PersianTreasures گنجینه های ایرانی
761 subscribers
3.06K photos
148 videos
499 files
175 links
مجموعه دانش, فلسفه و ارزشهای فرهنگ و هنر ایران زمین. گنجینه ای در اختیار علاقمندان و طراحان و اهالی تفکر. برای کشف هویت و معنا, اندیشیدن درباره زندگی و اهداف والای انسانی, درک و تحلیل فرایند طراحی, شناخت کیستی و چرایی... ایرانی بودن و جهانی شدن.
Download Telegram
"هرگاه احساس کردم که وظیفه‌ام سنگین‌تر از توان من است، به یاد آوردم که خدمت به ایران، نه انتخاب من، بلکه سرنوشتی است که تاریخ به دوشم نهاده است"

🖌️استاد محمد علی فروغی آموزگار ملی گرا
https://t.me/persianTreasures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسافران قطاردودی از تهران به شهرری1312
همراه با ترانه رعنا، با صدای ملوک ضرابی
https://t.me/persianTreasures
▪️تهران در سه دوره تاریخی قاجار، پهلوی و بعد از انقلاب به روایت داریوش شایگان:

آیا همچنان که پاریس برای بودلر  (این پیام‌آور مدرنیته) جایی بود خیال‌انگیز که «چین‌وشکن پیچ‌در‌پیچ پایتخت‌های کهنسال» را عیان می‌ساخت و هراس و اضطراب را به شور و شعف تبدیل می‌کرد، تهران نیز سرچشمه خیال و رؤیاست؟ آیا تهران نیز همچون سن‌پترزبورگ گوگول و داستایوفسکی، شبح‌آفرین، رؤیایی و وهم‌انکیز است؟ خیر! تهران برخلاف اصفهان (که در نوع خود جهانی صغیر است)، هیچ‌گاه به مقام شامخ شهری که بار تاریخ را بر دوش می‌کشد، دست نیافته است.
پرسشی دیگر: آیا تهران مانند استانبول، رم و دیگر شهرهای بسیار قدیمی، لوحی چندلایه (palimpseste) است؟ افسوس! پاسخ باز هم منفی است. حقیقت آن است که تهران بیش از دو قرن قدمت ندارد. گیرم نام آن در برخی منابع تاریخی، البته به برکت وجود شهر قدیمی و معظم ری در همسایگی‌اش، مقارن با قرن ششم یا هفتم هجری قمری آمده و این امر به آن هاله‌ای بخشیده است.

▪️تهران و دوره قاجار:
تهران از قرن سیزدهم هجری قمری به رای آقامحمدخان قاجار، موسس سلسله قاجاریه، پایتخت کشور ایران شد و به‌رغم اقدامات شاهان آن سلسله برای زیباسازی شهر، قصبه‌ای کمابیش دلپذیر و مصفا باقی ماند. همچون مرواریدی بود در صدف خود فرورفته، که معماری‌اش از همان زمان، حکایت از انحطاط و افول بینشی داشت که در عصر صفویه به اوج شکوه خود رسیده بود.

▪️تهران و دوره پهلوی:
تهران در زمان سلطنت سلسله پهلوی، رشد و گسترش بسیار یافت و به شهری مدرن تبدیل شد و خیابان‌های عریض و مستقیم شمالی-جنوبی یا شرقی-غربی که دو طرف آن‌ها درختکاری شده بود، روح شرقی شهر را به‌کلی دگرگون کرد. این هیأت جدید، شهر را از لحاظ جامعه‌شناختی دوپاره کرد: شمال شهر مدرن بود و محل سکونت طبقات مرفه غرب‌گرا، جنوب آن، فرهنگی سنتی‌تر داشت و اهالی را حول بازار و دیگر بازمانده‌های کمابیش پابرجای دوره‌ای به‌سرآمده، گرد هم می‌آورد. در اطراف میدان‌ها، فضاهای عمومی شکل گرفت و منظر شهر، اساسا تغییر یافت. با تاسیس دانشگاه، ادارات، بانک مرکزی و موزه ایران باستان، سبک امپراتوری جدیدی پدید آمد: سبک نوهخامنشی. این تغییرات عظیم، حاصل تلاش معماران خارجی یا ارمنیان و ایرانیانی بود که غالبا فارغ‌التحصیل مدرسه هنرهای زیبای پاریس بودند. اما این دستاوردها به‌رغم اهمیتشان، پراکنده و گذرا بودند و شهر تهران تا دوره سلطنت پهلوی دوم، به متروپل تبدیل نشد.

