البته کاخ سفید معمولاً از آزادی عمل بالایی در تصمیمگیری برای انجام عملیاتهای ویژه محدود برخوردار است، زیرا کنگره آمریکا در این خصوص خیلی اعمال کنترل نمیکند. این مأموریتها اغلب بسیار محرمانه یا محدود هستند بنابراین خیلی موجب برانگیخته شدن واکنش افکار عمومی نیز نمیشوند.
مثلا ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود در سال ۲۰۱۹، نیروهای ویژه نیروی دریایی را برای یک مأموریت نظارتی مخفی در کره شمالی اعزام کرد. این نیروها به طور تصادفی با ماهیگیران کرهای روبرو شدندو این ماهیگیران کشته شدند. چند سال طول کشید تا جزئیات این ماموریت آشکار شود و منجر به رسوایی سیاسی بزرگی نشد.
گزینه دیگر ضربه به اقتصاد ایران با استفاده از نیروهای ویژه است.
ممکن است ایالات متحده برای فلج کردن اقتصاد ایران، حملات محدودی را با هدف قرار دادن بنادر یا جزایر کلیدی انجام دهد. اگرچه این امر نیاز به استقرار نیروهای زمینی بسیار کمتری نسبت به یک حمله کامل دارد، اما همچنان خطر تلفات نیروهای آمریکایی و درگیر شدن بیشتر ایالات متحده را به همراه خواهد داشت.
چنین حملات محدودی به هزاران نیرو و پشتیبانی هوایی و دریایی قابل توجه نیاز دارد. اما همچنان مقیاس نیروی زمینی در این نوع حمله پائین است و این نوع حمله از زمره یک حمله تمام عیار محسوب نمیشود بنابراین لزوما نیازی به جلب حمایت گسترده افکار عمومی آمریکا و یا جلب حمایت کنگره نخواهد داشت.
واحدهایی مانند هنگ ۸۲ هوابرد که به منطقه اعزام شدهاند یا واحدهای ۱۵ یا ۲۶ تفنگدار دریایی که از قبل به گروههای ضربت ناو هواپیمابر ملحق شدهاند، میتوانند در جزایر ایرانی که برای کنترل سواحل و صادرات نفت کشور کلیدی هستند، مانند جزیره خارک، کیش و قشم، پیاده شوند.
در یک سناریوی پرریسکتر، نیروهای آمریکایی حتی ممکن است سعی کنند کنترل یک بندر بزرگ مانند بندرعباس یا چابهار را که برای تجارت ایران بسیار مهم هستند، به دست گیرند. علاوه بر این، برخی از نیروهای زمینی ممکن است شهرهای بزرگ ایران را تهدید کنند.
اما حملات آبی-خاکی و هوایی از پیچیدهترین عملیاتهای نظامی هستند و ایالات متحده از زمان جنگ کره در دهه ۱۹۵۰ تاکنون چنین عملیاتهایی را انجام نداده است.
همچنین خطرات قابل توجهی برای نیروهای آمریکایی که سعی در چنین فرودهایی دارند وجود دارد، زیرا آنها در معرض ضدحمله پهپادها و موشکها قرار میگیرند و اگر در یک منطقه پرجمعیت فرود بیایند، ممکن است در یک نبرد شهری گیر بیفتند.
علاوه بر این، نیروهای آمریکایی در خاک ایران احتمالاً واکنشهای ملیگرایانه را در داخل ایران دامن میزند و نوعی روحیه دفاعی برمیانگیزد.حضور نیروهای زمینی در این مقیاس تقریباً به طور حتم واکنشهای سیاسی علیه جنگ را ایالات متحده را تشدید میکند و حمایت داخلی ترامپ را بیشتر تضعیف میکند.
علاوه بر این، مشخص نیست که اگر جمهوری اسلامی به شدت پاسخ دهد،، ایالات متحده چگونه میتواند با موفقیت خود را از چنین عملیاتی خلاص کند. چراکه در صورت واکنش شدید جمهوری اسلامی، این پتانسیل وجود دارد که ایالات متحده درگیر یک عملیات طولانی اشغال در ایران شود. و این یعنی یک جنگ فرسایشی.
نیروهای آمریکایی پیش از این نیز برای تأثیرگذاری بر کلید زدن تغییرات سیاسی در بنادری مانند هائیتی در سال ۱۹۹۴، پاناما در سال ۱۹۸۹ و بیروت در سال ۱۹۵۸ فرود آمدهاند. اما این فرودها بدون مخالفت و بدون آتش دشمن انجام شده بودند. آخرین تهاجم آبی خاکی پرتنش ژی کهایالات متحده انجام داد، در اینچئون، کره، در سال ۱۹۵۰ بود.
جزیره خارک حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را تشکیل میدهد و از نظر اقتصادی برای دولت بسیار حیاتی تلقی میشود. اما اگر این جزیره تصرف شود، ایران تهدید کرده است که حملات خود را به زیرساختهای انرژی کشورهای عربی خلیج فارس تشدید خواهد کرد و خطر اختلالات بیشتر در بازارهای جهانی نفت و گاز را افزایش میدهد. همچنین مشخص نیست که آیا ایران بدون تلاش برای نابودی زیرساختهای خارک، به ایالات متحده اجازه اشغال جزیره را میدهد یا خیر.
گزینه سوم که شدیدترین و بعیدترین سناریو است از این قرار است که ایالات متحده یک تهاجم زمینی بزرگ را آغاز کند، با هدف تضعیف قابلیتهای متعارف ایران برای ایجاد یک شورش تمامعیار، یا به دست گرفتن کنترل شهرهای بزرگ ایران برای تغییر رژیم.
آغاز یک عملیات زمینی بزرگ در ایران مستلزم غلبه بر موانع لجستیکی، سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی است. هرچند شدت این موانع به نوع ماموریت انتخاب شده بستگی دارد. ایالات متحده ممکن است بخواهد از نیروهای زمینی متعارف و برتری تکنولوژیکی خود برای نابودی ساختارهای نظامی و دفاعی ایران بر روی زمین استفاده کند تا به یک دولت مخالف اجازه دهد قدرت را به دست گیرد.👇
مثلا ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود در سال ۲۰۱۹، نیروهای ویژه نیروی دریایی را برای یک مأموریت نظارتی مخفی در کره شمالی اعزام کرد. این نیروها به طور تصادفی با ماهیگیران کرهای روبرو شدندو این ماهیگیران کشته شدند. چند سال طول کشید تا جزئیات این ماموریت آشکار شود و منجر به رسوایی سیاسی بزرگی نشد.
گزینه دیگر ضربه به اقتصاد ایران با استفاده از نیروهای ویژه است.
ممکن است ایالات متحده برای فلج کردن اقتصاد ایران، حملات محدودی را با هدف قرار دادن بنادر یا جزایر کلیدی انجام دهد. اگرچه این امر نیاز به استقرار نیروهای زمینی بسیار کمتری نسبت به یک حمله کامل دارد، اما همچنان خطر تلفات نیروهای آمریکایی و درگیر شدن بیشتر ایالات متحده را به همراه خواهد داشت.
