که اصل مرکز دور محیط است
🙏محمود شبستری در گلشن راز
🙏هفت بار حرف " خ " را به کار گرفته است ( واج آرایی alliteration) حرف خ نیز مانند خال ِ محبوب ، یک نقطه بر چهره دارد .
@perslit
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
🙏از غزل شماره ۳۰ حافظ
شاعر گویی به فیلسوفان طعنه و تعریض می زند که سالهاست در قیل و قال مدرسه بحث می کنند چگونه " کثیر " از " واحد " صادر می شود .
حافظ از یاری خبر می دهد که حلقه زلفش هزاران هزار تار دارد که با هر تارش هزار دل را به بند کرده و هیچ یک از گرفتارانش از این کمند رهایی ندارند .
نکته اینکه کار شگفت و نادر را هم می گویند "به مویی بسته است"
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
@perslit
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
🙏از غزل شماره ۳۰ حافظ
شاعر گویی به فیلسوفان طعنه و تعریض می زند که سالهاست در قیل و قال مدرسه بحث می کنند چگونه " کثیر " از " واحد " صادر می شود .
حافظ از یاری خبر می دهد که حلقه زلفش هزاران هزار تار دارد که با هر تارش هزار دل را به بند کرده و هیچ یک از گرفتارانش از این کمند رهایی ندارند .
نکته اینکه کار شگفت و نادر را هم می گویند "به مویی بسته است"
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏گرامی باد ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان پساز یکسال جدایی از مام میهن
🙏اجرای تصنیف آیریلق (جدایی) از زنده یاد سلیم موذن زاده
🙏آیریلق سروده رجب ابراهیمی و ساخته علی سلیمی با صدای همسر ایشان بانو وارتوش اولین بار در ۱۳۳۵ در رادیو تبریز اجرا گردیده است
از فکر تو شب ها نمی توانم بخوابم
این فکر را از سرم نمی توانم بیرون کنم
چکار کنم که من به تو نمی توانم برسم
جدایی جدایی امان از جدایی
از هر دردی سخت تر امان جدایی
شب های سیاه در هجر تو طولانی است
نمیدانم نمیدانم کجا بروم شب ها
زده بر قلبم زخم شب ها
@perslit
🙏اجرای تصنیف آیریلق (جدایی) از زنده یاد سلیم موذن زاده
🙏آیریلق سروده رجب ابراهیمی و ساخته علی سلیمی با صدای همسر ایشان بانو وارتوش اولین بار در ۱۳۳۵ در رادیو تبریز اجرا گردیده است
از فکر تو شب ها نمی توانم بخوابم
این فکر را از سرم نمی توانم بیرون کنم
چکار کنم که من به تو نمی توانم برسم
جدایی جدایی امان از جدایی
از هر دردی سخت تر امان جدایی
شب های سیاه در هجر تو طولانی است
نمیدانم نمیدانم کجا بروم شب ها
زده بر قلبم زخم شب ها
@perslit
میوه نمی دهد به کس، باغ تفرج است و بس
جز به نظر نمی رسد، سیب ِ درخت ِ قامتش
🍎از غزل ۳۲۱ سعدی
سعدی از محبوب بلند بالایی می گوید که می توان به تماشایش نشست و محو جمالش شد ولی وصالش ممکن نیست.
نه، وصل ممكن نیست
همیشه فاصلهای هست ...
🍎مسافر از هشت کتاب سهراب سپهری
سپس نزديك آمد و نزديكتر شد.
تا فاصله اش به قدر دو كمان يا نزديكتر شد.
🍎سوره نجم آیات ۸ و ۹
@perslit
https://t.me/perslit
جز به نظر نمی رسد، سیب ِ درخت ِ قامتش
🍎از غزل ۳۲۱ سعدی
سعدی از محبوب بلند بالایی می گوید که می توان به تماشایش نشست و محو جمالش شد ولی وصالش ممکن نیست.
نه، وصل ممكن نیست
همیشه فاصلهای هست ...
🍎مسافر از هشت کتاب سهراب سپهری
سپس نزديك آمد و نزديكتر شد.