▪️ تهران و بعد از انقلاب:
تهران بعد از انقلاب گسترشی بی‌قاعده داشت. از عرض و از ارتفاع رشد یافت، زیر بار مهاجرت گسترده روستاییان کمر خم کرد و در درازمدت به ابرشهری تبدیل شد که بخشی از جمعیت آن بی‌خانمان و حاشیه‌ای بودند. نامکانی شد ستیزه‌جو و بی‌نشان و بی‌هویت. اما مگر تهران، چشم‌انداز طبیعی خارق‌العاده‌ای ندارد؟ منظورم رشته‌کوه پرشکوه البرز در شمال تهران است که هر برنامه توسعه شهری که از مختصر ذوق و اندک هوشمندی بهره‌ای می‌داشت، بی‌گمان این موهبت استثنایی را که طبیعت چنین سخاوتمندانه به ما بخشیده است، قدر می‌نهاد و از آن به شایستگی سود می‌جست. اما افسوس! در تهران، عکس این امر رخ داد: برای آنکه البرز از نظرها پنهان گردد از هیچ تلاشی فروگزاری نشد. گویی عداوت و کینه‌جویی کمر به نابودی آن بسته بودند.

📚در جست‌وجوی فضاهای گمشده، ص۱۳۳تا۱۳۵، داریوش شایگان
▪️از ورشو تا تهران
مولف: محمدعلی نیک‌پور
ویراستار: رضا نیکپور
سال چاپ: 1388
تعداد صفحات: 170

از ورشو تا تهران اسم کتاب خاطراتی است که به زندگی یک لهستانی مهاجر به نام هلن استلماخ می‌پردازد. هلن استلماخ در زمان جنگ جهانی دوم دختری کم‌سن و سال بود. جنگ جهانی دوم برای جز آوارگی برای آن‌ها چیزی به همراه نداشت. به همین علت او به همراه با مادرش به اجبار راهی اتحاد جماهیر شوروی و سپس وارد ایران شدند.
▪️راوی کتاب:

بانو هلن استلماخ Halina Helena Helen Stelmakh در سال 1931 م (1310 ه خ) در شهر کراکوف ( Kraków لهستانی ، Cracow لاتین) در جنوب کشور لهستان به دنیا آمد.
پدرش، کازیمیر استلماخ Kazimir estelmakh که در کشور اتریش متولد شده بود فردی نظامی و سیاستمدار بود که مدت کوتاهی نیز به عنوان شهردار شهر کراکوف منصوب شده بود. وی پس از مرگ در آرامگاه خانوادگی استلماخ ها در شهر کراکوف دفن شد.
مادر هلن استلماخ، بانو امیلیا استلماخ Emilia Estelmakh در سال 1898 م (1277 ه خ) در کشور اوکراین به دنیا آمد و به عنوان یک جنگ زده پس از تحمل مشقتهای فراوان در سال 1942 م (1320 ه خ) به ایران مهاجرت کرد.
امیلیا استلماخ در نهایت امر در سال ۱۹۸۳ م (۱۳۶۲ ه خ) در یکی از آسایشگاه های سالمندان شهر تهران بر اثر بیماری ذات الریه مرحوم و در آرامستان دولاب تهران مدفون شد.
بانو هلن استلماخ در سال ۱۹۶۴ م (۱۳۴۳ ه خ) پس از یک سال آشنایی با محمد علی نیکپور خشگرودی ازدواج و نام آمنه نیکپور  را برای خود انتخاب کرد. وی دارای دو فرزند پسر به نام های رضا و رامین بود.
از بانو هلن استلماخ در سال ۱۳۸۷ در جشنی که در سفارت لهستان در شهر تهران برگزار شده بود به عنوان ۵ بازمانده لهستانی در ایران تقدیر و قدردانی شد.
بانو هلن استلماخ با کمک همسر و پسرش در سال ۱۳۸۸ کتاب خاطراتش را با عنوان “از ورشو تا تهران” منتشر کرد. این کتاب در ۱۶۹ صفحه به خاطرات غم انگیز یک بانوی مهاجر اسیر لهستانی مقیم تهران می پرداخت.
خانم هلن استلماخ در نهایت امر پس از تحمل یک دوره بیماری سخت در روز سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ در بیمارستان شهید مصطفی خمینی مرحوم شد.
در نهایت امر با توجه به درخواست و وصیت بانو هلن استلماخ، پیکرش پس از تشییع از منزلش در حوالی میدان فردوسی به آرامستان دولاب شهر تهران انتقال و در صبح روز پنجشنبه ۷ اردیبهشت ماه در کنار مزار مادرش امیلیا آرام گرفت.

منبع: وب سایت سفرنویس.

▪️مولف کتاب:

محمدعلی نیک‌پور شوهر هلن استلماخ کتاب از تهران تا ورشو را در ۱۷۰ صفحه تالیف کرده است. او در لابه‌لای خاطرات او هر از چندگاهی به وضعیت روحی و واکنش‌های استلماخ اشاره‌ می‌کند. توجه به این جزئیات ظریف باعث می‌شود تا تاثیر نوشته بیشتر شود و ما به عنوان خواننده بتوانیم عمق تمام ماجراهایی را که هلن پشت سر گذاشته است را بهتر درک کنیم.
▪️خاطرات ملکه تاج‌الملوک (همسر اول رضا شاه و مادر محمدرضا شاه پهلوی)
▪️مصاحبه کنندگان: ملیحه خسرو داد، تورج انصاری، محمدعلی باتمانقلیج
▪️مؤسسه انتشارات به آفرین
▪️نوبت چاپ دوم ۱۳۸۰