چنین حملات محدودی به هزاران نیرو و پشتیبانی هوایی و دریایی قابل توجه نیاز دارد. اما همچنان مقیاس نیروی زمینی در این نوع حمله پائین است و این نوع حمله از زمره یک حمله تمام عیار محسوب نمیشود بنابراین لزوما نیازی به جلب حمایت گسترده افکار عمومی آمریکا و یا جلب حمایت کنگره نخواهد داشت.
واحدهایی مانند هنگ ۸۲ هوابرد که به منطقه اعزام شدهاند یا واحدهای ۱۵ یا ۲۶ تفنگدار دریایی که از قبل به گروههای ضربت ناو هواپیمابر ملحق شدهاند، میتوانند در جزایر ایرانی که برای کنترل سواحل و صادرات نفت کشور کلیدی هستند، مانند جزیره خارک، کیش و قشم، پیاده شوند.
در یک سناریوی پرریسکتر، نیروهای آمریکایی حتی ممکن است سعی کنند کنترل یک بندر بزرگ مانند بندرعباس یا چابهار را که برای تجارت ایران بسیار مهم هستند، به دست گیرند. علاوه بر این، برخی از نیروهای زمینی ممکن است شهرهای بزرگ ایران را تهدید کنند.
اما حملات آبی-خاکی و هوایی از پیچیدهترین عملیاتهای نظامی هستند و ایالات متحده از زمان جنگ کره در دهه ۱۹۵۰ تاکنون چنین عملیاتهایی را انجام نداده است.
همچنین خطرات قابل توجهی برای نیروهای آمریکایی که سعی در چنین فرودهایی دارند وجود دارد، زیرا آنها در معرض ضدحمله پهپادها و موشکها قرار میگیرند و اگر در یک منطقه پرجمعیت فرود بیایند، ممکن است در یک نبرد شهری گیر بیفتند.
علاوه بر این، نیروهای آمریکایی در خاک ایران احتمالاً واکنشهای ملیگرایانه را در داخل ایران دامن میزند و نوعی روحیه دفاعی برمیانگیزد.حضور نیروهای زمینی در این مقیاس تقریباً به طور حتم واکنشهای سیاسی علیه جنگ را ایالات متحده را تشدید میکند و حمایت داخلی ترامپ را بیشتر تضعیف میکند.
علاوه بر این، مشخص نیست که اگر جمهوری اسلامی به شدت پاسخ دهد،، ایالات متحده چگونه میتواند با موفقیت خود را از چنین عملیاتی خلاص کند. چراکه در صورت واکنش شدید جمهوری اسلامی، این پتانسیل وجود دارد که ایالات متحده درگیر یک عملیات طولانی اشغال در ایران شود. و این یعنی یک جنگ فرسایشی.
نیروهای آمریکایی پیش از این نیز برای تأثیرگذاری بر کلید زدن تغییرات سیاسی در بنادری مانند هائیتی در سال ۱۹۹۴، پاناما در سال ۱۹۸۹ و بیروت در سال ۱۹۵۸ فرود آمدهاند. اما این فرودها بدون مخالفت و بدون آتش دشمن انجام شده بودند. آخرین تهاجم آبی خاکی پرتنش ژی کهایالات متحده انجام داد، در اینچئون، کره، در سال ۱۹۵۰ بود.
جزیره خارک حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را تشکیل میدهد و از نظر اقتصادی برای دولت بسیار حیاتی تلقی میشود. اما اگر این جزیره تصرف شود، ایران تهدید کرده است که حملات خود را به زیرساختهای انرژی کشورهای عربی خلیج فارس تشدید خواهد کرد و خطر اختلالات بیشتر در بازارهای جهانی نفت و گاز را افزایش میدهد. همچنین مشخص نیست که آیا ایران بدون تلاش برای نابودی زیرساختهای خارک، به ایالات متحده اجازه اشغال جزیره را میدهد یا خیر.
گزینه سوم که شدیدترین و بعیدترین سناریو است از این قرار است که ایالات متحده یک تهاجم زمینی بزرگ را آغاز کند، با هدف تضعیف قابلیتهای متعارف ایران برای ایجاد یک شورش تمامعیار، یا به دست گرفتن کنترل شهرهای بزرگ ایران برای تغییر رژیم.
آغاز یک عملیات زمینی بزرگ در ایران مستلزم غلبه بر موانع لجستیکی، سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی است. هرچند شدت این موانع به نوع ماموریت انتخاب شده بستگی دارد. ایالات متحده ممکن است بخواهد از نیروهای زمینی متعارف و برتری تکنولوژیکی خود برای نابودی ساختارهای نظامی و دفاعی ایران بر روی زمین استفاده کند تا به یک دولت مخالف اجازه دهد قدرت را به دست گیرد.👇
👍12👎1
چنین استراتژیای ممکن است موازی با حمله کردهای مسلح و فعالیت کماندوها که اعتراضات و شورشها را در پشت خطوط مقدم سازماندهی میکنند، انجام شود؛ عملیاتی مشابه استراتژی ایالات متحده در افغانستان در سال ۲۰۰۱، که به شدت به نیروهای نیابتی محلی برای گرفتن کنترل کشور از طالبان متکی بود.
اگر این طرح عملی به نظر نرسد، ایالات متحده ممکن است در عوض یک حمله زمینی تمامعیار مشابه حمله سال ۲۰۰۳ به عراق را در نظر بگیرد. هر دوی این طرحها نیازمند ماهها تقویت تجهیزات و زیرساختهای نظامی در منطقه هستند.
آمریکا نیاز دارد تا سایر کشورهای منطقه نیز میزبان این تعداد بسیار زیاد از نیروهای آمریکایی باشند و از خطوط تدارکاتی آنها پشتیبانی کنند. البته بسیار بعید است که ترکیه، از چنین عملیاتی حمایت کند، و عراق نیز چنین نخواهد کرد. بنابراین ایالات متحده تنها گزینههای نامطلوب فرودهای آبی-خاکی بزرگ از کشورهای عربی خلیج فارس و یا حمله محدود از سمت آذربایجان را روی میز خواهد داشت.
در حال حاضر، هیچ یک از این کشورها، به حمله ایالات متحده به ایران چراغ سبز نشان نمیدهند، هرچند اگر جنگ ماهها طول بکشد و ایران خسارات قابل توجهی به آنها وارد کند، ممکن است این وضعیت تغییر کند.
ضمن اینکه آغاز یک حمله زمینی بزرگ به ایران به حمایت سیاسی قابل توجهی در داخل آمریکا نیز نیاز دارد. دولت ترامپ چارهای ندارد جز اینکه کنگره را قانع کند تا هزینههای دفاعی لازم و اختیارات جنگی برای چنین بسیج نیروی گستردهای تصویب کند.
اما این امر بعید است مگر اینکه ایران آسیب اقتصادی و نظامی شدیدی به ایالات متحده وارد کند تا افکار عمومی آمریکا را به نفع جنگ زمینی تمام عیار تغییر دهد.