تا فاصله اش به قدر دو كمان يا نزديكتر شد.
🍎سوره نجم آیات ۸ و ۹
@perslit
https://t.me/perslit
'O Sole Mio!
Pavarotti, Luciano
🌞آه ای خورشید من !
'O sole mio !
Luciano Pavarotti
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
@perslit
https://t.me/perslit
'O sole mio !
Luciano Pavarotti
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
@perslit
https://t.me/perslit
🌞آه ای خورشید من!
'O sole mio!
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
Che bella cosa e na giornata 'e sole
n'aria serena dopo na tempesta!
Pe' ll'aria fresca pare già na festa
Che bella cosa e na giornata 'e sole.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio,
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
Quanno fa notte e 'o sole se ne scenne,
me vene quase 'na malincunia;
sotto 'a finestra toia restarria
quanno fa notte e 'o sole se ne scenne.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
هوا بعد از یک طوفان آرام گرفته است
هوا به حدی بانشاط است که گویی از قبل احساس می کنی شبیه جشنی است
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید، خورشید من است
که بر چهره ی توست!
که بر چهره ی توست!
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
کم کم احساس غمگین من آغاز می شود
من هنوز زیر پنجره ی تو هستم
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید ، خورشید من
بر چهره ی توست!
بر چهره ی توست!
@perslit
https://t.me/perslit
'O sole mio!
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
Che bella cosa e na giornata 'e sole
n'aria serena dopo na tempesta!
Pe' ll'aria fresca pare già na festa
Che bella cosa e na giornata 'e sole.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio,
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
Quanno fa notte e 'o sole se ne scenne,
me vene quase 'na malincunia;
sotto 'a finestra toia restarria
quanno fa notte e 'o sole se ne scenne.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
هوا بعد از یک طوفان آرام گرفته است
هوا به حدی بانشاط است که گویی از قبل احساس می کنی شبیه جشنی است
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید، خورشید من است
که بر چهره ی توست!
که بر چهره ی توست!
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
کم کم احساس غمگین من آغاز می شود
من هنوز زیر پنجره ی تو هستم
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید ، خورشید من
بر چهره ی توست!
بر چهره ی توست!
@perslit
https://t.me/perslit
ای آفتاب از دور تو،بر ما فرستی نور تو
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم
🌞دیوان شمس
چندی پیش میزبان دوستی از ایتالیا بودیم. نخست غزل "سعدی" را خواندیم با این مطلع:
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور وغیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
سپس با آواز "پاواروتی" همراه شدیم بنام:
آه ای خورشید من!
'O sole mio !
🌞همراه شوید با خورشید جهان تاب!
@perslit
https://t.me/perslit
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم
🌞دیوان شمس
چندی پیش میزبان دوستی از ایتالیا بودیم. نخست غزل "سعدی" را خواندیم با این مطلع:
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور وغیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
سپس با آواز "پاواروتی" همراه شدیم بنام:
آه ای خورشید من!
'O sole mio !
🌞همراه شوید با خورشید جهان تاب!
@perslit
https://t.me/perslit
🙏باغبان مثنوی
یادمان نکوداشت هفتاد سال خدمات فرهنگی و ادبی استاد دکتر محمدعلی موحد
دانشگاه تهران / ۲۷ آذرماه
@movahed1302
@perslit
یادمان نکوداشت هفتاد سال خدمات فرهنگی و ادبی استاد دکتر محمدعلی موحد
دانشگاه تهران / ۲۷ آذرماه
@movahed1302
@perslit
روزشمار زندگی دکتر موحد .pdf
669.6 KB
🙏روزشمار زندگی و آثار دکتر محمدعلی موحّد
به کوشش محمّد طاهری خسروشاهی دانشگاه تبریز
@movahed1302
@perslit
به کوشش محمّد طاهری خسروشاهی دانشگاه تبریز
@movahed1302
@perslit
طرح و خوشنویسی از طرافیان
" باز به چندین جنس از پرندگان شکاری تیز پرواز ( و تیز بین) گویند بعضی از اجناس آن ( مانند شاهین ) را برای شکار پرندگان و پستانداران کوچک تربیت می کنند "
🙏دایره المعارف فارسی مصاحب
تیز بینی شاهین به اندازه ای است که گویند از فاصله سي متري کلمات روزنامه را تشخیص می دهد !