✍️تهران در نگاه ملکه مادر (تاج الملوک)
«بخش اول»
... تهران در زمان قاجاریه یک ده بزرگ بود.
حدود و ثغور تهران آنقدر کوچک بود که یک نفر آدم اگر اراده می‌کرد. می‌توانست حداکثر در طول یک روز تهران را با پای پیاده دور بزند. پشت مجلس شورای ملی و مسجد سپهسالار صیفی کاری و مزارع گندم و کشتزار و یونجه زار بود که تا کاخ فرح آباد ادامه می‌یافت. از این طرف یعنی از طرف غرب تهران به میدان حسن آباد می‌رسید و بعد از میدان حسن آباد هم اراضی کشاورزی متعلق به فرمانفرما و سایرین بود. البته بعداً فرمانفرما این زمین‌ها را به رضا فروخت و رضا در آنجا کاخ شهری (کاخ مرمر) و کاخ ابیض و ساختمانهای دیگر را ساخت.
بقیه زمین‌ها هم تبدیل شد به مدرسه نظام و بعدها به دانشکده افسری از جنوب تهران به میدان مولوی (سر قبر آقا) می‌رسید البته در آن زمان مولوی را سر قبر آقا می‌گفتند و وجه‌التسمیه آن هم این بود که داماد ناصرالدین شاه که یک آخوند بود در این محل دفن شده و برایش گنبد و بارگاه ساخته بودند.
از شمال هم تهران محدود می‌شد به خندق‌های دروازه دولت و پل چوبی ... حالا چرا می‌گفتند پل چوبی؟! به این خاطر بود که آنجا کانال عمیقی ساخته بودند و روزها روی آن یک پل چوبی می‌انداختند تا مردم برای خارج شدن از تهران و رفتن به زمین‌های کشاورزی و مزارع و باغات اطراف تهران و شمیرانات از روی این پل عبور کنند و شبها هم این پل را بر می‌ذاشتند تا اجامر و اوباش وارد تهران نشوند یک ساعت به غروب مانده این پل را بر می‌داشتند باید اضافه کنم که دورتادور تهران این خندق وجود داشت و بعداً رضا دستور داد خندق‌ها را پر کردند و در شمال تهران روی همان خندق خیابان وسیع به سبک خیابان‌های اروپا ساختند که به نام رضا آن را خیابان شاهرضا می‌نامیدند!
چه تهرانی چه کشکی؟! تا قبل از آنکه رضا به سلطنت انتخاب شود تهران پایتخت همه پادشاهان دودمان قاجاریه بود اما کوچکترین قدم برای اصلاح این شهر برنداشته بودند. تابستان‌ها خاک جان مردم را می‌گرفت و زمستانها مردم تا زانو در گل و لای فرو می‌رفتند. خیابان‌های تهران عبارت بودند از خیابان ناصریه که در جلوی شمس العماره ساخته شده و تنها خیابان سنگ فرش و آبرومند تهران بود که یک سر آن به میدان توپخانه وصل می‌شد و سر دیگر آن به سبزه میدان بازار.
کچلی و تراخم و انواع بیماری جلدی در تهران غوغا می‌کرد و البته از بهداشت اصلاً خبری نبود.
آب تهران از کجا تأمین میشد؟
یک تعداد آب انبار در گوشه و کنار شهر بود که در مواقع بارندگی به آنها آب می انداختند و آنها را پر می‌کردند.
در داخل آب این آب انبارها انواع کرم و خاکشیر و حشرات موذی وول می‌خوردند.
اکثر مردم به خاطر آب آلوده دچار سالک بودند.
تنها عمارات معمور و زیبا و دیدنی متعلق به قاجار و رجال بود.
میدان ارگ قرق بود و هیچکس را راه نمی‌دادند از جلوی دهانه بازار ارگ شاهی شروع می‌شد که تمام میدان ارگ و ساختمان‌های اطراف آن را در بر می‌گرفت و آنقدر می‌آمد بالا که به میدان بهارستان و عمارت کامران میرزا می‌رسید.
رضا بعد از آنکه شاه شد همه این کاخ‌ها را خراب کرد و جای آنها کاخ دادگستری و اداره مالیه (وزارت دارایی) و عمارات جدید ساخت در شمال میدان بهارستان هم چند مجموعه کاخ بود که فتحعلی شاه قاجار ساخته بود. اصلاً اینکه می‌گویند بهارستان، بهارستان به خاطر همین کوشک فتحعلی شاه بود یعنی اینجا یک باغ خیلی بزرگ بود که یک سر آن همین میدان بهارستان فعلی تهران بود و سر دیگر آن به دروازه شمیران و خندق شمال تهران می‌رسید. رضا اینجا را هم داد خراب کرد.
من گاهی اوقات با رضا دعوا می‌کردم که این ساختمان‌های نفیس را خراب نکند. رضا می‌گفت هرچه که مردم را به یاد دودمان قاجاریه بیندازد، باید خراب شود تا جلوی چشم مردم نباشد این میدان بهارستان را از داخل همان باغ فتحعلی شاهی در آوردند.
ساختمان مجلس شورای ملی هم ملک شخصی سپهسالار بود. سپهسالار که بچه‌ای نداشت و بلاعقبه بود در زمان مظفرالدین شاه این ملک را به مردم تهران بخشید تا اولین مجلس شورای ملی در آنجا تشکیل شود. سهپسالار (وزیر جنگ) آدم خوبی بود همین مسجد واقع در میدان بهارستان را هم او با پول شخصی‌اش ساخت یک عمارت خوب دیگر هم در میدان توپخانه بود که به بانک ایران و روس تعلق داشت.
دردسرتان ندهم که اگر می‌خواستید عمارات معمور تهران را بشمارید به تعداد انگشتان دست خلاصه می‌شد.
▪️ادامه دارد ...
▪️خاطرات ملکه تاج‌الملوک (همسر اول رضا شاه و مادر محمدرضا شاه پهلوی)
▪️مصاحبه کنندگان: ملیحه خسرو داد، تورج انصاری، محمدعلی باتمانقلیج
▪️مؤسسه انتشارات به آفرین
▪️نوبت چاپ دوم ۱۳۸۰

