Nor Mohammad Talebi - Te Gere Te Amsho Bero (www.BandpaySH.BLogfa.com)
Nor Mohammad Talebi (www.Bandp
🙏ترانه مازني
" ته گره ته امشو برو"
(عزیزم تو امشب بیا)
اجرای استاد نورمحمد طالبي
امشو تنه شهله شو ته گره ته امشو برو
امشب شب مهتابه عزیزم تو امشب بیا
آخ هراز او تا زانویه ...
آخ آب رودخانه هراز تازانو هست ...
امه سره ميون ملو هه ...
خونه ماوسط روستا هست ...
امه منزل بالا خنوه ...
خونه ی ماطبقه ی بالاست ...
سگ ناله بن دوستو ...
سگ کنارسکو بسته شده ...
آخ مه گته مار سخت اشنوه ...
آخ مادربزرگم خوب نمی شنوه ...
گته برارمله شو ...
برادر بزرگم میره محل ...
خورده برار مست خوو ...
برادر کوچکم مست خواب است ...
امشوی هوا کرماشو ...
امشب هوا مهتابی هست...
ایوون چراغ مشته سو ...
اتاق پذیرایی روشن است ...
کرسی تش پل بزوو ...
آتش کرسی خاکستر دارد ...
ایوون چراغ مشته سوو ته...
اتاق پذیرایی روشن است...
رخت خوابم آمدو ...
رخت خواب هم آماده هست ...
امه پلا آبکش بزويه ...
برنجمون آبکش زده هست ...
امه خرشت قیسی پهلوی ...
خورشت ما قیسی پهلو هست ...
قوری چایی آمدو ...
چایی آماده است ...
اون كنارِ خِس ته نومزوِ...
كسي كه كنارت خوابيده نامزد تست...
@perslit
https://t.me/perslit
" ته گره ته امشو برو"
(عزیزم تو امشب بیا)
اجرای استاد نورمحمد طالبي
امشو تنه شهله شو ته گره ته امشو برو
امشب شب مهتابه عزیزم تو امشب بیا
آخ هراز او تا زانویه ...
آخ آب رودخانه هراز تازانو هست ...
امه سره ميون ملو هه ...
خونه ماوسط روستا هست ...
امه منزل بالا خنوه ...
خونه ی ماطبقه ی بالاست ...
سگ ناله بن دوستو ...
سگ کنارسکو بسته شده ...
آخ مه گته مار سخت اشنوه ...
آخ مادربزرگم خوب نمی شنوه ...
گته برارمله شو ...
برادر بزرگم میره محل ...
خورده برار مست خوو ...
برادر کوچکم مست خواب است ...
امشوی هوا کرماشو ...
امشب هوا مهتابی هست...
ایوون چراغ مشته سو ...
اتاق پذیرایی روشن است ...
کرسی تش پل بزوو ...
آتش کرسی خاکستر دارد ...
ایوون چراغ مشته سوو ته...
اتاق پذیرایی روشن است...
رخت خوابم آمدو ...
رخت خواب هم آماده هست ...
امه پلا آبکش بزويه ...
برنجمون آبکش زده هست ...
امه خرشت قیسی پهلوی ...
خورشت ما قیسی پهلو هست ...
قوری چایی آمدو ...
چایی آماده است ...
اون كنارِ خِس ته نومزوِ...
كسي كه كنارت خوابيده نامزد تست...
@perslit
https://t.me/perslit
Forwarded from Samane mesbah Mesbah https://t.me/samanemesbah
روز دانشجو گرامی باد
مهندس بازرگان در میان دانشجویان؛ دهه چهل خورشیدی.
🔷کانال بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان:
@Bonyadbazargan
مهندس بازرگان در میان دانشجویان؛ دهه چهل خورشیدی.
🔷کانال بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان:
@Bonyadbazargan
Audio
🙏از حیای لب شیرین تو ای چشمه ی نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
از قدیم شهر شیراز به داشتن شربت ها و عرق های گوارا شهره بوده .
