دوش باد از سر کويش به گلستان بگذشت
ای گل اين چاک گريبان تو بی چيزی نيست
🙏حافظ
بی چیزی نیست: بیهوده نیست
بیهوده نیست که گل جامه را بر تن چاک زده، چون باد بوی محبوب را به گلستان رسانده است.
https://t.me/perslit
@perslit
ای گل اين چاک گريبان تو بی چيزی نيست
🙏حافظ
بی چیزی نیست: بیهوده نیست
بیهوده نیست که گل جامه را بر تن چاک زده، چون باد بوی محبوب را به گلستان رسانده است.
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گاو، به این توله سگ شیر داده و بزرگش کرده. صاحبان گاو، به بهانه ای، گاو را به جایی دور می برند!
بی قراری سگ را بنگرید، و به اکسیر و دریای بی کرانی به نام « محبت» داخل شوید!
به شیر بود مگر شور ِ عشق ، سعدی را؟
که پیر گشت و تغیّر در او نمیآید
🙏 عشق ِ سعدی مثل شیر با جانش آمیخته شده و هرگز بیرون نخواهد شد.
https://t.me/perslit
@perslit
بی قراری سگ را بنگرید، و به اکسیر و دریای بی کرانی به نام « محبت» داخل شوید!
به شیر بود مگر شور ِ عشق ، سعدی را؟
که پیر گشت و تغیّر در او نمیآید
🙏 عشق ِ سعدی مثل شیر با جانش آمیخته شده و هرگز بیرون نخواهد شد.
https://t.me/perslit
@perslit
Forwarded from کافه اشنو
ای خیاط ، اگر میتوانی رختی بر قامتم بدوز که آستینها، دست ها را نه دست به سینه کند و نه دست به کمر ..
📼 هزار دستان
🎬 علی حاتمی
🎨 بزرگمهر حسینپور
@caffeeshno
📼 هزار دستان
🎬 علی حاتمی
🎨 بزرگمهر حسینپور
@caffeeshno
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
🙏حافظ
"جرعه افشانی بر خاک" در ملل باستان رسمی دیرینه بوده و برآن بودند که گذشتگان هم نصیب دارند. ریختن آب بر سر گورها نیز قرینه همین رسم است.
بیت ایهام دارد و دو معنی را به ذهن می رساند:
۱- شاعر از ساقی (خدا) درخواست می کند حال که ناتوانی فرشتگان بر همگان روشن شده، با شرابی و خاکی به ساختن و پرداختن پیکر آدم بپردازد.
۲- شاعر به آدمیان می گوید فرشته از عشق بی خبر است پس جرعه افشانی کنیم به یاد پدرمان آدم، که در خلوتگاهش با خدا، عشق را به امانت گرفته است
https://t.me/perslit
@perslit
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
🙏حافظ
"جرعه افشانی بر خاک" در ملل باستان رسمی دیرینه بوده و برآن بودند که گذشتگان هم نصیب دارند. ریختن آب بر سر گورها نیز قرینه همین رسم است.
بیت ایهام دارد و دو معنی را به ذهن می رساند:
۱- شاعر از ساقی (خدا) درخواست می کند حال که ناتوانی فرشتگان بر همگان روشن شده، با شرابی و خاکی به ساختن و پرداختن پیکر آدم بپردازد.
۲- شاعر به آدمیان می گوید فرشته از عشق بی خبر است پس جرعه افشانی کنیم به یاد پدرمان آدم، که در خلوتگاهش با خدا، عشق را به امانت گرفته است
https://t.me/perslit
@perslit
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه
ای بزرگانِ وطن بهر خدا داد کنید ...
گر شد از جور ِ شما خانه موری ویران
خانه خویش محالست که آباد کنید ...
🙏۱۸ آذرماه ، زادروز محمدتقی بهار
@perslit
ای بزرگانِ وطن بهر خدا داد کنید ...
گر شد از جور ِ شما خانه موری ویران
خانه خویش محالست که آباد کنید ...
🙏۱۸ آذرماه ، زادروز محمدتقی بهار
@perslit
Audio
🙏تصنیف "کلیدساز"
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
تصنیف کلید ساز و آواز آن را محمد رضا شجریان بهمراه تار اسماعیل مهرتاش در دهه چهل در نمایشنامه زنده در دستگاه همایون اجرا نموده اند.