با فرض اینکه ایالات متحده از این موانع متعدد عبور کند، تجمع صدها هزار نیرو و نیروهای پشتیبانی برای حمله آغاز کار خواهد بود. احتمالاً تمرکز بر فرودهای آبی-خاکی در امتداد سواحل ایران و تلاش برای به دست گرفتن کنترل برخی از شهرهای بزرگ ایران و خوزستان نفتخیز در امتداد مرز عراق خواهد بود.
در نهایت، هدف این خواهد بود که یا ارتش ایالات متحده یا متحدان نیابتی آن، کنترل تهران را به دست گیرند. چنین عملیاتی احتمالاً ماهها یا حتی سالها طول خواهد کشید، به خصوص اگر ایالات متحده به جای طی کردن مسیر طولانی از ساحل تا خود تهران، به یک نیروی نیابتی متکی باشد. این امر ایالات متحده را در یک پروژه درگیری و اشغال طولانی مدت در ایران گرفتار خواهد کرد که ممکن است سالها، اگر نگوئیم دههها، طول بکشد تا به پایان برسد.
در چنین شرایطی منابع نظامی ایالات متحده از اروپا و آسیا دور خواهد شد، تمرکز بر چین تضعیف خواهد شد و استراتژی اعلامن شده امنیت ملی آمریکا به بیراهه خواهد رفت. ضمن اینکه چنین کمپینی به مرور زمان حمایت افکار عمومی را نیز از دست خواهد داد.
ایالات متحده برای شکستدادن ارتش ایران، به صدها هزار نیروی ارتش، تفنگداران دریایی و واحدهای گارد ملی نیاز دارد. استقرار و آموزش این تعداد نیرو ماهها طول میکشد. یادمان باشد که بیش از شش ماه طول کشید تا بیش از 200 هزار سرباز در حمله ایالات متحده به عراق بسیج شوند. حمله به ایران به دلیل وسعت بیشتر و جغرافیای متنوعتر و پیچیدهتر، همراه با احتمال نیاز به فرودهای آبی-خاکی، پیچیدهتر خواهد بود.
ضمن اینکه کنگره ایالات متحده باید حمله زمینی به ایران را تصویب کند. دلیل این امر این است که چنین عملیات گستردهای از مهلت ۶۰ روزه تعیین شده توسط قانون اختیارات جنگی برای اقدام نظامی یکجانبه توسط رئیس جمهور فراتر خواهد رفت. البته ترامپ ممکن است چنین شرطی را نادیده بگیرد. اما این کار را بکند، بودجه کنگره برای عملیات نظامی به خطر خواهد افتاد و بحران سیاسی تازهای بین کنگره و کاخ سفید ایجاد خواهد شد
اگر این طرح عملی به نظر نرسد، ایالات متحده ممکن است در عوض یک حمله زمینی تمامعیار مشابه حمله سال ۲۰۰۳ به عراق را در نظر بگیرد. هر دوی این طرحها نیازمند ماهها تقویت تجهیزات و زیرساختهای نظامی در منطقه هستند.
آمریکا نیاز دارد تا سایر کشورهای منطقه نیز میزبان این تعداد بسیار زیاد از نیروهای آمریکایی باشند و از خطوط تدارکاتی آنها پشتیبانی کنند. البته بسیار بعید است که ترکیه، از چنین عملیاتی حمایت کند، و عراق نیز چنین نخواهد کرد. بنابراین ایالات متحده تنها گزینههای نامطلوب فرودهای آبی-خاکی بزرگ از کشورهای عربی خلیج فارس و یا حمله محدود از سمت آذربایجان را روی میز خواهد داشت.
در حال حاضر، هیچ یک از این کشورها، به حمله ایالات متحده به ایران چراغ سبز نشان نمیدهند، هرچند اگر جنگ ماهها طول بکشد و ایران خسارات قابل توجهی به آنها وارد کند، ممکن است این وضعیت تغییر کند.
ضمن اینکه آغاز یک حمله زمینی بزرگ به ایران به حمایت سیاسی قابل توجهی در داخل آمریکا نیز نیاز دارد. دولت ترامپ چارهای ندارد جز اینکه کنگره را قانع کند تا هزینههای دفاعی لازم و اختیارات جنگی برای چنین بسیج نیروی گستردهای تصویب کند.
اما این امر بعید است مگر اینکه ایران آسیب اقتصادی و نظامی شدیدی به ایالات متحده وارد کند تا افکار عمومی آمریکا را به نفع جنگ زمینی تمام عیار تغییر دهد.
با فرض اینکه ایالات متحده از این موانع متعدد عبور کند، تجمع صدها هزار نیرو و نیروهای پشتیبانی برای حمله آغاز کار خواهد بود. احتمالاً تمرکز بر فرودهای آبی-خاکی در امتداد سواحل ایران و تلاش برای به دست گرفتن کنترل برخی از شهرهای بزرگ ایران و خوزستان نفتخیز در امتداد مرز عراق خواهد بود.
در نهایت، هدف این خواهد بود که یا ارتش ایالات متحده یا متحدان نیابتی آن، کنترل تهران را به دست گیرند. چنین عملیاتی احتمالاً ماهها یا حتی سالها طول خواهد کشید، به خصوص اگر ایالات متحده به جای طی کردن مسیر طولانی از ساحل تا خود تهران، به یک نیروی نیابتی متکی باشد. این امر ایالات متحده را در یک پروژه درگیری و اشغال طولانی مدت در ایران گرفتار خواهد کرد که ممکن است سالها، اگر نگوئیم دههها، طول بکشد تا به پایان برسد.
در چنین شرایطی منابع نظامی ایالات متحده از اروپا و آسیا دور خواهد شد، تمرکز بر چین تضعیف خواهد شد و استراتژی اعلامن شده امنیت ملی آمریکا به بیراهه خواهد رفت. ضمن اینکه چنین کمپینی به مرور زمان حمایت افکار عمومی را نیز از دست خواهد داد.
ایالات متحده برای شکستدادن ارتش ایران، به صدها هزار نیروی ارتش، تفنگداران دریایی و واحدهای گارد ملی نیاز دارد. استقرار و آموزش این تعداد نیرو ماهها طول میکشد. یادمان باشد که بیش از شش ماه طول کشید تا بیش از 200 هزار سرباز در حمله ایالات متحده به عراق بسیج شوند. حمله به ایران به دلیل وسعت بیشتر و جغرافیای متنوعتر و پیچیدهتر، همراه با احتمال نیاز به فرودهای آبی-خاکی، پیچیدهتر خواهد بود.
ضمن اینکه کنگره ایالات متحده باید حمله زمینی به ایران را تصویب کند. دلیل این امر این است که چنین عملیات گستردهای از مهلت ۶۰ روزه تعیین شده توسط قانون اختیارات جنگی برای اقدام نظامی یکجانبه توسط رئیس جمهور فراتر خواهد رفت. البته ترامپ ممکن است چنین شرطی را نادیده بگیرد. اما این کار را بکند، بودجه کنگره برای عملیات نظامی به خطر خواهد افتاد و بحران سیاسی تازهای بین کنگره و کاخ سفید ایجاد خواهد شد
👍22👎2
بعید است که جمهوری اسلامی بدون تضمینهای امنیتی مبنی بر عدم از سرگیری حملات ایالات متحده و اسرائیل در آینده، با آتشبس موقت موافقت کند.