✍️تهران در نگاه ملکه مادر (تاج الملوک)
«بخش دوم»
گل سرسبد این عمارات هم ساختمان شمس العماره بود که در ضلع شرقی کاخ گلستان قرار داشت و در واقع در شرقی کاخ گلستان از خیابان ناصریه و از داخل عمارت شمس العماره باز می‌شد.
معابر و شوارع عمومی هم بدون استثناء خاکی بودند هر وقت کالسکه یا گاری از این معابر عبور می‌کرد گردوخاک به هوا بلند می‌شد و در حلق و کام مردم میرفت.
مردم هم عموماً پا برهنه بودند و فقط اغنیا گیوه کرمانشاهی و یا گالش به پا می‌کردند؟
تا قبل از سلطنت رضا اتومبیل در تهران دیده نمیشد. دو سه دستگاه اتومبیل بود که به احمدشاه و محمدحسن میرزا تعلق داشتند. مردم به اتومبیل «ارابه آتشین میگفتند یک اتومبیل مال عهد ناصرالدین شاه بود که از طریق روسیه به ایران آورده بودند یعنی از انگلستان به روسیه برده و از روسیه به بندر پهلوی انزلی کنونی رسانده و از بندر پهلوی به تهران آورده بودند.
... در تهران آثار تمدن به سبک اروپایی از قبیل تیاتر - کنسرت و اپرا وجود نداشت.
در معابر و شوارع جوی آب کثیف روان بود و اکثر خانه ها هم منفذ فاضلاب خود را طوری تعبیه کرده بودند که فضولات انسانی به وسط کوچه و معبر عمومی روانه می‌شد.
در قهوه خانه‌ها مشتریان مخمور آزادانه به استعمال تریاک می‌پرداختند و استعمال تریاک و شیره‌امری عادی بود.
در بعضی از نقاط شهر شیره کش خانه‌های رسمی دایر بود و حتی بچه‌های خردسال از استعمال مواد افیونی ابایی نداشتند.
گدا هم از در و دیوار می‌بارید و گدایان از سروکول مردم بالا می‌رفتند.
بخصوص در اطراف امامزاده‌ها و اماکن مذهبی مثل سیدنصرالدین و سرقبرآقا و سایر مقابر آنقدر گدا جمع بود که چشم آدم سیاهی می‌رفت زنها اجازه داشتند به معابر و شوارع عمومی بیایند اما فقط با چادر و چاقچور و روبنده هیچ زنی بدون نقاب و رو بنده حق ورود به معابر شهر را نداشت. نزدیک غروب دروازه‌های شهر را می‌بستند و قبل از تاریک شدن هوا مردم به خانه هایشان پناه برده و کلون پشت در را محکم می‌کردند عیاران و طراران از دم دمای غروب بر شهر حاکم می‌شدند و بیچاره زنی بود که نتوانسته باشد خودش را به خانه برساند هرکس زودتر دستش می‌رسید، او را می‌ربود و با خود می‌برد و بی‌آبرو می‌کرد.
اعیان و اشراف تهران بیشتر در اطراف سفارتخانه‌های خارجی باغ و ملک و سکنی داشتند.
مهم‌ترین این خیابان‌ها به خیابان سفارتخانه‌ها معروف بود (خیابان فردوسی کنونی) که در آن سفارتخانه‌های دول انگلیس، آلمان، عثمانی، روسیه و چند سفارتخانه دیگر قرار داشت.
این خیابان از میدان توپخانه شروع شد و انتهای آن به خندق شمال تهران می‌رسید.
به موازات این خیابان یک خیابان دیگر هم وجود داشت که از پشت بانک ایران و روس در میدان توپخانه شروع می‌شد و آنهم در شمال شهر به خندق می‌رسید. این خیابان به خیابان لختی معروف بود،(خیابان سعدی فعلی) چون اغلب مردم در این خیابان مورد حمله اوباش قرار گرفته و آنها را به اصطلاح لخت می‌کردند!
من منظره سفارت فخیمه انگلستان هنوز به یادم هست.
سفارت انگلیس و ملحقات آن را چهار دیوار بلند احاطه کرده و یک عده نظامی هندی جلوی در به پاسبانی اشتغال داشتند. بیرق دولت فخیمه انگلیس برفراز در ورودی سفارت در اهتزاز بود و موقع غروب آفتاب یک نفر هندی با شمشیر کشیده آن را پائین می‌آورد و فردا صبح مجدداً آنرا طی مراسمی بالا می‌برد.
روح لاابالی گری و شرارت بر شهر حاکم بود به همین خاطر هر وقت خارجی ها با کالسکه خود وارد شهر می‌شدند. تعدادی اسب سوار مسلح به شمشیر و طپانچه در اطراف آنها بودند تا اوباش مزاحم خارجی‌ها نشوند.
متمولین تهران هم کالسکه اسبی داشتند و به همین ترتیب، یعنی با قراول يساول رفت و آمد می‌کردند. در نقاط مختلف شهر اصطبل وجود داشت برای نگهداری اسب و دواب. اغنیاء در منزل خودشان اصطبل و کالسکه خانه مخصوص خودشان را داشتند. در بعضی مناطق مثل اطراف باغشاه و بهارستان و مولوی کاروانسرا هم بود.
آها .... یادم رفت بگویم که بین خیابان سفارتخانه‌ها و خیابان لختی یک خیابان باریکتر هم بود که دو طرف آن لوله لامپا کار گذاشته بودند و غروب‌ها داخل أنها مشعل روشن می‌کردند به همین خاطر به این خیابان لاله زار می‌گفتند. بعداً که امین الضرب اولین کارخانه برق را به ایران آورد و راه انداخت این لوله لامپاها را جمع کردند و داخل آنها چراغ برق کشیدند.
▪️ادامه دارد ...
▪️خاطرات ملکه تاج‌الملوک (همسر اول رضا شاه و مادر محمدرضا شاه پهلوی)
▪️مصاحبه کنندگان: ملیحه خسرو داد، تورج انصاری، محمدعلی باتمانقلیج
▪️مؤسسه انتشارات به آفرین
▪️نوبت چاپ دوم ۱۳۸۰