حافظ لب و دهان محبوبش را از شیرینی به چشمه ای از عسل تشبیه کرده . می گوید می دانی چرا در شهر ما شربت و عرق فراوان است ؟
شکر های شهر , خودشان را با دهان تو قیاس کردند ولی خیلی زود شرمنده و خجل شدند ! اینهمه عرق در شهر ما نتیجه آن شرمساری هاست !
در شهر ما هیچ شکری نیست که از مقایسه خودش با دهان تو , غرق شرمساری وعرق نشده باشد .
اینجا از " حسن تعلیل " بهره برده . یعنی برای پدیده ای که همگان می شناسند علتی هنرمندانه مطرح کرده .
" غرق" و " عرق" را هم با یکدیگر بصورت "جناس نقطه" آورده .
🙏ازحیای لب شیرین توای چشمه ی نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
@perslit
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
از قدیم شهر شیراز به داشتن شربت ها و عرق های گوارا شهره بوده .
حافظ لب و دهان محبوبش را از شیرینی به چشمه ای از عسل تشبیه کرده . می گوید می دانی چرا در شهر ما شربت و عرق فراوان است ؟
شکر های شهر , خودشان را با دهان تو قیاس کردند ولی خیلی زود شرمنده و خجل شدند ! اینهمه عرق در شهر ما نتیجه آن شرمساری هاست !
در شهر ما هیچ شکری نیست که از مقایسه خودش با دهان تو , غرق شرمساری وعرق نشده باشد .
اینجا از " حسن تعلیل " بهره برده . یعنی برای پدیده ای که همگان می شناسند علتی هنرمندانه مطرح کرده .
" غرق" و " عرق" را هم با یکدیگر بصورت "جناس نقطه" آورده .
🙏ازحیای لب شیرین توای چشمه ی نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
@perslit
دوش باد از سر کويش به گلستان بگذشت
ای گل اين چاک گريبان تو بی چيزی نيست
🙏حافظ
بی چیزی نیست: بیهوده نیست
بیهوده نیست که گل جامه را بر تن چاک زده، چون باد بوی محبوب را به گلستان رسانده است.
https://t.me/perslit
@perslit
ای گل اين چاک گريبان تو بی چيزی نيست
🙏حافظ
بی چیزی نیست: بیهوده نیست
بیهوده نیست که گل جامه را بر تن چاک زده، چون باد بوی محبوب را به گلستان رسانده است.
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گاو، به این توله سگ شیر داده و بزرگش کرده. صاحبان گاو، به بهانه ای، گاو را به جایی دور می برند!
بی قراری سگ را بنگرید، و به اکسیر و دریای بی کرانی به نام « محبت» داخل شوید!
به شیر بود مگر شور ِ عشق ، سعدی را؟
که پیر گشت و تغیّر در او نمیآید
🙏 عشق ِ سعدی مثل شیر با جانش آمیخته شده و هرگز بیرون نخواهد شد.
https://t.me/perslit
@perslit
بی قراری سگ را بنگرید، و به اکسیر و دریای بی کرانی به نام « محبت» داخل شوید!
به شیر بود مگر شور ِ عشق ، سعدی را؟
که پیر گشت و تغیّر در او نمیآید
🙏 عشق ِ سعدی مثل شیر با جانش آمیخته شده و هرگز بیرون نخواهد شد.
https://t.me/perslit
@perslit
Forwarded from کافه اشنو
ای خیاط ، اگر میتوانی رختی بر قامتم بدوز که آستینها، دست ها را نه دست به سینه کند و نه دست به کمر ..
📼 هزار دستان
🎬 علی حاتمی
🎨 بزرگمهر حسینپور
@caffeeshno
📼 هزار دستان
🎬 علی حاتمی
🎨 بزرگمهر حسینپور
@caffeeshno
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
🙏حافظ
"جرعه افشانی بر خاک" در ملل باستان رسمی دیرینه بوده و برآن بودند که گذشتگان هم نصیب دارند. ریختن آب بر سر گورها نیز قرینه همین رسم است.