در صورت عدم دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک، ایالات متحده و اسرائیل به احتمال زیاد حملات علیه ایران را تشدید خواهند کرد، حتی اگر ترامپ مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران را به تعویق بیندازد، همانطور که در گذشته انجام داده است.
چنین تشدید تنشی میتواند انتقامجویی گستردهتر ایران علیه اهداف منطقهای، به ویژه زیرساختهای حیاتی و تجاری کشورهای خلیج فارس را به دنبال داشته باشد.
این روند میتواند اختلالات بازار انرژی و سایر بازارها را طولانیتر کند و احتمال دخالت مستقیم کشورهای خلیج فارس را در این درگیری افزایش دهد.
در صورت عدم دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک، ایالات متحده و اسرائیل به احتمال زیاد حملات علیه ایران را تشدید خواهند کرد، حتی اگر ترامپ مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران را به تعویق بیندازد، همانطور که در گذشته انجام داده است.
چنین تشدید تنشی میتواند انتقامجویی گستردهتر ایران علیه اهداف منطقهای، به ویژه زیرساختهای حیاتی و تجاری کشورهای خلیج فارس را به دنبال داشته باشد.
این روند میتواند اختلالات بازار انرژی و سایر بازارها را طولانیتر کند و احتمال دخالت مستقیم کشورهای خلیج فارس را در این درگیری افزایش دهد.
👍29👎2
پریسکوپ| آرمین منتظری🎙
بعید است که جمهوری اسلامی بدون تضمینهای امنیتی مبنی بر عدم از سرگیری حملات ایالات متحده و اسرائیل در آینده، با آتشبس موقت موافقت کند. در صورت عدم دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک، ایالات متحده و اسرائیل به احتمال زیاد حملات علیه ایران را تشدید خواهند کرد،…
ما هنوز نمیدانیم چه تضمینی در کار بوده که ایران با آتشبس موافقت کرده.
برخی معتقدند وتوی چین و روسیه در شورای امنیت مشروط به این بوده که ایران آتشبس را بپذیرد.
در هر صورت هنوز راه درازی و پیچیدهای در پیش است.
برخی معتقدند وتوی چین و روسیه در شورای امنیت مشروط به این بوده که ایران آتشبس را بپذیرد.
در هر صورت هنوز راه درازی و پیچیدهای در پیش است.
👍25
آتشبسی که وجود ندارد!
آتشبس دو هفتهای در جنگ حاصل شده اما با توجه به تجربه چند ساعته، این آتشبس به شدت شکننده است.
ضمن اینکه این آتشبس به هیچ عنوان موانع پیش پای ایران و آمریکا برای رسیدن به یک توافق پایدار را از میان برنداشته است.
این آتشبس نه براساس تضمین بلکه صرفا به واسطه یک مفاهمه اولیه و شکننده به دست آمده است.
بنابراین با فرض اینکه موانع توافق همچنان پابرجا است، شکست مذاکراتی که در پیش است، موجب خواهد شد به سرعت تنش دوباره تشدید شده و زیرساختهای حیاتی در سراسر منطقه هدف حملات قرار بگیرند.
روز 7 آوریل، دونالد ترامپ، پس از پیشنهادی که توسط پاکستان ارائه شد، آتشبس دو هفتهای با ایران را مشروط به بازگشایی کامل و فوری تنگه هرمز اعلام کرد. این آتشبس تنها چند ساعت قبل از مهلت قبلی درباره حمله به نیروگاههای برق و زیرساختهای غیرنظامی دیگر ایران، اعلام شد.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، پذیرش تهران را تأیید کرد و اعلام کرد که ایران عبور ایمن از تنگه را در طول آتشبس تضمین خواهد کرد. این فرصت دو هفتهای برای تسهیل مذاکرات به سمت یک توافق گستردهتر در نظر گرفته شده است.
قرار است مذاکرات ایالات متحده و ایران از 10 آوریل در اسلامآباد برگزار شود. اسرائیل نیز موافقت کردهاست که حملات خود را در ایران متوقف کند، اما اختلافات بر سر دامنه منطقهای آتشبس ایالات متحده و ایران همچنان ادامه دارد.
مقامات پاکستانی و ایرانی اعلام کردند که آتشبس لبنان، را هم شامل میشود اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفته که جنگ در لبنان ادامه خواهد یافت. سخنگوی کاخ سفید نیز اعلام کرد که لبنان بخشی از آتشبس نبوده است.
تاکنون، حزبالله از زمان آتشبس به اسرائیل یا نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان حمله نکرده ، با وجود اینکه اسرائیل پس از برقراری آتشبس، گستردهترین حمله خود را در سراسر لبنان، از جمله بیروت، پایتخت، آغاز کرد.
کویت و امارات متحده عربی هنوز از حملات موشکی و پهپادی ایران گزارش میدهند. مقامات کویتی اعلام کردهاند که در طول صبح با موج شدیدی از حملات مواجه شدهاند و حداقل ۲۸ پهپاد را رهگیری کردهاند که برخی از آنها زیرساختهای حیاتی، از جمله تأسیسات نفتی، نیروگاهها و کارخانههای آب شیرینکن را هدف قرار داده و خسارات قابل توجهی به بار آوردهاند.
وزارت دفاع امارات متحده عربی تأیید کرده که سیستمهای دفاع هواییاش به طور فعال موشکها و پهپادهای ایرانی را رهگیری میکنند.
بنابراین آنچه شما میبینید به اسم آتشبس است اما رسما صرفا نوعی توقف آتش است.
به نظر میرسد که خستگی از جنگ، آنهم درست در میانه یک مرحله تنش فوقالعاده بزرگ، طرفین را به سمت توقفی دو هفتهای سوق داده.
هدف چیست؟
مسیر برای مذاکره هموار شود.
نکته مهم این داینامیک این است که این آتشبس دو هفتهای پس از یک چرخه سریع تشدید تنش رخ داد که در آن ایالات متحده تهدید به گسترش حملات به زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله زیرساختهای انرژی و غیرنظامی مانند نیروگاهها، کرد.
ایران در پاسخ، آمادگی خود را برای گسترش اقدامات تلافیجویی در سراسر خلیج فارس و منطقه اعلام کرد. به این ترتیب، همه طرفهای درگیر در صورتی که جنگ ادامه مییافت، خود را برای خسارات فیزیکی و اقتصادی بسیار بیشتری آماده میکردند.
با وجود اینکه حملات ایالات متحده و اسرائیل به طور قابل توجهی تواناییهای نظامی و ساختارهای فرماندهی ایران را دچار آسیب کرده بود، اما ایران حملات موشکی و پهپادی زیادی را در سراسر منطقه ادامه داد و ظرفیت و توانایی خود را برای جذب حملات نشان داد.
بسته شدن تنگه هرمز فشار بر جریانهای انرژی جهانی را حفظ کرد و هزینههای اقتصادی و استراتژیک را به خصوص برای آمریکا و متحدان و شرکای آن افزایش داد. در مجموع، هر دو طرف در بحبوحه خستگی فزاینده سیاسی و عملیاتی وارد این توقف آتش شدند:
1- واشنگتن با خطرات درگیری عمیقتر منطقهای و پیامدهای اقتصادی روبرو بود
2- تهران در حال ایجاد تعادل بین تداوم تشدید تنشها با افزایش فشار داخلی و آسیب به زیرساختها بود.