✍️تهران در نگاه ملکه مادر (تاج الملوک)
«بخش سوم»
کارخانه برق حاج امین الضرب زیر میدان بهارستان و نزدیک توپخانه قرار داشت و از آنجا سیم کشیده و به کاخ گلستان برق برده بودند. چون کارخانه حاج امین الضرب در این منطقه برق تولید می‌کرد مردم کم کم اسم گذری را که کارخانه برق در آن قرار داشت خیابان چراغ برق گذاشتند. اجناس به سبب آنکه از مسافت دور و طولانی به تهران وارد می‌شد خیلی گران بودند و فقط قیمت مواد غذایی و میوه و صیفی و سبزی ارزان بود. «نفت» یک کالای تجملی بود مردم معمولی خانه خود را با چراغ موشی روشن می‌کردند.
چراغ موشی یک فتیله داشت و داخل آنهم پی گاو و گوسفند می‌ریختند. درست مثل عهدی که بشر غارنشین بود. با آنکه نفت از مملکت ایران به انگلستان می‌رفت اما قیمت نفت در ایران ده برابر قیمت نفت در انگلستان بود.
بعد که رضا روی کارآمد اوضاع تهران قدری بهتر شد و کم کم در مرکز شهر مظاهر غربی و دنیای متمدن پیدا شد.
تا آن موقع در تهران هتل و مهمانخانه و مسافر خانه وجود نداشت. اما پس از به سلطنت رسیدن رضا در لاله زار و اطراف توپخانه چند مسافرخانه و هتل و رستوران درست شد حتی یک سینما هم ساخته شد.
روی سر مردم آثار کچلی التیام یافته بلا استثناء دیده می‌شد و قریب به اتفاق مردم یا کچل التیام یافته بودند یا هنوز با کچلی دست و پنجه نرم می‌کردند. کچلی و تراخم و سالک سه بیماری معمول در تهران بود و اکثر مردم به آن مبتلا بودند. مریضخانه مجهز هم در تهران نبود و دارو هم پیدا نمیشد. دوا و درمان مطابق صدها سال قبل انجام می‌شد و مردم در موقع مریضی از انواع جوشانده و داروهای گیاهی استفاده می‌کردند و یا به شاه عبدالعظیم و سرقبرآقا رفته و از ر مال‌ها دعا می‌گرفتند.
مفسده‌های اخلاقی هم در تهران علی الخصوص پشت خندق‌های جنوب تهران رایج بود و به خاطر آن عده زیادی مبتلا به سفلیس و امراض خطرناک شده و بعضاً کور شده بودند.
ثروتمندان و رجال و اعیان و اغنیا و نجبا دارای منازل و ابنیه آبرومند و بزرگ بودند که به آنها پارک می‌گفتند.
مثل پارک امین‌الدوله که از خانه‌های مشجر بزرگ تهران بود. تجار و بازرگانان و اعیان و رجال تابستان‌ها همراه با خانواده هایشان و نوکر و کلفت و خدمه‌اشان روانه شمیران می‌شدند.
شمیران بواقع دلنواز و روح پرور بود من هم گاهی اوقات تابستانها همراه پدر و خانواده ام به شمیران می‌رفتم در شمیران قاجارها یک مقر تابستانی داشتند که بعداً رضا آنرا توسعه داد و ساختمان‌های کاخ سعدآباد را در آنجا ساخت.
سفارت خانه‌های خارجی هم در شمیران دارای تیول و املاک فراوان بودند.
سفارت انگلیس قلهک را صاحب بود و سفارت روسیه زرگنده را عثمانی و اطریش و آلمان و دیگران هم دارای باغات و املاک زیاد بودند و عامه مردم عثمانی را روم شرقی می‌شناختند محل باغ عثمانی را که چون جلوی آن پل بزرگی روی رودخانه شمیران زده بودند پل رومی می‌نامیدند! کدخدای این دهات را هم روس و انگلیس انتخاب می‌کردند و احدی حق دخالت در امور دهات زرگنده و قلهک و امثالهم را که تیول سفارتخانه‌های خارجی بودند، نداشت. خانه‌های عوام همه از خشت خام و سقف آنها از تیرهای چوبی ساخته می‌شدند.
در شهر امنیت و نظم و انضباط دست جاهل‌ها و قداره‌بندها بود. گاهی اوقات جاهل‌های یک محل با جاهل‌های دیگر محلات درگیر می‌شدند و با قم و قداره همدیگر را مضروب و مقتول می‌ساختند.
این بود شمه‌ای از اوضاع تهران در آن سالها که رضا هنوز شاه نشده بود. شما از من نخواهید که بیشتر از این حرف تهران را بزنم خیلی خاطرات دارم اما اگر بخواهم همه آنها را شرح بدهم به معنای واقعی خسته خواهم شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران قدیم. متحرک‌سازی هوش مصنوعی