چشمان پرنده لحظه ای آسوده نیست و حریصانه در هر سو بدنبال شکار است . از این رو برای آرامش , چشمانش را می بندند تا لحظه ای بیاساید .
"مایه ی آرام دل،چشم ِهوس بستن است
از تپش آسوده است باز ِ نظر دوخته
🙏کلیم کاشانی
" بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده ی من بر رخ زیبای تو باز است"
🙏حافظ
کلام کلیم جنبه سلبی دارد و فقط به چشم بستن از دنیا فرا می خواند . ولی سخن حافظ هم سلبی است و هم ایجابی . هم به چشم بستن و هم بازگشودن آن دعوت می کند .
تقابل در دوختن و باز نمودن دیدگان زیباست . " باز" را بصورت جناس تام آورده است . بسامد و زنگ زیبای حرف " ز " نیز گوش نواز است
@perslit
" باز به چندین جنس از پرندگان شکاری تیز پرواز ( و تیز بین) گویند بعضی از اجناس آن ( مانند شاهین ) را برای شکار پرندگان و پستانداران کوچک تربیت می کنند "
🙏دایره المعارف فارسی مصاحب
تیز بینی شاهین به اندازه ای است که گویند از فاصله سي متري کلمات روزنامه را تشخیص می دهد !
چشمان پرنده لحظه ای آسوده نیست و حریصانه در هر سو بدنبال شکار است . از این رو برای آرامش , چشمانش را می بندند تا لحظه ای بیاساید .
"مایه ی آرام دل،چشم ِهوس بستن است
از تپش آسوده است باز ِ نظر دوخته
🙏کلیم کاشانی
" بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده ی من بر رخ زیبای تو باز است"
🙏حافظ
کلام کلیم جنبه سلبی دارد و فقط به چشم بستن از دنیا فرا می خواند . ولی سخن حافظ هم سلبی است و هم ایجابی . هم به چشم بستن و هم بازگشودن آن دعوت می کند .
تقابل در دوختن و باز نمودن دیدگان زیباست . " باز" را بصورت جناس تام آورده است . بسامد و زنگ زیبای حرف " ز " نیز گوش نواز است
@perslit
هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم
هر گه که ياد روی تو کردم جوان شدم
من پير سال و ماه نيم يار بیوفاست
بر من چو عمر میگذرد پير از آن شدم
🙏حافظ از غزل ۳۲۱
در بین مردم هم مشهور است که پیری و جوانی به دل است .
ایهامی زیبا در کلمه " می گذرد" وجود دارد . همه می دانند که گذشتن ِ عمر بر آدمی ، او را پیر و فرتوت می سازد . ولی حافظ گذشتن ِ یار به تندی و از سر ِ بی اعتنایی از خود را دلیل پیری می داند !
هر چند این شِکوه و گله گزاری ساختگی و از روی تجاهل است ولی برای شاعر بهانه ای است تا باب گفت و گو و مغازله با محبوبش را باز کند .
@perslit
هر گه که ياد روی تو کردم جوان شدم
من پير سال و ماه نيم يار بیوفاست
بر من چو عمر میگذرد پير از آن شدم
🙏حافظ از غزل ۳۲۱
در بین مردم هم مشهور است که پیری و جوانی به دل است .
ایهامی زیبا در کلمه " می گذرد" وجود دارد . همه می دانند که گذشتن ِ عمر بر آدمی ، او را پیر و فرتوت می سازد . ولی حافظ گذشتن ِ یار به تندی و از سر ِ بی اعتنایی از خود را دلیل پیری می داند !
هر چند این شِکوه و گله گزاری ساختگی و از روی تجاهل است ولی برای شاعر بهانه ای است تا باب گفت و گو و مغازله با محبوبش را باز کند .