فشارهای داخلی در ایالات متحده نیز احتمالاً زمینه آتشبس را شکل دادهاست. افزایش نگرانی افکار عمومی آمریکا در مورد هزینههای اقتصادی جنگ- به ویژه افزایش قیمت انرژی – در کنار واکنشهای سیاسی به تهدید روز ۷ آوریل ترامپ مبنی بر اینکه "امشب یک تمدن کامل خواهد مرد"، به افزایش فشار برای کاهش موقت تنش کمک کرده است.👇
آتشبس دو هفتهای در جنگ حاصل شده اما با توجه به تجربه چند ساعته، این آتشبس به شدت شکننده است.
ضمن اینکه این آتشبس به هیچ عنوان موانع پیش پای ایران و آمریکا برای رسیدن به یک توافق پایدار را از میان برنداشته است.
این آتشبس نه براساس تضمین بلکه صرفا به واسطه یک مفاهمه اولیه و شکننده به دست آمده است.
بنابراین با فرض اینکه موانع توافق همچنان پابرجا است، شکست مذاکراتی که در پیش است، موجب خواهد شد به سرعت تنش دوباره تشدید شده و زیرساختهای حیاتی در سراسر منطقه هدف حملات قرار بگیرند.
روز 7 آوریل، دونالد ترامپ، پس از پیشنهادی که توسط پاکستان ارائه شد، آتشبس دو هفتهای با ایران را مشروط به بازگشایی کامل و فوری تنگه هرمز اعلام کرد. این آتشبس تنها چند ساعت قبل از مهلت قبلی درباره حمله به نیروگاههای برق و زیرساختهای غیرنظامی دیگر ایران، اعلام شد.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، پذیرش تهران را تأیید کرد و اعلام کرد که ایران عبور ایمن از تنگه را در طول آتشبس تضمین خواهد کرد. این فرصت دو هفتهای برای تسهیل مذاکرات به سمت یک توافق گستردهتر در نظر گرفته شده است.
قرار است مذاکرات ایالات متحده و ایران از 10 آوریل در اسلامآباد برگزار شود. اسرائیل نیز موافقت کردهاست که حملات خود را در ایران متوقف کند، اما اختلافات بر سر دامنه منطقهای آتشبس ایالات متحده و ایران همچنان ادامه دارد.
مقامات پاکستانی و ایرانی اعلام کردند که آتشبس لبنان، را هم شامل میشود اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفته که جنگ در لبنان ادامه خواهد یافت. سخنگوی کاخ سفید نیز اعلام کرد که لبنان بخشی از آتشبس نبوده است.
تاکنون، حزبالله از زمان آتشبس به اسرائیل یا نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان حمله نکرده ، با وجود اینکه اسرائیل پس از برقراری آتشبس، گستردهترین حمله خود را در سراسر لبنان، از جمله بیروت، پایتخت، آغاز کرد.
کویت و امارات متحده عربی هنوز از حملات موشکی و پهپادی ایران گزارش میدهند. مقامات کویتی اعلام کردهاند که در طول صبح با موج شدیدی از حملات مواجه شدهاند و حداقل ۲۸ پهپاد را رهگیری کردهاند که برخی از آنها زیرساختهای حیاتی، از جمله تأسیسات نفتی، نیروگاهها و کارخانههای آب شیرینکن را هدف قرار داده و خسارات قابل توجهی به بار آوردهاند.
وزارت دفاع امارات متحده عربی تأیید کرده که سیستمهای دفاع هواییاش به طور فعال موشکها و پهپادهای ایرانی را رهگیری میکنند.
بنابراین آنچه شما میبینید به اسم آتشبس است اما رسما صرفا نوعی توقف آتش است.
به نظر میرسد که خستگی از جنگ، آنهم درست در میانه یک مرحله تنش فوقالعاده بزرگ، طرفین را به سمت توقفی دو هفتهای سوق داده.
هدف چیست؟
مسیر برای مذاکره هموار شود.
نکته مهم این داینامیک این است که این آتشبس دو هفتهای پس از یک چرخه سریع تشدید تنش رخ داد که در آن ایالات متحده تهدید به گسترش حملات به زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله زیرساختهای انرژی و غیرنظامی مانند نیروگاهها، کرد.
ایران در پاسخ، آمادگی خود را برای گسترش اقدامات تلافیجویی در سراسر خلیج فارس و منطقه اعلام کرد. به این ترتیب، همه طرفهای درگیر در صورتی که جنگ ادامه مییافت، خود را برای خسارات فیزیکی و اقتصادی بسیار بیشتری آماده میکردند.
با وجود اینکه حملات ایالات متحده و اسرائیل به طور قابل توجهی تواناییهای نظامی و ساختارهای فرماندهی ایران را دچار آسیب کرده بود، اما ایران حملات موشکی و پهپادی زیادی را در سراسر منطقه ادامه داد و ظرفیت و توانایی خود را برای جذب حملات نشان داد.
بسته شدن تنگه هرمز فشار بر جریانهای انرژی جهانی را حفظ کرد و هزینههای اقتصادی و استراتژیک را به خصوص برای آمریکا و متحدان و شرکای آن افزایش داد. در مجموع، هر دو طرف در بحبوحه خستگی فزاینده سیاسی و عملیاتی وارد این توقف آتش شدند:
1- واشنگتن با خطرات درگیری عمیقتر منطقهای و پیامدهای اقتصادی روبرو بود
2- تهران در حال ایجاد تعادل بین تداوم تشدید تنشها با افزایش فشار داخلی و آسیب به زیرساختها بود.
فشارهای داخلی در ایالات متحده نیز احتمالاً زمینه آتشبس را شکل دادهاست. افزایش نگرانی افکار عمومی آمریکا در مورد هزینههای اقتصادی جنگ- به ویژه افزایش قیمت انرژی – در کنار واکنشهای سیاسی به تهدید روز ۷ آوریل ترامپ مبنی بر اینکه "امشب یک تمدن کامل خواهد مرد"، به افزایش فشار برای کاهش موقت تنش کمک کرده است.👇
👍7
در ساعات پس از اعلامیههای ایالات متحده و ایران، هر دو طرف ادعا کردهاند که در جنگ تقریباً شش هفتهای به موفقیتهایی دست یافتهاند. ایالات متحده بر آسیب به داراییهای نظامی، ظرفیت صنعتی و ترور رهبران و فرماندهان ارشد اشاره کرده. ایران نیز میتواند بگوید که سیستم را حفظ کرده و اجازه نداده اهداف اولیه جنگ محقق شود و در به موازات آن کارزاری فرشایسی علیه کشورهای خلیج فارس، ایالات متحده و اسرائیل به راه انداخته است.
حال قرار است در مذاکرات چه رخ دهد؟
احتمالا هدف اولیه، تبدیل به توقف آتش تاکتیکی به یک توافق پایدارتر است.