خاطرات کودکی، داریوش شایگان

تهران سال‌های بیست هنوز شهر کوچکی بود و ما با درشکه رفت‌وآمد می‌کردیم. محله مدرن شهر بیش از شش هفت خیابان نداشت. همه ساختمان‌های جدید در این خیابان‌ها قرار داشتند. سینما، کافه‌، هتل‌، سفارت‌خانه‌. به جنوب شهر که می‌رفتیم، شاهد دنیایی به‌کلی متفاوت بودیم. سنت و تجدد هریک فضاهای خاص خود را داشتند و با مرزهای نامرئی تفکیک شده بودند. رفتار مردم در محله‌های شمال شهر بسیار مودبانه بود. مردانی که در خ استانبول، مرکز زنده و مفرح شهر به آشنایی برمی‌خوردند با برداشتن کلاه، عرض ادب می‌کردند و من از دیدن این صحنه مسحور می‌شدم. خانم‌ها بی‌حجاب بودند و بعضی از آن‌ها بسیار برازنده و خوش‌لباس.

بامقایسه تهران آن روزگار با تهران کنونی، به‌نظرم می‌رسد که زمان را برعکس طی کرده‌ام، در دوره‌ای زندگی می‌کنم که آسمان‌خراش‌های غول‌آسا و بزرگراه‌های بی‌دروپیکر، مردمانی با هویت تاریخی نامعلوم را در خود جای داده‌اند. این نه ایران سنتی گذشته است، نه مدرنیته نوپایی که در کودکی تجربه کردم!

📚 در جست‌وجوی فضاهای گمشده، ص۱۳۶و۱۳۷، داریوش شایگان
https://t.me/persianTreasures
@sokhanranihaa
@sokhanranihaa
🔊فایل صوتی

احمد کسروی می‌نویسد: «روشنفکران جوان احتمالاً نمی‌توانند حکومت رضا شاه را درک کنند و بنابراین احتمالاً نمی‌توانند قضاوت کنند. نمی‌توانند، زیرا جوان‌تر از آنند که اوضاع پر آشوب و وخیمی که خودکامه‌ای به نام رضا شاه از آن برخواست را به یاد آوردند.» در این قسمت از مورخ، روزهای پایانی رضا شاه و اونچه در مسیر تبعید، از تهران تا بندرعباس بر او گذشت را برای شما روایت خواهیم کرد.
📌"منابع"
کتاب مقاومت شکننده اثر جان فوران، کتاب تاریخ بیست ساله ایران اثر حسین مکی، کتاب ایران بین دو انقلاب اثر یرواند آبراهامیان، کتاب خون و نفت خ‍ون و ن‍ف‍ت: خ‍اطرات ی‍ک ش‍اه‍زاده ای‍ران‍ی اثر منوچهر فرمانفرمائیان و کتاب رضا شاه، اثر صادق زیباکلام و کتاب ایرانیان، اثر همایون کاتوزیان

📌این اپیزود به قلم حامد سیاسی راد، تنظیم برای مورخ احمدهاشمی تهیه و تولید شد.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تاسیس اولین دانشگاه در ایران

فیلم تاریخی ‌احداث دانشگاه تهران به همت رضا شاه، گسترش و تحول نظام آموزشی و دانشگاهی دوران پهلوی

پیشنهاد اولیهٔ ساخت دانشگاه را اسماعیل سنگ در سال ۱۳۰۵ ش داد و کلیات طرح تأسیس دانشگاه تهران را سال ۱۳۰۷، محمود حسابی بر طبق دستور رضاشاه به وزیر معارف وقت، اعتمادالدوله قراگوزلو پیشنهاد کرد.
اما این طرح تا رسیدن علی اصغر حکمت به سمت وزارت معارف دنبال نشد. 

