دمی در هوای ادب پارسی
631 subscribers
905 photos
508 videos
397 files
950 links
"دمی" به دو معنی:
۱- یک لحظه ۲- یک نَفَس

"هوا" نیز به دو معنی:
۱- آرزو ۲- مایه نَفَس
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هزار نقش برآيد ز کلک صنع و يکی
به دلپذيری نقش نگار ما نرسد
🙏حافظ از غزل ۱۵۶
@perslit
Forwarded from روزگارنو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #ی_چکه_شعر



چند رباعی ماندگار خیام را با صدای گرم فریدون فرح‌اندوز و موسیقی دلنشین محمدرضا علیقلی بشنویم!

🔭 @ruzegareno
Forwarded from روزگارنو
عمر خيام؛ نابغه پرسشگر - مستند_144p.3gp
28.6 MB
🚸 #مکتب_خونه


💐 ۱۲ آذر، سالروز درگذشت شاعر، ریاضی‌دان، متفکر و همه‌چیزدان بزرگ تاریخ، حکیم #عمر_خیام است.


🎞 بررسی همه‌ی ابعاد زندگی، تفکر و شخصیت خیام در مستند (خیام، نابغه پرسش‌گر) از بی‌بی‌سی؛ با حضور بزرگان فرهنگ و ادب ایران و غرب

♒️ به زبان فارسی

🔭 @ruzegareno
هر چه بیشتر حرف بزنی،
کلمات معنای کمتری پیدا می‌کنند.

گذران زندگی| ژان لوک گدار
Vivre sa vie | My Life to Live
🙏(1962) Jean-Luc Godard


هر چه گویی ای دم هستی از آن
پردهٔ دیگر برو بستی بدان
آفت ادراک آن قالست و حال
خون بخون شستن محالست و محال

مثنوی دفتر سوم ابیات ۴۷۲۵ و ۴۷۲۶
🙏سروده مولوی قرن ۱۳ میلادی
@perslit
Audio
☑️هدف خدا از آفرینش هستی و انسان

☑️گفتار عبدالکریم‌ سروش
@perslit
Forwarded from H Fahimitabar
پرستار زرتشتی که سالها مورد وثوق مردم بود، به رحمت خدا رفته است و مسلمانان شهر تفت برای او مجلس ختم می گیرند./اعتماد


@VOTEHRAN
Audio
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را🙏از غزل شماره ۹ حافظ

ظاهرا اشاره به داستانی دارد كه نوح استخوان هاي پوسيده حضرت آدم را از مدفنش جمع كرد .در تابوتي قرار داد و آن را با خود به كشتي برد تا كشتي از تلاطم توفان به سلامت بگذرد .
🙏تاریخ ابن واضح یعقوبی ج ۱ ص ۲ ، تاریخ طبری ج ۷۱ ص ۸۹ الي ۱۰۸

به آبي نخرد يعني برايش ناچیز است . مي گويد در اين كشتي خاكي هست كه از اين همه توفان ترسي ندارد . "خاك" را با ايهام بيان كرده كه سه معني را به ذهن مي رساند :

۱- در اين كشتي نوح هست كه اصل او از خاك است
۲- در اين كشتي خاك پوسيده جدمان يعني حضرت آدم هست
۳- در اين كشتي خاك هست كه آرامش و قرارش برتر از آب است . آب و خاك دو عنصر از عناصر چهار گانه اند . برتري خاك در اين است كه ثبات و قرار دارد مثلا روي خاك يك نقشه و شكلي را مي توان رسم كرد ولي آب شكل نگاه نمي دارد.

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
@perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🙏چرا زبان فارسی ماندگار شد ؟
سخنرانی دکتر ژاله آموزگار پژوهشگر و استاد ادبیات و زبانهای باستانی دانشگاه تهران
@perslit
جاده چالوس
عکس از ت واعظ پاییز ۱۳۹۶


تورا من چشم درراهم شباهنگام
که میگیرند درشاخ "تلاجن"
سایه ها رنگ سیاهی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم
تورامن چشم درراهم

شباهنگام، درآن دم، که برجا، دره ها چون مرده ماران خفتگان اند
درآن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سروکوهی دام
گرَم یادآوری یانه ، من ازیادت نمی کاهم
تورا من چشم درراهم.