اما با توجه به شکافهای مداوم در مواضع اصلی هر دو طرف، احتمال دستیابی به یک توافق جامع همچنان پایین است.
موانع بزرگی بر سر راه یک توافق صلح پایدار وجود دارد. هر دو طرف با تفاسیر متفاوتی از دامنه و تعهداتشان از آتشبس، به ویژه اینکه آیا کاهش تنش به مناطقی مانند لبنان گسترش مییابد و چگونه تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد، وارد این آتشبس شدند.
عوامل کلیدی همچنان حل نشده باقی ماندهاند.
از جمله سازوکارها و ضمانتهای امنیتی برای بازگشایی تنگه هرمز، میزان کاهش تحریمها برای ایران و اینکه آیا برنامه موشکی و ذخایر اورانیوم غنیشده تهران مشمول محدودیتهای معناداری خواهد بود یا خیر.
علاوه بر این، هر دو طرف ادعای پیروزی بر دیگری را دارند، بنابراین احتمالاً با خواستههای حداکثری که احتمالاً مانع پیشرفت مذاکرات میشود، وارد مذاکره خواهند شد.
علاوه بر این، اسرائیل احتمالاً با هرگونه توافقی که طی آن فضای استراتژیک به ایران واگذار شود، مخالفت خواهد کرد و یا به طور فعال آن را تضعیف خواهد کرد، به ویژه اگر این توافق، معماری بازدارندگی تهران یا جایگاه منطقهای ایران مانند حمایت از گروههای نیابتی منطقهای را حفظ کند.
این امر خطر اقدام یکجانبه اسرائیل را که میتواند مذاکرات را مختل کند، افزایش میدهد.
حتی اگر هر دو طرف بر این چالشها غلبه کنند و به توافق برسند، این توافق بسیار شکننده و در معرض فروپاشی خواهد بود، به ویژه که جریاناتی خاص در ایران در طول جنگ، نفوذ خود را بر سیاستگذاریها بیشتر تثبیت کردهاند.
پیشنهاد ایران شامل لغو کامل تحریمها، اعمال عوارض از سوی تهران بر کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند و آتشبس سراسری در منطقه که در سراسر صحنه نبرد از جمله لبنان گسترش مییابد، میشود. ترامپ گفته این طرح «به اندازه کافی خوب نیست» اما در هر صورت هوز «گامی مهم» است. معنای این حزرف همسویی جزئی است در عین اینکه شکافهای اساسی در مورد خواستههای اصلی آمریکا وجود دارد.
حتی اگر فرض کنیم که دولت ترامپ آماده ارائه لغو کامل تحریمها باشد، این روند با موانع بوروکراتیک و قانونی قابل توجهی روبرو خواهد بود.
به ویژه به دلیل اینکه برخی از لغو تحریمها نیاز به تأیید کنگره دارند.
بعید است ایالات متحده هیچ توافقی را که عملاً کنترل تنگه هرمز را بدون یک چارچوب معتبر و قابل اجرا به ایران واگذار کند، بپذیرد، به ویژه با توجه به نقش این تنگه در امنیت انرژی جهانی و هنجارهای قانونی پیرامون ترانزیت آزاد. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا ایران،که نفوذ فعلی خود بر تنگه را یک مزیت استراتژیک میداند و قصد خود را برای نهادینه کردن این کنترل از طریق هزینههای دسترسی و ترانزیت نشان داده - با تضعیف این موقعیت در توافق نهایی موافقت خواهد کرد یا خیر.
معنایش این است که مسئله تنگه حالا یه فهرست اصلیترین موضوعات مذاکره میان ایران و آمریکا افزوده شده است.
از من بپرسید من میگویم که بعید است که در دنیای بعداز جنگ، ایران به طور یکجانبه کنترلی بر تنگه داشته باشد. احتمالا ایران مجبور خواهد شد به عنوان عضوی از یک ساختار چندجانبه در کنترل تنگه مشارکت داشته باشد.
و اما نکته بعدی
موشکهای بالستیک همچنان یک نقطه اختلاف اصلی خواهند بود و بعید است که ایران محدودیتهای معناداری را بر برد یا قابلیتهای موشکی خود بپذیرد، به ویژه اینکه این سیستمها پس از تضعیف مداوم نیروهای متعارف در ایران، یکی از عوامل بازدارنده اصلی را تشکیل میدهند. مذاکرات گذشته و فعلی نشان میدهد که ایران همواره با برنامه موشکی خود به عنوان یک موضوع غیرقابل مذاکره رفتار میکند.
ابهام در مورد اینکه آیا لبنان مشمول آتشبس میشود یا خیر، آسیبپذیری ساختاری در این توقف آتشبس دو هفتهای ایجاد میکند بنابراین اسرائیل میتواند از آن برای تضعیف توافق استفاده کند. اگر ایران بدون ایجاد توقف آتش در لبنان، به این توافق پایبند بماند، خطر کنار گذاشتن حزبالله را پذیرفته است.👇
حال قرار است در مذاکرات چه رخ دهد؟
احتمالا هدف اولیه، تبدیل به توقف آتش تاکتیکی به یک توافق پایدارتر است.
اما با توجه به شکافهای مداوم در مواضع اصلی هر دو طرف، احتمال دستیابی به یک توافق جامع همچنان پایین است.
موانع بزرگی بر سر راه یک توافق صلح پایدار وجود دارد. هر دو طرف با تفاسیر متفاوتی از دامنه و تعهداتشان از آتشبس، به ویژه اینکه آیا کاهش تنش به مناطقی مانند لبنان گسترش مییابد و چگونه تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد، وارد این آتشبس شدند.
عوامل کلیدی همچنان حل نشده باقی ماندهاند.
از جمله سازوکارها و ضمانتهای امنیتی برای بازگشایی تنگه هرمز، میزان کاهش تحریمها برای ایران و اینکه آیا برنامه موشکی و ذخایر اورانیوم غنیشده تهران مشمول محدودیتهای معناداری خواهد بود یا خیر.
علاوه بر این، هر دو طرف ادعای پیروزی بر دیگری را دارند، بنابراین احتمالاً با خواستههای حداکثری که احتمالاً مانع پیشرفت مذاکرات میشود، وارد مذاکره خواهند شد.
علاوه بر این، اسرائیل احتمالاً با هرگونه توافقی که طی آن فضای استراتژیک به ایران واگذار شود، مخالفت خواهد کرد و یا به طور فعال آن را تضعیف خواهد کرد، به ویژه اگر این توافق، معماری بازدارندگی تهران یا جایگاه منطقهای ایران مانند حمایت از گروههای نیابتی منطقهای را حفظ کند.
این امر خطر اقدام یکجانبه اسرائیل را که میتواند مذاکرات را مختل کند، افزایش میدهد.
حتی اگر هر دو طرف بر این چالشها غلبه کنند و به توافق برسند، این توافق بسیار شکننده و در معرض فروپاشی خواهد بود، به ویژه که جریاناتی خاص در ایران در طول جنگ، نفوذ خود را بر سیاستگذاریها بیشتر تثبیت کردهاند.