وزیر دربار وقت، عبدالحسین تیمورتاش، از طرف رضاشاه پهلوی، عیسی صدیق را مأمور کرد تا در سال ۱۳۱۰ به آمریکا سفر کرده و پس از مطالعه در «تأسیسات علمی دنیای جدید»، طرحی برای تأسیس دانشگاه به دولت تقدیم نماید.

با پیگیری  علی اصغر حکمت، بنیان دانشگاه تهران در هشتم خرداد ۱۳۱۳ به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
علی‌اکبر داور با تخصیص بودجه  به میزان ۲۵۰٬۰۰۰ تومان به وزارت معارف، زمین مناسب دانشگاه یافته شده و پس از جستجو در میان ابنیه، باغ‌ها و زمین‌های آن روز تهران، باغ جلالیه را برای احداث دانشگاه برگزیدند.

#تاریخ_معاصرایران
https://t.me/persianTreasures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان قابل تامل مهندس ایرج حسابی فرزند دکتر حسابی در رابطه با ملاقات پروفسور محمود حسابی با رضاشاه  در خصوص تأسیس دانشگاه تهران :

۱)اهمیت و علاقه فراوان رضاشاه  به علم و علم آموزی.

۲)توجه رضاشاه به تکنوکرات‌ها و متخصصین و شنیدن کلام آنها و اجابت خواسته‌هایشان

۳)وقت شناسی رضاشاه
پهلوی

https://t.me/persianTreasures
رضاشاه پهلوی :

«.. من مشروطه‌طلبم، اما مشروطه‌ای که اساس آن حفظ استقلال مملکت و اقتدار دولت باشد....»

منبع :
( کتاب نفیس و تاریخی «خاطرات رجال عصر پهلوی.» ..)
https://t.me/persianTreasures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشی تاریخی از تاجگذاری رضا شاه ...

مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ در تالار سلام انجام شد.
تدارکات این مراسم بر عهدهٔ تیمورتاش بود ولی رضاشاه تاج شاهان قاجار را بر سر نگذاشت ، بلکه  تاج جدیدی با الگوبرداری از تاج شاهان ساسانی برای رضا شاه و سلسلهٔ جدید طراحی شد.

رضاشاه دوران خردسالی را در فقر گذراند .
او از ۱۲ سالگی به نظام پیوست و مدارج ترقی را پیمود.
در ۲۵ دی ۱۲۹۹، او از سوی ژنرال انگلیسی ادموند آیرونساید به‌عنوان فرمانده قوای قزاق منصوب شد و دو ماه بعد، در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، نیروهای قزاق به فرماندهی او، تهران را تصرف کردند.
رضاخان ابتدا در مقام وزیر جنگ، بسیاری از ناآرامی‌ها و راه‌زنی‌ها را از بین برد و سپس در ۵ آبان ۱۳۰۲، با فرمان احمدشاه به منصب نخست‌وزیری گمارده شد و دو سال بعد، با رأی مجلس به پادشاهی رسید.
او تنها رهبر تاریخ ایران هست که توسط مجلس و نمایندگان مردم به شاهی رسید ، نه با جنگ و ناآرامی و هرج و مرج ..!!

 رضاشاه ، پادشاهی را مدیون پشتکار و اراده‌اش در نظم دادن به امور در سمت وزارت جنگ و نخست‌وزیری بود.


#تاریخ_معاصرایران
https://t.me/persianTreasures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚂 ۴ شهریور سالروز آغاز به کار راه آهن ایران در سال ۱۳۱۷ خورشیدی گرامی باد

#راه_آهن_سراسری_ایران

#میراث_جهانی

⬅️ یکی از شاهکارهای مهندسی دنیا در قرن بیستم
راه آهن سراسری ایران



گرچه تاریخچه ایجاد راه اهن در ایران به دوران ناصرالدین شاه و حدود ۱۷۰ سال قبل و راه اندازی خط رشت به بندر انزلی در استان گیلان و بعدها خط محمودآباد به آمل در استان مازندران و در سال ۱۲۹۵ (۱۰۲ سال قبل) تنها خط برقی کشور هم از تبریز به جلفا ، باز میگردد اما ایجاد یک راه آهن سراسری در ایران همواره یکی از آرزوهای بزرگ و ملی محسوب می‌گردید؛ و با اینکه در حدود نیم قرن کوشش‌ هایی در انجام این امر خطیر به عمل می‌آمد ولی تحقق این آرزوی ملی تا سال ۱۳۰۶ در دوران حکومت رضاشاه پهلوی به طول انجامید در واقع در روز چهارم اسفند ۱۳۰۵ شمسی لایحه تأسیس راه‌آهن سراسری ایران به تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی رسید. تا سرانجام خط سراسری از شمال به جنوب کشور ایجاد و راه اندازی شود

جالب است بدانید در یک قرارداد در دوران ناصرالدین شاه و پسرش مظفرالدین شاه بابت پیمان نامه و دریافت وام ۶۰۰۰۰۰۰۰ فرانکی از روسیه ، به مدت ۲۰ سال ایران متعهد شد که خطوط راه آهن نسازد !