شجریان در آن نمایش نقش کلیدساز را بازی کرده است .
اگه بخت تو بسته
اگه دلت شکسته
کلید قفل و مِجری* هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کجاست صندوق بسته
کجاست قفل شکسته
گر از واکردن در ناامیدی
بیار قفلو که بندازم کلیدی
دری گر بسته و ناسست گردد
به سر انگشت همت باز گردد
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
مشو غمگین اگه صندوقچه بسته
به دست بنده این دسته کلید است
اگر درخونه بسته
اگه قفلش شکسته
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
*مِجری: صندوقچه ی محکم فلزی یا چوبی
@perslit
https://t.me/perslit
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
تصنیف کلید ساز و آواز آن را محمد رضا شجریان بهمراه تار اسماعیل مهرتاش در دهه چهل در نمایشنامه زنده در دستگاه همایون اجرا نموده اند.
شجریان در آن نمایش نقش کلیدساز را بازی کرده است .
اگه بخت تو بسته
اگه دلت شکسته
کلید قفل و مِجری* هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کجاست صندوق بسته
کجاست قفل شکسته
گر از واکردن در ناامیدی
بیار قفلو که بندازم کلیدی
دری گر بسته و ناسست گردد
به سر انگشت همت باز گردد
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
مشو غمگین اگه صندوقچه بسته
به دست بنده این دسته کلید است
اگر درخونه بسته
اگه قفلش شکسته
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
*مِجری: صندوقچه ی محکم فلزی یا چوبی
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سه سرمشق ِ ساده ِ سلامتی
@perslit
@perslit
خیال خال تو باخود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
🙏 از غزل ۲۶۶ حافظ
محور بیت روی واژه "خال " است که اشاره به وحدت دارد :
بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است
که اصل مرکز دور محیط است
🙏محمود شبستری در گلشن راز
🙏هفت بار حرف " خ " را به کار گرفته است ( واج آرایی alliteration) حرف خ نیز مانند خال ِ محبوب ، یک نقطه بر چهره دارد .
@perslit
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
🙏 از غزل ۲۶۶ حافظ
محور بیت روی واژه "خال " است که اشاره به وحدت دارد :
بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است
که اصل مرکز دور محیط است
🙏محمود شبستری در گلشن راز
🙏هفت بار حرف " خ " را به کار گرفته است ( واج آرایی alliteration) حرف خ نیز مانند خال ِ محبوب ، یک نقطه بر چهره دارد .
@perslit
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
🙏از غزل شماره ۳۰ حافظ
شاعر گویی به فیلسوفان طعنه و تعریض می زند که سالهاست در قیل و قال مدرسه بحث می کنند چگونه " کثیر " از " واحد " صادر می شود .
حافظ از یاری خبر می دهد که حلقه زلفش هزاران هزار تار دارد که با هر تارش هزار دل را به بند کرده و هیچ یک از گرفتارانش از این کمند رهایی ندارند .
نکته اینکه کار شگفت و نادر را هم می گویند "به مویی بسته است"
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
@perslit
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
🙏از غزل شماره ۳۰ حافظ
شاعر گویی به فیلسوفان طعنه و تعریض می زند که سالهاست در قیل و قال مدرسه بحث می کنند چگونه " کثیر " از " واحد " صادر می شود .
حافظ از یاری خبر می دهد که حلقه زلفش هزاران هزار تار دارد که با هر تارش هزار دل را به بند کرده و هیچ یک از گرفتارانش از این کمند رهایی ندارند .