پیشنهاد ایران شامل لغو کامل تحریمها، اعمال عوارض از سوی تهران بر کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند و آتشبس سراسری در منطقه که در سراسر صحنه نبرد از جمله لبنان گسترش مییابد، میشود. ترامپ گفته این طرح «به اندازه کافی خوب نیست» اما در هر صورت هوز «گامی مهم» است. معنای این حزرف همسویی جزئی است در عین اینکه شکافهای اساسی در مورد خواستههای اصلی آمریکا وجود دارد.
حتی اگر فرض کنیم که دولت ترامپ آماده ارائه لغو کامل تحریمها باشد، این روند با موانع بوروکراتیک و قانونی قابل توجهی روبرو خواهد بود.
به ویژه به دلیل اینکه برخی از لغو تحریمها نیاز به تأیید کنگره دارند.
بعید است ایالات متحده هیچ توافقی را که عملاً کنترل تنگه هرمز را بدون یک چارچوب معتبر و قابل اجرا به ایران واگذار کند، بپذیرد، به ویژه با توجه به نقش این تنگه در امنیت انرژی جهانی و هنجارهای قانونی پیرامون ترانزیت آزاد. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا ایران،که نفوذ فعلی خود بر تنگه را یک مزیت استراتژیک میداند و قصد خود را برای نهادینه کردن این کنترل از طریق هزینههای دسترسی و ترانزیت نشان داده - با تضعیف این موقعیت در توافق نهایی موافقت خواهد کرد یا خیر.
معنایش این است که مسئله تنگه حالا یه فهرست اصلیترین موضوعات مذاکره میان ایران و آمریکا افزوده شده است.
از من بپرسید من میگویم که بعید است که در دنیای بعداز جنگ، ایران به طور یکجانبه کنترلی بر تنگه داشته باشد. احتمالا ایران مجبور خواهد شد به عنوان عضوی از یک ساختار چندجانبه در کنترل تنگه مشارکت داشته باشد.
و اما نکته بعدی
موشکهای بالستیک همچنان یک نقطه اختلاف اصلی خواهند بود و بعید است که ایران محدودیتهای معناداری را بر برد یا قابلیتهای موشکی خود بپذیرد، به ویژه اینکه این سیستمها پس از تضعیف مداوم نیروهای متعارف در ایران، یکی از عوامل بازدارنده اصلی را تشکیل میدهند. مذاکرات گذشته و فعلی نشان میدهد که ایران همواره با برنامه موشکی خود به عنوان یک موضوع غیرقابل مذاکره رفتار میکند.
ابهام در مورد اینکه آیا لبنان مشمول آتشبس میشود یا خیر، آسیبپذیری ساختاری در این توقف آتشبس دو هفتهای ایجاد میکند بنابراین اسرائیل میتواند از آن برای تضعیف توافق استفاده کند. اگر ایران بدون ایجاد توقف آتش در لبنان، به این توافق پایبند بماند، خطر کنار گذاشتن حزبالله را پذیرفته است.👇
👍9👎1
با این حال، امتناع از پیشبرد توافق بدون مشارکت لبنان، احتمال فروپاشی کامل توافق را افزایش میدهد، نتیجهای که با موضع اسرائیل مبنی بر ادامه عملیات علیه حزبالله صرف نظر از وقفه بین ایالات متحده و ایران همسو است.
بنابراین حالا تهران با یک دوراهی مواجه است.
شکست مذاکرات آتشبس احتمالاً باعث از سرگیری سریع خصومتها با سقف تشدید بالاتر، شامل هدف قرار دادن سیستماتیک زیرساختهای حیاتی از جمله شبکههای انرژی، برق و آب در سراسر منطقه، خواهد شد. شکست در مذاکرات بین دو طرف احتمالاً آنها را به سمت تشدید قابل توجه مجموعه اهداف سوق خواهد داد، زیرا هر دو طرف به دنبال به حداکثر رساندن خسارت برای وادار کردن یکدیگر به توقف خصومتها خواهند بود.
هر دو طرف مجموعه اهداف قابل توجهی را حفظ میکنند که منطقه را بیشتر بیثبات کرده و اقتصاد جهانی را تهدید میکند. در صورت شکست مذاکرات، ایالات متحده احتمالاً سعی خواهد کرد با حملات هوایی شدید به نیروگاههای برق ایران، زیرساختهای حیاتی مانند کارخانههای آب شیرینکن و سایر اهداف غیرنظامی، تهران را مجبور به تسلیم کند.
ایالات متحده احتمالاً با توجه به اینکه تمام تجهیزات نظامی مورد نیاز خود را تا دو هفته دیگر در منطقه مستقر خواهد کرد، احتمال عملیات زمینی در ایران را بیشتر بررسی خواهد کرد. از سوی دیگر، ایران احتمالاً تلاشهای خود را برای گسترش و اعمال اختلال پایدارتر در تنگه هرمز تشدید خواهد کرد و خطرات را برای کشتیرانی جهانی و بازارهای انرژی افزایش خواهد داد.
ایران احتمالاً حملات موشکی و پهپادی را در سراسر خلیج فارس، از جمله به اهداف حساس انرژی، تشدید خواهد کرد و به طور بالقوه کشورهای منطقه را مستقیماً وارد درگیری خواهد کرد، قیمت جهانی انرژی را افزایش میدهد و خسارات اقتصادی شدیدی ایجاد خواهد کرد. چنین حملاتی متناسب با اقدامات ایالات متحده یا اسرائیل خواهد بود، به این معنی که حمله به زیرساختهای حیاتی ایران احتمالاً با حمله به زیرساختهای خلیج فارس پاسخ داده خواهد شد.
به موازات آن، متحدان منطقهای ایران در لبنان، عراق و یمن نیز احتمالاً حملات خود را تشدید خواهند کرد. برای مثال، حوثیها تاکنون فقط به اسرائیل حمله کردهاند، اما در یک سناریوی فرضی تشدید تنش، ایران احتمالاً این گروه را تحت فشار قرار خواهد داد تا تنگه حیاتی باب المندب را مختل کند و علاوه بر اختلال در تنگه هرمز، فشار بر تجارت جهانی و اقتصادی را نیز تشدید کند.
یکی دیگر از مسیرهای محتمل در صورت شکست مذاکرات، تصمیم ایالات متحده برای خروج از جنگ بدون توافق رسمی است.
با این ارزیابی که اهداف اصلی آمریکا یعنی تضعیف برنامه هستهای، قابلیتهای موشکهای بالستیک و زیرساختهای نظامی گستردهتر ایران قبلاً به اندازه کافی محقق شده است.
بنابراین ممکن است ایران را در همین وضعیت نگه دارد و گزینه شروع مجدد حملات را در پاسخ به هرگونه تهدید جدید یا قریبالوقوع حفظ کند.
نکته قابل توجه این است که تصمیمگیران ارشد در آمریکا و ایران، نتیجه فعلی را به عنوان پیروزی جلوه میدهند و این احتمال را تقویت که هر دو طرف ممکن است انگیزه محدودی برای دادن امتیازات بیشتر در یک توافق جامع داشته باشند.