نحوه تامین بودجه راه اهن سراسری

در دوران رضاشاه برای اینکه ساخت راه آهن با سرمایه داخلی انجام یابد و کشور زیر بار وام از کشورهای خارجی نرود و از طرفی تحمل هزینه آن برای ملت ایران هم طاقت فرسا نباشد ، قبل از شروع به ساختمان راه آهن دولت قانون انحصار قند و شکر و چای را وضع و در نهم خرداد ۱۳۰۴ به تصویب مجلس شورای ملی رسانید. بموجب این قانون مقرر گردید از هر ۴ کیلو قند و شکر دو ریال و از هر سه کیلو چای ۶ ریال مالیات اخذ و درآمد حاصله ازآن صرف هزینه ساختمان راه آهن سراسری گردد. راه آهن سراسری ایران بندر شاهپور (بندر امام خمینی فعلی) در ساحل خلیج فارس را به بندر شاه (بندر ترکمن فعلی) در ساحل دریای مازندران وصل می‌کرد. در طول اصلاحات ارضی محمد رضا شاه در سال ۱۹۶۳ به عنوان بخشی از «انقلاب سفید» راه آهن سراسری برای پیوند تهران به مشهد، تبریز و اصفهان ادامه داده شد.

راه آهن ایران تا پایان سال ۱۳۹۴ حدود ۹۲۱۵ نفر پرسنل داشته است و در همین سال ۲۴.۵ میلیون مسافر و ۳۵٫۶ میلیون تن بار را جاب‌جا کرده ‌است. ایران دارای ۱۳۴۳۷ کیلومتر (در انتهای سال ۱۳۹۵) شبکه ریلی استاندارد و ۹۶ کیلومتر (میرجاوه-زاهدان) خطوط ریلی عریض و ۱۴۹ کیلومتر خط برقی (تبریز-جلفا) است.
📽 #فیلم_تاریخی ساخت پل ورسک

🌉 # پل ورسک از بزرگ‌ ترین پل‌های #راه‌_آهن سراسری ایران است که در ارتفاعات #روستای_ورسک در شهرستان سواد کوه در استان مازندران قرار دارد.

🔸 این پل که از شاهکارهای مهندسی به حساب می‌آید در سال ۱۳۱۵ بازگشایی شد.

🔹 پل ورسک که #راه‌آهن_سراسری تهران ـ شمال را به هم متصل می‌کند در ارتفاع ۱۱۰ متری از ته دره با دهانه ۶۶ متری و با وسایلی ابتدایی ساخته شد.

🔸 پل ورسک در شمار مهمترین آثار فنی مهندسی راه آهن شمال ایران محسوب می‌شود که در مهرماه ۱۳۵۶ با شماره ۱۵۳۴ ثبت آثار ملی شده است.

🔹 ورسک از جمله پل‌ های استراتژیک ایران است که توسط شرکت #دانمارکی #کامپساکس و با تضمین  ۷۰  ساله احداث شد.

🔸 این پل در دوران #جنگ_جهانی_دوم توسط #چرچیل، نخست‌وزیر وقت #انگلیس #پل_پیروزی لقب گرفت.

🔹 همچنین در ۲۳ تیرماه ۱۳۲۴ بنابر پیشنهاد #وزارت_راه، پل ورسک به نام پل پیروزی نامیده شد.

🔸 این پل فقط مخصوص عبور قطار است و در حال حاضر قطارهای مسافری #تهران _ #ساری و #تهران -#گرگان پس از گذشت بیش از ۷۰ سال هر روز چندین مرتبه از روی آن می‌گذرند.

🔹 همچنین قطارهای باری و سوختی نیز از روی آن عبور می‌کنند. امروزه پل ورسک علاوه براهمیت ویژه در صنعت حمل ونقل، از #جاذبه‌های_سیاحتی #ایران نیز محسوب می‌گردد.

🔸 نام پل ورسک در کتاب رکورد #گینس ، در بخش پل‌های با ارتفاع بیش از ۶۱ متر به ثبت رسیده است.
ماجرای جدایی آرارات بزرگ از ایران را به دوران پهلوی نسبت می دهند ولی روایت دقیقتر این هست که این بخش از ایران بزرگ در زمان قاجار از ایران جدا شد‌ و بعدا در جنگ جهانی اول ضمیمه خاک ترکیه گشت.

#ایران #گرانیگاه #تاریخ #تحلیل_اجتماعی #خاورمیانه #توسعه #آرارات #کوه‌_های_آرارات
https://www.instagram.com/reel/DN_KxbLjWgQ/?igsh=MWZ0c3F2cnl2ZjY5eQ==