بیت ایهام دارد و دو معنی را به ذهن می رساند:
۱- شاعر از ساقی (خدا) درخواست می کند حال که ناتوانی فرشتگان بر همگان روشن شده، با شرابی و خاکی به ساختن و پرداختن پیکر آدم بپردازد.
۲- شاعر به آدمیان می گوید فرشته از عشق بی خبر است پس جرعه افشانی کنیم به یاد پدرمان آدم، که در خلوتگاهش با خدا، عشق را به امانت گرفته است
https://t.me/perslit
@perslit
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
🙏حافظ
"جرعه افشانی بر خاک" در ملل باستان رسمی دیرینه بوده و برآن بودند که گذشتگان هم نصیب دارند. ریختن آب بر سر گورها نیز قرینه همین رسم است.
بیت ایهام دارد و دو معنی را به ذهن می رساند:
۱- شاعر از ساقی (خدا) درخواست می کند حال که ناتوانی فرشتگان بر همگان روشن شده، با شرابی و خاکی به ساختن و پرداختن پیکر آدم بپردازد.
۲- شاعر به آدمیان می گوید فرشته از عشق بی خبر است پس جرعه افشانی کنیم به یاد پدرمان آدم، که در خلوتگاهش با خدا، عشق را به امانت گرفته است
https://t.me/perslit
@perslit
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه
ای بزرگانِ وطن بهر خدا داد کنید ...
گر شد از جور ِ شما خانه موری ویران
خانه خویش محالست که آباد کنید ...
🙏۱۸ آذرماه ، زادروز محمدتقی بهار
@perslit
ای بزرگانِ وطن بهر خدا داد کنید ...
گر شد از جور ِ شما خانه موری ویران
خانه خویش محالست که آباد کنید ...
🙏۱۸ آذرماه ، زادروز محمدتقی بهار
@perslit
Audio
🙏تصنیف "کلیدساز"
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
تصنیف کلید ساز و آواز آن را محمد رضا شجریان بهمراه تار اسماعیل مهرتاش در دهه چهل در نمایشنامه زنده در دستگاه همایون اجرا نموده اند.
شجریان در آن نمایش نقش کلیدساز را بازی کرده است .
اگه بخت تو بسته
اگه دلت شکسته
کلید قفل و مِجری* هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کجاست صندوق بسته
کجاست قفل شکسته
گر از واکردن در ناامیدی
بیار قفلو که بندازم کلیدی
دری گر بسته و ناسست گردد
به سر انگشت همت باز گردد
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
مشو غمگین اگه صندوقچه بسته
به دست بنده این دسته کلید است
اگر درخونه بسته
اگه قفلش شکسته
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
*مِجری: صندوقچه ی محکم فلزی یا چوبی
@perslit
https://t.me/perslit
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
تصنیف کلید ساز و آواز آن را محمد رضا شجریان بهمراه تار اسماعیل مهرتاش در دهه چهل در نمایشنامه زنده در دستگاه همایون اجرا نموده اند.
شجریان در آن نمایش نقش کلیدساز را بازی کرده است .
اگه بخت تو بسته
اگه دلت شکسته
کلید قفل و مِجری* هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کجاست صندوق بسته
کجاست قفل شکسته
گر از واکردن در ناامیدی
بیار قفلو که بندازم کلیدی
دری گر بسته و ناسست گردد
به سر انگشت همت باز گردد
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
کلیدِ هر در بسته امید است
که پایان سیاهی ها سپید است
مشو غمگین اگه صندوقچه بسته
به دست بنده این دسته کلید است
اگر درخونه بسته
اگه قفلش شکسته
کلیدا دسته دسته
به هم این جوری بسته
کلید قفل و مجری هم داریم
مجری می سازیم کلید میندازیم
*مِجری: صندوقچه ی محکم فلزی یا چوبی
@perslit
https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سه سرمشق ِ ساده ِ سلامتی
@perslit
@perslit
خیال خال تو باخود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
🙏 از غزل ۲۶۶ حافظ
محور بیت روی واژه "خال " است که اشاره به وحدت دارد :
بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است
که اصل مرکز دور محیط است
🙏محمود شبستری در گلشن راز
🙏هفت بار حرف " خ " را به کار گرفته است ( واج آرایی alliteration) حرف خ نیز مانند خال ِ محبوب ، یک نقطه بر چهره دارد .