🙏علی اسفندیاری(نیما یوشیج)
@perslit
عکس فاطمه امیری
غزل بیدل دهلوی

در خموشی همه صلح است‌،نه جنگ است اینجا
غنچه شو،دامن آرام به چنگ است اینجا

چشم بربند،‌گرت ذوق تماشایی هست
صافی آینه درکسوت زنگ است اینجا

گر دلت ره ندهد جرم سپه‌بختی تست
خانهٔ آینه بر روی‌که تنگ است اینجا

طایر عیش مقیم قفس حیرانی‌ست
مگذر ازگلشن تصویرکه‌رنگ است‌اینجا

درره عشق ز دل فکر سلامت غلط است
گرهمه‌سنگ‌بود شیشه به‌چنگ است‌اینجا

چرخ‌پیمانه به‌دور افکن یک‌جام تهی است
مستی ما وتو آوازترنگ است اینجا

شوق دل همسفر قافلهٔ بیهوشی‌ست
قدم راهروان گردش رنگ است اینجا

از ستمدیدگی طالع ما هیچ مپرس
آنچه پیش تونگاهست خدنگ است اینجا

طرف دیدهٔ خونبار نگردی زنهار
اشک چون آینه شدکام نهنگ است اینجا

شیشه ناداده زکف مستی آزادی چند
دامن ناز پری در ته سنگ است اینجا

دوجهان ساغرتکلیف زخود رفتن ماست
دل هرکس بتپد قافیه تنگ است اینجا

منزل عیش به وحشتکدهٔ امکان نیست
چمن‌ازسایهٔ گل پشت‌پلنگ‌است اینجا

وحشت آن است‌که ناآمده از خود برونم
ورنه تا عزم شتاب است درنگ است اینجا

بیدل افسردگیم شوخی آهی دارد
تاشرر هست ز خودرفتن سنگ‌است اینجا
@perslit
بیا ای ساقی
بنان-زرین پنجه-نواب صفا
 🙏 بیا ای ساقی

 خواننده : غلامحسین بنان
 ساخته : زرین پنجه
شعر : نواب صفا
موسیقی : بیات اصفهان

 
بیــا ای ســـاقی زهجـــرت،گله دارم
جدا از رویت،ز تار مویت،به پاسلسله دارم

ز خـــاکستـــر من بـــوی محـبت می آید
ز خنــدیدن گل نــــغمة حــسرت می آید
ز شب تا به سحـــر،شمع وجودم گر سوزد
نه پـــروانة من ،بر سر غیــــــرت می آید

تویی فتنه ومن فتنه برآن چـشم سیاهم
بـــلایی تـــو و من،غیــر بلا از تـو نخواهم
پـــناهم ندهد او ز چه در ســـــایة زلـفش
خـــدایا تو پــناهیّ و الــــهی ،تــو گـواهم
@perslit
 https://t.me/perslit
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🙏یادی از علی حاتمی
آن معلم بی استاد *
زاده ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ تهران،خیابان شاهپور،خیابان مختاری،کوچهٔ اردیبهشت
درگذشته ۱۵ آذرماه ۱۳۷۵

*آن معلم بی‌استاد ، عنوان مقاله‌ای است از بهرام بیضایی در وصف علی حاتمی

🙏کارگردان سید وحید حسینی،محدثه گلچین عارفی
پاییز ۱۳۹۵
زمان۶۳ دقیقه
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏نمایی از دلشدگان ساخته علی حاتمی

🙏آواز شوشتری محمدرضا شجریان 

🙏دو بیت اول از حافظ غزل شماره ۳۲۴ و دو بیت آخر اشعار قدیمی منسوب به ملاعلی تراب جهرمی

پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
دیده بخت به افسانه او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم

یارم به یک لا پیرهن
خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن
مست است و هشیارش کند
ای آفُتاب آهسته نه
پا در حریم یار من
ترسم صدای پای تو
خواب است و بیدارش کند
@perslit
https://t.me/perslit
محاکمه کردن خود از محاکمه کردن دیگران خیلی مشکل‌تر است. اگر توانستی درمورد خودت قضاوتِ درستی بکنی ، معلوم می‌شود یک فرزانه تمام عیاری !
🙏آنتوان دوسنت اگزوپری