علیرغم آتشبس، شرکتهای کشتیرانی و کشتیهای تجاری همچنان بسیار محتاط هستند و الگوهای عادی حمل و نقل از طریق تنگه هرمز را تا زمانی که عدم قطعیت ادامه دارد، از سر نگرفتهاند. این یعنی اعتماد کم به دوام و شفافیت آتشبس است. هرگونه نشانهای از شکست مذاکرات یا تشدید مجدد تنشها احتمالاً باعث جلوگیری بیشتر از تردد، افزایش حق بیمه و تشدید اختلالات در ترافیک دریایی، به ویژه در تنگه هرمز و مسیرهای مجاور آن خواهد شد. اجرای کامل سیستم عوارض توسط ایران برای عبور کشتیها، احتمالاً باعث جلوگیری بیشتر تردد برخی از کشتیها خواهد شد.
بنابراین حالا تهران با یک دوراهی مواجه است.
شکست مذاکرات آتشبس احتمالاً باعث از سرگیری سریع خصومتها با سقف تشدید بالاتر، شامل هدف قرار دادن سیستماتیک زیرساختهای حیاتی از جمله شبکههای انرژی، برق و آب در سراسر منطقه، خواهد شد. شکست در مذاکرات بین دو طرف احتمالاً آنها را به سمت تشدید قابل توجه مجموعه اهداف سوق خواهد داد، زیرا هر دو طرف به دنبال به حداکثر رساندن خسارت برای وادار کردن یکدیگر به توقف خصومتها خواهند بود.
هر دو طرف مجموعه اهداف قابل توجهی را حفظ میکنند که منطقه را بیشتر بیثبات کرده و اقتصاد جهانی را تهدید میکند. در صورت شکست مذاکرات، ایالات متحده احتمالاً سعی خواهد کرد با حملات هوایی شدید به نیروگاههای برق ایران، زیرساختهای حیاتی مانند کارخانههای آب شیرینکن و سایر اهداف غیرنظامی، تهران را مجبور به تسلیم کند.
ایالات متحده احتمالاً با توجه به اینکه تمام تجهیزات نظامی مورد نیاز خود را تا دو هفته دیگر در منطقه مستقر خواهد کرد، احتمال عملیات زمینی در ایران را بیشتر بررسی خواهد کرد. از سوی دیگر، ایران احتمالاً تلاشهای خود را برای گسترش و اعمال اختلال پایدارتر در تنگه هرمز تشدید خواهد کرد و خطرات را برای کشتیرانی جهانی و بازارهای انرژی افزایش خواهد داد.
ایران احتمالاً حملات موشکی و پهپادی را در سراسر خلیج فارس، از جمله به اهداف حساس انرژی، تشدید خواهد کرد و به طور بالقوه کشورهای منطقه را مستقیماً وارد درگیری خواهد کرد، قیمت جهانی انرژی را افزایش میدهد و خسارات اقتصادی شدیدی ایجاد خواهد کرد. چنین حملاتی متناسب با اقدامات ایالات متحده یا اسرائیل خواهد بود، به این معنی که حمله به زیرساختهای حیاتی ایران احتمالاً با حمله به زیرساختهای خلیج فارس پاسخ داده خواهد شد.
به موازات آن، متحدان منطقهای ایران در لبنان، عراق و یمن نیز احتمالاً حملات خود را تشدید خواهند کرد. برای مثال، حوثیها تاکنون فقط به اسرائیل حمله کردهاند، اما در یک سناریوی فرضی تشدید تنش، ایران احتمالاً این گروه را تحت فشار قرار خواهد داد تا تنگه حیاتی باب المندب را مختل کند و علاوه بر اختلال در تنگه هرمز، فشار بر تجارت جهانی و اقتصادی را نیز تشدید کند.
یکی دیگر از مسیرهای محتمل در صورت شکست مذاکرات، تصمیم ایالات متحده برای خروج از جنگ بدون توافق رسمی است.
با این ارزیابی که اهداف اصلی آمریکا یعنی تضعیف برنامه هستهای، قابلیتهای موشکهای بالستیک و زیرساختهای نظامی گستردهتر ایران قبلاً به اندازه کافی محقق شده است.
بنابراین ممکن است ایران را در همین وضعیت نگه دارد و گزینه شروع مجدد حملات را در پاسخ به هرگونه تهدید جدید یا قریبالوقوع حفظ کند.
نکته قابل توجه این است که تصمیمگیران ارشد در آمریکا و ایران، نتیجه فعلی را به عنوان پیروزی جلوه میدهند و این احتمال را تقویت که هر دو طرف ممکن است انگیزه محدودی برای دادن امتیازات بیشتر در یک توافق جامع داشته باشند.
علیرغم آتشبس، شرکتهای کشتیرانی و کشتیهای تجاری همچنان بسیار محتاط هستند و الگوهای عادی حمل و نقل از طریق تنگه هرمز را تا زمانی که عدم قطعیت ادامه دارد، از سر نگرفتهاند. این یعنی اعتماد کم به دوام و شفافیت آتشبس است. هرگونه نشانهای از شکست مذاکرات یا تشدید مجدد تنشها احتمالاً باعث جلوگیری بیشتر از تردد، افزایش حق بیمه و تشدید اختلالات در ترافیک دریایی، به ویژه در تنگه هرمز و مسیرهای مجاور آن خواهد شد. اجرای کامل سیستم عوارض توسط ایران برای عبور کشتیها، احتمالاً باعث جلوگیری بیشتر تردد برخی از کشتیها خواهد شد.
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سخنگوی کاخ سفید: طرح ۱۰ مادهای ایران غیرقابل قبول است
لویت مدعی شد:
🔹️طرح ۱۰ مادهای ایران غیر قابل قبول است؛ این ایده که رئیسجمهور ترامپ فهرست خواستههای ایران را به عنوان یک توافق بپذیرد، کاملاً پوچ و بیمعنی است.
#بینالملل
@EtemadOnline
لویت مدعی شد:
🔹️طرح ۱۰ مادهای ایران غیر قابل قبول است؛ این ایده که رئیسجمهور ترامپ فهرست خواستههای ایران را به عنوان یک توافق بپذیرد، کاملاً پوچ و بیمعنی است.
#بینالملل
@EtemadOnline
👍7👎3
روز دوشنبه اپیزودی تقریبا جامع درباره جنگ در کستباکس منتشر خواهد شد.
استثنائا بخشهای کوچک از هر اپیزودی که درباره جنگ در کانال اختصاصی پادکست منتشر شده را انتخاب خواهم کرد و در پایان یک جمعبندی ارائه خواهم کرد.
استثنائا بخشهای کوچک از هر اپیزودی که درباره جنگ در کانال اختصاصی پادکست منتشر شده را انتخاب خواهم کرد و در پایان یک جمعبندی ارائه خواهم کرد.
👍35
I'm hooked on اپیزود 135/ برآورد استراتژیک جنگ تا امروز on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/932406762
d.castbox.fm
Best free podcast app for Apple iOS and Android | Let words move you
Millions of podcasts for all topics. Listen to the best free podcast on Android, Apple iOS, Amazon Alexa, Google Home, Carplay, Android Auto, PC. Create...
👍5