@perslit
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
🙏 از غزل ۲۶۶ حافظ
محور بیت روی واژه "خال " است که اشاره به وحدت دارد :
بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است
که اصل مرکز دور محیط است
🙏محمود شبستری در گلشن راز
🙏هفت بار حرف " خ " را به کار گرفته است ( واج آرایی alliteration) حرف خ نیز مانند خال ِ محبوب ، یک نقطه بر چهره دارد .
@perslit
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
🙏از غزل شماره ۳۰ حافظ
شاعر گویی به فیلسوفان طعنه و تعریض می زند که سالهاست در قیل و قال مدرسه بحث می کنند چگونه " کثیر " از " واحد " صادر می شود .
حافظ از یاری خبر می دهد که حلقه زلفش هزاران هزار تار دارد که با هر تارش هزار دل را به بند کرده و هیچ یک از گرفتارانش از این کمند رهایی ندارند .
نکته اینکه کار شگفت و نادر را هم می گویند "به مویی بسته است"
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
@perslit
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
🙏از غزل شماره ۳۰ حافظ
شاعر گویی به فیلسوفان طعنه و تعریض می زند که سالهاست در قیل و قال مدرسه بحث می کنند چگونه " کثیر " از " واحد " صادر می شود .
حافظ از یاری خبر می دهد که حلقه زلفش هزاران هزار تار دارد که با هر تارش هزار دل را به بند کرده و هیچ یک از گرفتارانش از این کمند رهایی ندارند .
نکته اینکه کار شگفت و نادر را هم می گویند "به مویی بسته است"
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏گرامی باد ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان پساز یکسال جدایی از مام میهن
🙏اجرای تصنیف آیریلق (جدایی) از زنده یاد سلیم موذن زاده
🙏آیریلق سروده رجب ابراهیمی و ساخته علی سلیمی با صدای همسر ایشان بانو وارتوش اولین بار در ۱۳۳۵ در رادیو تبریز اجرا گردیده است
از فکر تو شب ها نمی توانم بخوابم
این فکر را از سرم نمی توانم بیرون کنم
چکار کنم که من به تو نمی توانم برسم
جدایی جدایی امان از جدایی
از هر دردی سخت تر امان جدایی
شب های سیاه در هجر تو طولانی است
نمیدانم نمیدانم کجا بروم شب ها
زده بر قلبم زخم شب ها
@perslit
🙏اجرای تصنیف آیریلق (جدایی) از زنده یاد سلیم موذن زاده
🙏آیریلق سروده رجب ابراهیمی و ساخته علی سلیمی با صدای همسر ایشان بانو وارتوش اولین بار در ۱۳۳۵ در رادیو تبریز اجرا گردیده است
از فکر تو شب ها نمی توانم بخوابم
این فکر را از سرم نمی توانم بیرون کنم
چکار کنم که من به تو نمی توانم برسم
جدایی جدایی امان از جدایی
از هر دردی سخت تر امان جدایی
شب های سیاه در هجر تو طولانی است
نمیدانم نمیدانم کجا بروم شب ها
زده بر قلبم زخم شب ها
@perslit
میوه نمی دهد به کس، باغ تفرج است و بس
جز به نظر نمی رسد، سیب ِ درخت ِ قامتش
🍎از غزل ۳۲۱ سعدی
سعدی از محبوب بلند بالایی می گوید که می توان به تماشایش نشست و محو جمالش شد ولی وصالش ممکن نیست.
نه، وصل ممكن نیست
همیشه فاصلهای هست ...
🍎مسافر از هشت کتاب سهراب سپهری
سپس نزديك آمد و نزديكتر شد.
تا فاصله اش به قدر دو كمان يا نزديكتر شد.