نکته اینکه کار شگفت و نادر را هم می گویند "به مویی بسته است"
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏گرامی باد ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان پساز یکسال جدایی از مام میهن
🙏اجرای تصنیف آیریلق (جدایی) از زنده یاد سلیم موذن زاده
🙏آیریلق سروده رجب ابراهیمی و ساخته علی سلیمی با صدای همسر ایشان بانو وارتوش اولین بار در ۱۳۳۵ در رادیو تبریز اجرا گردیده است
از فکر تو شب ها نمی توانم بخوابم
این فکر را از سرم نمی توانم بیرون کنم
چکار کنم که من به تو نمی توانم برسم
جدایی جدایی امان از جدایی
از هر دردی سخت تر امان جدایی
شب های سیاه در هجر تو طولانی است
نمیدانم نمیدانم کجا بروم شب ها
زده بر قلبم زخم شب ها
@perslit
🙏اجرای تصنیف آیریلق (جدایی) از زنده یاد سلیم موذن زاده
🙏آیریلق سروده رجب ابراهیمی و ساخته علی سلیمی با صدای همسر ایشان بانو وارتوش اولین بار در ۱۳۳۵ در رادیو تبریز اجرا گردیده است
از فکر تو شب ها نمی توانم بخوابم
این فکر را از سرم نمی توانم بیرون کنم
چکار کنم که من به تو نمی توانم برسم
جدایی جدایی امان از جدایی
از هر دردی سخت تر امان جدایی
شب های سیاه در هجر تو طولانی است
نمیدانم نمیدانم کجا بروم شب ها
زده بر قلبم زخم شب ها
@perslit
میوه نمی دهد به کس، باغ تفرج است و بس
جز به نظر نمی رسد، سیب ِ درخت ِ قامتش
🍎از غزل ۳۲۱ سعدی
سعدی از محبوب بلند بالایی می گوید که می توان به تماشایش نشست و محو جمالش شد ولی وصالش ممکن نیست.
نه، وصل ممكن نیست
همیشه فاصلهای هست ...
🍎مسافر از هشت کتاب سهراب سپهری
سپس نزديك آمد و نزديكتر شد.
تا فاصله اش به قدر دو كمان يا نزديكتر شد.
🍎سوره نجم آیات ۸ و ۹
@perslit
https://t.me/perslit
جز به نظر نمی رسد، سیب ِ درخت ِ قامتش
🍎از غزل ۳۲۱ سعدی
سعدی از محبوب بلند بالایی می گوید که می توان به تماشایش نشست و محو جمالش شد ولی وصالش ممکن نیست.
نه، وصل ممكن نیست
همیشه فاصلهای هست ...
🍎مسافر از هشت کتاب سهراب سپهری
سپس نزديك آمد و نزديكتر شد.
تا فاصله اش به قدر دو كمان يا نزديكتر شد.
🍎سوره نجم آیات ۸ و ۹
@perslit
https://t.me/perslit
'O Sole Mio!
Pavarotti, Luciano
🌞آه ای خورشید من !
'O sole mio !
Luciano Pavarotti
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
@perslit
https://t.me/perslit
'O sole mio !
Luciano Pavarotti
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
@perslit
https://t.me/perslit
🌞آه ای خورشید من!
'O sole mio!
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
Che bella cosa e na giornata 'e sole
n'aria serena dopo na tempesta!
Pe' ll'aria fresca pare già na festa
Che bella cosa e na giornata 'e sole.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio,
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
Quanno fa notte e 'o sole se ne scenne,
me vene quase 'na malincunia;
sotto 'a finestra toia restarria
quanno fa notte e 'o sole se ne scenne.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
هوا بعد از یک طوفان آرام گرفته است
هوا به حدی بانشاط است که گویی از قبل احساس می کنی شبیه جشنی است
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید، خورشید من است
که بر چهره ی توست!
که بر چهره ی توست!
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
کم کم احساس غمگین من آغاز می شود
من هنوز زیر پنجره ی تو هستم
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید ، خورشید من
بر چهره ی توست!
بر چهره ی توست!
@perslit
https://t.me/perslit
'O sole mio!
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
Che bella cosa e na giornata 'e sole
n'aria serena dopo na tempesta!
Pe' ll'aria fresca pare già na festa
Che bella cosa e na giornata 'e sole.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio,
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
Quanno fa notte e 'o sole se ne scenne,
me vene quase 'na malincunia;
sotto 'a finestra toia restarria
quanno fa notte e 'o sole se ne scenne.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
هوا بعد از یک طوفان آرام گرفته است
هوا به حدی بانشاط است که گویی از قبل احساس می کنی شبیه جشنی است
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید، خورشید من است
که بر چهره ی توست!
که بر چهره ی توست!
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
کم کم احساس غمگین من آغاز می شود
من هنوز زیر پنجره ی تو هستم
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید ، خورشید من
بر چهره ی توست!
بر چهره ی توست!