@perslit
موضوع غم انگیز در خصوص زندگى ؛
کوتاه بودن آن نیست . . .
بلکه غمانگیز آن است که ما زندگى را ،
خیلى دیر شروع مى کنیم . . .
🙏 برتولت برشت
چو باد عزم سر کوی يار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دين
نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر اين کار و بار خواهم کرد
به يادچشم توخود راخراب خواهم ساخت
بنای عهد قديم استوار خواهم کرد
صباکجاست که اين جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گيسوی يار خواهم کرد
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
طريق رندی و عشق اختيار خواهم کرد
@perslit
کوتاه بودن آن نیست . . .
بلکه غمانگیز آن است که ما زندگى را ،
خیلى دیر شروع مى کنیم . . .
🙏 برتولت برشت
چو باد عزم سر کوی يار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دين
نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر اين کار و بار خواهم کرد
به يادچشم توخود راخراب خواهم ساخت
بنای عهد قديم استوار خواهم کرد
صباکجاست که اين جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گيسوی يار خواهم کرد
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
طريق رندی و عشق اختيار خواهم کرد
@perslit
مرضیه
مینای شکسته
🙏مینای شکسته
شعر : رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگ : همایون خرم
موسیقی : گوشه عراق از دستگاه ماهور
خواننده : بانو مرضیه
دیوانه ز دست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کند این نی با نای شکسته
دیوانه زدست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کند این نی با نای شکسته
من یوسف راه توام
افتاده به چاه توام
ارزان مفروشم
پیش تو خموشم اگر
چون باده ی کهنه دگر
افتاده زجوشم ، افتاده زجوشم
با چهره و سیمای شکسته
با قامت و بالای شکسته
بر کوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگرحرمت دلهای شکسته
برکوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
چه خواهد شد که نوشی می ز مینای شکسته
چه خواهد شد که نوشی می ز مینای شکسته
با چهره و سیمای شکسته
باقامت و بالای شکسته
بر کوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
بر کوی تو روکرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
چه خواهد شدکه نوشی می ز مینای شکسته
چه خواهد شدکه نوشی می ز مینای شکسته
@perslit
https://t.me/perslit
شعر : رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگ : همایون خرم
موسیقی : گوشه عراق از دستگاه ماهور
خواننده : بانو مرضیه
دیوانه ز دست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کند این نی با نای شکسته
دیوانه زدست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کند این نی با نای شکسته
من یوسف راه توام
افتاده به چاه توام
ارزان مفروشم
پیش تو خموشم اگر
چون باده ی کهنه دگر
افتاده زجوشم ، افتاده زجوشم
با چهره و سیمای شکسته
با قامت و بالای شکسته
بر کوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگرحرمت دلهای شکسته
برکوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
چه خواهد شد که نوشی می ز مینای شکسته
چه خواهد شد که نوشی می ز مینای شکسته
با چهره و سیمای شکسته
باقامت و بالای شکسته
بر کوی تو رو کرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
بر کوی تو روکرده ام ای قبله مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته
چه خواهد شدکه نوشی می ز مینای شکسته
چه خواهد شدکه نوشی می ز مینای شکسته
@perslit
https://t.me/perslit
🙏گوشه عراق در دستگاه ماهور بالاترین قسمت آن است . خواننده هم از جگر فریاد می زند و یاری می خواهد
با شنیدن این گونه آواز ها تازه می یابیم چگونه داود پیامبر با موسیقی و آواز خوش مردم را به سوی خدا می خوانده است
@perslit
https://t.me/perslit
با شنیدن این گونه آواز ها تازه می یابیم چگونه داود پیامبر با موسیقی و آواز خوش مردم را به سوی خدا می خوانده است
@perslit
https://t.me/perslit
Telegram
دمی در هوای ادب پارسی
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس
"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
🙏باغبان مثنوی
یادمان نکو داشت هفتاد سال خدمات
فرهنگی و ادبی استاد محمدعلی موحد
دانشگاه تهران ۲۷ آذرماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۴
@perslit
یادمان نکو داشت هفتاد سال خدمات
فرهنگی و ادبی استاد محمدعلی موحد
دانشگاه تهران ۲۷ آذرماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۴
@perslit
به رغمِ مدعیانی که منعِ عشق کنند
جمالِ چهره ی تو حجتِ مُوّجه ماست
حافظ
🙏مدعیان ما را از عشق تو باز می دارند و منع می کنند . ولی ما برای عاشقی دلیلی روشن و آشکار در دست داریم . صورت زیبای تو که ما را شیدا و واله ی خودش کرده بهترین دلیل برای عاشق بودن ِ ماست .