 همه چیزها را به حِلّ و حرمت حکم می کند که
این جایز است و آن جایز نیست ،
و این حلال است یا حرام است.
خود را نمی داند که
حلال است یا حرام است !
جایز است یا ناجایز !
پاک است یا ناپاک است !
🙏فیه ما فیه مولوی نشر امیر کبیر ص ۱۷


صد هزاران فضل داند از علوم    
جان خود را می نداند آن ظلوم !  
داند او خاصیت هر جوهری     
در بیان جوهر خود چون خری !      
که همی دانم یجوز و لا یجوز *     
خود ندانی که یجوزی یا عجوز !
قیمت هر کاله می دانی که چیست      
قیمت خود را ندانی ابلهی است !

*یجوز و لا یجوز : جایز است و جایز نیست
🙏مثنوی مولوی
@perslit
https://t.me/perslit
🙏«به بهانه 15 آذر، سالروز درگذشت علی حاتمی و شاعرانگیِ کلماتش»

ـ "من آرزو طلب نمي‌كنم،آرزو مي‌سازم." (کمال الملک،1363)
ـ "آیین چراغ،خاموشی نیست." (حاجی واشنگتن،1361)
ـ "مرگ حق است ولی به دست شما بسی مشکل،امّا شوقِ از میان شما رفتن مرگ را آسان می‌کند."(سلطان صاحبقران،1354)
ـ "در طریقت ما شرط اوّل تر دامنی است،و آدم خیس هراسِ بارون نداره!" (دلشدگان،1371)
ـ "شب رو بايد بي‌چراغ روشن كرد." (مادر،1368)
ـ "هنر مزرعه بلال نيست كه محصولش بهتر شود.از ستاره‌هاي آسمان هم يكي مي‌شود كوكبِ درخشان،الباقي فقط سوسو مي‌زنند." (کمال الملک،1363)
ـ "همه عمر دیر رسیدیم." (سوته دلان،1356)
ـ "شاعر و تاجر كه با هم فرق نداره،تاجر ورشكسته شاعر می شه،شاعر پولدار مي ره تاجر مي شه!"(حسن کچل،1348)
ـ "برای آمدن به چشم نقاش،باید درچشم انداز بود." (کمال الملک،1363)
ـ "دلمون برات تنگ می‌شه، بهت عادت کرده بودیم.به اخم و تخمات،اولدرم بُلدُرمات،سگ ملحیات.ولی گور پدر دل ما،دل تو شاد!" (سوته دلان،1356)
ـ "مقدر است امروز لباس نو بپوشم،اگر می‌توانی درد و غم را هم از تن من بشوی." (سلطان صاحبقران،1354)
ـ "کاش این دنیا هم مثل یک جعبه موسیقی بود،همه صدا‌ها آهنگ بود،همه حرف‌ها ترانه."(دلشدگان،1371)
ـ رضاخوشنویس:آب ازدست صیاد خوردن بهتره تا سلاخ.
ـ قهوه چی:سلاخ خلاص می کنه،صیاد گرفتار...
(هزاردستان،1358)
ـ "با همه بلند بالایی؛دستم به شاخسار آرزو نرسید!" (دلشدگان،1371)
ـ "ضیافت مرگ،عطر و طعمش دعاست.روغن خوبم تو خونه داریم،زعفرونم هست،اما چربی و شیرینی ملاک نیست،این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن." (مادر،1368)
ـ "سر شام گریه نکنید،غذا رو به مردم زهر نکنین.سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم.راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف.آبروداری کنین بچّه ها،نه با اسراف.سفره از صفای میزبان خرم می شه،نه از مرصع پلو.حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین.محمّد ابراهیم،گوشت رو خیلی ریز نکن مادر،اون وقت می گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ!" (مادر،1368)
ـ "داداش حبیب،من و تو از یه خمیریم،منتها تنورمون الاحده است.تنور تو عقدی بود،تنور من صیغه ای تیغه ای!کله تو شد عینهو نون تافتون،گرد.کله من عین نون سنگک...هه هه،حالا شکر که بربری نشدیم!" (سوته دلان،1356)
ـ "مادر مُرد،از بس که جان ندارد ..." (مادر،1368)
@perslit
Nor Mohammad Talebi - Te Gere Te Amsho Bero (www.BandpaySH.BLogfa.com)
Nor Mohammad Talebi (www.Bandp
🙏ترانه مازني
" ته گره ته امشو برو"
(عزیزم تو امشب بیا)
اجرای استاد نورمحمد طالبي

امشو تنه شهله شو ته گره ته امشو برو
امشب شب مهتابه عزیزم تو امشب بیا

آخ هراز او تا زانویه ...
آخ آب رودخانه هراز تازانو هست ...