🍎سوره نجم آیات ۸ و ۹
@perslit
https://t.me/perslit
جز به نظر نمی رسد، سیب ِ درخت ِ قامتش
🍎از غزل ۳۲۱ سعدی
سعدی از محبوب بلند بالایی می گوید که می توان به تماشایش نشست و محو جمالش شد ولی وصالش ممکن نیست.
نه، وصل ممكن نیست
همیشه فاصلهای هست ...
🍎مسافر از هشت کتاب سهراب سپهری
سپس نزديك آمد و نزديكتر شد.
تا فاصله اش به قدر دو كمان يا نزديكتر شد.
🍎سوره نجم آیات ۸ و ۹
@perslit
https://t.me/perslit
'O Sole Mio!
Pavarotti, Luciano
🌞آه ای خورشید من !
'O sole mio !
Luciano Pavarotti
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
@perslit
https://t.me/perslit
'O sole mio !
Luciano Pavarotti
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
@perslit
https://t.me/perslit
🌞آه ای خورشید من!
'O sole mio!
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
Che bella cosa e na giornata 'e sole
n'aria serena dopo na tempesta!
Pe' ll'aria fresca pare già na festa
Che bella cosa e na giornata 'e sole.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio,
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
Quanno fa notte e 'o sole se ne scenne,
me vene quase 'na malincunia;
sotto 'a finestra toia restarria
quanno fa notte e 'o sole se ne scenne.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
هوا بعد از یک طوفان آرام گرفته است
هوا به حدی بانشاط است که گویی از قبل احساس می کنی شبیه جشنی است
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید، خورشید من است
که بر چهره ی توست!
که بر چهره ی توست!
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
کم کم احساس غمگین من آغاز می شود
من هنوز زیر پنجره ی تو هستم
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید ، خورشید من
بر چهره ی توست!
بر چهره ی توست!
@perslit
https://t.me/perslit
'O sole mio!
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند وتو همچنان که هستی
🌞سعدی
Che bella cosa e na giornata 'e sole
n'aria serena dopo na tempesta!
Pe' ll'aria fresca pare già na festa
Che bella cosa e na giornata 'e sole.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio,
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
Quanno fa notte e 'o sole se ne scenne,
me vene quase 'na malincunia;
sotto 'a finestra toia restarria
quanno fa notte e 'o sole se ne scenne.
Ma n'atu sole,
cchiù bello, oje ne'
'O sole mio
sta 'nfronte a te!
'O sole, 'o sole mio
sta 'nfronte a te!
sta 'nfronte a te!
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
هوا بعد از یک طوفان آرام گرفته است
هوا به حدی بانشاط است که گویی از قبل احساس می کنی شبیه جشنی است
یک روز آفتابی چقدر زیباست!
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید، خورشید من است
که بر چهره ی توست!
که بر چهره ی توست!
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
کم کم احساس غمگین من آغاز می شود
من هنوز زیر پنجره ی تو هستم
وقتی شب می آید و خورشید غروب کرده است
اما هنوز
خورشید دیگری تابناک است
و آن خورشید من است
که بر چهره ی توست!
آن خورشید ، خورشید من
بر چهره ی توست!
بر چهره ی توست!
@perslit
https://t.me/perslit
ای آفتاب از دور تو،بر ما فرستی نور تو
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم
🌞دیوان شمس
چندی پیش میزبان دوستی از ایتالیا بودیم. نخست غزل "سعدی" را خواندیم با این مطلع:
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور وغیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
سپس با آواز "پاواروتی" همراه شدیم بنام:
آه ای خورشید من!
'O sole mio !
🌞همراه شوید با خورشید جهان تاب!
@perslit
https://t.me/perslit
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم
🌞دیوان شمس
چندی پیش میزبان دوستی از ایتالیا بودیم. نخست غزل "سعدی" را خواندیم با این مطلع:
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور وغیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
سپس با آواز "پاواروتی" همراه شدیم بنام:
آه ای خورشید من!
'O sole mio !
🌞همراه شوید با خورشید جهان تاب!
@perslit
https://t.me/perslit