@perslit
https://t.me/perslit
ای آفتاب از دور تو،بر ما فرستی نور تو
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم
🌞دیوان شمس
چندی پیش میزبان دوستی از ایتالیا بودیم. نخست غزل "سعدی" را خواندیم با این مطلع:
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور وغیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
سپس با آواز "پاواروتی" همراه شدیم بنام:
آه ای خورشید من!
'O sole mio !
🌞همراه شوید با خورشید جهان تاب!
@perslit
https://t.me/perslit
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم
🌞دیوان شمس
چندی پیش میزبان دوستی از ایتالیا بودیم. نخست غزل "سعدی" را خواندیم با این مطلع:
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور وغیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
سپس با آواز "پاواروتی" همراه شدیم بنام:
آه ای خورشید من!
'O sole mio !
🌞همراه شوید با خورشید جهان تاب!
@perslit
https://t.me/perslit
🙏باغبان مثنوی
یادمان نکوداشت هفتاد سال خدمات فرهنگی و ادبی استاد دکتر محمدعلی موحد
دانشگاه تهران / ۲۷ آذرماه
@movahed1302
@perslit
یادمان نکوداشت هفتاد سال خدمات فرهنگی و ادبی استاد دکتر محمدعلی موحد
دانشگاه تهران / ۲۷ آذرماه
@movahed1302
@perslit
روزشمار زندگی دکتر موحد .pdf
669.6 KB
🙏روزشمار زندگی و آثار دکتر محمدعلی موحّد
به کوشش محمّد طاهری خسروشاهی دانشگاه تبریز
@movahed1302
@perslit
به کوشش محمّد طاهری خسروشاهی دانشگاه تبریز
@movahed1302
@perslit
طرح و خوشنویسی از طرافیان
" باز به چندین جنس از پرندگان شکاری تیز پرواز ( و تیز بین) گویند بعضی از اجناس آن ( مانند شاهین ) را برای شکار پرندگان و پستانداران کوچک تربیت می کنند "
🙏دایره المعارف فارسی مصاحب
تیز بینی شاهین به اندازه ای است که گویند از فاصله سي متري کلمات روزنامه را تشخیص می دهد !
چشمان پرنده لحظه ای آسوده نیست و حریصانه در هر سو بدنبال شکار است . از این رو برای آرامش , چشمانش را می بندند تا لحظه ای بیاساید .
"مایه ی آرام دل،چشم ِهوس بستن است
از تپش آسوده است باز ِ نظر دوخته
🙏کلیم کاشانی
" بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده ی من بر رخ زیبای تو باز است"
🙏حافظ
کلام کلیم جنبه سلبی دارد و فقط به چشم بستن از دنیا فرا می خواند . ولی سخن حافظ هم سلبی است و هم ایجابی . هم به چشم بستن و هم بازگشودن آن دعوت می کند .
تقابل در دوختن و باز نمودن دیدگان زیباست . " باز" را بصورت جناس تام آورده است . بسامد و زنگ زیبای حرف " ز " نیز گوش نواز است
@perslit
" باز به چندین جنس از پرندگان شکاری تیز پرواز ( و تیز بین) گویند بعضی از اجناس آن ( مانند شاهین ) را برای شکار پرندگان و پستانداران کوچک تربیت می کنند "
🙏دایره المعارف فارسی مصاحب
تیز بینی شاهین به اندازه ای است که گویند از فاصله سي متري کلمات روزنامه را تشخیص می دهد !
چشمان پرنده لحظه ای آسوده نیست و حریصانه در هر سو بدنبال شکار است . از این رو برای آرامش , چشمانش را می بندند تا لحظه ای بیاساید .
"مایه ی آرام دل،چشم ِهوس بستن است
از تپش آسوده است باز ِ نظر دوخته
🙏کلیم کاشانی
" بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده ی من بر رخ زیبای تو باز است"
🙏حافظ
کلام کلیم جنبه سلبی دارد و فقط به چشم بستن از دنیا فرا می خواند . ولی سخن حافظ هم سلبی است و هم ایجابی . هم به چشم بستن و هم بازگشودن آن دعوت می کند .
تقابل در دوختن و باز نمودن دیدگان زیباست . " باز" را بصورت جناس تام آورده است . بسامد و زنگ زیبای حرف " ز " نیز گوش نواز است
@perslit