امه سره ميون ملو هه ...
خونه ماوسط روستا هست ...

امه منزل بالا خنوه ...
خونه ی ماطبقه ی بالاست ...

سگ ناله بن دوستو ...
سگ کنارسکو بسته شده ...

آخ مه گته مار سخت اشنوه ...
آخ مادربزرگم خوب نمی شنوه ...

گته برارمله شو ...
برادر بزرگم میره محل ...

خورده برار مست خوو ...
برادر کوچکم مست خواب است ...

امشوی هوا کرماشو ...
امشب هوا مهتابی هست...

ایوون چراغ مشته سو ...
اتاق پذیرایی روشن است ...

کرسی تش پل بزوو ...
آتش کرسی خاکستر دارد ...

ایوون چراغ مشته سوو ته...
اتاق پذیرایی روشن است...

رخت خوابم آمدو ...
رخت خواب هم آماده هست ...

امه پلا آبکش بزويه ...
برنجمون آبکش زده هست ...

امه خرشت قیسی پهلوی ...
خورشت ما قیسی پهلو هست ...

قوری چایی آمدو ...
چایی آماده است ...

اون كنارِ خِس ته نومزوِ...
كسي كه كنارت خوابيده نامزد تست...
@perslit
https://t.me/perslit
روز دانشجو گرامی باد

مهندس بازرگان در میان دانشجویان؛ دهه چهل خورشیدی.

🔷کانال بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان:
@Bonyadbazargan
Audio
🙏از حیای لب شیرین تو ای چشمه ی نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست

از قدیم شهر شیراز به داشتن شربت ها و عرق های گوارا شهره بوده .
حافظ لب و دهان محبوبش را از شیرینی به چشمه ای از عسل تشبیه کرده . می گوید می دانی چرا در شهر ما شربت و عرق فراوان است ؟
شکر های شهر , خودشان را با دهان تو قیاس کردند ولی خیلی زود شرمنده و خجل شدند ! اینهمه عرق در شهر ما نتیجه آن شرمساری هاست !

در شهر ما هیچ شکری نیست که از مقایسه خودش با دهان تو , غرق شرمساری وعرق نشده باشد .
اینجا از " حسن تعلیل " بهره برده . یعنی برای پدیده ای که همگان می شناسند علتی هنرمندانه مطرح کرده .
" غرق" و " عرق" را هم با یکدیگر بصورت "جناس نقطه" آورده .

🙏ازحیای لب شیرین توای چشمه ی نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
@perslit
دوش باد از سر کويش به گلستان بگذشت
ای گل اين چاک گريبان تو بی چيزی نيست
🙏حافظ

بی چیزی نیست: بیهوده نیست
بیهوده نیست که گل جامه را بر تن چاک زده، چون باد بوی محبوب را به گلستان رسانده است.
https://t.me/perslit
@perslit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گاو، به این توله سگ شیر داده و بزرگش کرده. صاحبان گاو، به بهانه ای، گاو را به جایی دور می برند!
بی قراری سگ را بنگرید، و به اکسیر و دریای بی کرانی به نام « محبت» داخل شوید!

به شیر بود مگر شور ِ عشق ، سعدی را؟
که پیر گشت و تغیّر در او نمی‌آید

🙏 عشق ِ سعدی مثل شیر با جانش آمیخته شده و هرگز بیرون نخواهد شد.
https://t.me/perslit
@perslit
Forwarded from کافه اشنو
‏ای خیاط ، اگر می‌توانی رختی بر قامتم بدوز که آستین‌ها، دست ها را نه دست به سینه کند و نه دست به کمر ..

📼 هزار دستان
🎬 علی حاتمی
🎨 بزرگمهر حسین‌پور
@caffeeshno