در ترکیب " حجت موجه " ایهامی زیبا نهفته و به دو معنی بکار گرفته شده : 1- دلیل و برهانِ آشکار وروشن 2- دلیلی که از وجه ( به معنی چهره و صورت) گرفته شده باشد .
@perslit
جمالِ چهره ی تو حجتِ مُوّجه ماست
حافظ
🙏مدعیان ما را از عشق تو باز می دارند و منع می کنند . ولی ما برای عاشقی دلیلی روشن و آشکار در دست داریم . صورت زیبای تو که ما را شیدا و واله ی خودش کرده بهترین دلیل برای عاشق بودن ِ ماست .
در ترکیب " حجت موجه " ایهامی زیبا نهفته و به دو معنی بکار گرفته شده : 1- دلیل و برهانِ آشکار وروشن 2- دلیلی که از وجه ( به معنی چهره و صورت) گرفته شده باشد .
@perslit
شراب حقيقت.mp3
13.5 MB
🙏شراب حقیقت
آواز عزیز قاسم زاده بر روی سروده سروش در پرده های راست پنجگاه
در گفتگوی خویشم و در جستجوی خویش
هیچ آرزوم نیست به جز آرزوی خویش
در غربتم، سپرده به بیگانگان وطن
هنگام رجعت است زغربت به کوی خویش
عمریست بر کناره دریا نشسته ام
تا آب رفته باز رسانم به جوی خویش
آیینه وار روی به بیگانه تا به کی؟
آیینه ای به دست کنم روبروی خویش
ما را به غمگساری خصمان امید نیست
“لا تقنطو”ی خویشم و “لا تحزنو” ی خویش
با شیخ شهر گوی که ظالم به چه فتاد
تا سنگ تجربت نزند بر سبوی خویش
نا شسته روی و پشت به محراب و بی حضور
خیز ای فقیهِ مدرسه نو کن وضوی خویش
اکنون که آبروی شریعت بریختی
برگرد سوی خانه پی آبروی خویش
ما نیز جامه های کرامت رفو کنیم
تا جامه عاریت نکنیم از عدوی خویش
شرط است کز سراب شریعت چو بگذرم
تر سازم از شراب حقیقت گلوی خویش
@perslit
آواز عزیز قاسم زاده بر روی سروده سروش در پرده های راست پنجگاه
در گفتگوی خویشم و در جستجوی خویش
هیچ آرزوم نیست به جز آرزوی خویش
در غربتم، سپرده به بیگانگان وطن
هنگام رجعت است زغربت به کوی خویش
عمریست بر کناره دریا نشسته ام
تا آب رفته باز رسانم به جوی خویش
آیینه وار روی به بیگانه تا به کی؟
آیینه ای به دست کنم روبروی خویش
ما را به غمگساری خصمان امید نیست
“لا تقنطو”ی خویشم و “لا تحزنو” ی خویش
با شیخ شهر گوی که ظالم به چه فتاد
تا سنگ تجربت نزند بر سبوی خویش
نا شسته روی و پشت به محراب و بی حضور
خیز ای فقیهِ مدرسه نو کن وضوی خویش
اکنون که آبروی شریعت بریختی
برگرد سوی خانه پی آبروی خویش
ما نیز جامه های کرامت رفو کنیم
تا جامه عاریت نکنیم از عدوی خویش
شرط است کز سراب شریعت چو بگذرم
تر سازم از شراب حقیقت گلوی خویش
@perslit